جمعه ۲۹ تیر ۱۴۰۳

جمعه ۲۹ تیر ۱۴۰۳

عصر مزدوران؛ “واگنر”، «بلک واتر» و سایر همتای غربی آن

تصویری از بلک واتر در بغداد و واگنر در روسیه؛ آدم کشان مزدور بخش خصوصی- دولتی

با آن که تنش بین گروه واگنر و کرملن از ماه ها پیش وجود داشت، اما شورش آن تعجب برانگیز بود. معمولا، مزدوران در انجام کارهای نامتعارف از آمران خود اطاعت می کنند. واسپاری کارها به بیرون، به ویژه در مشاغل حساس، بخاطر کاهش شدید امکانات نظامی در پایان جنگ سرد در ایالات متحده و اروپا رواج یافت. آقای ریچارد چنی، معاون رییس جمهوری و دونالد رامسفلد، وزیر دفاع در دوره ریاست جمهوری آقای جرج دبلیو بوش در سال های آغاز دهه ۲۰۰۰، در حدی گسترده راه را برای بخش خصوصی در فعالیت های «جانبی» ارتش گشودند

جمعه ۲۳ ژوئن ۲۰۲۳. مردان شرکت نظامی خصوصی واگنر متعلق به آقای اِوگنی پریگوژین، مواضع خود در جبهه اوکراین را ترک کردند. آنها به قصد رُستف حرکت نموده و در آنجا کنترل یک ستاد راهبردی که عهده دار هدایت عملیات نظامی از سرزمین روسیه بود را به دست گرفتند. مردان واگنر که مسلح به سلاح های زرهی و سامانه های دفاع ضد هوایی بودند، به «راهپیمایی برای عدالت» خود ادامه دادند و در راه تعداد زیادی از بالگرد و هواپیماهای نیروی هوایی روسیه را ساقط کردند. در آن زمان، آقای پیر دو ژونگ، سرهنگ پیشین نیروی دریایی فرانسه و نویسنده کتابی درباره مزدوری و شرکت ها نظامی خصوصی (۱) در این باره گفت: «مخلوق، از کنترل خالق خود خارج شد».

درگیری از ماه ها پیش درحال تکوین بود. پس از تسخیر باخموت توسط واگنر در ماه مه گذشته، کرملن به دست گرفتن این ساختار – که به صورت یک ارتش در ارتش درآمده بود- را سازماندهی کرده و در ۱۰ ژوئن وزارت دفاع طی بیانیه ای به داوطلبان هنگ های خصوصی آن تکلیف کرد که قراردادهایی فردی با نیروهای نظامی امضاء کنند. به این ترتیب، مزدوران تحت فرمان والری گراسیموف، رییس ستاد ارتش و سرگئی چویگو، وزیر دفاع در می آمدند. این درحالی بود که فرمانده این نیروها، بی وقفه در همه جا، از میدان جنگ گرفته تا گورستان هایی که هزاران تن از افرادش به خاک سپرده می شدند، از مقامات نظامی به تندی انتقاد می کرد که «عملیات ویژه نظامی» شان در اوکراین کارآمد نبوده است.

چشم انداز اجبار به پیوستن به ارتش، عامل محرک شورش بود. در ابتدا رودررویی غیرقابل اجتناب به نظر آمد. اما، برای پرهیز از راه افتادن «حمام خون»، کرملن با میانجیگری آلکساندر لوکاشنکو، رییس جمهوری بلاروس، توافقی با آقای پریگوژین انجام داد. کسی که روز پیش «خائن» خوانده شده بود، سرانجام با انجام یک توافق در ۲۴ ژوئن جان به دربرد. توافقی که شرایط آن در حال حاضر مبهم باقی مانده است. آقای پریگوژین که می خواست در بلاروس به فراموشی سپرده شود، همچنان به رفت و آمد به روسیه ادامه داد و در آنجا به حضور ولادیمیر پوتین نیز پذیرفته شد (۲). این می تواند به معنای آن باشد که فرمانده مزدوران به قدر کافی به حکومت روسیه خدمت کرده و اکنون درمورد از بین بردن تشکیلات خود به مذاکره پرداخته است.

