به دکتر پرفسورسبحانی و دل چو قندیلش – مارال سعید

نامه نه بر خانم گوگوش که بر جمهوریخواهان بایست نوشت که منفعلانه نظاره گرند. آیا نمی بینید شاه طلبان چه هزینه ای نموده و می نمایند که در فحوای عوام الناس ساده انگار ساده طلب بگنجانند؛ "شاه دیکتاتور نبود". شوربختانه این سخن در مقابل بدل جعلی او آیت الله خامنه ای می زنند

جناب سبحانی نامه-ی صمیمیت را صمیمانه چند بار خواندم، برایم زیباست خواندن و شنیدن درد میهن از زبان ایرانیانی که نامشان و کارشان فخر آدمیت است.

ابتدا با اندوه فراوان از زبان دکتر شفیعی برایت آرزو کردم: ایکاش، ایکاش آدمی وطنش را – همچون بنفشه ها – در جعبه های خاک – یکروز می توانست – همراه خویشتن بِبَرَد – هر کجا که خواست

اما کمی بعد که بغضم را قورت دادم تو را رو در روی خویش نشاندم و به نجوا گفتمت: دکتر جان تو که بهتر از من میدانی؛  واژه هایی همچون ملت، دولت، هویت ملی، منافع ملی، پرچم ملی و … در جغرافیای ایران دارای آن مفاهیم متداول در اروپا نیست. این بهم ریختگی که می بینی ساخت و سازیست بفرموده که رضا شاه با شصت تیرش بنا نهاد این دولتها که هیچ کجایشان در هیچ دوره ای به شکل یک دولت حقوقی نبوده نتیجه-ی همان وارونه کاریست که به صلاحدید دولت فخیمه-ی وقت بریتانیا اجرایش در دستور قرار گرفت و تازه بعد از کودتا بود که به صرافت وصله پینه کردن “ملت” افتادند. این لقاح تا زایش و بالاخره با نوزاد ناقص الخلقه اش “دولت – ملت”، جمله گی نتیجه-ی تکوین یک روند غیرمتعارف بوده است. اگرچه هوشمندان در طول این یکصد و اندی سال بسیار کوشیده اند که این “پدیده” را بسامان رسانند و همچون باغبانان از آن درختی پُر بار و بَر بسازند. هرچند که همیشه هم موفق عمل ننمودند.

اما تو در نوشته ات هنرمندان را با واژه-ی “وجدان ملی” نواخته ای و با اطلاق این واژه بر آنها باری ناثواب آوار کرده ای. بنظر می آید که این اطلاق از عمق منزه طلبی بر می خیزد که سعی دارد به دور افراد مورد علاقه اش هاله ای از تقدس بکشد. اما به چه دلیل تو سعی داری در این بازار مکاره که هیچ چیز سر جای خودش نیست “هنرمند” را در جایگاه قدسی بنشانی؟ البته من احساس سرگشتگی نهفته در سوآل “من که هستم؟” را عمیقاً درک می کنم، ولی تو خود میدانی از آنجا که روند تکوینی کثیرالمله گی به ملت واحده یک سیر غیرمتعارف و غیر دمکراتیک بوده و مرکز نشینان هیچگاه حقوق ملل گرد آمده در جغرافیای ایران را به رسمیت نشناخته اند لذا اینک من و تو ملغمه ای گشته ایم از همه چیز و هیچ چیز! و هر از چند حاکم قبائی بر تن ما پُرو میکند و به ما حُقنه می نماید “این توئی”. و ما بانگ بر میآوریم “این منم”.

این احساس “سرگشتگیِ هویتی” کار را بدانجا کشانیده که دوست دانشمندمان هودشتیان برای درمان پیشنهاد ساخت هویت مدرن را نیز داده است.

دور نرویم، از آنجا که در این خراب آباد هیچ چیز در جای خود نیست، مردم نیز نمی دانند از که بایست چه توقعی داشته باشند، و چون هنوز نتوانسته ایم بار فرهنگی دوره-ی فئودالی را بَر زمین بگذاریم، بَر تن امیالمان قبای قدسی می پوشانیم.

بر اساس کدام متر و مقیاس یک خواننده مجاز نیست سو گیری سیاسی داشته باشد؟ و کلاً با کدام متر و معیار هنرمندان نمی توانند سو گیری سیاسی داشته باشند؟ خانم گوگوش و مرضیه و … که من نیز از کودکی با آنها بزرگ گشته ام و آهنگهایشان در تار و پود وجودم لانه دارد هر کدام یک خواننده هستند که در وهله-ی اول از راه هنرشان امرار معاش می کنند. حال اگر یکی در کنسرتش همچون خانم گوگوش با بیان چند جمله-ی رقّت انگیز سو گیری سیاسیش را نشان میدهد نباید دلخور بود او خواننده – بازیگریست باهوش که سعی دارد هنرش را گرانتر بفروشد و میداند بیشترین بلیط های کنسرتهایش را شاه طلبان ابتیاع می کنند، پس با یک تیر دو نشان میزند.

