جمعه ۲۹ تیر ۱۴۰۳

جمعه ۲۹ تیر ۱۴۰۳

بعد از قره باغ، آذربایجان و ارمنستان چه خواهند کرد – گفتگو ی اومانیته با ژان رادوانی – ترجمه ی: احمد باقری

کوچ جمعی و اجباری ارامنه از منطقه قره باغ کوهستانی یک روز پس از اعلام انحلال جمهوری خودخوانده آرتساخ و به رغم تاکید آذربایجان بر تامین حقوق ساکنان این منطقه، ادامه دارد.

بر اساس آمارهای جدید از شمار آوارگان ارمنی که به دست خبرگزاری‌های بین‌المللی رسیده، بیش از ۹۰ هزار سکنه قره‌باغ کوهستانی، به عبارتی بیش ازدو سوم جمعیت ۱۲۰ هزار نفری این منطقه، خانه و کاشانه خود را برای گریز به سوی ارمنستان ترک کرده‌اند.

با توجه به حضور نداشتن ناظران بین‌المللی در منطقه قره‌باغ، نمی‌توان وضعیت انسانی موجود و نیز نحوه برخورد با ساکنان ارمنی‌تباری که برخی از آنها به دلیل کهولت سن یا بیماری هنوز موفق به خروج از منطقه نشده‌اند را به دقت مورد ارزیابی قرار داد.

به دنبال الحاق و آغاز ادغام قره باغ کوهستانی به قلمرو جمهوری آذربایجان، اکنون این نگرانی به وجود آمده است که ادامه ی مناقشه ی آذربایجان و ارمنستان تا کجا پیش خواهد رفت؟

روزنامه اومانیته با نویسنده کتاب روسیه، سرگیجه قدرت، ژان رادوانی، استاد برجسته در موسسه ملی زبان‌ها و تمدن‌های شرقی (اینالکو) در مورد مناقشه در قره باغ، خطراتی که ارمنستان را تهدید می کند و امکان تضعیف روسیه در منطقه قفقاز گفت وگو کرده است. این گفتگو را به نقل از اومانیته می خوانید:

****

بر اساس آماری که پنجشنبه گذشته توسط ایروان اعلام شد، ۶۵۰۰۰ نفر از ۱۲۰۰۰۰ نفر ساکنان منطقه «قره باغ کوهستانی» در حال حاضر به  ارمنستان پناهنده شده اند. آذربایجان روز یکشنبه پس از حمله نظامی خود در ۱۹ سپتامبر که بیش از ۴۰۰ کشته در هر دو طرف برجای گذاشت، تنها یک راه عبور را باز کرد. از جانب جمهوری خودخوانده آرتساخ برای جلوگیری از تلفات بیشتر، آتش‌بس اعلام شد، که این به معنای کنترل باکو بر این منطقه تحت محاصره است. ژان رادوانی نیز نگران آینده منطقه سیونیک است.

تحلیل شما از این درگیری اخیر پیرامون قره باغ چیست؟

این یک درام جدید است که گریبان جامعه ارمنی قره باغ را می گیرد و در کشور ارمنستان نیز بازتاب دارد. این فاجعه ای بود قابل انتظار؛ حاصل۳۰ سال دست روی دست گذاشتن و عدم اقدامی جدی در جهت حل  مناقشه ای که قدمت آن به سال ۱۹۹۴ یعنی پایان جنگ اول قره باغ، می رسد.

هر چند قبل از دوره شوروی نیز تنش وجود داشت، تصمیم جوزف استالین در سال ۱۹۲۰ مبنی بر تحت نظارت آذربایجان قرار دادن قره باغ که عمده ساکنان آن را ارمنه تشکیل می دادند، یکی از دلایل اصلی این بحران است که از قدیم  باقی مانده است .

 پس دلیل ذکر شد؟

روابط پیچیده با یک جمهوری کاملاً جدید: ترکیه.

