محتوای شعار « زن، زندگی، آزادی»، در حنجرۀ خیابان و در نزد اپوزیسیون ها – شهاب برهان

اگر  شعار «زن، زندگی، آزادی»، همچون فریاد نفی جمهوری اسلامی زن ستیز، مرگ گستر و آزادی کُش از حنجره خونین رزمندگان میدانی هیچ ایرادی ندارد، اما بمثابه شعار آلترناتیو چپ ها و انقلابیون در برابر تز و آنتی تزِ رژیم و نفی رژیم، فاقد مضمون و معنای اثباتی شفاف و روشن، و شعار همه باهمی از راستِ راست فاشیست تا اولترا چپِ انقلابی، از فمینیست تا مرتجعان مرد –پدر سالار ضد فمینیسم، شعاری گمراه کننده و در هم آمیزِ صفوف متضاد است

شعار «زن، زندگی، آزادی»، یک شعار “زیبا” ست، خوش آهنگ و دلنشین و حتا رمانتیک است. کیست که  زن، زندگی و آزادی را نستاید؟!

این شعار که در اصل، کُردی است ( ژن، ژیان، ئازادی) و به جنبش روژاوا در سوریه و به گفته برخی، به پ.کا.کا. ( و به گفته دوستی، به شاعری ترک در ترکیه) منتسب است، در آن دیاران چه مضمون و وزن و جایگاهی داشته است، نمی دانم و مسئله من نیست؛ از نظر محتوای سیاسی اش در جنبش انقلابی جاری در ایران، یک برابر نهاد در مقابل نهاد رژیم اسلامی است که  ذاتاً زن ستیز، ستاینده مرگ و شهادت، و دشمن آزادی است. این شعار، از این منظر، نفی جمهوری اسلامی و متضمن خلاصی از شر این نکبت ظلم و ظلمت است و به همین دلیل است که از بیخ جگر زنان و مردان جان بر کف در ایران فریاد زده می شود.

از طرف دیگر، این شعار چه در متن جنبش انقلابی در ایران، چه  از دهان فمینیست و ضد فمینیست، از دهان همه جناح ها و دار و دسته های اپوزیسیون رژیم، از اصلاح طلب و سلطنت طلب و مجاهد خلق و لیبرال و چپ پشیمان و چپ رادیکال و کمونیست دوآتشه، و حتا از دهان خارجی های حامی جنبش در ایران، شنیده می شود. همسر و دختر رضا پهلوی هم با در دست داشتن پلاکاردی با همین شعار، در یکی از تظاهرات های سلطنت طلبان در پاریس شرکت کرده اند. شعار« زن، زندگی، آزادی» در فضای سیاسی ایران و خارج ازآن به یک شعار مشترک، به یک  ” همه با همی” کلامی میان گرگ و میش تبدیل شده است. سبب این امر، عدم شفافیت و عدم تعیّن مضمونی و معنائی این شعار است که امکان می دهد هر فرد یا هرجریان سیاسی از ظّن خود برای آن مفهوم و مضمونی قائل شود. ” زن” یعنی چه؟  آیا فقط زن بمثابه جنس مؤنث است؟ که چه؟! آیا این یک شعار سکسیستی نیست که عده ای هم بگویند پس ” مرد” چه شد؟ و بیایند به خیال خود با شعار ” مرد… فلان و بهمان” نقیصه اش را برطرف کنند؟! یا منظور از  زن “ستون خانواده و مادر بچه ها”ست؟ یا منظور، پیکار زن با مردسالاری است؟… عیناً همین طور است ” زندگی” و ” آزادی”. “زندگی” یعنی چه و منظور از “آزادی” چیست؟ از این مبهم تر هم می شود حرف زد؟ فقط کافیست به این فکر کنیم که فرشگردی های تخم و ترکه ساواک، رضا پهلوی که می خواهد تاج و تخت و امتیازات از دست رفته خاندان اش را با خون و از جان گذشتگی مردم “پس بگیرد” تا انتقام انقلاب ۵۷ را از همین مردم بگیرد؛ مجاهدین خلق مدعی جایگزینی ولایت “نامشروع” خمینی و خامنه ای با ولایت مشروع امام زمان (فعلا غایب) رجوی، لیبرال های خون آشام کارگران و زحمتکشان، پان ایرانیست های فاشیست دشمن حقوق ملت های ساکن ایران و خود این ملت های ستمدیده و سرکوب شده، … و بالاخره سوسیالیست ها و کمونیست ها  و فمینیست ها از زندگی و از آزادی چه می فهمند و چه زندگی و کدام آزادی را برای مردم در نظر دارند؟! از این منظر، شعار «زن، زندگی، آزادی»، شعار زیبای خوش نوائی چون اشعار حافظ است که هرکس می تواند برحسب نیت و حال و هوای دل اش آن را تعبیر و تفسیر کند و مثلا بگوید”منظور از شراب، اشاره به قران است”!

