پنجشنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۳

پنجشنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۳

پیام گنادی زیوگانف رهبر حزب کمونیست فدراسیون روسیه به مردم اوکراین: “ما در یگانگی نیرومندیم، آیا می توانیم کنار هم بمانیم”

سی سال پیش ما را به زور و برخلاف نتايج همه پرسی سراسری از اتحاد شوروی جدا کردند. میان ما مرز کشیدند و هم اکنون به دروغ می گویند که روس و اوکراینی همیشه دشمن هم بوده اند. البته که اگر بخواهید در مورد تراژدی 1991 و سایر آزمون ها بگویم، همگی محقیم، گورباچف، ...

سی سال پیش ما را به زور و برخلاف نتایج همه پرسی سراسری از اتحاد شوروی جدا کردند. میان ما مرز کشیدند، هم اکنون برپایه الگوهای روزنبرگ به دروغ می گویند که روس و اوکراینی همیشه دشمن هم بوده اند. البته که اگر بخواهید در مورد تراژدی ۱۹۹۱ و سایر آزمون ها بگویم، همگی محقیم، گورباچف، کراوچوک، یلتسین و یوشنکویچ، یانوکوویچ، ساکاشویلی پوروشنکو و زلنسکی را مقصر بدانیم. اما ما با هم هستیم. ما باهم سرنوشت خود را برای حال و برای نسل بعد نیز رقم می زنیم. این مسئولیت شخصی هرکدام از ما- دفاع از سرزمین خود و تامین زندگی خوشبخت برای فرزندان و نوادگان ماست

به نام پیوندهای مقدس رفاقت! خطاب به مردم برادر اوکراین

برادران و خواهران گرامی!. هر یک از ما قبلاً صدای مصیبت را بر در خانه خود شنیده ایم. اوکراین و روسیه با تهدید شدیدی درگیر هستند. غرب قصد اقدام غیرقابل تصوری علیه ما دارد.

بارها دوستی ما را آزمودند. زمانی دشمن در هیات نمایندگان پاپ های حیله گر ظاهر شد و شاهزادگان روسیه جنوبی را به دامن کلیسای کاتولیک کشاند. پس از ان درباریان لهستانی از راه رسیدند و با خشونت تمام خاطره یگانگی چندین سده ای ما را متلاشی کردند. کمی دیرتر میدان فتوحات ترک ها، سوئدی ها، فرانسوی ها و آلمانی ها شدیم. زبان های انها دگرگونه بود. جنگ افزارها و پرچم های شان متفاوت بود، نسل به نسل مقاصدشان کثیف ترو با آرزوی تفرقه میان ما به سوی ما هجوم آوردند.

ایدئولوگ های فاشیست نیز نقشه های به شدت اهریمنانه برای ما ترسیم نمودند؛ در دوم اپریل ۱۹۴۱، روزنبرگ، نازی معروف “یادداشت شماره یک” در مورد سیاست آینده آلمان در شوروی را به هیتلر داد. وی در این یادداشت “مساله سیاسی” اوکراین را “تشویق به استقلال” به منظور “مهار مسکو و تامین امنیت پهنه جغرافیای آلمان بزرگ در شرق” همچنین در راستای “ایجاد یک پایگاه مواد خام و موادغذایی قدرتمند برای رایش اعظم” نامیده است. 

اکنون طرفداران باندر مدعی هستند که فاشیست ها، اوکراینی ها را از سایر اسرا جدا کرده و با آنها رفتار مناسب تری داشتند. همه این اهداف خام، مقاصد نقشه فاشیستی “Generalplan Ost” را آشکار می سازد. برپایه آن نقشه، کل جمعیت به اسارت گرفته شده شوروی یا می بایست نابود می شدند و یا به سیبری تبعید می شدند. حتی گالیسیا (۲) نیز می بایست تا ۶۵% خالی از سکنه می شد، بردگی برای باقی آن بود. هیتلر صراحتا می گفت: “ما بخش جنوبی اوکراین را می گیریم… آن را به مستعمره آلمان تبدیل می کنیم. بیرون راندن کسانی که هم اکنون در اینجا ساکن هستند، کار سختی نیست…. صدسال دیگر، میلیون ها دهقان آلمانی در انجا به زندگی ادامه خواهند داد”. 

