رضا پهلوی در یک بن بست دیگر! – محمد قراگوزلو

هیچ تظاهرات و اعتصابی را نمی شناسیم که به فراخوان "شاهزاده" شکل بسته باشد. مضاف به اینکه مطالبات هیچ تظاهرات و اعتصابی کمترین وجه مشترکی با برنامه ­های "بازار آزاد"ی و "خصوصی سازی" اپوزیسیون راست – از جمله طیف­ های گوناگون سلطنت طلبان و مجاهدین...

هیچ تظاهرات و اعتصابی را نمی شناسیم که به فراخوان “شاهزاده” شکل بسته باشد. مضاف به اینکه مطالبات هیچ تظاهرات و اعتصابی کمترین وجه مشترکی با برنامه ­های “بازار آزاد”ی و “خصوصی سازی” اپوزیسیون راست – از جمله طیف­ های گوناگون سلطنت طلبان و مجاهدین – ندارد. دقیقا برعکس. مطالبه­ ی دستمزد متناسب با سطح رفاه و خدمات اجتماعی رایگان در کنار آزادی های فردی و اجتماعی و حق بدیهی ایجاد تشکل مستقل ضدسرمایه ­داری همه و همه در تضاد آشکار با منافعی است که رضا پهلوی و مشاوران و دوستان رسانه ­یی اش دنبال می ­کنند

این یک طنز نیست!

گمان می زنم چهار سال پیش بود که فلان تلویزیون “پر بیننده” بعد از کلی سر و صدا و تبلیغات سر انجام در برنامه­ یی – احتمالا – به نام “میدان” رضا پهلوی را جلوی دوربین نشاند تا ضمن اینکه رنگ فیروزه­ یی کراوات ایشان نماد “اتحاد و همبستگی ملی” شود برنامه­ های نامبرده برای آینده ­ی ایرانِ بدون ج الف نیز دانسته آید! در آن برهه تصور می کنم پروژه ­ی “شورای ملی ایرانیان” و “ققنوس” پوچ از آب در آمده بود و “فرشگرد” نیز کاری جز خط و نشان کشیدن برای کمونیست ­ها انجام نمی داد! باری یکی از دوستان من – که انصافا گیتاریست خوبی است و در آرزوی مارک نافلر شدن سوخته و ساخته- مانند جمع دیگری از “هنرمندان” و “سیاستمداران”ِ خود تبعیدی که به محض همپیاله شدن با رضا پهلوی سلطنت طلب دو آتشه می ­شوند، از طریق توئیتر خبر حضور “باشکوه” خود را در صف نخست مدعووین آن کنفرانس خبری به اطلاع من رساند و با شناخت کامل از دیدگاه و تحلیلِ سوسیالیستی من نسبت به مسائل اجتماعی و آگاهی از نظر من نسبت به جناب پهلوی و پدر و پدر بزرگ و حکومت فخیم ه­ی ایشان، خواست که اگر سئوالی از “شاهزاده” دارم به ایشان بگویم تا به نیابت از ما در جلسه­ ی زنده ­ی تلویزیونی بپرسد! ابتدا تصور کردم که دوست گیتاریست من شوخی می کند. اما تاکید و تکرار او بر این نکته که “من هنرمند و موسیقیدان هستم و چندان به جزئیات امر پیچیده ­ی سیاست آشنا نیستم و دوست دارم از فرصت خود استفاده برده و پرسشی متین و سنگین را مطرح کنم” من را مجاب ساخت تا خیلی خلاصه از او بخواهم که از رضا پهلوی – در صورت امکان و در صورتی که به “مقام شامخ” شاهزاده ­گی بر نمی خورد- بپرسد:

« اگر آقای رضا پهلوی با همین ظرفیت کنونی سیاسی و نظری پسر محمدرضا پهلوی نبود (یعنی به تعبیر ذوب شده ­گان در سلطنت فقط از نوع منحصر به فرد و یگانه و ابرانسان پهلوی سوم شاهزاده نبودند) اینک شغل شریف­شان برای امرار معاش یک خانواده ­ی پنج نفره در امریکا – مادر محترم­شان بماند- چه می توانست باشد؟»

