پنجشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۳

پنجشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۳

نامه ای از کیف به چپ غربی! – نوشته تاراس بیلوس، برگردان: سینا بهزادی

من این سطور را در کیف می نویسم در حالی که زير حملات توپخانه است. تا آخرین لحظه، امیدوار بودم که نیروهای روسی تهاجم تمام عیار را آغاز نکنند. دیروز، نیمی از روز را صرف این موضوع کردم که آیا باید به یک واحد دفاع از کشور ملحق شوم یا خیر. در شب بعد، رئیس ...


من این سطور را در کیف می نویسم در حالی که زیر حملات توپخانه است.

تا آخرین لحظه، امیدوار بودم که نیروهای روسی تهاجم تمام عیار را آغاز نکنند. اکنون فقط می توانم از کسانی که اطلاعات را در اختیار سرویس های اطلاعاتی آمریکا قرار دادند تشکر کنم.

دیروز، نیمی از روز را صرف این موضوع کردم که آیا باید به یک واحد دفاع از کشور ملحق شوم یا خیر. در شب بعد، رئیس جمهور اوکراین، ولودیمیر زلنسکی، دستور بسیج کامل را امضا کرد و نیروهای روسی وارد و آماده محاصره کیف شدند، که این موجب شد من تصمیم خود را بگیرم.

اما قبل از شروع کار، می‌خواهم با چپ‌های غربی در مورد واکنش آنها در مورد تجاوز روسیه به اوکراین مسائلی را در میان بگذارم.

اول از همه، من از چپ‌هایی که اکنون در برابر سفارت‌ خانه های روسیه تظاهرات می‌کنند – حتی از کسانی که وقت گذاشته‌اند و تشخیص داده‌اند که روسیه متجاوز در این درگیری بوده – سپاسگزارم.

من از سیاستمدارانی که بر روسیه برای توقف تهاجم و خروج نیروهایش از اوکراین فشار می آورند، سپاسگزارم.

و من از هیئت نمایندگان بریتانیایی و ولزی، اتحادیه‌های کارگری و فعالانی که در روزهای منتهی به حمله روسیه، برای حمایت از ما و شنیدن سخنان ما به اینجا آمدند سپاسگزارم.

من همچنین از کمپین همبستگی اوکراین در بریتانیا برای حمایت چندین ساله آنها تشکر می کنم.

روند این درگیری مرگبار قطعی نیست، اما از جنگ های اخیر می توان درس هایی گرفت.

صحبت من خطاب به آن بخش از چپ غربی است که می توانستند “تجاوز ناتو در اوکراین” را تصور کنند، اما نمی توانستند تجاوز روسیه را ببینند – مانند جناح نیواورلئان از سوسیالیست های دموکرات آمریکا (DSA).

یا کمیته بین المللی DSA که یک بیانیه شرم آور منتشر کرد که در آن حتی یک کلمه انتقادی علیه روسیه وجود نداشت (از استاد و فعال آمریکایی دان لا بوتز و دیگران برای انتقاد از این بیانیه بسیار سپاسگزارم).

یا کسانی که اوکراین را به خاطر عدم اجرای توافقات مینسک مورد انتقاد قرار دادند و نقض آنها توسط روسیه و به اصطلاح “جمهوری های مردمی” را کتمان کردند.

یا کسانی که در مورد نفوذ راست افراطی در اوکراین اغراق کردند اما راست افراطی را در “جمهوری های خلقی” کتمان کردند و از انتقاد از سیاست های محافظه کارانه، ملی گرایانه و استبدادی پوتین اجتناب کردند. بخشی از مسئولیت آنچه اتفاق می افتد با شماست.

این بخشی از پدیده گسترده تر در جنبش “ضد جنگ” غربی است که معمولاً توسط منتقدان چپ به عنوان “ارودگاهی” یاد می شود. لیلا الشامی، نویسنده و فعال سوری-بریتانیایی، نام قوی‌تری به آن داده است: «ضدامپریالیسم احمق‌ها». متن فوق العاده او در سال ۲۰۱۸ را اگر تا به حال نخوانده اید بخوانید. من فقط تز اصلی را در اینجا تکرار می کنم: فعالیت بخش بزرگی از جنبش “ضد جنگ” غرب در جنگ سوریه هیچ ربطی به پایان جنگ نداشت. آن ها صرفاً در برابر مداخله غرب مخالفت کردند و در عین حال دخالت روسیه و ایران را نادیده گرفته یا حتی از آن حمایت کردند، بدون در نظر گرفتن موضع خود در مورد رژیم “منتخب قانونی” اسد در سوریه.

الشامی نوشت: «برخی از سازمان‌های ضدجنگ سکوت خود در قبال مداخلات روسیه و ایران را با گفتن «دشمن اصلی در داخل کشور است» توجیه کرده‌اند. چنین توجیهی آنها را از تحلیل‌های واقع بینانه برای تعیین اینکه بازیگران اصلی جنگ واقعاً چه کسانی هستند ناتوان می کند.»

متأسفانه، ما بارها و بارها شاهد همین کلیشه ایدئولوژیک در رابطه با اوکراین بوده ایم. حتی پس از اینکه روسیه استقلال “جمهوری های خلق” را در اوایل این هفته به رسمیت شناخت، برانکو مارسیتیچ، نویسنده مجله چپ آمریکایی “ژاکوبین” مقاله ای نوشت که تقریباً به طور کامل به انتقاد از ایالات متحده اختصاص داشت. وقتی نوبت به اقدامات پوتین رسید، او فقط تا آنجا پیش رفت که به این نکته اشاره کند که رهبر روسیه «جاه طلبی های بدخیم داشته است». آیا واقعا این طور است؟

من طرفدار ناتو نیستم. من می دانم که پس از پایان جنگ سرد، این بلوک عملکرد دفاعی خود را از دست داد و سیاست های تهاجمی را رهبری کرد. من می‌دانم که گسترش ناتو به سمت شرق، تلاش‌های مربوط به خلع سلاح هسته‌ای و تشکیل یک سیستم امنیتی مشترک را تضعیف کرد. ناتو سعی کرد نقش سازمان ملل و سازمان امنیت و همکاری در اروپا را به حاشیه براند و آنها را به عنوان “سازمان های ناکارآمد” بی اعتبار کند. اما ما نمی‌توانیم گذشته را برگردانیم و باید هنگام جستجوی راهی برای برون‌رفت از این وضعیت، بر شرایط فعلی جهت‌گیری کنیم.

