پنجشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۳

پنجشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۳

حملات تلافی جویانه به بهانه باز دارندگی و جنگ فراگیر – مهرزاد وطن آبادی

روزشمار حملات نظامی ایران و اسرائیل ضمن ارزیابی توازن قوا در خاورمیانه می کوشد، با تاکید بر رخدادهای پرمخاطره ی خاورمیانه آبستن حوادث، جهت گیری نوین را نشان دهد، که نوید زایش تحولات را می دهد. زایشی که بر دوراهی چالش قدرت بین جمهوری اسلامی و اسرائیل تاثیر گذار خواهد شد.

دهه ها بود، که اسرائیل متحد استراتژیک آمریکا در خاورمیانه قدرت برتر منطقه محسوب می شد و بارها نقش هژمونیک خود را در سرکوب و کشتار مبارزات رهائی بخش مردم فلسطین و تروریسم ثابت کرده بود. جنگ ۷اکتبر و رویدادهای بعد از آن تلاطم سیاسی را به دنبال داشت، که درتداوم مهره های شطرنج سیاست در خاورمیانه را جابه جا کرد. واقعیت انکارناپذیر آن بود، که توازن قوا تا اول آوریل سالجاری و بعد از آن نا طرازی بین اسرائیل و جمهوری اسلامی را ثبت می کرد، ناطرازی که در آن اسرائیل نسبت به کشورهای خاورمیانه از جمله جمهوری اسلامی دست بالا را داشت، و ناظران سیاسی امکان هرگونه تغییر در ناترازی را بعید می دانستند. جهت اثبات تغییر در توازن قوا باید بازگشتی به گذشته کنیم، و بر حمله حماس تدقیق نمود. بعد از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس، نتانیاهو با محاصره غزه و تداوم آن تصور می کرد، با سرکوب و حذف حماس برتری قوای خود را افزایش می دهد، تا کماکان جایگاه برتر خود را در خاورمیانه حفظ کند.    

در حمله اول آوریل اسرائیل به مقر دیپلماتیک جمهوری اسلامی در دمشق، به افراطیون نژادپرست صیهونیست احساس برتری بیشتری دست داد و ارزیابی آنها مبنی بر حفظ وضع موجود یعنی ناطرازی قدرت به نفع اسرائیل در خاورمیانه بود. لیکن برخلاف تصور به فاصله دوهفته، یکه تازی و نقش هژمونیک اسرائیل چون حباب ترکید. زیرا حملات پهپادی- موشکی از راه دور جمهوری اسلامی ( ۱۴ آوریل ) به خاک اسرائیل، قدرت های جهان را در بهت و حیرت فروبرد، و ورق ناطرازی به ضرر اسرائیل برگشت، و باعث لطمات جبران ناپذیری به توان رزمی و حیثیتی اسرائیل شد و به تبع آن حتی توازن اتمی اسرائیل را نیز به چالش کشاند.   

اما چرا ایران به اسرائیل حمله پهپادی – موشکی کرد! وقتی اسرائیل به مقر دیپلماتیک جمهوری اسلامی در دمشق حمله نمود. جهان منتظر بود، که این بار هم جمهوری اسلامی بنابه پیشینه خود، به راه دیپلماتیک می رود، متقابلا ایران نیز انتظار داشت، جامعه جهانی چون گذشته حمله اسرائیل را محکوم کند، همانطور که حمله طالبان ( ۱۹۸۹  ) به مقر دیپلماتیک ایران و کشتار دیپلمات های ایرانی در مزار شریف را محکوم کرد. محکوم کردن اسرائیل می توانست مانع حملات موشکی ایران  شود. ولیکن عدم محکومیت تجاوز اسرائیل توسط شورای امنیت سازمان ملل، ایران را ناگزیر به سمت دفاع مشروع سوق داد.

