پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲

پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲

چگونه با آغاز جنگ غزه، جنون رسانه ای رخ داد؟ نمونه ی فرانسه – نویسندگان RIMBERT &  HALIMI، برگردان: شهباز نخعی 

از ۷ اکتبر گذشته، رسانه های بزرگ فرانسه می کوشند خود را با مدارهای قدرت تطبیق دهند. حمایت بی قید و شرط آنها از اسرائیل همراه با تهمت و افترا زدن به نظرهای مخالف، زیر سئوال بردن آزادی های عمومی و تعقیب و آزار مهاجران است. این جنگ ایدئولوژیک تا کجا پیش خواهد رفت؟ در خدمت که خواهد بود؟

همزمان با شتاب در گردشی سیاسی، جنون رسانه ای نیز رخ داد: دو هفته پس از کشتار انجام شده توسط حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، رسانه های اصلی و دولت فرانسه جسارتی دوچندان یافتند. جسارت کنار گذاشتن «فرانسه تسلیم ناپذیر» (LFI) از «طیف جمهوریت» بخاطر این که از بستن چشم هایش بر انتقام نظامی دولت اسرائیل در غزه خودداری می کرد و همزمان با آن نزدیکی و گنجاندن «گردهمایی ملی» (RN) در همین «طیف جمهوریت». حزبی تأسیس شده در سال ۱۹۷۲ توسط آقای ژان- ماری لوپن که پیش از این از همه رهبران سیاسی دعوت می شد که « سد»ی دربرابر آن ایجاد کنند،و ناگهان زمانی که خود را با مواضع دولت بنیامین نتانیاهو تطبیق داد، پذیرفته و تطهیر شد. در شبکه CNews—Europe 1 ، سونیا مبروک، حتی از خانم مارین لوپن تجلیل کرد و او را «دژ، مدافع و سپری برای یهودیان فرانسه» خواند (۱۰ اکتبر ۲۰۲۳) و روزنامه فیگارو (۵-۶ نوامبر ۲۰۲۳) و شبکه BFM TV (۱۲ دسامبر ۲۰۲۳) تصویری مطلوب از آقای ژوردن باردلار(رهبر حزب لوپن) ترسیم و اعلام کردند که «۴۶ درصد از فرانسوی ها از نخست وزیری او استقبال می کنند». در همان زمان، مطبوعات « مترقی» با واژه هایی ویرانگر از آقای ژان- لوک ملانشون نام می بردند که پیشتر برای توصیف آقای لوپن استفاده می شد: او « خندق لغزش های گندیده »(اوبز. ۱۲ اکتبر ۲۰۲۳) و «نمونه بارز یهود ستیزی» (مدیاپارت، ۱۰ نوامبر ۲۰۲۳) است. عنوان یک مقاله طولانی لوموند (۴ ژانویه ۲۰۲۴)، « یهود ستیزی ، ژان- لوک ملانشون چگون بذر ابهام می کارد» بود، بدون آن که به کمترین گفته ضد یهودی او استناد نماید. در مدت ۳ ماه، این روزنامه ۶ مقاله و چندین مطلب تحریریه را با قصد قتل نمادین رهبر «فرانسه تسلیم ناپذیر» (LFI) منتشر کرد .

نیکولاس بیتوت در روزنامه کارفرمایی اُپینیون (۱۲ اکتبر ۲۰۲۳) مقاله ای با عنوان «ابلیس اردوگاه خود را تغییر داده» نوشت: «حمله حماس برگ های بازی را بهم زده است. ابراز نفرت نسبت به “تسلیم ناپذیر” ها آسانتر و مبارزه با “گردهمایی ملی” دشوارتر شده است». در رسانه ها، طیف جمهوری خواهان با طیف هواداران اسرائیل درهم آمیخته شده اند. در ۱۲ دسامبر، بریس کورتیه، روزنامه نگار فرانس کولتور حتی در یک توییت «آرزوی ناگفتنی» بخش فزاینده ای از نخبگان فرانسوی را افشاء کرد: « از آنجا که “گردهمایی ملی” (RN) فرصت رشد یافته (و همه نظرسنجی ها این را نشان می دهد)، چرا این کار در چهارچوب یک همزیستی صورت نگیرد ؟ انحلال [مجلس]. [بدین ترتیب] ماکرون در کاخ الیزه زمام سیاست خارجی را در دست نگه می دارد (قطع رابطه ای با اتحادیه اروپا و ناتو رخ نمی دهد) و در زمان مناسب در سال ۲۰۲۶ مجلس منحل شود».