اگر  شعار «زن، زندگی، آزادی»، همچون فریاد نفی جمهوری اسلامی زن ستیز، مرگ گستر و آزادی کُش از حنجره خونین رزمندگان میدانی هیچ ایرادی ندارد، اما بمثابه شعار آلترناتیو چپ ها و انقلابیون در برابر تز و آنتی تزِ رژیم و نفی رژیم، فاقد مضمون و معنای اثباتی شفاف و روشن، و شعار همه باهمی از راستِ راست فاشیست تا اولترا چپِ انقلابی، از فمینیست تا مرتجعان مرد –پدر سالار ضد فمینیسم، شعاری گمراه کننده و در هم آمیزِ صفوف متضاد است.  جنبش انقلابی به شفافیت، تعیّن، تیزی و به قطبی شدن شعارهای سیاسی نیاز دارد تا صفوف انقلابیون و ضدانقلابیون از هم جدا شود. 

می دانم که عمومی شدن شعار «زن، زندگی، آزادی» و تکرار آن از سوی فمینیست ها و چپ ها و انقلابیون مانع از طرح شعارهای مستقل اثباتی شفاف و رادیکال نبوده است و نخواهد بود؛ اما انتقاد همراه با تعجب من از برخی چپ هاست که در برخی پست های فیس بوکی و نیز در سایت های حزبی ادعا می کنند که شعار «زن، زندگی، آزادی»، شعاری جامع و کامل و شعار آلترناتیو چپ ها و فمینیست هاست که گویا همه مضامین رادیکال مطالبات آزادیخواهانه و برابری طلبانه مردم در آن مستتر است! اما در حقیقت، هیچ چیزی بدون تفسیرهای دلبخواهی (و بعضاً سانتیمانتال) خودشان، چنین معانی و مضامینی را بیان نمی کنند. کافیست از خودشان بپرسند اگر این شعار همانی است که ادعا می کنند، پلاکارد این شعار در دست فرشگردی ها و یاسمین و نور پهلوی و مریم رجوی و امثال علیرضا نوری زاده ها و محسن سازگاراها و امثال فرخ نگهدارها و بر پیشانی تلویزیون های “ایران اینترنشنال” و “من و تو ” چکار می کند؟!

حرف ام این است که: باید جایگاه و ارزش و کارکرد مثبت و قابل فهم و قابل قبول این شعار را همچون نفی ساده رژیم زن ستیز و مرگ گستر و آزادی ستیز از حنجره خیابان در گام های اولیه جنبش انقلابی، با جایگاه یک شعار آلترناتیو چپ و انقلابی  از زبان میلیتانت های چپ انقلابی و فمینیست ها مخدوش نکرد و این انتظار بزرگی از آن ها نیست. 