با آن که موسسه های نظامی یا ارتش های خصوصی رسما در روسیه غیرقانونی است، اما حدود ۳۰ تشکل آن وجود دارد که برخی از آنها در اوکراین در کنار نیروهای عادی نظامی کار می کنند: علاوه بر واگنر، که از نظر تجهیزات و جاه طلبی های از جمله بازرگانی با فاصله بسیار از بقیه پیشتر است، هنگ احمد، تحت فرمان رمضان قدیروف فرمانده چچن، هنگ اسپارتا، نیروی اسلاو، واحد قزاق، صلیب سن- آندره (نزدیک به اسقف اعظم ارتدکس کیریل)، کنوآ، انوت، رادت یا حتی پاتریوت، که توسط چویگو وزیر دفاع با استفاده از عوامل نیروهای ویژه تشکیل شده، هم وجود دارند. گاز پروم، غول گاز و نفت هم بدون برخورد با مشکل، مجوز تأسیس شبه نظامیان خاص خود به نام های «فاکل» («مشعل») و «پلامیا» («شعله») را برای حفاظت از دارایی های خود در سوریه و اوکراین دریافت کرده است.

از سال های آغازین دهه ۲۰۱۰، دولت روسیه به منافع حاصل از این گروه های جنگجو، که انعطاف پذیر تر از نیروهای عادی نظامی هستند، پی برد. این گروه ها به کرملن امکان می دهند که خود کارهای کثیف را انجام ندهد و از بجا گذاشتن ردپا و اثر و مورد اعتراض قرار گرفتن در امان بماند و مانند دیگر حکومت های پیش از خود به «انکار قابل پذیرش» بپردازد. درواقع، چه چیز می تواند از این عملی تر باشد که جنگجویانی بدون پرچم، لباس رسمی، درجه و رتبه و حتی بدون هویت یا گور و نام و نشان مشخص مانند «مردان سبز» در فوریه ۲۰۱۴ وارد کریمه شده و کمی بعد در منطقه جدایی طلب دونتسک، سوریه و بعد در بسیاری از کشورهای آفریقایی نیز ظاهر شوند [ و کارهای نامطلوب را انجام دهند]. کرملن، مدتی طولانی هرگونه پیوند اینها با مقامات روسیه را انکار می کرد.

کارخانه «ولگردسازی» چه می شود؟

این ابهام قضایی و سیاسی یکی از ارزش های افزوده اصلی گروه واگنربود. امروز این پرده دریده شده و ضرب شست آن این اثر را داشت که در رأس حکومت بحث و جدل برانگیخت. آقادی پوتین در یک سخنرانی در ۲۷ ژوئن گذشته دربرابر دستگاه های امنیتی روسیه، ناگزیر از پذیرفتن این شد که از ماه مه سال ۲۰۲۲، معادل بیش از ۱ میلیارد یورو به گروه واگنر پرداخته است. خطر برای مجتمع «کنکورد» که مجموع فعالیت ها را سرپرستی می کند بسیار گوناگون بوده و آقای پریگوژین ناگزیر است که کار «تقطیع» گروه را به انجام برساند. بخش نظامی- امنیتی واگنر بیشتر در معرض تهدید به نظر می رسد. این شرکت نظامی خصوصی، که در سال ۲۰۲۱ بیش از ۹ هزار عضو در دنیا نداشت، امسال تعداد اعضایش به ۵۰ هزار تن رسیده و بیشترین نبردهای آن در جبهه اوکراین است. کرملن تا آنجا پیش رفت که در اکتبر ۲۰۲۲ به آن امتیاز عضو گیری مستقیم از میان زندانیان دربرابر وعده عفو را داد.

بخش منافع معدنی مجتمع «کنکورد» که مدت ها مورد توجه خاص آقای پریگوژین بود و عمدتا در سوریه، لیبی و بخش جنوبی صحرای آفریقا فعالیت داشت ، شاهد کم شدن نفود شبه نظامیان اش بود که به تعبیر سازمان ملل متحد فعالیت های «غارتگرانه» انجام می دادند و یا از آن حمایت می کردند. فعالیت هایی که آنها را متهم به آزار و ارعاب غیرنظامیان در جمهوری آفریقای مرکزی می کرد و در حال حاضر هم تحقیقاتی درمورد عملکردی مشابه در مالی درجریان است (۳). در ۳۰ ژوئن، گروه رسانه ای «پاتریوت»، که به ویژه مالک «کارخانه استرولز» در سن پترزبورگ و قهرمان مبارزه اطلاعاتی – بنگاه پژوهش های اینترنت- است، همه فعالیت های خود را متوقف نمود و برخی از کارکنان اخراج شده آن توسط خانم مارگریتا سیمونیان؛ مالک شبکه آرتی (RT) دعوت به پیوستن به این شبکه شده اند. امپراتوری غذایی ای که موجب پولدار شدن آقای پریگوژِین «آشپز آقای پوتین» شد نیز متزلزل شده است. آقای پوتین به رستوران او در سن پترزبورگ رفت و آمد می کرد و بعد پریگوژِین آشپز پذیرایی های رسمی و سپس پیمانکار غذاخوری های مدارس و رستوران داری نظامی در سراسر کشور شد که بازاری ۱.۲ میلیارد دلاری بود، او اکنون از این ناراحت است که مغضوب رییس خود شده، و پیمانکاران دیگر می توانند جایگزین او شوند.

