شنبه 2 مارس 2024

شنبه 2 مارس 2024

سه نقطه – زهرا خوشبخت


کوچه به کوچه

در بلخ و بخارا

دنبال خود می گشت

تا سری به خود زده باشد

مست و پاتیل گم شد

در سه نقطه های کوچک

آنطرف تر در دوردست دورش

بر تَرَک های چروکیده ی زمین

با پوکه های فشنگ

در آن سه نقطه ی کوچک

بازی می‌کرد

و آن بخش از او که در بلخ و بخارا گم شده بود

در رؤیا فریاد می‌کشید

باد ولگرد در آویزه های پنجره های شامگاه

تنوره می کشید

و در رعد و برق

درونِ اوی پوکه‌باز،

 سه نقطه دیده‌ می‌شد

و زنی که سکوت

مثل درهای بسته بی قرارش کرده بود

در این سه نقطه می دوید

با سوزن های فرو رفته به پایش

و نگاه اوی پوکه باز عبور می‌کرد

از ذهن پستان های بی شیر

او ولی می‌خواست به جای‌ پوکه‌بازی

همنشین پنجره شود

و تکه هایش را از بلخ و بخارا

که زیر باران راه

خیس‌خورده بود

روی درختی بنشاند

و باد از روی دریا برخیزد و

با برگ های آن درخت بیامیزد

تا این سه نقطه‌های سیاه کوچک لعنتی

که از درون می پوساندند

شاید از نفس بیفتند.

https://akhbar-rooz.com/?p=125221 لينک کوتاه

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز

0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x