مطالبات را همین امروز هم میتوان گرفت !

یک بربریت سرمایه داری بی وقفه در برابر و علیه معاش و رفاه و خوشبختی طبقه کار مزدی و مردمان فرودست ، در تقلای حفظ قدرت اند و دارند با قُلدری میچاپند و خود را مالک همه ی ثروت جامعه و هست و نیست توده مردم میدانند و وقیحانه کتمان هم نمیکنند. دراین بین تنها رسالت و دغدغه و جدال ما کارگران و معلمان و پرستاران و سایر طبقه کارمزدی بطور کل، جدال برای بیرون کشیدن سهم زندگیمان از حلقوم سیری ناپذیر سرمایه و حاکمیتش و نهایت پایان این بردگی مزدی ست، معامله دیگری این وسط وجود ندارد!

یک بربریت سرمایه داری بی وقفه در برابر و علیه معاش و رفاه و خوشبختی طبقه کار مزدی و مردمان فرودست ، در تقلای حفظ قدرت اند و دارند با قُلدری میچاپند و خود را مالک همه ی ثروت جامعه و هست و نیست توده مردم میدانند و وقیحانه کتمان هم نمیکنند. دراین بین تنها رسالت و دغدغه و جدال ما کارگران و معلمان و پرستاران و سایر طبقه کارمزدی بطور کل، جدال برای بیرون کشیدن سهم زندگیمان از حلقوم سیری ناپذیر سرمایه و حاکمیتش و نهایت پایان این بردگی مزدی ست، معامله دیگری این وسط وجود ندارد!

لازمه و ضرورت برداشتن موانع، اتحاد و همصدایی سراسری ست!

اصلی ترین مانع بر سرِ راه دستیابی ما کارگران ، معلمان ، پرستاران و بازنشستگان به مطالبات روی میز و رفاه و خوشبختی، خودِ این حکومت است به این دلیل که منفعت هایشان با منافع معلم و پرستار و بازنشسته و کلا” کارگران و توده مردمان یکی نیست، چه در ساختارها و قوانین ، و چه در سیاست ها و نیات و اقدامات شان ، زیرا در تقابل هم اند .

اگر فریبکاری و وعده هایشان، که دو زار نمی ارزند، را کنار بزنیم ، سرکوب و زندان و گرو کشی ، اساس موقعیت حکومت و رویکرد تا کنونی شان به نپذیرفتن مطالبات جنبش های اعتراضی طبقه کارگر برای بهبود و تغییر وضعیت معیشت و زندگی مان بوده است .

در هیچ کجا این تقلا و جنگِ برای نان (بمفهوم وسیع کلمه ) ، تا به این درجه گسترده و مستقیم و “لُخت و عور ” و آشکارا نبوده ست .

یک بربریت سرمایه داری بی وقفه در برابر و علیه معاش و رفاه و خوشبختی طبقه کار مزدی (کارگر و معلم و بازنشسته و ….) و مردمان فرودست ، در تقلای حفظ قدرت اند و دارند با قُلدری میچاپند و خود را مالک همه ی ثروت جامعه و هست و نیست توده مردم میدانند و وقیحانه کتمان هم نمیکنند.

اینها به قصد مجاب کردن کسی و دّمیدن به سازِ شِکوه و غُرو لُند اجتماعی نیست ، جامعه خودش قطبی ست و در صفوف روبروی هم حرف هایشان را زده اند و خواست ها روشن اند و انتخاب ها شده است ، جنبش های کار مزدی و توده مردم میدانند چه وضعیتی را نمیخواهند و این حکومت هم خوب میداند که کارگران ، معلمان ، پرستاران ، بازنشستگان و …… چه چیزی میخواهند ! یک جدالِ چهل و اندی ساله در جریان است !

اینجا فقط بحث توازن قوای ” موثر ” این جدال نابرابر است !

