سه شنبه ۲۶ تیر ۱۴۰۳

سه شنبه ۲۶ تیر ۱۴۰۳

پیرامون محاکمه حمید نوری؛ پرسش هائی از کج اندیشان و کج رفتاران مدعی “چپ” – شهلا شفیق

خوشبختانه دراين مباحثه نظراتی متفاوت مطرح شد و برخی منتقدان هم امروز در گروه های چپ کار و فعاليت می کنند. حال پرسش اين است که از کدام ستيز با کدام چپ سخن می گوِييد؟ حواس تان هست که  پيش گرفتن چنين...

ادعای دیگرآقای کلهر درفراخوان ناشایست شان به تحریم کلاب هاوس “محاکمه نوری” مباحثی است که پیرامون گفتار اولین شاهد مربوط به گروه های کمونیست، آقای مهرزاد دشتبانی به راه افتاد، که به دیده ایشان بهانه ای برای “چپ” ستیزی شده است. خوشبختانه دراین مباحثه نظراتی متفاوت مطرح شد و برخی منتقدان هم امروز در گروه های چپ کار و فعالیت می کنند. حال پرسش این است که از کدام ستیز با کدام چپ سخن می گوِیید؟ حواس تان هست که  پیش گرفتن چنین منطقی نشانگر این است که شما خود را نماینده انحصاری چپ می دانید؟

 امروز، اول دی ماه سال ۱۴۰۰، در  سایت اخبار روز نوشته ای از آقای نادر کلهری به چاپ رسیده که یک نوع فراخوان برای تحریم اتاق “محاکمه حمید نوری” در کلاب هاوس است، که به ادعای ناروای ایشان گویا برای حمله به چپ دایر گشته است. یکی از شواهد ادعای ناشایست ایشان سخنان من در کلاب هاوس است. آقای کلهری دراین باره فقط به اشاره اکتفا کرده اند ونقد محتوایی ارائه نداده اند. پس پاسخگویی بسیار دشوار است. اما ازآنجا که سالهاست افراد و اشخاصی به نام چپ همین‌گونه به من تاخته اند به خوبی آگاهم  منظورشان چیست و مشکل‌شان کجاست. پس تنها به ذکر نکاتی پیرامون اشاره ایشان بسنده می کنم با این امید که روشنگر باشد.

در ابتدا ضروری است تاکید کنم که دراین کلاب هاوس علاوه بر تبادل نظر در باره جلسه روزانه دادگاه، موضوعات مرتبط با چرایی و چگونگی قتل عام زندانیان سیاسی در سال شصت وهفت مورد بحث قرار می‌گیرد. دراین متن، تامل بر انقلاب پنجاه و هفت و سرکوب خونبار مخالفان سیاسی که از همان آغاز استقرار جمهوری اسلامی به راه افتاد در این کلاب جریان داشته و دارد. اما برآشفتگی آقای کلهری مربوط است به سخنان من درروز ادای شهادت حسین ملکی، در تامل بر مواضع گروه فرقان. پرسش نخست این است که من چه گفتم که به ادعای ایشان با “شعبده بازی” به جنگ عقیدتی بر علیه گروه‌های چپ در انقلاب منجر شده است؟

 برای جواب لازم است به محورهای  سخنانم که در ادعای آقای کلهری نیامده به طورخلاصه اشاره کنم : ازتابلوی رنگارنگ اسلام سیاسی درایران و دلایل رشد آن در دوران پس از کودتای بیست وهشت مرداد سی و دو گفتم. پس ازآن به محتوای نحله‌های عقیدتی اسلامیسم اشاره کردم، که با تلفیق آموزه های اسلامی ومفاهیم سیاسی ایدئولوژیک مدرن، و از آنجمله برگرفته از مارکسیسم واگزیستانسیالیسم و فانونیسم، زبان سیاسی تازه ای را باب کردند که خمینیست ها از آن استفاده بهینه کردند. به این نکته محوری اشاره کردم که نظریه پردازی های این نحله ها درعین پذیرش مفاهیم ایدئولوژیک برخاسته ازمباحث مدرن، با مدرنیت سیاسی (که دردمکراسی و ارزش های جهان شمول حقوق بشروآزادی زنان متبلور است) درضدیت قرار می گیرند. و در ادامه این مبحث به موضوع بی التفاتی کامل اکثریت مخالفان رژیم شاه وازآنجمله گروههای چپ به ارزش‌های دمکراتیک پرداختم.

