پنجشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۳

پنجشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۳

چرا آمریکا نمی تواند اسرائیل را وادار به خویشتنداری کند؟ – استفان ام. والت، ترجمه: رضا فانی یزدی

واشنگتن تلاش کرده از تشدید درگیری در غزه جلوگیری کند و اسرائیل را متقاعد سازد که با خویشتنداری عمل کند، هم برای محدود کردن آسیب به غیرنظامیان فلسطینی و هم برای به حداقل رساندن آسیب به وجهه و اعتبار ایالات متحده. اما این سیاست شکست خورده است ...

اسرائیل در خطر فزاینده ای قرار دارد، اما مسئولیت آن بیشتر بر عهده واشنگتن است تا تهران

تصمیم جمهوری اسلامی برای انتقام از حمله اسرائیل به کنسولگری آن در دمشق، با پرتاب پهپادها و حملات موشکی نشان می‌دهد که دولت بایدن تا چه اندازه در خاورمیانه بد رفتار کرده است. مقامات آمریکایی که در آستانه حمله حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ متقاعد شده بودند که منطقه “آرام تر از دهه های گذشته است”، از آن زمان به بعد به گونه ای واکنش نشان دادند که وضعیت بد را بدتر کرد. بیشترین چیزی که می توان در دفاع از آنها گفت این است که آنها نقش زیادی در ایجاد این اوضاع دارند. دولت‌های ترامپ، اوباما، بوش و کلینتون عمدتاً همه چیز را در این منطقه درهم ریختند.

واکنش دولت امریکا به حمله وحشیانه حماس در ۷ اکتبر سه هدف اصلی را دنبال می کرد. اول، اینکه امریکا به دنبال ارسال این پیام بود که حامی همیشگی و پرو پا قرص اسرائیل در همه زمینه هاست: حمایت زبانی، نشان دادن حمایت از طریق گفتگوهای منظم با مقامات ارشد اسرائیل، دفاع از اسرائیل در برابر اتهامات نسل کشی، وتو کردن قطعنامه های آتش بس در شورای امنیت سازمان ملل متحد، و منبعی ثابت برای ارسال تسلیحات مرگبار به آن کشور. دوم، واشنگتن تلاش کرده است از تشدید درگیری در غزه جلوگیری کند. و در نهایت، تلاش کرده است اسرائیل را متقاعد کند که با خویشتنداری عمل کند، هم برای محدود کردن آسیب به غیرنظامیان فلسطینی و هم برای به حداقل رساندن آسیب به وجهه و اعتبار ایالات متحده.

اما این سیاست از آنجا که اهداف آن ذاتاً متناقض هستند، شکست خورده است. حمایت بی قید و شرط از اسرائیل به رهبران این کشور انگیزه کمی برای توجه به درخواست های ایالات متحده برای خویشتن داری می دهد، بنابراین جای تعجب نیست که آنها خواسته های امریکا را نادیده بگیرند. غزه ویران شده است، حداقل ۳۳۰۰۰ فلسطینی (از جمله بیش از ۱۲۰۰۰ کودک) اکنون کشته شده اند و مقامات آمریکایی اکنون اذعان می کنند که غیرنظامیان در آنجا با شرایط قحطی روبرو هستند. شبه‌نظامیان حوثی در یمن که مدعی آتش‌بس هستند، همچنان کشتی‌ها را در دریای سرخ هدف قرار می‌دهند. درگیری سطح پایین بین اسرائیل و حزب الله هنوز در حال جوشیدن است. و خشونت در کرانه باختری اشغالی به شدت افزایش یافته است. و اکنون ایران در برابر بمباران کنسولگری خود در اول آوریل با حملات پهپادی و موشکی به اسرائیل تلافی کرده است و چشم انداز یک جنگ گسترده تر را افزایش داده است.

از آنجا که آمریکایی ها به شنیدن این که ایران مظهر شر است عادت کرده اند، ممکن است برخی از خوانندگان تمایل داشته باشند تهران را به خاطر همه این دردسرها  مقصر بدانند. به عنوان مثال، همین هفته گذشته، سر مقاله اصلی نیویورک تایمز مدعی شد که ایران به امید برانگیختن ناآرامی‌ها در کرانه باختری سیل تسلیحات را به این منطقه روان کرده است.

