یکشنبه ۲۶ فروردین ۱۴۰۳

یکشنبه ۲۶ فروردین ۱۴۰۳

چگونه می توان یک آخوند اصلاح طلب شد؟

احمد مجد

– امروز در سایت میدان، با گزارشی روبه رو شدم که به اظهارات آخوندی به نام ابوالفضل شکوری، اختصاص داشت. این فرد در گذشته چند دوره عضو مجلس رژیم بوده و در شمار باندهای اصلاح طلب حکومتی و از همدستان یا زیردستان آخوند محمد خاتمی است.

وی به نفرت اجتماعی از رژیم دیکتاتوری مذهبی و مهمترین آمران و عاملان سرکوبگر آن (آخوندها) اذعان کرده و می‌گوید: «۹۸ درصد روحانیون زیر خط فقر هستند و زندگی سختی دارند؛ در جامعه ایران علیه روحانیون تبلیغات منفی زیادی می‌شود، به طوری که برخی از مردم می‌گویند روحانی‌ها انقلاب و کشور را به نفع خودشان مصادره کرده و همه جا هستند و تمام مزایا هم در اختیارشان قرار دارد. این در حالی است که آمار مربوط به حوزه‌ها نشان می‌دهد حدودا ۹۸ درصد از روحانیون جزو طبقه ندار و زیر خط فقر هستند».

وی افزوده است: «فقط حدود سه درصد از روحانیون از انقلاب منتفع شده‌اند و بقیه به سختی امور خود را می‌گذرانند. حقوق یک روحانی- البته اگر در رتبه اول قرار داشته باشد- حداکثر ۶۰۰ هزار تومان است که معلوم است چقدر کم است. البته در ماه‌های محرم و رمضان در شهرها و بعضاً روستاها منبر می‌روند و مردم آنجا کمک‌هایی می‌کنند که اگر این هم نباشد روحانیون نابود می‌شوند. مردم فقط آخوندهایی را که مثلاً قاضی هستند یا در فلان نهاد نظامی یا نظارتی حضور دارند می‌بینند و همین باعث می‌شود قضاوت غلطی از درآمد و نوع زندگی روحانیون داشته باشند».
بگذریم که آخوند مستر شکوری، احتمالا در جامعه ۱۰۱درصدی زندگی می کند و معلوم نیست چرا جمع فقیر و غنی در میان روحانیون از ۱۰۰درصد بالا زده است؟

به نوشته میدان، این روحانی اصلاح‌طلب افزوده «اینکه مردم شرایط روحانیونی که شاید در سیستم حکومتی راحت‌تر زندگی کنند را به کل روحانی‌ها تعمیم می‌دهند، ظلم بزرگی است که بر اساس تبلیغات دشمن علیه این قشر اعمال می‌شود. به‌ هر حال مردم با طلبه‌ها و روحانیون حشر و نشری ندارند و در حالی این حرف‌ها را می‌زنند که اغلب روحانیون مستاجر هستند و زن و بچه‌شان را با موتوری قراضه به این‌‌طرف و آن‌طرف می‌برند و با نماز و روزه استیجاری امرار معاش می‌کنند».
شکوری خواستار «بازسازی ذهنیت جامعه درباره روحانی‌ها» شده است» (پایان انعکاس سخنان شکوری در سایت میدان).

آن چه ما می توانیم از حرفهای این آخوند اصلاح طلب دریابیم، این است که در حق ظالم ترین گروه جامعه کنونی ایران، «ظلم بزرگی… بر اساس تبلیغات دشمن اعمال می شود».
برای فهم و هضم چنین منطق مظلوم نمایانه سخیفی از سوی یک ستمگر پیشینه دار، فقط باید یک «اصلاح طلب» مدل نظام ولایی بود.

طلبکاری «اصلاح طلبانه» از مردم و جامعه

اما چه کسی نمی داند که: ذهنیت جامعه در پایین محصول و بازتاب عینیت سرکوب و چپاول دربالاست.
شکوری مثل هر اصلاح طلب حکومتی دیگری حق طلبکاری از مردم و جامعه را ندارد. زیرا این گروه در جامعه و حکومت اعم از فرد و جمع بدهی اشان را به مردم و جامعه نپرداخته اند.
شکوری به روشنی اذعان می کند کار آخوندهای سطوح پایینی و روضه خوانهای مساجد محلی تبدیل شده به این که به جای دیگران نماز و روزه بخوانند و پول بگیرند، یعنی تن دادن به کثیفترین نوع بهره کشی که معادل تن فروشی است. البته با زرورق یا باندرول «الهی» و «آسمانی»!