همه این جوانب را با پیش نهادن مقوله “مدرنیت مثله شده “،  درکتاب های ” الگوی انسان نوین اسلام ، زندان سیاسی در ایران” (بازچاپ به همت نشر باران)  و” اسلام سیاسی ، جنسیت و جنس گونگی” (بازچاپ به همت نشر فروغ) شکافته ام. امیدوارم این مدعیان آتشین منافع چپ نقدی کتبی بر نوشته ها ارائه دهند. تاکنون که چنین رخ نداده بلکه همواره شاهد تهمت و افترای اینان بوده ام که مرا به “چپ ستیزی” ملقب می کنند. گویا  انحصار “چپ” انحصاراً در ید ایشان است. و امروز در تکرار اتهام  تا آنجا پیش می روند که گویا سخنان من خون شهدای چپ را پایمال می کند!

آیا لازم است یاد آوری کنم که صفحات بسیاری از کتابم در باره زندان سیاسی به این جان باختگان اختصاص دارد؟ که یکی از انگیزه‌های نوشتن این کتاب که در سال ۲۰۰۲  به زبان فرانسه منتشر شد شکستن سکوتی بوده که در این باره بر فضای بین المللی سلطه داشته است ؟ این کتاب از سال ۲۰۰۵ به زبان فارسی موجود است و هر کس با خواندنش می‌تواند به داوری در اتهام ” چپ ستیزی” نویسنده بنشیند و یقین دارم که نتیجه این سنجش به زیان مدعیان کنونی خواهد بود. یادآوری می کنم که برخی مدعیان چپ  زمان انتشار این کتاب هم همین روش های ایذایی را در پیش گرفتند و چون در تحلیل از جمهوری اسلامی به ماهیت توتالیتر آن اشاره کرده بودم مرا متهم کردند که این نگرش در خدمت توجیه حمله امپریالیسم آمریکا به کشور ایران قرار می گیرد! اکنون، پانزده سال و اندی بعد، بطلان این ادعاها اظهر من الشمس است.

ادعای دیگرآقای کلهری درفراخوان ناشایست شان به تحریم کلاب هاوس “محاکمه نوری” مباحثی است که پیرامون گفتار اولین شاهد مربوط به گروه های کمونیست، آقای مهرزاد دشتبانی به راه افتاد، که به دیده ایشان بهانه ای برای “چپ” ستیزی شده است. خوشبختانه دراین مباحثه نظراتی متفاوت مطرح شد و برخی منتقدان هم امروز در گروه های چپ کار و فعالیت می کنند. حال پرسش این است که از کدام ستیز با کدام چپ سخن می گوِیید؟ حواس تان هست که  پیش گرفتن چنین منطقی نشانگر این است که شما خود را نماینده انحصاری چپ می دانید؟

 آخر اینکه انتقادات شما به گرداننده این اتاق در کلاب هاوس، آقای فرهاد مرادی، هم همینقدر بی پایه و بی مایه است. چرا که تیم گردانندگان شامل افرادی نظیر حسین ملکی هم هست و پس پرسش این است که ادعای شما در باره جریان هدفمند و هدایت شده بر علیه چپ که گویا در این کلاب دست بالا را دارد، نوعی توهین به شعور دوستانی که از آنها تجلیل کرده اید نیست؟ همینجا بگویم که اینجا و آنجا شنیده و می شنوم که گویا سوابق فرهاد مرادی در جنبش سبزو حمایت او از میرحسین موسوی به عنوان مدرکی دال بر ضد چپ بودن اوعنوان شده است. من خود از منتقدان جدی میرحسین موسوی بوده ام و خاصه برخورد او به کشتار شصت و هفت بوده و در این باره نوشته ام . اما هرگز بر این گمان نبوده ام که  شرکت در جنبش سبز با چپ بودن در تضاد است و یا جوانان مدافع میر حسین موسوی نمی توانسته و نمی توانند عقاید چپ داشته باشند. به واقع این گونه رویکرد تنها تبلوری از درک انحصارگرایانه و به غایت نادرست از مقوله چپ است .

تنها پرسشی که می توانم بر پرسش های دیگری که در این نوشته مطرح کرده ام بیفزایم این است که چرا به جای کوشش در حذف فکر نقاد به تامل در درس‌های دادگاه نوری نمی نشینید؟      

دی ۱۴۰۰

https://akhbar-rooz.com/?p=136100 لينک کوتاه

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
11 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
peerooz
peerooz
2 سال قبل

ادامه,
“دیدی آن قهقهه کبک خرامان حافظ, که ز سرپنجه شاهین قضا غافل بود”؟

تاریخ این سخنرانی ۱۵ نوامبر ۱۹۷۷ یعنی حدود ۴۴ سال پیش است.

peerooz
peerooz
2 سال قبل

مقاله سرکار خانم شفیق و تعداد کامنت های مربوط به ۷۲۰۰ فرقه “چپ” – که کسی دیگری را قبول ندارد – مرا به یاد سخنرانی کارتر در مهمانی کاخ سفید برای شاه میاندازد که روز قبل, گاز اشک آور در تظاهرات جلو کاخ سفید, حاضرین را به گریه انداخته بود” There’s one thing I can say about the Shah–he knows how to draw a crowd.”.

https://www.presidency.ucsb.edu/documents/toasts-the-president-and-the-shah-dinner-honoring-the-shah

نصرت درویش
نصرت درویش
2 سال قبل

یک بار دیگر یادداشت یادداشت اعتراضی خانم شفیق خطاب به اقای کلهری را مرور کردم

نکته محوری سخن ایشان این است که چپ ستیز نیستند

یکی از دلایل مهم ایشان برای اثبات اینکه ستیزی با چپ ندارند، این است که در یکی از کتاب هایشان به زندانیان چپ اشاره کرده اند

خانم شفیق ! سازمان های حقوق بشری هم اسامی زندانیان چپ را اعلام می کنند، آیا به این دلیل می شود مدعی شد که همگی آنان نظر مثبتی به چپ دارند؟

اما چیزی که در این میان روشن نیست این است که تعریف خانم شفیق از چپ چیست؟

دوستداران ایشان به سابقه همکاری ایشان با سازمان پیکار در اوایل دهه ۶۰ استناد می کنند

سازمان پیکار دارای ایدئولوژی بود

خانم شفیق آیا در حال حاضر به ایدئولوژی اعتقاد دارند؟

متاسفانه کتاب های ایشان را نخوانده ام ، اما گاهی مصاحبه های ایشان را در رسانه های خارج از کشور دیده ام

این رسانه ها که بطور عمده نسبتی با چپ ندارند و مباحثی هم که مطرح می شود هم مربوط به مباحثی نیست که وجه مشخصه چپ است

محور اساسی بحث های چپ در ارتباط با مبارزه برای کاهش اختلافات طبقاتی و برابری انسان ها در برخورداری از نعم مادی و معنوی است

اگر بگوئیم که چپ هم می تواند بدون ایدئولوژی باشد و کفایت می کند که تنها عدالتخواه باشد، آیا وجه عمده بحث های خانم شفیق در سه دهه اخیر بحث های مربوط به لزوم کاهش اختلافات طبقاتی بوده، یا نقد مارکسیسم ؟

حامد حامدی
حامد حامدی
2 سال قبل

کمی از سطح آنچه خانم شفیق مطرح میکند به عمق دیدگاه ایشان برویم…
ایشان می گویند: «همینجا بگویم که اینجا و آنجا شنیده و می شنوم که گویا سوابق فرهاد مرادی در جنبش سبزو حمایت او از میرحسین موسوی به عنوان مدرکی دال بر ضد چپ بودن اوعنوان شده است. من خود از منتقدان جدی میرحسین موسوی بوده ام و خاصه برخورد او به کشتار شصت و هفت بوده و در این باره نوشته ام . اما هرگز بر این گمان نبوده ام که شرکت در جنبش سبز با چپ بودن در تضاد است و یا جوانان مدافع میر حسین موسوی نمی توانسته و نمی توانند عقاید چپ داشته باشند. به واقع این گونه رویکرد تنها تبلوری از درک انحصارگرایانه و به غایت نادرست از مقوله چپ است .»

