چگونه مدافعان سرسخت سرمایه داری، از آن درمقابل انتقاد دفاع می کنند؟ – ریچارد ولف، ترجمه: پروین اشرفی

مریدان سرمایه داری می توانند انواع انتقادها را نسبت به سرمایه داری واقعا موجود بپذیرند. آنها همچنین می توانند نابرابری ها، بی ثباتی ها و بی عدالتی های آن را تقبیح کنند. اما، آنها توضیح می دهند که آن نوع واقعا موجود، فاقد بازار ...
گل ها از خاکستر سرمایه داری رشد خواهند کرد

مریدان سرمایه داری می توانند انواع انتقادها را نسبت به سرمایه داری واقعا موجود بپذیرند. آنها همچنین می توانند نابرابری ها، بی ثباتی ها و بی عدالتی های آن را تقبیح کنند. اما، آنها توضیح می دهند که آن نوع واقعا موجود، فاقد بازار کاملا “آزاد” است. آنها سیاست هایی را درخواست می کنند که اقتصاد را از یک نوع سرمایه داری تنظیم شده توسط دولت، به نوعی از”بازار آزاد”ی که مورد ترجیح آنهاست، تغییر بدهد. بدین ترتیب قهرمانان نوع “رقابتی” سرمایه داری، می توانند به منتقدان نوع انحصاری آن بپیوندند. آنها بیماری های اجتماعی “سرمایه داری انحصاری” را به صفت آن – یعنی به انحصار – نسبت می دهند نه به اسم، یعنی به خود سرمایه داری

هر چه قربانیان و منتقدان سرمایه داری بیشتر با هم در آمیخته و نتیجتا یکدیگر را تقویت کنند، سیستم اقتصادی نیز بیشتر مورد تردید و چالش قرار می گیرد. این امر به نوبه خود مدافعان سرمایه داری را تحریک می کند. آنها بطور فزاینده ای به پیوستن صفات معینی به سرمایه داری و منحرف کردن انتقادات از آن، متوسل می شوند. آنها می گویند سرمایه داری ای که از  آن دفاع می کنند، نوع خاصی از سرمایه داری است. حمایت آنها منوط به پیوستن یا عدم پیوستن صفات خاصی به سرمایه داری می باشد. به عنوان مثال آیا این سرمایه داری “بازار آزاد” است (با دخالت حداقل و یا عدم دخالت دولت)؟ و به همین ترتیب، آیا این سرمایه داری دارای صفات کاملا رقابتی، آگاهانه، دلسوزانه است، دارای مسئولیت اجتماعی، مترقی یا واجد صفات دیگری می باشد؟ مدافعان سرمایه داری، آن نوعی از سرمایه داری را مورد انتقاد قرار می دهند که فاقد آن صفات معینی است که برای آنها دارای بیشترین اهمیت است. بسیاری از مدافعان یک گام فراتر می روند: انواع سرمایه داری ای که فاقد آن صفات می باشند، اصلا “واقعا” سرمایه داری نیستند.

بکار گیری صفات معینی جهت متمایز ساختن انواع سرمایه داری، مدافعان را مجاز می کند تا برخی از انواع انتقادات مطروحه به سرمایه داری را بپذیرند. به گفته مدافعان، آن انتقادها فقط به انواع خاصی از سرمایه داری وارد است که خود نیز آنها را به نفع نوع دیگری از سرمایه داری مورد ترجیح شان، رد می کنند. ایراداتی که منتقدان سرمایه داری به آن اشاره می کنند، نه به ایراد به نفس سرمایه داری، بلکه (متأسفانه) ترجیحا به ایراد به نوع سرمایه داری فعلا موجود تبدیل می شود. این مدافعان سپس می توانند توجه ما را به تغییر از یک نوع سرمایه داری به نوع دیگر آن معطوف نمایند. با تغییر به نوع دیگری از سرمایه داری – که با استفاده از صفات مختلفی تعیین شده است – نقائص مورد انتقاد ناپدید خواهند شد.

