دوشنبه ۴ تیر ۱۴۰۳

دوشنبه ۴ تیر ۱۴۰۳

نژاد و طبقه، در دیگ جوشان آمریکای لاتین

با استقلال کشورها درقرن نوزدهم ، آمریکای لاتین رسماً سلسله مراتب نژادی را که در دوران استعمار حاکم بود، کنار گذاشت: دیگر هیچ چیز نمی توانست بین فرزندان بومیان ، بردگان و مهاجران اروپایی تمایز ایجاد کند. اما مرز بندی قومی دوره استعماری با « پیگمنتو کراسی»(سلسله مراتب براساس رنگ پوست) جایگزین شد که رنگ پوست را تبدیل به یک نشانگر اجتماعی کرد

با استقلال کشورها درقرن نوزدهم ، آمریکای لاتین رسماً سلسله مراتب نژادی را که در دوران استعمار حاکم بود، کنار گذاشت: دیگر هیچ چیز نمی توانست بین فرزندان بومیان ، بردگان و مهاجران اروپایی تمایز ایجاد کند. اما مرز بندی قومی دوره استعماری با « پیگمنتو کراسی»(سلسله مراتب براساس رنگ پوست) جایگزین شد که رنگ پوست را تبدیل به یک نشانگر اجتماعی کرد

در آمریکای لاتین و هم چنین در سایر کشورها ، سرمایه داری سلسله مراتب طبقاتی خود را برپایه تمایزهای قومی و نژادی که از قبل وجود داشت، بنا نهاد. توسعه برده داری به دو طبقه ای که در طول فتح استعماری در قرن شانزدهم ظهور کردند – از یک طرف ، بومیان مغلوب و از سوی دیگر استعمارگران اسپانیایی یا پرتغالی – طبقه سومی را اضافه کرد که وضعیت قانونی ، قومی و اجتماعی آنها متفاوت از دو طبقه دیگر بود . اما یکپارچگی درونی این سه گروه در مقابل روند کند آمیختگی ای که در منطقه پیش آمد، مقاومت نکرد. قرن هفدهم شاهد ظهور یک سیستم کاست بود که مجددا درون این گروه ها ، دسته بندی های مختلف حقوقی را برای کسانی که کاملا سفیدپوست نبودند ، بوجود آورد. این سلسه بندی حقوقی بر اساس درجه آمیختگی قومی و یا به نسبت میزان اجزای نژادی هرکس ارزیابی می شد.

استقلال که براساس دنباله روی از اندیشه روشنگری پدید آمد، رسماً هر نوع تقسیم بندی جامعه را لغو کرد. با این وجود فضای آمریکای لاتین شاهد ادامه « پیگمنتو کراسی» ای است که به رنگ پوست ، بافت مو و چند ویژگی فیزیکی ظریف تر ، عملکردی برای مشخص کردن جایگاه در نظم اجتماعی می دهد. این سلسله مراتب بین شهروندان با توجه به طیفی از گروه های درهم آمیخته ، براساس رنگ تن ها تنظیم می شود که در آن معیار سفید بودن برپایه «خلوص» خون نیست ، بلکه نتیجه مجموعه ای از رویدادها است: این که شما سفید در نظر گرفته شوید به موقعیت و شرائط بستگی دارد و می تواند براساس تضمین های قوی از نظر آموزش و مهم تر از آن از نظر سرمایه ، خطوطی از رنگ های «سوال برانگیز» را در خود جای دهد. از کسانی که بدون شک سفید به نظر می رسند تا کسانی که به وضوح این چنین نیستند ، طیف وسیعی از صفت های مبهم که گاه در هم تداخل می کنند، وجود دارد : هندی (indio)، دورگه (cholo)، قهوه ای(pardo) ، بلوطی(moreno)، سیاه چرده (morocho) ، چینی(chino)، دیزه، ، دو تخمه ، شکلاتی و غیره . اینکار با منطقی بی امان اما با انعطاف پذیری دنبال می شود. ابهام و نفوذ پذیری سیستم باعث می شود دوام بیاورد ، و خود را با شرایط غیرمترقبه سازگار کند.