نارضایتی از گسترش و تحمیل فقر معاش و اعتراضات میدانی در قامت اجتماعی و در محل کار و خیابان ، خصلت نمای این دوره از جدال های کار مُزدی و یک فرض قطعی ست .

و در صفِ مقابل، مسببان و متولیان این وضعیت مدام تلاش کرده اند با حداکثر استفاده از امکانات و هزینه کردن در ظرفیت ها و سنت های ریشه دارتر ضد کارگری ، با پخش و پلا کردن قدرت اجتماعی و پتانسیل واقعی طبقه کارگر و تجزیه مقولات یکپارچه مرتبط با منفعت هایش ، توازن قوای این کشمکش و جدال را از هم بگسلد.

حکومت و شُرکایشان بخوبی میدانند کفه فوق العاده سنگین این توازن قوا به ابعاد غیرقابل انکاری به سمت جنبش های کارمزدی و اجتماعی توده ی مردمان فرودست است و مدام میکوشند با زور و با پراکنده کردن پتانسیل و توان واقعن موجود طبقه کارمزدی و…، قدرت اجتماعی اش را تجزیه و متفرق و خسته کنند .

هیچ چیز به اندازه پراکنده کردن آب و نانِ کارگر با مولفه های گوناگون و گرو کشی و تعرض به سُفره معیشت اش ، طبقه کارگر را از پای در نمیآورد !

چند شقه کردن پدیده ها و مقولات یکپارچه با ماهیت یکسان در قلمروهای اقتصادی سرمایه ، سیاست همیشگی و سنت کهنه سرمایه و حکومت هایشان در تعرض به مزد و معیشت و افزایش شدت بهره کشی و پخش و پلا کردن پتانسیل و قدرت واقعی طبقه کارگر است .

بحران آفرینی های این حکومت در عرصه های کار و قلمروهای اقتصادی و گسترش فقر و بیکاری، به حکومت این امکان را داده است که با ساختگی ترین تقسیمات و چند پاره کردن کارهای با ماهیت یکسان ، توازن قوای اقتصادی و سیاسی طبقه کارگر را مورد تعرض گسترده و غیر انسانی قرار دهد .

تعرض به معاش و موقعیت نیروی کارمزدی به ساختگی ترین روشهای ممکن ؛ بنام قرار داد رسمی ، نیمه رسمی ، قرار داد مستقیم، نیمه مستقیم ، موقتی پیمانی ، نیمه موقت، پاره وقت ، سفید امضا و دهها نمونه دیگر از تقسیمات ضد کارگری که تحمیل مزدهای حقارت آمیز و خدشه و کاهش در سطوح مطالبات و ایجاد شکاف ، تفرقه و شکننده ساختن این روند ، اساس این رویکرد حکومتی ست.

سیاست ضدکارگری که از معادن و کارخانجات و حمل و نقل و خدمات ، تا قلمروهای “آموزش و پرورش ” مهارت نیروی کار و بهداشت و درمان و….. را در بر میگیرد و پهنه این تعرض بربریت سرمایه برای لت و پار کردن توازن قوا و پتانسیل واقعی طبقه کارگر و قرار دادنش دروضعیت فقر معاش و “لعنت ” زندگی ست.

سرمایه و این حکومت با همه ظرفیت ها و امکانتشان طبقه کارگر را فقط در “محرومیت” ترجمه میکنند.

“جامعه سرمایه داری ” و بخصوص گرایشات و مدافعان ” نظری شان” عادت کرده اند که کارگر همواره بخش محروم و “حداقل بگیر ” و ” حداقل خواه ” جامعه باشد !

تصویر و “قاب “ی که سرمایه و حکومت و گرایشات ضد و غیر کارگری با کمک ” ساختارهای تبلیغی / فکری و ایدئولوژیکی ” شان از کارگر ترسیم میکنند و به شناسنامه و هویت اجتماعی اش الصاق میکنند ، درست مثل ” مجرم گناهکاری ” ست که در زندان سرش را تراشیده اند و با قیافه لّت و پار شده و شماره ای از گردن آویزان با حالتی تحقیرآمیز در مقابل دوربین .

