پنجشنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۳

پنجشنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۳

گفتگو با رهبر حزب چپ فنلاند درباره چالش اتحاد چپ در برابر راست افراطی و ساختن یک جایگزین چپ‌گرای بین‌المللی – برگردان: لیلا افتخاری

در انتخابات هفته گذشته برای پارلمان اروپا، نیروهای ضد مهاجرت در بخش‌های زیادی از اتحادیه اروپا موفقیت های بیشتری به دست آوردند و اکنون حزب‌های راست افراطی قریب به یک چهارم از کل صندلی‌های پارلمان اروپا را کنترل می‌کنند، از جمله آن‌هایی که ارتباطات نئونازی دارند مانند حزب آلترناتیو برای آلمان (AfD) و جبهه ملی مردمی قبرس (ELAM).

شمال اروپا از این روند ناخوشایند پیروی نکرد و اخبار از فنلاند به ویژه خوشایند بود. در حالی که حزب راست افراطی فنلاندی‌ها در سال گذشته بخشی از دولت بوده است، در رأی‌گیری یکشنبه برنده بزرگ از سمت دیگر طیف سیاسی بود. اتحاد چپ سوسیالیستی ۱۷.۳ درصد آرا را به دست آورد و سه نماینده به پارلمان اروپا فرستاد و پس از ائتلاف ملی محافظه‌کار در مقام دوم قرار گرفت. حزب فنلاندی‌ها یک صندلی را از دست داد زیرا رأی‌هایش از ۱۳.۸ به ۷.۶ درصد کاهش یافت.

رهبر حزب اتحاد چپ، لی آندرسون، با کسب ۲۴۷,۶۰۰ رأی، یک هفتم کل آرا را در فنلاند به دست آورد. این بیشترین آرایی است که یک نامزد قانون‌گذاری در فنلاند تاکنون به دست آورده است و بهترین نتیجه برای چپ رادیکال فنلاند از سال ۱۹۷۹ به شمار می‌رود. شاید برای یک نامزد چپ‌گرا عجیب نباشد که او به شدت حملات جاری به کارگران و مهاجران در فنلاند و سراسر اروپا را رد کرده است. اما کمپین پیروزمندانه او همچنین خواستار تحریم‌هایی علیه اسرائیل به خاطر جنگ غزه، محدودیت‌هایی بر سلاح‌های هسته‌ای و آرامش در روابط فنلاند با چین شد. علیرغم اینکه برخی تصمیماتش، مانند اجازه دادن به رای آزادانه نمایندگان اتحاد چپ در مورد عضویت فنلاند در ناتو، خشم رسانه‌های راست‌گرا را برانگیخته، ۲۵ درصد از رأی‌دهندگان فنلاندی او را کارآمدترین رهبر حزب در کشور می‌دانند.

کریس دایت از مجله ژاکوبن با لی آندرسون درباره چالش اتحاد چپ در برابر راست افراطی، تهدید جنگ و ساختن یک جایگزین چپ‌گرای بین‌المللی گفتگو کرده است.

کریس دایت:
بسیاری از مردم در سراسر اروپا با حسرت به نتایج شما نگاه می‌کنند. چگونه به این موفقیت دست یافتید؟

لی آندرسون:
نتایج بسیار خوبی برای تمام احزاب سرخ-سبز در فنلاند، دانمارک، و سوئد به دست آمد. کار زیادی در کشورهای نوردیک برای ایجاد و ساخت حزب‌های مدرن انجام شده است که سیاست‌های محیط زیستی و آب‌وهوایی بلندپروازانه را با موضوعات سنتی چپ مانند حقوق کارگران، سرمایه‌گذاری در خدمات رفاهی، توزیع برابر درآمد و غیره ترکیب می‌کنند. واقعاً می‌توان دید که چپ در حال تغییر است. این حزب‌های در حال ظهور، نه فقط به عنوان حزب های حمایتی برای سوسیال دموکرات ها، بلکه به عنوان بازیگران قدرتمند واقعی در کشورهایشان هستند. در فنلاند و دانمارک، حزب‌های سرخ-سبز رأی بیشتری نسبت به حزب‌های سنتی سوسیال دموکرات به دست آوردند. این نشان می‌دهد برای بسیاری از رأی‌دهندگان، آن‌ها به نوعی «اولین جایگزین» در سمت چپ هستند.