چپ غربی چند بار وعده‌های غیررسمی ایالات متحده به میخائیل گورباچف، رئیس‌جمهور سابق روسیه، درباره ناتو ( “نه یک اینچ به سمت شرق” ) را مطرح کرد و چند بار به یادداشت سال ۱۹۹۴ بوداپست اشاره کرد که حاکمیت اوکراین را تضمین می‌کند؟ چند بار چپ غربی از “نگرانی های امنیتی مشروع” روسیه، دولتی که دومین زرادخانه بزرگ هسته ای جهان را در اختیار دارد، حمایت کرد؟ و چند بار نگرانی‌های امنیتی اوکراین را به یاد آورد، کشوری که مجبور شد سلاح‌های هسته‌ای خود را تحت فشار ایالات متحده و روسیه با یک تکه کاغذ (تفاهمنامه بوداپست) که پوتین در سال ۲۰۱۴ به طور قطعی زیر پا گذاشت، معامله کند؟ آیا تا به حال به ذهن منتقدان چپگرای ناتو رسیده است که اوکراین قربانی اصلی تغییرات ناشی از گسترش ناتو است؟

چپ غربی بارها و بارها با اشاره به تجاوز آمریکا به افغانستان، عراق و سایر کشورها به انتقاد روسیه پاسخ داد. البته، این مسائل باید مورد بحث قرار بگیرند، اما دقیقاً چگونه؟

استدلال چپ باید این باشد که در سال ۲۰۰۳، دولت های دیگر فشار کافی بر ایالات متحده در مورد عراق وارد نکردند. نه اینکه اکنون در مورد اوکراین فشار کمتری بر روسیه اعمال شود.

یک اشتباه آشکار

یک لحظه تصور کنید که در سال ۲۰۰۳، زمانی که ایالات متحده برای حمله به عراق آماده می شد، روسیه مانند ایالات متحده در هفته های اخیر رفتار کرده بود: با تهدید به تشدید تنش.

حال تصور کنید که چپ روسیه با توجه به جزم اندیشی «دشمن اصلی ما در خانه است» در آن شرایط چه می بایست انجام دهد. آیا دولت روسیه را به خاطر این “تشدید تنش” مورد انتقاد قرار می داد و می گفت که “نباید تضادهای بین امپریالیستی را خطرناک کرد”؟ بر همگان آشکار است که چنین رفتاری در آن صورت اشتباه می بود. چرا در مورد تجاوز به اوکراین این صورت نمی گیرد؟

اگر آمریکا و روسیه به توافق رسیدند و جنگ سرد جدیدی را علیه چین آغاز کردند، آیا واقعا این همان چیزی است که ما می خواهیم؟

در مقاله دیگری از ژاکوبین در اوایل این ماه، مارسیتیک تا آنجا پیش رفت که  گفت  تاکر کارلسون، خبرنگار فاکس نیوز در مورد «بحران اوکراین» «کاملاً درست» می‌گوید. کاری که کارلسون انجام داده بود «ارزش استراتژیک اوکراین برای ایالات متحده» را زیر سوال برد. حتی طارق علی در  New Left Review  سخنان دریاسالار آلمانی کی آخیم شونباخ، که گفته بود «احترام» به پوتین در مورد اوکراین  با توجه به اینکه روسیه می‌تواند متحد مفیدی علیه چین باشد، «کم هزینه، حتی بدون هزینه» را تایید کرد. آیا واقعا این طور است؟ اگر ایالات متحده و روسیه می توانستند به توافق برسند و جنگ سرد جدیدی را علیه چین به عنوان دو متحد آغاز کنند، آیا واقعاً این آن چیزی بود که ما می خواهیم؟

اصلاح سازمان ملل

من طرفدار انترناسیونالیسم لیبرال نیستم. سوسیالیست ها باید از آن انتقاد کنند. اما این بدان معنا نیست که ما باید از تقسیم “حوزه های منافع” بین دولت های امپریالیستی حمایت کنیم. چپ به جای جستجوی توازن جدید بین دو امپریالیسم، باید برای دمکراتیک کردن نظم امنیتی بین‌المللی مبارزه کند. ما به یک سیاست جهانی و یک سیستم جهانی امنیت بین المللی نیاز داریم. ما دومی را داریم: این سازمان ملل است. بله، ایرادات زیادی دارد و اغلب مورد انتقاد منصفانه قرار می گیرد. اما می توان برای بهبود آن انتقاد کرد یا به طور کلی آن را رد کرد. در مورد سازمان ملل، ما به اولی نیاز داریم. ما به دیدگاه چپ برای اصلاحات و دموکراتیک سازی سازمان ملل نیاز داریم.

البته این بدان معنا نیست که چپ باید از همه تصمیمات سازمان ملل حمایت کند. اما تقویت کلی نقش سازمان ملل در حل و فصل درگیری های مسلحانه به چپ این امکان را می دهد که اهمیت اتحادهای نظامی-سیاسی را به حداقل برساند و تعداد قربانیان را کاهش دهد. (در  مقاله قبلی ، من نوشتم که چگونه نیروهای حافظ صلح سازمان ملل می توانستند به حل مناقشه دونباس کمک کنند. متأسفانه، این موضوع اکنون اهمیت خود را از دست داده است.) از این گذشته، ما همچنین به سازمان ملل برای حل بحران آب و هوا و سایر مشکلات جهانی نیاز داریم. بی میلی بسیاری از چپ گرایان به این موضوع اشتباهی وحشتناک است.

