پنجشنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۳

پنجشنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۳

اسناد شکنجه – حکومت دوباره «اعترافات» اعضای حزب توده ایران را پخش کرد

موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی در سالگرد ضربه نخست به حزب توده ایران، سه فیلم از «دادگاه» سه تن از اعضای حزب توده ایران را منتشر کرد.

سی و نه سال پیش، هفده بهمن ماه ۱۳۶۱ حکومت در یک یورش گسترده تعدادی از رهبران، کادرها و اعضای حزب توده ی ایران را دستگیر کرد. در اردیبهشت سال ١٣۶٢ مجددا به این حزب یورش آوردند و با دستگیری تمامی اعضای تشکیلات مخفی حزب، تعداد دیگری از رهبران و اعضای حزب را به بند کشیدند. رهبران، کادرها و اعضای حزب تحت شکنجه های وحشیانه قرار گرفتند، حزب توده ی ایران «منحله» اعلام شد و در دادگاه ها و نمایش های تلویزیونی، چهره های درهم شکسته ی رهبران و کادرهای حزب را به نمایش گذاشتند و «اعترافات» آن ها را که تحت این شکنجه های وحشیانه اخذ شده بود پخش کردند.

حکومت اسلامی این شیوه ی «اعتراف گیری» را که از همان روزهای نخست انقلاب آغاز کرده بود تا همین امروز ادامه داده و هر چند وقت یک بار نمایش های تلویزیونی به راه می اندازد و فعالین سیاسی و اجتماعی شکنجه شده را در برابر دوربین قرار می دهد تا هر چه را می خواهد از زبان آن ها به جامعه اعلام کند.

بازگشت دوباره به «اعترافات» اعضای حزب توده ی ایران که چهل سال پیش «منحله» و غیرقانونی اعلام شد و حکومت در هر فرصت این حزب و سایر گروه ها و سازمان های سیاسی چپ را «مرده سیاسی» اعلام کرد، با این پرسش همراه است که چرا حکومت هنوز حاضر نیست دست از سر این «مرده های سیاسی» بردارد و همچنان مشغول چوب زدن بر آن هاست؟ پاسخ به این پرسش دشوار نیست. زیرا حکومت اسلامی هر چند به روی خود نمی اورد، اما خوب می داند که همچنان با یک «چپ زنده» در ایران مواجه است که روز به روز قدرتمندتر می شود.

آن ها بعد از چهل و سه سال هنوز نفهمیده اند این طور نمایش ها مشکلی از آن ها حل نمی کند و جامعه را بیشتر از آن ها متنفر می کند. شاید هم این را فهمیده اند، اما راه دیگری در پیش پای خود ندارند پس همچنان سر در برف فرو برده و این سیاست رسوا را تکرار می کنند.

در ویدئوهایی که از بیدادگاه های اعضای حزب توده ایران منتشر شده، گوشه هایی از «اعترافات» ناخدا بیدگلی؛ ناخدا علی‌اکبر میرزایی و ناخدا شاهرخ جهانگیری نشان داده شده است.

https://akhbar-rooz.com/?p=140883 لينک کوتاه

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
6 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
ابوالقاسم (خسرو) گلستانی
ابوالقاسم (خسرو) گلستانی
2 سال قبل