با چنین استدلالی، بعنوان مثال مریدان سرمایه داری می توانند انواع انتقادها را نسبت به سرمایه داری واقعا موجود بپذیرند. آنها همچنین می توانند نابرابری ها، بی ثباتی ها و بی عدالتی های آن را تقبیح کنند. اما، آنها توضیح می دهند که آن نوع واقعا موجود، فاقد بازار کاملا “آزاد” است. آنها سیاست هایی را درخواست می کنند که اقتصاد را از یک نوع سرمایه داری تنظیم شده توسط دولت، به نوعی از”بازار آزاد”ی که مورد ترجیح آنهاست، تغییر بدهد. بدین ترتیب قهرمانان نوع “رقابتی” سرمایه داری، می توانند به منتقدان نوع انحصاری آن بپیوندند. آنها بیماری های اجتماعی “سرمایه داری انحصاری” را به صفت آن – یعنی به انحصار – نسبت می دهند نه به اسم، یعنی به خود سرمایه داری. راه حل آنها بدین گونه است: گام های ضداعتماد بردارید تا یک سرمایه داری رقابتی، یعنی نوع مورد ترجیح آنها را ایجاد کنید. ترقی خواهان یا هواداران “مسئولیت اجتماعی” نیز با استفاده از صفات، در میان مدافعان سرمایه داری گنجانده شده اند. آنها سرمایه داری سود محور را نوعی از سرمایه داری می دانند که باعث انواع بیماری های اجتماعی می شود. به زعم آنها یک نوع دیگری از سرمایه داری می تواند آن بیماری ها را، با افزودن مسئولیت اجتماعی به اهداف و معیارهای موفقیت سرمایه داران، رفع نماید. این نوع سرمایه داری “دلسوزانه”، نشان دهنده همان دنیای بهتری است که آنها به دنبال آن می باشند.

برای مدافعان، قرار دادن صفات قبل از کلمه “سرمایه داری”، هسته اصلی “مناسبات تولید” را از انتقاد دور می دارد. صفت در کانون توجه تحلیل قرار می گیرد، نه اسم

برای مدافعان، قرار دادن صفات قبل از کلمه “سرمایه داری”، هسته اصلی “مناسبات تولید” را از انتقاد دور می دارد. صفت در کانون توجه تحلیل قرار می گیرد، نه اسم. این اسم، یعنی سرمایه داری، رابطه کارفرما و کارگر است که ساختار بنگاه های اقتصادی تولید کالاها و خدمات را، برای حفظ اقتصاد و در نتیجه جامعه، فراهم می کند. سرمایه داری فی نفسه با نحوه سازماندهی تولید تعریف می شود. رابطه کارفرما و کارگر چیزی است که آن را از رابطه ارباب و برده در سیستم های تولیدی برده داری، از رابطه ارباب و رعیت در اقتصادهای فئودالی، از ساختار اقتصادی خوداشتغالی فردی و غیره متمایز می کند.

صفت های شایسته برای سرمایه داری می توانند به سبک دونالد ترامپ با بازگشت به ناسیونالیسم اقتصادی پیرامون شعار “عظمت را دوباره به آمریکا برمی گردانیم”، ترکیب شوند. ترامپ می توانست به انواع سرمایه داری (به عنوان مثال “جهانی شده” یا “غیر وطن پرستانه”) که تولید را به خارج از مرزهای ایالات متحده می سپارد، یا مهاجرت را تقویت می نماید، انتقاد کند و این کار را کرد. او در عوض، یک نوعی از سرمایه داری را مورد حمایت قرار داد که “اول آمریکا” را به عنوان صفت معین خود قرار می داد. انتقاد از سرمایه داری فی نفسه هرگز به ذهن او خطور نمی کرد.

صفت های شایسته می توانند متناوبا با آزادی خواهی (libertarianism) ترکیب گردند. سپس انتقاد از نوع سرمایه داری فعلا موجود (به طور مثال به عنوان “دولت رفاه یا تیمارگر”) خطاها یا نقائص آن را ناشی از دخالت دولت (مالیات ها، مقررات ها، احکام و غیره) می داند. طرح های پیشنهادی آزادیخواهان، بر کاهش یا بطور احسن بر از بین بردن دخالت دولت در اقتصاد یک سرمایه داری متمرکز است. هدف آنها سرمایه داری نوع “بازار آزاد” مذکور می باشد.