این همان دیدگاه “همه با هم است”! می گوید “هر گردی، گردو است” و هر کس ادعای چپ کند، چپ است!!! آفرین به این دیدگاه…
اما نباید فراموش کرد که توده ای ها و اکثریتی ها در مراکز انتخاباتی میرحسین موسوی شرکت فعال داشتند!! اینها همان “چپ” های سزب اللهی بودند که در همان زمان با افتخار می گفتند «زیر یپراهن سبز من زیرپیراهنی “سرخ” است»!! کسانی که به انقلاب اجتماعی پشت کرده اند و چهره فاشیست و دیکتاتوری سیستم سرمایه داری جمهوری اسلامی بزک کردندو میکنند!

رفیق نادر کلهر در نقد خویش به این نکته اشاره دارند: «تا جائی که در جلسه اخیر ادعا می‌کند که چرا جریانات چپ از بختیار حمایت نکردند!!! و این مواضع به نفع روی کار آمدن اسلامیون تمام شد؟ وقتی رفیقی این موضوع را به ایشان تذکر می‌دهد که این بحث پرچالشی در مجموعه چپ است و اصلا جای طرح آن در چنین اتاق‌هایی نیست و یا اینکه همه جریانات چپ حامی جمهوری اسلامی نبوده‌اند و از همان روز نخست مخالفت کرده و بهای آن را با جان و خون خود پرداخت کرده‌اند، ایشان مدعی می‌شود که توده‌ایها و اکثریتی‌ها که از رژیم حمایت کرده‌اند و اگر آنها را از مجموعه چپ حذف کنیم دیگر چیزی باقی نمی‌ماند که بشود حتی به حساب آورد!!! » خانم شفیق از این افراد “چپ” گرداننده آن کلاب هاوس دفاع میکند!!! ایشان مرز انقلاب و ضد انقلاب را عامدانه مخدوش میکند!

یک نکته هم در مورد خانم لادن بازرگان متذکر شوم. ایشان حدود ۳ سال پیش در یکی از نوشته هایشان در مورد علت اعدام برادرش بیژن بازرگان می گویند: «اگر اتحادیه کمونیستهای ایران در آمل قیام را برپا نمی کرد و علیه جمهوری اسلامی مبارزه مسلحانه نمی کرد، برادرم بیژن بازرگان اعدام نمیشد.»!!! این نشان میدهد که تا چه حد ایشان به فکر مبارزه جدی و اصولی با ارتجاع جمهوری سلامی به عنوان آمر کشتار تابستان ۶۷ است!
این وجه مشترک در زدودن مرز ارتجاع، ضد انلاب از یک طرف و انقلاب ز سوی دیگر، بین خانم لادن بازرگان با خانم شفیق بسیار مشهود است و اصلا تصادفی نیست!!!

نصرت درویش
نصرت درویش
2 سال قبل

خ.ماندگار خطاب به خانم شفیق نوشته است که واماندگان تابستان ۶۷ خود و دیگران را فریب می دهند

ماندگار می گوید که واماندگان تابستان ۶۷ ، دو دوست و آشنای نزدیک خانم شفیق هستند

اینجا خواننده نمی تواند تشخیص دهد که در کجا صادقانه برخورد نشده است و به چه دلیل

بهترین راه حل همان پیشنهادی است که خ.ماندگار مطرح کرده است

بعد از دادگاه نوری ، افراد بیشتری از جمله ، خ.ماندگار بنویسند تا نظرات مختلف مطرح شود و روایت های بیشتری شنیده شود

