منو

گفتمان سیاسی یا لجن پراکنی و ترور شخصیت – داریوش مجلسی

قبل از هر چیز و برای رفع هرگونه سوء تفاهمی مایل بودم اول مواضع شخص خودم را توضیح دهم. من اصولا به هیچ یک از سازماندهی ها و گروه بندی هائی که در خارج کشور صورت میگیرد نه اعتقادی و نه علاقه ای دارم. مضافا به اینکه جامعه مدنی و فرهنگی ایران به سمت و سوئی میرود که تحت تاثیر اینگونه آلترناتیوهای صوری خارج کشوری قرار نخواهد گرفت. این حرکت شورای مدیریت گذر با وجود اینکه خودشان آنرا درونمرزی تلقی میکنند از نظر من یک حرکت صد در صد خارج کشوریست و بهمین دلیل هم شانس موفقیتی برای آن نمیبینم. حالا بگذریم که درباره اهداف و ایده هایشان هم مشکل زیاد دارم.

اینرا در اول کلام برای رفع هرگونه سوء تفاهمی روشن و واضح توضیح دادم. حالا که اخبار مربوط به این شورا فروکش کرده اگر بعقب نگاه کنیم متاسفانه جای یک گفتمان سیاسی بر مبنای منطق، دور از لجن پراکنی را بسیار خالی میبینیم.

من شخصا برای آقای شریعتمداری احترام قائلم و همینطور برای آقای شهریار آهی که آنها را از نزدیک نیز میشناسم ولی این دلیلی بر آن نیست که اهدافی را که ارائه داده اند نیز قبول داشته باشم و مرز بندی با آنها نداشته باشم. در شلوغی و جنجالی که برپا شد بسیاری از مرزهای اخلاقی و ادب سیاسی بزیر پا رفت و جو از یک گفتمان و دیالوگ سیاسی به لجن پاشی و ترور شخصیت تبدیل گردید. بسیار متاسف شدم وقتی از چپ و راست انسانهای شریفی مانند شریعتمداری، آهی و خانم شرفکندی را خائن و تجزیه طلب نامیدند. من کسی را در این جمع مشاهده نکردم که شایسته اتهام تجزیه طلبی باشد. بله، نکاتی در انتشارات این شورا در رابطه با فدرالیسم و مسائل قومی و فرهنگی بچشم میخورد که میتوانست درشرایط حساس نقطه شروع گزک هائی برای ادعاهای جدائی طلبانه باشد. ولی بجای ایجاد یک بحث محتوائی، رفتند و در گذشته شهریار آهی کنکاش کردند و بعضی گفته های او را در گذشته، نشانی از جدائی طلبی او دانستند ولی به بخش بزرگی از دوران فعالیت های او که در جهت سکولاریسم، دموکراسی خواهی و تمامیت ارضی سرزمینمان بود توجهی نشد ولی جائی فریاد من بهوا رفت که شخصیتی در حد آقای دکتر محمد امینی، شخصیتی که میتوان او راصاحبنظر در تاریخ نهضت ملی ایران دانست، بر خلاف ضوابط سیاسی و اخلاقی در برنامه تلویزیونی “یک کلمه”  فریادش بهوا میرود که آقای شریعتمداری سید است و چندین بار کوشش کرد با خلط مبحث و اشاره به پدر و اجداد شریعتمداری سید بودن او را در تضاد با سکولاریسم بداند. از همه عجیب تر اینکه با اشاره به گفته شریعتمداری که مخالف حکومت موروثی است باز برای چندمین بار سید بودن فرد را موروثی دانست و کوشش کرد با این مقایسه غلط و اشتباه شریعتمداری را وارث عنوانهای سیدی اجدادش بداند و باصطلاح بگوید شریعتمداری گفته هایش نقض غرض و در تضاد با واقعیت های خانوادگی اوست. هر چه فکر کردم سر از این مقایسه بند تنبانی در نیاوردم. حسن شریعتمداری خودش را بارها سید نامیده بنا بر این برای اثبات کردن سید بودن او نیازی به شاهد آوردن از پدر و اجدادش نبود. اختلاف نظر با شورای مدیریت دوران گذر نباید باعث اهانت به آیت الله شریعتمداری و نفی مبارزات او بر علیه خمینی و ولایت فقیه گردد در حالی که آیت الله شریعتمداری بهای سنگینی بخاطر مواضع ضد خمینی که اتخاذ کرده بود پرداخت. اصولا چه لزومی دارد که به خاطر مخالفت با عقاید یک فرد پدرش را که قربانی مخالفت با خمینی گردید به میان آورد. کاش گاف های آقای امینی بهمین جا منتهی میشد. ایشان ناگهان گریز به صحرای کربلا میزنند و پای جبهه ملی را بمیان میکشند.

وی در برنامه خود میگوید اطلاع دارد که افرادی از جبهه ملی مایل به شرکت در این برنامه بوده اند و بعد ها نامشان را افشا خواهد کرد. او با این نوع تهمت زنی باعث میشود که همه همدیگررا مظنون بدانند. خب، اگر اسم میدانی پس بگو. ثانیا منظورت از “مایل به شرکت” چیست؟ دو نفر نامشان از همان اوایل ذکر میشد. یکی هوشنگ کردستانی که خودش علنا هرگونه شرکت خودش را در این شورا تکذیب نمود. دیگری هم کورش زعیم بود. زعیم سالهاست که سناریوی وحشتناکی را برای آینده ایران پیش بینی میکند وسلسله پیشنهاداتی را برای مقابله با این فاجعه طی سلسله مقالاتی مطرح و منتشر کرده. زعیم از جمله افرادی بود که برای شرکت در این برنامه دعوت شده بود. او از همان اول مخالفت خود را با مواضع این جمع اعلام داشت و در عوض متن پیشنهادی خودش را به آقای شریعتمداری پیشنهاد مینمود. او پیامی نیز برای نشست لندن نوشته بود که با مخالفت شورای مرکزی جبهه ملی ششم روبرو شد. او هم در پیامی بسیار مودبانه و در عین حال سیاسی با مواضعی که در شورای مدیریت در رابطه با فدرالیسم، زبان مادری و مسائل قومی مطرح شده بود مخالفت کرد. علاوه بر این شورای مرکزی جبهه ملی ششم نیز در اعلامیه جداگانه ای با مواضعی که در نوشته های این شورا مطرح شده بود مخالفت نمود و آنرا بر خلاف منافع ملی ایران دانست.آنچه را که شخصا در مواضع کورش زعیم و شورای مرکزی پسندیدم متن سیاسی و متین هر دو نامه و بیانیه بود که در عین توضیح شفاف مواضع جبهه ملی ششم، از هرگونه نامبردن از اشخاص و افراد خودداری شده بود و از معدود بیانیه ها و یا مخالفت هائی بود که با الهام از رسم و رسوم و فرهنگ  جبهه ملی، از گذشته تا کنون، فقط به محتوا پرداخته بودند و اثری از ترور شخصیت و لجن پراکنی نبود.

https://akhbar-rooz.com/?p=11205 لينک کوتاه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بایگانی‌ها
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: