استراتژی امپریالیسم در کاشتن سرطان طالبان در افغانستان – دنیز ایشچی

خروج آمریکا و نیروهای ناتو از افغانستان، یک شکست نیست، بلکه یک تصمیم استراتژیک میباشد. آمپریالیسم، طالبان را برای پنجاه سال اینده در افغانستان بخاطر اهداف شومی که در کشورهای آسیای میانه و در مقابله با چین و روسیه تعقیب می نماید، میکارند. آمریکا و انگلیس، خصوصا در این مورد با یک تیر چندین نشان می زنند.

جنگ داخلی در افغانستان

اگر داعش نتوانست در سوریه یا عراق دولت اسلامی تشکیل دهد، طالبان ، پیرو مذاکره یکسال و نیمه خویش با آمریکا در دوحه قطر؛ دولت وحشی و تروریستی اسلامی خویش  را در افغانستان مستقر میکند. طالبان این بار، بعنوان یک نیروی قهرمان و رزمنده ملّی که موفق شده است تمامی  متجاوزین متحده عضو پیمان ناتو را شکست داده و از مرز و بوم افغانستان خارج نماید، در شرایطی که اشرف غنی فرار را بر قرار ترجیح میدهد،  به فتح کابل نائل گردید. مفسرین رسانه های امپریالیستی، از جمله  بی بی سی طالبان را با ویت کنگ ها مقایسه کرده و سقوط کابل را به سقوط سایگون تشبیه می نمایند. آنها هدفمندانه به ترویج قهرمان سازی از طالبان پرداخته اند.

طالبان ها غالبا از ملیت پشتون ها میباشند. با وجود تنوع ملیتی تاجیک، هزاره، ترکمن، بلوچ و ازبک ها و غیره  در افغانستان از یک طرف، و مبارزات روشنفکران و جامعه مدنی در مقابل سلطه طالبان، میشود بطور واقع بینانه ای نوعی از درگیری، تقابل و جنگ داخلی در افغانستان را با شدت و ضعف متفاوتی تصور کرد. این در شرایطی میباشد که  نه تنها رهبر طالبان و اشرف غنی هر دو از ملیت پشتون میباشند، بلکه هر دو با بورسیه دولتی به همراه زلمای خلیل زاد در آمریکا با همدیگر تحصیل میکردند. بعد از وارد شدن طالبان به کابل و تعیین “علی احمد جلالی”، مسئول بخش پشتون صدای آمریکا بعنوان رئیس دولت دوران گذار، این امر پرواز کابینه احمد چلبی ها از آمریکا به بغداد را بعد از سقوط صدام تداعی می نماید.

کاشتن غده چرکین و سرطانی تروریسم اسلامی برای دراز مدت

همانطور که حدود چهل و چند سال پیش پیرو استراتژی امپریالیستی مبنی بر کشیدن نوار سبز اسلامی بر نوار مرزهای جنوبی اتحاد جماهیر شوری سابق بعد از کنفرانس گوادلوپ، از کوههای هندوکش در افغانستان  تا دریای مدیترانه،  حکومت ها و سازمان های سیاسی و گروه های تروریستی اسلامی مثل قارچ یکی پس از دیگری سر از زمین بلند میکردند، استراتژی بر سر کار آوردن مجدد طالبان نیز با هدف های تعریف شده و مشخصی  برای بلند مدت در افغانستان چیدمان شده است.

همانطور که آن موقع هم پول های نفتی عربستان سعودی نقشی کلیدی در حمایت، مجهز کردن و فراهم کردن تدارکات نظامی این گروه های اسلام گرای افراطی ایفا نمود، امروز هم آمریکا و انگلیس، پروژه تجهیز کردن و بر سر کار آوردن طالبان را بطور غالب بواسطه پولهای نفتی  و مهمات قطر و عربستان سعودی، این پروژه با به مرحله اجرا در می آورند.

همانطور که بخش هایی از طرح های چرکین و سرطانی منطقه ای امپریالیستها توسط عربستان و دیگر دوستان منطقه ای آمریکا و انگلیس به مرحله اجرا در می اید، همانطوری که در دوران ریاست جمهوری جیمی کارتر، هر روز اقایان “برژینسکی، ، “سایروس ونس” و “سولیوان” یک پایشان در واشینگتن، پای دیگرشان مرتب در پاکستان بود تا با سرازیر کردن پول و مهمات و تدارکات و تعلیمات لازم،  مجاهدین، القاعده و طالبان را بر علیه دولت وقت دکتر نجیب الله آماده نمایند، این بار هم دولت پاکستان، در تعقیب منافع ارتجاعی خویش، نقشی کلیدی و اساسی در اسکان، تربیت، تدارکان و حمایت ار طالبان در این حمله گسترده و سرتاسری را ایفا نموده است.

بازتاب پیروزی بزرگ پاکستان برای ایران، هندوستان و منطقه

امروز پیروزی طالبان در افغانستان، به نوعی  پیروزی بزرگی برای  پاکستان نیز محسوب میگردد. این امر قدرت  پاکستان بر افغانستان را به مراتب بیشتر میکند. نفوذ پاکستان بر افغانستان نه تنها توان نظامی آن را در منطقه، در مقابل هندوستان افزایش می دهد، بلکه میزان میدان عملکردی آن را در مورد مناقشه کشمیر با هندوستان تقویت می نماید.

از طرف دیگر، تهران با همسایه پاکستانی به مراتب قدرتمند تری طرف میباشد که در افغانستان نفوذ قدرتمندی  دارد. بطور همزمان، سلطه طالبان بر کابل و سرتاسر افغانستان، میتواند نوار های مرزی شرق ایران را خصوصا در مرزهای سیستان و بلوچستان به مراتب نا امن تر نماید.

نقش دلارها و مهمات  قطر، عربستان و دیگر کشورهای نفت خیز یار آمپریالیستها  در حمایت از طالبان

طالبان در این حمله سرتاسری خویش نه تنها بیشتر از دولت اشرف غنی توان پرداخت پول سربازان خویش را داشت، بلکه از حجم بیشتر و تکنولوژی همطرازی از مهمات پیشرفته با حکومت مرگزی جهت این حمله همه جانبه برخوردار بود. میلیاردها دلار هزینه های نظامی، تدارکاتی و پرسنل نیروهای طالبان نمیتواند فقط از طریق کشت تریاک قاچاق تامین شده باشد. انتظار میرود حاکمیت و قدرتمداری طالبان در کابل، اقتصاد افغانستان را به همان شیوه ای مدیریت خواهد کرد، که جمهوری اسلامی ایران، در سالهای اول قدرتمداری خویش اداره میکرد.

بودجه دولتی حاکمیت طالبان بر خلاف ایران، نمیتواند متکی به نفت  بوده باشد، لذا این دولت به فروش منابع طبیعی معدنی دیگر افغانستان، به موزات تولیدات تریاک روی خواهد آورد. کشورهایی مانند عربستان، برای همیشه قادر نمی باشند بودجه بر سر کار ماندن طالبان را تامین نمایند. از این نظر طالبان به موازات تروریسم اسلامی در منطقه شرق ایران و غرب چین، تنها از طریق تشنج افرینی در منطقه میباشد که میتوان سلطه قدرتمداری داخلی خویش را حفظ نماید.

نقش طالبان در مبارزه استراتژیک آمریکا بر علیه چین

چیدمان امپریالیستی طالبان بر کابل، در شطرنج پیکار استراتژیک آمریکا بر علیه چین و روسیه  و ژئوپولیتیک منطقه نقشی کلیدی دارد. این در حالی میباشد که طالبان با چهره ضد آمریکایی و ضد امپریالیستی و قهرمان ملی به قدرت میرسد. بطور همزمان، طالبان قبل از آغاز حمله نهایی و سرتاسری خویش در افغانستان، هم نمایندگانی را به مسکو اعزام نمود، و هم به پکن. این امر نشام میدهد که همزمان با هزیمت کفه سنگین قدرتمداری جهانی به سمت شرق،  به  دوران آغاز پایان سلطه گری امپریالیستی آمریکایی انگلیسی، استراتژی گماشتن طالبان بر کابل، میتواند به ضد خودش نیز تبدیل گردد. یعنی که چین و روسیه قادر گردند تا حکومت طالبان را مهار کرده و تحت کنترل خویش در بیاورند.

استراتژی محاصره گاز انبری چین، از طریق ایجاد بحران امنیتی نظامی در منطقه دریای چین از یک طرف و گسترش همه جانبه تروریسم اسلام افراطی در کشورهای آسیای میانه در شمال غربی چین، بخشی از تصویر وقایع امنیتی برای دهه های آینده میتواند بوده باشد که توسط آمپریالیستهای آمریکایی – انگلیسی چیده شده است.

تروریسم طالبان و کشورهای آسیای میانه

یکی دیگر از اهداف اصلی حمله نظامی آمریکا به افغانستان در وحله اول، دستیابی به منابع و ثروت های طبیعی  منطقه ای کشورهای آسیای میانه بوده است. در صورت موفقیت آمریکا و انگلیس از این طرق قادر می بودند تا همزمان با سلطه خویش بر دولت های اسلام آباد و کابل، توانسته باشند ثروت های این منطقه را غارت نموده به کشورهای خویش منتقل نمایند.

در شرایطی که دور دوم تجاوز امپریالیستی به افغانستان طی بیش از بیست سال به گل نشسته بود، آنها این بار به استراتژی تزریق غده چرکین و سرطانی طالبان به کشورهای اسیای میانه، با همان شیوه ای که در دوران دویست ساله جنگ های تریاک در چین عمل نمودند، پرداخته اند.  امروز هم از طریق تربیت، تجهیز و  تزریق افیون تروریسم طالبانی  به مردم کشورهای آسیای میانه با بنیادگرایی اسلامی افراطی، بتوانند  مردم کشورهای منطقه را  حد اقل برای چندین دهه آینده به افیون تازه ای معتاد نمایند.

تروریسم وهابی در همسایگی ولایت فقیه شیعه

در چیدمان شطرنج ژئوپولیتیک منطقه ای، به قدرت رسیدن طالبان وهابی سنّی، از طرف عربستان و اقمارش به عنوان پیروزی بزرگی در مقابل ایران به حساب می آید، که  با پولها و مهمات قطر و  سعودی ها تدارک و تجهیز شده و توسط دولت اسلام آباد پاکستان به مرحله اجرا درآمد.

همانطور که اطلاعات فراوان جسته گریخته ای مبنی بر اینکه  رهبران طالبان از ایران هم به عنوان مکانی به عنوان پناهگاه خویش استفاده میکردند وجود دارد، دال بر آن است که ممکن است خود طالبان به  درگیرشدن با ایران تمایلی نداشته باشد. این امر تا حدود زیادی به آن بستگی دارد که در توازن قوای ژئوپولیتیک منطقه ای،  قدرتمداری حاکمه بر کابل، تا چه اندازه ای قدرتمداری امپریالیستی انگلیسی امریکایی  دست بالا را داشته باشند.

چین و روسیه در برابر حاکمیت طالبان

آنچه که تا به حال در مورد سیاست خارجی شاهد بوده ایم، سیاست های چین و روسیه در منطقه مبتنی بر احترام متقابل به حکومت ها و استقلال کشور های منطقه، عدم دخالت در امور داخلی آنها، و ایجاد مناسبات اقتصادی دیپلماتیک و سیاسی با حکومت های حاکمه بر این کشور ها میباشند. این استراتژی به نوعی بر این پایه منتنی میباشد که سرنوشت قدرتمداری های حاکمه  کشورها نه از طریق دخالت ها و نفوذ خارجی، بلکه باید توسط خود مردم آن کشورها تعیین گردد. لذا، سرنوشت کشورهای  افغانستان، یا ایران را باید مردم افغانستان و ایران تعیین نمایند، نه دخالت های خارجی.

بر یک چنین پایه ای، به احتمال زیاد این کشورها با دولت طالبان در کابل روابط دیپلماتیک بر قرار کرده و خصوصا چین، تلاش نماید بر بستر پروژه کلان جاده ابریشم خویش، مناسبات اقتصادی خویش را با آنها گسترش بدهد، که یکی از لازمه های اصلی آن استقرار ثبات و  امنیت و نوعی از حکومت قانون در افغانستان میباشد.

سخن آخر

وقایع لحظه به لحظه تغییر میکنند و شرایط مرتب عوض میگردد. لذا، باید منتظر انسجام بیشتر شرایط و روشن تر شدن هر چه بیشتر شرایط بود، تا دید واقع بینانه بیشتری از سیر تحولات آینده را بتوان ترسیم نمود.

دنیز ایشچی

 ۱۶ اوت ۲۰۱۶

خبرهای بیشتر را در تلگرام اخبار روز بخوانید

https://akhbar-rooz.com/?p=123056 لينک کوتاه

2.7 3 رای ها
امتياز بدهيد!
نظری بنويسيد
Notify of
guest
3 نظرات
جديدترين
قديمی ترين بيشترين آرا
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات
دنیز ایشچی
دنیز ایشچی
سه شنبه, ۲۶ مرداد, ۱۴۰۰ ۱۱:۳۵

سپاسگزارم دوست عزیز، علی گرامی. از نوشتار شما استفاده بردم.
سیمین خانم بهبهانی عزیز؛ درست میفرمائید. این مقاله را دیشب نوشته و تمام کردم. تاریخش ۲۰۲۱ باید باشد. سپاس از نازک بینی شما.