شرمنده ام جناب سبحانی، ولی قندیل دل شما و احساسات قوام نایافته-ی من ملعبه-ی همین بازیهاست و رندان از آن سود خود میبَرَند.

اتفاقاً جا داشت و همچنان دارد که فریاد بر سر دمکراسی خواهان بکشی و بکشیم که؛ تا به کی می خواهید از خود سلب مسئولیت کنید و عنان اختیار از شاه به ولی فقیه و از ولی فقیه به شاه بسپارید؟ در کدام مکتب و با کدام استدلال مونارشی بر جمهوریت ارجحیت دارد؟ چرا خود را بخواب زده اید؟ در همین دمکراسیهای مَدّ نظر شما که همچنان در آن مونارشی بر سیستم حاکم است، ملکه یا پادشاه وَبال گردن ملت است و با هزینه-ی گزافی که برای مُلک و ملت دارد، نمی دانند با این زائده-ی سیستمشان چه کنند. آنوقت شما از پس ۲۵۰۰ سال استبداد شاهی دوباره فیلتان یاد هندوستان کرده؟ ای بیخبران! قدرت متمرکز در دست یک شخص چه تاجدار باشد چه عمامه به سر و چه کلاهی نتیجه یکی خواهد بود. استبداد!

دکتر گرامی، نامه نه بر خانم گوگوش که بر جمهوریخواهان بایست نوشت که منفعلانه نظاره گرند. آیا نمی بینید شاه طلبان چه هزینه ای نموده و می نمایند که در فحوای عوام الناس ساده انگار ساده طلب بگنجانند؛ “شاه دیکتاتور نبود”. شوربختانه این سخن در مقابل بدل جعلی او آیت الله خامنه ای می زنند که کپی مضحک اوست. دخالت در تمامی امور از وظایف اوست و در مقابل هیچکس نیز پاسخگو نیست.

باید گفت و از آنها خواست تا دست از سیاست “واکنشی” بردارند و به سیاست “کنشی” در مقابل نظام جمهوری اسلامی رو کنند. و در برابر مردم، اینجا، آنجا، هرجا که دست داد سیستم پادشاهی را به چالش بکشند و از مناظره با آقای رضا پهلوی یا خانم فرح دیبا نهراسند که فردا دیراست.

دکتر پرفسور سبحانی عزیز با احترام برایت آرامش و موفقیتهای روزافزون علمی آرزو دارم.

مارال سعید

*نامه-ی پرفسور سبحانی را می توانید در سایت گویا نیوز مطالعه کنید.  

https://akhbar-rooz.com/?p=16533 لينک کوتاه

0 0 رای ها
امتياز بدهيد!
نظری بنويسيد
Notify of
guest
5 نظرات
جديدترين
قديمی ترين بيشترين آرا
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات
س - ف
س - ف
جمعه, ۱۳ دی, ۱۳۹۸ ۱۷:۴۰

جناب برومند، در پس و پیش انقلاب ۱۳۵۷ چیزی بنام تحزب مطرح نبوده و نیست. تاریخ می گوید در صد سال اخیر به معنی واقعی کلمه یک حزب داشته ایم و آن حزب توده بوده است که در حال حاضر بی اثر و در حاشیه است.
از آنجا که ما مردمی احساسی هستیم و با فعالیتهای صنفی – سیاسی غریبه، حداقل در آینده نزدیک نیز احزاب در سپهر سیاسی ایران نقشی بازی نخواهند کرد.
اما من در کامنت قبلی منظورم اندیشه-ی جمهوری خواهی و پادشاهی خواهی بود که بنظرم کاملاً صحیح خواهد بود این دو و نقش آنان را در افکار عمومی مردم داخل کشور بررسی کنیم.
اینکه در آینده چه خواهد شد را نمی دانم ولی اکنون را نه در شعارها که از تأثیر رسانه های خارج از کشور بر افکار عمومی مردم می بینم. و کاملاً مشهود است تفکر پادشاهی خواهی با توجه به سرمایه گذاری کلانی که در عرصه-ی رسانه ها نموده، در حال حاضر پیشتاز است.
امیدوارم نیروهای طرفدار اندیشه جمهوری خواهی صدای زنگها را بشنوند. که فردا خیلی دیر خواهد بود.