از جامعه یی سخن می گوییم که مردان و زنان نگون بخت به خاطر عملکرد همین حکومت و از جمله «اصلاح طلب» شدگانی از نوع شکوری، در ابعاد کلان، مجبور به فروش کلیه و چشم و کبدشان هستند و چه بسیار شوهران و پدرانی که برای گذران زندگی، زنان و دختران خود را به تن فروشی وادار می کنند و اصلاح طلبان حکومتی کلمه یی درباره این فجایع نمی گویند و به فکر امتیازات کاهش یابنده خودشان هستند.
 از رژیمی سخن می گوییم که شدیدترین مجازاتها را به ویژه بر همین زنان فقیر و مجبور به کار می گیرد.
هیچ آخوندی را به خاطر آن تن فروشی(تازه اگر راست بگوید که نمازها را به جای دیگری بخواند و در روزه نیابتی گرسنگی بکشد) در نظام ولایی مجازات نمی کنند. چه رسد به این که بخواهند فریبکاری و اغواگریهای مذهبی را مجازات کنند.
آیا شکوری می تواند آماری بدهد که چند درصد جامعه توسط همین آخوندهای به اصطلاح فقیر و زیر خط فقر! اغفال می شوند؟
هیچ نمونه یی هست که آخوندی به خاطر این فریبکاریها و اغفال جمعی زنان و جوانان و نوجوانان مجازات شده باشد؟
آیا شکوری واقعا نمی فهمد که خودش بخشی از این حاکمیت و دستگاه سرکوب آن است؟
آیا در ارتش این حکومت و نیروی انتظامی و حتی سپاه آن افرادی و اقشاری نداریم که فقیرند؟ ولی وظیفه ارگانیک آنها حفظ این حکومت است و تا زمانی که دراین ارگانها هستند ناگزیر از اجرای سیاستها و فرامین آن هستند.

روحانیون بیش از دیگران درگیر حفظ این حاکمیت و در شمار آمران و عاملان(توأمان) جنایتهای ۴۰ساله بوده و هستند.
من با شغل مذهبی این گروه از جامعه مخالف نیستم ولی با فریبکاری و استفاده از لباسی که احتمالا پیامبر اسلام در ۱۵۰۰سال پیش می پوشیده مخالفم.
 لباس آن دوره از تاریخ و جامعه خاص عربستان چه ربطی به علوم دینی دارد؟
هیچ یک از جنبه های علمی(تاریخ) و مذهبی(فقهی) و هنری(روضه خوانی) این لباس را ایجاب نمی کنند.
آیا روحانیون به اصطلاح زیر خط فقر اگر جنایتی بکنند، مثل بقیه مردم محاکمه می شوند یا آنها را به دادگاه ویژه روحانیت می برند؟
این تفاوت و تبعیض بین این گروه از جامعه کنونی با دیگر بخشهای جامعه منشأ فساد همه روحانیون و ازجمله آخوندهای وقیح و طلبکاری از نوع شکوری است.
کدام روحانی از نوع شکوری با این دادگاه ویژه روحانیت مخالفت کرده است؟ ابوالفضل شکوری کجا این دادگاه ویژه را نقد کرده است.
راه میانبر این است که خودش بگوید اگر خلافی کرد تمایل دارد در کجا و توسط چه کسان و ارگانی محاکمه شود؟

چرا روحانیون به خلع لباس محکوم می شوند تا لباس دیگران را بپوشند ولی مجرمین غیرروحانی به این مجازات محکوم نمی شوند که به خاطر اغفال کودکان و زنان و جرائمی مثل لواط یا ترویج فساد و تبهکاریهای جنسی لباس روحانیت را به تن کنند تا مشخص باشد با چه پیشینه یی زندانی هستند؟
شکوری چرا آمار نمی دهد که دقیقا چند نفر از روحانیون درگیر اعمال سرکوب و فساد این حاکمیت اند؟ اعم از رسمی و غیر رسمی!
انبوه روحانیونی که منشأ فسادها و جنایتها بوده اند و اکنون حفاظت می شوند و از امکانات ویژه مادی برخوردارند، چه کسانی هستند؟ شکوری همه را به نام و نشان می داند ولی افشا نمی کند. چون خودش یکی از آنهاست.
اگر ابوالفضل شکوری خودش را اصلاح طلب می داند، باید روشن باشد که اصلاح طلبان حکومتی، بی ریشه ترین و فاسدترین بخش این حاکمیت اند و بیش از هر بخش دیگری، دارند از «رانت» شرکت در جنایتها و کشتارهای دهه۶۰ بهره می برند و در پلیدیهای ایران کنونی بیش از دیگران شریک و سهیم و بلکه بنیانگذارند.
هدف شکوری از این حرفها حفظ همین حکومت است ولی با سیادت جناح فریبکار و چپاولگری زیر تابلو و نام اصلاح طلبان. این جور حرفها و مظلوم نمایی ها یک رانتخواری مشخص در نظام و فرماسیون سرمایه داری کنونی ایران است با ویژگی محوری و نخستین «رانت» و مناسبات مافیایی.
کدام تضاد طبقاتی شدت یافته تر از این است که رانتخواری سیاسی با تابلو نئون «اصلاح طلب» در واقع پیش خرید حیات ننگین سیاسی تحت همین حاکمیت است؟