شکل دیگر پرسش من اینگونه بود که:

« اگر رضا پهلوی به صورت کاملا اتفاقی و بر مبنای روابط جنسی و ژنتیک شاهزاده نبود، اکنون چه نقشی در اپوزیسیون راست ایران ایفا می کرد و در کجای این اپوزیسیون می ایستاد؟»

پرسش من این توضیحات توصیفی را نیز ضمیمه داشت که اگر رضا پهلوی با همین چهره و شخصیت و توانایی ­های سیاسی معین فرزند شاه سابق ایران نبود آیا مثلا شهریار آهی آدمی جواب سلام ایشان را می ­داد؟ در نتیجه بحث من حول این محور دور می­ زد که گیرم شاه پیشین ایران فرزندی نمی داشت و پهلوی دوم با سقوط وی خاتمه می یافت و مثلا رضا پهلوی فرزند فرح دیبا از فریدون جوادی یا رضا قطبی بود آیا باز هم رسانه ­ها و “متخصصان دانشگاهی تحلیلگر” در تلویزیون ­های پروغربی این گونه برای صحبت ­های وی پر چانه ­گی می کردند؟ به این ترتیب مساله به ساده ­گی و بدون کنایه و طنز این است که آیا حاصل یک شب همبستر شدن دو نفر می ­تواند جایگاه سیاسیِ ویژه­ یی برای رهبری اپوزیسیون یک کشور هشتاد و پنج میلیون نفری ایجاد کند؟ اینجا ایران است فیجی نیست! حتا در همین قریه­ ی دور افتاده ­ی افریقایی نیز پذیرش چنین فرضیه­ یی بلاهت محض است!

دوست گیتاریست پرسش من را – چنانکه می دانستم- مطرح نکرد. رنجید. و در جلسه ­ی مورد نظر همچون دیگران به مداحی رضا پهلوی پرداخت.

کدام برنامه؟ کدام اتوریته؟ کدام تشکل؟

رضا پهلوی ظرف دو دهه­ ی گذشته و به ویژه بعد از مرگ داریوش همایون – به عنوان پدر خوانده ­ی سلطنت طلبان- تا کنون چند بار بخت خود را برای “کسب قدرت” آزموده است. بدون ذره­ یی حب و بغض سیاسی و ایدئولوژیک این بخت آزمایی ­ها جملگی چیزی کمتر از هیچ نصیب ایشان کرده­ اند! درجه ­ی کمیک بودن این بلیط ­های سوخته ­ی تاکنونی به مراتب فراتر از سقط جنین “برنامه”های مطروحه – از “شورای ملی ایرانیان” تا “ققنوس” و “فرشگرد” – بوده است! برای رضا پهلوی “فاجعه” این است که او حتا در میان طرفداران پرو پا قرص نظام پادشاهی نیز هنوز به اجماع نرسیده است و از حداقل اتوریته ­ی لازم برای ایجاد یک جبهه ­ی منسجم “سلطنت طلب” با محوریت شخص خود برخوردار نیست! به عبارت دیگر او نمی ­تواند جناح راستِ اپوزیسیونِِ بورژوایی ایران را حتا در عرصه­ ی محدود شکل و صورتمندی حکومت متحد کند. مساله فقط این نیست که خود رضا پهلوی و همراهانش اتوریته و قدرت رهبری و سازماندهی مردمی ندارند. پدر بزرگ ایشان نیز فاقد چنین توانی بود و صرفا به پشتوانه ­ی یک کودتای انگلیسی به قدرت خزید. پدرش نیز به لطف دو بلوکِ اصلی متفقین و سپس امپریالیسم برتر از طریق کودتا در قدرت ماند. از شانس بد پسر سوم، عصر کودتا با وجود جنبش­ های اجتماعی غروب کرده است!

