جمعه ۲۹ تیر ۱۴۰۳

جمعه ۲۹ تیر ۱۴۰۳

از حسین افندی و کاپیتن پرویز قلیچ خانی تا مهدی مهدوی کیا وعلی دائی؛ گزارشی از چهار نسل لژیونرهای فوتبال ایران

نازک بین:  در مبادلات بازرگانی و جابجائی های کالاها از کشوری به کشور دیگری، واردات -صادرات، نقش تعیین کننده در اقتصاد هر کشوری دارد. کالای مرغوب همیشه گران است و فقط استثناهایی دارد که دائمی و فراگیر نیست. کالاهای بی کیفیت و ارزان به قول بنکداران و گمرگی ها، یا مرجوعی است و یا مصرف آن تحمیل به اقتصاد یک جامعه است. هرکالائی نشانه و مارکی دارد. کالاهائی که مارک فراملی، فرا قاره ای و نشانه جهانی و بین المللی بر خود دارند، با استقبال، اعتماد و اطمینان مصرف کنندگان روبرو است. اما، کالاهای بی نام و نشان، یا به قول بازاری ها، بخر و ببر، تحمیلی است بر جامعه ای که اقتصاد و بازرگانی اش فرآورده ها و تولیدات مکفی و مرغوب ندارد. گزینه دیگری در وسط کالاهای وارداتی-صادراتی همیشه وجود دارد که تاثیر گذار در بازار و کالاهای تولید شده است. این گزینه، مواد و فراآورده های اولیه نامیده می شوند، که بین کشورها مبادله و یا در کشوری موجود و به کالای مورد نیاز تبدیل می شود. تولید، انبار، توزیع و مصرف کالاها به عوامل متعددی در قلمروهای دانش، تخصص ، مطالعه، نرم افزار و سخت افزارهای  مجزا یا مرتبط، سازوکارها و مکانیسم جریان تولید، نیروی ماهر و کارآزموده، خطوط تولید مدرن و… بستگی دارد. در فوتبال نیز (به طور عام ورزش جهانی) موضوعی بنام – ترانسفر- در ادبیات این رشته از ورزش جا خوش کرده است. واردات-صادرات. واردات بازیکن فوتبال از یک کشور به کشوری دیگر، و یا صادرات از کشوری به کشور دیگری! مرغوبیت؛ مرجوعیت، کیفیت، خام و اولیه، مشابه مواردی است که در بالا به صورت مختصر به آن اشاره شده است. بدین سان است که ترانسفر بازیکن فوتبال در جمهوری اسلامی ایران، تبلیغاتی و با سازوکار و مکانیسم ترانسفر در فوتبال مدرن فاصله فاحشی دارد. در ادامه نگاهی مختصر به وضعیت ترانسفر فوتبالیست های ایرانی می اندازیم:

صادرات بازیکن تک محصولی

شرح تصاویر: باشگاهائی از ترکیه در سالهای ۱۳۴۵ تا ۱۳۴۸ تلاش زیادی کردند که اسطوره فوتبال ایران و آسیا، پرویز قلیچ خانی را به خدمت گیرند و با وی قرار داد منعقد کنند. جلال طالبی نیز بازیکن مورد نظر ترکها بود.کیهان ورزشی گزارش مفصلی از بدو ورود نماینده باشگاه شکر اسپورترکیه با یک چمدان بزرگ لیر ترکیه برای انعقاد قرار داد با پرویز قلیچ خانی و جلال طالبی تهیه کرد!

