سیسمونی گیت قالیباف و سناریو “ابراهیم” و گوسفند قربانی – ایرج فرزاد

اما سوال این است که وقتی این گوسفندهای قربانی حتی در ابعادی وسیع قرص سیانور را نشخوار خواهند کرد، خدای سرمایه به «ابراهیم» فعلی گوسفندی عطا خواهد کرد که ناظر از حدقه درآمدن چشمان اسماعیل ها نباشد؟ من نه از این نظر که به ماوراء طبیعت و اباطیل مذهبی باور...

اما سوال این است که وقتی این گوسفندهای قربانی حتی در ابعادی وسیع قرص سیانور را نشخوار خواهند کرد، خدای سرمایه به «ابراهیم» فعلی گوسفندی عطا خواهد کرد که ناظر از حدقه درآمدن چشمان اسماعیل ها نباشد؟ من نه از این نظر که به ماوراء طبیعت و اباطیل مذهبی باور ندارم، که از این جهت که به نیروی قدرتمند مردم روی زمین و «اعجاز» آن در روزهای سرنوشت ساز اعتماد دارم، به تکرار دگر باره “یوم اله” پرتاب شدن یک عنصر ارتجاعی و در حاشیه تاریخ و جامعه به مرکز قدرت، جدا تردید دارم

رژیم جمهوری اسلامی شیرازه مدنیت جامعه ایران را از هم پاشانده است. در ابتدای عروج جریان پان اسلامیستی در ایران، سران اسلامیستها مترصد این بودند تا در برابر شکست انواع رژیمهای پرو غرب و تعقیب مدل توسعه کاپیتالیسم غربی، در کشورهای “جهان سوم”، یک بدیل اسلامی نه فقط در ایران که عمدتا در منطقه خاورمیانه ایجاد کندد. اولین نقطه حرکت اسلامیون، اما، میبایست به هر نشانه ای از مقاومت و ایستادگی در رابطه با تحکیم قدرت در سطح جامعه ایران، در بیرحمانه ترین شکل ممکن پایان دهند. در اوائل و تا مقطع خرداد سال ۱۳۶۰، سران اسلام سیاسی، گرچه توانسته بودند در متن انقلاب سال ۵۷ چنین نشان بدهند که این مردم “مسلمان ایران” بودند که جمهوری اسلامی را، به قدرت رساندند، اما هنوز یکدست نبودند. بخش زیادی از اپوزیسیون چپ و شبه سوسیالیست تا حد زیادی به معنی دقیق کلمه به این توهم دچار شدند که آری قدرتگیری اسلام سیاسی، واقعا پیروزی “ملت اسلامی” بر امپریالیسم و تحقق رویای “استقلال” و نوستالژیهای ایام مشروطه بود.

با اینحال در فاصله بین روزهای پس از قیام تا خرداد ۶۰ اسلام سیاسی با چندین عامل بازدارنده مواجه بود. از طرفی مقاومت به شکل مسلحانه و در ابعاد وسیع در کردستان بر پا شده بود و از سوی دیگر اعتراضات و تجمعات، از جمله اعتصابات کارگری، و فعالیت در دانشگاهها حول شعارهای غیر اسلامی جریانات سوسیالیسم خلقی، نفس برگشت ناپذیر بودن قدرت گیری جریان اسلامی را زیر علامت سوال قرار داده بود.عامل دیگر، تنش ها و سهم خواهی های گرایشات مختلف موسوم به “لیبرال” و نیز جریان اسلامی مدعی اما خارج از طیف قدرت، یعنی مجاهدین خلق بودند. طی این سالها، در لشکرکشیها به کردستان و نیز تصفیه جناح های “لیبرال”، که علاوه بر بازرگان، بنی صدر را هم در بر گرفت، در مقطع کشتارهای خرداد ۶۰، اسلامیون قدرت را یک کاسه کردند. معضل و مشکل “اسلامیزه” کردن جامعه ایران، اما، کماکان برای اینها فیصله نیافت. از این نظر، برای اینکه نشان بدهند که نوع پان اسلامیستی حکومت، یک بدیل پایدار و نوعی آلترناتیو قابل اتکاء در مقایسه با آلترناتیوهای به بحران خورده، صدامی، سلطنتی، جونتاهای نظامی دورهای پیشین است، که هم میتواند با برقراری یک اختناق متکی به حمایت “امم اسلامی”، “امنیت” سرمایه را تضمین کند و هم یک نیروی جدید فرامرزی است که نمیتوان آن را نادیده گرفت و لاجرم رویای سلطه سیاسی بر “بازار” وسیعتری را در سر دارد، به تحرکات و قدرت نفوذ خود در خاورمیانه، از جمله در لبنان و فلسطین، رجعت داد.