 چنانکه دانسته است گرایش­ های گوناگون اپوزیسیون راست در برنامه ­های اقتصادیِ خود اختلاف محسوسی با هم ندارند. برای مثال بند هشتم از برنامه ­ی «ده ماده ­یی مریم رجوی ( سازمان مجاهدین خلق و طیف­ های موسوم به “شورای ملی مقاومت”) برای ایران آزاد» چنین است:

«حق مالکیت خصوصی و بازار آزاد»

این بند کلیدی – مستقل از شکل سیاسی حکومت مورد نظر اپوزیسیون راست – که امری فرمالیته است – در میان تمام گروه ­ها این بخش مشترک است. اعم از جمهوری ­خواه، سکولار دموکرات، سلطنت طلب، مشروطه خواه، شاه­دوست، ضدشاه (مجاهدین) و غیره! در واقع این اصل اساسی اقتصادی است که ماهیت سیاسی نظام آینده ایران را شکل می­ دهد و اختلافات فرمال میان گروه ­های مختلف اپوزیسیون بورژوایی برای لحاف ملانصرالدین است و بس! و جالب اینکه نظام حاکم کنونی نیز با بیشترین سرعت ممکن در حال اجرای همین سیاست­ های نئولیبرالی بازار آزاد است. در نتیجه از نظر جنبش ­های اجتماعی ترقی خواه و سوسیالیست که به دنبال تامین “نان / کار” و البته آموزش و بهداشت و درمان و حمل و نقل رایگان و مسکن و بیمه بیکاری و رفاه عمومی…. هستند هیچ تفاوتی میان طیف­ های مختلف بورژوایی حاکم و محکوم وجود ندارد. همه می دانند اختلاف این اپوزیسیون با ج الف صرفا بر سر نحوه­ ی اجرای این سیاست ­ها است. به این ترتیب هیچ درجه­ یی از اختلاف سیاسی و کتک کاری و فحش و فحش­ کاری میان این گروه­ ها (مثلا سلطنت طلبان با مجاهدین) در نهایت از حدود فرمال فراتر نمی­ رود و از قبل آن آبی برای مردم گرم نمی ­شود.

پاسخ کاپیتالیستی مرده؟

واقعیت این است که ج الف پاسخ کاپیتالیستی به بحران کاپیتالیستی زمان شاه بود و اپوزیسیون راستِ فی­ الحال فعال نیز از این قاعده مستثنا نیست. در نتیجه علاوه بر اینکه هیچ کدام از تشکل ­های این اپوزیسیون قادر نیست تمام طبقه ­ی بورژوازی ایران را نماینده­ گی کند و خود را همچون یک آلترناتیو نیرومند به قطب ­های سرمایه داری جهانی و به ویژه امریکا بیاندازد و رضایت انان را برای حمایت کامل و جایگزینی جلب کند، در درون خوداین اپوزیسیون نیز وحدت و انسجام غایب است. بماند که پاسخ کاپیتالیستی به بحران کنونی ( نسخه ­ی بازار آزاد آینده به عنوان جایگزین بازار آزاد کنونی ) صورت مساله را به قوت خود باقی خواهد گذاشت و چیزی را حل نخواهد کرد.

فقدان تشکل!

