یکشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۳

یکشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۳

“عمامه پرانی”: شورش علیه تقدّس ریاکار، چشم غُره به اندیشه ی کهن – خسرو باقرپور

این شمایید که هنوز از دو انقلاب نیاموخته اید. از جوانان بیاموزید و به اراده شان باور بیارید. آنان را رعایت کنید و به آنان احترام بگذارید، هدایت آنان در توان شمایان نیست. تنها از آنان حمایت کنید. باشد تا هم خون های ریخته شده ی آنان برای آزادی و برابری را پاس داشته باشید و هم در امر نوشتن و اعلام موضع از شر جاماندگی رها گردید

دردناک است این حقیقت تلخ که شماری از نسل سالخورده ای که با انقلاب ضدسلطنتی ی مردمان ایران به میدان سیاست ورزی و تحزّب آمد، هنوز دست از باورهای کهنه نشُسته است. از جمله ی اینان؛ نیروی فرسوده و شکست خورده ای در میان برخی از نیروهای سیاسی ی محافظه کار، که هنوز قلمِ آزموده و رفوزه ی خود را بیش از چهل سال آزگار است، پیوسته به پرهیب و مماشات و ملاحظه با قدرت حاکم می چرخاند و اخیرا حتی از فکر “بی حرمتی” ی “جوانان خام و کم تجربه” به “عمامه” ی عمامه داران او نیز غافل نبوده است! بسیار غم انگیز است که اینان نمی دانند دیگر، این نسل های جوان، آزادی خواه، برابری طلب، شجاع و نوجوی برآمده از چهل و اندی سالِ سیاه و خون آلودِ حاکمیتِ سرمایه سالارانِ اسلام پناه، از ایشان سبقت گرفته اند، به نصایح آنان وقعی نمی نهند و دیگر اعمال خود را در سیاست ورزی و عمل سیاسی، با این همه خوفِ خفت بارِ نسل های پیشین، از قدرت حاکم پیمانه نمی کنند.

خطاب به این گوشه نشینان شگفتی زده باید گفت: ناصحان بی عمل! این قدر به دنبال قطار سریع السیر وقایع جاری ندوید و سعی در کشیدن ترمز آن نورزید! مگر نشنیده اید  آن نیرویی که توان هماهنگی خود با مردم انقلابی نیافت، هماره به دنبال آنان خواهد دوید؟ و به جای حرکت آفرینی، عکس العمل را شیوه و پیشه ی خویش خواهد ساخت. خود که توان جریان سازی و حرکت آفرینی در میان جنبش های انقلابی و به خصوص جوانان ندارید، آنان را ملامت نکنید.

ای رهبران ابدی! که حاصل کاری شکست خورده و محقر دارید، در خیال، هنوز گمان می دارید که پرچم رهبری ی جنبش زنان و جوانان ایران در دست شماست؟ می پندارید در کار هدایت جنبش و سیاست پردازی ی نوین مبتنی بر شناخت دقیق از جامعه ای که نزدیک به چهل سال است از آن دورید، اندیشه می کنید؟! این نصایح  تان روشن می کند، هنوز بسیار محافظه کار و بیگانه با انقلاب و مردم اید. شما حتی هم سنگران خودتان را نیز که  به سیاست های چهل ساله تان معترض بودند، فراری داده، تار و مار کرده و از میان خویش رانده اید. برای همین است که هیچ چهره ی جوان و دانا و تر و تازه ای در صفوف پریشان و کهنه تان نیست. در میان صفوف شما هیچ رزمی فکری روی نمی دهد، شعله ی اندیشه ای در نمی گیرد و چند گامی به جلو برداشته نمی شود. شمایان هنوز کرسی های بی تدبیر خود را در تشکل های خویش رها نکرده اید و رها نمی کنید. در هماوردی های حزبی و سازمانی تان نیز هماره در فکر حفظ کرسی تان و نام و نشانتان بوده اید، و از تلاش برای تقویت حزب و تشکلی جوان و جوشان و مبتنی بر هوای تازه و اندیشه ی نو، تن زده اید. شعار قلبی تان این بوده است: (گرچه پیرم و می لرزم/ به صد تا جوون می ارزم!!) کهنگی، پیری، فرسودگی و عدم جسارت، در صفوف تان همچنان فرمانروای اکبر است! بی سببی نیست که این جنبش خروشان و جوان از شما پیرانِ ایستاده در صف هفتاد و هشتاد سالگان و هنوز عاشق کرسی ی حزبی و در مورد برخی از جریانات، هماره ناصح به رعایت قدرت حاکم، امیّد بریده است. با استفاده از ظریف ترین شیوه های مدنی و انسانی به جنگ دیوی پلید رفته است که دمار از روزگار چهل و چند ساله ی مردمان ایران برآورده است. هرچند بی تشکل و بی تحزّب و سازمانگری، کار مردمان ما از دشوار نیز بسی دشوارتر است. برخی از شمایان، حتی اگر عالمِ علم الاجتماع هم باشید، (که هرگز نیستید)، چون پیوندی با مردم ندارید، عالم بی عملید و به زنبور بی عسل مانندید!  برخی از شمایان؛ بیش از چهل سال است به جای غور و تفحص در احوالات جنبش کارگران و جوانان و زنان و مردمان ایران، در فکر این بوده اید که در کجای قبای نظام حاکم روزنه ای بیابید و آن را اصلاح و گشادتر کنید!  عِرض خود بسی بیش از بسیار برده اید، امّا؛ زحمت ما بیش از این مدارید.