در این دیدگاه، جمهوری اسلامی در حال ریختن بنزین روی منطقه ای است که هم اکنون در آتش در حال سوختن است. اما این داستان وجوه بیشتری دارد که بیشتر آنها در ایالات متحده منعکس نمی شود.

بگذار واضح بگویم: ایران توسط یک رژیم دینی وحشی اداره می شود که من هیچ همدردی با آن ندارم، اگرچه من نسبت به میلیون ها ایرانی که تحت حاکمیت آن زندگی می کنند و باید پیامدهای مجازات کننده تحریم های ایالات متحده را تحمل کنند احساس همدردی می کنم. برخی از اقدامات رژیم ایران، به عنوان مثال، حمایت آن از حمله روسیه به اوکراین، بسیار قابل اعتراض است. اما آیا تلاش‌های این کشور برای قاچاق اسلحه‌های کوچک و سایر تسلیحات به کرانه باختری (یا غزه) را می توان اقدامی شنیع نامید؟ آیا تصمیم این کشور برای پاسخ به حمله اخیر اسرائیل به کنسولگری خود، که منجر به کشته شدن دو ژنرال جمهوری اسلامی شد، تعجب آور است؟

طبق کنوانسیون ژنو، جمعیتی که تحت «اشغال متخاصم» زندگی می‌کنند، حق دارند در برابر نیروی اشغالگر مقاومت کنند. با توجه به اینکه اسرائیل از سال ۱۹۶۷ بر کرانه باختری و بیت المقدس شرقی کنترل داشته، این سرزمین ها را با بیش از ۷۰۰.۰۰۰ شهرک نشین بطور غیرقانونی مستعمره خود کرده و در این فرایند هزاران فلسطینی را کشته است، تردیدی وجود ندارد که این یک “اشغال متخاصم” است. البته اقدامات مقاومتی همچنان تابع قوانین جنگ است و حماس و دیگر گروه های فلسطینی هنگام حمله به غیرنظامیان اسرائیلی این قوانین را نقض می کنند. اما مقاومت در برابر اشغال مشروع است و کمک به یک جمعیت تحت محاصره در انجام این کار لزوماً اشتباه نیست، حتی اگر ایران این کار را به دلایل خود انجام داده باشد و نه به دلیل تعهد عمیق به آرمان فلسطین.

همینطور می توان گفت که، تصمیم جمهوری اسلامی برای تلافی پس از بمباران کنسولگری آن توسط اسرائیل و کشتن دو فرمانده سپاه پاسداران را به سختی می توان به عنوان شاهدی بر تجاوز ذاتی طرف جمهوری اسلامی تلقی کرد، به ویژه اینکه تهران بارها اعلام کرده است که تمایلی به گسترش جنگ ندارد. در واقع، انتقام‌جویی جمهوری اسلامی با توجه به هشدار های مکرر آن کشور به اسرائیل نشان داد که این اقدام به ‌گونه‌ای طراحی شده و صورت گرفت که به نظر می‌رسد که تهران نمی‌خواهد اوضاع کنونی را بیشتر تشدید کند. همانطور که مقامات آمریکایی و اسرائیلی معمولاً هنگام استفاده از زور می گویند، جمهوری اسلامی نیز صرفاً در تلاش است برای “استقرار بازدارندگی “.

نباید فراموش کرد که ایالات متحده چندین دهه است که خاورمیانه را به انبار تسلیحات تبدیل کرده است. این کشور سالانه میلیاردها دلار تجهیزات نظامی پیشرفته را به اسرائیل ارسال کرده، همراه با تضمین های مکرر مبنی بر اینکه حمایت آمریکا از این کشور بدون قید و شرط است. حمایت امریکا حتی در زمانی که اسرائیل جمعیت غیرنظامی غزه را بمباران کرده و گرسنگی می‌دهد نیز دچار تزلزل نشده است، و حتی هم زمان با سفر اخیر آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه ایالات متحده و اعلام بیشترین مصادره زمین‌های فلسطینی‌ها در کرانه باختری از سال ۱۹۹۳ توسط اسرائیل، خللی برروابط این دو کشور وارد نشد. واشنگتن وقتی که اسرائیل کنسولگری جمهوری اسلامی را بمباران کرد، پلک نزد، و این همزمان بود با حمله اخیر اکوادور به سفارت مکزیک در کیتو که امریکا آن را صریحا محکوم کرد. در عوض، مقامات ارشد پنتاگون برای نشان دادن حمایت خود از اسرائیل عازم اورشلیم شدند و جو بایدن، رئیس جمهور آمریکا، تأکید کرد که تعهد او به اسرائیل «آهنین» باقی مانده است. آیا هنوز جای تعجب است که مقامات اسرائیلی معتقدند می توانند توصیه های ایالات متحده را نادیده بگیرند؟

