دوشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۲

دوشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۲

کبرِ کثیفِ Error 404؛ سراب رفراندوم در فلسطین اشغالی – محمد قراگوزلو

درآمد

قسمت دوم از بخش دوم این مجموعه نیمه تمام ماند. محض اطلاع عزیزانی که از همینجا به ما پیوسته اند خاطر نشان می شوم که در قسمت پیشین راهبرد نخست جمهوری اسلامی برای حل “مسئله فلسطین” را ارزیابی کردم و نشان دادم که چرا دستیابی به “قدس” از مسیر “کربلا” شعاری بیش نبود که هدف تشجیع نظامیان به “جنگ بی امان” با عراق را دنبال می کرد و به نتیجه نرسید. منظورم راهبردی ایدئولوژیک است که رهبری نخست جمهوری اسلامی تحت عنوان “راه قدس از کربلا می گذرد” طراحی کرده بود. در قسمت پیشین به نکاتی در خصوص راهبرد جایگزین حکومت اشاره کردم و تفسیر دقیق تر آن را به این بخش ارجاع دادم. منظورم از این “راهبرد جایگزین” همان طرحی است که از جمهوری دوم (دولت رفسنجانی ۱۳۶۸ تا دولت فعلی رئیسی ۱۴۰۰ تا؟) از سوی نظام حاکم به میان آمده و اخیراً نیز در آخرین موضع گیری رئیس دولت کنونی مطرح شده است. رفراندوم در میان ساکنان سرزمین های اشغالی با هدف تشکیل یک دولت یک ملت! ظاهر این راهبرد به نظر بسیار مترقی جلوه می کند و از یک منظر انحلال رژیم صهیونیستی و ادغام آن در یک “دولت واحد” را به نمایش می نهد. در این قسمت استدلال خواهم کرد که چرا تحقق این برنامه ی پراگماتیستی – کنسرواتیستی از بیخ و بن ناممکن است و تاکید بر آن و پشتیبانی به منظور عملیاتی سازی آن حل مسئله ی فلسطین را معلق و موکول به محال خواهد کرد. اجازه دهید بحث را با یک مقدمه ی کوتاه شروع کنم.

همین قدر خاطرنشان می شوم که تکمیل بخش نیمه تمام بخش نخست در ادامه ی این داستان خونین تقدیم مخاطبان محترم خواهد شد. منظورم تجدید آرایش طبقاتی و سیاسی و صف بندی تازه ی دولت های بعد از جنگ دوم جهانی و سیاست دولت های پیروز جنگ برای تقسیم جهان است! طرح این نکات هر چند به اشاره برای جمع بندی نهایی و پاسخ به این دو پرسش چند سئوالی مهم است که:

الف. چرا مسئله ی فلسطین طی ۷۵ سال گذشته تا کنون حل نشده است؟ چرا هیچ یک از راهکارهای پیشنهادی جهانی و منطقه یی – برای مثال تشکیل “دو دولت دو ملت” – و حتا جنگ های بسیار گسترده از جمله جنگ های “شش روزه” و متعاقب آن “اکتبر یا رمضان ۱۹۷۳” – به تعبیر صهیونیست ها “جنگ یوم کیپور” – بی فرجام مانده است؟ چرا صهیونیست های قصابی که ساکنان مناطق اشغالی را در قدرت سیاسی نماینده گی می کنند برای کُرنش عرفات و سپس خواهش محمود عباس تره هم خرد نکرده اند و کماکان و با قساوت بیشتر به سلاخی مردم بی دفاع فلسطین ادامه می دهند؟ نه مگر عرفات و عباس صلح طلب و پروغرب بودند و هستند و دولت فرضی شان کمترین آسیبی به زامبی های اشغالگر نخواهد زد؟ آیا با هژمون شدن جریان های اسلام سیاسی بر جنبش رهایی بخش فلسطین می توان به عقب نشینی اشغالگران امیدوار بود؟ آیا الگوی نهایی و پروغربیِ مستقر در ” کرانه غربی” به ریاست محمود عباس امکان عملی شدن در نوار غزه دارد؟ آیا صهیونیست ها از طریق نسل کشی می توانند ملت فلسطین را نابود کنند؟

ب. راهکار سوسیالیست ها برای حل مسئله ی فلسطین چیست؟ و در چه شرایط محلی و منطقه یی و جهانی متحقق خواهد شد؟ لوازم اصلی تحقق این راهکار چیست؟

طرح این نکته برای هزارمین بار هم که شده از نظر نویسنده ضروری است که مبارزه ی ضدکولونیالیستی مردم ستمدیده ی فلسطین مانند همه ی مبارزات مشابه ضد اشغال و ضد استعماری تنها از راه مبارزه ی طبقاتی و درهم شکستن قدرت رژیم اشغالگر به موفقیت خواهد رسید. اگر چه میان مبارزات مردم زحمتکش فلسطین برای تاسیس دولت خود با مبارزات مردم لیبی و الجزایر و غیره تفاوت های زیادی وجود دارد اما تنها راه ممکن همان است که مردم عراق و سوریه و لیبی و الجزایر و اکنون سرزمین های مهجور آفریقا….رفتند و می روند. “اشغالگران را بتراشید و دور بریزید” شعار نیست. راهبرد است. مهم ترین تفاوت های مبارزات استقلال طلبانه ی مردم فلسطین با مردم سرزمین های پیش گفته کدام است؟

تجدید آرایش نظام جهانی جدید پسافروپاشی

بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و پیمان ورشو و متعاقب ضدانقلاب های رنگی و مخملی در شرق اروپا و فجایع ناشی از “بالکانیزاسیون یک” که ناشی از جهان تک قطبی و یکه تازی امریکا و ناتو بود نوبت به تجدید آرایش و تقسیم مجدد جهان در منطقه ی خاورمیانه و آفریقای شمالی رسید. هدف امریکا و ناتو به طور مشخص پائین کشیدن پرچم تمام دولت هایی بود که از درون مبارزات ضدکولونیالیستی به استقلال رسیده بودند و کم و بیش مرزبندی های خود را با ناتو و پاسگاه آن در خاورمیانه (رژیم صهیونیستی) حفظ کرده بودند. با وجودی که غالب این دولت ها به ویژه پس از فترت و فروپاشی شوروی به راست چرخیده بودند اما با این همه هنوز آن ظرفیتی که حکم به چرخش سلاح ها به سمت رژیم صهیونیستی می داد در این دولت ها و ساکنان کشورهای فوق از میان نرفته بود. به یاد داشته باشیم که در جنگ  1973 اعراب علیه ۴۰۴ رهبری نبرد با شخص انور سادات بود. فردی که تحت تاثیر آموزه های کیسینجر ۵ سال بعد به مبارزات رهایی بخش مردم فلسطین خیانت کرد و دستان خونین مناخیم بگین تروریست را فشرد. تسلیم مصر و متعاقباً اردن به صهیونیست ها ضربه یی مهلک به جنبش آزادیبخش فلسطین بود.

 به قدرت رسیدن نئوکنسرواتیست های آب بندی شده در مکتب شیکاگو بهترین فرصت ممکن برای نخبه گان بورژوازی غرب بود تا خاورمیانه و آفریقای شمالی را شخم بزنند. ظاهر داستان زدن گرایش ها و جنبش های اسلام سیاسی – مثلا طالبان و القاعده بود – اما حمله به عراق و سپس ایجاد داعش نشان داد که داستان دیگری در جریان است.