رهنمودی برای اصلاح طلب شدن!

 اگر شکوری و هر روحانی دیگری می خواهد جامعه طور دیگری به آنها نگاه کند، راه ساده و روشنی در برابرشان قرار دارد:
 جنایتهای ۴۰ساله در جمهوری اسلامی را بشمارند و آمران و عاملان آنها را معرفی کنند و از مردم ایران پوزش بخواهند و نقش خودشان را ازجمله در فریبکاریهای آخوندی به نام سید محمد خاتمی هم روی دایره بریزند تا جامعه قضاوت کند.


– از آن جا که دانش مذهبی هیچ ربطی به لباس ندارد، این لباس اسباب فریب و تحمیق عقب مانده ترین اقشار جامعه است.
– لازم است مثل بسیاری روحانیون کلیمی و مسیحی، در همه جای دنیای امروز آنها هم به عنوان روحانیون مسلمان شغل مشخصی اختیار کنند و از امتیازات قرون وسطایی چشم بپوشند و طلبکار مردم نباشند.
– جنبشی به راه بیندازند که خواسته اولش، تغییر وضعیت و امتیازطلبی های خودشان باشد. مثلا بخواهند که به معلمان و استادان علوم دینی تبدیل شوند و مثل هر کارمند دیگری از این حکومت یا هر حکومت دیگری، متناسب شغلشان، حقوق ماهیانه و حتی بازنشستگی دریافت کنند. تا ما بتوانیم آنها را در صفوف اعتراضهای بازنشستگان و فرهنگیانی که حقوقهایشان ماهها پرداخت نشده ببینیم.
– از دانش مذهبی خود هر جا بخواهند(اعم از انتشار گفتار و نوشتار) استفاده کنند، ولی شغل دومشان باشد.
– به جای طلبکاری از بابت مسدودشدن راه مفتخوری و روضه خوانی در ماههای رمضان و محرم و صفر، تمام سال در کار و تولید جامعه شرکت کنند.

این خواستها را (مثل بسیاری کسان دیگر که قیمت مخالفتشان با حکومت مذهبی را با تحمل زندان و آوارگی و دربدری می پردازند) این ۹۷یا۹۸درصد می توانند در یک نامه سرگشاده(با انبوه امضاهایشان، بهتر است بدون قید فریبکارانه الاحقر سید فلان ابن بهمان) از وزارت آموزش و پرورش و ارشاد همین حکومت بخواهند که آنها را استخدام کنند و اگر به بازیگران سینما و خوانندگان موسیقی حقوق می دهند، به روحانیون هم حقوق بدهند چون آنها هم کار مشابهی انجام می دهند. یعنی درس مذهبی(تئولوژی) می دهند و نقش مذهبی بازی می کنند و آواز مذهبی می خوانند.
وقتی در یک نمایش مشخص، هر بازیگر سینما و تأتر در هر نقشی لباس متناسب آن نقش را می پوشد، هیچ ایرادی روا نیست. روحانیون هم می توانند هنگامی که در آن نقش مشخص فرو می روند لباس همان نقش را بپوشند. اما به طور شبانه روزی فریبکاری و آن را به مثابه یک شغل و کاراکتر (آن هم با تقدس ویژه مذهبی) رسمیت دادن، هیچ معنایی ندارد، جز تلاش آگاهانه برای استمرار این فریبکاری و مفتخوری و مشارکت فعال در بهره کشی.

احمد مجد
۴سپتامبر۲۰۱۹ برابر با ۱۳شهریور۹۸

https://akhbar-rooz.com/?p=2143 لينک کوتاه

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز


0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x