سومین نشست کمیتۀ مرکزی حزب تودۀ ایران پس از برگزاری هفتمین کنگرۀ حزب (کنگرۀ خاوری) در اردیبهشتماه ۱۴۰۲ با تبریک و گرامی داشت روز جهانی کارگر برگزار شد.
مسایل زیر در دستورکار نشست کمیتۀ مرکزی حزب قرار داشت:
۱.بررسی آخرین تحولات ایران و جهان ازجمله:
- جنبش مردمی بر ضد دیکتاتوری حاکم: دست آوردها و چالش های جنبش “زن، زندگی آزادی”
- تحولات بسیار مهم منطقه: روند عادی سازی روابط ایران و عربستان؛
- ادامۀ خطرآفرین جنگ روسیه و اوکراین و برنامههای امپریالیسم آمریکا و ناتو برای فرسایشی کردن این جنگ.
۲. بررسی سیاستهای حزب در فاصلۀ دو نشست کمیتۀ مرکزی؛
۳. بررسی گزارش شعبهها: تشکیلات، مالی، روابط بینالمللی، انتشارات، تبلیغات، و کمیسیونهای کارگری و زنان حزب؛
۴. طی این نشست کمیتۀ مرکزی گزارشهایی دربارۀ گفتگوهای حزب با برخی از نیروهای اپوزیسیون، تبادل نظر با حزبهای کارگری و کمونیستی جهان دربارۀ آخرین تحولات ایران، در مورد گسترش کار تبلیغاتی حزب خصوصاً در فضای مجازی، و همچنین گزارشی از تنظیم بیانیهای مشترک از سوی نزدیک به پنجاه حزب کارگری و کمونیستی جهان در محکوم کردن حملۀ رژیم ولایت فقیه به حزب تودۀ ایران و دفاع از مبارزات حزب و جنبش آزادیخواهانه در ایران ارائه شد.
دبیرخانۀ کمیتۀ مرکزی حزب تودۀ ایران
۱۰ خردادماه ۱۴۰۲
خبرها، گزارش ها و ویدئوهای بیشتر را در تلگرام اخبار روز ببیند
از دیگر مطالب سایت
مطالب مرتبط با اين مقاله:
- بیانیه ی کمیته ی مرکزی حزب توده ی ایران به مناسبت هفتاد و هشت سالگی حزب
- اطلاعیۀ حزب تودۀ ایران دربارۀ درگذشت دکتر محمد ملکی: دگراندیشی که در همهٔ فصولِ مبارزه زندانیِ دیکتاتوریها بود
- حزب تودۀ ایران: تشدید و گسترش همه گیری کرونا و ضرورت مبارزه با سیاست های مخرب و فاجعه بار حکومت ضدمردمی
- حزب تودهٔ ایران سیاستهای امپریالیسم و ارتجاع در افغانستان را محکوم میکند
سلام
فقط اتحاد تکرار همان اتحادی که سال ۵۷ اتفاق اتفاد می تواند بطور قطعی دیکتاتوری را بنیان کن کنو ،وقت برای دعوا هست،فعلا دعوای اصلی که مفس ملت را گرفته بطور عینی مشهود مشحون است،و لاغیر ؛
خانه از بن در حال ویرانی است ،در فکر نزاع بزک گردن آن هستیم،
توی ده کسی را راه نمی دهند ،پشت دروازه در حال پیشداوری هستیم ،و تضاد های غیر فرعی را اصلی و عمده گرده ایم که عامل تفرقه است ،
همیشه دود از کنده بلند میشود،شما بروید و راهزنی کنید چه مامی دارد،همه را باهم متحد کنید از پادشاهی تا چپ افراطی ،،
خروشچف تجدید نظر در اصول مارکسیسم – لنینیسم را با حمله به شخصیت استالین که مظهر سوسیالیسم در شوروی و جهان بود، آغاز کرد. وی می دانست بدون مبارزه با دستآوردهای سوسیالیسم در دوران دیکتاتوری پرولتاریا، امکان ندارد بتواند سوسیالیسم را نابود سازد.
مبارزه با استالین مبارزه با سوسیالیسم بود و هست. مبارزه با استالین یک خط مشی، یک برنامه، یک سیاست راهبردی حساب شده برای نابودی سوسیالیسم بود و نه جلوه دادن آن به مثابه خطاهای فردی و شخصی و یا ماجراجوئی بیمارگونه بنام خروشچف که گویا برکناری اجتناب ناپذیرش همه مشکلات را حل می کند.استالین رهبر بلامنازع جنبش کارگری و کمونیستی جهان، مورد احترام مردم جهان و مردم شوروی بود.البته به همان میزانی که استالین اعتماد توده های طبقه کارگر و مردم سراسر جهان را کسب می کرد، بر اساس قانون دیالکتیک تضاد دشمنی و نفرت بی امان بورژواها،امپریالیستها،تروتسکیست ها، سوسیال دموکراتها، نازیها و… را نیز بر می انگیخت…
سخنرانی “خروشچف”، در ۶۶ سال قبل، که به ” سخنرانی محرمانه”معروف گشت،”تیری بود که در سراسر جهان طنین افکند و طنین آن هنوز به گوش میرسد”! متن سخنان “خروشچف” در کنگره بیستم، تا سال ۱۹۸۹، یعنی به مدت ۳۳ سال از دسترس اعضای حزب و مردم شوروی مخفی نگه داشته شد ! تروتسکیستها، بورژوازی و دشمنان سوسیالیسم از سخنان خائنی بنام “نیکیتا خروشچف به شادمانی و رقص پرداختند ! تزهای رویزیونیستی”خروشچف” در مفاهیم و مقولات سوسیالیسم،تحت عناوین “دیکتاتوری تمام خلقی” و ” حزب تمام خلقی”، “همزیستی مسالمت آمیز ” ، “گذار مسالمت آمیز ” دستآورد و محصول دوران “خروشچف”و فرزند خلف اش “گورباچف” بود که به مدت سی سال ادامه داشت و در انتها منجر به فروپاشی کشور شوروی شد. با قاطعیت میتوان گفت که حاکمیت رویزیونیسم خروشچفی و دنبال روان اش دراقتصاد و سیاست کشور شوراها، مسبب اصلی انحطاط و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی بود .