بعد از فروپاشی دیوار و تلاشی پیمان ورشو گراهام فولر از استراتژیست های مرکزOlin  دانشگاه هاروارد در پاسخ به این پرسش که “حالا که نه شوروی و پیمان ورشو وجود دارد و نه خطر کمونیسم دنیا را تهدید می کند چرا ناتو را منحل نمی کنید؟” گفته بود: “بله البته. ما از خطر کمونیسم رسته ایم اما خطر جدیدی امنیت ما را تهدید می کند و وجود و تقویت ناتو را به امری ضروری مبدل می سازد. این خطر بنیادگرایی اسلامی است.” البته گراهام فولر نگفته بود که “بنیادگرایی اسلامی” محصول اتاق فکرهای ناتو است تا بتوانند نظامی گری امپریالیستی خود را موجه نشان دهند. کدام ذهن منجمدی را سراغ دارید که نداند ساختار این بنیادگرایی جدید برای ساقط کردن دولت پروروس افغانستان و شکست ارتش شوروی ساخته شد. سخنرانی های “بانو” تاچر در میان مجاهدین افغان را یک بار دیگر ببینید تا به عرضم برسید. ظرف ده سال کل نیروهای ترقیخواه افغانستان با پشتیبانی ناتو و متحدان منطقه یی اش تار و مار شدند و از درون کشمکش های مجاهدینِ دست پرورده ی امپریالیسم تحفه هایی بیرون زدند که هر کدام به تنهایی به اندازه یک لشکر دایناسور مخرب بودند. درواقع این جریان های بنیادگرا محصول هیستری شوروی ستیزی آمریکا و ناتو بودند.

 سال ۲۰۰۰ گنگ هایی همچون جورج دبلیو بوش و دیک چنی و دونالد رامسفلد و کاندولیزا رایس و پاول ولفوویتز و کالین پاول و رابرت گیتس و امثالهم قدرت دولتی را در امریکا قبضه کردند. کمترین سابقه ی خونریزی و جنایات این گنگ ها در کودتای ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳ شیلی عملیاتی شده بود. همه ی این آدمکشان حرفه یی از صاحبان و سرمایه گذاران اصلی شرکت های نفتی و اسلحه سازی امریکا بودند. با وجود این “دار و دسته ی نیویورکی” و همکاری یک بریتانیایی خوش تیپ خونخوار به نام تونی بلر که خود را شاگرد آنتونی گیدنز و لیدر حزب لیبر معرفی می کرد دوران جدیدی از یک “دنیای قشنگ نو”ی دیگر آغاز شد.

هر چه رهبران امریکا و ناتو درباره ی دلائل شکل گیری جنگ امپریالیستی در افغانستان (۲۰۰۱) و عراق (۲۰۰۳) و سپس لیبی و سوریه بافته اند مهملی بیش نیست. دستِ کم امروز با وجود صدها فکت انکارناپذیر حتا رهبران پیشین همان دولت های اصلی مهاجم و چکمه لیسان ناتو نیز پذیرفته اند که تمام داستان هایی که قرار است این جنایات را موجه جلوه دهد از بیخ و بن قلابی است. اشغال افغانستان کمترین ارتباطی به ماجرای ۱۱ سپتامبر نداشت. طراح حمله به برج های منهتن – چنانکه داستانش را در کتاب “دشت لیلی” نوشته ام – خالد شیخ محمد بود. او فردی پاکستانی الاصل و مقیم کویته و پیشاور بود. همکاران اصلی او نیز هیچکدام افغان و حتا افغان العرب نبودند. اکثریت آنان تبعه ی عربستان سعودی بودند. شخص بن لادن نیز مدتی بعد از اجرای عملیات از جزئیات و شخصیت حقیقی طراح آن مطلع شد. مضاف به اینکه او – چنانچه در کتاب “فتح نامه کابل” به تفصیل گفته ام- تا واپسین لحظه ی حیات خود زیر چتر امنیتی ISI  پاکستان و در ابوت آباد کنار یک پادگان نظامی امنیتی پاکستانی می زیست. توجه کنید صحبت از پاکستان به عنوان متحد اتمی امریکا در منطقه است. صحبت از خانواده ی کیم و کره شمالی در میان نیست. با این حال افغانستان به اتهام پناه دادن به القاعده و رهبرش و مشارکت در ماجرای ۱۱ سپتامبر اشغال و به خاک و خون کشیده شد. به افغانستان هنگام ارزیابی فوری نحوه ی ظهور اسلام سیاسی با حمایت امریکا و ناتو و پاکستان و تمام دولت های حاشیه ی خلیج برخواهم گشت. داستان غم انگیز عراق صدام حسین نیز بی شباهت به اشغال افغانستان نیست.

هنوز یک سال از اشغال افغانستان نگذشته بود که به اعتبار تبلیغات سرسام آور رسانه های برتر امریکایی و انگلیسی بیش از ۷۰ درصد مردم امریکا در جریان یک “نظرسنجی” به این گزینه رای دادند که “صدام حسین خطرناک ترین سیاستمدار جهان معاصر است و حمله ی ۱۱ سپتامبر را نیز او رهبری کرده است!” به هر حال از درون چنین افکارعمومی پوسیده یی است که امثال نیکسون و ریگان و اوباما و ترامپ و بایدن بیرون می آیند. در نهایت گزارش های مکرر هانس بلیکس (سومین دبیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی) و سایر گزارشگران بی طرف مبنی بر فقدان هرگونه سلاح شیمیایی و کشتار جمعی نئوکان های امریکایی را متقاعد نساخت. نظام جهانی نو (و نه “نظم نوین جهانی”) با یورش امریکا و بریتانیا به عراق و تخریب مدنیت این سرزمین وارد مرحله ی جدیدی شد. بنا به نقشه یی که بعدها ویکی لیکس منتشر کرد جوبایدن به عنوان معاون اوباما طرح تجزیه ی عراق به سه دولت مستقل را برنامه ریزی کرده بود. در جهان تک قطبی و در دورانی که “لیبرال دموکراسی” متعفن غرب “پایان تاریخ” جا و جار زده می شد ناتو قادر به هر کاری بود. حتا اعدام رئیس جمهوری یک کشور مستقل!