پس از حمله نیروهای روسی به اوکراین، دیوید برودر، سردبیر روزنامه Jacobin’s Europe  همان طور که چندین بار گفته بود، نوشت چپ “نباید به دلیل مخالفت با پاسخ نظامی ایالات متحده از خود عذرخواهی کند”. به هر حال قصد بایدن این نبود. اما بخش بزرگی از چپ غربی باید صادقانه اعتراف کند که در فرمول‌بندی پاسخ خود به «بحران اوکراین» کاملاً اشتباه کرده است.

دیدگاه من

با نوشتن مختصری در مورد خودم و دیدگاهم این متن را به پایان می رسانم.

در طول هشت سال گذشته، جنگ دونباس اصلی‌ترین موضوعی بوده است که چپ اوکراین را از هم جدا کرده است. هر کدام از ما تحت تأثیر تجربه شخصی و عوامل دیگر موضع و موقعیت خود را شکل دادیم. بنابراین، یک چپ‌گرای اوکراینی دیگر می توانست این مقاله را متفاوت بنویسد.

من در دونباس متولد شدم، اما در خانواده ای اوکراینی زبان و ملی گرا. پدرم در دهه ۱۹۹۰ با مشاهده انحطاط اقتصادی اوکراین و ثروت اندوزی رهبری حزب کمونیست سابق که از اواسط دهه ۱۹۸۰ با آن مبارزه می کرد، به طرف راست افراطی رفت. او دیدگاه های بسیار ضدروسی و در عین حال ضد آمریکایی دارد. من هنوز سخنان او را در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ به یاد دارم. در حالی که او سقوط برج های دوقلو را از تلویزیون تماشا می کرد، گفت که عوامل این انفجار “قهرمان” هستند (او دیگر اینطور فکر نمی کند – اکنون معتقد است که آمریکایی ها آنها را از روی عمد منفجر کردند).

هنگامی که جنگ در دونباس در سال ۲۰۱۴ آغاز شد، پدرم به عنوان داوطلب به گردان راست افراطی آیدار پیوست، مادرم از لوهانسک گریخت و پدربزرگ و مادربزرگم در روستای خود که تحت کنترل “جمهوری خلق لوهانسک” بود؛ ماندند. پدربزرگ من انقلاب میدان اوکراین را محکوم کرد. او از پوتین حمایت می کند که به گفته او، “نظم را به روسیه بازگردانده است”. با این وجود، همه ما سعی می کنیم به گفتگو با یکدیگر (البته نه در مورد سیاست) ادامه دهیم و به یکدیگر کمک کنیم. سعی می کنم با آنها همدردی کنم. از این گذشته، پدربزرگ و مادربزرگ من تمام زندگی خود را صرف کار در یک مزرعه جمعی کردند. پدرم کارگر ساختمانی بود. زندگی با آنها مهربان نبوده است.

وقایع سال ۲۰۱۴ – انقلاب و به دنبال آن جنگ – مرا در جهت مخالف اکثر مردم اوکراین سوق داد. جنگ ناسیونالیسم را در من کشت و مرا به سمت چپ سوق داد. من می خواهم برای آینده ای بهتر برای بشریت – نه برای ملت – بجنگم. والدین من، با آسیب های روحی پس از دوران شوروی، دیدگاه های سوسیالیستی مرا درک نمی کنند. پدرم «صلح‌طلبی» مرا تحسین می‌کند، اما پس از آن که من با تابلویی که خواستار انحلال هنگ راست افراطی آزوف بود در یک تظاهرات ضد فاشیستی شرکت کردم، صحبت های تندی بین ما صورت گرفت.

زمانی که ولودیمیر زلنسکی در بهار ۲۰۱۹ رئیس جمهور اوکراین شد، امیدوار بودم بتواند از فاجعه ای که اکنون در حال رخ دادن است جلوگیری کند. به هر حال، شیطان جلوه دادن رئیس جمهور روسی زبانی که با برنامه صلح دونباس پیروز شد و شوخی هایش در میان اوکراینی ها و همچنین روس ها محبوبیت داشت، دشوار است. متاسفانه اشتباه کردم.  در حالی که پیروزی زلنسکی نگرش بسیاری از روس ها را نسبت به اوکراین تغییر داد، اما این امر مانع از جنگ نشد.

در سال های اخیر، من در مورد روند صلح و در مورد قربانیان غیرنظامی در هر دو طرف جنگ دونباس نوشته ام. سعی کردم دیالوگ را ترویج کنم. اما این همه در حال حاضر بی معنی شده است. هیچ سازشی وجود نخواهد داشت. پوتین می‌تواند هر چه بخواهد بکند، اما حتی اگر روسیه کیف را تصرف کند و دولت اشغالگر خود را مستقر کند، ما در برابر آن مقاومت خواهیم کرد. این مبارزه تا زمانی ادامه خواهد داشت که روسیه از اوکراین خارج شود و تاوان همه قربانیان و همه ویرانی ها را بپردازد.

از این رو، آخرین سخنان من خطاب به مردم روسیه است: بشتابید و رژیم پوتین را سرنگون کنید. این به نفع شما و ماست.

تاراس بیلوس یک مورخ اوکراینی و از فعالان سازمان جنبش اجتماعی است. او به عنوان سردبیر  Commons: Journal of Social Critique ، موضوعات جنگ و ناسیونالیسم را پوشش می دهد.

منبع: دموکراسی باز

https://akhbar-rooz.com/?p=144353 لينک کوتاه

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
38 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
حقیقت جو
حقیقت جو
2 سال قبل

روسیه سه تا ایالت خواسته و عدم تعهد اوکراین به ناتو، این خواسته ها را بدهید ، این جنگ را تمام کنید تا جوانها نمیرند.

F Sharifi
F Sharifi
2 سال قبل
پاسخ به  حقیقت جو

نظری کاملا فاشیستی !