مشکل بزرگ دیگر رضا پهلوی فقدان تشکل و سازماندهی توده­ یی است. این جماعت مدت­ ها است که از روند طرح ­های “رژیم چنج” و تغییرات از بالا و “نتایج تحریم ­های حداکثری” امریکا ناامید شده­ اند. گاهی اوقات تیری در تاریکی در می ­کنند و چشم امیدی به “افسران غیور و میهن دوست ارتش” و “سپاهیان جنگنده با اشغالگران میهن (ارتش عراق)” می دوزند. باشد که فرجی شود. از سوی دیگر به این امر واقف هستند که اگر سیب قدرت – به شکل حتا الله بختکی- ناگهان به دامن ایشان افتاد برای حفظ آن از “شر” نیروهای انقلابی نیازمند بوروکراسی و سازمان سرکوب از پیش آماده هستند. در این زمینه هیچ اختلافی میان “شورای مدیریت گذار” با سلطنت طلبان موجود نیست. تجربه­ ی حوادث بعد از انقلاب بهمن و به ویژه اعزام ارتش به کردستان برای­شان یک درس تاریخی مهم است! در عین حال رضا پهلوی و مشاوران ­اش حتا با هوش متوسط هم خوب می ­دانند که از تشکل ­های فانتزی و کاغذی مانند فرشگرد بخاری بلند نمی شود. کمااینکه نشد. با “تشکل ­های تاریخ منقضی مانند “ققنوس” و “شورای ملی ایرانیان” و “فرشگرد” نمی توان یک پاسگاه ژاندارمری دوران رضا شاه مسلح به تفنگ ­های برنو را هم خلع سلاح کرد و مردم دور افتاده ­ترین روستای خاش را سازمان داد. اینان همچنین خوب می­ دانند که شعارهای دیمی “رضاشاه روحت شاد” مانند همان تابلوی پیچ خطرناکی است که پشت اش واقعا هیچ پیچ و گردنه ­یی در کار نیست چه رسد به خطرناک! تکرار مکرر و بزرگ سازی این شعار توخالی از سوی رسانه­ ی اصلی نه فقط به جنبش­ های واقعی و حاضر در میدان سمت و سو نمی دهد بلکه حتا جراحات نوستالژیک ساکنان سالخورده ­ی خیابان شاه و میدان فوزیه و شهیاد را نیز ترمیم نمی ­کند! انکار جنبش­ کارگری و سوسیالیستی که با اعتصاب­ ها و تظاهرات همه روزه ­ی کارگران و معلمان و بازنشسته­ گان به میدان آمده است و مهم­ ترین مطالبه­ اش دستمزد و تشکل است و نکوهش انقلابیون ۵۷ هیچ امتیازی به نفع اپوزیسیون بورژوایی و سلطنت طلبان واریز نمی ­کند. به خصوص آنکه پدر تاجدارشان در “تلویزیون ملی ایران” صریحا اعتراف کرده بود که “صدای انقلاب مردم را شنیده” است!

به این ترتیب تغییر موضع رضا پهلوی از رژیم چنج فرشگردی و ناامیدی از ترامپ و تحریم و رویکرد به اتحاد جنبش­ ها و سپس اعلام و دستور بخشنامه­ یی “بیعت” این جنبش ­ها با “جناب شاهزاده” را در چنین مجموعه ­یی باید ارزیابی کرد:

“لطفا تفرقه را کنار بگذارید و همه با هم متحد شوید تا من شما را رستگار کنم!”

 فشرده­ ی پیام اخیر رضا پهلوی همین است. کاریکاتوری برگرفته از انقلاب بهمن ۵۷!