در نهایت و پس از این فعل و انفعالات و متعاقب تحولات پساانقلاب بهمن ۵۷ منطقه ی ما وارد دورانی شد که دیگر حکومت فرهی اعلیحضرت همایونی “ژاندارم” آن نبود. بعد از کنار زده شدن احمد چلبی و ایاد علاوی دولت شیعه عراق (نوری مالکی) در کنار دولت بشار و حزب الله لبنان هژمونی حکومت جمهوری اسلامی را پذیرفتند. ضلع دیگر این مدعا در تل آویو و اورشلیم از سوی رژیم صهیونیستی طراحی شده بود. دو ضلع دیگر ترکیه و عربستان بودند. و هستند هنوز هم. قطر کنار ترکیه ایستاده بود و به اتفاق خطی را نماینده گی می کردند – و می کنند – که شاخص ترین گروه نیابتی فعلی اش “حماس” است. البته در جریان عروج داعش این بلوک مدتی “ارتش آزاد سوریه” و “جبهه النصره” را نیز تقویت کرد و برای سقوط بشار اسد دست به هر جنایتی زد. ضلع چهارم این قدرت های منطقه یی با هژمونی عربستان سعودی شکل بسته است و خرده دولت هایی چون بحرین و امارات و کویت نیز دنبالچه ی آن به شمار می روند. در تقسیم بندی نهایی مصر زمانی که محمد مرسی را به جای حسنی مبارک وارد عرصه ی سیاست کرد، به بلوک ترکیه – قطر قوت قابل توجهی بخشید اما کودتای سیسی تا حدودی این بلوک را به جای قبلی خود راند. همه ی ما روزی را به یاد می آوریم ( ۹ مهر ۱۳۹۱) که کنگره ی حزب “عدالت و توسعه” ترکیه  در استانبول برگزار شد. در متن این مراسم محمد مرسی به عنوان رئیس جمهوری مصر، خالد مشعل (رهبر حماس) با طفیلی گری فردی به نام مسعود بارزانی (رئیس اقلیم خودمختار کوردستان عراق) دستان رجب طیب اردوغان را بالا بردند و او را “رهبر جهان اسلام” خواندند. در جریان این مراسم خالد مشعل صریحاً خطاب به اردوغان گفت :

« تو نه تنها رهبر ترکیه، بلکه یک رهبر اسلامی انسانی بزرگ هستی.»

خبرگزاری “دویچه وله” از عبارت “رهبر جهان اسلام” به جای “رهبر اسلامی بزرگ” گزارش داده بود. به هر حال برای اینکه زیر پای اردوغان به عنوان “رهبر” صندلی گذاشته شود لازم بود صندلی های متعدد از زیر پای نجیب الله و صدام حسین و قذافی و پیش از اینها البته جمال عبدالناصر و بن بلا و حافظ اسد کشیده شود و گردن پادشاهانی همچون ملک حسین و حسن (اردن و مراکش) خم شود. که شد. مسئله فی الحال این نیست که نجیب و صدام و قذافی مستبد بودند و آدم می کشتند و چه و چه می کردند اما به تعبیر چامسکی (هژمونی و بقا) برای بازگشت خواهران چهارگانه ی نفتی به عراق از اگزون موبایل و شل و بریتیش پترولیوم گرفته تا توتال باید که طناب دار به گردن صدام پیچیده می شد. و من اضافه می کنم برای اینکه پای رژیم صهیونیستی از طریق شازده های ملا مصطفا – که سال ها از طرف موساد و ساواک در کرج در آب نمک خوابانده شده بودند – به کوردستان عراق باز شود، برای توسعه ی همکاری میان رژیم آذربایجان با صهیونیست ها باید که جغرافیای سیاسی منطقه دستخوش تغییرات اساسی می شد. که شد.

ادامه دهیم یا یک “چای دبش” بزنیم؟

بسیار خوب! با این صف بندی های ژئوپلیتیک بیائید – علاوه بر نکات مطروحه در بخش دوم در نقد برنامه ی رفراندوم مورد نظر جمهوری اسلامی – به چند نکته ی اساسی دیگر خم شویم. لطفا اجازه دهید از راهکار “رمانتیک” مندرج در نامه ی خانم دکتر جمیله علم الهدی (همسر جناب دکتر رئیسی رئیس جمهوری اسلامی) به ” سرکار خانم مکرون/ همسر محترم رئیس جمهور فرانسه” و “بانوی فداکار و مهربان” و “نماینده زنان و مادران و دختران” سرزمین سابق موریس تورز نگونبخت بگذریم و ضمن عرض پوزش از رفیق ژانت ورمیش سلامی هم به بانوی فشن کارلا برونی “محترم و فداکار” (همسر گرامی جناب سارکوزی معمار اصلی تخریب مدنیت لیبی) برسانیم.

 بی شک تا اینجا مباحث من جنبه ی امتناعی دارد و هنوز وارد بحث های ایجابی نشده ام.

راهبرد رفراندوم و تشکیل یک دولت و یک ملت در سرزمین های اشغالی مبتنی بر چند مولفه ی محال است:

اول. طرح و تصویب رفراندوم. زمانی که پنج عضو اصلی و ثابت و دارای حق وتوی شورای امنیت برنامه ی آتش بس در غزه ی غرق به خون را رد می کنند و جناب مکرون  (شوهر همان خانم مهربان) نسل کشی مردم غزه را “حق دفاع مشروع” رژیم ۴۰۴  می خواند انتظار تصویب چنین برنامه یی در شورای امنیت خیالی خام بیش نیست. من روی فرانسه ی “خیلی خیلی دموکرات و لائیک” خم شدم و از وتوی امریکا و انگلستان گذشتم تا نشان دهم صف بندی های طبقاتی نظام جهانی کنونی مطلقاً زیر بار چنین سناریویی نخواهد رفت. روسیه و چین هم کمترین منافعی در انحلال رژیم صهیونیستی ندارند و به موقع خواهم گفت که با وجود فعالیت دفتر حماس در مسکو، روس ها از حامیان یکی به نعل یکی به میخ صهیونیست ها هستند. مضاف به اینکه درباره ی نقش اصلی شوروی پساجنگ دوم در تاسیس “اسرائیل سوسیالیستی بن گوریون” بعداً صحبت خواهم کرد.

دوم. آقای رئیسی اخیرا (۱۱ آذر) گفته “کشورها درباره حمایت از فلسطین رفراندوم برگزار کنند.” برای استحضار ایشان و مشاوران ارشد سیاسی شان عرض می کنم که رفراندوم را “کشورها” برگزار نمی کنند. این دولت ها هستند که موضوع و برنامه ی رفراندوم را می پذیرند و آن را برگزار می کنند. میان کشور و ملت و سرزمین با دولت تا دل تان بخواهد تفاوت است. اما این اطلاع رسانی به نظرم کافی نیست. نزدیکان رئیسی خوب است برای آشنایی حداقلی ایشان با اوضاع سیاسی منطقه و فلسطین – حالا اروپا و جهان پیشکش- گوشه یی از سخنرانی دکتر نجیب الله را برای ایشان پخش کنند تا حساب و کتاب این “کشورها” دست مبارک شان بیاید.

زمانی که تمام دولت های حاکم بر سرزمین های مسلمان نشین – از جمله جمهوری اسلامی ایران- در کنار پاکستان و عربستان زیر پرچم ناتو گرد هم آمده بودند تا طرح “کمربند سبز برژینسکی- کیسینجر” را در جریان حمایت مستقیم از “مجاهدین افغان العرب” از طریق ساقط کردن دولت چپ رفرمیست افغانستان تکمیل کنند، نجیب طی سخنانی کوتاه به نکته یی حساس و راهبردی خم شد. در آن برهه ی حیاتی هدف ناتو و دولت های متحدش تضعیف اتحاد جماهیر شوروی از مسیر شکست در نبرد افغانستان بود. ناتو با حمایت مالی و تسلیحاتی و تدارکاتی و اطلاعاتی موفق شد تمام حشرات تروریست را از سراسر سرزمین های مسلمان نشین جمع کند و تحت رهبری جانورانی مانند احمد شاه مسعود و ربانی و عبدالله و حکمتیار و یونس قانونی و فهمیم و مجددی و البته عبدالله عزام و بن لادن و ملامحمد عمر و دیگران به جنگ علیه دولت مستقر در افغانستان گسیل کند. نجیب چهارمین رئیس جمهور این کشور بود که دولتش حتا سه سال بعد از خروج ارتش شوروی در مقابل تروریست های اسلام سیاسی – از تمام نحله ها و به ویژه وهابی ها – مقاومت کرد. او در یکی از صحبت های خود به صراحت تمام واقعیت را به ما می گوید. لطفاً کمی، فقط کمی دقت کنید:

« جهاد فلسطین علیه اسرائیل جریان دارد. بیت المقدس تحت اشغال اسرائیل است. این عرب ها چرا نزدیک همانجا جهاد را انجام نمی دهند که بیت المقدس را آزاد کنند…..آنان اینقدر راه دور را طی می کنند و خود را به پاکستان می رسانند. از آنجا غیر قانونی وارد افغانستان می شوند. در اینجا با خود پول می آورند و در میان مردم ما تقسیم می کنند. که برادر را بکش. که فرزندت را بکش. که زن را بیوه بساز….خانه ات را ویران کن…..»