این سیاست سرمایه و حکومت و با رسمیت دادنش با قوانین و سُنت سازی ها و همچنین ” نظریه های قشری ” که با قبول تعاریف ابزاری بورژوا از کارگر و برای فرار از ” همین محرومیت ذاتی کارگر ” ، بخش وسیعی از نیروی اجتماعی کار مزدی را با تعابیر و القابی که بورژوازی قالب زده است به مکان ویژه ی خود و متمایز از طبقه کارگر هُل میدهند تا ( خواسته یا ناخواسته ) این امکان را برای سرمایه و حکومت فراهم کنند که از همان “نقطه تعابیر تفرقه” صفوف یکپارچه کار مزدی را در جدال های دائمی اش بشکنند و چند شقه کنند.

این پراکنده کردن پتانسیل اجتماعیِ واقعن موجود طبقه کارگر بطور کلی ، یکی از موانع جدی دستیابی جنبش های کارمزدی (کارگر ، معلم ، پرستار،بازنشسته و..) به مطالبات و منفعت های پایه ای مشترک مزد و معیشت و توان سازمان یابی شان است

اینکه حکومت درست در شرایطی که جنبش های کارمزدی بیشترین اعتراضات و اعتصابات را به میدان آورده است ، وقیحانه تر به مزد و معیشت نیروی کارمزدی هجوم میآورد و مزد حقارت آمیز را به کارگران تحمیل میکند، اینکه جنبش اعتراضی/ مطالباتی معلمان را علنن به بازی شیادانه خود میگیرد و “خدعه” میزند و اینکه بازنشستگان را کماکان با “نداریم و نمیشود ” توصیه به قناعت میکنند اینها از سنگین وزنی کفه ( دولت/حکومت ) و از بی عملی طبقه کارگر و بی اثری اعتراضات خیابانی اش در جدال “چانه زنی ” و عقب راندن متولیان آب و نان شان نیست.

لحظات و دوره ای در جدالهای جنبش های کارمزدی ( کمپ سرمایه و حکومت ش ) به میان میآید که هیچ یک از طرفین جدال، نمیتوانند در همان نقطه و موقعیت تا کنونی شان بایستند .

حرفهای بی پشتوانه را که کنار بگذاریم انتخاب حکومت روشن است ،رسمن دارند به کارگر ، معلم ، پرستار و بازنشسته و….میگویند که وضعیت سفره و معاش زندگی تان از اینکه هست نه تنها بهتر نخواهد شد ، بدتر هم خواهد شد و وقیح و پُر مدعا میگویند بروید کمر بندهایتان را سِفت کنید !

ما کارگران ، معلمان ، پرستاران ، بازنشستگان و سایر اقشار مزدبگیر اگر ظرفیت ها و پتانسیل واقعن موجودمان را در قامتی یکپارچه ( بمثابه صف کارمزدی ) به میدان نیآوریم ، سیاهترین تاریخ زندگی مان را تجربه خواهیم کرد.

توده ی نیروی کار شاغل در معادن وصنایع و حمل و نقل و خدمات ، تا درمان و آموزش و پرورش و همه نیرو های کارمزدی در قلمروهای مناسبات اقتصاد سرمایه اند و از موضع منفعت طبقه کارگر و مردم، هیچ قلمرویی از مناسبات سرمایه، مکان برتری خود ویژه (قائم به ذات) نسبت به دیگر قلمرو نداریم ، و تنها زنجیره ای از قلمروهای اقتصادی درهم تنیده ای هستیم که در هر دوره موجودیت این مناسبات کالائی و حاکمیت سرمایه و بازتولیدش را ممکن میکنند.