اربابان زمانه وعده های شیرین به “نخبگان” اوکراینی می دهند، که جایی برایشان “درپشت میز مشترک اروپا” در نظر بگیرند. درعمل اما، اوکراین عزیر ما را ویران کرده و به سرزمینی فرمانبردار تبدیل خواهند نمود. آنگلوساکسون های آزمند، همانند فاشیست های آلمانی، قصد دارند مردم و منابع ان را در کوره ماجراجویی های جهانی انداخته و تحت الحمایه خود دربیاورند. آنان طبیعتا به اوکراین مستقل نیاز ندارند.

وظیفه اربابان غربی، بازی با روس ها واوکراینی هاست. جاهلان جهانی بارها درگیری هایی ایجاد کرده اند و هرقطره خونی که ریخته، به سکه های طلا تبدیل شده و به جیب عمو سام رفته است. زمانی یوگسلاوی چند ملیتی که به شکوفایی رسیده بود، اینک مدتی است که از هم پاشیده است. هم اکنون نیز واشنگتن “غیرقابل اجتناب بودن” جنگ روسیه و اوکراین را در بوق کرنا می دمد. به محض اینکه زلنسکی اعلام کرد که مسکو قصد حمله ندارد، بلافاصه از سوی بایدن رئیس جمهور آمریکا زنگ “هشدارباش” به صدا در امد؛ رهبر کاخ سفید تذکردادند، که چنین چیزهایی را حتی نباید زمزمه کرد.

آیا ما و شما آنقدرساده لوح شدیم که تسلیم تحریک کنندگانی شویم که دشمنی و نفرت را برمی انگیزانند؟. در سخت ترین زمان ها خرد مردمی و یگانگی ما بر تفرقه چیرگی یافت. و درچنین لحظاتی بود که زنگ فراخوان بوگدان خملنیسکی به صدا درامد: ” خدایا تو تصدیق کن، خدایا تو قوت بده، تا ما برای همیشه یگانه بمانیم”. در چنین لحظاتی بود که طبقه کارگر روسیه و اوکراین دست رد بر وعده های دورغین اسکوراپاسکی و پتلور زدند و دست در دست هم دولت سوسیالیستی را بنا نهادند. درچنین لحظاتی بود که خلبان ایوان کوژه دوب، پارتیزان سیدورکوپاک، فرمانده تیموشیک، ارمنکو، مالینوفسکی، چرنیاخوفسکی، همراه با ژوکوف و روکوفسکی، مرتسکوف و باگرامیان برای دفاع از میهن بزرگ خود شوروی قد علم کردند.

سی سال پیش ما را به زور و برخلاف نتایج همه پرسی سراسری از اتحاد شوروی جدا کردند. میان ما مرز کشیدند، هم اکنون برپایه الگوهای روزنبرگ به دروغ می گویند که روس و اوکراینی همیشه دشمن هم بوده اند

سی سال پیش ما را به زور و برخلاف نتایج همه پرسی سراسری از اتحاد شوروی جدا کردند. میان ما مرز کشیدند، هم اکنون برپایه الگوهای روزنبرگ به دروغ می گویند که روس و اوکراینی همیشه دشمن هم بوده اند. البته که اگر بخواهید در مورد تراژدی ۱۹۹۱ و سایر آزمون ها بگویم، همگی محقیم، گورباچف، کراوچوک، یلتسین و یوشنکویچ، یانوکوویچ، ساکاشویلی پوروشنکو و زلنسکی را مقصر بدانیم. اما ما با هم هستیم. ما باهم سرنوشت خود را برای حال و برای نسل بعد نیز رقم می زنیم. این مسئولیت شخصی هرکدام از ما- دفاع از سرزمین خود و تامین زندگی خوشبخت برای فرزندان و نوادگان ماست.  

