چهارشنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۳

چهارشنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۳

تحریم ها و تروریست خواندن سپاه در شرایط برآمد تمدنی نوین – منوچهر افشار

آیا فکر کرده اید که تحریم ها و تروریست خواندن نیروی نظامی کشور چه  عواقبی دارد و چه لطمه ای به برآمد تمدن نوین در ایران می زند؟ اول بطور خلاصه عواقب آنرا ملاحظه می فرمائید:

۱- تحریم، تجار تحریم و قاچاقچیان درون و برون مرزی را تقویت کرده و طبقه متوسط را متلاشی می سازد. ده ها میلیون نفر را به زیر خط فقر فرو می برد. نا امیدی را در میان توده ها دامن می زند.

تقویت تجار تحریم دست آنها را در سلطه بر مراکز قدرت اقتصادی و سیاسی کشور باز می کند. به موازات این روند در بین نیروهای نظامی توسط این باند یغماگر یارگیری بیشتری انجام می گیرد. بر خلاف تصور براندازان شعارهای مشوق تحریمِ بیشترِ کشور ایران از طرف غرب، آب بیشتری به آسیاب هسته سخت قدرت ریخته و به استبداد پرو بال بیشتری می دهد. شبکه جهانی قاچاق امروزه خود به موازات روابط بین المللی کشورها گسترده شده است و در ۴۰ سال گذشته جمهوری اسلامی ایران مهارت های بسیاری در این رشته  بدست آورده است؛ از اینرو از تحریم های غرب ترسی ندارد. این مردم ستمدیده ایران هستند که زیر بارِ سنگین تحریم ها له می شوند. تحریم بمثابه فشار بر حاکمیت، توهمی بیش نیست. ادامه تحریم ها یعنی شکستن کمر ملت رنجدیده ایران.

آنها که در خارج کشور در آرامش زندگی می کنند درکی از شرایط روزمره ایران ندارند. در بازار ایران هیچ کمبود جدی وجود ندارد. سوپر مارکت ها پر از اجناس مورد نیاز مردم است. همه ی برندهای لباس و وسائل زندگی در بازار ایران قابل خریداری هستند. اما با نرخی روز افزون! و قیمت هائی نجومی؛ این اجناس از کجا می آیند؟ از اسکله ها و مرزهای بدون گمرک؛ توسط قاچاقچیان کلان و خرد و کولبران. هرچه تحریم ها بیشتر و سخت تر، جیب قاچاقچیان و تجار تحریم پرتر و جیب مردم تهی تر. پس تحریم حکومت را تضعیف نکرده است؛ طبقه متوسط که باید جنبش را هدایت کند تضعیف کرده است و با این ترتیب ضد جنبش مردم برای تغییر وضع موجود است.

از اینرو ایرانیان خارج از کشور وظیفه انسانی و ملی شان حکم می کند که متحدا علیه تحریم ایران مبارزه کنند نه اینکه مشوق تحریم و تقویت قاچاقچیان باشند. سیاستمدارانی اگر در خارج از کشور زندگی می کنند حتما می فهمند که تهییج جوانان به خون دادن در نبردی نابرابر از عقلانیت دور است؛ بلکه تلاش برای اتحاد همه نیروهای آزادیخواه باید در دستور کارشان باشد.

۲- سپاه پاسداران در نهایت بخش مهمی از نیروی  نظامی کشور را تشکیل می دهد بیش از ۴۰ سال سرمایه مملکت صرف تربیت و سازماندهی سپاه شده است و این تشکیلات مرکب از اکثریت جوانان وطن پرست ایران است نه بالعکس، مسئله ما با فرماندهی کل و ایدئولوژیک ساختن فکر اعضای سپاه و جدا ساختن آن از ارتش است. بیشترین دشمنی با سپاه ازطرف اسرائیل است که از آن وحشت دارد. ما نباید هم آوای اسرائیل در نابودی سربازان کشور باشیم. اقدامات این نیرو به دو دسته تقسیم می شود. اول عملا دفاع از  مرزها و دوم تعهد در پاسداری از جمهوری اسلامی. در منطقه نقش مخرب و زینبار همکاری با حکومت بشار اسد در سالهای اول منجر به سرکوب معترضان گردید، اما سالهای بعد سپاه در نابودی داعش نقش اصلی را در عراق و سوریه بازی کرده است. حضور سپاه در سوریه قانونی و رسمی بوده است در حالیکه حضور نیروی نظامی آمریکا درعراق و سوریه غیر قانونی، متجاوز و سرکوبگر بوده و باعث قتل صدها هزار نفر و آوارگی میلیون ها نفر شهروندان کشورهای خاورمیانه گردیده است.