کریس دایت:
رأی راست افراطی فنلاند در این انتخابات کاهش زیادی یافت. آیا رأی‌دهندگان حزب فنلاندی‌ها را به خاطر اقدامات ریاضتی آن‌ در زمان قدرت مجازات کردند؟

لی آندرسون:
حزب‌های راست افراطی در حال حاضر در فنلاند و سوئد قدرت را در دست دارند و با راست سنتی همکاری می‌کنند و بر سیاست‌ها تأثیر می‌گذارند. رأی‌دهندگان دیده‌اند آن‌ها وقتی قدرت را به دست می‌آورند چه می‌کنند. در فنلاند، آن‌ها تقریباً تمام وعده‌های انتخاباتی شان را زیر پا گذاشتند. سیاست‌های اقتصادی که آن‌ها پیاده‌ کردند دقیقاً همانند یا حتی بدتر از احزاب‌ راست سنتی بود. ما شاهد کاهش تاریخی درآمد و امنیت اجتماعی برای بسیاری از کم درآمدها، و حملات تاریخی علیه اتحادیه‌های کارگری و حقوق کارگران بوده‌ایم.

پیام حزب به رأی‌دهندگان این بود که نباید اجازه دهیم تغییر سیاسی مشابهی در سطح اروپا اتفاق بیفتد. به همین دلیل، چون رأی‌دهندگان می‌دانستند همکاری احزاب‌ راست افراطی و راست سنتی چه عواقبی دارد، از حمایت از حزب راست افراطی دست کشیدند. این امر منجر به نتایج بسیار بدی برای حزب فنلاندی‌ها و شکست سنگین برای دموکرات‌های سوئد شد.

کریس دایت:
برخی از احزابی که شما در پارلمان اروپا با آن‌ها در تعامل خواهید بود، ارتباطات خود با نئونازی ها را پنهان می‌کنند. آیا تجربه‌تان با حزب فنلاندی‌ها شما را برای این مواجهه آماده کرده است؟ بهترین روش برای مقابله با جذابیت راست افراطی چیست؟

لی آندرسون:
این احزاب ممکن است خود را «ملی‌گرا» بنامند، اما تجربه فنلاندی نشان می‌دهد به دست آوردن قدرت توسط راست افراطی عواقب وحشتناکی برای مردم عادی دارد. حزب فنلاندی‌ها تمام مردم عادی‌ای که به آن‌ها رأی داده بودند را، در هر مسئله‌ای که مربوط به حقوق و زندگی روزمره‌شان بود، فروخت. در دولت، تنها مسئله‌ای که حزب فنلاندی‌ها در مذاکره با شرکای ائتلاف خود به آن اهمیت می داد، مهاجرت بود. آن‌ها می‌خواستند سیاست مهاجرتی بسیار محدودکننده فنلاند حتی محدودتر شود. و آن‌ها حاضر بودند در همه چیز دیگر به کارگران، افراد با درآمد کم، افرادی که به خدمات اجتماعی و بهداشتی نیاز دارند، خیانت کنند. یک بخش مهم از استراتژی برای مقابله با راست افراطی شامل آگاهی دادن نسبت به این تجربه فنلاندی است.

راست افراطی از بدبینی در مورد آینده بسیار بهره می‌برد. آن‌ها فضای سیاسی را به سمتی می‌کشند که بسیار وحشتناک به نظر برسد تا بسیاری از مردم دیگر نخواهند وارد سیاست شوند. این تأثیر منفی واقعی بر دموکراسی دارد، به ویژه برای گروه‌های اقلیت. و بنابراین، نتیجه‌گیری دیگر من از نتایج انتخابات در کشورهای نوردیک این است که برای مقابله با راست افراطی، ما به سیاست سرخ -سبزی نیاز داریم که امید ایجاد کند. ما باید به مردم نشان دهیم که ما قادر به پاسخگویی به بحران بزرگ اکولوژیکی هستیم که آینده همه ما را تحت تأثیر قرار می‌دهد، که ما این رقابت را از دست نداده‌ایم، که امکان تغییر وضعیت وجود دارد.