در جهان آنگلوساکسون ، جایی که هم آمیختگی کمتر مشخص و حضور مهاجران سفیدپوست چشمگیرتر است ، سلسله مراتب نژادی با وضوح بیشتری سازمان می یابد: از یک طرف سفیدپوستان و در طرف دیگر سیاه پوستان. براساس قانون «یک قطره خون» (one-drop rule) ، تنها رنگ سفید دارای اعتباری صد در صد است. یک قطره خون فردی از قوم و نژادی دیگر را با قطعیتی عینی (ipso facto) به غیر سفید ، یعنی سیاه تبدیل می کند. بر خلاف آمریکای لاتین ، الگوی آنگلوساکسون از مخلوط شدن تنفر دارد: آخرین ایالت آمریکا که قوانین منع ازدواج بین نژادی را لغو می کند ، آلاباما است که تا سال ٢٠٠٠ با این اقدام موافقت نمی کرد. در آمریکای لاتین ، قوانین نژادپرستانه از این نوع به طور کلی از دو قرن پیش و گاه قبل از آن، از بین رفته بود.

تفاوت این دو سیستم در روایت های ملی کاملا متفاوتی انعکاس یافته است. در ایالات متحده ، ما خود را متقاعد می کنیم که ملت از یک قوم خاص متولد شده است که همانند «پدران بنیان گذار» بی شک سفیدپوست و آنگلوساکسون بودند. قومیت در اینجا دیرینه تر از تأسیس ملت است. با پذیرش این امر ، ملت قرار است پذیرای گروه های دیگری شود که آنها را «اقلیت» می نامد و در فرایندی بتواند یک جامعه چند نژادی ایجاد کند. این چند فرهنگ گرایی روایتی را ارائه می دهد که در آن اقلیت ها در محیط زندگی خود ادغام می شوند ، اما با این وجود متفاوت باقی می مانند و هر کدام رنگ ها و آداب و رسوم خاص خود را دارند. نقش اساسی سفیدپوستان به هیچ عنوان زیر سوال نمی رود. از هم جدا هستیم و با هم مخلوط نمی شویم.

آمریکای لاتین هرگز برای تعریف قومیت خویش به دنبال «پدران بنیان گذار» نبود. وقتی از زیر بار سلطنت اسپانیایی و (به طریقی دیگر) سلطنت پرتغالی خارج شد ، تصور برآن بود که حاکمیت در دست مردم است. به جای تکیه بر یک پیشینه قومی فرایندهای شکل گیری ملیت بیشتر برپایه نژاد زدایی دنبال شد. کلمه «کریول» ترجمان این بی میلی است: این لغت که در اصل برای نامیدن سیاه پوستان متولد شده و در آمریکا بکار گرفته می شد ، به تدریج خود را همچون واژه ای عمومی تثبیت می کند که هم می تواند برای مشخص کردن یک جمعیت مختلط و هم هرکسی که در قاره متولد شده ، مستقل از تبارش، به کار رود. در آمریکای لاتین ، نخبگان حاکم در بسیاری از کشورها به ترویج روایت های ملی ای پرداختند که بر اصل اختلاط و چند رگه ای متکی بود: ملت «دو رگه» در مکزیک ، «دموکراسی چند نژادی» در برزیل یا ملت «شیر قهوه» در ونزوئلا. برعکس ، کشورهای دیگری – مانند آرژانتین – از نظر تاریخی خود را سفید و اروپایی تصور می کنند.