دراینجا پای پرسشی به میان می آید، آیا حملات پهپادی – موشکی ۱۴ آوریل ایران صرفا تلافی جویانه و حمله متقابل ارزیابی می شود؟ و یا سیاست بازدارنده جمهوری اسلامی جهت مهار و کنترل زیاده خواهی صیهونیستها می باشد. ضمنا اگر در مقابل حمله اول آوریل اسرائیل، جمهوری اسلامی اقدام بازدارنده را انجام داد، به مجموعه عواملی وابسته بود؛ عواملی چون چشم پوشی جمهوری اسلامی از مهار افراطیگری نتانیاهو بستری می ساخت، که به تبع آن فشار افراطیون در حاکمیت، جمهوری اسلامی را افزایش می داد. از طرفی دیگر سازمان های سیاسی اپوزوسیون و بعضی عناصر آنها عدم پاسخگوئی به تعرض اسرائیل را موضع ضعیف بدین خاطر جمهوری اسلامی اعلام میکردند بدین خاطر  جمهوری اسلامی علیرغم پایبندی به استراتژی صبر در خدمت بقا، چاره جز این نداشت، تا به استراتژی بازدارندگی جهت ایجاد تراز مبادرت ورزد. سالهاست جمهوری اسلامی تلاش دارد، در مناسبات منطقه‌ای نقش سیاسی داشته باشد، تا در روابط سیاسی نیروی متوازن کننده در خاورمیانه به حساب آید.

متقابلا سالها نظم جهانی و منطقه‌ای این واقعیت را نمی‌پذیرفت، ولی جمهوری‌ اسلامی با حملات پهپادی – موشکی ۱۴ آوریل توانست خود را به عنوان قدرت سیاسی قابل گفتگو در منطقه ثابت کند، متعاقبا قواعد جدیدی را در منطقه وضع کرد؛ و در نتیجه ایران نسبت به اسرائیل دست بالا را از آن خود نمود. به عبارتی دیگر؛ اینک وزن ژئوپولیتیکی ایران در منطقه بالا رفته و متقابلا از وزن اسرائیل در منطقه کاسته شده است، که البته پس از حمله هفتم اکتبر و عدم توان پاسخگویی نتانیاهو، پیش‌تر نیز کاسته شده بود، ولی حملات پهپادی – موشک   چهارده آپریل، این کاسته شدن توازن اسرائیل را شدت بخشید.

   ارزیابی و سنجه فایده و زیان حمله پهپادی – موشکی ۱۴ آوریل نشان می دهد، که فواید آن نه تنها عاید ایران شد، بلکه مقاومت فلسطین و کشورهای منطقه نیز از آن بی بهره نماند، و تاحدود بسیار زیادی رضایت جهان در برهم زدن نا طرازی به ضرر اسرائیل را به خود جلب کرد. بدین ترتیب حملات پهپادی – موشکی ایران به تاسیسات نظامی اسرائیل چه تلافی جویانه یا پاسخ متقابل نامیده شود، ولی دفاع مشروعی بود، که هدف بازدارندگی داشت، بدون تردید جمهوری اسلامی در ۱۴ آوریل اقتدار تاکتیکی اسرائیل را به چالش کشید و افراطیون نژادپرست صیهونیست را از جایگاه نیروی برتر منطقه به زیر کشاند و آغازی بر پایان سیطره و یکه تازی اسرائیل شد.

 از حملات پهپادی – موشکی ایران به حمله دیگر اسرائیل می پردازم، تا تاثیر آن را بر توزن قوا جدید را مورد سنجش قرار دهم. پس از شما می پرسم؛ آیا حمله ۱۹ آوریل رژیم صیهونیستی و نژاد پرست اسرائیل به سایت هوائی در اصفهان باعث شد، ایران را از جایگاه تازه تسخیر شده به زیر بکشاند، تا اسرائیل خود را به نقطه صفر قبل بکشاند ؟ قطعا پاسخ مثبت نیست، زیرا هرگونه تصور بر بازگشت اسرائیل به نقطه صفر قبل از ۱۴ آوریل اصلا امکانپذیر نمی باشد. واقعا جمهوری اسلامی ایران با حمله غیرمنتظره ۱۴ آوریل، بازدارندگی اسرائیل را تضعیف کرد و نیاز اسرائیل به دفاع ایالات متحده را برجسته ‌تر نمود. همچنین محدودیت‌های بازدارندگی آمریکا را آشکارتر کرد.