با گذشت زمان آشکار گردید که چرا امریکا خواهان کودتای سال ۲۰۱۴ در کی یف شد. برچه اساس یک درام بزرگ دیگری آغاز گردید. چرا تحریکات و قتل های میدان … به راه افتاد، چرا خانه اتحادیه کارگری در اودسا به اتش کشیده شد… چرا هزارن تن در دُنباس توسط جانیان به قتل رسیدند. چرا، این “ادغام اروپایی” افتخارامیز به یک فریب کامل تبدیل گردید. پرواضع است که هدف غرب- غارت و بردگی اوکراین است، تا بتواند علیه روسیه اقدام کند و اراده خود را بر جهان دیکته نماید.

رویای دیوانه وارعقاب های واشنگتن –برادرکشی میان مردم ماست. شعله آن می تواند اوکراین و روسیه را یکجا بسوزاند. الیگارشی جهانی در زیر پرده دودی “هجوم به مسکو” پروژه “آنتی روسیه” را فعال کرده و می خواهد، در پوشش آن تحریکات خطرناکی را به سرانجام برساند. با بوق کرنا کردن حمله روسیه به اوکراین، امریکا و ناتو هم زمان مشغول مسلح کردن باندهای (فاشیست ها) اکراینی می باشند.

تاکتیک های مهاجمان همانند دنیا کهن است. در مقابل، مردم مستعد روس و اوکراینی باید مشتاقانه درپی دوستی و اتحاد باشند. صدای رسای اندیشه های گریگوری اسکوورودا فیلسوف و نیکولای گوگول نویسنده، به نظر می رسد که نمادین ترین صحبت دو مخاطب باشد: اولی، اگرمن دوستانی داشته باشم، خود را نه تنها ثروتمند می دانم، بلکه خوشبخت ترین هم هستم. دومی در پاسخ به زبان تاراس بولبا می گوید: ” هیچ پیوندی مقدس تر از رفاقت نیست”.

این واژه گان چقدربزرگ هستند!، این افکارچه دقیق هستند! چه راه روشنی را باید پیمود! ما دریگانگی نیرومندیم، در تفرقه ذلیل و خوار و رسواییم!.    

امروزه اوکراین و روسیه بر سر یک دوراهی قرار گرفته اند. تاریخ باردیگر آزمونی را پیش پای ما گذاشته است. غرب تلاش دارد میان ما تفرقه و اختلاف بیاندازد. غرب می کوشد، این اندیشه را که اوکراین و روسیه می توانند دوستی کنند، روابط خود را حسنه کنند، خاطره پیروزی های مشترک مان و با ارزش ترین انها، خاطره پیروزی بزرگ برفاشیسم را گرامی بدارند، غیرقابل تحقق جلوه دهد. آیا می توان اجازه فریب خوردن به خود داد؟ آیا می توانیم کنار هم بمانیم، آیا موفق خواهیم شد تا این نقشه های اهریمنی را طرد کنیم؟

اذهان بسیار بکردر تلاشند تا از خاطره مردم مان حقیقت جمهوری سوسیالیستی اوکراین که در اتحاد شوروی مورد احترام و دوست داشتنی بود و همه از موفقیت های ان خرسند بودند را بزدایند. روسیه و اوکراین افرینندگان دارایی های مشترک یک کشور قدرتمند و بزرگ بودند که شهروندان ان بر پایه ملیت و زبان تقسیم نمی شدند. کشوری که دوستی مردمانش موجب شد ایستگاه تولید برق دنیپر را بعد از ویرانی در جنگ نوسازی کنند، پرچم پیروزی را برفراز رایشتاک به اهتزار دراورند و دوردست های کیهان را فتح کنند. در ان زمان کار صادقانه افتخار و شجاعت به حساب می امد. به همین دلیل یکصدمین سالگرد ساختمان اتحاد شوروی –زمانی برای غرور و رزم مشترک است، نه زمان فحاشی و دشمنی علیه هم. زمانی برای خاطرات نیک، امیدهای روشن و برنامه های جدی است. زمان ان است که به فساد الیگارشی و تهدیدات دشمنان با دیپلماسی واقعی مردمی، گفتمان مستقیم با هم، با ارتباط گرم و صمیمانه پاسخ دهیم!.       