شیوه های شیرینی دارد این نسل نوپو و جوان. با آزمون و خون و خطا، خود می داند که چه می کند. نیازی به پند های پیران لرزان و محافظه کار و بی پیوند با مردم ندارد. دنیای امروز نیز خوب می داند که این نسل نوجو، شیوه های مبارزه اش انسانی، مسئولانه، شرافتمندانه و هوشیارانه است. بس کنید این امر به معروف ها و نهی از منکرهای سکولار را! شما جامعه را نمی شناسید. از کاروان جا مانده اید. خطاب به شمایان می توان گفت: ای که خود ره را ندانی/ رهنمایی کی توانی؟! جوانان و زنان شورشگر و دانای ما، دانایان زمانه ی خویش اند. با این همه خون ها که از آنان بر زمین جهل ریخته شده است، هنوز شیردل و شجاع، نرم و ظریف و پخته و بردبار و در عین حال شوخ و مداراگر، صف در صف عمل می کنند، حتی با دشمنانِ خونخوار خویش.  این نسل نو “با دوستان مروت/ با دشمنان مدارا” را آموخته است. این شمایید که هنوز از دو انقلاب نیاموخته اید. از جوانان بیاموزید و به اراده شان باور بیارید. آنان را رعایت کنید و به آنان احترام بگذارید، هدایت آنان در توان شمایان نیست. تنها از آنان حمایت کنید. باشد تا هم خون های ریخته شده ی آنان برای آزادی و برابری را پاس داشته باشید و هم در امر نوشتن و اعلام موضع از شر جاماندگی رها گردید.

https://akhbar-rooz.com/?p=178939 لينک کوتاه

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
22 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
امیر ایرانی
امیر ایرانی
1 سال قبل

این نوشتار ها اگر چه بیان کننده نکات مثبتیست
اما چون تسویه حساب کردن با رقیبانی در آن دیده می شود از ارزش آنها کاسته می شود
و گاهی بی ارزش تلقی می شود

Mohammad
Mohammad
1 سال قبل

آقای باقر پور
ممکن است برخی از هفتاد سالگان و هشتاد سالگان ” برای “حفظ کرسی حزبی ” اظهار نظری در مورد جنبش ا عتراضی کشورمان و مسایل حول و‌خوش آن داشته باشند داشته باشند ، اما تعمیم آن به همه مبارزان قدیمی جفا به کسانی است که هیچ‌چیزی « از این کرسی حزبی » نصیبشان نشده جز فشار و سرکوب و زندان و‌ مهاجرت اجباری .
پیاده شوید و با هم آرام تر حرکت کنیم . آنقدر تند ندویم که نفس تنگی بگیریم و از حرکت باز ایستیم .

آقای باقر پور هیچگاه با عصبانیت با آرا دیگران برخورد نکنید ، از حالا حد اقل همان دمکراسی که دنبالش هستیم را تمرین کنید تا در فردای جمهوری اسلامی بجای تحمل یکدیگر ، برای مقابله با آرا یکدیگر دست به اسلحه نبریم !!

