نبرد اوکراین مرحله­ ی سوم جنگ بی پایان (۲) – محمد قراگوزلو

 بعد از سقوط ماریوپول و سورودونتسک و افشای جنایات فاشیست­ های بین ­المللی با حضور ژنرال­ های ناتو و بعد از افشای اسکاندال مضحک "قتل عام در بوچا" و اینک تخریب پل ورودی سورودونتسک از سوی "گارد ملی اوکراین" به منظور استفاده از سپر انسانی و انتساب آن به...

 بعد از سقوط ماریوپول و سورودونتسک و افشای جنایات فاشیست­ های بین ­المللی با حضور ژنرال­ های ناتو و بعد از افشای اسکاندال مضحک “قتل عام در بوچا” و اینک تخریب پل ورودی سورودونتسک از سوی “گارد ملی اوکراین” به منظور استفاده از سپر انسانی و انتساب آن به ارتش روسیه، هم دستان آلوده و خونین رسانه ­ی اصلی رو شده است و دیگر از هر آینه شکست ارتش روسیه پرچانه ­گی نمی کند و هم راست ­ها و “چپ”های پروناتو زبان به کام کشیده ­اند و سکوتی معنا دار پیشه کرده ­اند

در آستانه ­ی جهانی دیگر!

با افشای فهرستِ اسامیِ حجم گسترده­ یی از گردان ­های حامل مزدوران فاشیستِ اعزامی به اوکراین توسط ناتو – که از سوی “بنیاد رزا لوکزامبورگ” علنی شده است – و اظهارات علنیِ مقام ­های امریکایی از جمله ویکتوریا نولند مبنی بر پذیرش فعالیت ده ­ها آزمایشگاه عوامل بیماری ­زا برای تحقیقات بیولوژیک در کیف و ارسال سامانه ­های فوق مدرن توپخانه ­یی “هوویتزر” و “هیمارس” امریکا و بیرون زدن بخشی از تسلیحات ارسالی ناتو به اوکراین از جیب تروریست ­های حاضر در میدان جنگ سوریه ابعاد تازه ­یی از این نبرد نیز فاش شده است. واقعیت این است که حتا بدون ملاحظه ­ی انبوهی از نقشه ­ها و برنامه ­ها­ی دقیقِ افشا شده و بدون تامل در ابعاد وقایع اتفاقیه ­یی که طی صد و چند روز اخیر علنی شده و حتا بدون ارزیابیِ سابقه ­ی تاریخی گنگ های اوکراینی – از جمله هواداران استپان باندرا در حمایت از رهبران رایش- و فعالیت لو رفته ­ی سیاستمدارانی از قبیل کراوچوک در جریان فروپاشی شوروی، برهه ­ی سوم جنگ بی ­پایان ظاهرا و رسما از سال ۲۰۱۴ شکل بسته است. کودتای پروامریکایی علیه دولت منتخب اوکراین و متعاقب آن سازماندهی و آموزش و تجهیز و تقویت انواع و اقسام دار و دسته ­های نئوفاشیستی از سوی امریکا و ناتو آغازِ تقویمی این جنگ است. مقابله ­ی ارتش روسیه با خطر رو به فزونی نئونازیسم – اگرچه با تاخیر و محافظه ­کاری شدید – و ضربه ­های جانانه به ارتش اوکراین و حامیان فاشیست و امپریالیست­شان به مثابه سپری در تقابل با دامن زدن به تجزیه­ ی روسیه و پیشگیری از جنگ­ های ملی و مذهبی و قومی و هویتی عملا جهان را وارد مرحله ­ی سوم جنگ بی پایان کرده. اشتباه محض است اگر مبدا این برهه ۲۴ فوریه ۲۰۲۱ دانسته آید. یکی از تفاوت ­های اصلی این دوره از جنگ با دو دوره ­ی دیگر در آن است که پیش از اقدام دیرهنگام ارتش روسیه به منظور خلع سلاح ارتش اوکراین و تار و مار کردن نئوفاشیست ­ها بیشتر فجایع “زیر پوست شهر” جریان داشت و کمتر کسی از جنایات نئونازیسمِ متکی به دولت ­های پروناتوی اوکراین در دنباس و اودسا و ماریوپول و سایر مناطق شرقی سخن می­ گفت. مضاف به اینکه در جریان دو مرحله­ ی دیگر از جنگ بی پایان – به استثنای ۱۹۷۸ تا ۱۹۹۱ که یک سوی جنگ دولت چپ رفرمیست افغانستان و حامی اصلی ­اش ارتش اتحاد جماهیر شوروی به شمار می رفت – هر دو سوی جنگ دولت ­های بورژوایی ایستاده ­اند. با اینهمه اکنون دیگر هر انسان شریف و آزادی خواهی که به خطر فاشیسم و احتمال تجزیه ­ی روسیه و به تبع آن استحکام ناتو واقف باشد و اخبار استقرار آزمایشگاه ­های میکروبیولوژیک امریکا در شهرهای اوکراین را پی گرفته باشد و حتا تا اندازه ­ی نابسنده ­یی به روند آموزش کودکان از سوی گنگ های فاشیستی و گسترش مدارس نئونازیستی آشنا باشد (قابل توجه طرفدارانِ ساده اندیش “حقوق کودکان”!!) و فقط یک خبر از جنایات وحشتناک خیل گسترده ­یی از خوک ­های آزوف و رایت سکتور و باندهای مشابه شنیده باشد و گوش کرش با “مقاومت” فاشیست­ ها و ژنرال ­های امریکایی و انگلیسی و کانادایی در تونل ­های پیچ در پیچ آزوفستال زنگ خورده باشد…. نمی تواند از درهم شکستن ساختارهای ارتش اوکراین شاد نباشد. مساله ­ی اساسی و اصلی فی­ الحال این نیست که یک دولتِ متکی به مناسبات سرمایه ­داری امپریالیستی با وجود شخصیت­ های سیاسی الیگارش فرمان به نابودی نئوفاشیسم و ارتش خطرناک حامی نازی­ ها داده است. نقد بورژوایی بودن دولت روسیه – که امری است محتوم و بی تخفیف – همانقدر در این ماجرا اولویت دارد که سرمایه­ داری بودن و کسب سود سی چهل میلیارد دلاری شرکت فایزر از تولید واکسن کرونا! با این تفاوت که خطر مهلک نئوفاشیسم در اوکراین و استقرار سامانه ­های موشکی امریکا در لهستان به مراتب فربه­ تر و هولناک ­تر از آسیب ­های پاندمی کووید-۱۹ است. یک لحظه تصور کنید رایش سوم و هیتلر به بمب اتم دست می ­یافت. همین تصویر خوفناک – با توجه به امکان بالفعل نیروگاه ­های اتمی چرنوبیل و زاپروژیا  – برای باندهای فاشیستی فعال در اوکراین نیز با درجه ­ی بیشتری متصور است! این امر به مراتب دلهره آورتر از مسلح شدن القاعده و داعش به سلاح ­های هسته­ یی و میکروبی و شیمیایی است. برای فهم چنین چشم انداز هولناکی نیازی نیست انسان سیاسی، چپ یا تحلیلگر باشد. کمی و فقط کمی عقل سلیم کافی است. دور می­ دانم “اولتراکمونیست­”هایی که در آرزوی شکست ارتش روسیه دست دعا به سوی واشنگتن و ناتو دراز کرده ­اند و آن بخش از “چپ” که با طرح موضوع انتزاعی “جنگ امپریالیستی” و تاکید بدیهی بر ماهیت بورژوا امپریالیستی دولت روسیه و کشته شدن غیرنظامیان به این همان گویی و سانتیمانتالیسم فرو غلتیده است و “صب” تا شب به پوتین پیله می­کند، حتا لحظه ­یی به احتمال قوی چنین خطری اندیشیده باشد و یک لحظه به آسیب ­های وحشتناک بهداشتی و درمانی ناشی از فعالیت ­صدها آزمایشگاه میکروبیولوژیک خم شده باشد. همانطور که بعید می دانم همین “چپ” مریخیِ ایستاده در صف واکسن کرونا یک ناسزا نثار کارتل ­های فایزر- بیون­تک و آسترازنکا و نوواواکس و جانسون اند جانسون و مدرنا و غیره حواله کرده باشد. شرکت روسی و چینی سازنده­ ی واکسن ­های اسپوتنیک و سینوفارم را نمی دانم! سهل است همه­ ی این دوستان “رادیکال” بی توجه به مقررات سازمان تجارت جهانی و مافوق سود این کارتل ­ها در اوج پاندمی آستین­ ها را بالا زده و به درست خود را در برابر ویروس واکسینه و ایمن ساخته­ اند. سخت بعید است که این معدود “دوستان” – که در تمام این مدت پا به پای رسانه ­ی اصلی نگارنده و رفقایش را به سبب حمایت تمام قد از فاشیست­ کشی ارتش روسیه به رگبار انواع فحش ­های لومپنی و اتهام ­های مبتذل بسته ­­اند- هنگام تزریق واکسن کرونا به کسب سود این کارتل ­ها اندیشیده باشند. مضاف به اینکه همین جماعت برای حمله­ ی تبهکارانه ­ی امریکا و ناتو به افغانستان و لیبی و سوریه هورا و هلهله کشیدند و اینک به روی مبارک نمی آورند که درنتیجه ­ی این جنگ ­ها با مدنیت این کشورها چه رفته است! و جالب اینکه هر نقدی به ناتو از سوی ایشان به همسویی با جمهوری اسلامی و “ضدامریکایی” گری تعبیر می­شود. با این­حال چند هفته­ یی است که دیگر خبری از بر و بچه ­های شیفته ­ی ناتو و دلبسته ­گان “دولت قانونی و دموکراتیک” زلینسکیِ “قهرمان” نیست.

سوسیالیسم تخیلی صدای سوم!