در افزوده: من شخصاً در جریان تحقیق مستقیم درباره ی جنگ در افغانستان به دلارهایی برخوردم که از از جیب لاشه های طالبان و مجاهدینِ تحت فرماندهی مسعود در آمده بود. جالب اینکه سریال این دلارها هم ردیف و منطبق بود. البته بعدها و پس از کشته شدن مامور ارشد CIA  در “نبرد قلعه جنگی” یعنی شخص مایک اسپن ما مطلع شدیم که او فقط در یک مورد ۵۰۰ میلیون دلار نقد به ژنرال دوستم داده……

سوم. نهاد برگزار کننده ی رفراندوم یا باید سازمان ملل باشد یا دولت ۴۰۴. گزینه ی دیگری متصور نیست. برای اینکه مجاب شویم هیچ یک از این دو “قدرت” یا “نهاد” زیر بار چنین برنامه یی نخواهند رفت هر بحثی توضیح واضحات است.

چهارم. فرض کنیم فرضِ محالِ پیش، محال از آب در نیامد و هم سازمان کذایی ملل متحد و هم ۴۰۴ به برگزاری رفراندوم مجاب شدند. بسیار خوب!

چهارم الف. در حال حاضر جمعیت ۴۰۴ نزدیک به ده میلیون نفر است. اکثریت این جمعیت کمترین ربطی به مذهب موسا و عیسا و یهود و غیره ندارند. اینان زامبی های داوطلب دو پاسپورتی هستند که از سوراخ سنبه های دنیا جمع شده و به این منطقه ی اشغالی اخیه گردیده اند. افرادی خرافاتی و آخرالزمانی که امثال اسحاق رابین را هم بر نمی تابند. اوباشی که نسل کشی جنایتکار فاسدی همچون نتانیاهو را کافی نمی دانند. با این توصیف آیا همزیستی مسالمت آمیز میان این آدمکشان (اکثریت ساکنان ۴۰۴) با مردم ستمکش فلسطین ممکن است؟ اینکه زامبی های فوق به لحاظ عددی نیز طی این ۷۵ سال اشغال ده دوازده برابر شده و به نزدیک ده میلیون راس رسیده اند بماند. این یعنی اکثریت مطلق و پیروزی قبل از رفراندوم!

چهارم ب. ممکن است گفته شود “کشورها” به تعبیر رئیسی و دولت ها به زعم من وارد عمل شوند و مسئولیت برگزاری رفراندوم را بپذیرند. چه خوب! نگاهی شتابزده فقط به ترکیب دولت های حاکم بر سرزمین ها یا کشورهای مسلمان نشین تا آخرین خط داستان را نخوانده برای ما افشا می کند. تصور کنید دولت هایی مثل بحرین و امارات و کویت و عربستان و پاکستان و آذربایجان و اندونزی و قطر و مصر و اردن و مراکش و تونس و مالزی بخواهند مجری رفراندوم و اعاده ی حقوق مردم فلسطین شوند! تصور کنید شیخ محمد (حاکم قبیله ی دبی) یک آسپرین برای مردم فلسطین بفرستد. فرض کنید آل خلیفه ( پادشاه قوم بحرین) یک قوطی شیرخشک برای کودکان فلسطینی “هدیه” کند. حدس بزنید بن سلمان یک جفت جوراب برای کودک مجروح فلسطینی بفرستد. گمان زنید الهام علی اف….

آقا جان! این “کشور”ها تازه با ۴۰۴ وارد دوران شیرین ماه عسل شده اند و مشغول جفت گیری هستند. رقص شمشیر بن سلمان با ترامپ متعاقب انتقال پایتخت ۴۰۴ به بیت المقدس را (۶ دسامبر ۲۰۱۷) به همین زودی فراموش کردید؟ این رهبران “جهان اسلام” که پس از عروج مجدد بنیامین نتانیاهو قند در دل شان آب شده بود سطر به سطر خطوط موافقت نامه ی “ابراهیم” را با طلای نفتی خوشنویسی کرده و به در و دیوار تالارهای مجلل قصرهای فرعونی خود کوبیده اند. حالا چون مدتی است شما با بن سلمان همچین بگی نگی آشتی کرده اید وکار را به جایی رسانده اید که کتاب در نقد سیاست های جنایتکارانه ی عربستان را “معلق” اعلام می کنید ما نیز باید کوتاه بیائیم؟

اصلاً چرا راه دور برویم؟ خودتان آستین همت بالا بزنید و در راه تحقق پیشنهاد خود پیشگام شوید و همین موضوع نسل کشی در فلسطین را در ایران به رفراندوم بگذارید. من فکر می کنم – و شدیداً امیددارم در این فکر به خطا رفته باشم-  به اعتبار سلطه ی طولانی رسانه های اصلاح طلب و اتاق فکرهایی که از رفسنجانی و خاتمی و احمدی نژاد و روحانی و محمد جواد ظریف “قهرمان ملی” ساختند و شعارعمیقاً ارتجاعی و ضدانسانی و شوونیستی “نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران” را از زبان رهبران و حامیان و عاملان جنبش سبز به “خیابان” کشیدند در این رفراندوم فرضی فلسطین ستمدیده پیروز نخواهد شد. صحبت های مشعشع جناب رحیم مشائی – آن مقتدای محمود در مورد “مردم خوب اسرائیل” و “رافت کوروش کبیر” به این قوم را- یادتان رفته؟ حالا از فاشیست هایی که رفته اند سراغ جنازه ی بویناک هیملر وطنی ( در شناسنامه نام او پرویز ثابتی است) فعلاً بگذریم که حکایت تلخ دیگری است. کشتار کمونیست های ظفار و تثبیت خیمه ی دلال ناتو در منطقه (سلطان قابوس) از سوی دستان با تدبیر ارتش شاهنشاهی که یادمان نرفته!