Hadi Shahab
Hadi Shahab
2 سال قبل

البته که چپ در انحصار هیچ فرد یا گرو ه و حزبی نیست حتی اگر عده ای بیایند با داشتن سابقه ای راست حزبی درست کنند و آنرا  حزب چپ بنامند.
 اما سوال اینجاست چرا کس و کسانی که بیش از چهار دهه بدنبال شکوفا یی این حکومت سوپر ارتجاعی ضد آمریکایی بودن خود را چپ مینامند. آیا من و ما باید به کسانی که پشت اسم چپ از هیچ دروغ و نیرنگی پرهیز نکرده اند با احترام رفتار کنیم. یک چیز از قبل کاملا مشخص و واضح است حقیقت هیچ گاه نمیتواد بدست شارلاطانها چه از نوع مذهبی و یا از نوع چپ مورد سو استفاده قرار بگیرد.
آدمها میتوانند موا ضع سیاسی متفاوتی داشته باشند اما آنها وقتی میتوانند با یکدیگر همکاری کنند که شا رلا تان و نیرنگ باز نباشند.  سو استفده از کلمه چپ برای اعتبار بخشیدن به خود باعث بد بینی بخش نسبتا بزرگی از زحمتکشان به ایده چپ شده. استفاده از کلمه چپ مانند قسم دروغ آدمهای مسلمان شده. متاسفانه ما از یک فرهنگ دروغ و تزویر رنج میبریم و بسیاری از افراد جریانهای سیاسی نیز از ا ین دروغ و تزویر بی بهره نمانده اند.

خ-ماندگار
خ-ماندگار
2 سال قبل

خ-ماندگار
مطلب خانم شفیق را خواندم ، هر چند به دلیل دوری از مکان زیستی آن والاجاه ، از دیگر مطالب ایشان اطلاع زیادی ندارم.ولی حس هم آوایی نامبرده با دو تن از دیگر زندانیانی که می شناسم را دیده ام.
خانم شفیق در نوشته خود، بذل بخشش نمودند وهمه کج اندیشان را بار عام دادند به گفتن و نوشتن و نقد به سبک و سیره ایشان ، تا راست بمانیم و گوژ نگردیم!!
بَه بَه از حسن توجه ایشان چگونه باید قدر دانی کرد؟!
اکنون که عفو عمومی داده اید! ما را به جشن عاطفه های محفل مهمانی خود دعوت فرمائید ! و لازم نیست قراولی دم در بگذارید تا خواص با کارت دعوت وارد بحث شوند!! عملی که یکی از دوستانتان در کلاب هاوس انجام دادند، برخی افراد را مهر باطل زدند فقط به این دلیل که اهل طایفه آنها نبودند.
یا آن دیگری که وامانده و در به درها را در شان بحث و نظر نمی بیند از نظر سران ایل ،مخالفین او همه وامانده و درمانده ای بیش نیستند و تنها لایق دیدن باسن پاره عریان آقای….. را دارند! و آن شخص ماتحت پاره نمی داند درماندگان دوران باز جویی و دادگاه در سالهای اولیه دستگیری چه کسانی بودند، همانگونه که واماندگان تابستان ۶۷ خود و دیگران را فریب می دهند .یا آن دوست و رفیق گرمابه حضرت عالی که در دژی راحت و مطمئن سکنی گزیده و تمامی گذشته خود را چون آب که سر بالا می رود ابو عطا می خواند.
خانم شفیق اکنون که پیش دستی به جدول مندلیف کرده اید شما و دوستان گلستانتان جدول چندلیف با عناصر خود ساخته و پرداخته کرده اید ،حال که فرا خوان نقد وگفتار سخن می رانید!
امید وارم رفقای گرمابه و گلستان شما با دشنام و ناسزا از مدعوین استقبال نکنند!!
هنوز زنجیر گریختگان تنی چند زنده هستند وگذشته ی افراد را به یاد می آورند.
خانم شفیق ،
اکنون که غمخوار کج اندیشان و دلسوز آن مخالفین هستید ! عنایت فرمائید جا و مکان فراهم نموده، گفتن و شنیدن را موافق هستم.
توجه نمائید( گفتن و شنیدن) اگر همین سایت اخبار روز موافقت کند و بی کم و کاست نقد و نوشته ها را از هر دو طرف نشر نماید . ما که در ایران هستیم یکی همین نادر کلهری که دیدید . بعد از دادگاه نوری به اتفاق دو رفیق شفیقتان به گفت و شنود بنشینیم و امیدوارم به رسم آداب اجتماعی.
و با آزادی کامل از دور و نزدیک و گذشته و حال اختیار سخن داشته باشیم تا آشکار شود بر باز مانده ها و وامانده ها که مرثیه خوانان مجلسی که گندمی را به جو یی بفروختند، زهر شود لقمه کسی که نان بر خون یاران تلیت می کند.