جنایات ارتش آمریکا در قرن بیستم و بیست ویکم تا امروز بیش از اقدامات تروریستی همه تروریستهای جهان بوده است. چه از نظر کمیت (۵۶ کودتا و ۴ جنگ تجاوزکارانه و نسل کشی) و چه از نظر تاثیر مخرب بر توسعه و فرهنگ کشورها. از بمب باران هیروشیما و کازاناکی گرفته تا ریختن بمب بیش از کل بمبهای بکار رفته در جنگ جهانی دوم بر سر مردم بیگناه ویتنام.

در خاورمیانه با حمایت از اشغالگران اسرائیلی و حمایت از آنها در کشتارمردم مظلوم فلسطین؛ خلق دو جریان آدمخوار با عنوانهای طالبان و داعش و حمایت از آنها تا تحویل کشور افغانستان با آخرین سلاحهای مدرن جنگی به طالبان و استقرار داعش با پسوند خراسان در مرز خراسان ما. و استقرار۴۰۰۰ کماندوی داعش درشمال رود ارس در منازل طالشی های ایرانی تبار و آوره ساختن  طالشی ها که هزاران سال در آنجا سکنا داشته اند با کمک ترکیه، آذربایجان شمالی و اسرائیل. در مقابل این نیروهای جنایتکار اکنون سپاه پاسداران برای حفاظت از مرزها ایستاده است. هر ایرانی وطن پرستی در این مقابله تکلیف خودش را می داند و هرگز موضعی دشمن شاد کن نمی گیرد.

آیا آنان که از تروریست خواندن سپاه شادمان شدند از خود سوال کرده اند که چرا اتحادیه اروپا ارتش آمریکا و سازمان مخوف سیای آمریکا و یا موسادِ اسرائیل را در لیست سازمانهای تروریستی قرار نمی دهد؟ ارتش آمریکا با مستندات تاریخی، بسیار واضح مرتکب جنایت علیه بشریت شده و در بسیاری کشورها نسل کشی کرده است. در ویتنام نه تنها مردم را کشتار کرده است بلکه با بمب های آتشزا جنگلها را به آتش کشیده و زیستگاه همه حیوانات جنگل را با خود حیوانات را سوزانده است. نه سازمان ملل و نه اتحادیه اروپا هیچ مصوبه ای برای محکومیت و تروریست خواندن و محکومیت در تخریب محیط زیست صادر نکرده است. بمب باران عراق و کشتار شهروندان عراقی  و بمباران افغانستان و عواقب آن و افزایش تروریسم در منطقه را چرا سازمان ملل و اتحادیه اروپا محکوم نکرده اند؟

سپاه پاسداران برای حفاظت از جمهوری اسلامی نقش سرکوبگر و جنایتکارانه ای علیه شهروندان معترض دارد. اطلاعات سپاه که بشدت تحت نفوذ موساد است. سابقه ی جنایکارانه ای علیه روزنامه نگاران، خبرنگاران و نویسندگان متفکر ایران و سرکوب معترضان در جریان تظاهرات مردمی سالهای ۸۸، ۹۶ و ۹۸ داشته است. بسیج سپاه پاسداران تشکلی سراسری و سیاسی نظامی است که عملکردی خلاف قوانین جمهوری اسلامی با فتاوی مفتیان جهل مقدس داشته است و در همه ابعاد حضور و عملکردش محکوم است و باید منحل گردد. اما همین سازمان ابعاد جنایاتش قابل مقایسه با ارتش آمریکا و سازمان سیا و موساد در خاورمیانه نیست. تعارض ما با سپاه و بسیج موضوعی مربوط به امور داخلی کشوراست و ربطی به اتحادیه اروپا ندارد. اگر اتحادیه اروپا می توانست نفوذیهای موساد و ام آی سیکس را از درون سپاه و بسیج بیرون بکشد؛ ما مردم ایران خود حریف سرداران خلافکار و جنایتکاران حکومتی هستیم. اطلاعات جمهوری اسلامی و اطلاعات سپاه در زمان ریاست جمهوری رفسنجانی با آوردن کادرهای ساواک از اسرائیل و پرداخت حق الزحمه ی بالا‌ تحت آموزش قرار گرفته اند. بیشک قبل و بعد از این تاریخ بسیاری افراد نفوذی از جانب موساد در این سازمانهای مخفی اطلاعاتی نفوذ داده شده اند. این نفوذیها نقششان در پاره ای عملیات مانند خروج اسناد هسته ای، ترور دانشمندان هسته ای و رسوائی دلبری خانم کاترین شکدام از ۱۰۰ صاحب منصب جمهوری اسلامی، تخلیه اطلاعاتی آنها و حضور او در میان اهالی رسانه ی بیت رهبری، نشانگر حضور تعیین کننده نفوذیها در پاره ای عملکردهای سپاه می باشد.