از این نظر که سیر تحولات در ایران و تغییراتی را که اسلام سیاسی و پان اسلامیسم از سر گذرانده است، مفصل و به شیوه های مختلف مورد ارزیابی و تحلیل قرار گرفته اند، توضیح بیشتر را ضروری نمیدانم. در یک کلام رژیم جمهوری اسلامی در نشان دادن یک بدیل ماوراء مرزی و منطقه ای، به عنوان نیروئی که میتواند به عنوان شکلی از حکومت  معتبر و قابل اتکاء و “مستقر” که میشود تحت سیطره آن، سیر انباشت سرمایه داری را در ایران و منطقه از سر گرفت، شکست خورد.

سوال اکنون دیگر این نیست که نوع اسلامی حکومت اختناق، تثبیت شده است و بنابراین پروسه از سرگیری انباشت سرمایه، میتواند نه تحت رژیم سلطنت، که متزلزل شده و ساقط شده بود، بلکه در هماهنگی با اسلام سیاسی در ایران، انجام یابد.

رژیم اسلامی، نه تنها شیرازه اقتصادی نوعی “توسعه” اقتصادی را زیر و رو کرده است، بلکه فراتر از آن به عنوان یک رژیم، “دایر” بودنش از سوی جامعه بشدت زیر سوال رفته است. و فقط این نیست. گسترش فقر و فلاکت که اخیرا با “قحطی نان” خطر یک طغیان اجتماعی را بالای سر رژیم اسلامی گرفته است، چنان زمخت “شکاف” طبقاتی را به صحنه وارد کرده است، که رژیم اسلامی برای تسکین مردم حتی حاضر است جگرگوشه های جنبش اسلامی را قربانی کند.

ماجرای سفر همسر، دختر و داماد قالیباف به ترکیه و آنچه رسانه های رژیم اسلامی آن را “سیسمونی گیت” نامیده اند، فقط گوشه نمایان این دست و پا زدنهای  مذبوحانه مشتی لومپن اسلامی در آستانه سقوط و فروپاشی است.

همسر، دختر و داماد”سردار” قالیباف، رئیس مجلس اسلامی، در این دوره قحطی و گرانی، که معترضان به جیره بندی و قحطی نان را به گلوله میبندند و کارگر برای حقوق “معوقه” اعتصاب میکند و معلم  و بازنشسته امنیت اقتصادی ندارند، از سفر ترکیه بازمیگردد که طی آن سفر نه تنها  سفارش “سیسمونی”- وسائل نوزاد- دختر قالیباف از سویس، که خرید دو واحد آپارتمان لوکس در برجی گران‌قیمت در استانبول را نیز انجام داده بودند.

انتشار تصویر چمدان های “سوغاتی” در بازگشت به فرودگاه تهران، چنان این تناقض بین زندگی مردم قحطی زده و زندگی وحوش و جنایتکاران اسلامی را آشکار کرد، که مهره های اطلاعاتی رژیم تصمیم گرفتند با قربانی کردن کسانی و تصویر سازی از اطرافیان «رئیسی» به عنوان «همراهان محرومین»، وارد میدان شوند. «مهدی طائب» فرمانده قرار گاه «عمار» و برادر حسین طائب «رئیس اطلاعات سپاه پاسداران»، در یک فایل صوتی غیر علنی و خصوصی، گفته است که آن کسی که ماجرای سفر خانواده قالیباف به ترکیه را افشا کرد، «میثم نیلی» برادر داماد جنایتکار و قاتل اعدامهای سال ۶۷، یعنی جناب ابراهیم رئیسی بوده است.