مسعود مولازاده
مسعود مولازاده
1 سال قبل

درود به خسرو باقر پور عزیز
مقاله را خواندم درست ، بجا و در زمان .

امیر ایرانی
امیر ایرانی
1 سال قبل

در مورد عمل عمامه پرانی سه نظر متفاوت مطرح شده است:
۱- نظری می گوید این حرکت ،
حرکتی خودجوش است که از طرف نوجوانان و جوانان مبارز، طراحی و اجرایی شد؛ و این عملشان را می توات دنباله همان فعالیت های مبارزاتیشان دانست و هدف آنها را نمی توان سرگرمی و ایجاد صحنه های مزاح گونه دانست؛بل این مبارزان نوجوان و جوان با این عملشان در پی حمله به پوششی هستند که متوجه شدند این پوشش در طول تاریخ یک پوششی بوده که به پوشنده آن قداستی می بخشید و پوشنده هم با این تقدسش اعمال فریبکارانه و شیادانه و حتی پلید اندیشانه اش را به پیش می برد و این پوشش توانست یک صنف مفت خور و انگل و سربار جامعه را بوجود آورد. که نظر بسیارانی اینست باید به این پوشش حمله کرد.
دیگر اینجا آزادی پوشش مطرح نیست بل پوششی است که فقط کارکرد فریبکارانه و شیادانه دارد.
۲- نظری دیگر می گوید این حرکت می تواند بازی باشد که بازیگردانانش سپاهیان و امنیتی ها ست که می خواهند به آخوندیسم پیام بدهند اگر گروهی از شما بخواهد از حمایت و همکاری با ما سرپیچی کند با متوجه باشید که جامعه بعد ازحذف ما، چه بلایی سر شما آخوند ها در می آورد شما آخوندهای دیگه باید برتری ما سپاهیان و امنیتی ها را بپذیرید و شما برای بقای خودتان باید خود را مدیون ما بدانید.
۳- نظری می گوید
این حرکت زیبا، حرکتی خودجوش است که نوجوانان و جوانان مبارزه انجام دادند اما ادامه اش می تواند در خدمت اهداف بازیگران حاکم بر کشور باشد آنهم آن بازیگران بتوانند چیرگیشان بر رقیب آخوندیسمشان تعریف و تثبیت کنند.

احمد نجاتى
احمد نجاتى
1 سال قبل

آقاى باقر پور از این برخورد پر ازکینه و خشم به کجا مى خواهید برسید؟ فکر نمى کنید بهتر بود دو خط در مزایاى عمامه پرانى مى نوشتید تا خواننده متوجه دلایل شما بشود؟

اینکه از دیر بازبخش بزرگى ار آخوندها خیانتهاى بس بزرگى به مردم کرده و مى کنند بحثى نیست، اما تفکرى که همه آخوندها را یک کاسه مى کند در خدمت منافع مردم نیست.

نمى دانم براى شما خمینی با منتظرى و یا احمد خمینى با احمد منتظرى یکسانند؟
با مهر
اجمد نجاتى

تقی اکبری
تقی اکبری
1 سال قبل

نظر من با خواندن مقالات مختلف در باره عمامه ‌پرانی در این باره تغییر کرد یا بهتر بگویم هر بار صیقل خورد. با خود گفتم لابد با خواندن این مقاله با زاویه دید دیگری آشنا می شوم. اما جز در تیتر چیزی در این باره نیافتم. من متاسفانه از خواندن این مقاله چیزی نیاموختم. در عوض شوربختانه مطالب زیر را در مقاله می بینم.