اما…..و مساله­ ی اصلی در همین امای بزرگ است. رضا پهلوی و مشاوران­اش در جوار “تحلیل گران” دو ریالی رسانه ­ی اصلی نمی دانند که اکنون اوضاع با سال ۵۷ فرق کرده است. چهل و چهار سال پیش به یمن عملکرد پدر تاجدار جناب پهلوی تمام تشکل ­های چپ و رادیکال در کنار رهبران سیاسی شناخته شده­ شان قلع و قمع شده بودند و میدانی فراخ برای فعالیت نیروهای ملی اسلامی – از حسینیه ­ی ارشاد تا مساجد و تکایا – باز شده بود. از این ها مهم ­تر اقتصاد سیاسی جهان با توجه به بحران انباشت در دولت­ های رفاه به سمت نئولیبرالیسم شیفت کرده بود. رکود تورمی در شوروی و بحران در قلب “سوسیالیسم واقعا موجود” باعث یاس جنبش­ های کارگری سوسیالیستی شده بود. دور دور تاخت و تاز تاچریسم و ریگانیسم و مکتب شیکاگو بود. امروز برخلاف برهه ­ی انقلاب بهمن ۵۷ هیچ تظاهرات و اعتصابی با دستور و بیانیه و نامه ­ی فلان رهبر مذهبی یا رئیس جمهور خود خوانده­ ی بهمان “شورای مقاومت” و یا حتا توصیه­ ی این یا آن حزب سیاسی چپ صورت نمی گیرد. با وجود ضرورت انکارناپذیر حزب سیاسی پیشتاز کارگری و علیرغم غیبت چنین حزبی در سپهر سیاسی ایران معاصر، امروز در کشور صدها تشکل اعم از کانون صنفی و سندیکا و شورای علنی و مخفی فعال هستند. با هزاران رهبر شناخته شده و ناشناس. زندانی و آزاد. وجود همین عناصر و جنبش ­های برخاسته از آن ­ها و برعکس سبب شده است که رسانه­ ی اصلی رضا پهلوی را “هایلایت” و “بولد” کند. هیچ تظاهرات و اعتصابی را نمی شناسیم که به فراخوان “شاهزاده” شکل بسته باشد. مضاف به اینکه مطالبات هیچ تظاهرات و اعتصابی کمترین وجه مشترکی با برنامه ­های “بازار آزاد”ی و “خصوصی سازی” اپوزیسیون راست – از جمله طیف­ های گوناگون سلطنت طلبان و مجاهدین – ندارد. دقیقا برعکس. مطالبه­ ی دستمزد متناسب با سطح رفاه و خدمات اجتماعی رایگان در کنار آزادی های فردی و اجتماعی و حق بدیهی ایجاد تشکل مستقل ضدسرمایه ­داری همه و همه در تضاد آشکار با منافعی است که رضا پهلوی و مشاوران و دوستان رسانه ­یی اش دنبال می ­کنند.

ایشان مربوط به برهه ­ی سپری شده­ یی هستند که با انقلاب بهمن ۵۷ دفن شد. تلاش برای احیای آن دوران آب در هاون کوبیدن است! “کارشناسان متخصص” و خبرنگاران ژیگول رسانه ­ی اصلی بی­هوده رگ گردن کلفت می کنند! تکرار کمیک تاریخ در قالب بازگشت رضا پهلوی محال است!

  ۲۹ خرداد ۱۴۰۱



خبرهای بیشتر را در تلگرام اخبار روز بخوانید

https://akhbar-rooz.com/?p=158370 لينک کوتاه

4.1 33 رای ها
امتياز بدهيد!
نظری بنويسيد
Notify of
guest
21 نظرات
جديدترين
قديمی ترين بيشترين آرا
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات
با انصاف
با انصاف
چهارشنبه, ۱ تیر, ۱۴۰۱ ۲۳:۳۶

«گیرم شاه پیشین ایران فرزندی نمی داشت و پهلوی دوم با سقوط وی خاتمه می یافت و مثلا رضا پهلوی فرزند فرح دیبا از فریدون جوادی یا رضا قطبی بود…»
(از مقاله)

با انصاف های مثلا چپ اخبار روز!
شما که آدم متفکر و دانشگاهی و نویسنده همفکرتان چنین هرزه می نویسد و چنین ذهنی دارد، لطفا به بعضی جوان های بی تجربه و عامی پادشاهی طلبی که فحاشی می کنند گیر ندهید!

الف باران
سه شنبه, ۳۱ خرداد, ۱۴۰۱ ۰۲:۲۳

اقتصاد ایران از نوع نئولیبرالیسم و متعهد به اجرای آن می‌باشد که یکی از مفاد آن در آمد مردم هر کشور به واحد پولی همان کشور و خرید به ارزش دلار باید باشد و تا زمانیکه این اقتصاد در ایران حکمرانی می‌کند با تعییر هیچ فرد یا تشکیلاتی تغییر نخواهد کرد و اگر بخواهند تغییری دهند همان بلایی سرشان می‌آید که بر سر دکتر مصدق آمد .
صدام حسین بر کنار شد که می‌خواست نفت خود را به دلار نفروشد ، بر سر معمر قذافی آمد که اجازه نداد نفت قطر از کشورش به اروپا برود و فروش نفت خود با دلار نباشد و در حال حاضر بر سر روسیه آمده که نفت و گاز خود را به دلار نمی‌فروشد . ( چون پشتوانه دلار فروش نفت اپیک می‌باشد ) .
پس هیچ اپوزیسیون و یا نظام کنونی نمی‌توانند بدون واژگونی اقتصاد نئولیبرالی مشکلات مردم ایران را حل کنند .