ر.ز.
ر.ز.
2 سال قبل

هر روز دارد این خبر وجود آزمایشگاههای سلاح شیمیائی در اوکراین زیاد میشود.

ر.ز.
ر.ز.
2 سال قبل

جناب سعید. ح
این را هم بخوانید لطفا، متشکر.
https://www.akhbar-rooz.com/145076/1400/12/20/

سروش
سروش
2 سال قبل

ننگ و نفرت بر شکنجه گران و جلادان جمهوری اسلامی و حامیانش از مک فارلین تا اوباما از پوتین تا شینگ ازسایبری های همه جا حاضر تا حرافان بی خاصییت چپ و راست
و با همراهی با قربانیان میگ های روسی از خرمشهر تا حلب وماریوپل

ر.ز.
ر.ز.
2 سال قبل

کاری که پوتین میکند در چهارچوب سرمایه داری هیچ ایرادی ندارد. حالا کسی هست که با نظر من مخالفت کند یا نه؟

امید
امید
2 سال قبل

مقاله ای مفید از یک نویسنده ارتجاعی:
https://www.akhbar-rooz.com/144893/1400/12/19/

کیا
کیا
2 سال قبل
پاسخ به  امید

این مقاله را من خوانده ام ،تحلیلی نسبتا خوب و ریالیستی است ،حال نمی فهمم که چرا شما اصرار دارید که کمونیست و طرفدار سایت اخبار روز هستید ،از کامنت هایت متاسفانه اینچنین برداشتی نمی‌شود!

امید
امید
2 سال قبل
پاسخ به  کیا

عجب، این مقاله در خدمت منافع آمریکاست و نشان میدهد که چطور از اوکراین برای جنگ علیه روسیه استفاده میکنند و خیلی بیشتر. برای من مهم نیست کسی منرا کمونیست بداند یا نه. پاسخ شما نشان میدهد که طرفدار آمریکا هستید.

F Sharifi
F Sharifi
2 سال قبل
پاسخ به  امید

امپریالیسم امریکا از کوته بینی و حماقت دیکتانورها استفاده میکند تا منافع سرمایه را حفظ و یا افزایش دهد !

این جنگ و کشتار جنایتکارانه پوتین و الیگارشی ناسیونالیست روسیه بر ضد اکرایین از هر لحاظ به ضرر طبقه کار و مردم زحمتکش اکرایین و روسیه خواهد بود .
تنها برنده این جنگ ، سرمایه داری و امپریالیسم امریکا خواهد بود !

امید
امید
2 سال قبل

روسیه و اوکراین و ناتو بهانه است برای بعضی ها که راه انقلاب مخملی در ایران باز کنند و اسمش را بگذارند انقلاب دموکراتیک. رژیم هم جلادتر از همیشه از موقعیت استفاده میکند و کارگران و کمونیستها را سرکوب میکند. 

کیا
کیا
2 سال قبل
پاسخ به  امید

انقلاب مخملی یعنی چه!؟
آیا این زبانی برای مخالفت با حکومت های توتالیتر نیست؟
پس چگونه باید مبارزه کرد که نه کمونیستی گشته شود و نه چماق امپریالیسم بر سرما قرار بگیرد.
تمکین به این حکومت جلاد!!!!

امید
امید
2 سال قبل
پاسخ به  کیا

انقلاب مخملی شبیه سرنگونی دولت ارتجاعی کمونیستی اما کمونیست دروغین لهستان زمان لخ والساست. لخ والسا خودش کارگر بود و بعد از سرنگونی شد بورژوا و لهستان هم پیوست به ناتو. در حقیقت بجای اینکه امپریالیست آمریکا با جنگ لهستان را از حزب شبه کمونیست لهستان بگیرد با یک انقلاب الکی و دروغین تمام کشور را کرد زیر رهبری خودش. تلخی این نوع انقلاب برای کارگران کمونیست این است که انقلاب کارگری نمی شود و ؤزیم عوض می شود. در ایران هم با انقلاب مخملی میتوان رژیم را عوض کرد و دادش دوباره به آمریکا وانگلیس. برای همین کمونیستها طرفدار انقلاب مخملی نیستند. اما بورژوا لیبرالهای نوکر غرب چرا. حالا ملتفت شدید؟

کیا
کیا
2 سال قبل
پاسخ به  امید

در بالا می‌گویی که برایت اهمیت ندارد که کسی شما را کمونیست بداند یا نه در اینجا از کمونیست قلابی آمریکا یی که از طریق انقلاب مخملی در لهستان یک کارگر را به قدرت رسانده است و نوکر کرده است صحبت می کنی!
در استدلالت نکته مردم یا کاگران را فراموش کرده ای که همکاری کرده اند و یا چرا یک رهبر کارگری به همکاری با امپریالیسم گشیده شده است را!؟،اینرا لطف کن توضیح بدهی تا من خر فهم شوم.
من فکر میکنم که شما شخصیتی مطالعه گر هستید ولی بیشتر تحت تاثیر پروپاگاندای تئوریکی قرار دارید بدون اینکه ارتباطات منطقی را کامل دنبال کنید .
در ضمن بنده آمریکایی نیستم .
انقلاب مخملی و یا هر انقلابی از خطر نیرو های خارجی و امپریالیستی مصون نیست ،مصونیت آنرا پیشروان و رهبران یک انقلاب به عهده دارند.

امید
امید
2 سال قبل
پاسخ به  کیا

کارگران هم در آوردن رژیم خمینی کمک کردند، مردم ناآگاه را به هر طرف می توان کشاند. لهستان یک انقلاب کارگری احتیاج داشت تا تمام جامعه توسط خود کارگران اداره شود نه بورژواها مثل الان لهستان.