 بعد از سقوط ماریوپول و سورودونتسک و افشای جنایات فاشیست­ های بین ­المللی با حضور ژنرال­ های ناتو و بعد از افشای اسکاندال مضحک “قتل عام در بوچا” و اینک تخریب پل ورودی سورودونتسک از سوی “گارد ملی اوکراین” به منظور استفاده از سپر انسانی و انتساب آن به ارتش روسیه، هم دستان آلوده و خونین رسانه ­ی اصلی رو شده است و دیگر از هر آینه شکست ارتش روسیه پرچانه ­گی نمی کند و هم راست ­ها و “چپ”های پروناتو زبان به کام کشیده ­اند و سکوتی معنا دار پیشه کرده ­اند. هر چه نباشد این جریان ­های اخیر خود را کمی و تا حدودی از هنری کیسینجر “چپ”تر می دانند و سخنرانی مشاور همه ­کاره ­ی نیکسون در کنفرانس داووس را شنیده اند که “امریکا و ناتو برای استقرار صلح و جلوگیری از زمستان اتمی باید حقوق روسیه را به رسمیت بشناسند و دست از حمایت دولت زلینسکی بکشند.” با این همه “چپ” ضد پوتین از سرهنگ مک گرگور و روزنامه­ نگاران نیویورک تایمز هم چپ ­تر نیست و فاجعه درست همین­ جا اخطار می شود! به هر حال چهار ماه پس از شروع عملیات پیشگیران ه­ی ارتش روسیه – متعاقب اینکه اسناد فاش ساختند ده­ ها گردان فاشیستی متکی به هشتاد هزار نفر نظامی اوکراینی مستقر در حاشیه ­ی مرزهای دنباس و اودسا قصد داشتند در تاریخ ۸ مه (۱۴ روز بعد از عملیات روس­ ها) به شرق اوکراین حمله کنند و دست به یک روس کشی فاشیستی تمام عیار بزنند – و به دنبال حمایت کلان و تمام قد امریکا و ناتو از ارتش زلینسکی و در شرایطی که کمترین خبری از جنبش ­های “ضدجنگ” و پیشنهاد کمیک حضور “طبقه ­ی کارگر” دو طرف (روسیه و اوکراین) برای “تبدیل جنگ خارجی به جنگ داخلی” در کار نیست – و نباید هم باشد چرا که جنبش­ ها در خلا و با شعار و آرزوها و بلند فکردن ­های افراد و احزاب انتزاعی  شکل نمی گیرند- حالا دیگر به وضوح می توان گفت و پذیرفت که ایده­ ی تخیلی “نه به پوتین- نه به زلینسکی/ زنده باد صدای سوم” شلیک یک تیر پلاستیکی در تاریکی آن هم در وسطِ بازیِ “وسط بازیِ” پهلوانان پوشالی بوده است. به هر حال همه ­ی شواهد به ویژه پس از سقوط ماریوپول و فتح قهرمانانه ­ی کارخانه ­ی آزوفستال و تسخیر سورودونتسک و بیرون ریختن چرک و کثافت ناتو ساخته و دستگیری فاشیست ­های شناخته شده و زانو زدن هیجان انگیز ژنرال ­های امریکایی و کانادایی و انگلیسی در مقابل سربازان ارتش روسیه و هدف گیری و انفجار باشکوهِ مهماتِ اهداییِ غرب در مناطق غربی اوکراین نشان می ­دهند که جهان ما از چه گنداب و گردابی در حال عبور است. اینک و در پی فروپاشی ساختارهای ارتش اوکراین و عدم توانایی دولت­ های ناتو و امریکا به استمرار کمک ­های مالی و لجستیکی به دولت زلینسکی به راحتی می توان نشانه ­های تسلیم و اعلام شکست را در مواضع و صحبت ­های سران ناتو و رئیس جمهوری امریکا مشاهده کرد. این جماعت که در ابتدای جنگ با توپ پر وارد میدان شده و تا آنجا پیش رفته بودند که جو بایدن، پوتین را “جنایتکار” خوانده و خواهان “رژیم چنج” در روسیه شده بود، حالا به دنبال کوره راهی برای فرار و قربانی کردن یک “مقصر” می گردند. مواضع اخیر بایدن که توپ را به زمین زلینسکی انداخته حاکی از همین امر است. در تمام این چهارماه امریکا و ناتو تمام تلاش خود را به عمل آوردند تا از طریق تجهیز همه جانبه ­ی مالی و نظامی نئونازی ­ها و ارتش اوکراین و تحریم روسیه به زعم خودشان اوکراین را به باتلاقی مشابه افغانستان تبدیل کنند. نتوانستند. علاوه بر گزارش مستند و جامع “بنیاد رزا لوکزامبورگ” در خصوص اعزام ده­ ها گروه فاشیستی حرفه­ یی از سراسر دنیا به اوکراین، طبق ادعای مستند وزارت دفاع روسیه از ابتدای جنگ تا نیمه جون به ترتیب ۱۸۳۱/ ۵۰۴/ ۴۲۲/ ۲۰۴/ ۶۰۱/ ۵۳۰/ ۳۵۵/ و ۲۰۰ نظامی با ملیت­ های لهستانی و رومانیایی و انگلیسی و کروات و کانادایی و امریکایی و گرجی و سوریه­ یی به نفع ارتش اوکراین وارد میدان جنگ شده­ اند که به همان ترتیب ۳۷۸/ ۱۰۲/ ۱۰۱/ ۷۴/ ۱۶۲/ ۲۱۴/ ۱۲۰/ و ۸۰ نفرشان کشته شده ­اند و اجسادشان در اختیار ارتش روسیه است. مضاف به اینکه از جمع این مزدوران به همان ترتیب ۲۷۲/ ۹۸/ ۹۵/ ۵۱/ ۱۶۹/ ۲۲۷/ ۹۰/ و ۶۶ نظامی به اسارت ارتش روسیه در آمده­ اند. علاوه بر ارسال پیشرفته­ ترین تجهیزات نظامی به میدان نبرد، کمک مالی امریکا به دولت اوکراین در طول جنگ به حدود شش میلیارد دلار تخمین زده می ­شود. در عین حال از هم اکنون شکست ناتو و امریکا به اعتراف سران خودشان قطعی است. مضاف به اینکه هنوز زمستان نرسیده است و فقدان انرژی و غلات روسیه فقط در افزایش قیمت­ ها خود را نشان نمی­ دهد. تا یخ زدن اروپا و تسلیم قطعی ناتو کم و بیش دو سه ماهی مانده است! نفت ایران و ونزوئلا تاثیر چندانی بر تشدید قریب الوقوع دامنه­ های بحران انرژی نخواهد داشت. التماس به مادورو و تمکین نسبی به شرایط ج الف به منظور احیای برجام و ورود نفت و گاز این دو کشور به جای انرژی روسیه و افزایش تولید گاز قطر جلوی آبریزش دماغ اروپایی ها را نخواهد گرفت. زمستان اتمی کنار. زمستان طبیعی دمار از روزگار آلمان و هلند و سایر مفت­ خران و مفتخواران گاز روسیه در خواهد آورد!

یک توصیه ­ی اخلاقی به عاشقان ناتو در اپوزیسیون راست و “چپ” ایران. کرنش به مادورو و حراج ارزان خوان گایدو صرفا برای عبور لرزان از بحران انرژی باید میزان اعتمادپذیری امریکا و ناتو را نشان داده باشد. بماند که چنین کرنشی به رئیس جمهوری ترقی­ خواه ونزوئلا اوج استیصال بورژوازی سفله­ ی غرب را نشان می­دهد!

از شب هنوز مانده دو دانگی!

اینک تله­ ها شکسته و خرس بیدار شده است. جسد ودکا زده ­ی یلتسین بوی تعفن می ­دهد. اقتصاد نحیف روسیه آهسته اما پیوسته به آلمان نزدیک می ­شود. دلارهای “سیا” از حساب ­های پس انداز گورباچوف و شواردنادزه و کراوچوک به افزایش بهای روبل غبطه می ­خورند. از تسلا و نتفلیکس و سهام توئیتر و گوگل و فیسبوک و هالیوود و سیلیکون نان کپک زده ­ی جو نیز در نمی آید. فقط انرژی و غلات و تورم نیست که دخل اروپا را در آورده. اعتصاب شگفت­ انگیز صنعت حمل و نقل انگلستان یک آپرکات جانانه به فک بوریس جانسون بود تا گرمای ودکای اهدایی زلینسکی از کله ­اش بپرد. منتظر اعتصاب ­های دیگر هم باشید. در هیچ یک از اعتصاب­ های اخیر حتا یک کلمه علیه “تهاجم” روسیه به اوکراین پرچمی بلند نشده است. نیازی به دیوار جدید میان “اتحاد جماهیر اوکراین شرقی” و اوکراین غربی نیست! شرق هم از طریق بندر ماریوپول به دریا راه دارد و هم گلوی غرب را در چنگال خود گرفته است. هم گاز دارد و هم معادن غنی اورانیوم و زغال سنگ و تیتانیوم و زیرکونیوم و ژرمانیوم و گرافیت و مواد کمیاب معدنی از قبیل بریلیوم و تانتالیوم و لیتیوم و سرب و قلع و غیره! گذشت آن دورانی که کودک آلمان شرقی در برلین در حسرت موز و کوکاکولا، سیب زمینی می ­خورد. این معادله در آینده­ ی قابل پیش بینی به نفع شرق تغییر خواهد کرد. بدون اینکه نیازی به اشتازی باشد. در کنار قهرمانی بی بدیل بلشویک ­ها زمهریر زمستانِ استپ­ های روسیه یک بار پوزه­ ی فاشیسم آلمان را به ضرب بوران شکسته است. از هم اکنون صدای دندان قروچه­ ی اولاف شولتز و سوسیال دموکرات ­ها و سبزهای حامی فاشیسم به گوش می رسد. به جای طبقه ­ی کارگر روسیه این طبقه ­ی کارگر انگلستان و فرانسه و ایتالیا و…..است که به میدان خواهد آمد و عوارض مخرب بحران و جنگ را که دولت ­های هم­ پیمان امریکا به کارگران تحمیل کرده­ اند بر سر بورژوازی خرد خواهد کرد.« از شب هنوز مانده دو دانگی…..»

  پایان دوران “دنیای قشنگ نو”!