این بار مقامات قره باغ رسما پذیرفته اند که تحت نظارت آذربایجان و تحت یکپارچگی مرزهای تعیین شده در سال ۱۹۹۱ باشند. اما آیا ممکن است ارامنه با اطمینان کافی برای زندگی در آذربایجان بمانند؟ و با چه جایگاه سیاسی، اقتصادی و فرهنگی؟

بار دیگر ارامنه قره باغ در صحنه بین المللی  تنها  می مانند؟

این برای ساکنان قره باغ که متحدان احتمالی کمی دارند وحشتناک است. رئیس جمهور آذربایجان، الهام علی اف، آشکارا از وضعیت ارتش روسیه در اوکراین آگاه بود. روسیه برخلاف سال ۲۰۲۰، این‌بار مداخله نکرد. اما آیا او واقعاً می خواست که مداخله کند؟

باید گفت که به دلیل جنگ در اوکراین، جامعه بین‌الملل بیشتر نگران یکپارچگی مرزهای کریمه و دونباس است تا ساکنان ارامنه قره‌باغ که خواستار پیوستن به ارمنستان شده‌اند؛ در نتیجه خواستار  تغییرات در مرزهای به رسمیت شناخته شده بین‌المللی هستند. موضع اکثریت جامعه جهانی امروز  به رسمیت شناختن مرزهای بین‌المللی است.

اما همیشه اینطور نبوده است. اتحادیه اروپا در سال‌های ۱۹۹۲ و ۱۹۹۳، پس از استقلال ارمنستان و آذربایجان، قراردادهایی را با آذربایجان در مورد تمامیت ارضی و با ارمنستان در مورد حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش، امضاء کرد. دو اصل متناقض با هم که اکنون ارامنه با آن روبرو هستند.

چرا اروپا تمایل زیادی برای مداخله در این بحران ندارد؟

قفقاز بسیار دور از اتحادیه اروپا به نظر می رسد. این منطقه هرگز در مرکز منافع آن قرار نداشته است. بین اعلامیه های حمایت از ارامنه که مورد حمله و تجاوز قرار گرفته اند و  ارسال کمک های بشردوستانه و عدم تمایل به درگیر شدن با بازیگر ثروتمند و قدرتمندی مانند باکو، دوگانگی در معیارها دیده می شود. آذربایجان به یک تولیدکننده نفت و گاز ضروری برای اروپایی تبدیل شده است که تصمیم گرفته است که از منابع انرژی روسیه صرف نظر کند.

پس از قره باغ، آیا تنش های دیگری در اطراف مناطقی مانند نخجوان یا منطقه ارمنی سیونیک وجود دارد؟

برای منطقه آذربایجانی نخجوان، من چنین فکر نمی کنم. نخجوان در سال ۱۹۲۰ به آذربایجان داده شد و اکنون هیچ ارمنی ای در این منطقه یافت نمی شود.

مسئله سیونیک خطرناک تر به نظر می رسد. در بندهای پایانی قرارداد ۲۰۲۰، که به جنگ     ۴۴ روزه پایان داد، (پس از عملیات نظامی باکو که در ۲۷ سپتامبر آغاز شد – سردبیر)، آتش بس ایجاد دو کریدور را پیش بینی می کند: کریدور لاچین که ارتباط بین قره باغ کوهستانی و ارمنستان و دیگری که نخجوان را از طریق ارمنستان جنوبی به بخش غربی آذربایجان متصل می کند، که سیونیک است.

دستیابی به این کریدور دوم، آرزوی دیرینه ترکیه است. آنکارا می خواهد توسعه جغرافیایی “پان ترکیستی” خود را تحقق بخشد: بین ترکیه، آذربایجان و فراتر از آن تا آسیای مرکزی. اگر خاک سیونیک توسط آذربایجان و هم پیمانش ترکیه بازپس گرفته شود، برای ارمنستان خسارات وحشتناکی را به دنبال خواهد داشت. این امر موجب قطع ارتباط آن با ایران خواهد شد. این امر به طور کامل یک عامل ژئواستراتژیک مهم در منطقه را متزلزل خواهد کرد.