حمید
حمید
2 سال قبل

افتاب امد دلیا افتاب حقیقتا ممنون از اخبار روز که با سرعتی کم نظیر بیانیه برادران ازوف و باندرا با فلفل نمک چپ و یا بقولی زیر پرچم دروغین چپ مستقل نوشته شده بود چاپ کردند تبریک و باور کنیم به پایبندی اصول ازادی اندیشه در اخبار روز
جهت اطلاع دیروز سرکار خانم ویکتوریا نولند مادر بزرک ازوف و باندر در جلسه کنگره فرمودند که در اکراین ازمایشگاههای بیولوژیک بوده است و انها خیلی نگران بدست افتادن اطلاعات انها توسط روسیه میباشند البته در این ازمایشگاه ها فقط روی دموکراسی و ازادی امریکایی کار میشده است و بس !!

سعید ح.
سعید ح.
2 سال قبل

زنده باد به اخبار روز و گردانندگان آن؛ آقای تابان و دوستان دیگر . اخبار روز همیشه و همواره کوشش کرده، به ویژه در شرایط بحرانی رسانۀ تقریباً همه ی چپ ها باشد؛ چه چپ های جزمی و چه چپ های انتقادی و مستقل. رفقا بکارتان ادامه دهید، بدایند که خوانندگان تارنمای اخبار روز تنها چپ های دیروزی و جزمی نیستند.
چپ های جزمی یا راست آیین ما هنوز دچار بیماری ضد امپریالیستی هستند، البته ضد امپریالیستی که بیشتر ضد آمریکایی است و خالی ازعناصر نقد اقتصاد سیاسی سرمایه داریست. آقایان و خانم هایی به مانند حمید، پیشگو ، ثریا و کاوه بهتر است بجای ذکر مصیبت در باره ی سیاست های ملیتاریستی و امپریالیستی آمریکا و اروپا که همه ی ما آنرا می دانیم و محکوم می کنیم، تاراس بیلوس هم به آن پرداخته است، لطف کرده سریعاً پاسخ دهند که آیا از نظر آنها کشوری حق دارد به کشور مستقل دیگری تجاوز کند ؟ پس “حق تعیین سرنوشت” بعنوان یکی از حقوق اساسی انسان ها و ملت ها تکلیف اش چه می شود؟ آیا کشوری حق دارد به کشور دیگری تجاوز کند، چون در آن کشور دولت حاکم سیاست دیگری، ایدئولوژی دیگر دارد، چون در آنجا راست ها یا چپ ها یا بنیادگرایان دینی و… یا در مورد اوکرائین بقول پوتین “نازی ها” و “معتادین به مواد مخدر” !!!! حاکمیت دارند؟ اگر روسیه یا آمریکا با همین بهانه یا به بهانۀ دیگر “چاره ای” ( بگفتۀ ثریا خانم) نداشته باشند، جز اینکه به کشور ما حمله کنند، آنوقت شما چه می گویید؟ در ایران هم مرتجعین غارنشین بر سر کارند و با آمریکا هم سالهاست که دعوا دارند، مردم خود را سرکوب می کنند و… شما چه اختلاف اساسی با “رژیم- چینج”های ایرانی طرفدارن نئو کان های آمریکایی دارید؟ در اوکرائینی که در آنجا بقول پوتین “نازیها” سرکارند ( که البته راستها سرکارند نه نازی ها) دستکم احزاب آزادند؛ دمکرات ها، لیبرالها، اتحادیه های مستقل، انواع و اقسام طیف های چپ دفتر و دستک دارند، می توانند و اجازه دارند به خیابان بروند و بر علیۀ سیاستهای راست، تبعیض آمیز و ناسیونالیستی دولت حاکم اعتراض کنند و سرکوب هم نمی شوند. بر عکس در کشور به اصطلاح ضد فاشیستی پوتین این امکان وجود ندارد. در آنجا معترضین دستگیر می شوند، به اردوگاه کار فرستاده می شوند، به دست برادران چچینی سپرده می شوند، هزار و یک بلا بر سرشان میآورند.
تجاوز پوتین نقض تمامی قرارد دادها و پیمان نامه های بین المللی است. رد تمامی هنجار های سیاسی و اخلاقی دنیای مدرن است. تکرار اینکه آمریکا هم این کار را در کوبا، ویتنام، عراق و … بارها کرده، به عمل جنایت کارانۀ پوتین هیچ مشروعیتی نمی دهد. پوتین و جریان نظامی و امنیتی او، یک جریان راست ناسیونال-شونیستی است که با اتحاد مقدس خود با کلیسای ارتجاعی ارتدکس روسیه رؤیای روسیه تزاری را در سر دارد یا بقول، سیاست شناسان، دکترین نئو تزاریسم را سرمشق خود قرار داده است تا “عزت” جریه دار شده ناسیونال – شونیستهای روسی را مداوا کند، البته، به باور من، پوتین و باند او در این جنگ اهداف دیگری را هم دنبال می کنند؛ این بماند برای بعد. علاوه براین هدف پوتین ضمیمه کردن اوکرایین به روسیه است؛ این یعنی بازگشت به سیاست های امپریالیستی و استعماری قرون هیجده/نوزده. در ضمن امنیت هر کشوری در چار چوب مرزهایش تعیین و تعریف می شود. کشور ها براساس ناسیون (ملت) واحد بندی می شوند، نه بر اساس امپیریوم (امپراطوری). دوران استعمار کهنه، واقعاً کهنه شده است. نگاه امپریالیستی پوتین و بانداش هم ارتجاعی است و بسیار پیشا مدرن است. بنابراین هیچ کشوری حق داشتن حیاط خلوت ندارد، هر کشوری با حفظ استقلال خود و احترام به استقلال همسایه، حق دارد، تصمیم بگیرد به چه پیمانی بپیوندد یا نپبوندد. درغیر اینصورت باید دخالت در امور داخلی کشورهای همسایه را و حتی تجاوز به کشور همسایه را، به بهانۀ تامین امنیت خود و منافع خود، بعنوان امری مجاز بپذیریم، مثلاً دخالت ایران در عراق، پاکستان در افغانستان، ترکیه به سوریه، اسرائیل به لبنان و فلسطین و غیره. این یعنی فروپاشی تمامی قرارداد ها و هنجار های جهانی، رد تمامی دستاورد های مدنی، این یعنی جنگ دائمی هفتاد و دو ملت. این دستاورهای مدنی را “بورژوازی” یا الگارشی مالی و صنعتی به ما تقدیم نکرده، بلکه آنها از دل مبارزات هزاران جنبش اجتماعی سربرآورده اند، زاییده شده اند. چپ ریشه در این جنبشهای اجتماعی و فکری دارد، ریشه در سنت جاودانۀ روشنگری دارد و التزام به ارزش های آن. چپی که این را نفهمیده، بهتر است، برود تاریخ انتقادی خود را بخواند و بعد دست به قلم بزند.
نکتۀ خنده دار این استکه پوتین خود را “ضد فاشیسم” معرفی می کند و چپ های جزمی و روسوفیل ما هم آنرا باور دارند.اما واقعیت این است که پوتین و دولت فیخمۀ روسیه، یکی از حمایت کننده گان بزرگ مالی، لوژیستیکی و رسانه ای جریان های راست افراطی و نئو فاشیستی در همۀ کشور های اروپایی است، آلمان، فرانسه، ایتالیا، هلند، صربستان و… البته هیچ تعجبی هم ندارد، این جریان های نژاد پرستانه، ضد خارجی و فاشیستی جزو “احزاب برادر” حزب پوتین ” حزب روسیۀ واحد” هستند. برای چپ جزمی و یا بقول لیلا الشامی، برای «ضدامپریالیسم احمق‌ها» هیچ فرقی نمی کند که پوتین کیست و چه می کند،فقط مهم اینست که او با آمریکا مخالف است. بنابراین او در “جبهۀ متحد ضد امپریالیستی” قرار دارد. فاجعه این نگاه را ما در دهۀ سیاه و خونین شصت دیدیم. برای بسیاری از این چپ های دیروزی هیچ فرقی نمیکند که چه کسانی و چه نوع نظامی در روسیه حاکم است. برای آنها خاک روسیه “متبرک” است، روسیه برای آنها همان “بیت المقدس، همان “عتبات” مسلمانان و شعیان است.
خداوند طبقۀ کارگر ما را، قبل از نجات از روابط و مناسبات سرمایه داری، از دست این چپ های جزمی و دیروزی نجات دهد، آمین!