تا همین ده سال پیش تصور ناپذیر بود که گرایشی چنین سریع به راست افراطی در سپهر سیاسی فرانسه به وجود آید. گرایشی که همراه با محدودیت هایی در آزادی بیان، عقاید، و تظاهرات باشد. رسانه ها با هماهنگی وزیر کشور، بر اساس باور یا جمود فکری، تظاهرات عادی حمایت از فلسطینی ها را به یهود ستیزی – که ممنوع است- نسبت می دهند. برنارد هانری لِوی هم در لو پوئن (۹ نوامبر) آن را «تظاهرات حمایت از تروریسم» می نامد. داریوس روشبن، روزنامه نگار ستایشگر او نیز در تلویزیون LCI پیشنهاد می کند که «اسلام گراها توسط دولت بازداشت شوند» (۱۵ اکتبر ۲۰۲۳). «قانون مهاجرت» تصویب شده توسط اکثریت طرفدار ریاست جمهوری در مجلس در ۱۹ دسامبر به همراه جناح راست و «گردهمایی ملی»، این یورش به آزادی ها را تکمیل می کند: متن این قانون که « ترجیح های ملی» را نهادینه نموده و عرصه را بر خارجی ها تنگ تر می کند، به عنوان سپری علیه «تجاوز به منافع اساسی حکومت» و «فعالیت های دارای ماهیت تروریستی» و تحریک به خشونت، توسط وزارت کشور تدوین شده است و هدف آن مسلمانان «اسلام گرایی» است که می کوشند یک کشتار ضد یهودی براه اندازند.

زلزله ای درحال تکوین است که پیشتر در جاهایی دیگر در اروپا رخ داده بود. با این حال، ریشخند روزگار باعث شد که این چرخش اقتدارگرایانه تحت هدایت مشترک یک تشکل روزنامه نگاری – که خود را نگهبان آزادی های دموکراتیک می خواند – و دولتی که برای ایجاد سد دربرابر راست افراطی انتخاب شده انجام شود. هردو اینها عملکرد خود را برای حمایت از «جناح راست اسرائیل در دفاع از خود» توجیه می کنند. این کار در زمانی انجام می شود که حکومت اسرائیل به طور مکرر مرتکب جنایات جنگی با این امید می شود که بتواند یک ملت را تبعید یا از سرزمین خود اخراج کند و با این کار مانع از آن شود که این ملت یک روز بتواند حاکم بر سرزمین خود باشد. گستردگی کشتارهای انجام شده در غزه و واکنش های سرزنش آمیزی که در سطح بین المللی ایجاد می کند، باعث بی اعتباری روزنامه نگاری غربی می شود و جانبداری مسخره آن احتمالا برخی از کنشگران را به این امیدوار می کند که این انحراف و خسارت های ناشی از آن روزی فراموش شود. این دلیلی اضافی برای پرداختن به جزئیات دو جنگ اطلاعاتی است که از ۷ اکتبر آغاز شده است. از یک سو بمباران رسانه ای در مورد کشتارهای حماس، که بارها به عنوان اوج یک رویداد وحشتناک تاریخی توصیف گردید، و از سوی دیگر پوشش در حدی محدودتر و با کلامی ملایم تر، جنگ کاملی که اسرائیل علیه فلسطینی ها براه انداخته است. در مدت چند هفته، فرانسه یک روزنامه نگاری قطب بندی شده را تجربه کرد که به همان اندازه که از بحث حول نظرهای مختلف دوری می جوید، از آزادی بیان هم نفرت دارد.

«نبردی دموکراتیک»

رسانه ای سازی جنگ اسرائیل- فلسطین ۳ جنبه ساختاری دارد: در درجه اول، محور زمانی آن است که نقطه صفر آن کشتن همیشگی اسرائیلی ها –در این مورد خاص، در ۷ اکتبر- است و هرگز به زمان هایی قبل و کشتن ساکنان ساحل غربی رود اردن یا غزه اشاره نمی گردد. این درحالی است که در سال های ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲ و نیز در طول ۹ ماه سال ۲۰۲۳، ارتش اشغالگر اسرائیل به ترتیب ۳۴۹، ۲۹۱ و ۲۲۷ فلسطینی را کشته، بدون آن که این جنایات واکنش تحریریه های همین رسانه ها را برانگیزد. اکریمد(Acrimed) [انجمن فرانسوی انتقاد از رسانه ها] در ۲۳ اکتبر افشاء کرد که از اول ژانویه تا اول اکتبر ۲۰۲۳ «در اخبار ساعت ۲۰ فرانس ۲، تنها ۱۰ بار به موضوع جنگ پرداخته شده و در این ۹ ماه، مدت زمانی که به فلسطینی ها داده شده فقط ۳۳ ثانیه بوده است».