بر چنین بستری ، در جنبش های مردمی که در قرن بیستم در منطقه پدید آمدند ، به طور طبیعی اولویت هویت طبقاتی بود. از حزب انقلابی نهادی (PRI) در مکزیک گرفته تا حزب کارگران (PT) در برزیل ، از اتحاد مردمی انقلابی آمریکا (APRA) در پرو گرفته تا پرونیسم در آرژانتین ، بیشتر تشکل های سیاسی چپ ارتباط خود را با شهروندان – از جمله ، اغلب حتی در نام شان – در ارتباط با شرایط کارگران یا دهقانان تعریف می کنند. پرونیسم آرژانتین به ویژه در این زمینه مهارت دارد. «کارگری» که مورد خطاب آنست، « cabecita negr » («کله سیاه») نیز نامیده می شود: کارگری با پوست تیره که همچنان از نظر طبقاتی تعریف شده است. چنین دوسوگرایی ، بینشی براساس یک ملت «سفید» را زیر سوال می برد بدون آنکه از یک جنبش اجتماعی سازماندهی شده بر اساس نژادها پشتیبانی کند. امری که در کشوری که طبقات اجتماعی از چندین بخش و قوم تشکیل شده است (از جمله بسیاری از آنها اروپائی تبارند) بی خطر نمی باشد.

سه ساز و کار به تدریج شرایط را تغییر می دهند. اولین عامل ناشی از سرسختی ستیزه جویانه گروههای بومی یا آفریقایی تباراست که حول مسائل نژادپرستی بسیج می شوند. عامل دوم در ارتباط با تشدید نئولیبرالیسم است ، که موجب ضعف فعالیت اجتماعی و کاهش توانایی دولت برای «ساختن یک ملت» با اعطای حق به شهروندان می شود. سرانجام ،عامل سوم چند فرهنگ گرایی و «سیاست های هویتی» است که از شمال وارد شده اند و به تدریج در گفتمان ها نفوذ می کنند. این گرایشات گاه توسط سازمان های غیردولتی (NGO) ، دانشگاهیان و فعالان اجتماعی منتقل می شود. اما دفاع از هویت، گفتمان چپی را نیز تغذیه می کند که می خواهد تحقیرهای تحمیل شده علیه شهروندان «دست دوم» را محو کند. در بولیوی و سپس در اکوادور ، روی کار آمدن اوا مورالس (٢٠٠۶-٢٠١٩) و رافائل کورئا (٢٠٠٧-٢٠١٧) باعث زیر و رو شدن نظم حاکم قانون اساسی و ایجاد دولت های «چند ملیتی» می شود. در برزیل ، حزب کارگران در سال ٢٠٠٨ یک سیستم تبعیض مثبت ایجاد کرد ، و سهمیه ای دانشگاه هی به سیاه پوستان و افراد بومی اختصاص داد ، که اولین بار در منطقه ای بود.

با دنبال کردن سیاست های اجتماعی برای نیازمندانی که اغلب تعداد سفیدپوستان در میان آنها کمتر است، تاکید بر حق متفاوت بودن در مقابل بیان نژادپرستی ای قرار می گیرد که درعین حال همراه با خشونت طبقات مرفه به دلیل از دست دادن امتیازات شان است. در کودتای ٢٠١٩ ، جریان راست محافظه کار در بولیوی نفرت خود را از «سرخ پوستان» و فرهنگشان نشان داد: پرچم های آنها را سوزاند ، نمادهای فرهنگی آنها را نابود کرد. هوگو چاوز ، رئیس جمهور ونزوئلا در سال ١٩٩٨ و آقای پدرو کاستیلو که به تازگی در انتخابات ریاست جمهوری پرو پیروز شده است نیز با هجو های نژادپرستانه ارتجاعی در دو کشور مبارزه کردند.

اما اهداف جدیدی که دولت های مترقی برای خود تعیین کرده اند موجب بحث های مشروعی درباره بهترین راه بیان مبارزه با تبعیض و اصلاحات اجتماعی شده اند. به عنوان مثال ، در برزیل ، سیستم تبعیض مثبت فوق الذکر بحث های شدیدی را موجب شده است وبرخی از نیروهای مترقی نسبت به آنچیزی ابراز نگرانی می کنند که آنرا مقدمه ای از طبقه بندی نژادی آنگلوساکسونی، جدا از واقعیت های محلی می دانند. جنجال و اختلاف نظری ؟ شاید نه : در بحث های عمومی ، مسئله تعیین کمیسیون های خبره در دانشگاه ها برای مبارزه با «تقلب نژادی» و تعیین معیارهای عینی برای تشخیص اینکه چه کسی سیاه پوست هست و چه کسی نیست، مطرح شده است.