تعدادی از فوتبالیستهای در دهه ای که فوتبال حرفه ای در ایران و آسیا معنی نداشت، به خارج رفتند و در تیمهائی باشگاهی مثل آلمان، اطریش، ترکیه بازی کردند. تعداد دیگری با اینکه پیشنهادات جالبی از سوی باشگاههای اروپائی و یا کشوری مثل ترکیه به آنان می شد، رغبتی برای بازی در خارج نداشتند. شاید مهم ترین علت آن را دلبستگی فرهنگی و غرور ملی موجب می شده تا در فوتبال خودمان بمانند و بازی در کشورهای خارجی برایشان مهم نباشد. به طور مثال عباس تنیده گر که در پست هافبک در تیم ملی بازی می کرد مورد پسند شوروی ها بود. شوروی ها تلاش کردند که با وی قرارداد منعقد کنند. اما دلبستگی ملی و بودن با همبازیهای محلاتی، وی جواب منفی داد و دلیل آورد:  می خواهم توی همین زمین خاکی بازی کنم… می خواهم توی زمین عبداله شوتی جلوم باشد، و اکبر (اکبر حیدری معروف به اکبر طوفان) و احمد (احمد خطبیب) ، اینور و آنورم باشن. می خواهم از بچه های خودمون پاس بگیرم! یا تیم مطرح ترکیه ای شکر اسپور، با اشتیاق فراوان نماینده اش را با یک چمدان لیر، به تهران فرستاد تا با بازیکن افسانه ای و اسطوره فوتبال ایران و آسیا کاپیتان پرویز قلیچ خانی و جلال طالبی قرار داد منعقد کند. اما، فوتبال آماتور ایران با ویژه گیهای فوتبال نیمه حرفه ای و حرفه ای اروپا، بیگانه بود!  پرویز قلیچ خانی تعریف می کند: وقتی از طرف یکی از ایجنت های فوتبال ترکیه از من و جلال طالبی دعوت شد با گرفتن مبلغ هنگفتی به ترکیه برویم این مسئله را با قره گوزلو، دبیر وقت تربیت بدنی درمیان گذاشتیم. اما فردای آن روز یک آگهی، بدون اطلاع ما در روزنامه‌ها چاپ شد که بخاطر علائق به شاه دوستی و میهن‌پرستی حاضر به رفتن به ترکیه نیستیم. !!!  بعد از فشارهائی که ساواک به خاطر عقاید سیاسی بر کاپیتان پرویز آورد. وی به آمریکا رفت و پس از عقد قرار داد با باشگاهی تازه تاسیس به نام سن خوزه، فوتبال اش را ادامه داد. باشگاهی که سه سال پس از حضور قلیچ خانی، «جورج بست» را به خدمت می گیرد.حسین صدقیانی معروف بهافندی-و بیوک جدیکار از بیشگامان لژیونر شدن در فوتبال ایران بودند. افندی در سال ۱۳۰۰عضو باشگاه فنر باغچه ترکیه بود.او بعدها به شارلروای بلژیک رفت .

جام تخت جمشید و نگاه نیمه حرفه ای

فوتبال ایران بعد اولین صعود به المپیک توکیو و سپس  کسب اولین قهرمانی در پنجمین دوره جام ملتهای آسیا در تهران، تلاش می کرد که از مرحله سنتی گذر کند و حداقل تلفیقی از سنتی و مدرن را  بپذیرد. این تلفیق در ادبیات فوتبالی به نیمه حرفه ای تعبیر و تلقی می شد. ایران در دهه ۵۰ قهرمان جام ملت های ۱۹۷۲ و ۱۹۷۶ و بازیهای آسیایی ۱۹۷۴ شد، به المپیک ۱۹۷۲ و ۱۹۷۶ و ۱۹۸۰ صعود کرد و تیم برتر آسیا در جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین شد، رییس فدراسیون فوتبال ایران، رییس کنفدراسیون فوتبال آسیا شد. لیگ تقویت شد و در رده جوانان ۴ بار قهرمان آسیا شد. از تیر ماه سال ۱۳۵۲ مسابقات فوتبال لیگ تخت جمشید آغاز شد، این لیگ در ۲ دوره با حضور ۱۲ تیم برگزار شد. در ادوار سوم تا ششم مسابقات لیگ تخت جمشید با حضور ۱۶ تیم برگزار شد، دوره ششم مسابقات در روز ۱۷ شهریور با اعلام حکومت نظامی از سوی دولت شریف امامی خاتمه یافت. تفکر فوتبال حرفه ای جام تخت جمشید را راه اندازی کرد، اما فقط در نظر و فرضیه نامسنجم باقی ماند. (فوتبال “نیمه حرفه ای”، معمولا در سطوح پایین تر، جایی است که یک باشگاه به بازیکنانش پول می دهد، اما این تنها کار آنها نیست. آنها همچنین ممکن است “شغل روزانه” داشته باشند و در اطراف آن مشاغل دیگر را تاسیس کنند.)