س - ف
س - ف
سه شنبه, ۱۰ دی, ۱۳۹۸ ۰۰:۵۳

شاید بشود بر مبنای آرزوها چنین حکم کرد که کیا کرده است، ولی شواهد و شعارها چیز دیگری می گویند. ۹۰% انها که پای ثابت “من و تو” هستند و رژیم پهلوی را از این طریق می شناسند و به دنبال راه حلهای ساده برای سوآلات سختند، و جمهوری را در شکل شمایل جمهوری اسلامی می بینند می گویند صد رحمت به پادشاهی.
اما خودمانیم مگر جمهوریخواهان یک دل و یک زبانند؟

جمشید برومند
جمشید برومند
سه شنبه, ۱۰ دی, ۱۳۹۸ ۱۶:۴۰
پاسخ  س - ف

جواب به امضای « س.ف »
شواهد فقط مشتریان «من و تو» نمی باشد که معلوم نیست ۹۰ در صد از چند میلیون آنرا تماشا می کنند. تازه مگر شاه پرستان تریبون دیگر ندارند؟ ولی تا بحال دیده اید که مثل مجاهدین یک همایش برگزار کنند؟
از این ها گذشته شاهدوستان نه قبل از کودتای ۲۸ مرداد و نه بعداز آن نه اهل سیاست بودند و نه دیگر احزاب را تحمل می کردند .دو حزب حکومتی مردم و ایران نوین را منحل نکردند. تا ایران تک حزبی شود و داریوش همایون برای مزایای حزب رستاخیز خیلی تیلیغات کرد.
حالا شما تمام احزاب و گروهها که نه در آن حکومت امکان فعالیت داشتند و نه در این حکومت و همه طرفداران حکومت جمهوری پارلمانی به اشکال مختلف هستند را با شاهدوستان که نه در گذشته تحرب بودند و نه امروز همان طور که ولایت فقیه به امّت احتیاج دارد شاهدوستان هم مردم را «رعیت» به حساب میاورند و شما نمی دانید که چقدر مردم را بخاطر مبارزه علیه پدر تاجدارشان سرزنش می کنند؟
مقایسه شاهپرستان و جمهوریخواهان خیلی بی ربط ست.
موفق باشید

آـ بزرگمهر
آـ بزرگمهر
دوشنبه, ۹ دی, ۱۳۹۸ ۲۳:۲۶

حکومت مشروطه سلطتی / پارلمانی با شرکت کشورهای باصطلاح دموکراسی دوست جهان انگلیس و آمریکا با یک کودتای نظامی در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به تاریخ سپرده شد و بار دیگر حکومت سلطان ظل الله / شاه شاهان آرزوهای مشروطه خواهان نابود کرد.
این ها را نوشتیم که به پهلوی پرستان نباید ارفاق کرد آنها حکومت مشروطه سلطنتی را نابود کردند .
در سال ۱۳۵۷ مردم کل حکومت پادشاهی را کنار گذاشتند. حالا این شاه دوستان از حکومت شاهنشاهی رضا شاهی و آریامهری کمتر را قبول ندارند چون آنها باعث افتخارات ایران بوده اند و مردم «حق نشناس» قدر آنها را نشناختند.اصلا کی جرات داره معایب آنها را بگوید.
حکومت ولایت مطلقه وقیح هم همزاد حکومت پادشاهی مطلقه ست.البته سعید حجاریان ها گاهی ناله کنان از سلطنت خواهی کردند که اگر یادتان باشد اکبر گنجی پاسخ آنها را داد که در جمهوری همه چیز باید انتخابی باشد . ولایت فقیه بی ولایت فقیه !
شاد باشید

کیا
کیا
دوشنبه, ۹ دی, ۱۳۹۸ ۱۷:۵۴

نه بدار است ونه به دیار است
اسمش هالو بختیار است!
دمکراسی یعنی دیگران را هم آدم حساب کردن و نه ترسیدن!
سلطنت دیکر جایی در این مملکت نخواهد داشت اگر از سلطنت شیخ رها شویم .

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز

آرشيو اسناد اپوزيسيون ايران

تبليغات خود را می توانيد اينجا نشان دهيد
تبليغات خود را می توانيد اينجا نشان دهيد
5
0
اگر در مورد اين مقاله نظری داريد، لطفا کامنت بگذاريدx

آگهی در ستون نبليغات

آگهی های دو ستونه: یک هفته ۱۰۰ یورو، یک ماه ۲۰۰ یورو آگهی های بیش از ۳ ماه از تخفیف برخوردار خواهند بود

حساب بانکی اخبار روز

حساب بانکی اخبار روز: int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXX نام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More

آگهی در ستون تبليغات

آگهی یک ستونه یک هفته ۷۵ یورو، یک ماه ۱۵۰ یورو آگهی های بیش از ۳ ماه از تخفیف برخوردار خواهند بود

حساب بانکی اخبار روز

int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXX نام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More

آگهی ها در لابلای مطالب برای يک روز

یک ستونه: ۲۰ یورو دو ستونه: ۳۰ یورو سه ستونه: ۵۰ یورو

حساب بانکی اخبار روز

int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXX نام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More