سه شنبه ۱۵ اسفند ۱۴۰۲

سه شنبه ۱۵ اسفند ۱۴۰۲

مبارزه مسلحانه محصول تحمیل دیکتاتور یا ارادهٔ مبارزان پیشرو –  مهرزاد وطن آبادی

کودتای۲۸ مرداد که اتفاق افتاد، تبعاتی بر فرهنگ، هنر، ادبیات و سیاست جامعه برجای گذاشت. کودتای آمریکائی – انگلیسی طومار مبارزان سیاسی از جمله حزب توده و ملیون را درهم پیچید و فضای سیاسی انفعالی را بر جامعه تحمیل کرد.  کودتا بر شاعران  نیز بی تاثیرنبود، شاعرانی که با همه احساس  و شور سیاسی، فضای سیاه بعد از  کودتای ۲۸ مرداد را در شعرهایشان بازتاب دادند. خفقان و انسداد سیاسی فضای جامعهٔ بعد از کودتا را شعرایی چون شاملو، اخوان ثالث، آتشی و … در قالب سروده هایی فریاد کردند. شاملو رکود و انفعال حاکم بر جامعه پسا کودتا را در قالب سروده ی « بیابان را سراسر مه گرفته ست » می سراید، اخوان از « هوا بس ناجوانمردانه سرد است » جامعهٔ بعد از کودتا سخن می گوید. « امید » در سروده ای دیگر نومیدانه می نویسد؛ « نادری پیدانگردد، ای رفیق کاشکی اسکندری پیدا شود». منوچهر آتشی هم سرشار از شور احساس و شعور سیاسی فریاد برمی دارد :« عبدوی جط دوباره می آید / از تپه های آن سوی گزدان خواهد آمد /  آیا عقاب پیر خیانت / تازنده تر / از هوش تیز ابلق من بود ؟ » اشعار شعرای نوسرای  بعد از  کودتا، آئینه تمام نمای فضای سیاسی جامعه بعد از کودتا بود.

 کودتا که وقوع پیدا کرد، از یکسو فضای جامعه دچار رکود و یاس شد، و از سوی دیگر عربده جوئی محمدرضا پهلوی مست  از برگردانده شده ن به تاج و تخت، و گزمگان ساواک، روند وقوع رویدادهای تاریخ ساز  بعدی را آماده می کردند، زمینه ای که گرچه اسکندر مهاجم « م. امید » پیدا نشد، ولی در عین نومیدی، بعد از یکدهه نویدش باعث به میدان آمدن نادر نجاتبخش گردید، چونکه عبدوی جط نیز داشت از افق دور می آمد.

از نگاه ترکیبی امیدوارانه و نومیدانهٔ  شعرا به حرکت امیدبخش مشی سیاسی دهه ۴۰ بازمی گردم، تا علت وقوع رویداد حماسهٔ سیاهکل را تبیین کنم. واقعا چرا باید حماسه سیاهکل در ۱۹ بهمن ۱۳۴۹ اتفاق بیفتد، تا راه مبارزهٔ مسلحانه را پیش پای حماسه سازان سیاهکل بگشاید؟ تورق در تاریخ جنبش مسلحانهٔ چپ ایران گویای آن است، که سرکوب های بعد از کودتای ۲۸ مرداد و بدنبال آن اعتراضات ۱۳۴۲؛ فضای سیاسی ایران تحت الشعاع  این رویدادها  قرار می گیرد، رویدادی که شراره ای بر شب سیاه دیکتاتوری می افکند و از بطن آن ۱۹ بهمن، روز حماسهٔ  تاریخ مبارزات چریکی و ضددیکتاتوری ایران سربرمی آورد، حماسه ای که هرگز از حافظه تاریخی جامعهٔ ایرانی  پاک نمی‌شود.                                                                                                   

سیاهکل گرچه ظاهرا اقدامی غافلگیرکننده بود، ولی پیشینه آن به چندین سال  قبل از وقوع آن برمی گشت، که شماری از دانشجویان که گرایش‌ چپ کمونیستی مستقل و ناوابسته به اردوگاه سوسیالیستی داشتند،  در عین حال عملکرد منفعلانه حزب تودهٔ ایران را نمی‌پسندیدند، هسته های کوچک مبارزاتی را تشکیل دادند و زمانی طول نمی کشد، که تحت نام چریک های فدائی خلق عملیات مسلحانه علیه رژیم دیکتاتوری پهلوی دوم را آغاز می کنند. در روند مبارزه مسلحانه آنها است، که بلافاصله چریک‌های فدایی خلق متولد می شوند.