با روی کار آمدن جمهوری اسلامی ایران، نسل فوتبالی در جام تخت جمشید با کارنامه ای که اکثریت مطلق اش به فوتبال داخلی و ملی ختم می شد. اندک اندک در حاشیه قرار می گرفت. در دهه ۱۳۶۰ فوتبال نیمه  حرفه ای متوقف شد و فوتبال کدخدا منشی جای آن را گرفت. جنگ با عراق طی هشت سال، فوتبال ایران را با انزوای دردناکی روبرو ساخت. همراه این جنگ، نزاع ایدئولوژیکی نیز فوتبال را به سطح سنتی سوق داد. با این توصیف که فوتبال هنوز پاک و سالم بود. دو دهه از تاسیس جمهوری اسلامی می گذشت که فوتبال چهره دیگری بخود گرفت. زیرا شرایط وخیم و بن بست سیاسی حکومت اسلامی، نیاز به گشایش راه های فرار از آن داشت. فوتبال و هنر از زمانی که محمد خاتمی رئیس جمهور شد، وارد بازی قدرت شد. نسل متولد در جمهوری اسلامی یا بازیکنانی که یک دهه نوجوانی را در دوران پهلوی طی کرده بودند، مخلوطی را تشکیل دادند که به نسل فوتبالی جمهوری اسلامی معروف شد.

نمایندگان این نسل با صعود به جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه، کانالی را برای بیشرفت خود گشودند که ورودی و خروجی اش به -لژیونر- شدن تعدادی از آنان منتهی شد. بازیکنان آماتور وارد دنیای فوتبال حرفه ای شدند. این بازیکنان مستقیم و غیرمستقیم، متاثر از نسل پوینده و پاینده فوتبال دهه های قبل بود. فوتبال باز هم هنوز پاک بود. از منظر فکری بازیکنانی که لژیونر شدند، در طیف به اصطلاح اصلاح طلبان حکومتی قرار داشتند و تبلیغ و ترویج فوتبال اسلامی به شیوه ای متفاوت تر از دو دهه قبل نظام اسلامی، در افکار، اعمال و اهداف آنان متمرکزبود. بجز چند نفر اندکی که قابلیت فنی شان می توانست افکار و اعمال ایدئو لوژیکی آنان را بپوشاند، بقیه آنان بعد از گذشت زمان اندکی ، بار دیگر به فوتبال ایران بازگشتند.پس از تعطیلی جام تخت جمشید، و تاسیس جمهوری اسلامی ایران، چهار سال نخست فوتبال به سبک دهه ۱۳۳۰ تا ۱۳۵۰، بازگشت. در سال ۱۳۶۴ مسابقاتی با عنوان جام قدس برگزار شد. سپس در سال ۱۳۶۷ و پس از تشکیل جلسات کدخدا منشانه، مسابقاتی  با عنوان جام هفدهم شهریور با حضور ۱۷ تیم تهرانی برگزار شد. در این مسابقات پرسپولیس قهرمان شد. یک سال بعد، جلسات در منازل کدخداها به سالن های ورزشی منتقل شد و در سال ۱۳۶۸ این مسابقات بار دیگر با عنوان جام قدس پیگیری شد و این بار تیم فوتبال استقلال موفق شد به مقام قهرمانی برسد. در پایان این رقابت ها و در دوره ریاست ناصر نوآموز بر فدراسیون فوتبال، طرح برگزاری مسابقاتی با عنوان جام آزادگان با حضور تیم هایی از سراسر ایران تصویب شد.

در دوره ریاست صفایی فراهانی بر فوتبال، که فرد برگزیده محمد خاتمی و طیف به اصطلاح اصلاح طلبان بود هیات رئیسه سازمان لیگ برتر، تصمیم به برگزاری لیگ حرفه ای (مثلا حرفه ای) بنام لیگ برتر گرفت! در دوره محمد خاتمی رئیس جمهور نظام اسلامی با توجه گشایش های ظاهری در روابط نظام اسلامی با اروپائیان و خوش و بش کردن از راه دور با آمریکا و دلربائی سران آمریکا برای نظام اسلامی، فوتبال و هنر به پایگاهی برای پرتاب نظام از حالت انزوا و تبلیغ و ترویج شد. صعود به جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه، نظام را مصمم تر کرد که برای حمایت و پشتوانه بیشتر این هدف، به دادن مجوز انتشار نشریات ورزشی روزانه اقدام کند. بعدها، بسیاری از این رسانه چاپی ورزشی به دفتری برای کمک به شبکه دلالی و ترانسفر بازیکن تبدیل شد.