سازماندهی این چنینی رویدادها خود بخود پرسش چرائی آنچه که در ۷ اکتبر رخ داد را در پرده نگاه می دارد: نقشی که کنشگران (تروریست های حماس، قربانیان اسرائیلی و انتقامجویان ارتش اسرائیل) داشتند و سرانجام چگونگی رخداد وقایع که در پاسخ فاجعه (از ۷ تا ۲۶ اکتبر) « اسرائیل از حق دفاع از خود» (۲۷ اکتبر تا ۱۰ دسامبر) استفاده کرد. این دو بخش اساسی رسانه ای سازی است که به زیان بخش سوم عمل می کند، یعنی توجه بین المللی به جنگی که به طور بالقوه توان نسل کشی (از آغاز ماه دسامبر) را دارد. این بخش به طور محسوس نسبت به بخش اول پوشش کمتری یافته است (۱). اهمیت این بُعد زمانی به راحتی قابل درک است : اگر رویداد رسانه ای حول محور جنایات عادی انجام شده توسط اسرائیل در سرزمین های اشغالی یا تحریم مرگبار غزه سامان می یافت ، «حق فلسطینی ها در دفاع از خود» هم می توانست مشروعیت داشته باشد.

شاید هم نه… زیرا نگاه روزنامه نگارانه به درگیری اسرائیل- فلسطین متوجه محور دوم است : یعنی گرایش به غرب. تحریریه های رسانه ها که با تطبیق خویش با دیپلوماسی فرانسه و اروپا هرچه بیشتر آتلانتیک گرا هستند، تل- آویو را متحدی می بینند که با جهان بینی، دشمنان و باورهایی مشترک درباره تعلق به یک تمدن برتر، یعنی جوامع لیبرال، همراهی دارد. لورنس فراری، روزنامه نگار در یک پرسش و پاسخ با میشل اونفری (پاری ماچ، ۴ ژانویه ۲۰۲۴) تأکید می کند که آنچه در خاور نزدیک جریان دارد، «نبرد دموکراسی های غربی با اسلام گراهای بنیادگرا» است. به همین ترتیب، هنگامی که آقای دومینیک دو ویلپن، از آپولین مالرب، مجری برنامه تلویزیون BFM TV (۲۷ اکتبر ۲۰۲۳) پرسش می کند «آیا چون در یک سو ارعاب صورت گرفته، باید در سوی دیگر هم انجام شود؟»، این پاسخ را دریافت می نماید: « «اما، شما مثل کدام بخش از بشریت فکر می کنید ؟»، غرب روشن بین یا «جنوب» پر جمعیتی که در «خیابان» های آن تروریست ها در میان مردم وول می خورند. فیلیپ وال، مدیر پیشین شارلی اِبدو که اکنون خبرنگار Europe 1 ، رادیوی راست افراطی آقای ونسان بولوره است (۹ اکتبر ۲۰۲۳) به این سوال چنین پاسخ می دهد: «من اسرائیل را دوست دارم، زیرا در آن روح اروپایی جریان دارد».

چنان که یک سال و نیم پیش درمورد کی یف هم صادق بود، رسانه ها بدون بررسی و راستی آزمایی بیشتر، روایت های دولت و ارتش اسرائیل را تکرار می کنند، که نمایندگان آن غالبا زبان انگلیسی را بخوبی صحبت می کنند و قواعد روزنامه نگاری و هدف گیری مخاطبان را می شناسند. از سوی دیگر، هرگونه اطلاعات منتشر شده از سوی حماس از جمله شمار قربانیان، با تردید روبرو می شود. ورای ، تعداد زیادی «خبرهای جعلی» که ارتش اسرائیل پخش می کند (۴۰ نوزاد مثله شده، ۲۰ کودک سوخته و به قتل رسیده، نوزاد در تنور انداخته شده، زن باردار سلاخی شده و شکم دریده، قرار داشتن ستاد عملیات حماس در زیر بیمارستان الشفا و غیره) که تکذیب دیر هنگام آن اثر چندانی دربرابر پخش خبر حساسیت برانگیز اولیه ندارد، رسانه های فرانسوی بازهم روایت اسرائیل را بازتاب می دهند: ارتشِ «تنها دموکراسی خاور نزدیک» مأموریت دارد که یک هیولای غیرانسانی فرورفته در قالب مردم غزه را نابود سازد. بنابراین، مسئولیت اصلی همه قربانیان این جنگ به عهده حماس است.

مانند بیشتر موارد در چنین شرایطی، این نوع تبلیغات ، تحلیل گری بهتر از برنارد هانری لِوی ندارد. او در ۲۹ اکتبر ۲۰۲۳ در BFM-RMC می گوید: «اسرائیل مقید به رعایت حقوق بشر است. آنچه که در توان دارد انجام می دهد تا تعداد قربانیان غیرنظامی به حد اقل برسد. اسرائیل با پخش اعلامیه، تلفن، ارسال انواع پیام به اهالی غزه می گوید: “نمانید! گروگان تبهکارانی که ۱۵ سال است بر ذهن شما حکم می رانند نشوید. بروید، فرار کنید”. بنابراین، رعایت حقوق بشر همان قدر در ذهن و قلب اسرائیلی ها وجود دارد که در ذهن و قلب اهالی نیویورک، پاریس یا برلن ». خلاصه، چنان که نتانیاهو در ۳۱ دسامبر تصریح کرد، جنگ اسرائیل «جنگی با رعایت کامل قواعد اخلاقی است».