بیائید عاقلانه فکر کنیم. امروزه با تبلیغات چهار رسانه فارسی زبان که آمریکا، اسرائیل و عربستان سعودی هزینه های میلیارد دلاریشان را تامین می کنند آیا برای رساندن ایران به دمکراسی فعالیت می کنند؟ پاسخ منفی است. زیرا در آمریکا محافل سیاستگزار و اسناد محرمانه کنگره آمریکا نشان می دهند که در نظر آنها دمکراسی در ایران بر خلاف منافع اسرائیل است. حفظ “نبرد که بر که” هدف این قدرتها بوده و تبلیغات رسانه ها که منجر به قتل جوانان شوریده ی مردم داغدیده شده است برای این استراتژی بوده است.پلان دوم استراتژیک آنها ایجاد جنگ داخلی و تجزیه ایران است.

 سرمایه داران بزرگ آمریکا مانند ترامپ در شرکت های آسیائی که نفت قاچاق ایران را روی اقیانوس می خرند سرمایه دارند؛ سودهای نجومی می برند. نگه داشتن ایران درشرایط تحریم پایدار هدف آمریکا و اسرائیل است. مافیای پوتین هم از اسارت ایران در تحریم ها از اینرو سود می برد که روابط تجاری ایران با روسیه افزایش یابد و وابستگی ایران به روسیه تامین گردد و تا این حد اسراییل و آمریکا با روسیه هماهنگ می باشند و خط قرمزهای روسیه را هم آمریکا و اسرائیل رسم کرده اند. مثلا سامانه پدافند S400 را روسیه اجازه ندارد به ایران بفروشد در حالیکه به ترکیه و عربستان سعودی فروخته است. این ها اراده آمریکا را در سیاستگزاری در خاورمیانه نشان می دهد.

فریب مارهای خوش خط و خال رسانه های چهارگانه فارسی زبان را نخوریم. آنها دوستان ما نیستند. در درجه اول خودشان فریب خوردگان هستند و می کوشند ما را هم فریب بدهند.

براندازان امر برشان مشتبه شده است که با اعتراضات اخیر رژیم سقوط خواهد کرد. صحیح است که  اعتراضات اخیر اصیل، فرا گیر و بمثابه ناقوسی، مرگ جمهوری اسلامی را به صدا درآورده است. اما این نحوه خطی مبارزه به سرنگونی رژیم ختم نمی شود. این بلندگوهای نو استعمار از خون جوانان وطن برای رسیدن به اهداف اربابانشان هزینه می کنند.

در شرایط امروز ایران که یک تغییر بنیادین تمدنی در زیر جلد جامعه در حال تکوین است نمی توان با شتاب دادن به پروسه تکوین تمدن نوین ایران بسرعت رهائی از جهل مقدس را باعث شد. بیش از ۱۳۰۰ سال تمدنی با آمیختگی آئین های عدالتخواه ایرانی و جهل مقدس بر لبه تیغ، گلوگاه فرهنگ ، هنر و زن ایرانی را فشرده است. در آستانه ظهور قدرتمند تمدنی نوین هستیم که ترکیب واپس مانده ی جهل مقدس با آئین های ایرانی را می خواهد درهم بشکند و ایرانی را از جهالت رها سازد.