 با وجودی که فدراسیون روسیه از ابتدای شروع عملیات نازی زدایی و خلع سلاح ارتش اوکراین هرگز قصد اشغال کیف و خارکیف را نداشته و مطلقا به دنبال تغییر رژیم راست و فاشیستی زلینسکی نبوده است اما اینک چنین به نظر می رسد که ببر سیرک ناتو و قهرمان کاغذی کیف همزمان با گسست تمام عیار شیرازه ­های نئوفاشیسم و ناامیدی غرب از ادامه ­ی “مقاومت با شکوه ارتش ناتو ساخته” به ته خط نزدیک می شود. این فقط شکست ارتش متکی به فاشیسم اوکراین نیست که شادی کمونیست ­ها را بر انگیخته است. این شکست تمام عیار قدرت هار امپریالیسم امریکا و ناتو است که دست کم ظرف چهل و پنج سال گذشته نه فقط سردمدار “جنگ­های بی پایان” و انهدام مدنیت ده­ ها کشور بوده بلکه پرچمدار کمونیسم ستیزی و مسدود کننده ­ی انکشاف مبارزه ­ی طبقاتی نیز بوده است. دستِ کم طی دو دهه ­ی گذشته کارخانه ­ی ساخت و ساز پیکان ­های کمونیسم ستیزی در اوکراین فعالیت داشته است. جهان معاصر پس از شکست امریکا و ناتو و گنگ ­های نئونازیستی در اوکراین به مراتب جای امن ­تری خواهد بود. حتا اگر دولتِ از این پس بی خاصیت زلینسکی هم ساقط نشود و با تاخیر در کنار گرجستان و سوئد و فنلاند به عضویت ناتو در آیند، به جرات می توان مدعی شد که پایان کار فاشیسم در اوکراین و اثبات ضعف و ناتوانی سرمایه ­داری خون آلود غرب نوید بخش شروع جهانی بهتر است. دوست ندارید نداشته باشید. دوران “دنیای قشنگ نو” با نبرد اوکراین و پوک شدن هسته­ ی اصلی ناتو به پایان رسیده است. اینک دنیای جدیدی شکل گرفته است که دیگر در آن نه از فرانسوآ اولاند و پاپاندرئو و زاپاترو به عنوان سوسیالیست ­های قلابیِ مجری سیاست ­های نئولیبرال خبری است و نه تجدیدنظر و بازسازی در ارزش­ های جهانی شدنِ ادعایی حزب محافظه ­کار انگلستان ده شاهی می ارزد. بار دیگر بله بار دیگر دو قطب چپ و راست در مقابل هم صف بسته­ اند. مساله این نیست که حزب و طبقه­ ی حاکم بر فدراسیون روسیه و مناسبات اجتماعی تولید در این کشور راست و بورژوایی است. این را که هر بقالی می ­داند. مساله به ساده ­گی این است که در میان شکاف ناتو و فترت امریکا و عروج شکل جدیدی از سرمایه ­داریِ متمایل به بهبود زیست کارگران در چین – به عنوان قدرت نخست اقتصاد دنیا – و همزمان اعتلای قدرت نظامی و بازدارنده ­ی روسیه شرارت های جهان تک قطبی کم­رنگ خواهد شد و راه برای پیشروی انکشاف مبارزه ­ی طبقاتی گشوده خواهد شد. ساده ­لوحی محض است اگر کسی گمان زند که دستاورد درخشان نبرد اوکراین فقط در حدود فروپاشی نئوفاشیسم و یک دولت راست نازیست باقی خواهد ماند.

مهم­تر از منفعل شدن دولت فاشیست زلینسکی مساله این است که نبرد اوکراین در حوزه ­ی جغرافیایی فدراسیون روسیه پای مبحث احیای “اتحاد جماهیر شوروی” را نیز باز کرده است. با تمام نقدی که به سوسیالیسم روسی داریم این امر را باید به فال نیک گرفت. هرچند مولفه ­های تاکنون مطرح شده حول محورهای ملی سازی صنایع بزرگ و بانک ­ها متمرکز شده است با این همه نباید فراموش کرد که در عصر بن­ بست نئولیبرالیسم، ملی سازی – و نه دولتی سازی – یک گام به پیش است.

رفقا! خانم­ها و آقایان!

دوران “وسط بازی” و “تنزه طلبی” به پایان رسیده است! همانطور که در بحبوحه­ ی کشتار وحشیانه ­ی داعش در حلب و موصل مردم زحمتکشِ در حال فرار از تباهی تروریسم به شعار “صدای سوم” و “به میدان آمدنِ موهومِ طبقه ­ی کارگر سوریه و عراق” وقعی ننهادند؛ به هنگام نبردی صدها برابر مهم­تر و سرنوشت سازتر در اودسا و دنباس و ماریوپول و سورودونتسک و خرسون و…. بانگ نا به هنگام چنین خروس بی محلی شنیده  نخواهد شد. کما اینکه تا کنون نیز شنیده نشده است. برای شنیدن صدای طبقه ­ی کارگر زحمت بکشید و گوش ­های مبارک را به ریل ­های ترانسپورت انگلستان بچسبانید! در این­صورت صدای شکستن فک تیز مگی (تاچر) را نیز خواهید شنید. اینک مساله اصلی و فرعی از درهم شکستن نژادپرستی و نئونازیسم و جلوگیری از رشد این سرطان بدخیم نیز گذشته و گریبان مرکز و ستاد اصلی شرارت جهانی را گرفته است. در عین حال “متفکران” اولترا “کمونیست”ِ خوش­ خیال می توانند دور از بوی گند عفونتِ لاشه ­های مزدورانِ هفتاد و دو ملیتی ناتو از ویک­اندهای خود استفاده کنند و به متخصصان پنتاگون ساخت و ساز بمبی را پیشنهاد دهند که هنگام انفجار، کودکان و زنان و کلا غیرنظامیان را تفکیک کند و ضمن عشوه برای سربازان اوکراینی فقط “روس­ های ملعون” را بکشد!!

انکشاف مبارزه ­ی طبقاتی؟ بله به همین ساده­ گی!

من طی چند مصاحبه و مقاله به تاکید و مکرر گفتم که مفهوم و دستاورد پیروزی قطعی روسیه در این جنگ به نفع انکشاف مبارزه ­ی طبقاتی کارگران و زحمتکشان است. رفقایی از من پرسیده ­اند چگونه؟ چگونه پیروزی یک دولت الیگارش و سرمایه ­داری به نفع انکشاف مبارزه ­ی طبقه ­ی کارگر است؟ به نظرم موضوع ساده است مشروط به اینکه از سوی دیگر جبهه به نتایج جنگ نگریسته شود. به نقل از “شرلوک هولمز” گفته می شود برای یافتن حقیقت ابتدا باید غیرممکن­ ها را از معمای پیچیده کنار گذاشت! در نبرد فدراسیون روسیه علیه فاشیسم مهم­ترین غیرممکن پیروزی ناتو و امریکا و دولت لیبرال- فاشیست اوکراین است! حالا فرض کنیم این غیر ممکن به مرحله ­ی امکان بپیوندد و ممکن و مادی شود. فاشیسم مستقر در کیف بتواند تمام مناطق شرقی و روس نشین را مجددا اشغال کند. دولت اوکراین به عضویت ناتو در آید و اتمی شود و با حمایت ناتو و طبق طرح و برنامه ­ی پل ولفوویتز به روسیه دست درازی کند و همان بلایی را سر این کشور بیاورد که قبلا سر اتحاد جماهیر شوروی و سپس یوگسلاوی آورده بود. فرض کنیم داعش توانسته بود قدرت سیاسی را در عراق و سوریه به چنگ آورد. فرض کنید در جریان یک عملیات جنگی رژیم چنج ایالات متحد و ناتو و اسرائیل به جمهوری اسلامی از همه سو حمله کنند…..نمونه ­های روشنی از تحقق این فرضیه ­ها فرا روی ما است. یوگسلاوی. حمله به صربستان. جنگ در چچن. کوزوو. نسل کشی در رواندا. افغانستان. عراق. لیبی. یمن. جنگ داخلی سوریه….در همین ایران مبارزه ­ی طبقاتی به شیوه ­یی که اکنون رو به عروج است و گستره ­ی آن روز به روز گسترش می یابد را با اوضاع جنگی محتمل پس از فی­ المثل حمله ­ی امریکا و اسرائیل مقایسه کنید. در متن چنین بسترهایی است که معتقدم تلو تلو خوردن ناتو به نفع انکشاف مبارزه ­ی طبقاتی در همه جای دنیا از جمله آسیای مرکزی و قفقاز است. همه ­ی نکات فوق منوط به این است که بپذیریم نه حمله ­ی امریکا و ناتو به افغانستان پس از ۱۱ سپتامبر منجر به رهایی مردم از چنگال ارتجاع شده است (که بیست سال بعد عملا این حکم اثبات شده به نظر می رسد) نه در لیبی انقلابی در شرف وقوع بوده است (که با هرج و مرج در لیبی و لانه سازی تروریسم این امر قطعی به نظر می رسد) نه با دراز کردن صدام حسین دموکراسی به عراق تشریف فرما شده است و… مضاف به این که فرض من بر این است که رفقای مخاطب من به حضور شدیدا فعال نظامی و سیاسی انواع گنگ ­های فاشیستی در اوکراین اذعان دارند. در غیر این صورت اصلا وارد شدن به چنین مباحثی آب در هاون کوبیدن است. در نهایت این که شکست فاشیسم آن هم در حساس ترین و پهناورترین سرزمین اروپا اگر به نفع انکشاف مبارزه ­ی طبقاتی نیست پس چیست؟

دوستان عزیز!

اگر چه با تاخیر اما در هر حال به آغاز دوران شکست نئوفاشیسم در اوکراین و تجدید آرایش طبقاتی جهانی خوش آمدید!

 دو در افزوده به نبرد اوکراین! (پوزش از دلقک­ ها و سگ ­ها)

در این مورد مشخص نگارنده دو مصاحبه ­ی تلویزیونی و رادیویی انجام داده و یک مقاله­ ی مبسوط (شکست بالکانیزاسیون ۲) نوشته است که هر سه در شمار پر بیننده ­ترین و پرخواننده ­ترین مباحث مرتبط با این واقعه ­ی بسیار مهم به شمار می روند. من در گفت­ و­گوی تلویزیونی نخست (با تلویزیون برابری) به دلیل اینکه قرار نبود روند صحبت جنبه ­ی “شبه مناظره” داشته باشد و از روال مصاحبه ­های پیشین خارج شود و رفیق مجری وارد بحث شده و در نتیجه زمان من برای طرح مباحث مورد نظرم کوتاه شود دو نکته از دستم در رفت. شاید دخالت رفیق مجری به این سبب بود که ایشان تصور می کرد من نیز مانند جریان جاری چپ ایران – با توجه به مقالات و مصاحبه ­های پر شمار پیشین ­ام – جنگ اوکراین را “امپریالیستی” ارزیابی خواهم کرد و حداکثر همان کلیشه­ های رایج و مرسوم و ملال­ آور را مکرر خواهم گفت. گیرم به زبانی دیگر. چنین نشد. چرا که همان مولفه ­ی تحلیل و تاکتیک مشخص در شرایط مشخص من را به سمت درست تاریخ سوق داد. موضوعی که از مدت­ های پیش ساعات طولانی به آن اندیشیده و مقالات و مصاحبه­ های زیادی را خوانده و شنیده و دقیقا در جریان عمق ماوقع بودم. به هر حال همان فرصت کوتاه و لحن شتابزده ­ی من دو سوتی را وارد مصاحبه کرد که محتاج عذرخواهی است.

نخست اینکه جناب “رئیس جمهوری قانونی” اوکراین را دوبار “دلقک” خواندم. شاید به اعتبار پیشه و پیشینه ­ی حرفه­ یی او. و دیگر اینکه فاشیست کشیِ سربازان دلاور ارتش روسیه را به “سگ کشی” تشبیه کردم. اینک از تمام طنازان و دلقکان و کمدین ­های نازنین پوزش می خواهم که یک فاشیست بی همه چیز را به ایشان مانسته ساختم. و البته سگ حیوان دوست داشتنی و در هر حال – حتا هاری- قابل حمایت است. تشبیه فاشیست ­های اوکراین به سگ یک جفای نابخشودنی از سوی من بود و هواداران و حامیان حیوانات اهلی و وحشی حق دارند بابت این قیاس مع­ الفارق من را نکوهش کنند!