شهاب  برهان

 ۱۱ اکتبر ۲۰۲۲  – ۱۹ مهر  ۱۴۰۱

خبرهای بیشتر را در تلگرام اخبار روز بخوانید

https://akhbar-rooz.com/?p=173437 لينک کوتاه

3.3 10 رای ها
امتياز بدهيد!
نظری بنويسيد
Notify of
guest

15 نظرات
جديدترين
قديمی ترين بيشترين آرا
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات
ممد
ممد
یکشنبه, ۱۵ آبان, ۱۴۰۱ ۰۹:۰۵

حتی حاضر نشدی بنویسی مرد میهن آبادی
مقالت ارزشی نداره

حسن
حسن
جمعه, ۱۳ آبان, ۱۴۰۱ ۰۲:۵۳

به اون دوستتون که منیع دزدی شما برای این شعار است باید بگم این شعار مربوط به دفاعیات عبدالله اوجان در سال ۲۰۰۵ میلادی است! لطفا دست از دزدی بر دارید!

نادر
نادر
شنبه, ۲۳ مهر, ۱۴۰۱ ۰۵:۵۷

ابتدا اینکه ممنون از مسئولین سایت که شرایطى فراهم کرده اند که بتوانیم با هم تبادل نظر کنیم

آقاى آرش گرامى. من هیچگاه متوجه نشدم چرا برخى انقلاب را همانند قطار میدانند که در برخى ایستگاه عده اى پیاده و عده اى سوار میشوند و یا آزادى و عدالت و برابرى و غیره ایستگاه هاى متفاوتى هستند
ما در تاریخ ایران مرتب تجربه هاى فراوانى داشتیم ولى همیشه از صفر شروع کرده ایم چرا که بقول عده اى بسیارى از ایرانیان حافظه تاریخى ندارند. چرا که با تجربه و یادگیرى دشمنى عجیبى دارند. شما میگوئید این نسل ٨٠ ها چنین و چنان اند. من البته به شهامت و شجاعت آنها درود میفرستم ولى در این ۴٣ ساله بختک اسلام مگر فضاى یادگیرى و بررسى تاریخ ١٠٠ ساله ایران وجود داشته؟ همانطور که میدانید زمان کتاب خواندن ایرانیان به چند دقیقه در سال میرسد. و آگاهى نسل جوان از روى تعریف گوگول هست و یا ویکیپدیا . مثلا آیا شما اعلامیه اى در این روزها دیده اید که از مادران و یا خانواده خاوران دلجوئى کنند و خواهان محاکمه و مجازات دست اندرکاران کشتار هزاران هزار جان شیفته باشند؟ امرى که در آمریکاى مرکزى و جنوبى صورت گرفت. اصلا چند درصد جوانان نسل جدید میدانند دهها هزار جان شیفته زمانى که اکثریت جامعه و حتى برخى از سازمان ها و احزاب سیاسى مدیحه گو خمینى بودند علیه این جنایتکاران بپا خواستند و جان باختند یا جان و روانشان در زندان ها زیر شکنجه متلاشى شد؟
شما کدام اعلامیه را دیده اید که نان به نرخ روزخورانى که امروزه از شجاعت بى نظیر این جوانان دفاع میکنند و تا همین چندى پیش در رکاب امام راحل و غیر راحل بودند،افشا کرى شده باشد؟ این دیگر حرف من و شما نیست که این جوانان آن را “نصحیت” بپندارند. جملگى آگاهیم که کرکسان و لاشخورها به تقلا افتاده اند و در فکر سوار شدن بر موج انقلاب این جوانان هستند و اگر حرفى بزنید یا محترمانه آن را “نصیحت ” میدانند و یا محکوم به کوشش در شکستن وحدت و اتحاد بین مردم !!!!
میدانیم که اکثر افراد جامعه بخصوص زحمتکشان و کارگران در فقر زندگى میکنند. آیا حرکتى از خواسته هاى آنها شده؟ آن کودکانى که در زاهدان کشته شدند حتى شناسنامه ندارند و همینطور کفش و لباس و قادر بمدرسه رفتن نیستند. کسى در مورد آنها حرفى زده؟ در آهنگ طولانى “براى..” تنها دو تکه به دستان خالى و کودکان زباله گرد اشاره شده بهمان باندازه در مورد سگ ها و بچه پلنگ ها ! یعنى ارزش دستان خالى و شرمگین بودن از آن و زندگى کودکان زباله گرد باندازه سگ و بچه پلنگ هست؟