متاسفانه سیاستمداران نو استعمار در سمت سواستفاده از این چرخش تاریخی‌، مانع تکوین این تمدن می شوند. منافع این استعمارگران در منحرف ساختن این تمدن نوین به زائده ای از تمدن خودشان قابل درک است. مسائل ایران در ایران و بدست ایرانیان باید حل شود. گفتمان تمدن نوین در ایران با اعتراضات جوانانی از همه طبقات اجتماعی پس از قتل دختر نازنین وطن ژینا (مهسا امینی) قدرت و صلابت خاصی یافت؛ اعدام های ضد بشری حاکمان کور دل از رادمردان جوان وطن ناقوس مرگ جمهوری اسلامی را بصدا درآورده است. اما خردورزی ایرانیان بدرستی عقب نشینی تاکتیکی را دیکته کرده است. اما بدخواهان، خودخواهان و خسته دلانِ خردباخته، گوش به رسانه های چهارگانه ی فارسی زبانِ مزدور سپرده و جوانان را برای تازه نگه داشتن خون بر کف خیابانها تشویق می کنند. این نگاه و کنش سیاسی، زایش تمدنی نوین در درون جامعه را درک نکرده است و یا درک کرده و خواهان عقیم ساختن آن می باشد.

تمدن نوین پس از ۱۳۰۰ سال یک روند شدن تاریخی است که خرافه پرستی را قاطعانه دور ریخته است و وجه مسلط نگاه به زندگی در جامعه را رقم خواهد زد. اما شتاب دادن به این روند ناقص و نهایتا عقیم ساختن آن خواهد بود. این موضوع تا امروز برای شخصیتهای ملی و سلبریتی سرشناس  ناشناخته مانده و آنها فقط وجه ظلم حاکمان علیه خیزش مردم، بویژه علیه جوانان کف خیابان را در کنار فقر روز افزون مردم درک کرده اند و شرافتمندانه از جنبش مردم حمایت نموده اند. اما سزاوارست آنها رویش و بالندگی تمدن نوین ایران را بشناسند و از آن حمایت کنند و کمک کنند تا توسعه طبیعی این روند با گفتمان تغییر را در جامعه به تکوین برسانند.

جنگ نابرابر بایستی جایش را به اعتصابات هدفمند و خواسته های مشخص و محدود و مقاومت نامحدود بدهد. شعار خالی با جانبازی باید جایش را به برنامه و پیگیری بدهد. بیشک در این راه به خیابان هم با سازماندهی و مدیریت خردمندانه ی صحنه باز می گردیم. اکنون بیش از هر زمان نیاز به وحدت نیروهای سیاسی و تقویت تشکل ها می باشد. اعتصابات را باید برنامه ریزی کرد. از فرد پرستی باید اجتناب و تشکل پذیری و برنامه ریزی را جایگزین کرد. امروزه رضا پهلوی را ۴ رسانه فارسی زبان تبلیغ می کنند. ایشان چه برنامه ای دارد. نیروی سیاسی متحدش کیست؟ ایشان هنوز توانائی نقد سلطنت و عبور از آنرا نشان نداده است. طرفداران ایشان عربده می کشند و مخالفان را تهدید می کنند. اگر بقدرت برسند چه خواهند کرد؟ دوباره زندانها پر از مخالفان و خون مخالفان بر کف خیابانها ریخته خواهد شد. ملت ایران فریاد زده اند “نه سلطنت نه رهبری آزادی و برابری” رضا پهلوی می تواند در انتخابات آزاد  رئیس جمهوری شرکت کند. اگر انتخاب شد ۴ سال رئیس جمهور است. ملت ایران از رهبری مقدس یا سلطنت موروثی عبور کرده است.

منوچهر افشار –  ۱۴۰۱/۱۱/۰۸

https://akhbar-rooz.com/?p=190964 لينک کوتاه

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
1 دیدگاه
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
کیا
کیا
1 سال قبل

به خودتان زحمت دادید و زمین و آسمان را بهم دوخته اید !
متاسفانه کاربرد ندارد.

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز


1
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x