در طول روزها، این روایت جاری بر زبان همه شبکه های خبری، تعداد قربانیان فلسطینی را کمتر نشان می دهد و با عنوان کردن پاسخ مشروع برای چیزی که ظاهرا شبیه قصد انجام پاکسازی قومی است ، بنژامن دوهامل در ۱۳ اکتبر ۲۰۲۳ در BFM-RMC سوال می کند :«همه کسانی که ما را نگاه و گوش می کنند بخوبی درک می نمایند که حماس از مردم غیرنظامی می خواهد که از جای خود تکان نخورند تا بعد از آنها به صورت سپر انسانی استفاده نموده و درباره آن به نوعی تبلیغات کند، درحالی که ارتش اسرائیل هشدار و دستور تخلیه می دهد. آیا… هدف از این تبلیغات تروریستی نیست ؟». میهمان او، ژرژ مارلبرونو، روزنامه نگار که دربرابر این ارائه «روشنگرانه» و «عینی» مبهوت مانده، پاسخ می دهد: «آری… کم و بیش و تقریبا همین طور است».

دو روز بعد، دوهامل یک نماینده «فرانسه تسلیم ناپذیر» را که با احتیاط ایده آتش بس را مطرح کرده سرزنش می کند: «آتش بس با حماس ؟ حماس یک جنبش تروریستی است! آیا این به معنای آن است که شما می گوئید اسرائیل با حماس مذاکره کند ؟» و سپس ادامه می دهد: «در آنچه شما می گوئید چیزی هست که ذهن مرا مشغول می کند. آیا در نهایت شما از جمله کسانی هستید که به ویژه در “فرانسه تسلیم ناپذیر” سوء قصدهای تروریستی ۷ اکتبر و پاسخ اسرائیل به آن را معادل هم می دانند ؟».

در فرانس انتر هم همین صدا ها به گوش می رسد، ولی گذشتن یک ماه و وجود ۱۲ هزار کشته تا ۱۶ نوامبر موجب می شود که پی یر سروفت، کارشناس این رادیوی دولتی رفتار اسرائیل را چنین توجیه کند که: «اگر اسرائیل بخواهد به هدف های خود دست یابد، باید تعداد بیشتری از غیرنظامی ها را بکشد چون حماس در پشت غیرنظامی ها پنهان می شود. من نمی دانم که ارتش یک حکومت دموکراتیک، دیگر چگونه می تواند بهتر عمل کند» و با تأکید ادامه می دهد: «دادن اخطار به مردم، ایجاد راهروهای انسان دوستانه و درپیش گرفتن تدابیر احتیاطی، کارهایی است که ارتش اسرائیل برای دستیابی به هدف های جنگی خود انجام می دهد». به نظر او، حماس کاملا برعکس، درصدد «ایجاد وضعیتی فاجعه بار در نوار غزه است». با این همه، این رادیو Europe 1 است که مقام (بسیار مورد رقابت) سخنگوی آقای نتانیاهو بودن را در میان رادیو ها به خود اختصاص می دهد. تا جایی که گاهی چهره بت خود را از شرم سرخ می کند . ژرژ بنسوسان، تاریخ دان برروی آتنن این رسانه ، بدون آن که حرفش توسط سونیا مبروک ، مجری، به چالش کشیده شود، تأکید می کند که سربازان اسرائیلی با خود «زندگی، بقا و مواد پزشکی آورده اند» (Europe 1-Cnews ، ۱۶ نوامبر ۲۰۲۳).

از آنجا که این ارتش نیکخواه به ما غربی ها شباهت دارد، روزنامه نگاران فرانسوی یکی از هموطنان خود را که به ارتش اسرائیل پیوسته ، همراهی می کنند. در ۱۰ اکتبر ۲۰۲۳، در برنامه صبحگاهی فرانس انتر، سونیا دویه، مجری، از یووال، دانشجویی که فرانسه را ترک کرده تا در اسرائیل به جنگ علیه حماس بپیوندد تجلیل می کند، کسی که به نظر نمی رسد تفاوتی بین حماس و مردم غیرنظامی غزه قائل باشد. روزنامه نگار به عنوان وداع با سربازی که خود را برای اشغال سرزمین فلسطین آماده می کند می گوید: «خداحافظ یووال، سفر به خیر». جودیت وینتروب همکارش نیز از سرباز دیگری در مجله فیگارو تجلیل می کند (۲۴ نوامبر ۲۰۲۳): ژولین بهلول «متولد فرانسه که برای گریز از یهود ستیزی از کشور رفته است و پس از ۵ سال در شبکه i24News ، لباس نیروی ذخیره خود را می پوشد و به عنوان سخنگوی ارتش اسرائیل خدمت می کند».