کینزی ها و انواع خاصی از “سوسیالیست ها” نیز برعکس آزادیخواهان، بر صفت های جایگزین سرمایه داری تمرکز می کنند. انتقادات آنها از انواع سرمایه داری فعلا موجود، نابرابری های درآمد و ثروتشان، بی ثباتی های دوره ای و غیره را اغلب به مدیریت نابسنده دولتی سیستم اقتصادی نسبت می دهد: دخالت های بسیار کم و بیش از حد محدود دولت. بنابراین کینزی ها یک سیستم مداخله آمیز تری از سیاست های پولی و مالی دولتی، به نوعی سرمایه داری با مدیریت کلان دولت را ترویج می کنند. به اعتقاد آنها، این امر بر مشکلات اساسی و چرخه ای آن غلبه خواهد کرد (اثر اصلی کینز در بدترین دوران رکود سال های ۱۹۳۰منتشر شد).

کینزی های بیشتر چپگرا،خواهان مداخلات دولت در کاهش نابرابری های درآمد و ثروت نیز هستند. آنها اغلب خود را سوسیالیست می نامند. اما در حقیقت آنها صفات “دولت رفاه” یا “سوسیال دموکرات” یا “سبک اسکاندیناوی” را در جلوی کلمه سرمایه داری قرار می دهند. بسیاری از آنها ساختار کارفرما-کارگر محل کار را، که معرف سرمایه داری است، به زیر سوال نمی برند یا با آن مخالفت نمی کنند. بسیاری از “کمونیست ها” هم این کار را نمی کنند. یعنی آنهایی که می خواهند دولت مالک بنگاه های اقتصادی ای گردد که از درون بر محور دسته بندی کارفرما-کارگر سازماندهی شده است و همچنین این بنگاه ها را اداره کند. اگر یک بنگاه اقتصادی، دولتی و خصوصی، سازماندهی اصلی تولید سرمایه داری، یعنی دوبخشی کارفرما-کارگر که در بالا توضیح داده شد را حفظ کند، آن اقتصاد، نوعی از سرمایه داری است، حتی اگر طرفدارانش آن را “سوسیالیسم” یا “کمونیسم” بنامند.

توجه به این نکته مهم است که سوسیالیست ها و کمونیست های ذکر شده در بالا، همچون آزادیخواهان، کینزی ها و غیره، همه به طور کلی می پذیرند – غالباً به طور ضمنی بدون اظهار نظر یا انتقاد – که محل کار باید بر اساس تقسیم مشخص سرمایه داری بین کارفرمایان و کارگران سازمان داده شود. هنگامی که آنها از بنگاه های اقتصادی تحت نظارت بیشتر دولت، یا تحت مالکیت دولت و یا تحت مدیریت دولت و به عنوان سیستم های اقتصادی بهتر از سرمایه داری حمایت می کنند، به ندرت سازمان داخلی آن بنگاه ها را به زیر سئوال می برند. به نظر می رسد که طبیعت یا فناوری یا تاریخ، امکان هیچ نوع دیگر از سازماندهی مدرن محیط کار، به جز دسته بندی کارفرما-کارگر و مناسبات مبتنی بر آن را الزامی نمی کند. بنابراین سوسیالیسم و کمونیسم آنها اسامی ای هستند که کمتر از سرمایه داری متفاوت اند و بیشتر صفاتی می باشند که انواع مختلف سرمایه داری را از یکدیگر متمایز می کنند. قدرت ایدئولوژیک سنت دیرینه دفاع از سرمایه داری بر پایه صفات نیز اینگونه است. از قضا این سنت نیز بسیاری از منتقدان سرمایه داری را اسیر خود کرده است.

سوسیالیسم و کمونیسم نیز سنتا شامل مدافعانی می شود که آن اصطلاحات را به عنوان سازمانهای ضرورتا کاملا متفاوت از بنگاه های اقتصادی، تعریف می کنند. این گونه سوسیالیست ها و کمونیست ها، به جای تقسیم سرمایه داری به کارفرمایان و کارگران، به دنبال دموکراتیزه سازی سازمان داخلی بنگاه های اقتصادی هستند. این بدان معناست که همه شرکت کنندگان در کار این بنگاه اقتصادی، در تصمیم گیری در مورد اینکه چه، چگونه و در کجا تولید گردد، و چه بر سر محصول آید، دارای رأی برابر می باشند. جالب است که عملا “فراتر رفتن” از سرمایه داری، در بنگاه ها وجود داشته و مدتهاست در سرتاسر جهان نیز وجود دارد. بعضی اوقات سوسیالیست ها و کمونیست ها به ایجاد چنین تعاونی های کارگری کمک می کردند، اما افراد خارج از این سنت ها نیز اغلب چنین کاری می نمودند.   