بعد از وقوع حماسه سیاهکل و شروع مبارزهٔ مسلحانه و حتی بعد از بهمن ۱۳۵۷ برخی از هواداران مشی مسلحانه در نقد گذشته به این نکته رسیدند که در مبارزه با دیکتاتوری پهلوی مشی مسلحانه چریکهای فدائی منطقی نبوده و از طریق شیوه های دیگر نیز می شد مبارزه سیاسی برعلیه دیکتاتور را آغاز و به پیش برد ، مبارزه ای که هم تصمیم ساز و هم به تغییر شرایط می توانست  بیانجامد. آیا منطقی و منصفانه است، این مشی سیاسی – نظامی گریزناپذیر تاریخی چند دهه را ، امروز در شرایط نوین با دید سیاسی کنونی به نقد کشید؟ اینجا یک پرسش مطرح است؛ اینکه آیا در دوران دیکتاتوری محمدرضاشاه راههای مبارزه سیاسی دیگری بود و مبارزین از آن راههای سیاسی استفاده نکردند ! بلافاصله پرسشی بدنبال پرسش قبلی می آید. برای یافتن پاسخ های آن باید بر رویکرد دیکتاتوری آریامهری دقت بیشتری کرد. مگر محمدرضا پهلوی زمینه شیوه های مبارزات سیاسی و غیرمسلحانه را مهیا کرد و باوجود فضای باز و پلورالیستی، حماسه سازان سیاهکل به مشی مسلحانه روی آوردند؟ ولی در بررسی عملکرد دیکتاتوری هیچ آثاری از تمایل وی به ایجاد فضای باز سیاسی پیدا نمی شود. زیرا محمدرضا پهلوی چنان مست قدرت بود، پیش از آنکه به حمایت مردم و تعامل با گروههای سیاسی تکیه کند، حفظ قدرت خود را از طریق حمایت آمریکا و انگلیس می دید.

بنابراین روز به روز فضای اختناق و گسترهٔ سرکوب را بیشتر می کرد. همین رویهٔ سرکوبگرانه بود، که جوانان مبارز چپ مستقل ناوابسته به شوروی دریافتند، تنها مبارزه مسلحانه مشی تصمیم ساز و عامل تغییر شرایط سیاسی و اجتماعی  است؛ دیکتاتوری وابسته به امپریالیسم آمریکا بنا به دلائل خاص خود، قبلا همهٔ راههای مسالمت آمیز را مسدود کرده بود و هیچگونه فرصتی هرچند کوچک را ایجاد نکرد، تا نیروهای سیاسی چپ بتوانند، از طریق آن فضای بوجود آمده فعالیت مسالمت جویانهٔ خودرا آغاز کنند، و بدون کاربرد قهر و مبارزه مسلحانه وضع موجود را تغییر دهند.

محمدرضا شاه اگر می توانست به ایجاد فضای سیاسی هرچند کوچک رضایت دهد، قادر می شد از فضای سیاسی بدون تنش فرصتی بسازد و تغیبرات لازم را انجام بدهد. قطعا هیچگاه جنبش مبارزه مسلحانه پا نمی گرفت. در واقع علل اصلی مبارزه مسلحانه چریک های فدائی در ۱۹ بهمن ۱۳۴۹ عبارت بودند از: ۱ – شدت یافتن جو اختناق و دیکتاتوری از سوی شاه و ساواک؛ ۲ – بی میلی خاص دیکتاتور مبنی بر گشایش فضای سیاسی، ۳ – ناکارآمدی روش محافظه‌کارانهٔ مبارزان سیاسی نسل گذشته، وقتی در کنار بی توجهی ساختار حکومت پهلوی به عوامل عینی داخلی، متاثرشدن جوانان از پیروزی جنبش‌های رهایی بخش در کوبا، الجزایر و تشدید جنگ ویتنام همگی، باعث شد تا حماسه سیاهکل فصلی از مبارزه شود،  و گروهی از مبارزان  ایرانی مشی چریکی و  مبارزه مسلحانه را برگزینند.

مهرزاد وطن آبادی

https://akhbar-rooz.com/?p=232767 لينک کوتاه

1 2 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest

2 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
علیرضا سعیدی
علیرضا سعیدی
7 روز قبل

جواب به تیتر مقاله: اراده ناآگاهانه پیشرو !!! که بعضاً به شهادت طلبی اسلامی مربوط میشود!

farhad farhadiyan
farhad farhadiyan
25 روز قبل

بهتر است مشی چریکی را بعنوان یک خواب تاریخی فقط در ارج نهادن به کسانی که دست به عمل زدند یاداوری کنیم ولی وقتی افرادی هنوز هم درصدد توجیه ان اشتباهات هستند ناچاریم بگوئیم این سه دلیل اگر جهانشمول و علمی ست چرا امروز دست نمی زنید ؟ پس ناشی از تحلیل وضعیتی بوده که غلط بوده است مشی چریکی مشی جدااز توده و خواهان تغییر از بالا توسط یک گروه کوچک است پس ربطی به کمونیسم و مارکسیسم ندارد مشی چریکی نمی توانست دلیل درستی ناشی از شکست حزب توده باشد چون شرایط سیاسی اجتماعی و اقتصادی بعد از سال ۱۳۴۲ کاملا با زمان حزب توده متفاوت بود عکس العملها عمدتا توسط روشنفکران خرده بورزوا و تولید کننده های سنتی بودند که در رقابت با تولید بزرگ ورشکسته یا درحال ورشکستگی بودند لذا ربطی به طبقه ی کارگر هم نداشت ما حتی سال گذشته در انقلاب ژینا هم مشاهده کردیم که این جریان مقابل انقلاب ایستاد و روش انحلال طلبانه را درپیش گرفت طیف فدائی اگر نخواهد با گذشته مرزبندی کند اگر نخواهد با استالینیسم و مدیریت از بالا نکند سقوط

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز

2
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x