آیا منطقى نیست که براى بهدر نرفتن تمامى شجاعت هاى بى مانند این جوانان و آن جانان زلالى که بخاک افتادند اشاره اى از کمبود کارهایشان بکنیم؟ براى من مهم نیست که جه برچسب و تهمتى نثارم شود مهم این است شرایط بنفع فرودستان تغییر کند و بس
شاد و سلامت باشید

نادر
نادر
جمعه, ۲۲ مهر, ۱۴۰۱ ۱۷:۴۸

آقاى آرش هیچکسى براى شما و دیگران تکلیف تعیین نمیکند که چه بکنید. شما ازادی که بدنبال شعار همه باهم و وحدت کلمه باشىد و من و برخى از کج راهى که به قدرت رسیدن یک ملعون جنایتکار و دیکتاتور برسد، بهیچوجه عبور نخواهیم کرد و وظیفه خود میانیم که مرتب ان را بگوئیم تا بعدا نگویند که چرا شما که میدانستید ما را از رفتن به کج راه منصرف نکردید؟ ضمنن مخالفان تمام مدت در حال جنگ با رژیم نیستند که اگر یکى نشوند،یکى یکى از بین میروند.انسان عقل دارد و قدرت فکر کردن و میاند که از کجا مبارزه را شروع کند و اگر در اشتباه هست دوستان بدون کسب تکلیف براى آنها سره را از ناسره براى آنها باز گو کنند تا مثلا رضا پهلوى همراه بسیج و سپاهى بسر قدرت نرسد
شاد باشید

Arash A
Arash A
جمعه, ۲۲ مهر, ۱۴۰۱ ۲۳:۵۵
پاسخ  نادر

دوست عزیز آقا نادر
مبارزه برای آزادی و برابری یک پروسه است که نمیشه گفت , خوب من به آنها رسیدم و تمام شد . در زندگی ایستگاهی به نام آزادی و برابری وجود نداره که ما در آن ایستگاه پیاده بشیم و بگیم ما به مقصد رسیدیم یا بگیم ای وای من ایستگاهم رو رد کردم . این پروسه در حال حرکت و پیشرفت است و هر روز هم یاران جدید و تازه به آن می پیونند . و شما از من بهتر می دانید که ” نصیحت “برای ما قدیمیها که یک زمانی جوان بودیم کاربرد نداشت که نداشت و برای جوانهای این جنبش هم مثل ریختن آب تو لیوان پر می باشد.
بهترین راه قبول و همراهی با این جنبش است نه بخاطر اینکه آنها جوان و بی تجربه اند نه, این جنبش , چنان اصیل و پربار و پر توان است که باید سر تعظیم در برابرش فرود آورد . این جنبش به رهبری زنان برای یک زندگی بر پایه آزادی به حرکت در آمده و بر علیه تمام تفکرات و ایدئولوژیهای که نقش آنها را از قبل تعیین کرده باشد , سر ستیز دارد .

موفق و پیروز و سلامت باشید

ایکاروس
ایکاروس
جمعه, ۲۲ مهر, ۱۴۰۱ ۱۴:۳۸

شهاب برهان درست میگوید. او نمیگوید که چپ ها این شعار را از خیابانها و از گلوی مردم بیرون کشیده و به جای آن شعار دیگری را قرار دهند. فعلا همه از ذن خود با این شعار همراه هستند و اگر چپ معنا و مضمون مستقل خود را از این شعار برای مردم تببین نکند، در بزنگاههایی که جنبش میرود که عمیق تر شود جریانهای دیگری تفسیر و معنای خود را به آن میبخشند و مردم را حول آن بسیج میکنند. همچنانکه خمینی در سال ۵۷ در نبود یک جریان چپ مستقل و آگاه معنای شعار “استقلال و آزادی” را در “جمهوری اسلامی” بیان کرد و “همه با هم” به دنبالش بسیج شدند و این فاجعه و توحش آفریده شد.