راهکارِ سیاسی پایان جنگ!

بی تردید هر چه به زمستان نزدیک­ تر می­ شویم اروپا گرایش بیشتری به صلح می یابد. مشکل اصلی اما امپریالیسم امریکا است که می ­خواهد همچون جنگ جهانی دوم از قبل جنگ اوکراین نیز بر بحران بدهی خود فائق آید. تا همین ­جای نبرد نیز روسیه تا حدود زیادی به اهداف از پیش تعیین شده رسیده و جنگ علیه نئوفاشیسم و خلع سلاح و نابودی ساختارهای نظامی و مراکز میکروبیولوژیک اوکراین را عملیاتی کرده و به فتح مناطق مورد نظر شمال و شرق و جنوب تا بندر ماریوپول و دریای سیاه رسیده است. اکنون شریان انرژی و غذای اروپا در دستان روسیه است و هیچ درجه­ یی از کمک ­های نظامی و مالی به دولت زلینسکی شرایط کنونی را تغییر نخواهد داد. فی ­الحال و متعاقب فتح سورودونتسک روسیه تمایلی به گرفتن خارکیف ندارد مگر این که امریکا و دولت فاشیست زلینسکی بخواهد جنگ را به خیال خام عقب راندن روسیه ادامه دهند. اینک می توان به آتش بس و صلح اندیشید و درباره ­ی ابعاد آن صحبت کرد. به نظر می ­رسد معقول­ ترین و ممکن ­ترین راه رسیدن به صلح و ثبات پایدار میان روسیه و اوکراین در اجرای بندهای ذیل باشد:

– استعفای دولت زلینسکی به دلیل زیر پا گذاشتن قرارداد مینسک و تشکیل یک دولت موقتِ متعهد به اجرای این تعهد و متضمن به کنار گذاشتن سودای پیوستن به ناتو.

–  تشکیل یک هیات صلح مرکب از وزرای خارجه ­ی چین و هند و بلاروس و تاجیکستان و فرانسه و ترکیه و کوبا و البته روسیه و دولت موقت اوکراین.

– آتش بس فوری و ایجاد آرامش به منظور برگزاری انتخابات در مناطق شمال و شرق و جنوب اوکراین زیر نظر هیات مورد نظر. محور انتخابات می تواند پیوستن به روسیه (مانند کریمه) یا استقلالِ جمهوری ­های خودمختار دونتسک و لوهانسک و…. باشد.

– برگزاری انتخابات در اوکراین بدون دخالت دولت زلینسکی و زیر نظر هیات پیش گفته.

– خلع سلاح دائمی اوکراین به ویژه تخریب پایگاه ­های فاشیست ­ها و دستگیری و محاکمه ­ی کلیه­ ی فرماندهان نئونازی.

– انحلال فوری کلیه ­ی مدارس آموزش فاشیسم و جمع آوری کودکان و اعزام آنان به مراکز تربیتی و آموزشی سالم و پاکسازی آموزه­ های فاشیستی و ممنوعیت قانونی فعالیت این مدارس به عنوان اقدام به جرائم سازمانیافته­ ی ضدانسانی.

– لغو کلیه ­ی تحریم­ های روسیه و آزادی تمام دارایی بلوکه شده­ ی آن و همزمان بازشدن راه­ های ارسال غله و انرژی از روسیه به اروپا. گیرم که تداوم این تحریم ­ها بیشتر به زیان غرب است تا روسیه!

– تعلیق درخواست سوئد و فنلاند و گرجستان به منظور الحاق به ناتو.

– تخلیه ­ی مراکز نظامی و موشکی امریکا از لهستان.

– دخالت نماینده­ گان هیات موردنظر در مرزها و شهرها به منظور بازگشت پناهنده­گان و مجروحان جنگی و استقرار ایشان در اردوهای مناسب تا بازسازی محل زیست­شان.

– همیاری روسیه و اروپا برای ترمیم ویرانی­ های جنگ و پرداخت خسارت به خانواده ­های کشته شده­ گان از حساب الیگارش ­های روس و اوکراین و البته دولت­ هایی که در این مدت به دولت اوکراین اسلحه دادند و فاشیست ­ها را به سلاح ­های سنگین مجهز کردند. به ویژه دولت ­های امریکا و آلمان و کانادا.

– انحلال ناتو…

بعد از تحریر: در مورد لومپن ­ها و فحاشان!

بعد از انتشار سلسله مباحث من درباره­ ی نبرد اوکراین و به دنبال آن تغییر شیفت بسیاری از فعالان اجتماعی و سیاسی و ایستادن در جای صحیح تاریخ (ضدیت با فاشیسم و ناتو) دو سه نفر تازه از راه رسیده به اعتراض مدعی شدند که  “شما چگونه از فدراسیون روسیه که یک کشور سرمایه­ داری امپریالیستی با الیگارش­ های حاکم است حمایت می کنید؟!” جمله ­یی سخت حکیمانه! احتمال می دهم این “دوستان مودب” که به چیزی کمتر از اتهام “حمایت از کودک کشی” و “راسیست” و “مزدور پوتین و حکومت ج الف” به نگارنده رضایت نمی دهند متاع و مجموعه ­ی حاضر آماده ­یی را که من در یک کتاب مستند ( دلائل فروپاشی سرمایه داری و علل شکست سوسیالیسم اردوگاهی) دو دهه پیش نوشته و در تهران منتشر کرده­ ام به اضافه چهل مقاله در نقد مناسبات اجتماعی تولید در شوروی و چندین مصاحبه­ ی مطبوعاتی و تلویزیونی را زیرجلکی کش رفته و بدون اینکه بخوانند (مقالات و مصاحبه­ ها رایگان در نت موجود است اما کتاب در فرانسه با قیمتی در حدود ۳۰ یورو فروخته می شد – الان را نمی دانم زیرا چاپ اش تمام شده – و چون پی دی اف ندارد لذا خریدن ­اش با توجه به اولویت ­های “رفقا” مقرون به صرفه نیست) درهم و مفت ستانده­ اند و می خواهند با صاحب این مقالات خیلی گران حساب کنند!

و تا یادم نرفته است این نکته را نیز تاکید کنیم که لمپنیسم و فحاشی در برخورد به مواضع سیاسی افراد تا آنجا که به فحاشان – مستقل از چپ و راست – مربوط می­ شود یک رفتار سازمان یافته است. در مورد اعضای تشکل­­ ها و احزاب سیاسی این فحاشی ­ها نوعی تقسیم کار حرفه ­یی است و ساده لوحانه خواهد بود اگر کسی فکر کند که مثلا رضا پهلوی خود شخصا آدم “مودب” و با “پرنسیپی” است و این طرفداران لومپن او هستند که به مخالفان فحش می دهند و حتا آنان را به مرگ تهدید می کنند. این جمله ­ی فاضلانه که “شاه خودش خوب بود و اطرافیان­اش بد بودند” معروف حضورتان است که؟ در مورد چپ نیز همین قضاوت صادق است و طرح این مولفه که فلان عضو بهمان کمیته ­ی مرکزی حزب کذا خود مسئول فحاشی خویش است یک عوامفریبی بیش نیست. لومپنیسم نمی­تواند بیرون از سنت ­های رهبری احزاب و سازمان ­ها نهادینه شده باشد و صرفا از مناسبات ناترازمند زیست خانواده ­گی لومپن­ ها برخاسته باشد.

“رفقای اولترا انقلابی”! من بعد از مصاحبه ­ی نخست گفتم لطفا کمی جدی و موقر و سیاسی باشید و با ترمز حرکت کنید! فحش هم بدهید. مهم نیست! تاکید کردم که برخلاف شما اهل “جدل” نیستم و در پاسخ رکیک ترین فحش­ های تان نخواهم گفت “خودتانید!” نکردید و بر سیاق کلاه مخملی­ ها پیش رفتید. تبیین انگلس از ماجرای “کموناردهای فراری” واقعا برای جماعت فحاشان زیادی سخاوتمندانه است. من در پاسخ سه تلویزیون (دو تا منسوب به چپ و یک تلویزیون پربیننده: ا. اینترنشنال) به وضوح آماد­ه ­گیِ مشروط خود را برای بحث و مناظره ­ی سیاسی پیرامون نبرد اوکراین اعلام کردم و همین جا نیز با همان دو شرط تکرار می کنم که:

الف. مجری محترم بی قید و شرط و در همان وقت محدود صحبت هایم را قطع نکند!

ب. طرف یا طرفین بحث در زمینه ­ی موردنظر کتاب و مقالات مستند داشته باشند تا من بدانم با چه پتانسیلی از طرف مباحثه مواجه هستم.

****

این بحث را با تببین خاستگاه سیاسی و اقتصادی برهه­ ی دوم از مرحله ­ی نخست جنگ بی پایان در افغانستان ادامه خواهیم داد.

پنج­شنبه ۳۰ جون / ۹ تیر



خبرهای بیشتر را در تلگرام اخبار روز بخوانید

https://akhbar-rooz.com/?p=159590 لينک کوتاه

4.5 68 رای ها
امتياز بدهيد!
نظری بنويسيد
Notify of
guest
39 نظرات
جديدترين
قديمی ترين بيشترين آرا
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات
دریا
دریا
سه شنبه, ۲۱ تیر, ۱۴۰۱ ۱۳:۲۰

جناب قراگوزلو۳بارمقاله راتاانتها خواندم وهربارازدفعه قبل ازجمله به جمله ان بیشترلذت بردم.دستان گرمتان راازداخل ایران میفشارم.

