سه شنبه ۲۹ خرداد ۱۴۰۳

سه شنبه ۲۹ خرداد ۱۴۰۳

دمکراسی در خطر! – رضا فانی یزدی

خطر سر برآوردن شکلی از فاشیسم در امریکا، نه فقط خطری برای دمکراسی و حکومت قانون در امریکا و شهروند آمریکایی است که خطری است برای همه دمکراسی های لیبرال و واقعا موجود در جهان ، برای همه نظام های سوسیال دمکراسی و همه باورمندان به سوسیالیسم و دمکراسی های مشارکتی و همه بشریت

ترامپ در اقدامی بی سابقه مشتی از هواداران خود را به خیابان ها کشاند. هدف او از آوردن آن ها به خیابان ها اقدامی است خطرناک در مخالفت با تصمیم مقامات ایالتی در ایالت هایی که مخالف سیاست او در باز کردن بازار هستند. بسیاری از فرمانداران در ایالت های بزرگی چون نیویورک، نیوجرسی، ماساچوست، کنی تیکت، میشیگان، پنسیلوانیا و کالیفرنیا و تعدادی دیگر از مقامات ایالتی در سراسر امریکا مخالف سیاست او در باز کردن کشور بوده و آن را خطری برای سلامت مردم می دانند. همچنین بسیاری از متخصصین بهداشت و درمان در کشور و از جمله متخصصین بهداشتی تیم خود او هنوز موافق بازگشت کامل به کار و بازکردن همه عرصه های کار و اجتماعات نبوده و مخالف برداشتن قرنطینه ها هستند. او اما همچنان مصرانه به دنبال باز کردن مراکز اقتصادی و برداشتن محدودت هایی است که به منظور مقابله با شیوع ویروس کرونا یا همان COVID-19  است.

عکس زیر تصویری از اجتماعی از هواداران اوست که مسلحانه در میشیگان در مقابل  دفتر فرمندر این ایالت گرد آمده و در دفاع از سیاست های او خواهان پایان دادن به محدودیت های کنونی هستند.

تا امروز حداقل بیشتر از ۴۰۰۰۰  نفر در امریکا جان خود را از دست داده اند. متخصصین بهداشت معتقدند که اگر شرایط به همین شکل باقی بماند احتمالا در مجموع بیش از ۶۰۰۰۰ نفر تا یکی دو ماه آینده قربانی خواهند شد. ولی اگر رفت و آمدها از سر گرفته شود و امکان گسترش بیشتر ویروس فراهم گردد احتملا تعداد مبتلایان و قربانیان بسیار بیشتر خواهد شد و از ۱۰۰،۰۰۰ نفر بیشتر خواهد شد. همین نگرانی از افزایش تعداد مرگ و میر دلیل اصلی مخالفت متخصصین بهداشت و مقامات دولتهای ایالتی  در ایالت های مذکور است.

این جدول نمایشگر آخرین تعداد مبتلایان و قربانیان در امریکا است که تا  امروز ۱۹  آوریل منتشر شده است و فقط تعدادی از ایالت ها را نشان می دهد. برای اطلاع از آخرین امارها در جهان و امریکا می توانید به لینک زیر مراجعه کنید.

https://www.worldometers.info/coronavirus/#countries

این هم نمایی است از آنچه در جهان در جریان است

این اقدام ترامپ، فراخواندن طرفداران خود  و حضور این افراد در خیابان ها با انواع سلاح های جنگی نشان می دهد که  ترامپ می تواند به سادگی و برای سرکوب مخالفین خود و پیشبرد سیاست هایش این لشگر شبه فاشیسی را به خیابان ها آورده و آن ها را در جهت پیشبرد مقاصد سیاسی خود به کار گیرد.

ترامپ با تشوق اولیه آنها به آمدن به خیابان و با تایید و تشویق بیشتر آن ها برای آمدن به خیابان ها در روزهای آینده تحت عنوان دفاع از اصل دوم قانون اساسی آمریکا نشان می دهد که برای مقابله با مخالفین خود حاضر است به هر شیوه ای متوسل شود و به این شیوه  دارد به مخالفین خود پیام های تهدیدآمیز مقابله خیابانی و نوعی از شورش های غیرقانونی را می فرستد.