جالب است که بدانید که آن فایل در جلسه خصوصی، ظاهرا بطور باورنکردنی و انگار “تصادفی” بدست بخش فارسی بی.بی سی «رسانده» شده بود!

به نظر میرسد هم روسای اصلی بخش فارسی بی. بی .سی و هم جناحهائی از رژیم اسلامی در تصویر سازیها از جنایتکارترین عناصر به عنوان «دلسوز جامعه» همزمان با دست نشان کردن قوچ های قربانی در لحظات سرازیری رژیم، کاملا سناریوهای کار شده و پنهانی را تعقیب میکنند. میدانند و آگاه اند، که جامعه نه تنها اسلام و قوانین اسلامی را از این تبه کاران، علیرغم همه کشتار ها و جنایات نپذیرفته اند، بلکه فراتر از آن این شکاف زمخت بین فقر و قحطی و فلاکت؛ با زندگی نوکیسه های اسلامی، خطر یک انقلاب غیر قابل کنترل را کلید زده است. بحث بنابراین بسیار فراتر از فراهم کردن از سر گیری سیر انباشت سرمایه در ایران است. بحث، دورنمای انقلابی دیگر است که با هیچ «من هم صدای انقلاب شما را شنیدم» و معماری یک «ناجی» از جنایتکارترین عنصر اسلامی، قابل کنترل نیست. اینها وحشت کرده اند از اینکه دوران «سفر هایزر» به ایران و «کنفرانس گوادلوپ» در مواجهه با مردمی که آگاه تر، پخته و آبدیده تر شده اند، دستکم از دوران خیزش سال ۱۳۸۸ و ادامه و تکامل آن در اعتراضات و طغیانهای سالهای ۱۳۹۶ و ۱۳۹۸، به سر رسیده است.

اینها دارند، بار دیگر سعی میکنند که از «خیر اقتصاد» و «سیر انباشت سرمایه» فعلا و موقتا به نفع «ثبات» سیاسی صرفنظر کنند. چه، در صورتی که دوایر مهندسی افکار غرب و لایه هائی از جمهوری اسلامی در سپاه و اطلاعات و ارتش قادر نباشند شکل مردم پسندی از «استحاله» رژیم فعلی را طوری سازمان بدهند و مهره هائی از خود رژیم را در این راستا قربانی کنند که این مردم عاصی را راضی و یا دستکم در «انتظار» نگهدارند، آن جامعه راه دیگری چه از نظر فرم سیاسی و یا اقتصادی که خواستها و مطالبات و آرزوهایشان را تامین و تضمین کند، در پیش خواهند گرفت. شاید اینکه برخی آیت اله ها از هم اکنون گفته اند، که: «اوضاعی در پیش است که هر آخوند باید یک سیانور در دهانش باشد»،  گوشه ای از این سناریو است.

اما سوال این است که وقتی این گوسفندهای قربانی حتی در ابعادی وسیع قرص سیانور را نشخوار خواهند کرد، خدای سرمایه به «ابراهیم» فعلی گوسفندی عطا خواهد کرد که ناظر از حدقه درآمدن چشمان اسماعیل ها نباشد؟ من نه از این نظر که به ماوراء طبیعت و اباطیل مذهبی باور ندارم، که از این جهت که به نیروی قدرتمند مردم روی زمین و «اعجاز» آن در روزهای سرنوشت ساز اعتماد دارم، به تکرار دگر باره “یوم اله” پرتاب شدن یک عنصر ارتجاعی و در حاشیه تاریخ و جامعه به مرکز قدرت، جدا تردید دارم.