  • نسل جوان در تقابل و تضاد با نسل سالخورده و نسل های پیشین قرار داده می شود
  • نسل های جوان تقدیس می شوند که همه کمالات را دارند و بدور از هر گونه اشتباه هستند و خلاصه حزب فقط حزب نسل های جوان
  • در عوض نسل سالخورده سیاسیون که چهل سال است از جامعه دورند، لابد چون در ایران حضور فیزیکی ندارند و تبعید شده اند،« همگی یکسان » فکر می کنند و در صفوف شان هیچ جوان و دانایی وجود ندارد و اندیشه ای اجازه شعله گرفتن ندارد.
  • نکوهش سالخوردگی در سنگر اینان مثل همه صفوف ممنوعه در ایران و ساکن خارج و تمجید ضرورت مبرم جوان گرایی بسیارشایسته است ولی اگر به علت آن پرداخته نشود، عامیانه گری است و همینطور اینکه اینان  « عالم » بی عمل هستند.
  • اینکه نسل نو پو و جوان باید آزمون کند ، خون ریخته شود و خطا کند تا بیاموزد ولی مبادا با نظری مغایر نظرشان بخصوص بانظر نسل سالخورده آزرده شوند.
  • البته اینکه نسل جوان و همینطور نسل غیر جوان امروز در عصر ارتباباطات از همگنان خود در سال ۵۷ ، که درجهل نگاه داشته شده بودند، بسیار  آگاه تر و دانا تر هستند، بر همه ما روشن است. شجاعت و فداکاری این نسل نو برای همه ما غیر مترقبه بود وتحسین و احترام ما  و تمام جهان را بحق برانگیخته اند و از آنان بسیار می آموزیم و مدیون آنها هستیم.
  • من فکر می کنم این یک امتیاز مثبت برای نسل جوان است که با نظرات مختلف و منطق نهفته در آنان آشنا شوند و با هضم و پرداخت آنها نظر خود را شکل دهند و به اجرا درآورند.
نیما اسکندری
نیما اسکندری
1 سال قبل

چرا مردم ایران روحانیون حکومتی که مبلغان و مروجان مذهب اسلام شیعی با هزاران نوع تبعیض علیه دیگر مذاهب و اندیشه ها ی بشری اند و با روش های بربرمنشانه جان هزاران را گرفته اند و ادامه دارد را طرد و بایکوت نمی کنند؟
با توجه به اینکه اکثریت بیشتر مردم جوانان زیر پنجاه سال می باشند.
آیا مردم نقش روحانیون را نمی دانند؟ چه باید کرد؟
یا مردم روحانیون را می شناسند ولی نسبت به آنها محافظه کار شده اند یا اهمیت نمی دهند؟ چه باید کرد؟
یا دلایل دیگر دارد؟
اصلا بعداز ۴۴ سال حکومت مشروعه ی ولایت فقیه که از همان اول نمایشی از داعش شیعه علیه اقلیت های مذهبی ، ملی ، تمام دگر اندیشان ، نیروهای عرفی ، سکولار و…..بود .
حکومت مشروعه که با اسلام سیاسی خود دانشگاه را به محل برگزاری نماز جمعه کر و از تریبون نماز جمعه در تمام شهرها بعنوان حزب حکومتی عمل کرد.
مسجد ها را به کانون «امنینی» چشم و گوش حکومت دینی تبدیل کرد تا بتوانند جان هزاران نفر را برای اعمال قدرت و بزعم خود «امر به معروف و نهی از منکر » بگیرند.
آیا در این هنگامه تاریخی بی بدیل “زن ،زندگی ، آزادی” نباید مردم نماز جمعه ی سیاسی حکومت جنایتکار را تعطیل کنند؟
اگر مردم داوطلبانه و با عقل سلیم خود از نمایش های تاکنونی حکومت واپسگرای که به مصداق « از پی دزدی ، وطن و دین بهانه شد » از رفتن به نماز جمعه های سیاسی خودداری کنند و فرائض دینی خود را بدون اینکه اجازه سوء استفاده به حکومت جنایتکار بدهند در خانه برگزار کنند.
آیا دکان آخوند های زهد فروش که در این ۴۴ سال به شکل سرطانی تکثیر شده بسته نخواهد شد؟
تا مردم از روحانیون مرتجع در عمل فاصله نگیرند. درگیری های پراکنده ی موضعی عمامه پرانی برای هزاران نفر طلبه وروحانی که در سراسر ایران بعنوان لشگر صاحب الزمان میلیاردها تومان از بودجه نحیف کشور را می بلعند کاری اساسی از پیش نخواهد برد.
مردم را به نفی عملی روحانیون و پایگاههای آنها در شهر و روستا تشویق کنیم که بر خلاف شیوه های اجباری برای حجاب و رفع حجاب روشی اقناعی و تاثیر همیشگی و دراز مدت برای ایجاد جایگزین سکولار و دموکرات خواهد داشت .
مگر حکومت نژاد پرست آفریقا را جهان با بایکوت از پای در نیاورد؟
تبعیضات اعمال شده در حکومت داعش شیعه در ایران از ایدئولوژی ارتجاعی شیعی نشات گرفته که هیچ نوع مذهب و آئین و اندیشه دیگری را بر نمی تابد و با بربرمنشانه و فاشیستی ترین شکلی اعمال کرده ست. که انواع آیارتهاید را در جامعه نشان داده ست که بیش از هم به زنان تحمیل گردیده ست.
یاید مردم ایران روحانیون که مروجان و مبلغان این همه تبعیضات ضد انسانی بوده اند را بایکوت کنند.
تا دین از حکومت جدا نشود این وطن وطن نشود.