یک جنبه کلیدی دیگر، تمرکز بر مسائل چپ یا “سرخ” است. با پیگیری جدی مشکلات اجتماعی و پیشبرد برنامه‌های پیشرو در سطح ملی و اروپایی، می‌توانیم نفوذ حزب‌های راست افراطی را کم کنیم. این برنامه‌ها شامل مبارزه با مشکلات معیشتی، مسکن، حقوق کارگری، و خدمات اجتماعی و بهداشتی است. ما باید ثابت کنیم که با حضور چپ در قدرت، قادر به ایجاد تغییرات مثبت و ماندگار در زندگی روزانه شهروندان هستیم.

کریس دایت:
جوانان فنلاندی که در اعتراض به جنگ در غزه فعالیت دارند، به تازگی شاهد موفقیت‌هایی در دستیابی به برخی از خواسته‌های خود بوده‌اند. به نظر شما، آیا این نسل جوان توانسته است بحث‌های گسترده‌تری در مورد مسئله فلسطین را شکل دهد؟

لی آندرسون:
من کاملاً موافقم. برای بسیاری از رأی‌دهندگان جوان در فنلاند، غزه یکی از مهم‌ترین مسائل بوده است. همین امر در سایر کشورهای نوردیک نیز صدق می‌کند. بسیاری از جوانان شوکه شده‌اند که جهان چگونه قادر به متوقف کردن رنج انسانی در مقیاسی که در غزه دیده‌ایم نیست. برای بسیاری از جوانان، این استاندارد دوگانه قابل درک نیست.

اتحاد چپ درباره تأثیراتی که این وضعیت برای بلوک موسوم به «غرب» در روابطشان با جنوب جهانی و بقیه دنیا خواهد داشت، بسیار صحبت کرده است. این رفتار به گونه‌ای غیرمنطقی است: خواستار این هستند که همه به محکوم کردن روسیه بپردازند، اما حاضر نیستند همان کار را در مورد اسرائیل انجام دهند. همانطور که ما باید تهاجم غیرقانونی روسیه به اوکراین را محکوم کنیم، باید قادر باشیم اقدامات اسرائیل در غزه، که آن هم به شدت ناقض قوانین بین‌المللی است، را محکوم کنیم. اتحاد چپ خواستار تحریم‌هایی علیه اسرائیل شده است، و همچنین برای تعلیق توافقنامه آزاد تجارت بین اتحادیه اروپا و اسرائیل به عنوان راهی برای فشار آوردن به اسرائیل برای توقف این روند پافشاری می کند.

کریس دایت:
در کمپین خود، شما برای بحث مجدد در مورد سلاح‌های هسته‌ای در فنلاند تبلیغ کردید. سال گذشته به عنوان رهبر حزب، به نمایندگان خود اجازه دادید آزادانه در مورد عضویت در ناتو رای بدهند. پیچیدگی‌های بحث در فنلاند درباره جنگ و صلح در اروپا چیست؟

لی آندرسون:
مردم فنلاند، در منطقه ای قرار دارند که جنگ و صلح برای آن ها یک موضوع نظری نیست. مردم در تمام خانواده ها، فقط چند نسل قبل، از جنگ تجربه‌های واقعی دارند. ما همچنین یک ارتش عمومی بر پایه سربازی داریم. شهروندان عادی خدمت نظامی می‌کنند. آن‌ها می‌دانند اگر جنگی رخ دهد، به معنای مشارکت همه در آن خواهد بود. این مانند ایالات متحده نیست که معمولاً فقط طبقه کارگر قیمت جنگ را می پردازد.

به این دلایل، سیاست امنیتی چیزی است که توجه طیف وسیعی از رأی‌دهندگان فنلاندی را به خود جلب می‌کند. می‌توانید آن را در حمایت فنلاند از اوکراین ببینید: بسیاری از فنلاندی‌ها با وضعیت اوکراینی ها بر اساس تجربیات تاریخی خود همذات‌پنداری می‌کنند. همچنین می‌توانید آن را در نحوه تغییر نگرش‌ها نسبت به عضویت در ناتو ببینید. واکنش مردم فنلاند به اینکه همسایه‌شان تصمیم گرفته به یک کشور دیگر حمله کند، نشان‌دهنده این است که چقدر این موضوع برای آنها نیز نزدیک است. نظر مشترک این بود که ما نیاز داریم بخشی از چیزی باشیم که از ما بزرگ‌تر است، تا احتمال اتفاق افتادن این جنگ برای ما کاهش یابد. این موضوع باعث شد بسیاری از رأی‌دهندگان چپ نگرش خود را نسبت به عضویت در ناتو تغییر دهند. من ترجیح می‌دادم یک گزینه اروپایی برای فنلاند جهت دستیابی به این تضمین امنیتی وجود داشته باشد، اما واقعاً چنین گزینه ای نبود.

