شنبه ۱ اردیبهشت ۱۴۰۳

شنبه ۱ اردیبهشت ۱۴۰۳

در اندوه از دست دادن هدایت سلطان زاده

هدایت سلطان زاده از مبارزان قدیمی جنبش چپ در ایران و همکار اخبار روز روز چهارشنبه ۲۴ بهمن بر اثر بیماری درگذشت. شنیدن خبر درگذشت او اندوهبار بود.

هدایت سلطان زاده از جمله مبارزینی بود که در میان بسیاری از کوشندگان چپ، حتی آن ها که با افکار او موافقت نداشتند، از احترام بسیاری برخوردار بود.

در بیانیه هایی که به مناسبت درگذشت او منتشر شده از جمله آمده است: نام او در سالهای١٣۴٧ – ١٣۴٨ و به ویژه پس از دستگیری اعضای “گروه فلسطین” شهره همه انقلابیون و مبارزان راه رهائی از استبداد شد و با دهه‌ها فعالیت و از خودگذشتگی عجین گشت. وی از آن پس و تا آخرین لحظات زندگی و علیرغم زندان، تبعید و بسیاری ناملایمات دیگر از فعالیت باز نماند. از بنیانگذاران سازمان انقلابی کارگران ایران – راه کارگر در سالهای انقلاب بود. پس از کناره‌گیری از آن، فعالیت تشکیلاتی خود را با شماری از فعالین چپ و دمکرات آذربایجانی در تشکلی بنام “جنبش فدرال دمکرات آذربایجان” تا سالهای اخیر ادامه داد.

هدایت سلطان‌زاده ماننده بسیاری از مبارزین چپ داغ زندان و درد برادر و از جمله بی شمار خانواده های جان باختگان بود. برادر کوچکتر او عنایت، در دهه شصت توسط حکومت اسلامی اعدام شد.

اخبار روز درگذشت هدایت سلطان زاده را به همسر گرامی و فرزندان ایشان، بستگان و نزدیکان او، خانواده ی چپ و همه ی آزادی خواهان ایران تسلیت می گوید.

برخی نوشته ها و آثار او را می توان در این آدرس ها خواند:

مقالات هدایت سلطان زاده در اخبار روز

مقالات هدایت سلطان زاده در سایت قدیم اخبار روز

https://akhbar-rooz.com/?p=197001 لينک کوتاه

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest

14 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
Esed
Esed
1 سال قبل

تظاهرات امروز آذربایجانی ها در بروکسل https://www.facebook.com/semed.kergeli/videos/963888628308341

جوان
جوان
1 سال قبل

https://m.facebook.com/groups/3081908425447609/permalink/3132496033722181/?mibextid=Nif5oz

شما نیز مانند سلطنت طلبان استدلال می کنید که حالا موقع این موضعگیری ها نیست…
مرگ این فرد هیچ فرقی با مرگ رجوی ندارد.
شما غرق پارانویای پوچ خود هستید.
خانم رجوی نیز از شما انتظار تسلیت نداشت.
باید خوشحال بود که تتمه این نسل گانگستری مانند نسل برژنف ها و خامنه ای و جنتی تا ۵ سال دیگر درخواهد آمد.

غلومی
غلومی
1 سال قبل
پاسخ به  جوان

دستت درد نکنه، باز هم بنویس.
من مقاله شما را هم در فیسبوک خواندم.
حقیقت تلخ است.

مهدی
مهدی
1 سال قبل
پاسخ به  جوان

عالی بود. 👌👌👌

Esed
Esed
1 سال قبل

ضمن تسلیت به خانواده و دوستان آقای هدایت سلطان باید بگویم که شونیزیم فارس آنقدر بی رحم و ددمنش است که حتی راضی به تسلیت گفتن به آقای هدایت سلطان زاده نیست سلطانزاده یک عمر بخاطر عدالت اجتماعی و آزادی و دموکراسی مبارزه کرده و خواهان حق و حقوق ملتهای غیر فارس زبان در چهاچوب ایران شده ولی بازهم از گزند شونیزیم فارس در امان نیست . رضا براهنی یک عمر بزبان فارسی نوشت یعنی بزبان فارسی خدمت کرد و تنها در آخر عمرش وقتی از حق زبان مادری دفاع کرد مورد کثیف ترین حملات شونیست فارس شد و امثال اینها خیلی زیاد است و بهمین جهت دیگر از آذربایجان نویسنده و شاعر طراز اول تقدیم جامعه فارس زبان نمیشود و نخواهد شد یعنی علی مانده و حوضش .