کشورهایی که کنترلی بر قدرت آنها نیست، تمایل به سوء استفاده از آن را دارند و اسرائیل نیز از این قاعده مستثنی نیست. از آنجایی که اسرائیل بسیار قوی‌تر از اتباع فلسطینی‌اش است – و در این زمینه از جمهوری اسلامی نیز توانمندتر است – بنابراین می‌تواند با مصونیت از مجازات، علیه آنها عمل کند، و معمولاً نیز چنین می‌کند. دهه‌ها حمایت سخاوتمندانه و بی‌قید و شرط ایالات متحده به اسرائیل این امکان را به این کشور داده است که هر کاری می‌خواهد انجام دهد، و این امر به سیاست و همچنین رفتار اسرائیل در قبال فلسطینی‌ها در طول زمان کمک کرده است.

تنها در موارد نادری و آنهم زمانی که فلسطینیان توانستند مقاومت مؤثری را سازماندهی کنند، همانطور که در جریان انتفاضه اول (۱۹۸۷ تا ۱۹۹۳) انجام دادند، رهبران اسرائیل مانند نخست وزیر سابق اسحاق رابین مجبور شدند که نیاز به سازش و تلاش برای برقراری صلح را بپذیرند. اما متأسفانه، از آنجایی که اسرائیل بسیار قوی، و فلسطینیان بسیار ضعیف، و میانجی میان آنها، ایالات متحده همیشه یکطرفه و به نفع اسرائیل بودند، هیچ یک از جانشینان رابین حاضر نشدند توافقی را به فلسطینی ها ارائه دهند که آنها قادر به پذیرش آن باشند.

اگر هنوز از قاچاق سلاحهای  جمهوری اسلامی به کرانه باختری ناراحت هستید، از خود بپرسید که اگر این وضعیت برعکس می بود، چه احساسی می داشتید؟ تصور کنید که مصر، اردن و سوریه در جنگ شش روزه در سال ۱۹۶۷ پیروز شده بودند و میلیون ها اسرائیلی را مجبور به فرار از خانه های خود می کردند. تصور کنید که کشورهای عرب پیروز متعاقباً تصمیم می گرفتند به فلسطینیان اجازه دهند از «حق بازگشت» استفاده کنند و کشوری برای خود در برخی و یا در تمام اسرائیل/فلسطین ایجاد کنند. همچنین فرض کنید که یک میلیون یهودی اسرائیلی در نهایت به عنوان پناهندگان بدون تابعیت محصور در یک منطقه باریک مانند نوار غزه قرار می گرفتند. سپس تصور کنید که گروهی از مبارزان سابق ایرگون و دیگر تندروهای یهودی یک جنبش مقاومت را سازماندهی می کردند، کنترل منطقه محصور را به دست می گرفتند و از به رسمیت شناختن کشور جدید فلسطین خودداری می کردند. حالا در این شرایط تصور کنید که  حامیان دلسوز آنها در سراسر جهان به حمایت از آنها آمده و شروع به قاچاق سلاح به داخل این منطقه محاصره شده کرده، تا که اسرائیلی های رانده شده از سرزمین خود از آن برای حمله به شهرک‌ها و شهرک‌های اطراف در کشور فلسطینی اخیراً تأسیس شده استفاده کنند. و سپس فرض کنید که دولت فلسطین با محاصره و بمباران این منطقه به محاصره پاسخ می داد و باعث مرگ هزاران غیرنظامی می شد. حالا با توجه به این شرایط، فکر می کنید دولت آمریکا از کدام طرف حمایت می کرد؟ به راستی، آیا ایالات متحده هرگز اجازه می داد چنین وضعیتی پدیدار شود؟ پاسخ‌ها واضح است و به خوبی بیانگر رویکرد یک‌جانبه ایالات متحده به این درگیری است.