در عین حال، همچنین حمایت عمومی قوی برای مقاومت در برابر سلاح‌های هسته‌ای وجود دارد. قانون کنونی در فنلاند واردات و ذخیره‌سازی سلاح‌های هسته‌ای در خاک فنلاند را ممنوع می‌کند. تغییر ندادن این قانون همچنان خط مشی حزب ما است. در مورد تصمیم به اجازه رأی آزاد در مورد عضویت در ناتو ما دیدیم که نظرات، هم در درون حزب و هم در گروه پارلمانی و پایگاه رأی‌دهندگان ما تقسیم شده است. اگر واقعاً دیدگاه‌های متفاوتی درون حزب وجود داشته باشد، گاهی اوقات بهتر است رهبری فضایی ایجاد کند که به جای اجبار به رأی‌دادن یکپارچه، در آن بتوان به طور سازنده مخالفت کرد.

کریس دایت:
شما در حال حاضر محبوب‌ترین سیاستمدار در فنلاند هستید، اما رهبری حزب را برای شرکت در پارلمان اروپا کنار گذاشته‌اید. آیا این موضوع حزب اتحاد چپ را در شرایط دشواری برای انتخابات شهرداری‌های آینده قرار می‌دهد؟

لی آندرسون:
نه، فکر نمی‌کنم. تغییر رهبری زمانی که حزب در وضعیت خوبی قرار دارد، خوب است. همیشه وقتی بد است اگر مجبور باشید به دلیل بحرانی یا شکست در انتخابات یا مواردی از این دست، کناره‌گیری کنید. تعداد اعضای حزب اتحاد چپ نسبت به پانزده سال پیش افزایش داشته و از زمان انتخابات تاکنون، بسیاری به حزب ملحق شده‌اند. در نظرسنجی‌های ملی، ما به طور مداوم امتیازات بالاتری نسبت به آخرین انتخابات پارلمانی داشته‌ایم. ما تعداد زیادی از نمایندگان پارلمانی جدید و بسیار خوب داریم، اما همچنین نمایندگان با تجربه‌ای داریم که دوره سوم یا چهارم خود را سپری می‌کنند.

ما توانسته‌ایم حمایت خود را در این سطح بالا حفظ کنیم، و اکنون سه عضو به پارلمان اروپا می‌فرستیم. ما فرصت داریم تا در بحث‌ها در سطح اروپایی، در مقیاسی گسترده‌تر از آنچه تاکنون داشته‌ایم، شرکت کنیم. البته، ما همچنین می‌توانیم از این نفوذ و منابع در سطح ملی در فنلاند استفاده کنیم. همه این‌ها ما را در وضعیت خوبی برای آینده قرار می‌دهد.

برگردان به فارسی برای اخبار روز: لیلا افتخاری

https://akhbar-rooz.com/?p=243789 لينک کوتاه

3 4 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
1 دیدگاه
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
م-ب
م-ب
29 روز قبل

با غلتیدن چپ اروپایی به راست بویژه پس از فروپاشی شوروی وبرتری یکه وکامل هژمونی آمریکا در معادلات توازن قدرت، سوسیال دموکراسی که علت وجودیش را برای سرمایه داری جهانی از دست داده واله وشیدا بدنبال گدایی موقعیت خودش قرارمی گیرد وچپ اروپا گیج وسرگردان با منتفی شدن وبی خریدار وبی معنی شدن نمایش ژشت ضد شورویش از هوش رفته .در چنین شرایطی وقتی شرایط جهانی روبه تغییر می رودچپ سرگردان که حضورش تیره شده طبیعی است که ناسیونالیسم جای خالیش را پر می کند واحزاب ناسیونالیست برتری می یابند.

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز


1
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x