سه شنبه ۱ خرداد ۱۴۰۳

سه شنبه ۱ خرداد ۱۴۰۳

زمانی برای شعر گفتن؛ با اجازۀ آقای آدرنو – حمید سالک

پس از فجایع دهشتناک کشتار یهودیان، کولی ها، چپ ها و بسیاری دیگر به دست رژیم نازی در آلمان، آدرنو، فیلسوف نامی و از بنیانگذاران مکتب فرانکفورت، اعلام کرد “پس از آشویتس شعری سرودن بربرمنشانه است”. بعدها بر این سخن از سوی گوینده و بسیاری دیگر نقدها، جرح و تعدیل هایی صورت گرفت. اما هسته اصلی این گفته انتقادی از سکوت پیش آمده در برابر  بربریت بود.  شکایت از بی عملی بود که در مقابل روش های تبهکارانه دژخیمان در آشویتس و سایر اردوگاه ها، پیش آمده بود. این جمله برای تمامی کسانی که در مقابل این جنایت ها سکوت کرده بودند محلی از هشدار بود. چرا که چنین ناکنش گری هایی هر روز بیشتر به جانیان حقانیت بیشتری می بخشد. اگر بخواهیم آن بیان آدرنو را با مسائلی که امروز در غزه می گذرد تطبیق دهیم، شاید زمان آن رسیده باشد که شعرهای بی شماری بر این فجایع بسراییم.

هفتم اکتبر سال گذشته حماس، در یک اقدام غیر انسانی، دست به عملیاتی وحشیانه زد. این عملیات نقطه آغاز چنان توحش بی حد و مرزی از سوی ارتش و دولت راستگرای اسرائیل شد که کمتر سابقۀ تاریخی برای آن می توان در نظر گرفت. بسیاری از هواداران دولت یهود در اسرائیل تاریخ درگیری های دولت اسرائیل با فلسطینی ها را از هفتم اکتبر سال ۲۰۲۳ در نظر می گیرند. از این رو با مسئول قلمداد کردن حماس برای آغاز جنگ، جنایت های این دولت را توجیه می کنند. آنها مرتب اعلام می کنند که در جنگ کسی حلوا خیر نمی کند. بر همین منوال کشته شدن ده ها هزار نفر، به ویژه کودکان و زنان، را بخشی از پروسۀ طبیعی جنگ می شمارند. جنگی که به تعبیر ایشان بر ملت و دولت اسرائیل “تحمیل” شده است.

اجازه بدهید فقط کمی به عقب برگردیم. باز رخصت دهید همه کج روی های حکومت های متعدد اسرائیل را فراموش کنیم. باز فرصت دهید تنها به امر شهرک سازی های غیر قانونی و رفتارهای برخی از این شهرک نشین ها بپردازیم. هم چنان که افتد و دانی این دست اندازی ها مورد سرزنش و محکومیت از سوی تمامی نهادهای حقوقی جهانی و حتی متحدین آمریکایی اسرائیل واقع شده است. این تهاجم و تصاحب های غیر قانونی، آن چنان غیر انسانی بوده که بخشی از ساکنین کیبوتص ها با پیوستن به جنبش های صلح دوست، نظیر صلح اکنون، مخالفت خودشان را با این روند نشان داده اند.

باز این امکان را فراهم آورید که فرض کنیم انسان هایی گرفتار در سرزمینی محدود، هر روز تهدید بیشتری برای حق حیات خود احساس بکنند. در این چنین وضعیتی چه حد از عقلانیت را در میان این مردم باید متصور بود؟ به عبارت دیگر این یک رخداد طبیعی است که برقراری دراز مدت یک احساس، عملا مرزهای جدا کننده حس و عقل را در هم می ریزد و تعقل و پیروی از احساسات به هم می آمیزند. با چنین توصیفی چرا باید حماس تنها مسئول این همه کشتار در دو طرف محسوب شود؟

در حقیقت این سوالی است که باید از کشورهای غربی پرسید. اگر دولت آمریکا امروز بخشی از شهرک نشین ها را تحریم می کند، نمی داند که علت اصلی این رفتارها از سوی مشتی شهرک نشین، خود دولت اسرائیل است؟

سوال بالا یکی از ابتدایی ترین سوال هایی است که در مجموعه ای بزرگ می توان در نظر گرفت. اولین سوال شاید این باشد که حمایت های ابتدایی، پس از وحشی گری حماس، چرا بی قید و شرط نبودند؟ آیا نمی شد به دولت اسرائیل فهماند که چک سفید امضا در دست ندارد؟ چرا آن زمانی که بایدن از آنها خواست از تجربۀ ناموفق آمریکا پس از ماجراهای یازده سپتامبر درس بگیرند، از ایشان نخواست که اگر درس نگرفتند، با چه تنبیه هایی ممکن است مواجه شوند.

