شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳

شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳

به‌احترام آن‌ها که جایی ساختند برای تنفس آزادی برای هر زندانی – محمد حبیبی

محمد حبیبی: آنها که زندان رفته اند خوب می دانند که برای برخی زندانیان، کتاب حکم نان شب را دارد. هیچ چیز نمی تواند سنگینی گذر روزها و شب ها را در زندان آسان کند، مگر غرق شدن در لابلای خطوط کتاب ها.
و حالا اگر جایی باشد که در آن همهمه ی بی پایان صدا ها، سکوتی را هدیه کند برای این غرق شدن ها، حکم تنفس رهایی در زندان را دارد. جایی شبیه به کتابخانه بند ۴ اوین.

این بار آخری که برای سومین بار وارد بند ۴ شدم و به کتابخانه رفتم، مثل قبل نبود. چیزهای زیادی تغییر کرده بود.
تنوع کتاب ها بیشتر از گذشته بود. ساعت های بیشتری می شد در کتابخانه بمانی و گاهی تا نه شب. هر روز ده ها روزنامه و مجله وارد بند می شد. کلاس های فرهنگی از آموزش نجوم (علی یونسی و امیرحسین مرادی عزیز درس می دادند) تا کلاس های زبان (یکی از آموزش گرها کیوان مهتدی عزیز بود) و موسیقی و آشپزی… برقرار بود. تمام کتاب ها لیست بندی شده در یک کامپیوتر با یک سرچ ساده قابل دسترس بود. بانک فیلم و سی دی ارزشمندی فراهم شده بود و بعد از آزادی شنیدم که مانیتورهایی در کتابخانه نصب شده است، برای شنیدن موسیقی یا دیدن سی دی های آموزشی.

همه این تغییرات محصول شش سال تلاش مداوم زندانیان محیط زیستی در بند ۴ بود. در این سال ها مسئولیت کتابخانه و بخش فرهنگی بند با آن ها بود. همه این امکانات را ذره ذره، با پیگیری و جمع آوری کمک های مالی از خود زندانیان فراهم کردند و با صبر و حوصله و پشتکار، زندانبان را قانع کردند، حالا که امکاناتی فراهم نمی کند، اجازه ورود این امکانات به زندان را بدهد. حاصل کار این دوستان شگفت انگیز بود.

آنها بیش از شش سال به ناحق حبس کشیدند، درست. اما حبس با کیفیت. کتابخانه ای ساختند که تا سال ها می تواند، جایی باشد برای تنفس آزادی برای هر زندانی.

همه از حبس ناعادلانه شان گفتند و من دوست داشتم از دستاورد ارزشمندشان در سال های حبس بگویم و به پاس قدردانی کلاه از سر بردارم.

امیر حسین خالقی، سام رجبی، هومن جوکار و طاهر قدیریان؛

از شما دوستان ممنونم و می دانم که شما سرمایه های ارزشمند این سرزمین هستید.

پ ن ۱ : محمدرضا معمارصادقی، در این سال ها نقش موثری در فرستادن کتاب به زندان های مختلف و از جمله بند ۴ اوین داشته است.
دراویش گنابادی (محمد شریفی مقدم، عباس دهقان، مصطفی عبدی) هنگام آزادی حجم زیادی دی وی دی آموزشی، موسیقی و فیلم و همچنین کتاب که در همه سال های حبس جمع آوری کرده بودند، را به کتابخانه بند ۴ اهدا کردند.
جعفر ابراهیمی، سعید مدنی و کیوان مهتدی، واسطه ورود کتاب های ارزشمندی به بند ۴ بودند. به امید آزادی شأن.

پ ن ۲ : در ارزشمندی کیفیت حبس خانم ها سپیده کاشانی و نیلوفر بیانی، دوستان بند زنان اوین نوشته اند و احتمالا در آینده بیشتر خواهند نوشت.

https://akhbar-rooz.com/?p=238079 لينک کوتاه

4 5 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest

2 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
کهنسال
کهنسال
1 ماه قبل

شما را قصه دیگرگون نوشتند///حساب کار ما با خون نوشتندمرا شمشیر زد گیتی، ترا مشت///ترا رنجور کرد،اما مرا کشت
(پروین اعتصامی).
 کتابهای سالهای اولیه دهه۶۰(در یکی از زندانها): قران؛نهج البلاغه؛توضیح المسائل خمینی؛آثارمطهری(داستان راستان)؛آل احمد؛مخملباف(یارلاجوردی؛ اصلاح طلب واز موسسین سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی وسپاه )؛ سردارجنگل:میرزا کوچک….وحافظ و مولوی و سعدی…
هدف این کتابها شکست مقاومت و تبلیغ و ترویج روحیه ندامت و توبه بین زندانیان بود.هرچند متاسفانه آیینه بخشهایی از آنچه بود که درآن سالهای سیاه وخونین میگذشت.
ابراهیم فخرایی نویسنده سردار جنگل از جنگلیها بود و بعد از قتل حیدرعموغلی بدست میرزا و شکست جنبش جنگل؛ نادم وسپس سرگرد شهربانی رضاشاه شد(بنابرنوشته خود)
داستانی از مخملباف از زندان قبل ازقیام ۵۷:که درانتها نویسنده کتاب بخاطر ندامت به یکسال وخواننده کتاب به ده سال حبس محکوم شدند.

کهنسال
کهنسال
1 ماه قبل

کتاب طنز نون والقلم آل احمد:
که داستان جنگ دراویش برعلیه حاکم وقت و محاصره شهراست ولی نهایتا شکست خورده ومجبور به مهاجرت به هند می گردند.حاکمان هند شرط پذیرش آنان را پیشکش۵۰ خاتون زیبا از سوی آنان کرده و رهبران دراویش دراین فکرکه:“ما را باش که مبارز راه آزادی بودیم ولی حالا کارمان به جاکشی رسیده است…” 
البته رمان ارزشمند کلبه عموتام خانم هریت بیچراستو…هم پیدامیشد.    کتب به زبان انگلیسی که از قبل از۳۰خرداد در زندان بود(بین آنان که انگلیسی بلد بودند با ترس واسترس فراوان و مخفیانه دست بدست ومطالعه میشد):
پدر سرگئی اثرتولستوی:(حکایت برملا شدن عدم بکارت پرنسس و سرخوردگی سرگئی عاشق وکشیش شدن وی درکلیسا و تعهد به لباس…)
مادام بواری اثرگوستاو فلوبر:(خیانتهای متعدد عشقی روستایی زاده خانم Emma به همسر پزشک خود…)
حکایت ترانه وموسیقی هم شاید وقتی دیگر… به امید آزادی کلیه زندانیان سیاسی!

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز


2
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x