کیا
کیا
سه شنبه, ۳۱ خرداد, ۱۴۰۱ ۱۴:۱۳

” هیچ اپوزیسیون و یا نظام کنونی نمی‌توانند بدون واژگونی اقتصاد نئولیبرالی مشکلات مردم ایران را حل کنند .”
این فرمول حرف ندارد
ولی مشکل واحد پولی مانند یک کالا در بازار عمل می کند یعنی بر تحت عرضه و تقاضا قرار دارد و به قوی بودن کشور آن بستگی دارد را من نمی‌توانم بفهم که اینچنین مهم است.

نیکی.نارنجی
نیکی.نارنجی
سه شنبه, ۳۱ خرداد, ۱۴۰۱ ۰۰:۴۷

مطلب فوق العاده خوبی بود
درود فراوان بر رفیق محمد قراگوزلو
خسته نباشید محمد جان

امیر ایرانی
امیر ایرانی
دوشنبه, ۳۰ خرداد, ۱۴۰۱ ۲۲:۰۸

ارث و وارثین و ارث خواران آن!
یکی از موضوعات اجتماعی که قوانین خاصی بر آن نوشته شده است و مورد توجه اندیشمندان اجتماعی هم بوده
موضوع ارث و حق وارثین آن ارث است.
که باید گفت یکی از ناعادلانه ترین و حتی غیر ضروری ترین و حتا می توان گفت بی خودترین موضوعی که در زندگی اجتماعی افراد نقش داشته و دارد
سهم بردن از چیزی بنام ارث است:
یعنی فردی در چیزی سهمیم می شود که خودش هیچ نقشی در تهیه آن ندارد.
بعضی از اندیشمند عدالت خواه جامعه تلاش هر فرد را برای بدست آوردن شرایط بهتر در زندگیش را به رسمیت شناخته اند. اما بعد از مرگ آن فرد دیگری حقی برای بازماندن آن فرد قائل نیستند.این اندیشمند عدالت خواه می گویند:
اموال بجا مانده از آن فرد، اموال عمومی جامعه است که در زمان حیات آن فرد نزد آن فرد قرار گرفتند که بعد از مرگش دیگر بعنوان اموال عمومی تعریف می شوند، در خدمت بهبود شرایط عمومی جامعه اختصاص پیدا می کند این اموال جا مانده دیگر ارث تعریف نمی شوند که وارثی داشته باشند.

محسن
یکشنبه, ۲۹ خرداد, ۱۴۰۱ ۱۹:۲۴

مقاله روی ریشه ای ترین موضع مورد اختلاف میان میان دو طبقه،دو جریان سیاسی و جنبش های اجتماعی انگشت گذاشته است : مالکیت بر وسایل تولید – خصوصی وفرد ی یا عمومی واداره شورایی. جنبش های اجتماعی کنونی از کارگران تا بازنشستگان و معلمان سمت وسوی مالکیت اجتماعی را دارند . صد سال حاکمیت سرمایه داری در ایران چه با تاج وچه با عمامه جز فقر وبدبختی برای اکثریت و ثروت ودارایی وامکانات برای مشتی بس کوچک ببار نیاورده است

سلماز نیکنام
سلماز نیکنام
یکشنبه, ۲۹ خرداد, ۱۴۰۱ ۱۷:۵۲

نوشته در آغاز خوب و منطقی بود ولی بالاخره متوجه نشدم نویسنده چه گزینه این را پیشنهاد میکنند. اگر بخیابان آمدن توده ها و اصناف مختلف مورد ستایش ایشان است که باید بدانیم این ها همه حاصل کاشت بذریست که ترامپ کاشت. یعنی تا دلارهای نفتی اینطور کم نمیشد محال بود بازنشستگان به خیابان بیایند.یا کسبه دست به اعتصاب بزنند. پس دست مریزاد اعتراضات اخیر را باید به ترامپ داد همان ترامپی که گمان نمیکنم مورد علاقه ی نویسنده باشد.

