سايت سياسی - خبری چپ - تريبون آزاد

پنج مرداد ۱۳۶۷؛ به یاد همه کسانی که در کشتار جمعی تابستان ۱۳۶۷ در زندان ها جان باختند- عفت ماهباز

پنج مرداد
به یاد همه کسانی که در کشتار جمعی تابستان ۱۳۶۷ در زندان ها جان باختند
به یاد هشتاد تن، از چپ‌هایی که در شب ۵ مرداد اعدام شدند.
به یاد همه چپ هائی که در آن تابستان جان باختند.
به یاد شاپور عزیزم و همه جان باختگان راه آزادی و برابری.
هنوز چون همیشه به یاد تو و همه انسان های شریفی که برای آزادی و برابری و برای زیست بهتر انسان ها مبارزه کردند و جان باختند، می‌نشیتیم و یادتان را که بلند است گرامی می‌داریم .

سایه دیرپا

یار ای یگانه ترین، یار
در سایه سار درخت زندگی
بهار و زمستانم گذشت و رفت
سایه تو دیرپا
نشست و برنخاست

تداوم یاد تو
در ورای هست و نیست!
در تکرارهای، دیروز و امروز
کهنه نیست

لبخندت در فاصله ایی نه دور و نه دیر
در شب و روز
درغم و شادی
با نوازشی
همراه شده مرا

میان چشم و دل
میان کیف و کتاب
در کنج خانه و خیابان
در هوای دم
نفس در نفس می کشم ترا
می کشی مرا در هوای خویش

گم نکرده مرا
یوسف گم گشته خاورانی ام
لاک پشتی می خزم با لاکی از تو
در هوای ترانه شرق و غرب
می کشد مرا و ترا و همه را

عفت ماهباز

از مصطفی شفافی برای شاپور

نازم هزار بار
به قلب آسمانی اش
و خنده‌اش
خدای من !!؟چه خوش دمیده چون گلی
کنار چشمه ای که قلب صاف او تحفه میکند چکه -چکه روزگار را
چه خنده ای که آبروی مرگ می برد
که آبرو برای مرگ می خرد

عفت ماهباز کلن
[email protected]

پانویس


به‌یاد شاپور(علیرضا اسکندری)به یاد انسانی که در ۵ مرداد سال ۱٣۶۷،سربلند و استوار، برای آزادی، و برابری ، عشق زندگی را رها کرد.

در شامگاه ۵ مرداد سال ۱٣۶۷، روز بعد از درگیری مجاهدین با حکومت، (فروغ جاویدان مجاهدین یا مرصاد…) ، اولین سری زندانیان چپ را، از جمله همسرم علی‌رضا اسکندری(شاپور) را اعدام کردند. این عده از گروهای مختلف چپ در زندان بودند. هنوز تعداد کسانی که در این روز و در این سال اعدام شده اند، مشخص نشده است.

سی و سه سال پیش” ۵ مرداد ۱۳۶۷. یازده شب بود ساعت سکوت اجباری زندانیان .در راهرو بند عمومی در آموزشگاه اوین بودیم .برخی اماده خواب در رختخوابشان .من در راهروی بند مشغول خواندن روزنامه بودم صدای شعار پاسداران با مارشی غریب سکوت شب رادرید. بندیان هریک در جایشان نیم خیز شدند. پریده رنگ به دیوار تکیه دادند. تک تیرها و سپس رگبار . پایان زندگی همسرم علیرضا اسکندری (شاپور) و ده ها تن دیگر در آن شب.” –کتاب فراموشم مکن –

مصطفی شفافی شاعر، نویسنده و روزنامه نگار ایرانی در جولای, ۲۰۱۴ در لندن درگذشت. او هنگام مرگ ۶۱ سال داشت.

https://akhbar-rooz.com/?p=163321 لينک کوتاه

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
1 دیدگاه
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
کهنسال
کهنسال
1 سال قبل

و همچنین بیاد کودکان ؛ زنان و مردان آگاه و شجاعی که در تمامی سالهای دهه ۶۰ و قبل و بعد از آن در ترکمن صحرا؛ کردستان؛ خوزستان ؛آذربایجان و……به دست حکومت اسلامی آدمکشان قتل عام شدند.
نه میبخشیم – نه فراموش میکنیم

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز

1
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x