فوتبال دلالی -امنیتی

در تاریخ نزدیک به  یکصد ساله ورزش ایران (۱۳۰۰-۱۳۹۸) دو رسانه ورزشی سراسری کیهان ورزشی و سپس دنیای ورزش که بصورت هفتگی منتشر می شدند، تنها نشریات ورزشی  ایران بودند. (البته نشریات باشگاهی مثل تاج ورزشی، صفحه  ورزشی روزنامه آیندگان، صفحات ورزشی روزنامه رستاخیز، که سراسری بودند) نشریه معتبر ورزشی دیگر منتشر نمی شد. در واقع الگوئی بود از کشورهای پیشرفته در ورزش مثل فرانسه، آلمان و…! اما، ناگهان درب حجره ها از بازار به روی افرادی باز شد که دست پرورده نظام جمهوری اسلامی بودند و ماموریت داشتند که با انتشار نشریات ورزشی روزانه، از طریق فوتبال اهداف سیاسی حکومت شان را برآورده کنند. (نزدیک به اکثریت مطلق مدیران مسئول و صاحب امتیازات این نشریات بی خاصیت و زرد، از افراد غیر ورزشی و بیگانه با نظام رسانه ای بودند و هنوز هم هستند). خاتمی رفت و احمدی نژاد آمد. برای فوتبال در باز به همان پاشنه می چرخید. اما با تفاوت هائی در ظاهر. فوتبال وارد دروازه دلالی وواسطه گری کلان شد. وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران در فوتبال به ثبات رسیدند. شبکه مافیای داخلی فوتبال نیم بند و نیمه حرفه ای که تشکیلات و سازماندهی بنیادی نداشت در چرخه در آمد از داخل و درآمد از خارج بر آمد. کارلوس کی روش از نظر فنی مربی بزرگی است. اما فعالیت های اقتصادی و شخصی وی، زمانی که مربی تیم فوتبال جمهوری اسلامی ایران بود، تعدادی از بازیکنان را به کشورهای درجه ۲ و درجه ۳ اروپا ترانسفر کرد. در آن سوی،نیز چند نفر از بازیکنان دو رگه را به ایران و تیم فوتبال جمهوری اسلامی کشاند. منصوبان دولتی در باشگاههائی مثل پرسپولیس و استقلال، تا جائی که توانسته اند، با حمایت و تکیه بر شبکه مافیائی فوتبال در داخل و مرتبطین آنان در خارج از ایران، درآمدهای ناشی از انتقال بازیکنان را به حساب های شخصی خود واریز کرده اند! ترانسفرچند بازیکن به معنای کیفیت و اهمیت لیگ فوتبال ایران نیست. بلکه گسترش فوتبال در جهان و کمکهای فیفا، یوفا و کنفدراسیونهای قاره ای به باشگاهها ، چنین امکانی را برای تعدادی از فوتبالیستهای ایران جهت ترانسفر به تیمهای دسته دو و دسته سه اروپا فراهم کرده است. تعدادی نیز به روال قدیم عازم قطر و امارات می شوند و در باشگاههای این دو کشور بازی می کنند. ترکیه، هندوستان، اسلواکی و جمهوری خلق چین نیز از جمله کشورهایی هستند که هر از چند گاهی تعدادی بازیکن از فوتبال لیگ برتر به این کشورها ترانسفر می شوند.

تحریم‌ها که تاثیری بی‌سابقه روی قیمت ارز گذاشته است، به شبکه مافیای فوتبال ایران کمک کرده تا از اختلاف قیمت ریال و تومان ایران با ارزهای معتبر جهان، سودهایی کلان کسب کنند. در سال‌های گذشته که ارز نوسان چندانی نداشت لژیونرها خواسته یا ناخواسته تیم‌های باشگاهی سابق خود را با درآمدهایی قابل توجه روبه‌رو می‌کردند. زیر پا گذاشتن قوانین توسط برخی تیمهای ایرانی‌ هنگام انتقال یک بازیکن در موارد متعددی فلسفه ترانسفر بازیکن را خدشه دار کرده است .