مهرداد
مهرداد
1 سال قبل

شیوا ترین قلمی که تا کنون زجر وضجه غیر قابل وصف و درک نسل جوان ایران را به نسل هفتاد هشتاد ساله ها هشدار میدهد. به حق که حقشان را با نوشته ای کوتاه و بی نظیر کف دستشان گذاشتی، آقای خسرو!

برزویه
برزویه
1 سال قبل

آیا از نظر شما خوب است من برم و عمامه مولوی عبد الحمید را بپرانم؟

جواد
جواد
1 سال قبل
پاسخ به  برزویه

بله. این زالوها به دنبال یک لقمه چرب هستند. مولوی عبدلحمید هم می خواهد مردم بلوچ را فریب بدهد که در کنارشان هست.

برزویه
برزویه
1 سال قبل
پاسخ به  جواد

آفرین ، با این طرز فکر از همین حالا شما خود را قیم مردم بلوچ فرض کرده ای

کیا
کیا
1 سال قبل
پاسخ به  برزویه

فراموش نکن که ایشان از حکومت طالبان حمایت کرد

برزویه
برزویه
1 سال قبل
پاسخ به  کیا

مسله طالبان صحیح است و مسله حمایت از جنبش مردم بلوچ هم صحیح است
نکته اینجاست که با پراندن عمامه ، اولی روشن نمیشود و به دومی خدشه وارد می اید
نکته این است که هر تاکتیکی مستلزم دو شرط اولیه است : امکان اجرا و اینکه آیا به هدف نهایی سود می رساند یا نه
اینکه مثلا مولوی تا چه زمانی و با چه هدفی از جنبش حمایت می‌کند مورد بحث می‌تواند قرار گیرد و باید مورد تدبیر قرار گیرد
ولی در حال حاضر پراندن عمامه او تیری به قلب جنبش و فشنگی در انبان حکومت است

کیا
کیا
1 سال قبل
پاسخ به  برزویه

عزیزم داستان عمامه اش را خودت عنوان کردی و یک فانتزی است و هنوز به واقعیت نرسیده است اما بقیه مطلبت قابل تایید است.
من فکر میکنم مردم بلوچ فعلا از امکانات ایشان استفاده می‌کنند و در آینده از ایشان فاصله خواهند گرفت چون ایشان خاطره خمینی را یاد آوری می‌کند.