نرگس و امیر
نرگس و امیر
جمعه, ۱۷ تیر, ۱۴۰۱ ۰۴:۳۶

جناب دکتر دست مریزاد. واقعن و بی اغراق از خواندن این مقاله آنهم با این نثر روان و فصیح بی نهایت استفاده کردیم و لذت بردیم. ما که دستی در ترجمه و نوشتن داریم خوب می دانیم که تحلیل منسجم سیاسی چقدر دشوار است. بویژه که جمعی بیکار در کمین نشسته اند تا بزعم خودشان از شما “سوتی” بگیرند.
متاسفانه جنگ اوکراین ثابت کرد که چپ ایران نیز به یک تجدید نظر اساسی و خان تکانی ساختاری در زیربناهای فکری و سیاسی خود دارد.
دست شما را از همین نزدیکی شما می فشریم.
نرگس و امیر

الهه
الهه
پنجشنبه, ۱۶ تیر, ۱۴۰۱ ۲۲:۴۸

بیشمار احسن به توان بی نهایت

فرزانه
فرزانه
یکشنبه, ۱۲ تیر, ۱۴۰۱ ۲۱:۰۰

آقای قربانی سلام. اول لطف کنید بفرمائید ببینیم خودتان درباره جنک اوکراین روسیه چه تحلیلی دارید. دوم نقدتان به این تحلیل آقای دکتر قراگوزلو چیست؟ همینطور نقدتان به دو مصاحبه و مقاله پیشین ایشان چیست? آقای قراگوزلو روسیه را بورژوا امپریالیستی میداند اما در قبال ناتو و فاشیسم و امپریالیسم امریکا از روسیه دفاع میکند شماچه؟ و عجیب اینکه اولین بار است که شما کامنت مینویسید و به منصور حکمت توهین نمی کنید😠 در ضمن نقل قول های بالا را همه ما خوانده ایم و هیچ ربطی به این جنگ ندارد. اگر یک کمونیست اینقد خلاقیت نداشته باشد که با استفاده از تئوری های مارکس و لنین یک واقعه مهم را تحلیل کند ارزشش از یک کتاب خاک خورده درون قفسه یا دو دقیقه گوگل کمتر میشود. پایدار باشی

حمید قربانی
حمید قربانی
شنبه, ۱۱ تیر, ۱۴۰۱ ۱۵:۰۰

کارل مارکس در جنگ داخلی در فرانسه، خطاب به انترناسیونال اول، در باره خصلت سردمداران و تمدن و عدالت بورژوآئی که تا کنون هم متأسفانه ادامه دارد، جامعه بشری را تهدید به مرگ حتمی می کند و در همین جنگ ارتجاعی اوکراین هم تمام قد در برابر دیدگان ما ایستاده است، چنین می نویسد :

همچنانکه لحظۀ تصمیم گیری نزدیک می شد، تی یر خطاب به مجلس می گفت : « به کسی رحم نخواهم کرد۱.» و خطاب به پاریس گفت که این شهر محکوم به فناست۲؛ و خطاب به راهزنان بناپارتی خویش گفت : « دست تان باز است، آن قدر از پاریس انتقام بگیرید تا دل تان آرام بگیرد. و، سرانجام هنگامی که درهای پاریس در ۲۱ مه، به خیانت به روی ژنرال دوئه ( DouayI) باز شد تی یر، در۲۲ ماه مه، هدف خویش از آن بازی هایِ کذائیِ آشتی جویی را برای دهاتی هایش در مجلس، که تا آن لحظه به روی خودشان نیاورده وانمود کرده بودند که خبر ندارند، چنین فاش کرد:

تا این لحظه هر بار که من خبرهائی برای شما می آوردم، فقط به همین اکتفا می کردم که بگویم داریم به هدف نزدیک می شویم. امروز، اما خیلی بیشتر و بهتر در این باره سخن می گویم: به هدف خود رسیدیم. آن چیزی که آرزوی عدالت، نظم، انسانیت، و تمدن بود تحقق یافت.

 به راستی هم چنین بود. تمدن و عدالت بورژوآئی هر بار که بردگانی از این گونه به پا می خیزند و بر ضد خدایگان های خویش قیام می کنند چهرۀ شوم خود را به همین سان نشان می دهد. در این گونه لحظات است که این تمدن و عدالت نقاب از چهره بر می دارند تا سیمای همان وحشیگریِ بی نقاب و انتقامجوئیِ بی قانونی ( و با قانون – من حمید قربانی) که هستند آشکار گردد. هر بحران تازه ای در نبرد طبقاتی، میان به تملک در آورنده و تولید کننده، همین حقیقت را با درخششِ بیشتر نشان می دهد. بیرحمی های بورژوآها در ژوئن ۱۸۴۸، در قیاس با ننگ و فضاحتی که در ۱۸۷۱ نشان داده شد، رنگ می بازد و محو می شود و قهرمانگری و روح فداکاری و از خود گذشتگی مردم پاریس – از مرد، زن و کودک – در طی هشت روز مبارزه با سپاهیان ورسای، بعد از ورود این سپاهیان به پاریس، نیز نمایان گر عظمت آرمان آنان بود همچنان که فتح و غلبۀ جهنمیِ آن گروه غارت گرموسوم به سرباز نیز نموداری از روح فطریِ این تمدنی است که امثال همان سربازها جنگ جویان مزدور و مدافعان آن هستند. چه تمدن پر افتخاری که مهمترین مسأله اش اکنون این است که چه گونه از شّر کوه اجسادی که پس از پایان یافتن نبرد در کوچه ها بر جای گذاشته است خلاص شود.

   ص ۱۴۳ – ترجمه ی باقر پرهام.

البته، همین تمدن بود و هست که جنایاتی بیشماری از آن زمان تا کنون آفریده ایت که می توان به عنوان نمونه هاپی به این ها اشاره نمود :

۲ جنگ جهانی بین دار و دسته های خودی را موجویت داده که ۷۰ میلیون کشته روی دست انسانیت مدعی اش گذاشت، در بین سال های ۱۹۱۸ تا ۱۸۲۳ بی غیر از یورش ۱۴ دولت معظم امپریالیستی زمان،  به انقلاب پرولترها و زحمتکشان روسیه، در آلمان ۲۰ تا ۳۰ هزار از کارگرانی را کُشت که آنها هم به ریشه کنی عامل بدبختی های جامعه، یعنی سرمایه داری متکی به مالکیت خصوصی برخاسته بودند، در هندوستان و آفریقا چه ها نکرده است، در اندونزی در سال ۱۹۶۰ نزدیک به ۲ میلیون کارگر و دهقان کمونیست و مخالف استثمار وحشیانه را کشتار کرده است، در کره ۵ و نیم و در ویتنام ۳ و نیم و در کنگو در جنگ باصطلاح داخلی  از ۱۹۶۰ تا ۲۰۱۳، ۱۱ میلیون و… تا کنون که در یمن، سوریه، افغانستان، برمه، کردستان بوسیله دوست نازنین همان متمدن ترین دولت های معاصر، آقای اردوغان سرمدار سرمایه داران ترکیه و در یمن بوسیله عربستان و قطر مقر نیروهای ناتو برای یورش به منطقه و در اوکراین بوسیله جناب آقای پوتین ضد فاشیست! و آتش بیاری معرکه بایدن و همکاران اروپای غربی اش، و، … همچنان ما، انسان دوستی اش را شاهد هستیم که شهرها سوخته و ویران می گردند، کارگران له و لورده می گردند و قتل عام می گردند. قلم بدستان و کاسه لیسان ازهمه ی طرف و با همه ی وسایل در دست رس، همین جنگ ها را وسیله نجات انسان دانسته و در مد و ثنای مرتکبین قصاب انسان چیزی کم نمی گذارند.

به باور من، همین نوشته ی جناب دکتر محمد قراگوزلو هم که تا سال ۱۳۸۷در سعدی نامه به همراه حداد عادل در وصف عشق سعدیاپی می نوشت و از قرآن مجید و نهج البلاغه و انقلاب نور امام خمینی اش – همین جمهوری اسلامی تو بخوان- کُد می آورد و مقاله می نوشت و به یک باره در روح و روان اش چنان انقلاب و تبدیل و تبادل و تغییری به وقوع پیوست و یک سره دگرگون گشت و سوسیالیست کارگری گشت!!!، با کمی توجه و دقت، با تمام پیچ و تاب های موجود و عصبانیت از منتقدان نوشته و گفته های پیشین و مقصر دانستن مجری برنامه تلویزیون و… نمونه ای است، باز روبروی دیدگان ما، از این نوع ادبیات!

اما، کارگران و زحمتکشان در جهان، نیاز به یک چیز دارند، آن اینکه، تبدیل این جنگ های امپریالیستی و نیابتی به جنگ طبقاتی – جنگ داخلی، برای پیروزی انقلاب قهری کمونیستی،  برای درهم شکستن این دولت های امپریالیستی و ارتجاعی جبار و ظالمِ آدمکُش و موجودیت دادن به دیکتاتوری پرولتاریای مسلح!، جهت لغو و ریشه کن نمودن جامعه ی طبقاتی بطور کلی  و همین جامعه ی گندیده و بختک شده سرمایه داری امپریالیستی و ایجاد جامعه ای که در آن « بجاى جامعه کهن بورژوازى، با طبقات و تناقضات طبقاتیش، اجتماعى از افراد پدید میآید که در آن، تکامل آزادانه هر فرد شرط تکامل آزادانه همگان است.» ( مارکس و انگلس،مانیفست حزب کمونیست، پایان فصل دوم )، یعنی جامعۀ بدون طبقات اجتماعی متضادالمنافع آشتی ناپذیر، بدون دولت، بدون استثمار انسان از انسان، بدون ماکیت خصوصی، بدون خانواده، بدون مذهب، جامعه ی کمونیستی!

*۱- دیکتاتوری پرولتاریا و لزومیت آن از زبان لنین، مارکس و انگلس :

تعریف لنین از دیکتاتوری بطور کلی و دیکتاتوری پرولتاریا بطور اخص : ” دیکتاتوری قدرتیست که مستقیما متکی به اعمال قهری است و بهیچ قانونی وابسته نیست. دیکتاتوری انقلابی پرولتاریا قدرتیست که با اعمال قهر پرولتاریا علیه بورژوازی بچنگ آمده و پشتیبانی می گردد و قدرتیست که بهیچ قانونی وابسته نیست.”

 و یا باز هم، لنین از زبان مارکس و انگلس :

[ مارکس… “اگر کارگران دیکتاتوری انقلابی خود را جایگزین دیکتاتوری بورژوازی می نمایند… تا مقاومت بورژوازی را درهم شکنند… بدولت شکل انقلابی و گذرنده می دهند اگر کمون پاریس به قدرت مردم مسلح متکی نبود، آیا می توانست بیش  ازیک روز دوام آورد؟ آیا ما محق نیستیم اگر بالعکس کمون را، به علت اینکه از اتوریته خیلی کم استفاده کرده است، سرزنش نمائیم”…

انگلس : « حزب پیروز مند » (در انقلاب ) «بالضروره » ناچار است سیادت خود را از طریق رعب و هراسی که سلاح وی در دلهای مرتجعین ایجاد می کند، حفظ نماید. اگر کمون پاریس به اتوریته مردم مسلح علیه بورژوازی متکی نبود؛ مگر ممکن بود بیش از یک روز دوام آورد؟ آیا ما محق نیستیم اگر بالعکس کمون را، به علن اینکه از اتوریته خیلی کم استفاده کرده است، سرزنش نمائییم… »

هم او میگوید: ” از آنجا که دولت فقط مؤسسه گذرنده ایست که در مبارزه و انقلاب باید ازآن استفاده کرد، تا دشمنان خود را قهرا سرکوب ساخت، لذا سخن گفتن در بارۀ دولت خلقی آزاد خام فکری خالص است. مادامکه پرولتاریا هنوز به دولت نیازمند است، این نیازمندی از لحاظ مصالح آزادی نبوده، بلکه بمنظور سرکوب دشمنان خویش است و هنگامی که سخن گفتن در بارۀ آزادی ممکن می گردد، آنگاه دولت بمعنای اخص کلمه دیگر موجودیت خود را از دست می دهد”…] ، لنین – انقلاب پرولتری و کائوتسکی مرتد. . مناظره با آنارشیستها

آیا این

آقایان هیچگاه انقلاب دیده‌اند؟ انقلاب بدون شک با اتوریته‌ترین چیزهاى ممکنه است. انقلاب عملى است که در آن، بخشى از اهالى بوسیله تفنگ، سرنیزه، توپ، یعنى با وسایل فوق‌العاده با اتوریته‌اى اراده خود را به بخش دیگر تحمیل مینماید و حزب پیروزمند بالضروره مجبور است سیادت خود را بوسیله آن حس رعبى که اسلحه وى در دلهاى مرتجعین ایجاد میکند حفظ نماید. اگر کمون پاریس در مقابل بورژوازى به اتوریته مردم مسلح تکیه نمینمود، مگر ممکن بود عمرش از یک روز تجاوز کند؟ و بر عکس آیا ما حق نداریم کمون را بمناسبت این که از اتوریته خود بسیار کم استفاده کرد سرزنش کنیم؟ بنابراین از دو حال خارج نیست. یا آنتى اتوریتاریست‌ها خودشان هم نمیدانند چه میگویند و در این صورت فقط تولید آشفته فکرى میکنند، یا آنکه این مطلب را میدانند و در اینصورت به راه پرولتاریا خیانت میورزند. در هر دو حال آنها فقط به ارتجاع خدمت میکنند» (ص ٣٩). دولت و انقلاب لنین.