سیمین اصفهانی
سیمین اصفهانی
سه شنبه, ۲۶ مرداد, ۱۴۰۰ ۰۲:۵۰

با سلام و خسته نباشید برای نوشتن این مقاله خوب و جامع
اما تاریخ این مقاله را اشتباه ننوشته اید؟
۲۰۱۶؟

Ali
Ali
دوشنبه, ۲۵ مرداد, ۱۴۰۰ ۲۳:۴۱

همان طور که از فحوای مقاله پیدا ست پیش روی طالبان نه تنها حکایت از تبانی امریکا و طالبان دارد، بلکه بخشی از استراتژی جدید امپریالیست‌های غربی به رهبری امریکا است که عمدتا حول‌وهوش تحدید حدود چین است. در این استراتژی اهداف چندگانه‌ای دنبال می‌شود: نگه‌داشتن شمشیر داموکلس بر فراز سر جمهوری اسلامی و تقسیم امکانات‌اش به دو جبهه، هم غرب کشور و هم شرق آن، تقویت جنبش‌های تکفیری و برگرداندن روحیه‌ی از دست رفتته‌ی نیروهای پراکنده‌ی تکفیری در روسیه و چین پس ازفروپاشی خلافت شام و عراق، و ایجاد امکاناتی از وحشی‌گری طالبان برای بهره‌برداری‌های بعدی که من برای صرفه‌جویی وقت از آن‌ها می‌گذرم. همین قدر این را بگویم که چین و روسیه هم چندان بی‌کار ننشسته‌اند: برخلاف کشورهای غربی، چین و روسیه گفته‌اند دست به تخلیه‌ی سفارت‌خانه‌های خود نخواهند زد و این در حالی ست که چین پیشتر گفته بود که اگر طالبان قدرت را به دست بگیرد حکومت آن را به‌رسمیت خواهد پذیرفت. از این موضع‌گیری‌ها می‌توان نتیجه گرفت که چین و روسیه برآنند که با پیش‌نهاد دندان‌گیرتری استراتژی امریکا را سترون کنند.
اما استراتژی امریکا در افغانستان همراه با هزینه‌هایی ست که در ضمن حکایت از افلاس این قدرقدرت دارد: چهره‌ی حقوق بشری امریکا به وضوح برای مردم افغانستان و به‌ویژه کسانی که در ایران به این امام‌زاده‌ی دخیل بسته بودند پس زده شد و به‌جای آن یک هیولای ضدبشری هویدا شد؛ و این به معنای پنبه شدن تمام آن چه این کشور طی سال‌ها، از طریق رسانه‌های گوناگون تبلیغاتی‌اش ،ریسیده بود.
جنگ هنوز تمام نشده است و پیروزی طالبان می‌تواند کاملا با مقاومت و سرانجام با شکست روبرو شود: مردم امروز افغانستان مردم بیست‌ سال پیش نیست، و چه بسا از طریق سازمان‌یابی و مبارزات جنبش‌های مدنی، مبارزات جنبش‌های برابری‌طلبانه زنان و مبارزات کارگران و حقوق‌بگیران و… پایه‌های حکومت طالبان مستحکم نشود.

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز

آرشيو اسناد اپوزيسيون ايران

تبليغات خود را می توانيد اينجا نشان دهيد
تبليغات خود را می توانيد اينجا نشان دهيد
3
0
اگر در مورد اين مقاله نظری داريد، لطفا کامنت بگذاريدx
()
x

آگهی در ستون نبليغات

آگهی های دو ستونه: یک هفته ۱۰۰ یورو، یک ماه ۲۰۰ یورو آگهی های بیش از ۳ ماه از تخفیف برخوردار خواهند بود

حساب بانکی اخبار روز

حساب بانکی اخبار روز: int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXX نام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More

آگهی در ستون تبليغات

آگهی یک ستونه یک هفته ۷۵ یورو، یک ماه ۱۵۰ یورو آگهی های بیش از ۳ ماه از تخفیف برخوردار خواهند بود

حساب بانکی اخبار روز

int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXX نام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More

آگهی ها در لابلای مطالب برای يک روز

یک ستونه: ۲۰ یورو دو ستونه: ۳۰ یورو سه ستونه: ۵۰ یورو

حساب بانکی اخبار روز

int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXX نام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More