چه باور کنیم یا نکنیم، بازدارندگی ایران در حال حاضر واقعیتی است، که می‌تواند اسرائیل را تحت کنترل نگهدارد. بدان معنا که در آینده، اگر اسرائیل قصد انجام اقدامی علیه ایران را داشته باشد، باید عواقب اقدامات خود را بسنجد و بداند جمهوری اسلامی ظرفیت دفاعی و بازدارنده را دارد و هیچ قدرتی نمی‌تواند حملات ایران را متوقف کند، به همین دلیل بود که « جو بایدن » تماس تلفنی با بنیامین نتانیاهو داشته و به او گفته بود: « تلافی نکنید». اما برخلاف هشدار رئیس جمهور آمریکا، نتانیاهو در ۱۹ آوریل به اصفهان حمله موشکی کرد، که در بازگرداندن حیثیت و موقعیت هژمونیک از دست رفته اسرائیل کمترین تاثیری نداشت.

      اگر حمله موشکی اسرائیل به اصفهان عملا نقطە ی پایان درگیری های نظامی باشد، در چنین وضعیتی ناطرازی گذشته به ضرر نتانیاهو بهم خورده و موازنە جدیدی میان ایران و اسرائیل برقرار کرده است. برخلاف انتظار ایران فعلا بازدارندگی اش را ثابت کرده است. بنابراین گمان نبرم که اسرائیل قادر باشد، حمله دیگری برعلیه ایران انجام دهد. قطعا اسرائیل  دریافته است، که در ارزیابی واکنش ایران به حمله به کنسولگری اش در دمشق، دچار اشتباه شده بود. در ضمن خطای محاسباتی نتانیاهو عاملی شد، تا حملات پهپادی – موشکی ایران قدرت بازدارندگی اسرائیل را فعلا به‌ طور کامل از بین ببرد.

  و نکته آخر؛ آیا جمهوری اسلامی و اسرائیل تا کجا می توانند به حملات متقابل و تلافی جویانه ادامه دهند و در این چرخه بیحاصل چه دستاوردی خواهند داشت؟ قطعا ادامه اقدامات تلافی جویانه به نفع دو کشور نیست و نخواهدبود. پس چه باید کرد ؟ تا چرخه حملات متقابل به جائی نرسد، و بازدارندگی بلا موضوع شود. بنابراین طرفین باید از چرخه تشدید بحران خارج شوند. چونکه تشدید تنش‌ها نتایج سیاست بازدارندگی جمهوری اسلامی را خنثی کرده و هر دو کشور را به جنگ سوق می دهد.

مهرزاد وطن آبادی

https://akhbar-rooz.com/?p=239277 لينک کوتاه

1.9 12 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
2 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
توجه!
توجه!
29 روز قبل

کمی برای این تحلیل عجله بخرج رفته است!
این دوحمله صف بندی ها را کمی روشن‌تر می‌کند ولی برتری یکی بر دیگری هنوز روشن نیست چون وضعیت درست مانند قبل است .
با این تفاوت که حکومت اسلامی همبستگی کشور های اسلامی را پشت خود هنوز ندارد و تلاشش در شکاف در نیروهای آنطرف یعنی غرب هنوز به ثمر نرسیده است.

محمدی
محمدی
1 ماه قبل

در مورد پاراگراف چهارم نوشته شما، عرض می کنم که آورده اید:  وقتی اسرائیل به مقر دیپلماتیک جمهوری اسلامی در دمشق حمله نمود. جهان منتظر بود، که این بار هم جمهوری اسلامی بنابه پیشینه خود، به راه دیپلماتیک می رود، متقابلا ایران نیز انتظار داشت، جامعه جهانی چون گذشته حمله اسرائیل را محکوم کند، همانطور که حمله طالبان ( ۱۹۸۹ ) به مقر دیپلماتیک ایران و کشتار دیپلمات های ایرانی در مزار شریف را محکوم کرد…» همانطور که خودتان اشاره کردید ایران به انتظار جهان پاسخ داد و به عرف دیپلماتیک عمل کرد و ناگزیر به سمت دفاع مشروع رفت..اما در سمت مقابل نه تنها ایران بلکه جهان می دانست که عرف دیپلماسی آمریکا استاندارد ندارد و برخوردش با حرکت اسرائیل هرگز همانی نخواهد بود که با طالبان شد.

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز


2
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x