دوستان گرامی!
متاسفانه کمتر نیروی چپ در ایران از خود می پرسد که عوامل اصلی قلع و قمع حزب توده ایران که بودند. ۱۰ تن از قهرمانان میهن پرست جنگ، معروف به یاران ناخدا افضلی، به اتهام کودتا، در اسفندماه ۶۲ تیرباران می شوند در حالی که خمینی، بنا به گفته میرحسین موسوی، به سران ج اا که پس از دستگیری رهبران ح ت ا نزد او رفته بودند، گفت: “نمی گویم مراقب آنها نباشید، ولی کودتای حزب توده دروغ محض است”. در حالی که اندکی بعد از دستگیری رهبران ح ت ا، روزنامه اطلاعات با تیتر بزرگ از قول خمینی می نویسد که “فرزندان گمنام امام زمان حزب جاسوسان را نابود کردتد”! این تناقض نباید برای ما سوال باشد؟ و یا، خلع لاجوردی (آلت دست رفسنجانی) چند ماه بعد بدستور خمینی به این مساله ارتباط نداشت؟ موسوی در همان مصاحبه می گوید “وقتی امام چنین گفت، اتهام حزب توده را به جاسوسی برای شوروی تغییر دادند”! آیا عبارت اخیر موسوی بیانگر این نیست که کسانی برای کشتن رهبران این حزب برنامه ریزی کردند که خارج از برداشت و نگاه خمینی به این حزب بود؟ موسوی می گوید “وقتی پس از دستگیری سران حزب توده رفتیم نزد امام، همه بودند به جز آیت الله خامنه ای”. یعنی رفسنجانی آنجا بود و لزوما باید از خمینی تبعیت می کرد. ولی رفسنجانی در خاطرات خود می نویسد که در گرماگرم دستگیری توده ای ها (یعنی اوایل سال ۶۲)، “خسرو قنبری تهرانی آمد نزد من و گله کرد که سپاه جدیت لازم را در دستگیری توده ای ها به خرج نمی دهد در حالیکه اینها خود به کودتا اعتراف کردند”! یعنی رفسنجانی با وجود نظر خمینی، “اعتراف زیر شکنجه” ی رهبران حزب توده ایران را به عنوان سند معرفی می کند. حال همین شیاد حدود دو دهه پس از اعدام رهبران ح ت ا، مزورانه می گوید “ما می دانستیم که رهبران حزب توده برای شوروی جاسوسی می کردند، ولی نیاز به اعدام آنها هم نبود”! حال برویم جلوتر‌.
اعدام سایر رهبران و کادرهای سطح بالای ح ت ا همراه با اعدام دیگر کمونیست ها، در تابستان ۶۷ رخ می دهد، آن هم فقط در طی ۳ روز در اوایل شهریور آن سال. (در ضمن اعدام کمونیستها در سال ۶۷ محدود به استان تهران شده بود که کرج هم جزو آن بود.) به هر حال این زمانی بود که سرطان خمینی چنان عود کرد که تا بهار ۶۸ دوام نیاورد. چگونه پیرمردی در حال احتضار می تواند دستور قتل عام هزاران زندانی سیاسی را بدهد، که البته میان آنها شمار زیادی توده ای هم هستند که او خود به کودتای شان اعتقاد ندارد؟
برخی سرکوب ح ت ا را با مخالفتش با ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر در خرداد ۶۱، مرتبط می دانند، حال آنکه این مساله به پیگیری جدی پرونده انفجار ساختمان نخست وزیری در ۸ شهریور ۶۰ توسط این حزب ارتباط داشت، زیرا حزب مثل خیلی ها اعتقاد داشت که تیم “بهزاد نبوی – خسرو تهرانی” که مسعود کشمیری را در پست خود گماردند و او را فراری دادند، در آن انفجار دست داشتند. پس از دستگیری تیم نبوی، رفسنجانی در نماز جمعه‌ گفت “حزب توده مسوولان خدوم ج ا را بدنام می کند” و سپس خمینی را واداشت پرونده را مختومه کند ولی ح ت ا دست بردار نبود و تا جایی پیش رفت که نبوی را به همکاری با سیا متهم کرد. خاطرات مهدوی کنی که رفسنجانی را به خاطر تهمت به حزب توده زیر سوال می برد، در این مورد بسیار خواندنی است.
حال نظر شما را به متن زیر (بخشی از خاطرات منتظری) در مورد قتل عام زندانیان سیاسی جلب می‌کنم تا از خود بپرسیم که چه کسانی از خمینی برای کشتار زندانیان سیاسی “نامه گرفتند”:

«بعد از مدتی یک نامه دیگر از امام گرفتند برای افراد غیر‌مذهبی که در زندان بودند، در آنزمان حدود ۵۰۰ نفر غیرمذهبی و کمونیست در زندان بودند. هدف آنها این بود که با این نامه کلک آنها را هم بکنند و به اصطلاح از شرشان راحت شوند. اتفاقاً این نامه به دست آقای خامنه ای رسیده بود، آنزمان ایشان رئیس جمهور بود، به دنبال مراجعه خانواده‌های آنان، ایشان با متصدیان صحبت کرده بود که این چه کاری است که می‌خواهید بکنید دست نگه دارید، بعد ایشان آمد قم پیش من با عصبانیت گفت: از امام یک چنین نامه‌ای گرفتند و می‌خواهند اینها را تند تند اعدام کنند. گفتم چطور شما الآن برای کمونیستها به این فکر افتاده اید؟ چرا راجع به نامه ایشان در رابطه با اعدام منافقین چیزی نگفتید؟ گفتند: مگر امام برای مذهبی ها هم چیزی نوشته؟ گفتم: پس شما کجای قضیه هستید، دو روز بعد از نوشتن آن نامه به دست من رسید و این همه مسائل گذشته است. شما که رئیس جمهور مملکت هستید چطور خبر ندارید؟ حالا نمی‌دانم ایشان آیا واقعاً خبر نداشت یا پیش من این صحبت‌ها را می‌کرد…»

(متن کامل خاطرات آیت الله منتظری، اتحادیه ناشران ایرانی در اروپا صفحه‌های ۳۴۷ و ۳۴۸)

زندانی زنجیری
زندانی زنجیری
2 سال قبل

تا کی باید به خاطرات و یا گفته های این و یا آن مقام مسئول در این حکومت متزور و کلک باز رجوع کنیم و به آنها استناد!؟
واقعیت ها را ملاک قرار دهیم و نه مانند رفقای راه توده “منظور شخص شما نیست” در تاریکی به جستجوی دلیلی برای ادامه راه باطل قبلی بجوییم!
ویا چرخش به شرق را که این حاکمیت را تقویت می‌کند و جهنم را برای مردم ایران داغتر ، مثبت ارزیابی کنیم!