طنز غم انگیز اینجاست که افراد و سازمان هایی در ایالات متحده که سرسخت ترین افراد در محافظت از اسرائیل در برابر هرگونه انتقادی بوده و دولت ها در این کشور را یکی پس از دیگری برای حمایت از اسرائیل تحت فشار قرار می دهند، صرف نظر از اینکه اسرائیل هر کاری را که می خواهد انجام می دهد، گرچه سعی در کمک به این کشور را دارند اما در واقع صدمات هنگفتی به این کشور وارد کرده اند.

در نظر بگیرید که این “رابطه ویژه” در ۵۰ سال گذشته به کجا منجر شده است. راه حل دو کشور شکست خورده است و مسئله آینده فلسطینیان بدون راه حل باقی مانده است، این وضعیت تا حد زیادی به این دلیل است که این لابی باعث می شود که روسای جمهور ایالات متحده امکان اعمال فشار معناداری بر اسرائیل را ندارند. تهاجم نابخردانه اسرائیل به لبنان در سال ۱۹۸۲ (بخشی از یک طرح احمقانه برای تحکیم کنترل اسرائیل بر کرانه باختری) منجر به ظهور حزب الله شد که اکنون اسرائیل را از شمال تهدید می کند. نخست وزیر بنیامین نتانیاهو و دیگر مقامات اسرائیلی سعی کردند با حمایت پنهانی از حماس، تشکیلات خودگردان فلسطین را تضعیف کنند و مانع از پیشرفت به سوی راه حل دو کشوری شوند که می توان گفت از این طریق به تراژدی ۷ اکتبر کمک کرده اند. سیاست داخلی اسرائیل قطبی تر از ایالات متحده است (این خودش به اندازه کافی گویاست)، و اقدامات این کشور در غزه، که اکثر گروه های لابی در هر لحظه از آن دفاع می کنند، اسرائیل را به یک کشور منفور تبدیل کرده است. حمایت در میان جوانان آمریکایی – از جمله بسیاری از یهودیان – در حال ریزش است.

و این وضعیت ناخوشایند به جمهوری اسلامی این امکان را داده است که به قهرمان دفاع از آرمان فلسطین مبدل شده، به داشتن سلاح هسته‌ای نزدیک‌تر شود و تلاش‌های ایالات متحده برای منزوی کردن خود را هر چه بیشتر خنثی کند. اگر کمیته روابط عمومی آمریکا و اسرائیل (آیپک) و متحدانش قادر به درو اندیشی و تأمل در خود بودند، باید دچار آزردگی خاطر شوند از چنان حمایتی که از اسرائیل کردند تا او با خود چنین کند.

در مقابل، کسانی از ما که برخی از اقدامات اسرائیل را مورد انتقاد قرار داده‌ایم و فقط به این دلیل به دروغ به عنوان یهودی ستیز، یهودی متنفر از خود و یا اتهامات بدتر از اینها شناخته شده ایم- در واقع سیاست‌هایی را توصیه می‌کردیم که برای ایالات متحده و اسرائیل به طور یکسان بهتر بود. اگر به توصیه ما عمل می شد، اسرائیل امروز امن تر بود، ده ها هزار فلسطینی هنوز زنده بودند، جمهوری اسلامی از داشتن بمب دورتر بود، خاورمیانه حتما آرام تر از امروز بود و شهرت ایالات متحده به عنوان کشوری پایبند به مبانی و مدافع حقوق بشر و نظم مبتنی بر قوانین همچنان دست نخورده باقی می ماند. و در نهایت، اگر این سرزمین ها بخشی از یک کشور پایدار فلسطینی می بودند، دلیل کمی  برای جمهوری اسلامی برای قاچاق تسلیحات به کرانه باختری وجود می داشت و همچنین دلیل کمتری برای رهبران آن وجود داشت که به این فکر کنند که آیا در صورت داشتن بازدارنده هسته ای خود، امنیت بیشتری در این منطقه خواهند داشت.