–   کارل مارکس در نقدی بر برنامۀ گوتا : « اما این کمبودها در فاز نخست جامعۀ کمونیستى، هنگامى که این جامعه تازه پس از دردهاى طولانى زایمان از شکم جامعۀ سرمایه دارى سر برآورده، اجتناب ناپذیرند. حق هرگز نمى تواند بالاتر از ساختار اقتصادى جامعه و تکامل فرهنگى اى که مشروط به آن ساختار است، باشد.

در فاز بالاتر جامعۀ کمونیستى، پس از ناپدید شدن تبعیت برده ساز فرد از تقسیم کار و همراه با آن تضاد بین کار ذهنى و کار بدنى، پس از تبدیل شدن کار از صرفا وسیله اى براى زندگى به نیاز اصلى زندگى، پس از افزایش نیروهاى مولد همراه با تکامل همه جانبۀ فرد و فوران همۀ چشمه هاى ثروت تعاونى، آرى تنها در آن زمان مى توان از افق تنگ حق بورژوایى در تمامیت آن فراگذشت و جامعه خواهد توانست بر پرچم خود چنین نقش کند: از هرکس برحسب توانائى اش و به هرکس برحسب نیازهایش!

 

بین جامعۀ سرمایه دارى و جامعۀ کمونیستى یک دورۀ تحول انقلابى از اولى به دومى وجود دارد. متناظر این دورۀ تحول، یک دورۀ گذار سیاسى نیز هست که دولت در آن چیزى نمى تواند باشد جز دیکتاتورى انقلابى پرولتاریا.

اکنون برنامه [گوتا] نه به این آخرى مى پردازد و نه به سرشت دولت در جامعۀ کمونیستى.»، ترجمۀ سهراب شباهنگ.

  

سرشت دولت در جامعۀ کمونیستی، بطور کلی میتواند در این عبارت خلاصه شود که دولت در جامعه کمونیستی فار نخست این جامعه، زیرا که در فار دوم یا عالی آن، دیگر دولت زوال یافته است، به جای دیکتاتوری طبقات استثمار گر، اقلیت ، بر علیه طبقات و طبقه تولید کننده و در جامعه سرمایه داری، دیکتاتوری طبقه سرمایه دار بر علیه طبقه پرولتار و تثبیت کننده و تکمیل کنندۀ مالکیت خصوصی، دیکتاتوری طبقه کارگر – پرولتارها – بر علیه طبقات استثمارگر بطور کلی و طبقه سرمایه دار بطور ویژه و از بین برنده مالکیت خصوصی و کار مزدوری و استقرار و تکمیل کننده مالکیت اشتراکی و کمونیستی است.

peerooz
peerooz
شنبه, ۱۱ تیر, ۱۴۰۱ ۱۹:۴۱

جناب قربانی,
“گر تو قرآن بدین نمط خوانی , ببری رونق مسلمانی”.
عزیز, “در دیزی بازست, حیای گربه کجا رفته”؟ اینجا محل کامنت کوتاه بر مقاله است نه کلاس درس در باره “دیکتاتوری پرولتاریا و لزومیت آن از زبان لنین، مارکس و انگلس”. در این باره میلیون ها مقاله و کتاب نوشته شده و بجایی نرسیده است. همان انتقاد شما به نوشته های جناب قراگوزلو مربوط به مقاله و کافی بود. جسارت نمیکنم بگویم عرصه سیمرغ جولانگه شما نیست ولی شما “عرض خود می‌بری و زحمت ما میداری”. از دست ما که کاری بر نمی آید, خداوند خودش شفا دهد.

ایرج
ایرج
یکشنبه, ۱۲ تیر, ۱۴۰۱ ۰۹:۵۳

با سلام به آقای قربانی
اینقدر نوشته اید و در مورد نوشته آقای قراگوزلو هیچ نگفته اید.
من نفهمیدم که بالاخره حتا موضع شما نسبت به جنگ اکراین چیست.

سعید پیوندی
سعید پیوندی
یکشنبه, ۱۲ تیر, ۱۴۰۱ ۱۶:۲۲
پاسخ  ایرج

همصدا با ایرج و peeroz و خطاب به “استاد محترم” جناب قربانی باید عرض کنم فرمایشات شما با یک سرچ ساده در گوگل موجود است و هر که بخواهد به دیکتاتوری پرولتاریا و نظرات و تحلیل های مارکس و انگلس پی ببرد هم کتابهایش در همه جا از جمله در کتابفروشی های جلوی دانشگاه تهران موجود است و هم در نت و نیازی به اظهار فضل و بحرالطویل نویسی حضرتعالی نیست کامنت یعنی سه یا چهار خط. شما اگر قصد تحلیل جنگ دارید بفرمائید این گوی و این میدان. سایت آزدی بیان که همه مقالات و ملاقات را چاپ می کند. اگر قصد مارکس فروشی دارید که کمی دیر تشریف آورده اید چرا که به همت استاد حسن مرتضوی تمام مجلدات کاپیتال و گروندریسه ترجمه شده است. اگر میخواهید وقت ما را بگیرید که در را اشتباه زده اید قربان قدم مبارکتان برویم.
برادر جان لطف کن و یک زحمتی بکش و نظر خودت را درباره جنگ بدون شعار و توهین و حاشیه روی بفرما. اکیدن هم از کپی پیست نظرات مارکس و لنین خودداری کن. فرض بر این است که خوانندگان و مدیران اخبار روز به اندازه حضرتتان این آثار را خوانده اند. امیدواریم حالتان خوب شود. زحمت کشیدید و خسته نباشید.

امیر ایرانی
امیر ایرانی
شنبه, ۱۱ تیر, ۱۴۰۱ ۱۰:۳۵

گروهی که در جهان دو قطبی دانسته یاندانسته بازیچه قطب شرق بودند خود گولزنی و گاهشیفته وار به بهانه وجود پیمان ناتو احساس وظیفه می کنند از تجاوز روسیه- که در اکنونش، صاحب یک زرادخانه اتمی بسیار مخرب است -دفاع کنند؛
اما طنز ماجرا اینجاست که این مدافعان ،
ناشیانه و حتا کودکانه برای توجیه دفاع خودشان
از این تجاوز،
توجیه ایده لوژیکی براساس تئوری های جهان دو قطبی می آورند؛ آنهم برای تجاوز روسیه ای که دیگر هیچ سنخیتی با شوروی مورد علاقه اشان ندارد.
این مریدان خاص شوروی سابق، چه زمانی می خواهند موضوعات و تحولات جهانی را با نگرش دیگر تجزیه و تحلیل کنند خودش پرسشی است.
بگذریم
شاید این شیفتگان و خود گولزنان چون تمام عمرشان، برای مراد خاصی مریدی کردند فکر می کنند روسیه پوتین، بوی روسیه لنین یا استالین مورد نظرشان را می دهد و پوتین برای آنها مانندشمس برای مولوی است.
پرسشی است:
کشوری بنام روسیه که
هم در دوران روسیه تزاری
هم در دوران شوروی
هم در دوران پوتینی
نگرش و تفکر توسعه طلبی سرزمینی داشته و دارد و در اکنون دارای زراد خانه اتمی مخرب است
آیا همسایگان و غیر همسایگان روسیه باید از این روسیه بترسند و در پی دفاع جمعی بر آیند؟
برای یافتن پاسخی باید به دورانی رفت که پیمان ورشو و پیمان ناتو شکل گرفت.
وقتی جهان دو قطبی شکل گرفت، دو پیمان نظامی تعریف شد:
-یکی پیمان ورشو که بازوی نظامی قطب شرق شد
-دیگری پیمان ناتو که بازوی نظامی قطب غرب شد.
تاریخ به ما می گوید
بعد از اینکه ایده لوژی که براساس آن قطب شرق سازماندهی شد ناکارآمدیش را نشان داد قطب شرق بسمت فروپاشی رفت و از این فروپاشی بسیاری از کشور هایی که زیر سلطه روسیه بودند استقلال یافتند.و این کشور ها همسایه های جدید روسیه و یا غیر همسایه های روسیه جدید شدند.
با فروپاشی قطب شرق دیگر موضوعیت پیمان ورشو از بین رفت اما هسته اصلی ابزارهای جنگی این پیمان نزد روسیه جدید باقی ماند و باید گفت
اگر چه پیمان ورشو منحل شد اما توان نظامی تهاجمی و دفاعیش نزد روسیه جدید باقی ماند.
با توجه به شرایط جدید که روسیه وارث تسلیحات پیمان ورشو شد آیا همسایگان و غیر همسایگان باید از این روسیه که روحیه تجاوزکارانه دارد بترسند و بسمت یک اتحاد و دفاع جمعی بروند؟
عقل سالم می گوید باید این همسایه ها وغیر همسایه ها بسمت یک اتحاد نظامی مشترک برای دفاع از خود بروند.
این پیمان هر اسمی داشته باشد دیگر مهم نیست؛
می خواهد اسمش ناتو باشد می خواهد فلان و بهمان باشد؛
اما چون از قبل پیمانی بنام ناتو وجود داشت
همان پیمان حفظ شد
و همسایگان جدید روسیه برای دفاع از خود چاره ای نمی بینند که به پیمان ناتو وصل شوند و…
اما گاهی در نوشتاری هایی مشاهده می شود
نگارنده به بادی که از بیت می وزد توجه دارد تا پرچمش را در مسیر باد بیت قرار دهد
امید است چنین نباشد

peerooz
peerooz
یکشنبه, ۱۲ تیر, ۱۴۰۱ ۰۱:۱۳

جناب ایرانی,
“هرچه بگندد نمکش میزنند”. هیچ فکر کرده اید که اگر نمک گندید در عزای آن چه نمکی باید به سر گرفت؟ لابد باید این را از یوگسلاوی ها و عراقی ها و افغانستانی ها و لیبیایی ها و غیره پرسید که گل به سر گرفته اند.