الف باران
1 سال قبل

دنباله …
تجزیه ایران زیر عنوان ”برسمیت شناختن حق جدائی” و مخالفت ”با تمامیت ارضی ایران” آن کلید سحر آمیزی است که باید از زاویه ”چپ” همدستی با بیگانگان را توجیه کند و دهان افشاءگران آنها را ببندد. شما از یک ناسیونال شونیست کلمه ای در مورد کشتار ارامنه در ترکیه و اشغال سرزمین‌های آنها نمی شنوید. آدمکشی تا زمانیکه پای ترک و یا کرد به عنوان قربانیش در میان نباشد آدمکشی نیست. آن ها حاضر نیستند سرکوب کردها را در ترکیه توسط پان ترکیستها محکوم کنند. سازمانهای جاسوسی عرب در خوزستان ایران که خود را مدافع خلق عرب جا زده و مدعی دلسوزانی برای مردم عرب ایران است، حتی حاضر نیستند کشتار اعراب عراقی را بدست متجاوزین محکوم کنند . این خواست که مورد حمایت همه مردم جهان و بویژه خلقهای عرب زبان است برای این عده ناخوش آیند است.
”عرب خواهی” آنها چتر صهیونیسم پرستی آنها است. آنها از حقوق مردم فلسطن حمایت نمی کنند . اتفاقا این نکات مشخص است که بیانگر ماهیت این گروهها و تشکل هاست. کارپایه و مخرج مشترک این سازمانهای متعلق به بیگانه و ضد ایرانی هم نظری در کشتار فارسها و چشم امید داشتن به امپریالیسم و صهیونیسم است.

حسن نکونام
حسن نکونام
1 سال قبل

به الف باران و با درود!

سپاس از شرکت در گفتگو. در نظر شما، « ملت غیر فارس » نوشته شده است.. این ترم، این درک را ایجاد می کند که، گویا ملتی هم داریم بنام « ملت فارس ». بارها و بارها، دیگران و من نوشته ایم که، ما ملتی بنام « ملت فارس » نداریم. ما، یک زبان در ایران داریم، بنام « زبان فارسی » و نه ملت فارس.
در جغرافیای ایران، استانی هست بنام « استان فارس ». در این استان، از همه اتنیک های ایران زندگی می کنند. عرب و کرد و بلوچ و آذری و ترکمن، در این استان زندگی می کنند، وضمن حفظ زبان اتنیکی خودشان، از زبان « فارسی » هم بعنوان یک زبان مشترک ، برای ارتباط با همدیگر و درک مشترک استفاده می کنند. امیدوارم به این واقعیت توجه شود.
فارسی، یک زبان است، و ملتی بنام ملت فارس در ایران وجود ندارد.
ایام بکام!

الف باران
1 سال قبل
پاسخ به  حسن نکونام

سه خط ابتدا . نقل و قولی از خود مقاله بوده که سهوا داخل ” .. ” گذاشته نشده است . با پوزش فراوان

الف باران
1 سال قبل

با مرگ او زحمت کشان و ملت های غیر فارس تحت ستم در ایران، قربانیان شوونیزم، ستم دیدگان، رنجبران و قافله ی مبارزین جنبش چپ و دمکراتیک ایران یک یار و یاور خود را از دست دادند.
دامن زدن به ” نفرت ملی” امر تازه ای نیست. بورژوازی برای توسعه نفوذ خویش و گسترش سرزمین هایش نفوذش همواره به این
اسلحه کهنه و زنگار گرفته متوسل شده است. برتولت برشت شاعر بزرگ کمونیست آلمان نقش ناسیونالیسم را در کشتار قومی و جنگ بارها مورد نقد قرار داده و اشاره کرده است که آنها ملت‌های دیگر رامتهم می کنند که به ”زبان ما” سخن نگفته و با ”ما فرق اساسی” دارند . ایجاد و اختراع ” فرق” میان ملتها، تقویت روحیه برتری جوئی و برتری طلبی و برتری یابی برای مستحیل کردن ملت‌ها سیاستی است برای ایجاد نفاق و قوم کشی میان آنها. ملتی را که به برتری خویش اعتقاد دارد بهتر و سهل‌تر می توان برای را کشتار ملتی که کهتر محسوب می شود بسیج نمود . ملتی که خود را نماینده ” ارزشهای برتر” تلقی می کند بهتر می توان برای رفع خطر مللی که ” ارزشهای ابدی” آنها را ” تهدید” می نمایند بسیج کرد و کشتار قومی را توجیه نمود. ملت‌های کورِ قربانیِ ایدئولوژی فاشیسم همواره از نظر روانی این ”برتری” را کسب می کنند که آدمکشی آنها در خدمت امر ”خوبی” قرار دارد . آنها بپاس نابینائی فاشیستی، دستشان در قتل عام گسترده باز است. ما در ایران شاهد بوده ایم که چگونه یک حزب الاهی معتقد حاضر است صمیمانه و بدون عذابِ وجدان صدها نفر را سر بِبُرَد بدون آنکه خم به ابرو بیاورد. ناسیونال شونیسم آن سلاح روانی است که ارتجاع و در دوران کنونی امپریالیسم از آن برای پیشبرد مقاصد خویش سود می جوید. 
 