   برادران، رفقا و دوستان!

 اینک نیاکان ما به ما می نگرند. ما مسئول سرنوشت آیندگان می باشیم. ما نمی توانیم سرنوشت خود را به دست نشانده های غربی بسپاریم، نمی توانیم ان را به الیگارشی گستاخ یا مقامات فاسد واگذار کنیم. همه ما دیدیم که چگونه طمع بیگ ها (اربابان شرقی) و خیانت پادشاهی سازمان سیا ساخته یک شبه در قزاقستان متلاشی شد. قدرتی که تلاش داشت نمایی از “ثبات” را به نمایش بگذارد. اما شکاف های اجتماعی و بی عدالتی ها کسانی را پروراند که راهزنی و برادرکشی را گسترش دادند.

ما کمونیست ها، اطمینان داریم: که فرزندان خارکوف و سُوم، زاپاروژه و کی یف نباید با هم  و همخون های خود از رزان، خباروفسک، ارخانسک، و مسکو دشمنی ورزند. این فرزندان و همانند همه ما یک نام و نام فامیل، یک ریشه و دین مشترک، خویشاوندانی در دوطرف مرز دارند. پس بیاید دست رفاقت درمبارزه علیه تحریکات دشمنان با هر رنگ و لعابی بدهیم. زمان تغییر اساس زندگی فرا رسیده، دست به کار باید شد. زمان بیرون راندن همه دشمنان خلق فرارسیده است.

ما معتقدیم که قلب حساس زنان، نیروی اراده مردان، خرد سالمندان و تراوش نور چشم کودکان مساعدت خواهد کرد تا از بلایا رها شویم، موفقیت و دستاوردهای خود را به جهانیان بنمایانیم. ما یکبار دیگر اثبات خواهیم کرد که مستعد به یکی شدن با درهم امیختن قدرت خود می باشیم. با یکی نمودن استعداها و ظرفیت های خود، می توانیم در همه بازارها رقابت پذیر باشیم. با گام گذاشتن بربستر سازندگی، فرصت های خود را تحکیم بخشیده، زندگی امن و شایسته را تضمین می نمایم. و انگاه، همانند گذشته، کارهای بزرگ به همراه اکتشافتی بزرگترداشته باشیم، انگاه نویسندگان و شعرای ما با خلق آثار الهامبخش، به همراه رقص های زیبای ملی، با دستاوردهای ورزشی در سراسر جهان ما را خواهند شناساند، جهانیان نیز با شوق و اشتیاق همراه ما شادی خواهند کرد.

بیاید خرد ورزی کنیم، محکم و پیگیر باشیم.

بیاید علیرغم وجود شر و خیانت یکی شویم.

به خاطر آینده ای شایسته و شکوهمند تلاش کنیم

  1. (Generalplan Ost) – یک برنامه گسترده برای تحکیم سلطه آلمان نازی در اروپای شرقی است که شامل اخراج اجباری ۷۵-۸۵ درصد از جمعیت از قلمرو لهستان و مناطق اشغالی اتحاد جماهیر شوروی و قرار دادن آن در قفقاز شمالی، سیبری غربی و آمریکای جنوبی میگردید.  
  2. منظطقه ای در شمال –غربی اسپانیا سواحل اقیانوس اطلس

ترجمه ی اردشیر قلندری

https://akhbar-rooz.com/?p=142389 لينک کوتاه

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
6 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
ابوالقاسم گلستانی (خسرو)
ابوالقاسم گلستانی (خسرو)
2 سال قبل

مدیران محترم اخبار روز، ضمن عرض سلام، بسیار سپاسگزاریم که این بیانیه مهم، تاریخی و بشردوستانه از حزب کمونیست فدراسیون روسیه را منتشر کرده اید. از مترجم، اردشیر قلندری، نیز برای ترجمه زیبایش بسیار تشکر می کنیم.