بحث مهمتر این است که آیا نیروی انقلابی و سوسیالیست میتواند با در دست گرفتن ادبیات و تئوری انقلابی، که مدون و متکوب و مستند در دسترس است، حزب و نیروی سیاسی و اهرم تحول جامعه ایران را به یک جامعه مدرن، مترقی و پیشرفته از لحاظ اقتصادی در جهت رفاه و آسایش شهروندان، خود را در دسترس این مردم بپاخاسته و مقاومت و مبارزه آنان طی چهل سال آزگار، قرار بدهد؟

دهم مه ۲۲۰۲



خبرهای بیشتر را در تلگرام اخبار روز بخوانید

https://akhbar-rooz.com/?p=153309 لينک کوتاه

3 2 رای ها
امتياز بدهيد!
نظری بنويسيد
Notify of
guest
4 نظرات
جديدترين
قديمی ترين بيشترين آرا
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات
کیا
کیا
چهارشنبه, ۲۱ اردیبهشت, ۱۴۰۱ ۱۸:۱۶

“بحث مهم تر این است که آیا نیروی انقلابی و سوسیالیست می تواند با در دست گرفتن ادبیات و تئوری انقلابی، که مدون و مکتوب و مستند در دسترس است، حزب و نیروی سیاسی و اهرم تحول جامعه ایران را به یک جامعه مدرن، مترقی و پیشرفته از لحاظ اقتصادی در جهت رفاه و آسایش شهروندان، خود را در دسترس این مردم بپاخاسته و مقاومت و مبارزه آنان طی چهل سال آزگار، قرار بدهد؟”
در کوتاه مدت جواب یک نه روشن است چون چپ نه انسجام دارد و متأسفانه هنوز فریب بازی های سرمای داری جهانی را می‌خورد و نیروی خود را در بحث های تکراری و ناشفاف علیه یکدیگر به هدر می دهد.
اما در دراز مدت مسلما شانس دارد .
جامعه به حرکت افتاده است و می رود که با حکومت حتی دست به اسلحه شود .
چپ در خود می بایست به اتحاد برسد و با نیروهای دیگر همکاری مناسب جنبش را سازماندهی گند .
مرحله اول جنبش ملی است.

محمد
محمد
چهارشنبه, ۲۱ اردیبهشت, ۱۴۰۱ ۰۱:۱۷

نوشته اید : ماجرای سفر قالی باف به ترکیه و آنچه رسانه های رژیم اسلامی آن را “سیسمونی گیت” نامیده اند، فقط گوشه نمایان این دست و پا زدن های مذبوحانه مشتی لومپن اسلامی در آستانه سقوط و فروپاشی است.

سفر همسر، دختر و داماد قالیباف، رئیس مجلس به ترکیه و خرید سیسمونی از این کشور و حواشی ایجاد شده در فرودگاه از روز گذشته به صدر اخبار رسانه‌ها تبدیل شده و همچنان واکنش‌ها به این موضوع ادامه دارد.
سردار سپاه اسلام در این سفر همراه خانواده نبودند . لطفا خبر را درست نقل کنید. این خود موجب سوء استفاده حواریون جناب سردار خواهد شد و خواهند گفت چپ ها تا چه اندازه به تشویش افکار عمومی دست خواهد زد !