کرملن از جلب بخش عمده ای از نیروهای واگنر در دنیا، به ویژه آفریقا، ناامید نیست. در سودان، روسیه از سال ۲۰۱۶ با چند صد مربی نظامی و تحویل سلاح حضور دارد و به امید کسب موافقت احداث یک پایگاه نظامی است، درآمد واگنر عمدتا از محل پرداختن به تجارت طلا تأمین می شود. در لیبی، واگنر در سال ۲۰۲۰ از مارشال خلیفه حفتر، مرد نیرومند بنغازی در اقدام به تصرف تریپولی حمایت کرد. به نظر می آید که جنگجویان آن (۸۰۰ تا ۱۲۰۰ تن) – که به طور نظری می بایست پس از برقراری آتش بس لیبی را ترک می کردند- همچنان در حوزه های نفتی و در پایگاه های هوایی برقه یا فزان – که آن نیز «مرکز»ی برای اقدامات کرملن در سوریه و قاره سیاه است، حضور دارند.

جمهوری آفریقای مرکزی که واگنر (در سال ۲۰۱۸، ۲ هزار تن نیرو در آن داشت و امروز به ۱۰۰۰ تن رسیده)، در آنجا ارتش فوستن آرکانژ توآدرا، رییس جمهوری را سازماندهی کرده و امنیت شخصی او را تأمین می کند، برای شبه نظامیان روسی سرزمینی طلایی است چون در آن امتیازهایی برای استخراج طلا و الماس به دست آورده اند و اکنون صادرات چوب، قهوه یا شکر از بندر دوآلا (کامرون) را نیز در دست دارند. در مالی، نظامیان در قدرت از سال ۲۰۲۱ هرگز حضور واقعی یک نیروی مزدور روسی (۱۴۰۰ تن) را به رسمیت نشناخته اند و در صدد هستند که کلاه آبی ها را نیز پس از اخراج سربازان فرانسوی از کشور بیرون کنند و به صورت متحد کامل مسکو، که به زمین های کمیاب و طلای آن چشم دارد، درآیند.

برخی از کشورهای ضعیف و شکننده تا بحال واگنر را یک محافظ قابل اعتمادتر از قدرت های استعماری پیشین می دانند. البته، آنها پس از این ماجرای نافرمانی و خیانت واگنر اعتماد کمتری به آن دارند، اما به نظر می رسد که می خواهند رابطه ممتاز خود با روسیه را رسما حفظ کنند تا ناگزیر نشوند به بازی «انکار قابل پذیرش» دست بزنند.

بخش بزرگی از غول اقتصادی دستگاه تحت فرماندهی آقای پریگوژِن از ترکیب عرضه امنیت و جنگ (دربرابر دریافت قراردادهای معدنی) و انجام تبلیغاتی تأمین می شود که ربطی به مزدوران «قدیمی» ندارد. انگلستان، فرانسه، آفریقای جنوبی و اسراییل از جمله تامین کننده خدمات این «سربازان گمشده»ای بودند که علیه کمونیسم و جنبش های آزادی بخش مبارزه می کردند . دورانی که در فرانسه ژاک فوکار، دبیرکل امور آفریقا در کاخ الیزه بود و با حمایت سلطان حسن دوم در مراکش یا عُمر بونگو، رییس جمهوری گابن تحریکات خود را پیش می برد. این مزدوران که در قرن گذشته «هولناک» نامیده می شدند، مدتی طولانی بخشی از منظر آفریقا بودند که از سال های دهه ۱۹۶۰ در کنگو بلژیک (تبدیل شده به زئیر و بعد جمهوری دموکراتیک کنگو)، در سال های دهه های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ در کومور، سیشل، بنین، گینه و رودزیا (تبدیل شده به زیمبابوه) و آنگولا حضور داشتند.