نادر
نادر
1 سال قبل

روزگاران شما خوب و خوش آقاى باقرپور
نوشته شما با زبان فارسى روان (که سالهاست کمتر نشانى از آن هست) و زیبا شما را خواندم و لذت بردم بخصوص که نشانى از آوردن لغات انگلیسى که مشابه فارسى موجود هست (امرى که بیشتر در داخل و کمتر در خارج با کمال تاسف فراوان هست)
نوشته اى که شما به آن نشانه رفته اید را خوانده ام (حیران که چه زمان این رودروایسى و شاید محافظه کارى در بین ایرانیان رخت بر میکند و در نوشته و سخن رک و راست بجاى نا مشخص بودن مخاطب،نام و نشان آن آورده میشود؟)
من با نظر شما در این زمینه موافقم و امروزه میبینیم که خیل شکست خورده گان در سیاست و عمل همراه با نویسنده گان روزانه نویس در پى نصحیت و راهنمائى جنبش جوانان و نوجوانان اخیرند (اغلب با نگاه اصلاح طلبانه) و هیچگاه فکر نمیکنند که اگر ایده ها و باورها یشان راهگشا بود پس چرا ۴٣ سال هست اندر خم یک کوچه اند و هیچ قدم مثبتى بر نداشته اند
اما،این درست گویى با قلمى شیوا دال برآن نمیشود که براى چندین و چند بار دیگر فرد و گروهى را بدون پشتوانه اى به عرش اعلا ببریم (در جنبش ۵٧ خمینى عکسش را در ماه هم دیده شد و چه ها که از هوش و زکاوت او گفته نشد) چرا باید از گذشته درس نگیریم؟ چرا باز این بار جوانان و نوجوانانى که بر منطق هر نظرى بخاطر کم سن و سال بودنشان نه تنها قبول نکنیم که اشتباهاتى دارند بلکه آنها را مغز متفکر دوران خطاب کنیم و انواع و اقسام صفاتى همچون هوش و زکاوت و هوشیارى و آگاهى و غیره نصیب شان کنیم و شاید با این کار خود بینى و برترى را در میان آنها رواج دهیم،آخر در جامعه سانسور مطلق زده و اشباع از خرافات و سرانه خواندن کتاب بیش از چند دقیقه بیشتر نیست، چگونه این نسل چنان آگاه و هوشمند و توانا شده که نمونه آن در تاریخ بشرى موجود نیست؟ میدانم که درمیان ایرانیان رسم هست که طرف را به اوج اعلا ببرند (بدون دلیل و یا دلیلى اندک) و باز بدون دلیل و یا دلیلى اندک بر زمینش کوبند؟ بیائید همراه با نسل جدید این نگاه دو بى نهایت را بدور افکنیم و آن گویم که هست و از برزگ نمایى و غلو کردن دست برداریم
نوشته اید که نسل جدید بدنبال “با دوستان مروت و با دشمنان مدارا” را راهنماى اعمالشان کرده اند؟ آیا با ١۴٠٠ سال تجربه داخلى و هزاران سال جهانى، باید به برهوت هاى شعار ها رفت؟ آیا این نسل بسیار آگاه با لشگریان اسلام که خون نیمى از دنیا را در شیشه کرده اند و از کشتار لذت میبرند میباید چنین کند و آگاهانه و داوطلبانه خود بسوى کشتارگاه لشگریان اسلام بروند؟ دیروز کوه اصلاح طلبان حکومتى (همان شنکجه گران دوران اولیه حکومت اسلامى) موش زائید و اعلامیه بیرون داده اند که آنها هم میخواهند که جوانان با دشمن مدارا کنند تا لشگریان اسلام بیشتر خون بریزند و بیشتر غارت و چپاول کنند. شعار با دشمنان (آنهم دشمنان خونخوار و غارتگر) مدارا نه نشان از آگاه بودن انسان هاست که نشان از نا آگاهى و بى خردى است.
کامروا باشید

peerooz
peerooz
1 سال قبل
پاسخ به  نادر

 “چیزی که عوض دارد، گله ندارد”
بخشی از متن گفتار”خمینی” در سال ۱۳۴۸ که در کتاب «ولایت فقیه» ایشان آمده این است:
«… اینها از فقهای اسلام نیستند. بسیاری از اینها را سازمان امنیت ایران معمم کرده تا دعا کنند. اگر در اعیاد و دیگر مراسم نتوانست به زور و جبر ائمه جماعت را وادار کنند که حضور یابند، از خودشان داشته باشند تا جلّ جلاله بگویند! اینها فقها نیستند! شناخته شده‌اند! مردم اینها را می‌شناسند. باید جوان‌های ما عمامه این‌ها را بردارند. عمامه این آخوندهایی که به نام فقهای اسلام، این طور مفسده در جامعه مسلمین ایجاد می‌کنند باید برداشته شود … نمی‌‌گویم بکشند؛ اینها قابل کشتن نیستند؛ لکن عمامه از سرشان بردارند. مردم موظف هستند…».
https://www.iran-emrooz.net/index.php/politic2/more/103829/

نصرت درویش
نصرت درویش
1 سال قبل
پاسخ به  peerooz

آقای پیروز ، خمینی منظورش آخوندهای کله گنده است که برای خودشان دفتر و دستکی داشتند و با خمینی هم مخالفت می کردند.عمامه آن ها را می گوید که بردارید.

