چهارشنبه ۳ مرداد ۱۴۰۳

چهارشنبه ۳ مرداد ۱۴۰۳

سرچشمه – احمد زاهدی لنگرودی

رودخانه

چشم‌انتظارِ کوهسار است

که این خشکسالی

از چشمه‌ای‌ست خشکیده!

چشم‌هایت را به من بده

دست‌هایم را بگیر

تا تصویرِ آبی بگذرد از خیال و بر زبانم جاری

بگذرد این خشکسالی

می‌خواهم خوابِ پیرهنِ سرخت را ببینم

شادی باشد

           بخندیم

و هیچ خاکی تشنه نماند.

غباری که برخاسته بود

در دور دست

طوفان شده.

پناه نمی‌خواهیم

که ما پناهندگانِ طوفانیم

خیره در چشم‌های هم

دست در دست هم

پا کوبان و خندان

          در میدان

                  با مردم

تا جاری شود رودخانه

            و بروید گندم.

می‌خواهی بنویسم؛

یادم آمد

خیلی وقت است شعری ننوشته‌ام

می‌جوشم و با خلق در خروشم

«زنده باد آزادی

مرگ بر استبداد»

چشم‌هایم برای توست

آغوشِ تو

چشمه‌ای که می‌جوشد.

https://akhbar-rooz.com/?p=122173 لينک کوتاه

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز


0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x