درام های فردی و آماری

اگر ایده برخورد انتقادی با این فرانسوی‌هایی که برای جنگ غزه کشور را ترک کرده‌اند، خود را بر تحریریه‌های رسانه‌ها، اعم از دولتی یا خصوصی تحمیل نمی‌کند، به این دلیل است که تعصب غرب‌گرایانه آنها سلسله‌مراتبی را بین دو طرف قائل است: از یک سو دموکراسی هائی قرار دارد که مورد تهدید اسلام گرایی است که متحد شیاطین بزرگ دوران (روسیه، چین) می باشد و از سوی دیگر، بقیه جهان . هیچ روزنامه نگاری به میل خود نمی پذیرد که با رفتارش بخشی از بشریت را به درجه ای پایین تر سوق می دهد. اما، امری که نتیجه اش همین است را می پذیرد، بسیاری از «این که کشتارهایی که انجام شده، تجاوزها، زنانی که قطعه قطعه شده اند و بعد بمباران های امروز در چهاچوب یک پاسخ است، البته با مرگ و میرهایی که کاملا غیرقابل پذیرش است» (سونیا مبروک، Europe 1 ، ۲۶ نوامبر ۲۰۲۳).

بنابراین، برحسب این که نوشته روزنامه نگار درباره تل- آویو یا غزه باشد، واژگان یا جمله بندی ها انسانی یا غیرانسانی می شود. فلسطینی ها «می میرند» بدون آن که مشخص شود چه کسانی آنها را کشته اند. اما حماس قربانی هایش را می کشد و « سلاخی » می کند. در همه مواقع بروز هر سوء قصد در «غرب»، مطبوعات چهره هر فرد قربانی را برای برانگیختن احساسات ترسیم می کنند، اما فلسطینی ها غالبا در گزارش ها بدل به سایه هایی ناشناس می شوند که در ویرانه ها پرسه می زنند (۲). مرگ افرادی مشخص که مانند شخصیت های یک فیلم با آنها هم ذات پنداری می شود، دربرابراشیای مرده ای قرار می گیرد که یک چیدمان را می پوشاند بدون آن که نگاه بر روی آنها متوقف شود.

نزدیک به ۴ ماه پس از آغاز جنگ، هیچ رسانه بزرگی در فرانسه یک تحقیق کمّی درباره رفتار روزنامه نگاران با آن انجام نداده است. در ایالات متحده، نشریه اینترسپت (The Intercept) (۹ ژانویه ۲۰۲۴) به تجزیه و تحلیل گسترده نمونه هایی از مقالات نیویورک تایمز، واشنگتن پست و لس آنجلس تایمز، منتشر شده بین ۷ اکتبر و ۲۴ نوامبر ۲۰۲۳ (۳) پرداخته است. نتایج به دست آمده نمی باید برای خوانندگان فرانسوی غریب باشد: «واژه “سلاخی” درمورد قربانی های اسرائیلی بکار رفته ولی درمورد فلسطینی ها اصلا بکار برده نشده و واژه “کشتار” ۱۲۵ بار درمورد اسرائیلی ها و تنها ۲ بار درباره فلسطینی ها به کار برده شده است. واژه «وحشت انگیز» ۳۶ بار درباره اسرائیلی ها و ۴ بار درمورد فلسطینی ها به کار رفته است». نویسندگان این تجزیه و تحلیل تأکید می کنند که «بی توجهی رسانه ای به شمار بی سابقه کودکان و روزنامه نگاران کشته شده، درحالی است که این دو گروه معمولا مورد توجه و علاقه رسانه های غربی هستند». سرانجام، درحالی که قتل غیرنظامی ها توسط حماس به عنوان نتیجه یک راهبرد عمدی معرفی می شود، روزنامه نگاران کشتار مردم غزه را «چنان که گویی ناشی از توالی اشتباهاتی که هزاران بار تکرار شده است» معرفی می کنند.