کسی در آمریکا از سرکش بودن نتانیاهو بی خبر نیست. به ویژه دموکرات ها که قبلا صابون او به تنشان خورده بود. آن زمان که با برجام سر ناسازگاری داشت. به آمریکا آمد و حاضر به ملاقات با اوباما نشد. دیدار رسمی خود را به ملاقات با نمایندگان مجلس تحت رهبری جمهور خواهان خلاصه کرد. امروز که به تحلیل بسیاری از کارشناسان موافق و مخالف نتانیاهو، حیات و ممات سیاسی این نخست وزیر راستگرا در گرو این جنگ است، چرا باید تابع  کاخ سفید تحت مدیریت دموکرات ها باشد؟ چرا رهبران غرب، همان زمان که به صف شده بودند تا در اسرائیل پیام های حمایتی خود را شخصاً به شرف عرض برسانند، به فکر امروز نبودند که این طاغی، مهارها را گسیخته، به هیچ یک از آنها رکاب نخواهد داد؟

بعید است که این سیاستمداران کهنه کار از فردای این جنگ بی خبر بودند. اما از یک سو نگران لابی های حامی اسرائیل در کشورشان بودند. هم چنان که کارتر، رئیس جمهور اسبق آمریکا، از قدرتشان گلایه و شکایت داشت. از سمتی دیگر افکار عمومی در داخل کشورشان چندان با فلسطینی ها از در هم دردی برنیامده بودند. در آمریکا ۵۵ درصد مردم، حامی جنگ بودند.

با ادامه روش های غیر انسانی اسرائیل، مردم دنیا بیش از گذشته به حمایت از ساکنین غزه پرداختند. به تدریج که در آمریکا پیام های ایالت هایی نظیر مینسوتا به گوش کاخ سفید رسید، صاحبان آن را به محاسبه وادار کرد. از پی این نشانه ها بود که بحث کمک های انسان دوستانه بالاتر گرفت. قطعنامه شورای امنیت وتو نشد. حتی سازهای مخالفت در بدنۀ اجرایی هیئت حاکمه آمریکا و انگلیس، دو حامی اصلی اسرائیل اوج گرفتند. بخشی از مسئولین میانی وزارت خارجه آمریکا و گروهی از کارمندانی که درگیر معاملات تسلیحاتی در انگلیس بودند استعفا کردند.

اتفاقی که اخیرا پیش آمد، حمله عمدی به خودرو امدادگران آشپزخانه مرکزی جهان، بهانه بزرگتری برای غرب شد، که اگر لازم است با قربانی کردن نتانیاهو، این درگیری را به پایان برساند. حمله به این امدادگران بین المللی شاید نقطه عطفی در این میان باشد. چاک شومر، رهبر اکثریت سنای آمریکا، چندی پیش از آن درخواست انتخابات زودهنگام در اسرائیل را مطرح کرده بود. بنی گانتس عضو کابینه جنگی اسرائیل، در آمریکا برای انتخابات پیش از موعد در ماه سپتامبر اظهار امیدواری کرد. هر روز بر تعداد کسانی که در شهرهای اسرائیل خواهان انتخابات زودرس هستند، در کنار خانواده هایی که به دنبال آزادی گروگان ها هستند، افزوده می شود.

با این رخداد نامه چهل دموکرات منتشر شد که خواهان قطع کمک های تسلیحاتی به اسرائیل شدند. شاید برجسته ترین فرد در میان این چهل تن، نانسی پلوسی بود که از چهره های قدرتمند درون حزب دموکرات است. هم چنین از حامیان سینه چاک حمله اسرائیل به غزه در ابتدا بود. این در حقیقت اهرم فشار آمریکا بر هیئت حاکمه اسرائیل است تا بتوانند با برکناری هر چه سریع تر نتانیاهو موافقت کنند.   اگر چه کشته شدن، چند آمریکایی و اروپایی و استرالیایی در این واقعه دردناک بهانه ای به دست این گروه از دموکرات ها شد، اما مسئله عمیق تر از این حرف هاست.

امروز سیاست های تهاجمی اسرائیل در غزه و در منطقه اسباب شعله ور شدن بیشتر جنگ در منطقه را فراهم کرده است. این شاید آخرین چیزی باشد که زمامداران جهان به دنبال آن باشند. یکی از این موارد افزایش تنش با ایران است که حتی می تواند به یک رویارویی نظامی ختم شود. جهان هنوز درگیر جنگ اوکراین است. هنوز مسئله غزه پایان نیافته است. درگیری با ایران حتما خارج از تحمل روابط بین الملل است. پیام های رد و بدل شده  بین ایران و آمریکا، پس از حمله اسرائیل به کنسولگری ایران در دمشق، خود گواه روشنی است که هیچ یک منفعتی در این زمینه نخواهند داشت و این تنها نه حتی اسرائیل، بلکه نتانیاهو است که به دنبال این ماجراجویی است و در تلاش است تا از این طریق میخ خود را محکم تر بکوبد.

اگر کسانی مخالف این وحشی گری ها و گسترش جنگ های بی پایان منطقه ای و بین المللی هستند، الان زمانی است که باید اشعار خود را بسرایند. این سروده ها در حال حاضر باید تنها یک بیت و مصراع داشته باشد. پایان بخشیدن هر چه سریع تر به درگیری های نظامی در مناطقی نظیر اوکراین و فلسطین و ممانعت از ایجاد درگیری های نظامی جدید نظیر اتفاق محتمل بین اسرائیل و ایران  باید چکیدۀ این چکامه ها باشد. آقای آدرنو اجازه است جهان سرودۀ خود را با آوایی بلند به گوش صاحبان قدرت برساند؟  آخر اگر این شعر سروده شود، بی شک مدعیان و مدافعان دروغین هولوکاست قربانیان این هم آوایی جهانی خواهند بود.

https://akhbar-rooz.com/?p=237829 لينک کوتاه

3 4 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز


0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x