می‌توانیم نگران باشیم که رئیس‌جمهور علی اف فرمان تصرف جنوب ارمنستان را صادر کند. در این سناریو، روسیه باید واکنش نشان دهد: ایروان هنوز بخشی از سازمان پیمان امنیت جمعی (CSTO) است. با جنگ در اوکراین، نمی توان مداخله مسکو را رد کرد. این چالشی است که برای ایالات متحده، اروپایی‌ها و ایران – حتی اگر تهران ابزارهای مشابهی نداشته باشد – برای تحکیم مرزهای خود و دستیابی به راه‌حل دیگری مانند آلمان غربی و برلین غربی: بزرگراهی که از خاک ارمنستان می‌گذرد، مطرح است. ارمنستان باقی می ماند،در عین حال، ارتباطات زمینی بین نخجوان، آذربایجان و ترکیه را تضمین می کند.

موقعیت ایران چگونه است؟

تهران روابط خوبی با ارمنستان دارد که همچنان یک شریک تجاری ممتاز است. این کشور تامین کننده گاز و برق ارمنستان است؛ همچنین به عنوان یک ترانزیت برای تجارت به گرجستان و روسیه عمل می کند. ایران حتی در جنگ اول ۹۴ − ۱۹۹۱ همواره موضع پشتیبانی از ارمنستان داشته است. در مورد سیونیک، مقامات ایرانی خواهان باقی ماندن مرزهای بین المللی هستند. با این حال، تهران علیه ترکیه و آذربایجان وارد درگیری نظامی نخواهد شد.

آیا این روند ها نشان دهنده افول روسیه در منطقه است؟

بدون شک وزن روسیه در قفقاز رو به کاهش است. او می بیند که متحد اصلی اش در منطقه از او دور شده و از مواضع او انتقاد می کند. بدتر از آن، ایروان با مانورهای نظامی مشترک – حتی اگر حاشیه ای باقی بماند – به ایالات متحده نزدیک می شود. آنها علائمی  خطاب به مسکو را منعکس می کنند: همکاری دیگری  هم وجود دارد. به طور مشخص، من نمی‌دانم چه کسی به جز روسیه می‌تواند واقعاً در زمین به ارمنستان کمک کند و برای محافظت از آنچه از ارامنه قره باغ باقی مانده است، مداخله کند. هیچ کشور یا متحد دیگری مداخله نخواهد کرد.

آیا روابط روسیه و ترکیه متزلزل شده است؟

رابطه طولانی مدت آنها همچنان بسیار پیچیده است. این به نفع اردوغان است که اخیراً اعلام کرد که نمی تواند تصور کند کریمه دوباره اوکراینی شود. با این حال رئیس جمهور ترکیه همواره از تاتارهای کریمه حمایت کرده است.

اگر روسیه تضعیف شود، ترکیه در روابط دشوار خود با ناتو، ایالات متحده و اتحادیه اروپا به مسکو نیاز دارد. در این زمینه، اردوغان نباید خطر حمله به سیونیک را بپذیرد. اما اگر علی اف این تصمیم را بگیرد، کمک نظامی به آذربایجان کامل خواهد شد.

آیا دیگر درگیری های منجمد می توانند دوباره بروز کنند؟

اگر شرایط بین آبخازیا، اوستیای جنوبی، ترانس نیستریا متفاوت باشد، یک چیز این است که احترام به مرزهای بین المللی را مجدداً تأیید کنیم؛ و دیگری این است که علیه نیروهای روسی سلاح به دست بگیریم. تمام این ماجرا ها کل منطقه را به لرزه در خواهند آورد . تهاجم به اوکراین همچنین تعدادی از کشورها را وادار می کند که بخواهند از تضعیف روسیه استفاده کنند. اما همه بازیگران، بیشتر منتظر نتایج جنگ در اوکراین اند.

‏منبع اصلی : اومانیته

https://www.humanite.fr/monde/armenie/haut-karabakh-des-milliers-de-refugies-affluent-en-armenie

https://akhbar-rooz.com/?p=218217 لينک کوتاه

4 5 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز


0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x