چهارم پ. ممکن است گفته شود برای ایجاد تعادل عددی میان ساکنان باید به مرزهای پیش از سال ۱۹۶۷ بازگشت و زامبی های زیادی را از شهرک های “فیک” بیرون انداخت و بعد دست به رفراندوم زد. البته در یک روز خوب و خوش و خرم بهاری! چه جالب! خواننده ی پیگیر وقایع خاورمیانه می داند که اضافه شدن ۳۰ درصد به سرزمین های اشغالی بعد از ترک صحرای سینا ناشی از تخریب زیتون زارهای فلسطین و تبدیل آن به شهرک های زامبی نشین بوده است. کم و بیش اکثریت مطلق حشرات ساکن این شهرک ها افرادی مسلح با دیدگاه های به شدت راسیستی و صهیونیستی هستند. ساکنان این مناطق اشغالی درختان زیتون و عشق و دوستی و انسانیت را درو کرده اند و عقرب و افعی کاشته اند. آنان به طور مطلق از احزاب “لیکود” و “صهیونیسم مذهبی” و “قدرت یهودی” حمایت می کنند و به کمتر از نابودی نهایی مردم فلسطین رضایت نمی دهند. برای اینکه بدانید مردم زجرکشیده ی فلسطین با چه موجودات قرون وسطایی طرف هستند فقط یکی از مصاحبه های آقایان “بتصلائل اصموطریچ” یا “ایتارمار بن گویر” رهبران دو حزب اخیر پیش گفته را دنبال کنید. و یا یکی از چند صد عملیات این افراد و باندهایشان در یورش به خانه ی مردم فلسطین را در شبکه های اجتماعی ببینید. بدون هیچ مبالغه یی این وحوش روی کوکلاس کلان ها و نازی ها را سفید کرده اند.

پنجم. و اما نکته ی جالب این است. بسیاری از “آدم های خیلی خوب” و “طرفداران مثبت اندیشِ” مردم فلسطین از بازگشت رژیم ۴۰۴ به مرزهای پیش از جنگ شش روزه ۱۹۶۷ حمایت می کنند. موضع حماس به تبع سیاست خارجی ترکیه نیز همین است. به به! به به به این راهکار! واقعیت اما این است که آن قدرت و نیرو و سازمانی که قادر باشد صهیونیست ها را به پشت مرزهای ۱۹۶۷ عقب براند می تواند به راحتی این زامبی ها را از بیخ و بن جارو کند. اینان از بلندی های جولان یک متر عقب تر نمی روند؛ اینان شمال غزه را با کشتن بیش از ۱۶ هزار غیر نظامی به تلی از خاک و رودی از خون و گورستانی بی مرز تبدیل کرده اند و با تمام قدرت جهنمی خود به سمت جنوب باریکه در حرکت هستند آنگاه یک عده تحلیلگر “نیک اندیش” هوادار “دو دولت دو ملت” و “دعوا نکنید” و از روی مشق شب “صلح خوب است”  با خط خوب بیست بار خوب و بی غلط بنویسید…. به انتظار نشسته اند که زامبی های مهاجم آخرالزمانی به مرزهای پیشا ۱۹۶۷ عقب بنشینند.

کمااینکه جریانی که بتواند رژیم ۴۰۴ را به تمکین در برابر رفراندوم وادارد به راحتی می تواند زباله های انباشته از چرک و خون و ترور و نسل کشی را بروبد.

هنوز به جمع بندی مباحث خود نرسیده ام. اما بگذارید همینقدر بگویم و بگذرم که طرح برنامه ی رفراندوم برای حل مسئله ی فلسطین (یک دولت یک ملت) و بازگشت به مرزهای پیش از جنگ های شش روزه و تشکیل دو دولت و الگوی کرانه ی باختری و امید بستن به ملل متحد و کارت پستال فرستادن برای “بانوی مهربان و فداکار الیزه” غیره سرابی بیش نیست.

همه ی این راهکارها ترکیبی از معجون پراگماتیسم و کنسرواتیسم است.

این داستان اندوهناک را ادامه خواهم داد.

جمعه ۱۷ آذر ۱۴۰۲ / ۸ دسامبر

https://akhbar-rooz.com/?p=225985 لينک کوتاه

4 35 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest

25 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
ایرج فرزاد
2 ماه قبل

الف. باران گرامی

من باورم این است که تحلیل پدیده “اسلام سیاسی”، نیاز به تعمق زیادی دارد. من واقعا نمیدانم که آقای قراگوزلو در چهار چوب آن نقل قول، واقعا باور دارد که این پدیده محصول اطاق فکر ناتو و یا هر جای دیگری است. من نماینده نظر مستقل خودم هستم و فکر میکنم تحلیل این پدیده، از همان دوران مشروطه تاکنون، از دستگاه فکری چپ موجود و یا “سوسیالیسم” ملی و خلقی مسلط بر چپ موجود تا مقطع انقلاب ۵۷، کلا خارج است و به یک “تابو” و منطقه ممنوعه تبدیل شده است. من فکر میکنم “حذف” صورت مساله اختلاف و یا “تصنعی” و “دست ساز” خواندن آن توسط اطاق فکرها، گریز از یک جدل جدی سیاسی و تقابل نظری است. 

الف باران
الف باران
2 ماه قبل

“…این خطر بنیادگرایی اسلامی است.” البته گراهام فولر نگفته بود که “بنیادگرایی اسلامی” محصول اتاق فکرهای ناتو است تا بتوانند نظامی گری امپریالیستی خود را موجه نشان دهند.”
(از مقاله)

اگر ” اسلام سیاسی ” از اطاق فکری ناتو باشد مدافعان حزب کمونیست کارگری از جمله آقای قراگوزلو و ایرج فرزاد در این مورد باید دخیل باشند ؟

سعید ح.
سعید ح.
2 ماه قبل

اگر آسمان- ریسمانهای جناب دکتر را کنار بگذاریم ایشان: (یک) موجودیت دولت اسرائیل را بکلی رد می کند، خواهان نابودی آن است؛ (دو) حماس را یک سازمان آزادیبخش میداند؛(سه) کل مردم اسرائیل رامجرم و (چهار) اساساً مردم اسرائیل را شبه آدم «زامبی» می داند. موضع ایشان آشکارا ضد یهودی (antisemitism) است. این مواضع، نعل به نعل همان مواضع محور ارتجاعی مقاومت در منطقه است. دکتر سالهای سال است که – البته با ادا و اطوار و الفاظ شبه چپ – زیر طاق متعفن این جماعت غار نشین، داستان و ریسمان میبافد. جریانهای چپ و دمکرات، چه در فلسطین و اسرائیل و جای دیگر، موجودیت دولت اسرائیل درداخل مرزهای ۱۹۶۷ به رسمیت می شناسند و همزمان سیاستها و عملکردهای ضد بشری و ضد قوانین بین المللی دولت اسرائیل و گروهای ارتجاعی و تجاوزگر یهودی(شهرک سازان) در سرزمینهای اشغالی را بشدت محکوم می کنند. این جریانها از حق تعیین سرنوشت فلسطینیان برای ایجاد دولت مستقل خود دفاع می کنند و همزمان با هرنوع یهودی ستیزی به هرعلتی مبارزه کنند.

میترا ح
میترا ح
2 ماه قبل
پاسخ به  سعید ح.