امیر ایرانی
امیر ایرانی
سه شنبه, ۱۴ تیر, ۱۴۰۱ ۱۵:۲۱
پاسخ  peerooz

می دانستم پاسخ منتشر نمی شود
اما به خودم گفتم مهم نیست چون خوانده می شود.
باید گفت
هرچه بگندد نمکش می زنند وای به روزی که بگندد نمک

Dawood Ignat
Dawood Ignat
شنبه, ۱۱ تیر, ۱۴۰۱ ۰۲:۵۴

در جواب به باران
آنچه که ما شاهد هستیم از صبح تا شب تبلیغات رسانه های غربی است دروغ دروغ بی بی سی و تمامی رسانه های اروپایی و انگلیسی البته. کثافت واقعی

باران اذر مینا
باران اذر مینا
شنبه, ۱۱ تیر, ۱۴۰۱ ۱۷:۴۱
پاسخ  Dawood Ignat

نکند تجاوز روسیه به اوکرایین و کشتارهای ارتش متجاوز و اوارگی چند میلیون انسان بیگناه وویرانی های هراسناک شهرها و روستاهای اوکرایین و…… غیره هم تبلیغات بی بی سی باشد شاید شما هم بر این باورید که روسیه مظلوم واقع شده است واین جنایت ها را برای دفاع از خود می کند

باران اذر مینا
باران اذر مینا
جمعه, ۱۰ تیر, ۱۴۰۱ ۱۶:۱۸

این نوشته سراسر تکرار تبلیغات دستگاه پوتین و بر ادعاهایی استوار است که جز تهمت و نادرستی نیست از جمله می فرمایند رژیم اوکرایین فاشیستی است ایا معنای درست فاشیسم و ایدیولوژی فاشیستی مبتنی بر برتری نژادی را می دانند؟.در انتخابات ۲۰۱۹ در اوکرایین راست افراطی ۳ در صد رای ها را بدست اورد در المان این درصد ۱۰ و در فرانسه بالای ۲۰ است در روسیه چند است ؟ می پوگود دولت اوکرایین توافق مینسک را رعایت نکرد ایا روسیه و تجزیه طلبان شرق اوکرایین رعایت کردند؟
پرسش از ایشان این است ایا اصل احترام به تمامیت ارضی کشور ها را می پذیرند اگر نه ایا هردولت زور دار و زورگویی ی به خود حق نخواهد داد که به بهانه ای به کشور ضعیفی حمله کند؟
ایشان اشاره ای به پیامدهای ای تجاوز نظامی نمی کنند اوارگی چندین میلیون اوکرایینی کشته شدن نزدیک به ده هزار سرباز اوکرایینی و پانزده هزار سرباز روسی نابودی زیر ساخت های صنعتی و ارتباطی اوکرایین گسترش ناتو به فنلاند و سوید دامن زدن به مسابقه ی تسلیحاتی افزایش بهای گندم و… وتازه این جنگ امپریالیستی را به سود طبقه ی کارگر می دانند؟؟؟
ایشان وبرخی باصطلاح چپ های وطنی پایبند اصول نیستند از دید انها سرمایه داری در روسیه و چین خوب است و به گفته ی ایشان در چین به طبقه ی کارگر کمک می کند و یک سرمایه داری بد در غرب . گویی استثمار نیروی کار بد و خوب دارد انها هم چنین امپریالیسم خوب روسیه و چین و امپریالیسم بد غرب دارند. و برایشان مهم نیست که در این دوکشور خبری از ازادی هایی نسبی غرب هم نیست.
در پایان به ایشان پیشنهاد می کنم طرح صلح نبوغ اسای خود را برای کرملین و نسخه هایی از ان را نیز برای سازمان ملل شورای امنیت اتحادیه ی اروپا سازمان کشورهای غیر متعهد و …. بفرستند تا زود تر دولت دست نشانده ی روسیه در اوکرا یین مستقر و صلح برقرار شود . امیدواریم ایشان طرحی هم برای رهایی مردم ایران از یوعغ الیگارشی نظامی اسلامی حاکم در ایران دراندازند تا افقی گشوده شود

peerooz
peerooz
جمعه, ۱۰ تیر, ۱۴۰۱ ۲۰:۲۹

جناب باران آذر مینا,
با “دخو” در حال مشاوره ایم که چگونه به پیشهنادات شما جامه عمل بپوشانیم.
“دخو” فرمودند که اول باید دید این “یوعغ الیگارشی” چگونه جانوری ست و آیا میتوان آنرا با اسلحه های موجود از بین برد و یا محتاج کشفیات جدید است؟
دیگر اینکه پرسیدند “می پوگود” کیست که هنوز نمیداند کی توافق مینسک را رعایت کرد و یا نکرد؟ عرض کردیم که ایشان مجهول الهویه و مجهول المکان میباشند.
در مورد “اصل احترام به تمامیت ارضی کشور ها” فرمودند خسارت حمله به فیلیپن و مکزیک و ویتنام و افغانستان و عراق و لیبی و پاناما و بسیار نقاط دیگر را هم باید به صورت حساب اضافه ولی بهر حال اصل “زور که آمد قباله باطل است” پا بر جا و مانند بقیه پیشنهادات کاری از دست ایشان بر نمی آید. خیر پیش.

باران اذر مینا
باران اذر مینا
شنبه, ۱۱ تیر, ۱۴۰۱ ۰۰:۳۷
پاسخ  peerooz

این دو واژه یوغ و می گوید است که به غلط یوعغ و می پوکود تایپ واسباب مزاخ شما شده است پوزش می خواهم اکنون که فهمیدید این جانور کیست نظرتان را بفرمایید

peerooz
peerooz
شنبه, ۱۱ تیر, ۱۴۰۱ ۰۳:۴۵

جناب آذر مینا,
با تشکر از توضیح, ولی همه میدانند که حتی زلنسکی در ابتدا موافق توافق مینسک بود ولی تجت فشار افراطیون و از ما بهتران تغییر عقیده داد و این همه مصیبت به بار آمد . “اصل احترام به تمامیت ارضی کشور ها” نیز احتیاح به توضیح بیشتر ندارد. موق باشید.

کهنسال
کهنسال
جمعه, ۱۰ تیر, ۱۴۰۱ ۲۰:۴۵

دوست گرامی 
در ضمن این بند هم به بندهای ۱۲ گانه نگارنده محترم مقاله می تواند اضافه شود :
سران کشورهای ناتو به ترتیب حروف الفبای اسامی خود آقای پوتین را برگردن خود سوار نموده و یک با ردور کاخ کرملین بدوند. کی به کی است؟ حرف مفت زدن که مالیات ندارد.
 بقول نگارنده مقاله : “سربازان دلاور ارتش دولت لیبرال بورژوازی روسیه” دیگر چه صیغه ایست ؟ 

کهنسال
کهنسال
جمعه, ۱۰ تیر, ۱۴۰۱ ۰۸:۱۰

این که نگرشی نسبتا جدید به موضوع جنگ اوکراین ابراز شده جای خوشحالیست . اما بندهای دوازده گانه ای که در انتها به عنوان “راهکار سیاسی پایان جنگ” ارایه شده آب پاکی را روی دست میریزد. مگر جنایتکاران و سرمایه داران ناتو به سادگی زیر چنین باری میروند؟ انحصارگران اسلحه؛ نفت و گاز؛ غذا و دارو….برای حفظ منافع خود حاضرند تا پای نابودی جهان نیز پیش روند. اگر اینطور بود که شرایط طبقه کارگر و زحمتکشان جهان بهتر از این بود که هست . به قولی :
میخانه اگر ساقی صاحب نظری داشت میخواری و مستی ره و رسم دگری داشت
نه تنها مبارزات طبقه کارگر انگلیس بلکه پیوستگی آن با مبارزات طبقه کارگر اروپا از جمله روسیه و اوکراین در فروکش نمودن شعله های این جنگ خانمانسوز عملی تر بنظر میرسد. و شاید به حمایت پوتین و روسیه از حکومت داعشی اسلامی قصابان حکومت اسلامی ( نسخه دیگری از حاکمان نازی فاشیست اوکراین که مورد حمایت روسیه است ) نیز پایان دهد.

F Sharifi
F Sharifi
جمعه, ۱۰ تیر, ۱۴۰۱ ۱۸:۰۷
پاسخ  کهنسال

جناب کهنسال
نباید در میان این جمع جنگ طلب و میلیتاریست که چنین مقاله ای را مینویسد و با چنین مقاله ای موافق هستند – نه از عالیجناب پوتین انتقاد نمود و نه از فاشیسم اسلامی که مورد حمایت الیگارشی و سرمایه داری روس قرار دارد !

F Sharifi
F Sharifi
جمعه, ۱۰ تیر, ۱۴۰۱ ۲۰:۳۴
پاسخ  F Sharifi

جنگ اکرایین و روسیه میرود به یکی از مرگبارترین جنگ ها تبدیل شود ا

با استفاده از تخمین‌های محافظه‌کارانه ،تلفات روسیه تا اواخر ماه مه حدود ۱۵۰۰۰ یعنی بیش از ۱۵۰ سرباز در روز و
در همین مدت اوکراین ۲۵۰ سرباز در روز از دست داده است.
میانگین کشته شده های جنگ های متعارف ، روزانه حدود ۵۰ سرباز و میانگین مدت زمان منازعه ، حدود ۱۰۰ روز براورد میشود !

تداوم این جنگ نیابتی مابین روسیه و اکرایین و عدم هیچگونه نشانه برای پایان دادن ان، و با این تعداد زیاد کشته در روز، این منازعه را به یکی از خونین ترین و طولانی ترین جنگ ها تبدیل خواهد کرد .

!

peerooz
peerooz
جمعه, ۱۰ تیر, ۱۴۰۱ ۲۳:۰۷
پاسخ  F Sharifi

جناب  Sharifi,
هیولا و عمله اکره میگویند نبرد تا آخرین اوکراینی(و روسی؟). بعدش را خدا میداند.

نصرت درویش
نصرت درویش
شنبه, ۱۱ تیر, ۱۴۰۱ ۰۷:۲۲
پاسخ  F Sharifi

تا آنجا که کامنت های شما را خوانده ام حاضرم قسم بخورم که کوچکترین اطلاع مشخصی در مورد وضعیت اقتصادی و سیاسی روسیه در حال حاضر ندارید.

حرف های کلی و شعاری که تحلیل و اظهار نظر نیست.
در ضمن می نویسید جمع میلیتاریست.