فوتبال قبیله ای و تیمداری شبکه دلالان

کلمات “باشگاه” و “تیم” اغلب در فوتبال به جای یکدیگر استفاده می شوند، اما معانی متمایز دارند. باشگاه فوتبال سازمانی است که صاحب یک تیم است و عملیات آن را مدیریت می کند، در حالی که تیم فوتبال گروهی از بازیکنان است که باشگاه را در مسابقات نمایندگی می کنند. برای درک تفاوت بین یک باشگاه و یک تیم در فوتبال، ابتدا باید ساختار لیگ های فوتبال را درک کنید. در بیشتر کشورها، لیگ‌های فوتبال بر اساس سطوح سازماندهی می‌شوند و بالاترین سطح بالاترین سطح مسابقات است. اکثر باشگاه‌های فوتبال سازمان‌های خصوصی هستند و ممکن است متعلق به افراد، شرکت‌ها یا حتی سایر باشگاه‌های فوتبال باشند. از سوی دیگر، یک تیم فوتبال از گروهی از بازیکنان تشکیل شده است که نماینده باشگاه در مسابقات هستند. تیم ها معمولاً توسط یک سرمربی یا مدیر مدیریت می شوند که مسئولیت انتخاب ترکیب اصلی و تصمیم گیری تاکتیکی در طول مسابقات را بر عهده دارد. صنعت فوتبال هیچ تفاوتی با شرکت های دیگر صنایع ندارد. تعریف یک استراتژی روشن برای باشگاه ها بسیار مهم است، زیرا همه افراد باشگاه، از کارکنان گرفته تا بازیکنان و داوطلبان، باید این را در هنگام تصمیم گیری در نظر داشته باشند. اولین بخش از استراتژی یک باشگاه چشم انداز و ماموریت است. تعریف یک چشم انداز و ماموریت روشن، تصمیماتی را که به نفع باشگاه است را برای دست اندرکاران باشگاه آسان می کند. چشم انداز مشخص می کند که باشگاه در حال حرکت است، دستاوردهای آینده، و ماموریت تعیین می کند که چگونه باشگاه به این چشم انداز دست یابد. ثانیاً، باشگاه باید اهداف کوتاه مدت (۱ ساله)، میان مدت (۱-۳ سال) و بلند مدت (بیش از ۳ سال) را تعیین کند. این اهداف بر اساس چشم انداز و مأموریت است. ثالثاً باشگاه بر اساس این اهداف می تواند در هر حوزه چندین هدف تعیین کند. در یک باشگاه فوتبال، این مناطق عبارتند از: الف) اهداف ورزشی. ب) اهداف مالی؛ و ج) اهداف اجتماعی. سپس این اهداف با برنامه هائی که توسط باشگاه تعیین می شود همراه می شوند، تا این اهداف را قابل اندازه گیری می کند. در نهایت می توان بر اساس این اهداف برنامه های عملیاتی تهیه کرد. اینها شامل برنامه های گام به گامی است که باشگاه ها برای اجرای همه چیز در بالا دنبال می کنند. سازمان‌های ورزشی (یا باشگاه‌ها) نوع خاصی از سازمان‌های مدنی هستند که با هدف ارائه رفاه اجتماعی و سرگرمی از طریق آموزش، رویدادها، مسابقات و همکاری‌های دانشگاهی انجام می‌شوند. در باشگاه‌های ورزشی، هویت  بازیکن و  هوادار به باشگاه، حس اجتماعی را برای فرد فراهم می‌کند. همذات پنداری طرفداران با یک تیم ورزشی، تا حد زیادی جایگزین روابط سنتی خانواده و جامعه محور شده است. سازمان‌های ورزشی بر اکوسیستم‌های محلی تأثیر می‌گذارند، از ذخایر سرمایه طبیعی غیرقابل جایگزینی استفاده می‌کنند و به انتشار کربن مرتبط با تغییرات آب و هوایی کمک می‌کنند .نقش باشگاه‌های فوتبال در تعامل و تأثیرگذاری بر بازیکنان و طرفداران خود مهماست.