سه شنبه ۴ اردیبهشت ۱۴۰۳

سه شنبه ۴ اردیبهشت ۱۴۰۳

انتقام گیری، جاش کشی خطاست، به سود جنبش نیست – مهران رجبی

این روزها خبرهای نگران کننده و گاه دردناکی بگوش می رسد که حکایت از گسترش خشونت و بویژه انتقام گیری و بدتر از همه جاش کشی و کشتن ماموران حکومتی می کند.

لازم نیست درباره نادرستی و زیان بخشی کارهای خشنی که از سوی نیروهای اعتراض کننده و شورشی صورت می گیرد، داد سخن زد. اکثریت قاطع نیروهای مخالف جمهوری اسلامی و بویژه جوانان مخالف کاربرد خشونت در مبارزه با این رژیم هستند. ولی با این وجود، جوانانی که زیر فشار روانی از دست دادن نزدیکان، دوستان و بستگان خود هستند، و جان شان از زورگویی ها و خشونت های وحشیانه مزدوران حکومتی به لب رسیده است، گاه اسیر احساسات خود شده، و گرفتار شور تحریک کننده انتقام گیری و مقابله به مثل می شوند. این خود خطایی مهم و کاری زیان بار برای جنبش است.

 جاش کشی و کشتن مزدوران حکومتی نه تنها خطاست بلکه بلحاظ حقوقی جرم بشمار می رود، و از لحاظ حقوقی محکوم است. گذشته از آنکه کشتن یا اعدام کردن بطور کلی از دید دمکرات های امروزین حرکتی غیر انسانی و نادرست بشمار می رود، این پرسش بمیان نهاده می شود:  چه کسی، کدام مرجع حقوقی حکم به چنین اقدام هایی داده است؟

سخن کوتاه، به دلایل زیر این چنین حرکت هایی نادرست بوده، و از نظر منطق حقوقی و انسانی محکوم است؛

نخست اینکه آنهابیانگر خشونت بوده، و فضایی آلوده و خشن بر جامعه تحمیل می کنند که بسود جنبش نیست.

 دوم اینکه کشتن یا اعدام فرد انسان حتا گناهکاران، جنایتکاران و مزدوران کاری نادست است، و فرد دمکرات و آزاده آن را محکوم می نماید.

سوم اینکه این شیوه کار ترویج دهنده سنت انتقام گیری قبیله یی و عملکردی مبتنی بر اصل قصاص است که هردو بلحاظ حقوقی و فرهنگ دمکراتیک امروزین محکوم اند.

چهارم اینکه کدام دادگاه، کدام مرجع معتبر به طرزی آگاهانه و کارشناسانه و نه از روی برحورد حسی و انتقام گیری، کارنامه این افراد«مزدور، جاش، جنایتکار» را بررسی کرده، و با عنایت به همه جوانب مثبت و منفی حکم به چنین کیفری داده است؟ آیا این افراد توانستند از حق نخستین خود مبنی بر دفاع از خویش دربرابر اتهام وارد شده برخوردار شوند؟ این شیوه برخورد ما را به یاد دادگاه های انقلاب خلخالی می اندازد. بگذریم از اینکه کشتن و اعدام کردن همچنانکه گفته شد، و تکرار آن لازم است، نادرست و غیرانسانی است.

سرآخر باید خاطرنشان ساخت و ضمن تکرار تاکید کرد که این حرکت ها به سود جنبش نیست، و آب در آسیاب حکومتی می ریزد که در جستجوی گسترش فضای خشونت و تبدیل کردن اعتراض آرام و مسالمت آمیز مردم به صحنه درگیری، زدو خورد و جنگ است. این چنین فضای خشنی سبب می شود تا مردمی که درکار فعالیت سیاسی و اعتراض نیستند، و دنبال تامین مایحتاج روزانه هستند، آزرده و آسیب دیده گردند. این نیز به سود جنبش نبوده، و دلخواسته ی حکومتیان است.

https://akhbar-rooz.com/?p=181021 لينک کوتاه

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest

7 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
مهران
مهران
1 سال قبل

زمانی مصدق در مجلس چهاردهم می گفت، آزادی یعنی آزادی مخالفان، پاس آزادی آنوقت دشوار است که فرد آزاده یا حکومت مدعی رعایت آزادی ها دربرابر مخالف قرار گیرد.
با بهره جویی از این نکته پر درایت آن پیر بزرگ باید گفت، رعایت اصل عدم خشونت در مبارزه آنگاه دشوارست که دربرابر حکومتی که خشونت بکار می گیرد و کشتار می کند، قرار گیریم، وگرنه هر کس و ناکسی در فضای آرام و بی خشونت بسادگی می تواند پیرو مسلک عدم خشونت باشد.