کیا
کیا
2 سال قبل
پاسخ به  سعید ح.

خیل عالی ومنطقی

دختر دایی
دختر دایی
2 سال قبل
پاسخ به  کیا

عمه من خدا بیامرز، پاسیفیست افراطی بود. در تمام عمر من ندیدم به کسی ایرادی بگیره، چه برسه که دعوا کنه و این حرفا. اگر بین دیگران هم اختلاف میافتاد سعی میکرد بدون جانبداری از کسی هر چه سریعتر قائله را بخوابونه. اما گاهی اوقات افراط او باعث آزردگی برخی میشد و تو ذوق میزد. مثلا یکبار پسر عمه های من زده بودن تو تیپ هم و کار داشت به جاهای باریک میکشید و نزدیک بود که پرعمه های زوردار و زورگو پسرعمه کوچک را یک گوش مالی حسابی بدهند. عمه نگران از پایان کار باز وسط دعوا را گرفت و برای آنکه پر زور ها رضایت بدن ودعقب بکشند گفت ممدجان علی گ… خورد!!!

حالا در مثل مناقشه نیست کیای گرامی، ولی فکر نمی کنی در فرهنگ :تحمل وتعامل” دچار افراط شدی؟ زیر هر مقاله ای همیشه از نویسنده دفاع میکنی! یک مقدار هم از خودت مایه بذار!

کیا
کیا
2 سال قبل
پاسخ به  دختر دایی

من مقاله نویس نیستم و آنهاییکه مرا میشناسند،متوجه شده اند که نویسنده مقالاتی را هم مورد انتقاد قرار داده ام و از پاسیفیک افراطی هم بدم نمی آید.
نظر من این است که مقاله نویسی کار ساده ای نیست و ما نباید نویسنده را آنطور خراب کنیم که قلم را به زمین بیندازد ،اما انتقاد منطقی از مقاله را رد نکرده و نمی کنم.

سمند
سمند
2 سال قبل
پاسخ به  کیا

کیا، چرا همیشه بحثها را می بازی؟

ر.ز.
ر.ز.
2 سال قبل
پاسخ به  سعید ح.

