دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۳

دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۳

خدا و ادیان زن ستیزاش – بهنام چنگائی

ملا جماعت بی هیچگونه تلاشی در تولید نیازمندی های اجتماعی و یا یاریرسانی ها، او همیشه ی خدا انگل وار، مفتخور و شکم پُر زیسته است. وی تنها با دکان خدا پیوسته توانسته آسان ترین و پرسودترین درآمدها و ناگزیر آن قدرت سیاسی را در طول تاریخ پیدائی اسلام اش داشته باشد و داشته است. همچنانکه سران دیگر ادیان و مذاهب مسیحی و یهودی و …نیز با همین ترفندها و با همینگونه تبلیغ ریاکارانه ی فرمان خدا و ترویج دکان دین بیشترین مشترهای آسیب پذیر را در طول تاریخ مرید و برده خویش کرده و توانسته قربانیانش را به بهترین شکل آسان، ممکن و بی هزینه بهره کشی کنند و کرده اند.

برای آخوند جماعت بی بندوبار، هرزه و نیرنگباز پس از دکان چهاربر خدا مناسب ترین ابزار برای جلب ناخودآگاه مریدها و مشتری های بیشتر، و بهمین روال کسب سود و انباشت سرمایه های کلان و قدرت سیاسی بیکران وجود زن در احکام اسلامی و جایگاه ایدئولوژیک او در قاموس زن ستیز دینی و مردسالار دارای برجستگی هولناکی است. از همان آغاز، زن درین دین و برای راهبران و مردانش جز هدیه ای ناچیز الهی نبوده و نیست که برای رضای مردان و مریدان ” جنس زن” زاده شده و کارآمد دیگری درین بساط زنبارگی ندارد.

بدنیست به رسول این دین که در عمل و نظر مدعی و راهبر سازش ناپذیر آغازین و پایانی ارزشهای والای الهی ست بنگریم، و همچنین به هوسرانی های بی بندوبار و بی شمار او که جز هرزگی و زنبارگی و خیانت به کانون خانوادگی نیست، قدری بیشتر و منتقدانه تر نگاهی بی طرفانه به اسلام مردسالار بیفکنیم. ما دیر یا زود می بایست قوانین اسلام را درست بررسی کرده و تضادها و تناقض های آنرا سرراست تر در دیدگاه اجتماعی روشنگری کنیم تا همگان ببینند و ببینیم و سپس نیز بدانیم که ما از این پیامبر خدا تاکنون و در عمل، و در مسیر زن ستیزی هایش چه سرزنش ها و سرکوب های الهی رسولی ندیده ایم! و در برابر اینهمه ستم و نابرابری چه می توان آموخت و جایگزین ساخت؟ ما از اسلام و محمد هیچ نمی بینیم و نمی آموزیم مگر صِرف دنیاپرستی و زنبارگی و کشت و کشتارها و… که وی جسورانه و بی پروا همه جا و در درازای زندگی اش پیوسته داشته است.

ما می دانیم که این محمد ولی الله، کسی که جانشین خداست ۱۲ زن همزمان که اغلب خردسال بوده اند داشته، و اوی منادی راه خدا، همچنان چه صیغه های بی شمار و چه تجاوزهای باورنکردنی به زنان اسیر دشمن نکرده که در پس جنگ ها آواره و گرفتارمی شده اند نکرده است؟! پرسیدنی ست! جایگاه محمد و پیام راهبری خدائیش برای مردم درین میانه های پرآشوب کجاست؟ جز در پی زنبارگی و جنگ و دشمنی افکنی و…!؟ زیراکه: کنش و این روش پیگیر و ضداخلاقی او، جز فرمان خدا نیست که گفته است: زنان دشمن بر مردان مسلمان حلال است! و ازینرو نیز محمد به جای اینکه هوشیار باشد و تن به مسئولیت الهی ـ نوع انسانی رسالت خود دهد که برازنده ی دعاوی اوست. وی در چنان شرایط جنگزدگی و ویلانی مردم که یاری دادن به آنها لازم حیاتی افتاده، و زنان و کودکان شکست خوردگان نیاز به یاری و همراهی بی دریغ الهی ـ رسولی داشته اند، و او پیغمبر آگاهانه و زیرکانه می توانست فرصت را غنیمت شمرده و به یاری اسیران بشتابد و برای هدایت و دلبند کردن آنها به اسلام که بهترین مقطع میانجیگری ها بوده است؛ او می بایست فهیمانه و دلجویانه عمل کند، که هرگز نکرده است و شگفتا که او و یارانش درین میانه حرص و ولع کور و کر جنسی بیمارمانده، و تنها استعداد زنباره بودن را داشته اند که مشهور تاریخ است. آیا جز این بوده است!؟