F Sharifi
F Sharifi
2 سال قبل

در اینکه امپریالیسم آمریکا ، متجاوز ، استعمارگر و با بودجه ۷۷۰ میلیارد دلاری خود حکومتی جنگ طلب و ویرانگر است، جای بحث نیست .

از طرف دیگر روسیه ولادیمیر پوتین نیز یک کشور سرمایه داری،ناسیونالیست و فاسد ، با قدرت نظامی بالا ولی با اقتصاد ضعیف و نفتی میباشد و زیوگانف خود از بانیان و حامیان این وضعیت میباشد.

روسیه پوتین در عرصه ژئوپولیتیک کشوری متجاوز بوده که به دو کشور همسایه خود یعنی گرجستان و اوکراین حمله و سرزمین‌هایی از این دو کشور را تحت اشغال خو در اورده است .
از متحدان پوتین نیز حکومت های فاشیستی و جنایتکار بشار اسد و جمهوری اسلامی هستند .

برای شناخت بهتر روسیه پوتین میتوان به
مقاله با تیتر : روسیه, سی سال بعد از اتحاد شوروی چه باقی مانده است ؟
از نشریه Humanité
از vadim Kamenka مراجعه کرد

http://www.humanite.fr/monde/urss/russie-trente-ans-apres-que-reste-t-il-de-lurss-732133%3famp

پ

کیا
کیا
2 سال قبل
پاسخ به  F Sharifi

آدرس اولیت آدرسی از یک سایت است که مشخص نیست کدام مقاله را باید خواند و کدام زبان را ترجمه کرد ، آدرس دومت هم باز می‌شود ولی صفحه خطا در برنامه ظاهر می گردد!

F Sharifi
F Sharifi
2 سال قبل
پاسخ به  کیا

Russie. Trente ans après, que reste-t-il de l’URSS ?
Vendredi 24 Décembre 2021
Vadim Kamenka
Humanité.fr

هرمز سوادکوهی
هرمز سوادکوهی
2 سال قبل
پاسخ به  F Sharifi

به باور من جّو زدگی یکی از خطرناک ترین بیماری های سیاسی ست که قدمت تاریخی دارد و دشمن عقلانیت ست.
با وجودی که تنش های اوکرائین و روسیه فرسنگ ها از ایران دور ست ولی کم اهمیت تر از حضور نظامی حکومت فاسد اسلامی ایران در سوریه و سایر نقاط منطقه نیست .
معلوم نیست که چگونه تنش های ارمنستان ـ آذربایجان یا اوکرائین ـ روسیه عمده میشود و فجایع قبلی در لیبی ، عراق ، سوریه ، افغانستان تحت الشعاع قرار می گیرد.

آقای بایدن هم از امکان جنگ سوم دم می زند. خیلی راحت !
در جنگ جهانی اول احمد شاه قاجار اعلام بیطرفی کرده بود ولی دیدیم که طرفین متخاصم به ایران صدمه فراوان زدند. علاوه بر خشکسالی ادواری و قحطی ؛ قوای جنگی روسیه و انگلیس از یک طرف و خلافت عثمانی و آلمان از طرف دیگر سرزمین ما را عرضه رقابت های خود کردند.
در جنگ جهانی دوم نیز، رضا شاه ظاهرا اعلام بیطرفی کرده بود ولی متفقین آمدند ایران را اشغال کردند و او را تبعید کردند و مردم نفس راحتی کشیدند.
البته همیشه آنطور نمیشه !!

حالا ببینیم دو جنگ جهانی از کجا شروع شدـ؟
بر خلاف تمام تبلیغات کج و کوله ی رسانه های بین المللی ، جنگ جهانی اول و دوم از آلمان نشات گرفت .