نادر
نادر
جمعه, ۲۲ مهر, ۱۴۰۱ ۰۶:۳۳

آقاى شهاب برهان
بار دیگر مقاله اى نوشتید که صداى بسیارى از هواخواهان “همه با هم” و “وحدت کلمه” که ۴٣ سال براى متوجه شدن محتوى این شعار کم هست را درآورده و در خواهد آورد و ایزن ضد چپ ها و چپ هاى دمکرات! شده. اما وظیفه افرادى چون شما تسلیم شدن به جو موجود در جامعه نیست و باید مرتب نوشت بدون هیچ پنداشتن طرف دیگر تا بعد ها نگویند که ” شما ها که میدانستید چرا نگفتید”!
شهامت و شجاعت جوانان و نوجوانان در این وحله از تاریخ، افتخارى خواهد شد براى نسل هاى آینده و هر ایرانى اى به آن فخر خواهد فروخت. وظیفه آگاهان جامعه در این نکته خلاصه میشود که نگذارند کرکسان و لاشخورها از غبال این جان هاى شیفته که هر روز شب حماسه ها به پا میکنند، ارنزاق کنند و همانند آن ملعون جنایتکار جمهورى اسلامى اشان (حال با پسوند هاى دیکرى) به قدرت برسانند و دمار از این نسل در آورند و خود ثروت هاى کلان.
شاید نه پیوستن و یا پیوستن با تاخیر کارگران و طبقات زحمتکش ناشى از نبود خواست ها و شعارها در جهت رفاه و زندگى بهتر براى آنها هست
لطفن باز هم بنویسید و هشدار بدهید تا این جوانان و نوجوانان که تشنه یاد گیرى هستند بیاموزند و جانشان و مبارزه اشان را در خدمت سرکوبگران در لباس. دیگر قرار ندهند

Arash A
Arash A
جمعه, ۲۲ مهر, ۱۴۰۱ ۱۳:۱۷
پاسخ  نادر

خدمت آقای نادر
من و شما و آقای برهان باید از این دهه هشتادیها و نودیها یاد بگیریم وقتی در صحنه مبارزه در کف میدان شعار میدهند.
“اگر با هم یکی نشیم , یکی یکی کشته می شیم”.

Arash A
Arash A
پنجشنبه, ۲۱ مهر, ۱۴۰۱ ۲۰:۳۴

خدمت آقای شهاب برهان

من به هر جمعیتی نالان شدم
جفت بد حالان و خوش حالان شدم

هرکس از ظن خود شد یار من
از درون من نجست اسرار من

سر من از ناله من دور نیست
لیک چشم و گوش را آن نور نیست

” مولانا “

امیر ایرانی
امیر ایرانی
پنجشنبه, ۲۱ مهر, ۱۴۰۱ ۱۱:۲۷

اگر چه شعار اصلی آزادی دمکراسی و عدالت اجتماعی است
اما این شعار که زن را مقدم قرار داده است یک شعار منطقی است؛ چون زن در این منطقه تحت ستم چند نگرش بوده و هست:
نگرش های ضد زن در این منطقه:
۱- دین اسلام و ادیان موجود در دین اسلام و سایر ادیان، زن مسئول زیاد کردن امت و پیروان دین خود است؛
و در دین اسلام علاوه بر ماموریت اصلی زیاد کردن امت ،مامور و مسئول آرام کردن حس شهوت آلود مرد چه در این دنیا و چه در آن دنیا نیزاست.
۲- نگرش ضد زن دیگر، مربوط به ادبیات خاصی از چپ اندیشی است در چپ اندیشی خاص زن مانند مرد درحرکت تاریخ، مسئول به پیش بردن اهداف تاریخی است وجود خودش در درجه چندم قرار دارد.
۳- نگرش ضد زن دیگرکه مشترک در این منطقه است :وجود سنت های عرفی یا قومی که شدت هم دارد. در نگرش سنتی عرفی زن یا ناموس یا ضعیفه است و در نگرش قومی، زن مسئول زیاد کردن قوم است و درجه چندم حساب می شود.
پس در این مقطع این شعاری راهبردی هم می تواند باشد.
اما
اینکه موجودات فرصت طلبان و شیاد های اجتماعی در هر زمانی، خود را فرصت طلبانه و فریبکارانه مطرح می کنند از قبل بوده از این به بعد هم خواهد بود کاریش نمی شود کرد فقط باید فریبکاری آنها را برملا کرد و افشا کرد و به این شیادها گفت خودتی