دو پاراگراف آخر شما کمی خوشبینانه و ندیدن قدرت جمهوری اسلامی در گمراه کردن افکار عمومی است . اساسا این موضوعات فرعی که به سرعت هم ماستمالی میشود برای دور کردن مردم از موضوعات اساسی جامعه است نگاه کنید که همزمان با این بازی مسخره و نام مسخره تر سیسمونی گیت ! چه موضوعات اساسی را خواستند به حاشیه برانند که در کوتاه مدت موفق شدند ولی از آنجا که بحران ها عمیق تر از آن رویداد بزرگنمایی شده است موفقیت دوام نیاورد و به ضد خودش بدل شد . این روزها هر پدیده ای برای گمراه سازی افکار عمومی مطرح میشود از ماجرای قالیباف تا داستان ریاکاریمشتی سلطنت طلب در به اصطلاح افشای سلبریتی ها که تازگی ندارد و خاطرات خانم گوگوش و انواع جنبش های me too و غیرو و غیرو . مردم را سرگرم می کنند با این مزخرفات صدمن یه غاز از اختلاس ها و دزدی های کلان , تا موضوع تحریم و برجام ، تا گرانی نان و سایر اقلام خوراکی مردم ، تاماجرای محکومیت رژیم در دادگاه سوئد ، از زد و بند های سیاسی با طالبان ، تا همسویی با سیاست های پوتین و پنهان کردن ناتوانی رژیم از واردات ۸۵%خوراک دام و طیوری که از اوکراین به ایران می آمد (و حالا مرغداران و دامداران از نبود خوراک دام و طیور ناچار از تغذیه کمتر از حد استاندارد (۴۲روزه مرغداریها) و کشتار زودرس مرغ و ناگزیری ارسال زود هنگام به بازار گردد و در برابر آن همین مرع های داخلی ووارداتی گران شود . ) خلاصه همه این مصاحبه های ساختگی برادران طائب و سرداران سپاه فریبی بیش نیست . چقدر باید ساده باشیم که فکر کنیم چاقو دسته خودش را می برد ؟ داستان ابراهیم و اسماعیل به قدری نامتناسب بااین موقعیت ولی فقیه است که مرغ پخته را به خنده خواهد انداخت . قاضی مرتضوی آدم کشت ! اورا چه کردند ؟ فرماندهی نیروی انتظامی نفت را فروخت و پولش را بالا کشید ! چه با او کردند؟داستان فایل صوتی سر لشگر حجازی در باره سلیمانی و دیگران به کجا رفت ؟ موضوع معاون قوه قضاییه که رفقایش کل لواسان را به او دوست داشتند هدیه بدهند ! و گویا دادگاه متقاعد شدکه فساد ی در کار نیست و ماجرا هدیه و رفاقت است ! به کجا کشید ؟ این همه جنایت در حق مردم از شکنجه و اعدام و کشتار خیابانی در آبان ۹۸ و هزاران نمونه دیگر از کشتن شاعر و نویسنده در زندان تاسرکوب معلمان و کارگران و شکنجه دانشجویان و زنان و …. چشم ها را باید شست جور دیگری باید دید

ایرج فرزاد
پنجشنبه, ۲۲ اردیبهشت, ۱۴۰۱ ۰۳:۰۹
پاسخ  محمد

به محمد

با سلام، ممنونم خبر را تصحیح خواهم کرد و از دست اندرکاران گرامی سایت اخبار روز خواهش خواهم کرد که در نوشته ام، منظور کنند.

اما در مورد اینکه بخش آخر پاراگرفف از نظر شما “خوشبینانه” است، قدری توضیح میدهم:

من با شما موافقم که جمهوری اسلامی در “گمراه کردن افکار عمومی” ید طولائی دارد. اما نباید فراموش کرد که رژیم اسلامی طی  چهل سال، به شنیع ترین شیوه غیر قابل تصور جنایت و آدمکشی، قتل عام، گروگان گیری و محکوم کردن مردم به زندگی در فلاکت و اعتیاد و فروش اندام بدن و…. “گمراه کردن افکار”  و یا “سانسور” را هم به یاری گرفته است.

بحث من این است که جمهوری اسلامی در مصاف با مردمی که به خیزش های عظیمی چون ۱۳۸۸، ۱۳۹۶ و ۱۳۹۸ روی آوردند و هنوز هم روزی نیست که خبر از اعتصاب، گردهمائی، تحصن و… را نشنویم و نبینیم، دیگر در آستانه “واگذاری” میدان است. اما، همین مساله تاکید نوشته من در همان موردی است که مورد انتقاد شماست. هم لایه هائی از ارکانهای رژیم و هم دوایر رژیم چینج در غرب، سناریوهائی در این راستا مهندسی کرده اند. قصدشان این است که از میان عناصری از همین رژیم لومپن های اسلامی کسانی را دست چین کنند که آن “انتقال” قدرت، “استحاله”، “تغییر رفتار” و یا هر پروسه دیگری شبیه به اینها را چنان سازمان بدهند که هم این مردم عاصی را “آرام” کنند و هم در عین حال بدون دخالت و اطلاع آنها، رژیم آلترناتیو را مهندسی کنند. اینها کارکشته اند و بقول اصفهانی ها میدانند که “گز را با گز میشکنند” و یا به قول سنندجی ها: “چرک را با چرک پاک میکنند”. با عَلَم کردن یک یا چند “ناجی” از عناصر همین رژیم که چهل سال دایر بوده و قدرت مُخرّب خود را نشان داده است، راحت تر میتوانند آن پروسه “انتقال قدرت” و “عبور از رژیم اسلامی”  را به سرانجام برسانند.

