پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲

پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲

طناب (به یاد محمد قبادلو) – مهران رفیعی

تارهای هر طناب،
خود نحیف اند و بی گناه.
مثلِ رگانِ برگ،
هم خویِ مویِ یار،
یا تارهایِ مخملین،

در نایِ نغمه خوان.
ناجی شود طناب،
گر به سویِ خسته جان،
افتد به رویِ آب،
و هر جا  کِشد برون،
دلوی  ز چنگِ  چاه.

در حیرتم هنوز،
از کیشِ آن طناب
که در نورِ هر سحر،
گیرد رهِ  قفس،
افتد به گردنی،
بندد رهِ نفس.

https://akhbar-rooz.com/?p=233200 لينک کوتاه

4 4 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز

0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x