حامیان شرمسار به رسمیت شناختن موجودیت دولتی که از نظر اخلاقی ستمگر است از لحاظ حقوقی متجاوز است و از نظر بین المللی اشغالگر سر و کله شان پیدا شد تا از عقب نشینی رژیم اسرائیل به مرزهای قبل از ۱۹۶۷ صحبت کنند و مخالفان این نظریه را ضد یهود بنامند. از نظر این جماعت که منعکس کننده موضع سیاسی جوامع بین المللی و حقوق بشری هستند باید اسرائیل را به رسمیت شناخت و فقط ان را کمی تا حدودی به عقب راند. تمام. بابا جان. آقا سعید ح اینا آتش بس را وتو می کنند بعد تو وسط معرکه شده ای آنتی انتی سمیتیم. برو برادر جایی بازی کن که لااقل قوانین ان بازی را خوانده باشی. ناشیانه تیر در بکردی….

احمد صلاحی
احمد صلاحی
2 ماه قبل
پاسخ به  سعید ح.

فقط پُشت اسم مستعارمی توان متن نوشتاررا تحریف وبه نویسنده و خوانندگان اهانت کرذ. نویسنده: ” نه مگر عرفات و عباس صلح طلب و پروغرب بودند و هستند و دولت فرضی شان کمترین آسیبی به زامبی های اشغالگر نخواهد زد؟ ” (نقل ازهمین نوشتار) آیا زامبی های اشغالگر مترادف «کل مردم اسرائیل» و یهودیان ست؟ شما به قاتل اسحاق رابین و تروریستهای صهیونیستی هاگانا و نظائر آن که بعداز جنگ جهانی اول به موازات آزانس یهود و استعمارگرانگلیس در سرزمین فلسطین به آزارمردم مشغول بودند اشغالگر نمی گوئی؟ با حقه بازی زمین و املاک فلسطینی ها می خریدند تا میلیونها یهودی که بخاطر یهودی ستیزی در اروپا در جهان سرگردان بودند را در آنجا اسکان دهند. مگر اشغالگری شاخ و دمب دارد؟ تروریست های صهیونیستی حتی بعدازجنگ جهانی دوم و تصویب قطعنامه ۱۸۱ در کار سازمان ملل خرابکاری کردند و کنشگران صلیب سرخ۱۹۴۷ در اورشلیم ترورکردند.بعد ۱۹۴۸هم دردیریاسین کشتار کردند.جنایتها باعث واکنش سازمان آزادیبخش فلسطین شد.نقشه ۱۹۴۸بکلی عوض وزامبی ها زیادشدند.

حمید رضا پاک نژاد
حمید رضا پاک نژاد
2 ماه قبل
پاسخ به  احمد صلاحی

می خواستم در پاسخ به پرووکاسیون جناب “سعید ح” به چند نکته اشاره کنم و ایشان را به بحث سالم و سیاسی و رعایت انصاف و وجدان و حیا و تعمق در طرح نکات مورد نظرش فرابخوانم و وی را از این روش مسموم که گویا در اخلاق سیاسی اش نهادینه شده و مکررا زیر مقالات دکتر خودنمائی می کند برحذر دارم و بگویم روش مخرب هرگز به جایی نرسیده و نخواهد رسید و اختلافات شخصی و خصوصی را باید در جای دیگری تصفیه کرد. اما دیدم رفیقی به نام احمد صلاحی و پیش از ایشان میترا ح جواب درخور و مناسبی به این “سعید ح” همیشه حاضر داده اند. فقط با دو کومنت این دو رفیق موافقت قطعی خود را اعلام می کنم.
حمیدرضا

سعید ح.
سعید ح.
2 ماه قبل
پاسخ به  احمد صلاحی

آقای صلاحی، با اسم غیر مستعار هم می توان تحریف کرد،بشرط اینکه فرد بی اصول باشد. منظور آقای دکتراتفاقاً کل مردم اسرائیل است؛ فقط برای نمونه: «در حال حاضر جمعیت ۴۰۴ نزدیک به ده میلیون نفر است. اینکه زامبی های فوق به لحاظ عددی نیز طی این ۷۵ سال اشغال ده دوازده برابر شده و به نزدیک ده میلیون راس رسیده اند بماند. این یعنی اکثریت مطلق …». کل جمعیت اسرائیل چیزی حدود نُه و نیم میلیون ( یا بقول دکتر ده میلیون ) است. پس اینجا منظور کل جمعیت اسرائیل است. از نظر دکتر در اسرائیل «ده میلیون راس» یعنی ده میلیون”حیوان” زندگی می کنند!!(راس واحد شمارش حیوانات است ) – حال بگذریم ازاینکه همۀ شهروندان اسرائیلی مهاجر نیستند وعلاوه براین چیزی حدود بیست و یک درصد از این ده «میلیون راس» عرب تباراند. جناب صلاحی، فرق این حرف توهین آمیز دکتر شما با دشنام جریانهای راست ارتجاعی -فاشیستی اسرائیل که عربها را حیوانات وحشی می خوانند، چیست؟ موفق باشید

احمد صلاحی
احمد صلاحی
2 ماه قبل
پاسخ به  سعید ح.

ای بابا، استبداد وارتجاع شاهی و دینی تمام تاریخ را تحریف می کنند و طرفداران آنها با اسامی واقعی در رسانه های انها دروغ پراکنی می کنند و گوششان به اعتراض دیگر جریانها نیز اصلا بدهکار نیست.
تکلیف آنها روشن ست.حالا شما با اسم مستعاراین وسط معلوم نیست که برای کی و چی وقت مردم را میگیرید.اگر صبح تا شب تمام رسانه های جهان در مورد رایش سوم و جنایت های آدولف هیتلروهمدستان اش تبلیغ کنند.نئونازی ها و جوجه فاشیست ها از بین نخواهند رفت.طرفداران صهیونیسم هم ناپدید نخواهند شد.کوکلاکس کلان درآمریکا هم به جنایت ادامه خواهند داد.شما می دانید که بزرگانی در ایران و جهان با نام مستعار عقاید و خلاقیت های خود را در شرائط سانسورواختناق با پرنسیب هائی برای دیگران بطور مستمربا هماهنگی نشریات به مخاطبین خود ارائه نمودند وتاثیر گزار بودند.این طورنبود که هرکس بتواند با اسم مستعارهر «چرند»ی را درنشریات با امکانات محدود و تحت فشار سانسورمنتشرکند.حالا درعصر اینترنت دررسانه های اجتماعی این امکان وجودداد.خراب کنید!

احمد صبوری جهرمی
احمد صبوری جهرمی
2 ماه قبل
پاسخ به  سعید ح.

این چه شامورتی‌بازی‌ است که عده ای هر انگاه که کم می آورند به طرف مقابل انگ ضد یهودی می زنند. یهودی اگر منظور یک دین قرون وسطایی است که هر سوسیالیست انقلابی باید به جد انرا نقد کند و اگر منظور یک آنتیک است که مجددا باید با آن برخورد طبقاتی شود. بله یهودی های ارتجاعی و آدمکش داریم و یهودی زحمتکش و انسان هم داریم، این مقاله بحث می کند اگر سیصد سال دیگر هم صبر کنیم اکثریت یهودی های ساکن در اسراییل به هر دلیلی تن به تشکیل دو ملت در هیچ محدوده ای نخواهند داد راه حل یک کشور هم بدلیل ضعف جمعیتی به آن تن نخواهند داد. بنا بر این راه حل چیست اگر این متمدن بگذارد می خواهیم ببینیم نویسنده به چه می اندیشد.