کاربرد واژه هایی با بار معنایی عاطفی برای یک طرف، و بی تفاوتی نسبت به طرف دیگر، در تحقیق انجام شده بر یک رسانه غربی دیگر یعنی «موسسه برتانیایی نشر و پخش» (BBC) هم تأئید شده است (۴). پژوهشگران ۹۰ درصد از تولید آنلاین بی بی سی بین ۷ اکتبر و ۲ دسامبر ۲۰۲۳ را از غربال گذرانده اند. علاوه بر مشترک بودن تقریبا نظام مند کلمات «کشتار»، «قتل» و «سلاخی» درمورد قربانیان اسرائیلی، فلسطینی ها فقط «کشته شده» یا «مرده اند». پژوهش چنین نتیجه گیری می کند که واژه هایی که روابط خانوادگی مانند «مادر»، «مادربزرگ»، «دختر»، «پسر»، «همسر» و غیره را بیان می کنند، درمورد اسرائیلی ها خیلی بیشتر از فلسطینی ها به کار برده شده است.

۱۰۰ روز پس از حمله حماس به اسرائیل، که نتیجه آن طبق گفته ۱۵ دسامبر تل- آویو ۱۱۳۹ کشته، از جمله ۷۶۶ غیر نظامی و گروگان گرفته شدن ۱۳۲ تن بوده که همچنان در غزه بسر می برند [تعداد کل گروگان ها ۲۴۰ تن بود که بیش از ۱۰۰ تن از آنها درجریان آتش بس ۱۰ روزه آزاد شدند. م]. نظامیان اسرائیلی که توسط ایالات متحده تجهیز و حمایت مالی می شوند، ۲۳ هزار فلسطینی را کشته اند و ۸ هزار تن نیز ناپدید شده اند. بیمارستان ها، مدارس، کلیساها، مراکز فرهنگی، بایگانی ها، جاده ها، زیرساخت های سوخت و نیرو خسارت دیده، ۶۰ درصد ساختمان ها تخریب شده و ۸۵ درصد از مردم از خانه های خود رانده شده اند. این ویران کردن نظام مند باعث کمبود آب و دارو و نیز بروز قحطی در سطحی چنان وسیع شده که ۴۰ درصد از بازماندگان را تهدید می کند. به گفته رابرت پاپ، تاریخ دان آمریکایی این «یکی از گسترده ترین کارزارهای تنبیهی علیه غیرنظامیان در طول تاریخ» است که گستره ویرانگری آن از حلب در سوریه، ماریوپول در اوکراین و حتی شهرهای آلمانی بمباران شده توسط متفقین در پایان جنگ جهانی دوم نیز فراتر رفته است (۵). این درحالی است که موضوع برسر یک لغزش یا ناشی از خطا نیست و این عملیات بدنبال اظهاراتی رسمی ای انجام گرفته که دارای لحنی نشان دهنده قصد نسل کشی بوده است. برای شروع می توان از گفته های اسحاق هرتزوگ، رئیس جمهوری سوسیالیست یاد کرد: («همه افراد یک ملت مسئول هستند») و بعد به نقل گفته یوآف گالانت، وزیر دفاع اشاره کرد که می گوید: («غزه دیگر آنچه که بوده نخواهد شد. ما همه را از بین می بریم»).

اعتراض «بریس» به فرانس انتر

تجزیه و تحلیل سلاخی اسرائیلی، طبق نسخه ای که رهبران تل- آویو برای «حیوان های انسان نما » تجویز کرده اند، نیاز به تحقیقی جامع برای ردیابی ریشه ها یا نشانه شناسی پیشرفته برای درک معنی آن ندارد. پس از انتشار مطالبی که خصلت فلسطینی ها را «تروریسم اسلامی» و سیاست اسرائیل را یک رشته «پاسخ» به این ترورها تعریف می کند، پس از نشان دادن همبستگی غرب که متحدان اسرائیل را انسان دوست و طرف مقابل را وحشی توصیف می نماید، بیشتر روزنامه نگاران فرانسوی ترجیح می دهند که روی خود را از فجایعی که رخ می دهد برگردانند. آنها آگاهانه پرداختن به جنگ در رسانه ها را کاهش می دهند تا ناگزیر از طرح پرسش های ناراحت کننده نشوند(۶).