ضروری است بحث های جاری ما در مورد مشکلات و چشم اندازهای جامعه ما، مجددا بر فراتر از صفت های مختلف مختص یک اسم مشترک متمرکز شود. وقت آن است که هسته اصلی سرمایه داری را آشکار نموده و به چالش بکشیم: این یعنی سازمان کارفرما-کارگر در بنگاه های خصوصی و دولتی. لازم است ما تابوی گفتگو  در مورد چگونگی سازماندهی محل کارهایی که اکثر بزرگسالان بیشترین زمان زندگی خود را در آن می گذرانند، بشکنیم. سازمان دهی محیط کار، جامعه را از بسیاری جهات شکل می دهد.  سازمان های مختلف محل کار همیشه وجود داشته اند. تغییر از یک سازماندهی رایج به نوع دیگر آن می تواند به حل مشکلات اجتماعی کمک کند. به همین منظور، ما باید سازماندهی محل کار سرمایه داری را به چالش بکشیم، نه اینکه ناگزیری از آن را به مثابه سیاستهای مان مفروض داریم.

بحث های موازی بر سر “بازارهای آزاد” در مقابل “بازارهای تحت نظارت دولت” در برده داری، سرانجام با لغو برده داری حل شد. بحث بر سر برده داری سخت در برابر برده داری دلسوزانه نیز چنین شد. اربابان با تمرکزدادن مردم بر انتخاب انواع مختلف برده داری، سعی در نجات برده داری داشتند. با این حال، مردم سرانجام درک کردند که مسئله این نیست که چه نوعی از برده داری وجود دارد. مشکل خود برده داری بود. باید به پایان می رسید. به همین ترتیب است مباحث مربوط به سلطنت که افراد دارای مشاوران پارلمانی را در مقابل کسانی که فاقد آن بودند، قرار می داد، پادشاهان و ملکه های خشن در مقابل پادشاهان و ملکه های محبوب. سلاطین با ارائه انواع گزینه های سلطنت، سعی در ادامه کار داشتند. اما سرانجام مردم تصمیم بر آن گرفتند که آنچه مورد نیاز است، این یا آن نوع سلطنت نیست، بلکه لغو سلطنت است. سرمایه داری اکنون با همان قطعنامه تاریخی روبرو است.

منبع : https://www.counterpunch.org/2021/01/22/how-capitalisms-dogged-defenders-and-propagandists-defend-it-from-criticism/

۲۲ ژانویه ۲۰۲۱

https://akhbar-rooz.com/?p=102396 لينک کوتاه

0 0 رای ها
امتياز بدهيد!
نظری بنويسيد
Notify of
guest
0 نظرات
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز

آرشيو اسناد اپوزيسيون ايران

تبليغات خود را می توانيد اينجا نشان دهيد
تبليغات خود را می توانيد اينجا نشان دهيد
0
اگر در مورد اين مقاله نظری داريد، لطفا کامنت بگذاريدx
()
x

آگهی در ستون نبليغات

آگهی های دو ستونه: یک هفته ۱۰۰ یورو، یک ماه ۲۰۰ یورو آگهی های بیش از ۳ ماه از تخفیف برخوردار خواهند بود

حساب بانکی اخبار روز

حساب بانکی اخبار روز: int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXX نام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More

آگهی در ستون تبليغات

آگهی یک ستونه یک هفته ۷۵ یورو، یک ماه ۱۵۰ یورو آگهی های بیش از ۳ ماه از تخفیف برخوردار خواهند بود

حساب بانکی اخبار روز

int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXX نام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More

آگهی ها در لابلای مطالب برای يک روز

یک ستونه: ۲۰ یورو دو ستونه: ۳۰ یورو سه ستونه: ۵۰ یورو

حساب بانکی اخبار روز

int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXX نام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More