رابرت («باب») دنار، یکی از نمونه های این «سگ های جنگی» است که از رباط تا کیسانگانی، از کوناکری تا کوتونو، از سالزبری تا پرتوریا و از لیبرویل به مورونی تردد داشت. او ادعا می کرد که « راهزنی در خدمت جمهوری فرانسه» است و اطمینان می داد که هرگز علیه منافع کشور خود، فرانسه عمل نکرده است «اگرچه بنابر اصل چراغ های ۳ رنگ – از چراغ نارنجی عبور نموده و منتظر سبز شدن آن نمی شده است». او در زمان بسیاری از تعقیب های قضایی علیه خود کارش را توجیه می کرد. از سال ۱۹۷۷ مزدوری در فرانسه جرم تلقی شد. قانونی که در آوریل ۲۰۰۳ به تصویب رسید، مزدوری و کارفرمایی آن را ممنوع نمود و کسانی را که بدون آن که تبعه یکی از کشورهای درگیر در جنگ باشند، در قبال دریافت مبلغی بیش از سربازان محلی در آن شرکت کنند را مزدور شمرد. کسانی که با انجام رفتار خشونتبار می کوشند نهادهای قانونی را سرنگون نموده یا به تمامیت ارضی یک حکومت تجاوز کنند.

در سال های پایانی دهه ۱۹۹۰، جنگ سرد پایان یافت. مزدوری «رمانتیک» با سلطه ایدیولوژیک جای خود را به مزدوری تشکیلاتی با انگیزه اقتصادی با عرضه رشته بزرگی از خدمات مانند موسسه «اکزکتیو آوتکامز»( Executive Outcomes) در آفریقای جنوبی، «خدمات ایکس ای» («بلک واتر پیشین» Blackwater)، «دین کورپ»( DynCorp)، «موسسه منابع حرفه ای نظامی» ( Military Professionnal Ressources Inc – MPRI) یا «هالی برتون»( Halliburton) در آمریکا داد. در فرانسه «آمارانت اینترنشنال» یا «کوگارد»، «خدمات دفاعی» یا امور «امنیت عملیاتی» عرضه می کردند. درپی وقوع سوء قصدهای ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ در نیویورک و واشنگتن، «پیمانکاران» آمریکایی به افغانستان روآوردند و سرانجام بیش از نیمی از کارکنان وابسته به پنتاگون را تشکیل دادند. سپس، از سال ۲۰۰۳، عراق تا ۱۸۵ هزار تن از آنها را در خود جا داد که به عنوان خرده پیمانکار ارتش کار می کردند. این تعداد بیش از شمار سربازان رسمی آمریکایی بود. این خرده پیمانکاران علاوه بر خدمات هتل داری و تدارکاتی، امنیت عمومی و آموزش نیروهای محلی تا زمان در دست گرفتن تشکیلات نظامی منطقه ای را تأمین می کردند. براین روال بود که نگارش دکترین نظامی ارتش ملی افغانستان به «موسسه منابع حرفه ای نظامی» (MPRI)سپرده شد که بیش از ۳۰۰ ژنرال پیشین آمریکایی را در استخدام داشت.

مدلی پرطرفدار

در زندان ابوغریب در عراق، نیمی از بازجوهای دست اندرکار در خشونت ها علیه زندانیان بین سال های ۲۰۰۳ و ۲۰۰۴ برای موسسه های خصوصی «کاسی»( CACI) و «تیتان»( Titan) کار می کردند. برخی از آنها درپی شکایت زندانیان سابق کارشان به دستگاه قضایی آمریکا کشیده شد. طرف های قرارداد شرکت «بلک واتر»( Blackwater) در یک تیراندازی در سپتامبر ۲۰۰۷ دست داشتند که منجر به کشته شدن ۱۷ غیرنظامی عراقی و مجروح شدن ۲۰ تن دیگر شد. آخرین نمونه از این نوع زیاده روی ها باعث شد دستگاه قضایی ایالات متحده بعدا یک شرکت نظامی خصوصی را به ارتکاب ۱۶۸ جرم و جنایت شدید متهم کند (۵). مالک این موسسه که یکی از اعضای پیشین «نیروی دریایی جنگی ویژه آمریکا» (SEAL) بود، ناگزیر از استعفا شد و موسسه اش تغییر نام داد.