بر همین اساس گره زدن مُزد و معاش کارگر یا هر نیروی کار مزدی به محصول و نتیجه فرایندِ کار و سود و هر موضوع مرتبط با منفعت های سرمایه و حاکمیتش و گفتن از “خودکفائی و پیشرفت کشور و توسعه ملی و فرهنگِ افتخار و……، تمامن چاخان و کلاه گذاری محض بیش نیست !

رابطه هر نیروی کار مُزدی ( کارگر و معلم و پرستار و “تکنسین” و…..) در هر گوشه از این مناسبات اقتصادی سرمایه ، تنها رابطه کار و سرمایه و یا بردگی مزدی و استثمار (سود سرمایه ) است .

دراین بین تنها “رسالت” و دغدغه و جدال ما کارگران و معلمان و پرستاران وسایر طبقه کارمزدی بطور کل ، جدال برای بیرون کشیدن سهم زندگیمان از حلقوم سیری ناپذیر سرمایه و حاکمیتش و نهایت پایان این بردگی مزدی ست، معامله دیگری این وسط وجود ندارد !

جدال برای افزایش مُزد و معیشت مطابق با سطح بارآوری کار و همه داشته ها و دستآوردهای اجتماعی بشر متمدن امروز و برخوردار شدن از رفاه زندگی ، تنها بستر ممکن برای عمل مشترک همه ی صف کارمزدی در دنیای واقعی امروز است .

برای کارگر و معلم و پرستار و بازنشسته و…بعنوان فروشندگان نیروی کار و در هر دوره اجتماعی ، پایه ای ترین رابطه کار مزدی یعنی “اساس و مبنای مُزد و حقوق ” و در هر قلمرو اقتصادی و خارج از هر تعابیر و…، باید به میزانی باشد که یک خانواده کارمزدی مطابق با زندگی در خور انسان متمدن امروز و در رفاه اجتماعی استاندارد باشند و هر مولفه و شاخص های دیگری از قبیل طبقه بندی و رتبه بندی و….تنها بمثابه حاشیه ای بر ” این مزد پایه ی عمومی” و تغییرات کمی قلمداد و لحاظ شوند !

در نهایت لازم و ضروری ست که با عمل مشترک اعتراضات حول پایه ای ترین مطالبه مشترک ، مزد معاش برابر با سطح رفاه زندگی ، درمان و تحصیل رایگان و…برای همه ی مزدبگیران این مناسبات نابرابر، پتانسیل موجودمان را یکپارچه به میدان بیاوریم !

شورای بازنشستگان ایران

۱۴۰۱/۱/۳۰



خبرهای بیشتر را در تلگرام اخبار روز بخوانید

https://akhbar-rooz.com/?p=150513 لينک کوتاه

5 1 رای
امتياز بدهيد!
نظری بنويسيد
Notify of
guest
0 نظرات
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز

آرشيو اسناد اپوزيسيون ايران

تبليغات خود را می توانيد اينجا نشان دهيد
تبليغات خود را می توانيد اينجا نشان دهيد
0
اگر در مورد اين مقاله نظری داريد، لطفا کامنت بگذاريدx

آگهی در ستون نبليغات

آگهی های دو ستونه: یک هفته ۱۰۰ یورو، یک ماه ۲۰۰ یورو آگهی های بیش از ۳ ماه از تخفیف برخوردار خواهند بود

حساب بانکی اخبار روز

حساب بانکی اخبار روز: int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXX نام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More

آگهی در ستون تبليغات

آگهی یک ستونه یک هفته ۷۵ یورو، یک ماه ۱۵۰ یورو آگهی های بیش از ۳ ماه از تخفیف برخوردار خواهند بود

حساب بانکی اخبار روز

int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXX نام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More

آگهی ها در لابلای مطالب برای يک روز

یک ستونه: ۲۰ یورو دو ستونه: ۳۰ یورو سه ستونه: ۵۰ یورو

حساب بانکی اخبار روز

int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXX نام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More