یکشنبه ۱۳ اسفند ۱۴۰۲

یکشنبه ۱۳ اسفند ۱۴۰۲

روزی دوباره (برای فریبرز رئیس دانا) – محمود طوقی

فریبرز رئیس دانا

روزی دوباره

روزی دوباره؛

روزی که دیر نیست

در آستانه این درگاه می ایستی

وآواز های روشنت را

با پرندگان این خیابان

قسمت می کنی

من دارم پیر می شوم

اما هنوز به رویا های تو باور دارم

دیگر چیزی به فرو ریختن این فاصله های تلخ نمانده است

من هرشب

صدای آبشار هایی بزرگ را

 در پشت این دیوار های کهنه می شنوم

من هرشب

آمدن ترا

از پس پشت این ملحفه های سپید می بینم

من هر شب

صدای آواز های روشن ترا

از پایگاه رعد می شنوم

من دارم کنار این بندر گاه پیر می شوم

اما به آمدن تو باور دارم

https://akhbar-rooz.com/?p=23016 لينک کوتاه

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز

0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x