مسعود امیدی
مسعود امیدی
2 ماه قبل

با درود
با اینکه ساختار و محتوی این دو مقاله در مواردی با پیش فرض های ذهنی من زاویه های جدی دارد ، اما باید اعتراف کنم که گوشه هایی پنهان از موضوع را روشن می کند که کمتر مورد توجه بوده اند. در واقع یک ترجمه هم من در این مورد منتشر کرده ام که راهرحل دو دولت را زیر سوال می برد و جهت آن با آنچه نوشته شما مطرح می کند، یکی است.
/https://mejalehhafteh.com/2023/11/۰۸
اما آنچه مهم تر است ، وجه ایجابی موضوع است که قرار است در بخش بعد به آن پرداخته شود.
به نظر می رسد سرنوشت مسئله فلسطین به سرنوشت امپریالیسم آمریکا گره زده شده است. و این نگاهی آرمانی و به دور از “رال پالیتیک” به نظر می رسد. نکته اینجاست که به دلایل فراوان که بخشی از آن در این مقاله ارائه شد، هیج گونه راه حل مبتنی بر “رآل پالیتیک” هم نمی توان

مسعود امیدی
مسعود امیدی
2 ماه قبل
پاسخ به  مسعود امیدی
سعید
سعید
2 ماه قبل

من در زیر بخش قبلی این سریال ها کومنتی نوشتم که هیچکدام از دوستان حلقه سه گانه پاسخ ندادند و این شایسته نام و شهرت این دوستان قدیمی و محترم نیست. پس با زبان دیگری می نویسم.
در مورد جنگ ” تنها دولت دموکراتیک خاورمیانه” و غزه مطالب زیادی در سایت های چپ منتشر شده اما موضع سه نفر به شدت مشابه است. هر چند طبیعی است که ادبیاتشان متفاوت باشد. آقایان به ترتیب سن ایرج فرزاد و محمد قراگزلو به همراه خانم آذر ماجدی چنان شمشیر را علیه اسرائیل از رو بسته اند که حتی حماس را هم شرمنده و مدیون می کند. از نفر اول و سوم می پرسم :
آیا این همان دولتی نیست که گفته بودید کمک گرفتن از آن مجاز است؟ البته جناب لیدر گفته بودند و شما ( از جناب قراگزلو وام میگیرم ) از روی آن هر شب بیست بار می نوشتید. حالا چه شده ای جماعت “جنبش شکست نخوردگان؟” راستی چه اشکالی دارد که یک محفل سه نفره هم در میان اینهمه ائتلاف سابقا شش گانه و حالا هفت گانه چپ به وجود بیاید؟ ولی چشم انداز چنین وجه مشترک هایی به نظر من تار است.

سعید نور آذر
سعید نور آذر
2 ماه قبل
پاسخ به  سعید

یادتان باشد که شما یک کاربر رسانه اجتماعی هستید ومثل بقیه در حّد همین کامنت نویسی حق و و حقوق دارید.
اما نویسندگانی که نام بردید و دیگزنویسندگان که شخصیت های حقیقی هستند نظراتشان ـ هر چه باید ـ موجب معرفی آنها در سپهر سیاسی ایران و خارج از کشور می شود و در آینده ی دموکراتیک برای آنها و گروه آنها مفید خواهد بود..
تمام شخصیت های حقیقی از تمام نحله های فکری که با رعایت اصول پلورالیسم نظرات خود را متمدنانه برای رقابت های سیاسی ارائه می کنند را باید ارج نهیم.ما نیاز به داشتن احزاب بزرگ راست و میانه و چپ داریم .
برعکس : کسانی که در پشت نامهای مستعار به فرافکنی و منفی بافی علیه تمام دیگر نحله های فکری شانتاژ و خرابکاری می کنند .دانسته یا نادانسته آب به آسیاب پوپولیسم میریزند .تا نیروهای ناشناخته دیگر به غیر از انها که در این ۱۰۰ سال به اشکال مختلف علیه استبداد و عقب ماندگی تلاش کردند؛ مانند خمینی ، ترامپ و مکرون سوار بر موجهای نارضایتی مردم شوند.

ایرج فرزاد
2 ماه قبل
پاسخ به  سعید

با عرض پوزش از سعید نور آذر گرامی، کامنت من مربوط به فرمایشات “سعید.ح” است:

جناب سعید

سخت به بیراه رفته اید که توهم دارید که گویا از قرار هنوز هم “دوران ناقهرمانى” است. تاریخ مستند است و شما بی جهت گمان میکنید که در “حزب کذا”، به تعبیر محترمانه شما پس از پیوستن تان به دوخرداد، جائی برای “کلمات قصار” امثال شما، محفوظ میماند. اختلاف شما با “لیدر” حزب و با ما مدافعان مبانی کمونیسم کارگری، بر سر دموکراتیک و یا صهیونیست بودن اسرائیل نبود. به کاهدان زدید که خواننده را بی خبر از ریشه اصلی قطب بندیهائی که در حزب کمونیست کارگری حول جریان دوخرداد، بوجود آمد، تصور کردید. مکتوب و مستند است که “کنوانسیون مستعفیون” شما، طفل شیرین تعرض “مدافعان” تزهای مشترک شما و جناب “سعید” حجاریان بود. شما که به “چشم انداز تار” ائتلافهای شش و هفت گانه، طعنه میزنید، میشود توضیح بدهید چرا باز هم در سکوت، از “حزب استعفا”، نیز کنار گرفتید؟

سعید
سعید
2 ماه قبل
پاسخ به  ایرج فرزاد

جناب فرزاد
ابتدا به شما و دو دوست دیگرتان به خاطر این ائتلاف جدید تبریک عرض می کنم. به نظرم چنانکه لنین نیز گفته بود راست روی آنسوی چپ روی است. ( نقل به مضمون) نه از آن ” دموکراتیک” و اخیرا ” دموکراتیک تر” خواندن اسرائیل به تعبیر خانم ماجدی و نه از اینکه دارید ارام ارام تعاریف جدیدی از جنگ ارائه می دهید و در تکالیف شب خود مفهوم جنگ را عوض می کنید. در جریان جنگ امپریالیستی روسیه علیه مردم بی دفاع اوکراین کنار کرملین و الیگارش های روس ایستادید حالا با “نارفیق” بازی ادای ” قهرمانان” ملی را در می آورید و کنار خالد مشعل می ایستید. صحبت های لیدر دوم خود جناب ک مدرسی را درباره حزب الله به یاد بیاورید و توبه کنید. متاسفانه نظرات جناب دکتر نیز تفاوت چندانی به نظرات شما ندارد.
موفق باشید.

ایرج فرزاد
2 ماه قبل
پاسخ به  سعید

جناب سعید! نگفتید با اینمه علم و “شجاعت”، چرا صف خرده بقایای “شورش” علیه کمونیسم را باز در سکوت معنادار ترک کردید؟ حتما هم فراموش نکرده اید، که شما سعی کردید نوشته های “جناب دکتر” را های جک کنید.