ما نسل امروز بعنوان آدم های ساده ی کار، تلاشگر، ارزش شناس، زندگیجو، معنویت و برابریخواه و پایبند به اصول عشق و تک همسری باید از خودمان و موافقان اسلام چندهمسری بپرسیم که زمینه ها، رفتارها و کردارهای این فرستاده ی خدا درست است؟ و اگر نه! چه رودرروئی های سازش ناپذیر و البته متناقضی با دعاوی زندگی انسان امروزین دارد؟ من پاسخ می دهم: گفته ها و کردارهای این فرد نه تنها بسیار با هم در ستیزند و سازگاری اندکی با هم ندارند؛ که دشمن مهر، کشنده خردورزی انسانی، چوبه ی دار دانائی پروری، ریشه ی بیشترین خطاها و ناقض ابتدائی ترین حقوق برابر میان زن و مرد نیز بوده و هنوز می باشد. چراکه محمد رسول و آنچه که ما از او می دانیم وی، جز شخصی کیته توز، تمامیتخواه، با دیدگاه های منحط کمی و مادی که درخور آدم های عادی ست بیش نبوده که آنها هم یکراست محصول نادانی ابتدائی، ضد اخلاقی، ضد انسانی و ضد ارزش های اغازین فرهنگ خانودادگی و از همه بدتر قوانین مردسالار و ساختارهای نابرابر و ضد زن می باشد.

پرسش پایه! آیا احکام اسلام برده پرور و زن ستیز نیست؟ یا آیا می توان خدا و ادیان او را باورمند به اصول استقلال عقلی و متعهد به کنش و واکنش دانایانه ی رو به فراروی تاریخی و مبتنی بر مدار انسانگرائی و مستقل از خدا و بیشتر متکی بر خرد نوع بشر دانست؟ و از همه بدتر و آشکارتر می توان ادیان را زن ستیز ندانست؟ هرگز! در همه ادیان چنین می آید که انسان نیاز به خدا دارد. چون عاقل و کامل نمی شود و باید مطیع اراده چند هزارساله ی خدا توسط ادیانش بماند. آیا چنین نگرشی درست است؟ آیا انسان محصوره و زندان الهی را با جستجو و یابش هایش درهم نریخته است؟ پس پرسیدنی ست! آیا خدا در خلق زن، انسان و نابرابری ها اشتباه نکرده است؟!

چراکه ما از آنچه را که در ادیان و در همین اسلام و بنام خدا و از زبان قرآن و انجیا و تورات، محمد و عیسی و موسی و روایت ها و… و دیگران دیده، شنیده، خوانده و می دانیم و از همه ی آنها چنین روشن و سرراست برمی آید و مطلقن شناسانده شده است و همگی گواه برین دارد که خدا یگانه دانا و رحیم و … توانای مطلق است.

و آنچه را ما از وی شنیده، خوانده و طبق اسناد تاریخی موجود می شناسیم، حکایت ازین دارد که اهداف و منویات خدا کامل و عادل، و فرمان هایش بی عیب و نقص می باشند. پرسش آیا چنین است و خدا دانا و رحیم می باشد؟ من می گویم نه او نه تنها دانا و عادل نیست که رحیم هم نمی باشد. زیراکه شفاف ظالم و ناقص است. چراکه اگر بینا و دانا می بود، نوع انسان و همچنین زن و مرد را برابر و یکسان خلق می کرد و هم ازینرو دستکم می بایست عاقلانه از ۱۲۴۰۰۰ پیامبر مرد، نه نیمی از آنها که برای اثبات برابریخواهی و عدالت اش باشد، که ایکاش وی برای اثبات دانائی و توانائی مطلق خویش تنها چند زن را بعنوان آزمایش و الگوی راهبری به یاری نوع انسان می فرستاد تا با همین ادیانش و هدیه برابرخواهی او، زنان می توانستند برابری را از خود خدا بیآموزند و راه و راهبرد، و خود رابط حقوق برابر شوند و آنرا پاسداری کنند و انسانمداری الهی را در زندگی میان خود فرزندان خویش و دیگران ترویج کنند! آرزو و آرمان برجسته و ارزشمندی که در ادیان و همین اسلام سایه ای هم از آن وجودندارد و هیچکدام از فرستاده های او به این اصل کوچک پایبند نبوده و اسلام یکی از زن ستیزترین آنهاست.