کیا
کیا
یکشنبه, ۲۹ خرداد, ۱۴۰۱ ۱۹:۵۱

ظاهرا حرف حق زدند شنوایی ندارد.
پس در چاه خواهیم ماند و یا اگر هم بیرون بیاییم در چاه دیگری خواهیم افتاد!

میترا
میترا
یکشنبه, ۲۹ خرداد, ۱۴۰۱ ۱۷:۴۹

بسیار عالی نوشتید، کوتاه،مختصر و بسیار رسا و مفید

peerooz
peerooz
یکشنبه, ۲۹ خرداد, ۱۴۰۱ ۱۶:۵۳

والله آدم نمیداند چه بگوید وقتی که میبیند بزرگان چپ – بجای پرداختن به حل مشکلات جاری – یکی پس از دیگری در باره رضا پهلوی قلمفرسایی میکنند. یعنی آیا رضا واقعا اینقدر بزرگ و با عظمت و مهم است و یا نه او بهمان اندازه سابق است و ما؟ نمیدانم.

peerooz
peerooz
یکشنبه, ۲۹ خرداد, ۱۴۰۱ ۱۸:۵۴
پاسخ  peerooz

یعنی کار چپ بجائی رسیده که جهت جلب خواننده, باید دست به دامن رضا پهلوی شد؟ “ز نسل افتاده ایم نز اسب”؟ ظاهرا چنین است. 

نصرت درویش
نصرت درویش
یکشنبه, ۲۹ خرداد, ۱۴۰۱ ۱۹:۳۵
پاسخ  peerooz

رسانه هائی مانند اینترنشنال و صدای آمریکا و…متاسفانه مخاطبان زیادی دارند.این رسانه ها هم رضا پهلوی را تبلیغ می کنند.رضا پهلوی اصلا بزرگ و مهم نیست.کارنامه اش مشخص است.

اما این رسانه ها برد زیادی دارند.به دلایلی که روشن است.بنابراین نوشتن در مورد رضا پهلوی لازم است برای مقابله با هجوم تبلیغاتی این رسانه ها.

peerooz
peerooz
یکشنبه, ۲۹ خرداد, ۱۴۰۱ ۲۲:۴۱

در کجای خاورمیانه و آسیای مرکزی و قفقاز و آمریکای لاتین و آفریقا, سلطنت مجددا بر قرار شده است که در ایران بشود آن هم با ناز پرورد تنعمی که یک روز کار نکرده و حتی کدخدای دهی هم نبوده است؟ چینیان نقش شیر میکردند – پس ز هولش غریو میکردند؟ یعنی CIA به اندازه من هم نمی فهمد؟  

نصرت درویش
نصرت درویش
دوشنبه, ۳۰ خرداد, ۱۴۰۱ ۱۸:۳۸
پاسخ  peerooz

عرض اینجانب این بود که نیروهای چپ به این دلیل در مورد رضا پهلوی می نویسند که با تبلیغات رسانه های خارج کشوری مقابله کنند.آن ها توهمی در مورد توانائی رضا پهلوی و آینده او ندارند.

peerooz
peerooz
سه شنبه, ۳۱ خرداد, ۱۴۰۱ ۰۲:۳۶

با عرض احترام,
یعنی آیا اگر نیروهای چپ در مورد رضا پهلوی ننویسند و با تبلیغات رسانه های خارج کشوری مقابله نکنند, رضا پهلوی شاه میشود؟ گمان ندارم. شش سال است که عربستان سعودی سعی دارد بامیلیارد ها دلار و کمک امریکا و انگلیس و فرانسه, شاه مخلوعی را به تخت بنشاند و بجائی نرسیده, رضا پهلوی “ولیعهد” بجای خود.