به شما پیشنهاد می کنم که کمی تحقیق کنید تا با تعریف میلیتاریسم آشنا شوید و ببینید که آیا می شود گفت جمع میلیتاریست؟

peerooz
peerooz
جمعه, ۱۰ تیر, ۱۴۰۱ ۰۷:۴۷

“باکم از ترکان تیر انداز نیست, طعنه تیر آورانم میکشد”.
گفت آیا میشود شعور “تیر آوری” اینقدر پایین باشد که وجود هیولای “تیر اندازی” که بر جهان پنجه افکنده است را نبیند.
گفت حالا که شده, قبلا هم بوده.
روسو فیل

Jalal
Jalal
جمعه, ۱۰ تیر, ۱۴۰۱ ۲۱:۵۸
پاسخ  peerooz

درود بر شما و مثل همیشه بجا!

مهرداد
مهرداد
پنجشنبه, ۹ تیر, ۱۴۰۱ ۲۲:۲۵

به جای فحاشی به ازفی ها که کسی در جهان پشیزی برای آنان ارزش قائل نیست و “خوک” خواندن آنان، کاش آقای قراگزلو صبر میکرد تا نتیجه تجاوز پوتین را حد اقل در پیوستن قبله سوسیال دموکراسی قدییمشان یعنی همان سوئد و فنلاند به ناتو ببینند.

از زمان کودکی ما تا به امروز این همه امید و اوتوپیای این رفقا برای شکست سرمایه و امپریالیسم امریکا تا به امروز نتیجه ای جز محو همیشگی همان سوسیالیم لنینی نداشته است. حتی در اوج این یاس و اندوهی که گرفتارش هستند بهتر این بود که به این رهبر دروغین و بیمار انقلاب پسا اردوگاهی دخیل نبندند. شکست های جهانی پسا اردوگاهی محبوبیت روسیه و چپ های روسوفیل را به پایین ترین سطح کاهش داده است.

خورشيد خانم
خورشيد خانم
جمعه, ۱۰ تیر, ۱۴۰۱ ۰۰:۴۸
پاسخ  مهرداد

جالب خورشید ناتو از ایوان اصلاح طلبان در جماران و لواسان طلوع میکنه و در ویلاهای مریم و رضا ربع پهلوی و زیر زمینهای نمور چپ بریده غروب. چه اردوگاه دمکراسی همگونی

نصرت درویش
نصرت درویش
جمعه, ۱۰ تیر, ۱۴۰۱ ۰۲:۴۰
پاسخ  مهرداد

آقای مهرداد می گوئید که محبوبیت روسیه و چپ های روسوفیل به پائین تر سطح کاهش یافته است.
لطفا یک نگاهی به امتیازات منفی که به شما در زیر هر مطلبی داده می شود بیاندازید.
میزان محبوبیت شما را هم می توان حدس زد..

کیا
کیا
جمعه, ۱۰ تیر, ۱۴۰۱ ۱۷:۱۴

مگر چقدر مثبت و منفی در کل در اینجا داریم و چقدرش بر اساس منطق است و نه ابهام که شما ملاک محبوبیت از آن بیرون می‌کشید!؟
بهتر است این قسمت از برنامه را برداشت تا حد اقل بشود با خیال راحت نظر دهندگان بدون فشار واهی نظر بدهند.

نصرت درویش
نصرت درویش
شنبه, ۱۱ تیر, ۱۴۰۱ ۰۳:۳۵
پاسخ  کیا

جناب کیا شما به منطق عنایت دارید ؟

پس قاعدتا می بایستی از آقای مهرداد سئوال می کردید که با کدام ترازو محبوبیت دیگران را وزن می کنند.

استانداردهای ۲ گانه که نباید داشت.

شما اگر به منطق التفاتی دارید ازآقای مهرداد خواهش کنید که ایشان بر اساس حب و بغض خود ،حکم به عدم محبوبیت دیگران ندهند.

در ضمن متوجه تناقض در استدلال خود نیستید؟

از یک سو می گوئید که امتیاز مثبت و منفی بر اساس منطق نیست و از سوی دیگر صحبت از فشار واهی می کنید.

شما که اعتقاد دارید این امتیاز ها ارزشی ندارد ، چرا صحبت از فشار می کنید؟
فشار واهی هم فشار است.
یعنی به آدم فشار وارد می شود..

کیا
کیا
شنبه, ۱۱ تیر, ۱۴۰۱ ۱۶:۰۱

خانم محترم
من کلی نوشتم و شامل آقای” مرداد” هم می‌شود .
این مثبت ومنفی ها از نظر من موجب احتیاط نظر دهندگان می‌شود، که یک تبادل‌نظر واقعی را می‌تواند خدشه دار کند.

سیامک
سیامک
پنجشنبه, ۹ تیر, ۱۴۰۱ ۲۰:۰۵

دست مریزاداقای قراگوزلو.واقعالذت برده واستفاده کردم.

آرمان شیرازی
آرمان شیرازی
پنجشنبه, ۹ تیر, ۱۴۰۱ ۱۹:۳۱

در پایانه های شب، چشم در راه بالاآیی خورشید نشستن خوش است!
هنگام خواندن این نوشتار گمانم بر این بود که هم میهن گرامی، آقای محمد قراگوزلو، “با توجه به مقالات و مصاحبه ­های پیشین (خود)­ – جنگ اوکراین را “امپریالیستی” ارزیابی (کند، اما) چنین نشد (و، خوشبختانه فهمیدم که) مولفه ­ی تحلیل و تاکتیک مشخص در شرایط مشخص (او) را به سمت درست تاریخ” رهنمون گشته بود.
چنین رویدادی شادی آور است. توان آقای قراگوزلو برای تغییر نگرش و بیان شجاعانه ی آن ستودنی ست!
او بدرستی میگوید که جنگ در اوکراین نقطه ی گردشی در تاریخ جهان ست چرا که “در میان گردانندگان ناتو شکاف افتاده، امپریالیسم هار آمریکا، این بدهکارترین حکومت جهان، به فرتوتی خود گام نهاده، شکل جدیدی از سرمایه ­داریِ متمایل به بهبود زیست کارگران در چین این کشور را به قدرت نخست اقتصاد دنیا (با بیشترین مازاد یا بستانکاری) فرارویانده، توانمندی نظامی و بازدارندگی روسیه برنامه های جنایتکارانه پل ولفوویتز و زبیگنیو برژینسکی برای تجزیه روسیه را برهم زده و بدین ترتیب این عوامل، در یک هم افزایی نوید بخش، تجدید آرایش طبقاتی جهانی را پیش روی ما نهاده اند.
بگوش جان خوش است، صدای طبقه کارگر، که اکنون از انگلستان آغاز شده ست!
بامید آنکه نیروهای چپ میهنمان از این ژرف اندیشی و شجاعت اخلاقی بیاموزند و خود را از زندان جزم اندیشی برهانند…

مژگان صادقی
مژگان صادقی
پنجشنبه, ۹ تیر, ۱۴۰۱ ۱۷:۴۳

درود بر شما! منتظر تحلیل های بیشتر از شما می مانم.
من‌جای شما بودم اصلا جواب سلام مجری تلویزیون برابری را نمیدادم چه برسه به مناظره با این کم دان پرمدعا.

آرمان شیرازی
آرمان شیرازی
یکشنبه, ۱۲ تیر, ۱۴۰۱ ۲۳:۰۶

هم میهن گرامی، خانم مژگان صادقی، درود بر شما!
فهمیدنی ست از چه جایگاه میگویید که اگر جای آقای قراگوزلو بودید سلام مجری تلویزیون برابری را پاسخ نمیدادید. من نیز بگونه ای با شما همراهم. اما بگمانم باور شما نیز چین ست که هرگاه دَرِ گفتگو بسته شود در میان آدمیان تیغ و تفنگ خواهد بود و ویرانی… از سوی دیگر، (پیگیری) گفتگو میتواند اندیشه ها را از اسارت برهاند و به پرواز در آوَرَد.

کیا
کیا
پنجشنبه, ۹ تیر, ۱۴۰۱ ۱۷:۳۰

تازگی ها آقای پوتین عنوان کرده است که با پیوستن فنلاند و سوئد به اروپا مخالفتی ندارد و عملیات ویژه اش هم به دو استان روسی در شرق اکراین محدود است که ظاهرا موفق بوده است و شاید هم در این حد باقی بماند و صلحی هم بر قرار شود همانطور که جنابعالی عنوان کردید اروپا هم دل خوشی به ادامه جنگ ندارد.
خوب پیش بینی های جناب عالی از این حد بالا تر می‌رود، تا ببینیم.

کیا
کیا
جمعه, ۱۰ تیر, ۱۴۰۱ ۱۴:۱۸
پاسخ  کیا

با منفی دادن به نظرات ، واقعیت ها را نمیتوان تغییر داد!

دهقانی
دهقانی
شنبه, ۱۱ تیر, ۱۴۰۱ ۰۰:۵۹
پاسخ  کیا

با این واقعیتهایی که تو در عالم وهم خودن از آنها پرده برداشتی، نه با منفی که هیچی با اسید هم نمیشه تغییرشان داد.

کیا
کیا
شنبه, ۱۱ تیر, ۱۴۰۱ ۱۳:۲۵
پاسخ  دهقانی

پس مشکل ما تعریف واقعیت است!
اینکه حکومت اسلامی ایران فاشیستی عمل می‌کند و روسیه حامی آن است را چگونه باید تعریف کرد.

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز

حمید اشرف و فدائیان در ائینه ی «نوارهای گفتگوی دو سازمان»
حمید اشرف و فدائیان در ائینه ی «نوارهای گفتگوی دو سازمان»
بر فراز 45 سالگی سياهکل - بهزاد کريمی
بر فراز 45 سالگی سياهکل - بهزاد کريمی

آرشيو اسناد اپوزيسيون ايران

تبليغات خود را می توانيد اينجا نشان دهيد
تبليغات خود را می توانيد اينجا نشان دهيد
39
0
اگر در مورد اين مقاله نظری داريد، لطفا کامنت بگذاريدx

آگهی در ستون نبليغات

آگهی های دو ستونه: یک هفته ۱۰۰ یورو، یک ماه ۲۰۰ یورو آگهی های بیش از ۳ ماه از تخفیف برخوردار خواهند بود

حساب بانکی اخبار روز

حساب بانکی اخبار روز:int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXXنام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More

آگهی در ستون تبليغات

آگهی یک ستونه یک هفته ۷۵ یورو، یک ماه ۱۵۰ یورو آگهی های بیش از ۳ ماه از تخفیف برخوردار خواهند بود

حساب بانکی اخبار روز

int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXXنام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More

آگهی ها در لابلای مطالب برای يک روز

یک ستونه: ۲۰ یورو دو ستونه: ۳۰ یورو سه ستونه: ۵۰ یورو

حساب بانکی اخبار روز

int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXXنام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More