* البته در جنگ جهانی اول ، بعضی از انقلابیون و روشنفکران ایران بخاطر سابقه ی استعماری و تاریخی روسیه و انگلیس در ایران به حمایت از قیصر آلمان پرداختند و برای پیروزی آلمان هورا کشیدند و خیلی کارهای دیگر هم کردند. روحانیون برای پیروزی خلافت عثمانی دعا کردند که با آلمان حساب روسیه و انگلیس استعمار گر را برسند.
واقعا این طور بود.
البته آلمان و خلافت عثمانی شکست خوردند و امپراتوری عثمانی دود هواشد.
برای ایران بد نشد. زیرا در روسیه انقلاب شد ، خلافت عثمانی منحل شد .فقط انگلیس ماند که فاتح جنگ بود و در ایران و سراسر خاورمیانه و اروپا با کمک فرانسه و آمریکا هر کاری خواستند کردند تا از توسعه و صدور انقلاب روسیه جلوگری کنند.

* در جنگ جهانی دوم نیز که آلمان هیتلری ، ایتالیا موسولینی و فاشیسم ژاپن قصد تسخیر تمام کشور های جهان را داشتند با جبهه متفقین شامل انگلیس ، فرانسه ، آمریکا و اتحاد شوروی روبرو شدند که از حمایت کانادا و استرالیا نیز برخوردار بودند .
در ایران دوباره عده ای بودند که از شعار های «آریائی » هیتلر تهییج شده بودند و در تشخیص دوست و دشمن «عمده » ی بشریت جّو زده شدند .

در مسائل جهانی نباید علت های اصلی و تحلیل های اصولی را نادیده گرفت و بر اساس احساسات و به مثل نا رضایتی ما از ایرانیان از انگلیس و روسیه در جنگ جهانی اول از آلمان و خلافت عثمانی مرتجع دفاع کرد!!! روزا لوکزامبورگ ها پرچم صلح را بلند کردند و تا آخر جنگ، قیصر و حمایت حزب سوسیال دموکرات را محکوم کردند و رزالوکزامبورگ در این را جان باخت. طرفه آنکه ایرانیان در آلمان از قیصر آلمان حمایت می کردند!!!!

در جنگ جهانی دوم نیز بدبختانه حکومت ایران در عالم هپروت بود که متفقین آمدند و حکومت را عوض کردند و طرفداران هیتلر را تبعید نمودند .
امروز صحبت کردن در مورد جنگ جهانی اول و دوم آسان ست. ولی نمی دانیم دعوای قدرتهای بزرگ «واقعا» بر سر چیست.
باید از جّو زدگان آن سالها یعنی بیش از ۱۰۰ سال پیش به بعد عبرت بگیریم و با احتیاط و دقت در مورد تضاد منافع قدرتها مطالعه کنیم. تا بتوانیم با مراجعه به اطلاعات واقعی به ماهیت جنگ پی ببریم.
اخبار رسانه های بین المللی اغوا کننده ست در جنگ کویت ، یوگسلاوی ، لیبی ، عراق ، سوریه و… دیدیم .
متاسفانه حکومت ایران که در جنگ طلبی ید طولانی دارد و کارنامه اش افتضاح ست می تواند در این صف بندی ها فقط بخاطر بقای خود دست به هر جنایت و خیانتی بزند بدون در نظر گرفتن مصالح و منافع مردم ایران..
بعداز فروپاشی «سوسیالیسم واقعا موجود» پیمان نظامی ورشو نیز منحل شد.
ولی پیمان نظامی اتلانتیک شمالی به کار خود ادامه داد !! به قراردادهای منعقد شده نیز توجه ندارد.
در تمام این ۳۰ سال با «شرح وظائف» جدید همسو با پایگاههای نظامی آمریکا در سراسر جهان به توسعه و گسترش ادامه داده که یکی از دلایل تضادهای کشور های در گیر در تنش امروز می باشد.
مرجعی برای رسیدگی بعنوان حکم وجود ندارد و خطر جنگ تازه ای بشریت را با ابعاد وحشتناکی تهدید می کند. جنگ های قدرتها همیشه غیر عادلانه بوده اند.
از جّوزدگی پرهیز کنیم و برای جلوگیر ی از جنگ تلاش کنیم.

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز


6
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x