آرمان شیرازی
آرمان شیرازی
پنجشنبه, ۲۱ مهر, ۱۴۰۱ ۰۴:۱۲

با سخن هم میهن گرامی، آقای شهاب برهان، میشد موافقت داشت اگر که تنها شعار جنبش همین “زن، زندگی، آزادی” میبود. با توجه به آنکه خوشبختانه شعارهای پیشبرنده ی خیزش کنونی از سوی مردم (به معنای اکثریت عظیم زحمتکشان) طرح و گفته میشوند، بحث آقای برهان اعتبار کمتری می یابد. برای نمونه شعارهای: 
“عدالت کجایی؟”؛ 
“نان، کار، مسکن، آزادی”؛
“مرگ بر دیکتاتور” (که، در ورای آزادی، رو بسوی دموکراسی دارد)؛
“کارگر نفت ما، رهبر سرسخت ما” (که چشم انداز رهبری ضد سرمایه داری را ترسیم میکند)؛
هر یک، بگونه ای، از مرز همگانی و ارزشمند “زن، زندگی، آزادی” فراتر میروند.

سخن من، نه ایرادگیری که، تلاشی برای گسترش گفتگوی حقیقت یابانه است…  

Mandehzade
Mandehzade
چهارشنبه, ۲۰ مهر, ۱۴۰۱ ۲۳:۵۵

زن زندگی آزادی خواست مشترک و مبرم کنونی همگانی در کشوراست. وفاق حول ان مبرم است و موقتا تضادهای طبقاتی، جنسیتی، ملی قومی، فرهنگی مذهبی و دیگر اختلاف های اجتماعی کاهش می یابند تا خواست مشترک و مبرم، یعنی حداقلی از حقوق زن و زندگی و آزادی با بر انداختن استبداد و دین سالاری تامین شود. منطق خواست مشترک و مبرم و تقدم ان بر خواست های دیگر متاسفانه توسط نویسنده درک و دریافته نشده أست. منطق ایشان مثل این أست که در جنگ دوم جهانی راجع به خواست مشترک و مبرم علیه میلیتاریسم و فاشیسم هیتلری، بگوید اشتراک خواست کمونیست ها و سرمایه دارها و لیبرال ها یعنی شکست فاشیسم و برقراری صلح، شعار گمراه کننده است. البته منطق نویسنده در عمل به نتایجی روشنگرانه می رسد. اگر زن زندگی آزادی میان مردم مجاز ولی از زبان سیاسیون مردمی گمراه کننده أست، قاعدتا مردم برای خودشان خواستی و شعاری مرکزی دارند و سیاسیون مردمی هم خودشان . این یعنی گذاشتن پرچم شعار مرکزی مردم در دست و باختیار سیاسیون غیر مردمی. از نهضت مشروطه تا کنون این منطق بی التفات به خواست های مشترک و مبرم، منطق با ظاهری رادیکال، به نیروهای دموکراتیک و چپ زیان هایی وارد کرده است
زن زندگی آزادی و مرگ بر دیکتاتور را بایست بدون تردید با اندیشه و شور همگانی تقویت و از وفاق همگانی برای تحقق ان استقبال کرد. این دو شعار، با مضمون عمیق خود با نظامات وراثتی و ولایتی هم مرز روشن می کشد

mohammad sohrabi
mohammad sohrabi
چهارشنبه, ۲۰ مهر, ۱۴۰۱ ۱۵:۵۲

با درود به آقای برهان

قبل از هر چیز باید توجه داشت که ما جامعه متکثری داریم .
از طرف دیگر ما ایرانی هستیم و از برخی کلمات مانند ( زن ) بی توجه به منافع گروهی و طبقاتی درکی انسانی داریم .
مهمترین معنی زن زایندگی است و همین ویژگی به تفاهمی جهانی راه می برد .