ناسیونال شونیست همواره در پی آن است که اختلاف خلق کند و نفاق ایجاد نماید . نقش وی خرابکارانه و در دشمنی با انسانها و بشریت است. وی مرتب از ”حقوق بشر” دم می زند ولی حقوق بشر وی جهانشمول نیست. حقوقی است که فقط باید برازنده پیکر زشت ناسیونال شونیست خودش باشد . در حقیقت ”حقوق بشر” برای وی یک ابزار مبارزه سیاسی برای تحقق نیات شومی است که کشتار قومی و جنگ را توجیه نماید . ناسیونال شونیست برای پیشبرد مقاصد شوم ملی خویش بهر وسیله ای متشبث می شود و در این راه از سوء استفاده از ”حقوق بشر” نیز نمی گذرد. از هر کس و ناکسی کمک می گیرد و این بی پرنسیپی و خیانت و وحشیگری را با رنگ ” ارزشهای ملی” می پوشاند.
همدستی با سفیر باکو و یا آنکارا و یاوه گوئی در مورد ایران و خط و نشان کشیدن در مورد تجزیه ایران سیاست آنهاست ، این سیاست یک سیاست ماکیاولیستی به تمام معناست. همان سیاست ماکیاولیستی پان اسلامیستها در ایران که ما از بدو انقلاب با آن روبرو بوده ایم. ناسیونال شونیست آذری از کشتار امپریالیستها در عراق و افغانستان حمایت می کنند و از این همه جنایت و خونریزی مسرور اند . آنها دشمن خلق فلسطین اند زیرا برای مقاصد شوم خویش چشم به دستهای صهیونیست‌ها اسرائیلی دوخته است‌ . تبلیغ ”نفرت ضد فارس و ارمنی” در سرلوحه افکار و فعالیتهای آنها قرار گرفته است. آنها می گویند باید فارسها را که ”دشمن ترکها” هستند بیرحمانه به قتل برسانید . آنها به مرتجعین فراوان آذری در حکومت که هزاران نفر آذری و فارس و کرد را به قتل رسانده اند کاری ندارند. وقتی در موقعیت نا مطبوع قرار می گیرند مدعی می شوند این آذری ها ، آذری واقعی نیستند ” قربانی شوونیسم فارس” هستند. تئوریهای اجتماعی آنها ذاتا نظریات چندش آور نژادی است. بروی خودشان نمی آورند که آذریهای مرتجع از ستونهای محکم و مهم بقاء رژیم جمهوری اسلامی هستند . تجاوز امپریالیسم و صهیونیسم به ایران را مفید می دانند زیرا به خیال خوششان درهم ریزی اوضاع ایران و تضعیف حکومت مرکزی به آنها این امکان را می دهد تا از ایران جدا شوند .

حسن نکونام
حسن نکونام
1 سال قبل

شما کی هستید که از انسانیت هم، تهی شده اید؟

انسانی مبارز و اهل اندیشه، عمرش بپایان می رسد. ما هم همدردی خود را با خانواده و یاران ایشان، اعلام می کنیم. همدردی ما، با بغض کس یا کسانی، پاسخ می گیرد. این نمره های سرخ منفی بچه معناست؟ تسلیت گفتن برای فوت یک انسان، بویژه انسانی که مبارز بود و اهل اندیشه، نبایستی با مخالفت کسی روبرو شود. مگر اینکه نمره دهنده با « اندیشه و نظرات » آن انسان « مخالف » باشد.
در همین سایت « اخبار روز »، از سه گروه « متعصب » در سپهر سیاسی جامعه ایران، نام بردم :
حزب الهی
شاه الهی
روس الهی
خوانندگان می توانند به یکی از مقالات زنده یاد سلطان زاده در موورد حمله روسیه به اوکراین مراجعه کنند، سپس متوجه خواهند شد، که این نمرات منفی، متعلق به کدام یک از این سه طیف « متعصب » می تواند باشد.
ایام بکام!

حسن نکونام
حسن نکونام
1 سال قبل

با تسلیت به خانواده و دوستان و یاران آقای هدایت سلطان زاده، فقدانش را به انگیزه ای برای مهر ورزی به یاران زنده تبدیل کنیم.