نه تنها در اوکراین نئونازی ها وجود دارند بلکه بسیار فعال هستند و در بوجود آوردن دولت جدید از طریق کودتای ۲۰۱۴ نقش کلیدی ایفا کردند.آنها بخشی از دولت بودند و یکی از رهبرانشان دادستان هم بود. بیشتر ارتش آنها در شرق اوکراین جبهه دارند و تا قبل از جنگ ۱۴۰۰۰ نفر از اهالی روسی شرق اوکراین را کشته اند. دولت اوکراین دولتی ست دست نشانده غربی ها و همکار سیاستهای امپریالیستی ناتو. پیوستن به ناتو در قانون اساسی آنها وجود دارد.
مقاله ای در مورد کثافتی بنام دولت اوکراین:
https://www.azadi-b.com/?p=19163
شما میگوئید ما به بیماری ضد امپریالیستی دچار شده ایم ولی خود شما به این بیماری دچار هستید که هیچ امپریالیستی وجود ندارد و فقط پوتین امپریالیست است، اوکراین و دولتهای امپریالیستی ناتو دموکرات هستند، آزادی احزاب است پس ما هم باید از آنها دفاع کنیم و پاوی آنها شویم. آزادی احزاب غربی کی جلوی اعمال امپریالیستی آنها را گرفته است؟ کجا در خدمت طبقه کارگرشان بوده ؟
شما میگوئید ایران در کشورهای دیگر دخالت میکند. آری چنین میکند، اما امپریالیستها خودشان سلاح هسته ای می سازند و استفاده میکنند و نوکر آنها اسرائیل و پاکستان هم سلاح هسته ای دارد ولی فقط نگران سلاح هسته ای ساختن رژیم هستند. امپریالیستهای غربی به افغانستان و عراق و یوگوسلاوی و لیبی حمله کرده اند، شکنجهای عراقی ها را فراموش کردید؟ چرا میگوئید امپریالیستی وجود ندارد. چرا حقایق را انکار میکنید؟
بجای تبلیغ برای خوب نشان دادن امپریالیستهای غربی بهتر نیست اعمال امپریالیستی هر دو را محکوم کنید و از هیچکدام دفاع نکنید. دموکرات هستید اما از دموکراسی گانگستری غربی ها چیزی نمیدانید و توهم پراکنی میکنید، دموکراسی بورژوای ضد کارگری است نه طرفدار کارگر.
روسیه حق نداشت به اوکراین حمله کند، آری، اما حق در جهان سرمایه داری مسئله ای را حل نمیکند. صدها قطعنامه علیه تجاوزات اسرائیل به فلسطینی ها وجود دارد اما اسرائیل هنوز حق دارد مناطق زندگی فلسطینی ها را اشغال کند و هر کس مقاومت کند را به قتل برساند و دولتهای غری میگویند از خودش دفاع میکند. وقتی ناتو در اوکراین سلاح هسته ای بگذارد دیگر کار روسبه تمام است، روسیه هم که یک دولت امپریالیستی است دارد سعی میکند چنین اتفاقی نیافتد. جناب، امپریالیستها وجود خارجی دارند و فردا در محیط خودتان هم احساس شان خواهید کرد، صبر کنید نوبت محل زندگی شما هم می رسد.

---
---
2 سال قبل

اخبار روز، کار درستی کرده است که نخواسته است (بر خلاف روز های اول این ماجرا) روسیه پوتین را، به درجاتی، از جنایت تجاوز به خاک یک کشور دیگر تبرئه کند.
دو قطب بزرگ جهانی که هیچکدامشان دل به حال مردم اوکراین نمی سوزانند بر سر منافع خود با یکدیگر درگیر شده اند و مردم اوکراین را فدای نزاع خود کرده اند. چرا باید از یکی از این دو قطب حمایت کرد؟

---
---
2 سال قبل
پاسخ به  ---

دیروزمن نوشتم:
«اخبار روز، کار درستی کرده است که نخواسته است (بر خلاف روز های اول این ماجرا) روسیه پوتین را، به درجاتی، از جنایت تجاوز به خاک یک کشور دیگر تبرئه کند.
دو قطب بزرگ جهانی که هیچکدامشان دل به حال مردم اوکراین نمی سوزانند بر سر منافع خود با یکدیگر درگیر شده اند و مردم اوکراین را فدای نزاع خود کرده اند. چرا باید از یکی از این دو قطب حمایت کرد؟»

تا الآن پنج رأی منفی به این کامنت من داده شده است. به احتمال زیاد، افرادی به طور حساب شده می خواهند این سایت را وادار به جهتگیری به نفع تجاوز پوتین به کشور همسایه خود کنند.
کامنت من نه تایید و نه تکذیب مقاله منتشر شده بود یا هست، بلکه فقط بیان یک اصل ساده اطلاع رسانی بود و هست، و این منفی سیستماتیک، بسیار معنی دارد.

کیا
کیا
2 سال قبل
پاسخ به  ---

نگران منفی ها نباش ،من از تو بیشتر منفی میگیرم و بیخیالش هم شده ام،چون بعضی ها جرأت یک کامنت کوچک در رد نظر را بخود نمی‌بینند و با منفی به میدان می آیند.

بی خط
بی خط
2 سال قبل
پاسخ به  ---

سه خط گرامی! سرنوشت جهان در خیابان تعیین میشود و نه پشت پی سی و موبایل. شما وقتی با دوتا لایک به وجد بیای و دو تا منفی بغضت را بشکونن چجوری پشت جوی خواب آلو وایسادی که میخواد جنگ جهانی سوم را بپا کنه؟

کیا
کیا
2 سال قبل
پاسخ به  بی خط

من پیشنهاد دارم که اخبار روز یا این منفی مثبت را بردارد و یا آنرا تصحیح کند که یک شخص بعد از ۲۴ ساعت نتواند دوباره رای دهد ،به این طریق جلوی افراد مغرض را می‌توان گرفت !

---
---
2 سال قبل
پاسخ به  بی خط

جناب «بی خط» گرامی!
دو تا لایک و دو تا منفی برای من که نه اسمی گذاشته ام و نه اصلا شما یا منفی دهندگان می دانید چه کسی هستم یا چه کاره ام چه ارزشی می تواند داشته باشد؟
شما ظاهراً متوجه حرف من نشده اید که از یک حرکت احتمالی گفته ام که ظاهراً باید به منظور سوق دادن این سایت و مسئول و مسئولین محترم آن به سمت دفاع رسمی یا غیر رسمی از تجاوز روسیه به اوکراین باشد.
من در حال حاضر، نه نویسنده این سایت هستم، و نه حساسیتی دارم نسبت به این سایت بیش از یک حساسیت کلی نسبت به فضای اطلاع رسانی، به خصوص در سایت هایی که تا حدودی در بعضی امور با آن ها نقاط اشتراکی شاید داشته باشم.

به دلیل آنچه در «حرفه» خود آموخته ام و در عمل هم بار ها تجربه کرده ام، از تبلیغات و ضدتبلیغات و از اینفورمیش و دیس اینفورمیشن سر در می آورم، و خواستم هشداری داده باشم!