علاوه بر این، باشگاه های فوتبال منعکس کننده شرکت های تجاری مدرن هستند. رئیس، مدیرعامل باشگاه است و مدیران بازاریابی، کادر جذب، مدیران و بازیکنان کارکنان آن هستند. حامیان را می توان مصرف کننده در نظر گرفت. مطالعات نشان می دهد که شباهت قابل توجهی بین مدیریت یک باشگاه فوتبال و مدیریت یک شرکت متوسط وجود دارد. هیچ معنایی گسترده تر از مفهوم جهانی شدن وجود ندارد. جهانی شدن که توسط بسیاری به عنوان نیروی غالب در تجارت در نظر گرفته می شود، یک پدیده کل نگر از تشدید جریان هایی است که جامعه ما را به عنوان یک کل شکل می دهد امروزه اگر کمتر از ۲.۶۵ میلیارد نفر در جهان به رسانه های اجتماعی دسترسی داشته باشند، ۲.۶۵ میلیارد نفر یا فوتبال بازی می کنند.و یا تماشاگر هستند.  از فقیرترین و ثروتمندترین کشورها، با هر جهت گیری سیاسی، از هر دو جنس و هر قومیت، فوتبال، مانند اکثر شرکت های بزرگ، دریافته است که وظیفه دارد رفتارهای مسئولیت پذیر اجتماعی را از طریق طرح ها و برنامه مدرن  هدایت کند. تیم‌ها همچنان بخشی از میراث فرهنگی و احساسی شهرها تشکیل می‌دهند که همچنان شور و شوق را برمی‌انگیزد. می توان آنها را یکی دیگر از نمادهای ملی دانست. اما فراتر از این بعد فرهنگی، اهمیت ابعاد مالی و رسانه ای این ورزش در دهه های اخیر غالب بوده است. تشابهات بین اقتصاد، مالی و فوتبال واضح است. به عنوان یک تجارت مالی، اقتصاد فوتبال نیز تحت تأثیر شرایط اقتصادی جهانی، به ویژه طبقه متوسط آن، باشگاه‌های متوسط، قرار گرفته است. فوتبال نیز مجبور به فروش دارایی، کاهش ارزش داخلی و تکیه بر صادرات شد. معلوم است که درآمد حاصل از فروش بلیط، حامیان مالی و حقوق تلویزیون است، اما رمزگشایی از منطق و منافع پنهان در پشت آنها همیشه آسان نیست. در سراسر جهان، ۱.۳ میلیارد نفر در فقر زندگی می کنند، وضعیت اجتماعی-اقتصادی که به عنوان عامل اصلی تعیین کننده عدم مشارکت ورزشی شناخته شده است. با این حال، ورزشکاران متعددی در سراسر جهان در شرایط اجتماعی-اقتصادی ضعیف رشد کرده اند. این مورد در برزیل صادق است، کشوری با حدود ۱۳.۵ میلیون شهروند فقیر، با این حال، طی دهه‌ها، بسیاری از بهترین فوتبالیست‌های حرفه‌ای آن از فاولاهای آن بیرون آمده‌اند.

شرح تصویر: از راست بالا، حسین صدقیانی، بیوک جدیکار، پرویز قلیچ خانی. ازسمت راست و بالا، علی کریمی، علی دائی، کریم باقری، رحمان رضائی در مصاف با زلاتان ابراهیموویچ، مهدی مهدوی کیا و وحید هاشمیان.مسعود شجاعی و جواد نکونام

آیا می توان ساختار باشگاهها و حتی تیمها ی فوتبال را در جمهوری اسلامی با سازوکار مدرن که در بالا به طور کلی به قسمت هائی از آن اشاره شده، مقایسه کرد؟! بدیهی است جواب منفی است.! در وقت دیگری، به مسایل و موضوعات لژیونرهای فوتبال ایران و لژیونرهای وارداتی به لیگ فوتبال جمهوری اسلامی ایران پرداخته خواهد شد.

https://akhbar-rooz.com/?p=215023 لينک کوتاه

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز


0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x