بیا تا قدر همدیگر بدانیم / که تا ناگه ز یکدیگر نمانیم

محمود دلخواسته
محمود دلخواسته
1 سال قبل

در رثای هدایت سلطان زاده،  متفکر بزرگ چپ

 

دیشب از مرگ دوست بسیار عزیزم، هدایت مطلع شدم:

اول بار او را در سالن غذا خوری دانشگاه اقتصاد و علوم انسانی لندن ملاقات کردم. دوستی که از دانشجویان  فرد هالیدی بود او را معرفی کرد. بعدها معلوم شد که برای مصاحبه شدن در مورد زندگی  سیاسی اش به آنجا دعوت شده بود. مطابق معمول بحث و گفتگو آغاز شد. چیزی از او نمی دانستم ولی او از طریق آشنایم از مواضع سیاسی ام اطلاع داشت و به همین علت با احتیاط گفتگو می کرد.

دیدارها مکرر شد و با هر دیدار، احساس دوستی و گرمی و صفای آن را بیشتر و بیشتر حس کردیم.  از روشنفکران چپ بود و در قبل از انقلاب به جرم داشتن رمانی روسی و ارتباط با گروه فلسطین، دستگیر و بمدت هفت سال زندانی و به انقلاب و باز شدن درهای اوین آزاد شده بود.

بسیار اهل مطالعه و تحقیق بود و البته کتابخانه دانشگاهمان، که بزرگترین دانشگاه علوم انسانی اروپا بود، جاذبه ای غیر قابل کنترل برایش داشت.

هر چه بیشتر هم را می شناختیم علاقه امان به یکدیگر بیشتر و بیشتر می شد. براحتی نظرات سیاسی یکدیگر را نقد می کردیم و از آنجا که برایمان، دوستی و راستی و وفا، شالوده رابطه را تشکیل داده بود، می دانستیم که اختلافات سیاسی، هیچ لطمه ای به دوستی نمی زند.

اطلاعات لازم برای دسترسی به ژورنالهای الکترونیکی که هر دانشجوی دانشگاه در اختیار داشت را به او داده بودم و او، به عنوان یک متفکر و روشنفکر به معنی کامل کلمه، در استفاده حداکثری از آن منابع حدی را رعایت نمی کرد و مانند تشنه ای که هیچگاه از نوشیدن سیراب نمی شود، هر تحقیقی، او را به تحقیقی دیگر راه می برد. 

یکی از خصوصیات بسیار مهم او این بود که با وجود چپ بودن، کنجکاوی عجیبی برای آشنا شدن با نظریات متفکران دست راستی داشت. یعنی صفتی که اکثریت روشنفکران وطن از آن عاری می باشند و خود سانسوری یکی از روشهای عام در میان آنها می باشد.

در خانه اش،  به همراه همسر مبارزش ناهید، پذیرایی را از دل و جان می کرد.  انباشته از صفا بود و دوستی و محبت.  اول چیزی که در خانه اش و در دیدار اول جلب توجهم را کرد، قاب عکس برادرش بود. نیازی به گفتن نداشت و می فهمیدم که از قربانیان رژیم خیانت ، جنایت و فساد در بعد بعد از کودتای خرداد ۶۰ است.

در جریان بازی همه پرسی کردستان عراق که در پشت آن اسرائیل قرار داشت، در دو مقاله یکی تئوریک و دیگری سیاسی بهترین نقد را بر آن وارد آورد. 

در آخرین گفتگوهای طولانی امان که زندگی اش را از زمان تولدش در تبریز و چگونگی مارکسیست شدنش را بیان می کرد و نیز خاطرات زندان را، بارها و بارها از او خواستم که این خاطرات را به قلم آورد. چرا که تاریخ زنده ای از مبارزات وطن بر علیه رژیم کودتا و عدالت اجتماعی بود.

دهها سال زندگی در تبعید، فشارهایی جان گداز بر انسان وارد می کند و بسیاری را مایوس و یا دچار گیجی و آشفتگی در اندیشه و تصمیم و جهت. ولی هدایت اینگونه نبود و بگونه ای دائم از طریق نقد و تحقیق بر غنای اندیشه و علم و اطلاعات خود می افزود.

روح دوست بزرگوارم شاد و فقدان او را به ناهید خانم بسیار عزیز، یاری که در وفا و صفا و فداکاری برای همسر هیچ کن نگذاشت، تسلیت می گویم.

شهین نوروز
شهین نوروز
1 سال قبل

یادش ماندگار و مرامش مداوم. 🥀❤️

آرمان
آرمان
1 سال قبل

یادش گرامی باد!

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز


14
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x