الف باران
الف باران
2 ماه قبل
پاسخ به  ایرج فرزاد

شما اگر به میهن علاقه ای ندارید پس چرا سنگ استقلال ملی صهیونیستها را به سینه می‌زنید؟

رضا پرویزی
رضا پرویزی
2 ماه قبل

بر خلاف رویاهای دهه چهل و پنجاه و هفتی نویسنده نابودی دولت اسرائیل به عنوان عضو سازمان ملل متحد و همپیمان امریکا غیر ممکن است و اینگونه مقالات علاوه بر اینکه فقط آرزوهای نویسنده را بیان می کند نشانی غلط هم می دهد.
علاوه بر اینکه اینقدر خشم و عصبانیت از امپریالیسم و امریکا تا کنون کشور را به نابودی رسانده و مردم خسته شده اند. دست بردارید از امریکا و اسراییل و فلسطین و غزه و لبنان و به فکر مردم خودمان باشید.
همان کارگرانی که شما سنگ انان را به سینه می زنید در اهواز شعار می دادند
سوریه رو رها کن
فکری به حال ما کن
موفق باشید

محمود صادقی
محمود صادقی
2 ماه قبل

یک پیشنهاد و تشکر
در مقالات جناب قراگوزلو معمولا اسامی و کانسپت های متعددی مطرح می شود که بعضی از آنها حتی با جستجو در گوگل نیز سخت پیدا میشود. علاوه بر اینکه ممکن است امکان جستجو برای بسیاری از دوستان دشوار باشد. مثلا در این بخش از موریس تورز و ژولیت ورمیش نام برده شده. بله تورز دبیر حزب کمونیست فرانسه بود و بنیانگذار جبهه ضد فاشیستی در جریان جنگ دوم جهانی و ورمیش نیز همسر تورز بود. البته توضیح تمام این موارد مقاله را طولانی می کند اما یک پی نوشت بدنیست در انتهای مطلب بیاید. از طنز مقاله به ویژه آنجا که پای سارکوزی هم وسط می آید لبخندی زدم. غنیمت است یک لبخند آنهم در این دوران کشت و کشتارها

زهره راج
زهره راج
2 ماه قبل

جناب دکتر سلام
هزینه چای دبش که ما را دعوت به نوشیدن ان کردی چیزی حدود سه میلیارد دلار است. یعنی پول ساخت و ساز دو برج خلیفه. قربون شکلت ما گندم خوردیم که از بهشت بیرونمان کنند به همون چایی لاهیجان خودمون راضی هستیم. چای دبش بماند برای هیئت دولت عدالتخواه حجت الاسلام دکتر رئیسی و بانو دکتر جمیله.‌‌‌
موافق یا مخالف محتوای مقاله شما باشم یا نباشم از خواندن آن کلی لذت بردم.

امیر ایرانی
امیر ایرانی
2 ماه قبل

اینکه در تحلیل ها و وقایع نگاری هایم، تاریخ را از هر جایی که دوست داریم مبنا بگیریم و بعدن قلم فرسایی کنیم از آن روش های مشکوک آدرس غلط ده است.
جناب دکتر مطالب گزینشی دلخواهانه ای را به قلم آورده که مطالب ایشان را می توان در حد یاد آوری وقایعی دانست؛ که پرداختن به آنها زمان طولانی خاص خودش را می طلبد؛ اما دکترمان با تفسیر های مشکوک که رنگ بوی آدرس غلط دادنش بسیار است موضوع را جمع بندی می کند و تمام شده دانسته و می داند
اما جناب دکترمان آقا قراگوزلو، دلقکی بنام رئیسی که بصورت مشکوک رئیس دولتش کردن را جدی گرفته و تلاش کرده که بگوید پرت و پلاهای این دکتر رئیسی نه عملی است و شدنی است.
جناب دکتر نمی داند کسی این رئیسی دلقک و‌جنایتکار را ، بقول صمد آقا، داخل آدم نمی داند؛ که حالا بخواهیم بنشینیم و تحلیل هایی را در مورد گفتار هایی از آن موجود دلقک را مورد توجه قرار دهیم و یا برجسته کنیم
حکایت جهان دوقطبی حکایت خاص خودش را دارد ۷۰ سال جهان بصورت فریبکارانه بصورت دو قطبی اداره شد از هر

رامین خاندوزی
رامین خاندوزی
2 ماه قبل
پاسخ به  امیر ایرانی

آقای امیر ایرانی یا هر چه، این پرووکاسیون سست و سطحی چیست که جنابعالی زیر مقالات دکتر راه انداخته ای؟ دنبال فحاشی به رهبر جمهوری اسلامی ایران هستی بفرما این سایت های سازمان مجاهدین و تلویزیون ملی ایران و من و تو و دوستان وطنپرست سلطنت طلب که کارشان فحاشی به خامنه ای است و از یک سطر تحلیل سیاسی عاجز تشریف دارند. حالا شما ناراحت هستی که یک نویسنده به رئیسی گفته تو فرق کشور و دولت را نمی دانی؟ ناراحتی به خانم دکتر جمیله نقد شده؟ قبلنها از نقد روحانی ظریف میرنجیدی حالا از رئیسی مظلوم؟ دفاع میکنی که او کاره ای نیست. لابد عمه من رئیس جمهوری است و قبلن هم قاضی مرگ بوده. شرم کنید. برو دنبال مهدی نصیری که کارش گیر دادن به خامنه ای است فقط و حفظ نظام.
در ضمن موضوع بحث در اینجا نسل کشی مردم فلسطین است اگر از زدن رژیم اشغالگر دلخوری بفرما….

امیر ایرانی
امیر ایرانی
2 ماه قبل

آقای خاندوزی که مارا به یاد خاندوزی امام صادقی که وزیر جناب دکتر رئیسیت است می اندازدی، پاسخ توپ و تشریت نشان از این می دهد
نه متوجه نوشته های دکتر مورد علاقه ات شده ای(البته جناب دکتر گاهی احساسی می شود از هر دری سخن می گوید که در نهایت خودش هم متوجه نمی شود چه می گوید) و نه متوجه مطالب اینجانب شدی.
آقای خاندوزی و یا هر چه، اگر بخواهم نکاتی در مورد مطالب پر از تناقضت بیاورم این مکان اجازه نمی دهد اما در مورد رئیسی که فکر کردی در دفاع از این موجود دلقک و جنایتکار عمل کرده ام باید بگویم متوجه نشدی!
بحث من این بود که جناب قراگوزلو این دکتر رئیسی را جدی گرفته و گفتار و رفتار او راکار پایه بخشی از نوشتار خودش قرار داد و شروع به قلم فرسایی برای او کرد، برادرانه ، رفیقانه و خبر خواهانه به آقا قراگوزلو گفتم درسته در ایران هستی و باید جانب احتیاط را داشته باشی اینکه همه افراد را می کوبی اما این رئیسی را می خواهد مطرح کنی این روشت حضرت عباسی خوب نیست و خوبیت نداره آیندگان خواهند گفت

زهره راجی
زهره راجی
2 ماه قبل

درود بر شما
مطلب بسیار خوب و تحلیل جالبی بود. هم طنزهای شیرین آن خواندنی بود و هم وقایع تلخ و استدلال های منطقی که راه را بر “صلح” می بندد تامل برانگیز بود. واقعا باید به این پرسش پاسخ داد که چرا ظرف ۷۵ سال این جنگ لعنتی تمام نشده و هیچ افقی برای اتمام آن دیده نمی شود.

هاتف
هاتف
2 ماه قبل
پاسخ به  زهره راجی

http://www.chiran-echo.com/Demande%20Isra%C3%ABl.pdf

جواب شما رفیق در این مقاله داده شده است.

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز

25
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x