با این حال، منطق و عدالت حکم می کرد که لشکر تحلیل گران و تصمیم گیرندگانی که در ماه اکتبر اعلام کرده بودند که «اسرائیل حق دفاع از خود را دارد»، درمورد عواقب این «حق» – ازنظر تعداد قربانیانی که ایجاد می کند- مورد پرسش قرار گیرند و ناگزیر از دادن پیشنهاد ، اقدامات و مجازات هایی برای توقف کشتار باشند. کسانی که حاضر نشدند از «تروریسم» فلسطینی حرف بزنند قربانی یک سنگسار رسانه ای شدند. اما ناگهان مشاهده رفتار اسرائیلی ها در جنگ معانی دیگری یافت و واژه های دیگری به صحنه آمد: «اخراج»، «پاکسازی قومی» و حتی «قصد نسل کشی» . آیا روزنامه نگاران حالا می خواستند سلاح ها و تحلیل های خود را علیه برخی از مدافعان «حمایت بی قید و شرط» از اسرائیل به کار گیرند ؟ آیا می خواستند به انتقاد از رفتار کورکورانه آنها بپردازند، چرا که کشتار غیرنظامیان، این بار در غزه، ایجاب می کرد علیه حمایت شدگان خود لحنی تند به کار برند ؟ خانم یائل برون- پیوه، رئیس مجلس ملی، آقای ژرارد لارشر، رئیس مجلس سنا، آقای اریک سیوتی، رئیس تشکل جمهوری خواهان (LR)، خانم آن هیدالگو، شهردار پاریس و برخی از کسان دیگر می توانستند – همچنان که چند هفته پیش درمورد رهبران «فرانسه تسلیم ناپذیر» عمل شده بود- مورد پرسش قرار گیرند که: «آیا پاکسازی قومی را تأیید می کنید؟»، «آیا این بیشترین اخراج دست جمعی نیست؟» «چرا نباید شرکت ورزشکاران اسرائیلی – که بیشتر آنها افراد ذخیره ارتش هستند- را در بازی های المپیک ممنوع کرد؟» و «سرانجام، چه زمانی مجازات هایی علیه اسرائیل اِعمال خواهید کرد؟». می دانیم – یعنی درواقع پیشتر حدس زده ایم- که چنین پرسش هایی مطرح نخواهد شد. حتی روزنامه ای مانند لو موند، که بخاطر پوشش دادن درست تر جنگ، از اغلب همکارانش متمایز است، هنوز توصیه نمی کند که حکومتِ متهم به ارتکاب جنایات جنگی در فلسطین، توسط «جامعه بین المللی» مجازات شود.

رییس جمهوری ماکرون، در هنگام بیان آرزوهای خود به مناسبت سال نو، فقط ۱۵ کلمه را به ۲۲ هزار تن کشته شده در غزه اختصاص داد. در همان روز ۳۱ دسامبر ۲۰۲۳، ژورنال دو دیمانش، به رغم انتشار شماره ای ۴۸ صفحه ای، توانست از نشر هرگونه مقاله ای درمورد کشته شدگان فلسطینی طفره برود. دو هفته بعد، دو رهبر سیاسی بسیار متفاوت یعنی آقایان رافائل گلوکزمن و اریک زمور – یکی توسط فرانس انتر و دیگری Europe 1 – به مدتی طولانی مورد پرسش قرار گرفتند. تنها وجه اشتراک این دو برنامه مدت زمان ۵۰ دقیقه ای آنها بود و هیچ کدام نیز وقتی را به غزه اختصاص ندادند. آقای گلوکزمن البته درمورد بیمارستان هایی که به آنها حمله شده بود، حرف زد اما این بیمارستان ها در منطقه کوربی اسون فرانسه قرار داشت و قربانی هکرهای روسی شده بود.

چند روز پیش از آن، در ۲۱ دسامبر، آقای فرانسوا اولاند – بار دیگر- میهمان فرانس انتر بود. پس از ۱۶ دقیقه گفتگو، درباره جنگ غزه حرفی مطرح نشده بود. یکی از شنوندگان به نام «بریس» آهنگ کُند گفتگوها را بهم زد: «پس از کشته شدن چند ده هزار کشته در فلسطین، سرانجام تصمیم گرفته می شود که از مهمانان برنامه خود بپرسید آیا صریح و بدون ابهام وحشیگری های ارتش اسرائیل را محکوم می کنند ؟ در ابتدا، شما چند روزی به شکل متمایز شمار کشته شده های هر طرف را اعلام می کردید و بعد، من به خوبی به یاد دارم که نیکولاس دموران [مجری برنامه صبحگاهی فرانس انتر] زمانی که تعداد کشته شده های فلسطینی به ۱۲۰۰ نفر – برابر با کشته شده های اسرائیل – رسید این کار را متوقف کرد. اکنون [تعداد کشته شده های فلسطینی] ۲۰ برابر بیشتر است. بنابراین، شاید زمان آن رسیده باشد که هرکس از خود بپرسد آیا نباید صریح و بدون ابهام این کشتارها را محکوم کرد؟». تلاش این شنونده ، زحمتی بیهوده بود. فردای آن روز، فرانسوا روفن، نماینده «فرانسه تسلیم ناپذیر» به فرانس انتر دعوت شده بود. مجریان برنامه هیچ پرسشی درباره غزه از او نکردند.