نصرت درویش
نصرت درویش
2 سال قبل

آقای آرمان شیرازی پرسشی را مطرح کرده اند که پس از خواندن نوشته خانم شفیق ، این پرسش برای من نیز مطرح شده بود

آقای شیرازی پرسیده اند که آیا پیش از اینکه به بلندای چاره اندیشی برای کشورمان برآییم، خواهیم توانست ویروس خودستایی و خود مرکزبینی را از خود بپالاییم و به کوششی همراهانه روی آور شویم؟

آقای شیرازی به ویروس خودستائی اشاره کرده اند.بنابراین باید به دنبال یافتن یک واکسن باشیم

واکسن این ویروس می تواند برخورد برابر افراد بایکدیگر باشد

 زمانی که دیگران را « “کج اندیشان و کج رفتارانِ مدعی ‘چپ’ “» می نامیم ، در واقع از موضع برابر برخورد نمی کنیم

زمانی می توانیم دیگران را دعوت کنیم که به ارزش های حقوق بشری پایبند باشند که خودمان از موضع برابر با دیگران برخورد کنیم

مولانا می گوید

جمله خشم از کبر خیزد از تکبر پاک شو

گر نخواهی کبر را رو بی‌تکبر خاک شو

خشم هرگز برنخیزد جز ز کبر و ما و من

هر دو را چون نردبان زیر آر و بر افلاک شو

آرمان شیرازی
آرمان شیرازی
2 سال قبل

ما نیازانِ آنیم که ارجگزاری به یکدگر و این مفهوم که حقیقت در انحصار هیچکس نیست را در خود درونی کنیم…

به نِگَر می آید که گرهگاه اصلی در گفتگو میانِ گروههای سیاسی میهن ما این بوده و هست که هستی اجتماعی, حقوق و اندیشه دیگران را ارجگزار نیستند. فراتر از این شاید بتوان گفت که سرشتِ ستیزنده و سرکوبگر دین مسلط (اسلام)، از یکسو، و فرهنگ کژبنیاد خانوادگی-اجتماعی، از سوی دیگر، از نهش و پرورش چنین ویژگی در ذهنیتِ بیشینه ما ایرانیان جلوگیری کرده باشند. پیداست که ممکن است ما با دیدگاههای دیگران مخالف باشیم. اما نیاموخته ایم که گوش کنیم، همراهی کنیم، یاد بگیریم و بنابر آموخته های جدیدمان، اندیشه خود را بپالاییم. ما نیازانِ آنیم که ارجگزاری به یکدگر و این مفهوم که حقیقت در انحصار هیچکس نیست را در خود درونی کنیم…

با خواندن نوشتارهای دو هم میهنِ گرامی، خانم شفیق و آقای کلهری به این نتیجه رسیدم که میشد این گفتگو را دوستانه تر پیش برد.

آقای کلهری خود را نماینده چپ نشناسانده و گفته است “شاید لازم باشد” که از رفقای چپ خواست از حضور در چنین اتاق‌هایی پرهیز کنند. دیگر اینکه او پاسداری از “تمام طیف چپ” را طرح میکند. از نگاه من، پرهیز از گفتگو (در هر مکان که شدنی ست) یکی از ریشه های پراکنش و انشعاب بوده است. اما بکارگیری اصطلاح “کلاه شعبده” از سوی او برانگیزاننده احساس احترام و دوستی در خانم شفیق نمی توانست باشد. از سوی دیگر، نکته بسیار ارزشمندی که او در میان نهاده اینست که موضوع دادگاه حمید نوری “دادخواهی ملتی است که در طول چهار دهه گذشته بلایا و فجایع بسیاری را از سر گذرانده است… دادخواهی مادران و خانواده‌هائی است که (فرزندانِ عزیز خود) را در راه والاترین آرمانهای انسانی از دست داده‌اند… و کشاندنِ موضوعاتِ فرعی و درگیریهای شخصی و گروهی به میانِ این ماجرا” نادرست است.