 شما فکر نمیکنید که اگر برای مثال همین رئیسی و یا بخشی از فرماندهان سپاه و اطلاعات سپاه، محتمل است پس از چک کردن اولیه با دوایر رژیم چینج کشورهای غربی ظاهرا در یک حالت “کودتا” گونه بپرند وسط و بگویند، “حالت فوق العاده اعلام میکنیم”، مردم از فقر و فلاکت خسته شده اند و ما میخواهم “میهن” و ایران را دمکراتیزه کنیم، آخوندها تشریف ببرند حوزه ها، با “ولی فقیه” هم توافق کرده ایم، و یا چه بسا اعلام کنند که مقام معظم فعلا “در زندان خانگی” تحت نظر است، مردم خیابان را رها نمیکنند و به “انتظار” میمانند؟

کاملا اصطلاح شما را “چشم ها را باید شست، جور دیگری نگاه کرد” را تا آنجا که به “دیدن” محدود است، قبول دارم. بحث من، اما، “فکر” کردن و رجوع به “مغز” است. من قصد جسارت به شما را ندارم و منظور من این نیست که شما با چشم می اندیشید. اما، نباید ذهن مردم را به قول شما با جنجالهای رسانه های رژیم و یا سلبریتی مآب ها، آشفته کرد. اینجا و تا جائی که به حفظ مدنیت یک جامعه نزدیک به ۱۰۰ میلیونی مربوط است، بحث احساس مسئولیت و نرفتن با موج احساسات زودگذر است. جامعه و شیرازه اقتصادی و مدنی آن تحت رژیم اسلام سیاسی، در معرض تهدید جدی است.



برایتان سلامت و بهروزی آرزومندم.

مرسدس
مرسدس
چهارشنبه, ۲۱ اردیبهشت, ۱۴۰۱ ۰۰:۲۴

آقای فرزاد متاسفانه امام زاده “نیروی انقلابی و سوسیالیست” متولیان بسیاری دارد که نیروهای راستین قبل از هرچیز تکلیف خود را بشکل قطعی با آنها روشن کند. متولیانی که در سطح جهانی همنوای گردان آزوف، ناتو و نئوفاشیست ها هستند و در داخل علیرغم جنگ زرگری با اصلاح طلبان و اعتدالیون با آنها کاملا همسو هستند. تا این غده های سرطانی را از پیکر چپ دور نریزیم، کاری از پیش نخواهیم برد.

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز

آرشيو اسناد اپوزيسيون ايران

تبليغات خود را می توانيد اينجا نشان دهيد
تبليغات خود را می توانيد اينجا نشان دهيد
4
0
اگر در مورد اين مقاله نظری داريد، لطفا کامنت بگذاريدx
()
x

آگهی در ستون نبليغات

آگهی های دو ستونه: یک هفته ۱۰۰ یورو، یک ماه ۲۰۰ یورو آگهی های بیش از ۳ ماه از تخفیف برخوردار خواهند بود

حساب بانکی اخبار روز

حساب بانکی اخبار روز: int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXX نام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More

آگهی در ستون تبليغات

آگهی یک ستونه یک هفته ۷۵ یورو، یک ماه ۱۵۰ یورو آگهی های بیش از ۳ ماه از تخفیف برخوردار خواهند بود

حساب بانکی اخبار روز

int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXX نام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More

آگهی ها در لابلای مطالب برای يک روز

یک ستونه: ۲۰ یورو دو ستونه: ۳۰ یورو سه ستونه: ۵۰ یورو

حساب بانکی اخبار روز

int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXX نام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More