آیا می توان واژه زن را در چهار چوب تنگ گروهی و طبقاتی تعریف کرده و به انحصار خود در آورد ؟

نکته دیگر اشتراکات همه انسانها در واژه ( زندگی ) به مثابه حق حیات به عنوان اولیه ترین آرزوست .

در خواست زندگی و حق حیات برای انسانهایی که از سبک زندگی آزاد برخوردار نیستند ، می تواند منحصر به یک قشر یاطبقه خاصی نباشد ؟

آزادی، از آرزوها و اهداف اصولی بشریت از همان آغاز زیست انسانی بوده است که همواره در آن دور دستهای دست نایافنتی چهره نمایی می کند و انسان در ادوار مختلف تاریخی چشم به آن داشته و هر بار با مبارزاتی شور انگیز ، آرزوی دست یافتن به آن را دارد.

آیا این خواست و مطالبه عمیقأ شریف انسانی می تواند در انحصار انسان ویژه ای باشد ؟
بگذار همه طبقات در راه تحقق این آماج و آمال بسیار انسانی تلاش کنند و به میدان بیایند .

در این میدان و کارزار سترگ بهتر آنست که صف مستقلی شکل نگیرد . زیرا هر گروه ، طبقه ، حزب یا سازمانی به تنهایی شانه به زیر این بار سنگین بگذارد ، کمر راست نتواند کرد .
هیچ نحله و دسته و طبقه ای به تنهایی قادر به حمل این بار امانت به سرمنزل مقصود نخواهد شد .
در ابتدای این راه پر سنگلاخ هستیم ، صلاحیت رهروان این راه دراز را جریان مبارزه و خود نفس زندگی تعیین خواهد کرد و هیچ نهادی حق تعیین تکلیف برای دیگری نباید داشته باشد.
راه باز است و جاده دراز و هر کسی حق دارد بضاعت خویش را عرضه کند و در نهایت آن می درود که می کارد .

سپاس ♥️♥️♥️🍀🍀🍀

محمدتبریزی
محمدتبریزی
چهارشنبه, ۲۰ مهر, ۱۴۰۱ ۱۵:۰۱

زن،مدیر،سازمانده و خالق زندگیست
او برای زندگی به مفهوم عام و برای رهائی از
بینواسازی و حقیرسازی زندگی،همه مردمان را
به آزادیخواهی و عدالت فرا میخواند و
این یعنی «زن،زندگی،آزادی».

کیا
کیا
چهارشنبه, ۲۰ مهر, ۱۴۰۱ ۰۱:۳۸

تعجب آور نیست که شعار همه مخالفان و همه طبقات و قشر های جامعه را در بر می‌گیرد و آنها شعار را تکرار می‌کنند چون این حکومت به همه اشان ظلم کرده است و اول این واقعیت فعلی را باید قبول کرد تا قدم های بعدی.

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز

آرشيو اسناد اپوزيسيون ايران

تبليغات خود را می توانيد اينجا نشان دهيد
تبليغات خود را می توانيد اينجا نشان دهيد
15
0
اگر در مورد اين مقاله نظری داريد، لطفا کامنت بگذاريدx

آگهی در ستون نبليغات

آگهی های دو ستونه: یک هفته ۱۰۰ یورو، یک ماه ۲۰۰ یورو آگهی های بیش از ۳ ماه از تخفیف برخوردار خواهند بود

حساب بانکی اخبار روز

حساب بانکی اخبار روز: int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXX نام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More

آگهی در ستون تبليغات

آگهی یک ستونه یک هفته ۷۵ یورو، یک ماه ۱۵۰ یورو آگهی های بیش از ۳ ماه از تخفیف برخوردار خواهند بود

حساب بانکی اخبار روز

int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXX نام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More

آگهی ها در لابلای مطالب برای يک روز

یک ستونه: ۲۰ یورو دو ستونه: ۳۰ یورو سه ستونه: ۵۰ یورو

حساب بانکی اخبار روز

int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXX نام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More