منظور از عمامه برداشتن هم این است که پیرو آن ها نباشید تا دور وبرشان خالی شود و عمامه شان کارکردی نداشته باشد.

منظور از عمامه برداشتن این نیست که بروید و عمامه را از سرشان به هوا پرتاب کنید.
می گوید که این ها لیاقت داشتن عمامه را ندارند و باید خلع عمامه بشوند.

برای خمینی، عمامه مقدس بود.منظورش این است که وقتی این دسته از فقها، عمامه بر سر بگذارند، حرمت عمامه از بین می رود.

در ضمن امروزه در کوچه و خیابان عمامه بر می دارند.یعنی عمامه آخوندی را به هوا پرتاب می کنند که بدون محافظ در خیابان راه می رود و دفتر و دستکی هم ندارد.

peerooz
peerooz
1 سال قبل
پاسخ به  نصرت درویش

تشابه نظرات؟ یاللعجب؟
 “با دوستان مروت و با دشمنان مدارا”. نقل قول از مقاله و کامنت.
“نمی‌‌گویم بکشند؛ اینها قابل کشتن نیستند؛ لکن عمامه از سرشان بردارند. مردم موظف هستند…». نقل قول از کامنت. نمیدانم.

نادر
نادر
1 سال قبل
پاسخ به  نادر

خیلى مایلم که بفهم خود آقاى پیروز میدانند که چه میگویند؟ این حرف هاى بى ارزش و مالیخولیائى خمینى چه ربطى به نظرات من داره. آیا اقاى پیروز با به اشغال دانى ریختن آخوند ها و پاک کردن جامعه از وجود منحوس و جنایتکار آنها تا انسان ها بتوانند مانند انسان زندگى کنند مشگل دارد؟

peerooz
peerooz
1 سال قبل
پاسخ به  نادر

جناب نادر,
من نه در ایرانم و نه از این جنبش خروشان جوانان, اطلاعات دست اولی دارم. شما به نقل قول از مقاله فرمودید “….. که نسل جدید بدنبال “با دوستان مروت و با دشمنان مدارا” را راهنماى اعمالشان کرده اند؟ …………………………..”. 

جناب یوسفی اشکوری هم در مقاله ای از خمینی نقل قول کرده اند که “…… باید جوان‌های ما عمامه این‌ها را بردارند. عمامه این آخوندهایی که به نام فقهای اسلام، این طور مفسده در جامعه مسلمین ایجاد می‌کنند باید برداشته شود … نمی‌‌گویم بکشند؛ اینها قابل کشتن نیستند؛ لکن عمامه از سرشان بردارند. مردم موظف هستند…». 

برای من این سئوال پیش آمد که آیا این نظر “با دشمنان مدارا” شبیه نظر خمینی که “نمی‌‌گویم بکشند؛ اینها قابل کشتن نیستند؛ لکن عمامه از سرشان بردارند….» است یا نه؟ 

اگر این سئوال را شما توهین آمیز تلقی فرموده اید از زبان الکن خود در بیان منظور عذر میخواهم. 

peerooz
peerooz
1 سال قبل
پاسخ به  peerooz

بهر حال اگر این تشابهات درست باشد, با معلومات محدود و ناقص من, میدانیم که خمینی با همه قساوت ها, اقلا طناب به گردن آیت الله منتظری و آیت الله شریعتمداری نیفکند- مگر عکس آن ثابت شود. و باید منتظر ماند و دید اگر این “جوانان و زنان” به قدرت برسند همان خواهند کرد و یا مانند اسلاف خود طناب دار به کردن شیخ فضل الله ها خواهند انداخت. 

کیا
کیا
1 سال قبل

نسل جدید، نسل اینترنت، نسلی که با انقلاب ۵۷ و تمام اکتر هایش نه آشنایی دقیقی دارند و نه به آن و آنها اهمیت میدهند، نسلی که ادعا دارد که همه چیزش ، سرزمین ثروتمند ، فرهنگ غنی و … را از دست داده است و برای پس گیری آن به میدان آمده است، خود راهش را می‌یابد و بهتر است که ما اگر نمی‌توانیم کمکش کنیم در مقابلش نیستیم.

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز


22
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x