هر راهبردی با هزینه هایی همراه است: یک سیاست متمرکز بر نژاد می تواند به تضعیف هویت طبقاتی کمک کند و بالعکس. از تزوتزیل های مکزیک گرفته تا ماپوچه های شیلی و آرژانتین ، در آمریکای لاتین صدها قوم بومی وجود دارد که به عنوان اقلیت در جوامعی زندگی می کنند که آنها به طرق مختلف طرد می شوند و یا قربانی تبعیض هستند. این امر همچنین در مورد دهها گروه آفریقایی تبار، مانند Raizals در کلمبیا یا Quilombolas در برزیل ، صادق است که خواستار حقوقی برابر از جمله در مورد مالکیت زمین هستند. چنین خواسته هایی ، به ویژه هنگامی که با مقاومت شدیدی روبرو می شوند ، ناگزیر کسانی که خواستار آنند را به سوی تقویت هویت جمعی ای سوق می دهد که بین «ما» و دیگران مرز جدا کننده ای می کشد.

همچنین گروه هایی از قربانیان نژادپرستی هستند که در جوامع تباری خود زندگی نمی کنند و لزوماً با یک قوم خاص هم هویتی پیدا نمی کنند. آنها میلیونها نفر با پوستی کم و بیش تیره هستند که بخش عمده ای از طبقات کارگر را تشکیل می دهند. یک اقلیت ؟ نه برعکس ، این بزرگترین گروه جمعیتی در این قاره است که به دلایل مختلف می تواند احساسات قومی خویش را دوباره فعال کند. به عنوان مثال هرو دو آلتو و پابلو استفانونی نشان می دهند که در بولیوی ، سهم جمعیتی که ادعا می کنند «سفید» هستند بین سالهای ٢٠٠٠ تا ٢٠٠۶ « از ٢۶ به ١١٪ کاهش یافته » در همان حالی که درصد افرادی که خود را «بومی» اعلام می کنند « از ١٠ به ١٩٪ جهش» داشته است(١). هرچند بیشتر اوقات ، این گروه اجتماعی فقط آگاهی مبهمی از وضعیت خود به عنوان نوادگان یک قوم آفریقائی ، یا بومی ، یا حتی مخلوطی از این دو دارند. این افراد معمولاً افراد فقیری هستند که از طریق تجربه شخصی می دانند بین رنگ پوست و مشکلات زیادی که وجود دارد رابطه علت و معلولی وجود دارد.

برای آنها ، یک سیاست ضد نژادپرستانه که موجب دیده شدنشان به عنوان گروهی متفاوت از بقیه افراد جامعه شود، چندان معنی ندارد ، زیرا آنها خود را کل جامعه و یا « مولفه اکثریتی» آن می دانند. در بعضی از کشورها ، مانند برزیل ، فعالیت برای حقوق آفریقایی تبارها ، از جمله با این هدف دنبال می شود که مردم را به سوی هم هویتی با آنها سوق دهد. اما آیا اینکار هنوز هم امکان پذیر و یا حتی مطلوب است ؟ درجه بالای هم آمیختگی در جامعه برزیل ، نژادپرستی را از بین نبرده است ، اما این امر باعث تکه تکه شدن نشانه های سنتی تعیین نژادی شده است. تنها گروه اجتماعی که برای یک غیر سفید پوست معنا می یابد ، محله ای است که در آن زندگی می کند.

١- Hervé Do Alto et Pablo Stefanoni, Nous serons des millions. Evo Morales et la gauche au pouvoir en Bolivie, Raisons d’agir, Paris, 2008.

Ezequiel Adamovsky

نویسنده کتاب Historia de la Argentina. Biografía de un país, desde la conquista española hasta nuestros días, Crítica, Buenos Aires, 2020

منبع: Le Monde diplomatique

نویسنده:Ezequiel Adamovsk

 برگردان شروین احمدی 

https://akhbar-rooz.com/?p=122154 لينک کوتاه

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز

0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x