از ۸ تا ۲۱ اکتبر، در ۱۵ روز پس از حمله حماس، همه میهمانان برنامه صبحگاهی فرانس انتر، بجز دو تن، یا در مورد این حمله مورد پرسش قرر گرفتند و یا خود از آن ابراز انزجار کردند. ونسان لیندون، بازیگر در ۱۳ اکتبر توضیح داد: «امروز اگر بخواهیم احساس درونی خود را ابراز کنیم، [ناگزیر از محکوم کردن این حمله هستیم]». دو ماه بعد، این «الزام اخلاقی» ناپدید شده است. از ۸ تا ۲۱ دسامبر، درحالی که بحثی بین المللی درمورد خطرات نسل کشی در غزه- از جمله در میان نهادهای وابسته به سازمان ملل متحد- داغ شده، تنها از دو تن از میهمانان برنامه صبحگاهی فرانس انتر دراین باره پرسش می شود و صحبت های «بریس» این تعداد را به ۳ تن رساند…

تا هر حد که بخواهیم می توان اسنادی درباره جهت گیری روزنامه نگاران به نفع اسرائیل ارائه کرد. پوشش دادن مستقیم فرانس انفو در جمعه ۱۲ ژانویه ۲۰۲۴ در دفاع از تل- آویو دربرابر اتهامات انجام نسل کشی از این جمله است. این درحالی بود که روز پیش از آن آفریقای جنوبی دربرابر دیوان بین المللی دادگستری در لاهه اقامه دعوی کرده و چنین پوششی به آن داده نشده بود. با این حال، تنها انتقاد از «یک بام و دو هوایی» (استانداردهای دو گانه ) که نشان دهنده عدم تعادل است، کافی نیست زیرا این رفتار خاص با جنگ اسرائیل- فلسطین، بخشی از یک تغییر بزرگ تر است.

در مدت ۴ ماه، رهبران فرانسه، کشوری که «چهارمین قدرت دنیا است»، نه تنها توانسته اند فرهنگی را رواج دهند که مانند دوران امپراتوری استعماری ، غرب را مرکز و اوج بشریت می داند ، بلکه اکثریتی بزرگی از آنها، به دیدگاه راست افراطی اسرائیل پیوسته اند و با به حاشیه راندن مخالفان جنگ در فرانسه ، بیان همبستگی ای با فلسطین را ممنوع کرده اند که تا دیروز هنوز آزاد بود. به این ترتیب، آنها به غسل تعمید راست افراطی در معبد جمهوری شتاب بخشیده و در عین حال از تجدید سلاح نظامی و اخلاقی فرانسه به نام مبارزه علیه تروریسم اسلامی حمایت می کنند. جنگی که ۱۵ سال است توسط دولت ها علیه جنبش های «عوام گرا»(پوپولیست) و نظام های «غیرلیبرال» جریان دارد، در اینجا نیروی امدادی غیرمنتظره ای یافته است: تولد و استقرار یک روزنامه نگاری اقتدارگرا در فرانسه.

***

۱- Nombre d’articles et de séquences audiovisuelles répertoriés dans la presse française sur l’agrégateur Europresse.

۲- Cf. Pauline Perrenot, « À la Une du Parisien, la caricature du double standard », Acrimed, 21 décembre 2023.

۳- Cf. également les recherches de Holly Jackson sur un autre échantillon de presse américaine à l’adresse : https://github.com/hollyjackson/casualty_mentions_nyt

۴- L’étude est résumée par Xander Elliards, « Study shows BBC “bias” in reporting on Palestinian and Israeli deaths », The National, Glasgow, 9 janvier 2024. Les données sont disponibles à l’adresse : https://github.com/liet-git/bbc-bias#word-bank-analysis

۵- Julia Frankel, « Israel’s military campaign in Gaza seen as among the most destructive in recent history, experts say », Associated Press, 11 janvier 2024.

۶- مقاله «غزه، همراهان رسانه ای یک نسل کشی»، اوریان ۲۱، ۱۵ زانویه ۲۰۲۴ https://orientxxi.info/magazine/article6998

Pierre RIMBERT پییر ریمبر ، جامعه شناس و مولف کتاب «لیبراسیون» ، از سارتر تا روتچیلد

Serge HALIMI دبیر هیئت تحریریه لوموند دیپلوما تیک

منبع: لوموند دیپلماتیک این مقاله را با عنوان “روزنامه نگاری فرانسه، خطری برای جامعه” منتشر کرده است.

https://akhbar-rooz.com/?p=232899 لينک کوتاه

2.8 4 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest

1 دیدگاه
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
reyhanekavh m
reyhanekavh m
19 روز قبل

لیبرال‌های جمهوریخواه ایرانی همگام با سلطنت‌ طلب ها از جمله برندگان جایزه ” صلح نوبل” ، به بهانه ارتباط حماس با جمهوری اسلامی این سازمان را تروریست اعلام کرده و بگونه ایی موذیانه یا از اسرائیل دفاع کرده ،یا در برابر نسل کشی و کودک کشی صهیونیستها سکوت کردند.

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز

1
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x