امید
امید
2 سال قبل
پاسخ به  ---

چون اخبار روز چپ است باید از منافع کارگران و زحمتکشان و سربازان دو طرف دفاع کند و گول تبلیغاتچی های دو طرف را نخورد و ما را با مقالات و اخبار با کیفیت از اوضاع آگاه نگه دارد.سعید ج مثل تبلیغاتچی های امپریالیستهای غربی است،

حمید
حمید
2 سال قبل

برای رعایت عدالت ودموکراسی امکانی را هم برای گروه ازوف و استپان باندرا بعنوان رزمندگان فداکار جبهه دموکراسی و عدالت  سابقا “جهان امپریایست “و اخیرا “تنها ره رهایی”اختصاص بدهید که اخبارروز مبادا تمامیت خواه تلقی بشود اجرتان ماجور 

Rosa
Rosa
2 سال قبل

آنارشی ها هم مانده اند در اوکراین و میلیتانت علیه پوتین! متاسفانه تجاوز پوتین فضای زندگی مردم اوکراین و جهان را نایونالیستی کرده و اغلب مغازه های بزرگ نوشته اند که حتی مواد غذایی روسی نمی فروشند!
تجاوز به اوکراین شوک عمومی در آلمان را بوجود آورده و امروز هم پوتین تهدید کرد که گاز دیگر به اروپا نمی فرستد اگر امریکا نفت روسیه را تحریم کند!
امروز کودکم پرسید: یعنی دیگر آب گرم نداریم؟!
بهش گفتم ان گاز کثیف و خونی است…
باید همه ی ما هزینه دهیم تا پوتین سربازانش را از اوکراین بیرون بکشد.
همبستگی انسانی هم تشدید شده ولی نباید به قیمت له شدن روسهایی باشد که خودشان قربانیِ سیاستهای جنگ طلبانه ی پوتین هستند.
من هم از فعالین صلح متشکرم که علیرغم خطرِ ۱۵ سال حبس در روسیه به خیابان رفتند و اکثرشان هم دستگیر شده اند.
باید جنبش صلح را احیا کرد. علیه جنگ امریکا علیه عراق میلیونها به خیابان آمدند.
این مردم کجا هستند؟!
چپها کجا هستند؟

امید
امید
2 سال قبل
پاسخ به  Rosa

تبلیغاتچی امپریالیستهای غربی هستید. از انقلاب مخملی بورژواها در اوکراین دفاع کردید، از حمله ناتو به لیبی دفاع کردید. از توطعه های ناتو در اوکراین و اروپا چیزی نمی گوئید. گول امثال شما را نمی خوریم. مثل سوسیال دموکراتهای خائن به طبقه کارگر از دفاع میهنی حرف میزنید و فقط یک طرف امپریالیستها را می بینید. اه اه به جنگ میهنی.

امید
امید
2 سال قبل
پاسخ به  امید

مردم شوکه نشده اند، امپریالیستها با تبلیغاتشان این شوک را ایجاد میکنند تا ناتو را هم بیاورند به اوکراین و زمینه را برای حمله به رقیبشان آماده کنند. امپریالیسم را نباید انکار کرد. اول انقلاب مخملی راه میاندازند اگر سرکوب شد برای مثلا آزادی حمله میکنند.

ثريا
ثريا
2 سال قبل

اقای تابان واقعا مثل اینکه شما هم در دام منوتو و ایران ناشنال افتادید منم ضد جنگ هستم ولی این جنگ با آمریکا و ایادی آن هست به نظر من پوتین چاره ای نداشت ودلتون فقط به مردم اوکراین بسوزد که در دام نازی ها افتادند لطفا نگاه کنیدبه کسانی که در گفتگو با روسیه رفتند آدم های سیاست مدار بودند

Azzet
Azzet
2 سال قبل

من با نظر جناب پیشگو درمورد عملکرد سایت مخالفم.همه نظرات بایدشنیده شود.
اگر جواب قانع کننده دارید بفرماییدجواب دهید.
هرنظری دارید بیان بفرمائید.
همه چیزهایی که
گفته میشود نظر است،نه رهنمون.
اینجا کسی لیدر نیست یا تئوریسین.به ملایمت وملاطفت‌گفتگو کنید.

پیشگو
پیشگو
2 سال قبل

احتمالا بزودی گردانندگان اخبار روز با این کاسبکاری ها سر از استودیوهای من و تو در خواهند آورد!

کاوه
کاوه
2 سال قبل

متاسفانه این مقاله نظریات راست میانه را در مورد وضعیت اوکراین بیان می‌کند .تلاش غرب و ناتو بسمت شرق برای چیست؟
انجام انقلاب رنگی و آوردن زلنسکی دلقک در راس قدرت در اوکراین بچه منظوری انجام شد؟
چگونه و بچه منظوری گردان آزوف و نازیها با کمک نیروهای ناتو ارتش اوکراین را قبضه کرد؟
آیا اوکراین سکوی پرش سیاست های متجاوزانه آمریکا و ناتو برای بلعیدن روسیه و ایران و سرکوب چین وتسلط واقعی برجهان نبوده است.؟
آیا جنایتهاییکه در یوگسلاوی عراق افغانستان و لیبی و…ناتو به رهبری آمریکا انجام داد زنگ خطری برای ما نیست؟
آیا اوکراین قربانی سیاست تجاوز گرانه آمریکا نشد؟
مادلین آلبرایت وزیر خارجه کلینتون و دیگر سیاستمداران غربی بصورت علنی اعلام کرده‌اند روسیه خیلی بزرگ است منظورشان این روسیه مانند یوگسلاوی باید تجزیه شود.
آیا اینجا حق با روسیه نیست که از خود دفاع کند؟

امید
امید
2 سال قبل
پاسخ به  کاوه

میخواستند کار روسیه را هم با انقلاب مخلمی تمام کنند و برای روسیه هم دیکتاتور خودشونو بگذارند، نتوانستند. اوکراین را مجبور کردند که پیوستن به اتحاد اروپا و ناتو را در قانون اساسی بگذارد، روسیه هم تحملش تمام شد و چون امپریالیست هست جنگ را شروع کرد. یکی بلاخره جنگهای امپریالیستی را شروع میکند. 

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز


38
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x