خانم شفیق، رویهمرفته، برخوردی رویاروجویانه تر نشان داده است. برای نمونه، بکارگیری “کج اندیشان و کج رفتارانِ مدعی ‘چپ’ “، یا “حواس تان هست؟” و یا نسبت دادنِ ذهنیتِ “خود را نماینده انحصاری چپ” دانستن به آقای کلهری… در برابر آنچه گفته شد، پرسش خانم شفیق که “چرا به جای کوشش در حذف فکر نقاد به تامل در درس‌های دادگاه نوری نمی نشینید؟” بسیار بجاست!

آیا در توانِ ما هست که بر سر آنچه ما را بهم پیوند می دهد همراهی و همکاری کنیم تا حکومت تبهکار اسلامی را هرچه زودتر از فرماندهی و سکانداری بزیر کشیده و در میان و کنار خیل عظیم حق جویان پای در راه بهروزی مردمانِ خود بگذاریم؟ آیا وظیفه تاریخی دیگری پیش روی ماست که بر این مهم پیشی بگیرد؟
آیا پیش از اینکه به بلندای چاره اندیشی برای کشورمان برآییم، خواهیم توانست ویروس خودستایی و خود مرکزبینی را از خود بپالاییم و به کوششی همراهانه روی آور شویم؟
اگر مذهب-آلوده نیندیشیم، نجات کشورمان از دست هیولای قرنِ پنجمی آراسته به تکنولوژی و حیله گری نئولیبرالی قرنِ بیست و یکم جز از راه تلاش همراهانه ما در سازمان دادن مبارزاتِ اکثریت عظیم زحمتکشانِ میهنمان می گذرد؟

کاوه عزلی
کاوه عزلی
2 سال قبل

خانم شفیق شما خمینی را به مارکسیسم وصل میکنید و البته اصلا چپ ستیز نیستید! شما مارکسیسم را ضد زن و ضد حقوق بشر میدانید و البته اصلا چپ ستیز نیستید.
شما ادعا میکنید “چپها” (بدون اینکه بگویید منظورتان توده ایها هستند) به قصد “مبارزه با “امپریالیسم” تلاش کرده اند دهان کسانی که جمهوری اسلامی را توتالیتر می‌خوانند ببندند و البته شما اصلا چپ ستیز نیستید.
خانم شفیق شاید به نفع شما نباشد که تاریخ را به یاد بیاورید‌ اما مردم ایران هیچوقت فراموش نخواهند کردن که هزاران زن و مرد کمونیست در راه مبارزه با حکومت جمهوری اسلامی و برای برقراری عدالت اجتماعی، شکنجه و اعدام را به جان خریدند و با این حکومت سازش نکردند. شما دو کتاب در نقد اسلام و خمینی نوشته اید. دستتان درد نکند و خسته نباشید. ولی کاش اقلا به یاد بیاورید که هزاران زن و مرد کمونیست، جانشان را در راه مبارزه با خمینی و اسلام سیاسی ش گذاشتند. انصاف هم چیز بدی نیست.

نصرت درویش
نصرت درویش
2 سال قبل

خانم شفیق ابتدا مطلب شما را خواندم و سپس مطلب آقای کلهری را
من مانند شما به این نتیجه نرسیدم که آقای کلهر خود را نماینده چپ ها می داند.می گوید چپ از هر نحله فکری در این اطاق شرکت نکند.آقای کلهر به نحله های گوناگون اشاره کرده اند

می گوئید در سال های قبل چون به توتالیتر بودن رژیم اشاره کرده اید، مورد حمله واقع شده اید که چپ ستیز هستید.یعنی به جز شما ، هیچکس تا آن زمان به توتالیتر بودن رژیم اشاره نکرده بود؟ این حمله کنندگان، دیگران را نیز چپ ستیز دانسته اند؟

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز


11
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x