مینو
مینو
1 سال قبل

دقیقا نظرتون رو قبول دارم . هر حرکتی که باعث توجیه سرکوب از طرف حاکمان بشه ، مردود هست و به ضرر جنبش !
حتی اگر جنبش به بار بشینه و پیروز بشه ، نباید مثل انقلاب ۵۷ اعدامهای فله ای به راه انداخت . باید محاکمه بشن . اگر مخالف حکم اعدام هستیم که هستیم نباید چنین حکمی برای آنها هم صادر شود .
به امید روزهای خوب در صلح و آرامش !

کیا
کیا
1 سال قبل

حکومت که خشونت را بیش از ۴۰ سال است پیش برده است حتی با قوانین خود ساخته و قوه قضائیه و اکنون علنی تر از همیشه حتی به کودک کشی هم رسیده است.
حال مردم چگونه باید مبارزه کنند که خشونت آمیز نباشد ؟
در خیابان بیایند و خود را در تیر رس قاتلان قرار دهند یعنی خودکشی جمعی کنند و یا در خانه بمانند و خشونت طلبان را اجازه دهند با خشونت بیشتر حکومت کنند !

حمید امیری
حمید امیری
1 سال قبل
پاسخ به  کیا

برای پاسخ به پرسش شما درباره چگونگی مبارزه بدون خشونت، ابتدا باید این مطلب را پذیرفت که مبارزه خشونت آمیز در پاسخ به سرکوب خشونت آمیز جمهوری اسلامی ما را به همه جا میکشاند جز هدف اصلی این جنبش یعنی زن زندگی آزادی.
و اما در پاسخ شما باید اشاره کرد که مبارزه غیر خشونت آمیز از حداقل دو سال گذشته در صدها تظاهرات اعتراضی ایران اجرا شده و حتی در جنبش اعتراضی اخیر نیز شکل خشونت آمیز آن وجه غالب را ندارد و چه در دانشگاه ها و حرکات دانش آموزان و چه در تظاهراتی که روزانه در ده ها شهر و صدها محله انجام میگیرد، خوشبختانه شکل مسالمت آمیزی دارد هرچند که شعار های آنها عمدتا رادیکال و علیه کلیت نظام است.
مشکل اما ایده رو به گسترشی است که به بهانه دفاع از خود، اعمال قهر را پیش پا افتاده میکند و به همان روش و ابزاری متوسل میشود که دشمن آنها یعنی جمهوری اسلامی انجام میدهند. نگاه کنید به ده ها کشته ماموران حاکمیت در دو ماهه اخیر. آیا جز با اعمال قهر میتوان انسانی را به کشتن داد. نگاه کنید به آتش زدن ساختمان های نظامی اداری و فرهنگی و حتی اخیرا شخصی. آیا این گونه اعمال دفاعی محسوب میشوند. نگاه کنید به صحنه های فجیع برخورد برخی از تظاهر کنندگان به ماموران رژیم که زخمی و یا تسلیم شدند که با آنها همان رفتاری میشود که رژیم با‌ دستگیر شدگان مبارز میکند.
خلاصه حرف من با این دوستان در این شعر خلاصه میشود:
ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی
که این ره که تو میروی به ترکستان است

کیا
کیا
1 سال قبل
پاسخ به  حمید امیری

مسلما هر انسان عاقلی موافق خشونت نیست اما مسئول و ایجاد کننده خشونت حاکمیت فاشیستی دینی است که نمی‌تواند و نمی‌خواهد به خواست مردم تکمین کند.
چگونه است که حاکمیت طبق قانون اساسی اش به همه پرسی دست بزند نه خشونت !؟

بیژن
بیژن
1 سال قبل
پاسخ به  کیا

کاملا با آقای رجبی موافقم
دفاع از خود با حمله به خانه ماموران و کشتن زن و بچه آنها متفاوت است . اگر وارد عرصه خشونت شویم بی شک بازنده خواهیم بود امکانات سرکوب رژیم به مراتب خونبار تر از آن چهارتا کوکتل مولوتف ما می‌باشد !

کیا
کیا
1 سال قبل
پاسخ به  بیژن

میبنیم که رژیم در حال سرکوب کردن است و دارد می‌رود که تمام کشور را نظامی کند ، پس از این مرحله” شاید و آیا،امکانات و توازن نیرو” عبور کرده ایم و جنبش در یک مبارزه نا برابر وارد شده است، یا این جنبش راه خود را می‌یابد و به موفقیتی می‌رسد و یا سرکوب می‌شود و شاهد اینگونه خشونت ها در آینده بیشتر خواهیم بود.

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز


7
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x