در همین اسلام الهی، ولائی و فرهیخته کنونی می بینیم که هزارها زن و دختر جوان همچون مهساها و نیکاها را تنها بخاطر تن ندادن به پوشش فرمانی توسط مزدوران رژیم ولائی بسادگی تنبیه، ترور و کشته می شوند و همچنین زینب ها وسپیده ها را به سیاهچال های بی خردی خود کشیده و ای بسا به آنها تجاوز کرده و یا تهدید به آن می شوند. درحالیکه رسول این دین خود کمترین بها به حفط ارزش های خانوادگی، اجتماعی و انسانی نداده و همینک با تکیه و پشتوانه همان فرمان الهی، حجاب روزانه همچون پتک بر سر زنان و دختران آزاده و آگاه فرودمی آید و رژیم پیوسته به سرکوب و زندان و جریمه مخالفان چادر و حجاب اجباری می پردازند و چه ها که بر سر دختران جسورمان اگر بتوانند نمی آورند؟! باید از خود بپرسیم که کجای این مرام و مسلک برای انسان و زندگی آزاد و آگاه و خودباور ساخته شده است؟! همه ی ادیان واپسگرا و درنده ترین آنها اسلام، جز ترفند و دسیسه ای ضدبشری نیست.

 به لایحه بی سر و ته “حجاب و عفاف” توجه کنیم که تنها ۱۰ نماینده مجلس با رویکردی ویژه ی رژیم و ظرف یک هفته لایحه‌ای را در میان خود به تصویب رساندند که قرار است ۸۵ میلیون ایرانی از مخالفین گرفته تا وابستگان دین دولتی را تحت تاثیر خود قراردهد و بتواند بخش از نارسائی، ایستادی و رودرروئی های کلان دختران و زنان بپاخاسته ی کشور در رابطه با حجاب را وادار به انجام فرمان آقا و این ده نفر تصمیم گیرنده کند. و زهی به این خیال خام. کارگران و زنان و مردم بخاک نشسته دیریست از کلیت رژیم گذرکرده اند و در پی فرصت انقلاب و ریشه کنی دین دولتی می باشند. در ماده ۳۴ این امریه و در مورد لایحه معروف به حجاب و عفاف چنین آمده است که: رژیم و نمایندگان مجلس می باید نیروی جیره خوار بسیج و دیگر مزدورانش را به شوکرها و افشانه و یا پاشندهای سمی مجهزکنند. تو گوئی این بساط فاشیست و مردسالار و زن ستیز تا بامروز کاری بجز این بیگیرها و ببندها و کشتارها و سرکوب ها داشته است؟! شرم و ننگ بر فاشیست های زن ستیز.

بهنام چنگائی دوم شهریور ۱۴۰۲

https://akhbar-rooz.com/?p=213830 لينک کوتاه

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest

2 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
کهنسال
کهنسال
7 ماه قبل

تمامی ادیان یک منظور دارند :   مقصود همه سوار مردم شدنست /// آخوند و مغ و کشیش و خاخام یکیست.
اگر محمد ولی الله جانشین خداست.در مقابل مسیحیان نیز بر این باورند که عیسی مسیح پسر خداست. چون از مریم باکره زاده شده و هنگام تولد پدر نداشت.
آورده اند:  روزی عیسی مسیح نزد خداوند رفته و از او می پرسد: آیا کسی قادرتر و تواناتر از تو وجود دارد؟ خدا پاسخی نمی دهد. عیسی مسیح سوال خود را تکرار می کند. این بار خداوند در حالی که قطره اشکی بر گوشه چشم داشت پاسخ می دهد: آری وجود دارد. مسیح می پرسد کیست آنکه  قدرتمند تر و تواناتر از توست؟  خداوند میگوید: “آن کسی که ترتیب مادر تو را داد و آن را تقصیر من انداخت (  یوسف نجار را گویند).”   
بقول آن فرزانه بزرگوار: “دین افیون توده هاست”
با احترام 

نیک
نیک
7 ماه قبل
پاسخ به  کهنسال

و آن فرزانه بزرگ اگر طالبان و داعش و جمهوری اسلامی را دیده بود مسلما دین را فقط به اندک صفت افیون مزین نمیکرد.

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز


2
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x