یحیی انوری
یحیی انوری
سه شنبه, ۳۱ خرداد, ۱۴۰۱ ۰۸:۳۲
پاسخ  peerooz

دوست عزیز
تاریخ ثابت کرده که در مواردی قابل برگشت است و دلیلی هم برای اینکه چون تاکنون اتفاق نیفتاده این بار نیز رخ نخواهد داد، وجود نداردحتی اگر بطور موقت باشد.نمونه قابل رویت این برگشت تاریخی عروج دوباره مذهب و خود جمهوری اسلامی است.اصولا آنچه تغییر را امکانپذیر میکند توازن قوا و برآیند نیروها (داخلی و خارجی) است.

peerooz
peerooz
سه شنبه, ۳۱ خرداد, ۱۴۰۱ ۱۵:۴۰

هیچ کس نمیتواند آینده نامعلوم را قطعا پیشگوئی کند و منطقی ترین راه, استفاده از قانون احتمالات است. احتمالات میگوید در قرن گذشته در مناطق مورد بحث, سلطنت احیا نشده و دلیلی ندارد که ایران استثنا باشد. ولی خب, امکان معجزه که که جزئی از طبیعت ماست مساله دیگری ست و لابد “چپ” روی آن حساب میکند.

کیا
کیا
یکشنبه, ۲۹ خرداد, ۱۴۰۱ ۱۵:۳۹

اگر فرض را برین بگذاریم که حاکمیت فعلی دیگر نمی‌تواند و اینرا هم متوجه شده است.
می‌ماند فقط یک راه !
بازگشت به سلطنت!
از اینطریق قدرت اقتصادی یعنی خصوصی شدن اقتصاد در دست روحانیت و ثروتمندان فعلی باقی می ماند و جهان امپریالیستی هم از این بازار سود خواهد جست.
نکته بعدی سازمان مجاهدین است که آنرا همطراز با سلطنت نمی‌توان گرفت.
و خلاصه چکونگی گذر از این حاکمیت است که باید همه را در محاسبه دخالت داد!
حال بهتر نیست که اپوزیسیون با نشستی با هم یک راه دمکراتیک را انتخاب کند ، با همه ی دشواری‌هایش!

کیا
کیا
یکشنبه, ۲۹ خرداد, ۱۴۰۱ ۱۹:۵۲
پاسخ  کیا

اینهاییکه منفی میدهند حد اقل بگویند راحلشان چیست ؟
در رویا بمانیم تا حاکمیت ادامه دهد یا برویم از مریخ سرباز و مبارز وارد کنیم!
نه همان بهتر که منتظر دخالت خارجی بمانیم!!!

حمید خیرخواه
حمید خیرخواه
دوشنبه, ۳۰ خرداد, ۱۴۰۱ ۰۱:۳۶
پاسخ  کیا

خدا را شکر کن کامنت جنابعالی منتشر شد . مگه نمی خوای نظرت چاپ شود تا دیگران بخوانند ؟

کیا
کیا
دوشنبه, ۳۰ خرداد, ۱۴۰۱ ۱۹:۵۱

خدا را صد هزار بار شکر و چند آیه قرآن هم در کنارش!

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز

آرشيو اسناد اپوزيسيون ايران

تبليغات خود را می توانيد اينجا نشان دهيد
تبليغات خود را می توانيد اينجا نشان دهيد
21
0
اگر در مورد اين مقاله نظری داريد، لطفا کامنت بگذاريدx

آگهی در ستون نبليغات

آگهی های دو ستونه: یک هفته ۱۰۰ یورو، یک ماه ۲۰۰ یورو آگهی های بیش از ۳ ماه از تخفیف برخوردار خواهند بود

حساب بانکی اخبار روز

حساب بانکی اخبار روز: int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXX نام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More

آگهی در ستون تبليغات

آگهی یک ستونه یک هفته ۷۵ یورو، یک ماه ۱۵۰ یورو آگهی های بیش از ۳ ماه از تخفیف برخوردار خواهند بود

حساب بانکی اخبار روز

int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXX نام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More

آگهی ها در لابلای مطالب برای يک روز

یک ستونه: ۲۰ یورو دو ستونه: ۳۰ یورو سه ستونه: ۵۰ یورو

حساب بانکی اخبار روز

int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXX نام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More