آ.بزرگمهر
آ.بزرگمهر
2 سال قبل

آقای ابوالقاسم ( خسرو) گلستانی
بعداز ۴۳ سال از به قدرت رسیدن نیروهای مذهبی به رهبری آیت الله خمینی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ بسیار رقت انگیز ست که عملکرد «دولت موقت »،، شورای انقلاب ، رهبری انقلاب و کل جماعت روحانیت را از همان ابتدا محکوم نکرد.
بدیهی ست که تا زمانیکه «دولت موقت » را تعریف نشود و وظائف آنرا بر شمرده نشود.
نمی توان خلاف ها و انحرافات آنرا نشان داد.
به باور این قلم به هزار و یک دلیل دولت موقت ، شورای انقلاب و جماعت مرتجع روحانیون با سوء استفاده از حمایت بیدریغ مردم از ۲۲ بهمن مرتکب خلاف ها و جنایات متعدد شدند و «دولت موقت» مسئول اصلی آن بود.
«دولت موقت» می بایست تا تشکیل مجلس موسسان و قانون اساسی جدید با قوانین موجود کشور را اداره می کرد . کاری که در ایران و بسیاری کشور های جهان صورت گرفته ست.
ولی نیروهای مذهبی مشروعه خواه که ذاتا با قانون ، مشروطه و نقش حاکمیت مردم همیشه دشمنی داشتند. به کنار گذاشتن و انتقام از دگر اندیشان پرداختند . ابتدا در ۲۲ بهمن در پشت بام مدرسه علوی بالای سر خمینی بساط تخته و اعدام راه انداختند و بسیاری از مسئولان لشگری و کشوری را بدون رعایت موازین حقوقی و قضائی اعدام کردند.
اگر حکومت شاهنشاهی ۲۵ سال از کودتای ۲۸ مرداد با کمک شکنجه گاه های فرمانداری نظامی که بعدا به ساواک تحویل داده شد با بیدادگاه های نمایشی دادرسی ارتش هزاران نفر را دستگیر ، شکنجه ، زندانی و اعدام کردند.
وظیفه نیروهای انقلابی بود که در مقابل تکرار بی قانونی با روش قرون وسطائی «دولت موقت» ( یزدی و شرکای نهضت آزادی ..) خمینی و روحانیون بر می خیزیدند.
مخالفان حکومت شاه و در راس آنها نیروهای چپ که بدرستی همیشه سرکوب دگراندیشان توسط حکومت شاه را محکوم کردند . باید نسبت به دگراندیش کُشی «دولت موقت» ، شورای انقلاب ، خمینی و روحانیون اعتراض و حساسیت نشان می داند.
شوربختانه چنین واکنش هائی رسما در تاریخ ثبت نشده ست برعکس سکوت و حتی جانبداری از ارتجاع آزار دهنده ست.
خیلی سریع همه پرسی کذائی «جمهوری اسلامی آری یا نه ؟ » را به میل خمینی راه انداختند که پشتوانه قانون ینداشت . هنوز مجلس موسسان و قانون اساسی وجود نداشتیم که چنین سئوالی طرح شد.
بلافاصله قول و قرار تشکیل مجلس موسسان نیز منتفی و «دولت موقت » جاده صاف کن حکومت مشروعه ،قدم دیگری برای کنار گذاشتن مطلق نیروهای سکولار از صحنه سیاسی برداشت . تا خمیثی به تقلید از روایت های شیعیان و تعزیه های آن ، مجلس من در آوردی خبرگان با شرکت ۷۲ دوب شده در ارتجاع فقه و شریعه شیعی ماموریت گرفتند که قانون ارتجاعی ولایت فقیه را تدوین کنند.
آقای ابوالقاسم ( خسرو) گلستانی ، دلایل فراوانی در همان روزهای اول انقلاب نشان می داد که رهبری خمینی و روحانیون ، شورای انقلاب و «دولت موقت» جز اسلام عزیز ، ام القرای اسلام و حکومت ولایت فقیه به هیچ چیز دیگر فکر نمی کردند و تک توکی مخالف خوانی در «مجلس خبرگان » نمی توانست مانع تشکیل حکومت ولایت فقیه شود.
ماهیت جنایتکار حکومت ولاییت فقیه از همان ۲۲ بهمن در مدرسه علوی به نمایش گذاشته شد. در سراسر ایران گنبد، کردسنان ، خوزستان ، اصفهان و…..ادامه پیدا کرد.
رفسنجانی در فروردین ۵۸ ساواک سلطنت آباد را با همدستی احمد خمینی ( بدون اذن خمینی ممکن نبود!) صباغیان ، بشارتی ، غرضی و… راه انداخته بودند و دستگیری های نیروهای چپ شروع شده بود که با ربودن مجتبی طالقانی و برادش در خیابان موجب اعتراض آیت محمود طالقانی شد که تمام این حقایق رسانه شد.
آری تا ۳۰ خرداد ۶۰ هزاران جنایت صورت گرفت. شما کجا بودید؟
ماهیت حکومت مرتجع و جنایتکار با یورش به حزب توده نمی توانست تبیین شود.
فاجعه از همان ۲۲ بهمن کلید خورد.
امورز بعداز ۴۳ سال چشم های خود را بشوئید.

نصرت درویش
نصرت درویش
2 سال قبل

مطلب بالا حکایت دارد از شکنجه رهبران حزب توده ایران پس از یورش به حزب در سال ۶۱ و اعتراف گیری های زیر شکنجه .حالا دیدنی است که خواننده محترمی به نام رومیانی ، بدون توجه به متن ، اشاره می کند به مرگ رهبری که در زندان جمهوری اسلامی نبوده است.

کرمخان رومیانی
کرمخان رومیانی
2 سال قبل

خیلی متاسفم از مرگ رفیق خاوری ،این افتخار را داشتم زمانی که نوجوان بودم اسم خاوری را زا داییم که طرفدار حزب توده ایران بود شنیدهبودم و افتخار دوم برحسب اتفاق سعادت یاری کرد که در المان ودر شهربوخوم این
رفیق را ازنزدیک دیدم .صحبت‌هایش و دانش بی نظیرش بی همتا بود. یادش گرامی باد

F Sharifi
F Sharifi
2 سال قبل

علیرغم مخالفتم با سیاست های حزب ، همبستگی و همدردی خود را با تمام مبارزان ورفقای توده ای که زندگیشان را در زندان ها و اتاق های شکنجه فاشیست های اسلامی از دست داده اند ، ابراز میدارم .

مطمئن هستم که روزی شاهد محاکمه و مجازات جنایتکاران و شکنجه گران رڑیم ولایت فقیه خواهیم بود !

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز


6
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x