اما تا زمانی که تغییر اساسی در سیاست ایالات متحده در قبال خاورمیانه رخ ندهد، این احتمالات امیدوار کننده دور از دسترس باقی خواهند ماند و اشتباهاتی که ما را به اینجا رسانده اند احتمالاً باز تکرار خواهند شد.

متن اصلی را به زبان انگلیسی در لینک زیر می توانید مطالعه کنید. عنوان اصلی این مقاله “آمریکا آتش در خاورمیانه را شعله ور کرد” می باشد. در متن اصلی به جای جمهوری اسلامی از نام ایران استفاده شده است.

https://akhbar-rooz.com/?p=238765 لينک کوتاه

3 11 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
4 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
مهرداد ۱
مهرداد ۱
1 ماه قبل

پاسخ را باید در هیستری ضد اسرائیلی ضد آمریکایی استفان والت و مترجمان مشابهش یافت. والت که همیشه در مجله مهم آتلانتیک مورد نقد همکاران ژورنالیستش به خاطر ستیز با اسرائیل قرار گرفته است به هر دری می‌زند که برای بلاگش خواننده پیدا کند همان گونه که مترجم بالا برای جذب خواننده به بلاک‌های خالی حتی اقدام به ترجمه غلط تیتر مقاله والت کرده است. این همان هیستری است که باعث چشم پوشی شرم آور جنایت های رژیم ایران در ۴۵ سال گذشته به خصوص در دو سال پیش و جنبش مهسا شده است. 

در ادبیات اینان کلمه‌ای از محکوم کردن ایران و حماس در جنایت علیه غیرنظامیان اسرائیل نیست. تمهیدات جانب‌گرایانه اینان مستقیماً مسئول تقویت جناح راست فاشیستی در اسرائیل است. تعصب و یاس اینان آنچنان است که حتی به بایدن نیز راضی نیستند و شاید حتی ترامپ را ترجیح بدهند. برای انتقام جویی و کینه ضد آمریکایی ترامپ همیشه کاندیدای بهتری برای اینان است.

رضا فانی یزدی
1 ماه قبل
پاسخ به  مهرداد ۱

متاسفانه شما از شدت عصبانیت فقط به فحاشی به نویسنده مطلب و مترجم که من باشم پرداخته اید. نه من و نه نویسنده مطلب فوق نه طرفدار جمهوری اسلامی و حماس هستیم و نه حامی جنایتکاران اسراییلی، ولی به نظر می رسد که شما بیشتر با نوشته به این دلیل مخالف هستید و به نویسنده تاخته اید که ایشان به نقد سیاست امریکا در رابطه با حمایت یکجانبه اش از اسرائیل پرداخته است. ضمنا هم نویسنده و هم من آذز اولین افرادی بودیم که با ترامپ و سیاست های او چه قبل از انتخآب او و چه در دوران ریاست او و چه اکنون مخالف هستیم. بی جهت با اتهام سعی در سیاه نمایی نکنید.

هاله
هاله
1 ماه قبل

انگیزه مترجم از ترجمه این مطلب را درک نمیکنم. کدام بخش از مقاله برای ایشان برجسته است؟ ضدیت با روسیه و ایران و فلسطین؟ یا دلسوزی بسیار نویسنده برای حفظ هژمون؟

رضا فانی یزدی
1 ماه قبل
پاسخ به  هاله

انگیزه من این است که خواننده متوجه نظرات افراد دیگری چون نویسنده این مطلب که استاد روابط بین الملل در یکی از معتبر ترین دانشگاه های امریکا چون هاروارد است شده و ببیند که در امریکا نیز سیاست یکجانبه امریکا در دفاع از اسرائیل و بی توجهی به قوانین بین المللی مورد نقد جدی قرار می گیرد و هنوز افرادی چون ایشان به صدای وجدان انسانی خود علیرغم همه فشاری که روی آنها هست پاسخ داده و جنایت اسرائیل و حمایت امریکا از این جنایات را محکوم می کنند.

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز


4
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x