این واسپاری کارها به بیرون، به ویژه در مشاغل حساس، بخاطر کاهش شدید امکانات نظامی در پایان جنگ سرد در ایالات متحده و اروپا رواج یافت. آقای ریچارد چنی، معاون رییس جمهوری و دونالد رامسفلد، وزیر دفاع در دوره ریاست جمهوری آقای جرج دبلیو بوش در سال های آغاز دهه ۲۰۰۰، در حدی گسترده راه را برای بخش خصوصی در فعالیت های «جانبی» ارتش گشودند. ایمنی ، امنیت، همراهی محموله ها، پزشکی، نگهداری مواد در وضعیت عملیاتی، مبارزه علیه راهزنی و دفاع سایبری از جمله این فعالیت ها بود. صدها میلیارد دلار در چهارچوب «جنگ با تروریسم» نصیب این موسسه ها شد.

به این ترتیب، نظامیان پیشین تبدیل به کارکنان موسسه های خصوصی شدند و میل به برجا گذاردن حد اقل «رد پا» در میان آمریکایی ها رشد یافت. نظریه «جهش نرم» (light foot- spring) که بر پایه منطق استفاده از خرده پیمانکاران در عملیات جانبی استوار است، راهبرد گران روسی را نیز اغوا و مایل به انجام عملیات «دوگانه» کرد. در سوریه، روسیه عملیات زمینی خود را به موسسه آقای پریگوژین واگذار کرد و خود با نیروی هوایی از آن حمایت نمود. این روش به بار نشست. از شرکت خصوصی نظامی ترکیه به نام «سادات»( Sadat) که توسط یک ژنرال پیشین تأسیس شده، غالبا به عنوان «واگنر ترکیه» نام برده می شود. این شرکت که تحت حمایت وزارت دفاع است، در سال های اخیر در سوریه، لیبی و منطقه ارمنی نشین قره باغ علیا در جمهوری آذربایجان کار کرده است. «گروه مشاوران دیک»( Dyck Advisory Group) در آفریقای جنوبی که مدیر آن یک سرهنگ پیشین است و در حفظ امنیت پارک های ملی تخصص دارد، با پلیس موزامبیک قرار داد بسته و به ویژه در آوریل سال ۲۰۲۱ در کابو دلگادو در شمال این کشور وارد عملیات شده ، تأکید می کند که صدها تن که مورد حمله گروه «الشباب» قرار گرفته بودند را نجات داده است.

واگنر که به صورت نیرویی «خبره» در آمده، تعداد افرادش به ۵۰ هزار تن رسیده و سرمشقی بی سابقه شده، نزدیک بود که از فرمان آمران خود سرپیچی کند. این موضوع درخور درس گرفتن است: هیچ حکومتی بدون تحمل عوارض ناگوار نمی تواند انحصار اِعمال خشونت خود را با دیگری تقسیم کند.

۱- France Inter, 24 juin 2023.

۲- Paul Sonne, « Putin and Prigozhin held a meeting in June, their first known contact since the mutiny », ۱۰ juillet 2023.

۳- دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر. https://www.ohchr.org/fr/press-releases/2021/11/car-russian-wagner-group-harassing-and-intimidating-civilians-un-experts

۴- مقاله «لیبی، زمین بازی روسیه و ترکیه»، لوموند دیپلماتیک، سپتامبر ۲۰۲۰ https://ir.mondediplo.com/2020/09/article3535.html

۵- دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده در دسامبر ۲۰۲۰، چهار مامور بلک واتر را که در سال ۲۰۱۵ به اتهام تیراندازی به غیرنظامیان محکوم شده بودند، عفو کرد و خشم مردم را در عراق برانگیخت.

منبع: لوموند دیپلماتیک

نویسنده: Philippe Leymarie روزنامه نگار رادیو بین المللی فرانسه

برگردان: شهباز نخعی

https://akhbar-rooz.com/?p=212195 لينک کوتاه

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
1 دیدگاه
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
کیا
کیا
11 ماه قبل

دقیقا!
انتظار می‌رفت که از گروهای اسلامی و بخصوص ساخته پانته حکومت ولایی هم سخن به میان می آمد!

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز


1
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x