این اقدامات ترامپ در این روزها یادآور خاطره حضور گروه های فاشیستی در اروپا در دهه ۳۰ بوده که با ورود به خیابان ها و ایجاد ترس و وحشت زمینه های ظهور فاشیسم را در بزرگترین دمکراسی های اروپایی چون آلمان و ایتالیا فراهم کردند. اگر از فاشیسم صحبت می کنیم نه به معنی دقیق کلمه آن پدیده ایست که در اروپا در دهه ۳۰ و ۴۰ جهان شاهد آن بود و بیشتر از ۵۰ میلیون انسان را در سراسر جهان به کام مرگ کشید. آنچه امروز می بینیم و احتمال وقوع آن وجود دارد شکل جدیدی از ظهور راست افراطی با تمایلات فاشیسی است که می تواند در صورت قدرت گرفتن در امریکا که بزرگترین قدرت صنعتی جهان است به فجایع مشابه برای همه بشریت منجر گردد.

ترامپ از همان ابتدا و در زمان انتخابات در دور اول زمانی که از او سوال شد که آیا نتیجه شمارش آرا را قبول می کند، در کمال تعجب همگان اعلام کرد که جواب او به نتیجه آرا بستگی دارد. پیام او از همان ابتدا چالش دمکراسی در آمریکا بود، دمکراسی و انتخابات آزاد برای او تا آنجا ارزش دارد که او از صندوق آن بیرون آمده و قوه قانون گذاری در این کشور نیز تا آنجا ارزش دارد که نمایندگان مجالس نمایندگان و سنا در آمریکا در خدمت پیشبرد  سیاست های او باشند و در تمجید و ستایش پیشوا گونه او بر آیند.

رفتار ترامپ با خبرنگاران بی سابقه است. حداقل در سی سال گذشته که من ساکن ایالات متحده هستم و شاهد حضور پنج رئیس جمهور دمکرات و جمهوریخواه در کاخ سفید بوده ام هرگز چنین رفتاری را با رسانه ها ندیده ام و حتی نشنیده ام که حتی در دوره های پیشین نیز روسای جمهور در این کشور چنین رفتار وقیحانه ای را با رسانه ها داشته باشند.

او با بی احترامی و توهین  به خبرنگاران در مقابل دوربین های تلویزیونی که در سراسر امریکا و جهان بطور مستقیم پخش می شود  روزانه به حقوق دمکراتیک مردم و رسانه ها توهین کرده و آنها را برای سوال هایی که از او می پرسند مرتبا سرزنش و تهدید می کند. این رفتار بویژه در مورد خبرنگاران زن که جرات سوال کردن از او را می کنند به مراتب خشن تر و بی ادبانه تر است. او در شوی جدید تلویزیونی خود که روزانه به بهانه گزارش وضعیت بحران کرونا پخش می شود، نه فقط از خود تمثال یک پیشوا و رهبررا به تصویر می کشد که مخالفین سیاسی خود را مسخره نموده و بی رویه به آنها توهین می کند و این رفتار را تقریبا هر روز تکرار می کند. این رفتار مداوم توهین آمیز او متاسفانه حساسیت جامعه را نسبت به توهین ها و رفتار دیکتاتورمنشانه او که در روزهای  اول موجب خشم و ناراحتی مردم می شد، به مرور کمتر کرده و آن را به امری عادی در زندگی مردم در آمریکا تبدیل کرده است. این کرختی و بی حسی جامعه در قبال چنین رفتاری بهترین زمینه را برای ادامه آن و ظهور نوعی از فاشیسم در قرن ۲۱ فراهم کرده است که متاسفانه دارد روز به روز بیشتر فضای جامعه را آماده پذیرش فاشیسم نموده و امکانات لازم را برای مراحل بعدی ظهور این پدیده آماده می کند.

بشریت پا به دوران جدیدی گذاشته و شرایط جدیدی بوجود آمده است، به نظر می رسد که بعد از شکست سوسیالیسم و بن بست کنونی نئولیبرالیسم در پاسخ گویی به مشکلات جوامع بشری از جمله افزایش فقر و فاصله طبقاتی، فقدان امکانات بهداشت و درمان همگانی، مهاجرت های میلیونی و آینده نامعلوم برای میلیون ها انسان و همچنین احساس بی پناهی و از دست دادن سیستم های حمایتی در کشورهای پیشرفته سرمایه داری ما وارد دوران جدیدی شده ایم که راه حل های جدیدی را می طلبد.

بحران کنونی حاصل از شیوع ویروس کرونا تا حدودی چهره کنونی جهان را برهنه تر از گذشته به ما نشان می دهد. در فاصله کمتر از ۳ ماه میلیونها نفر بیکار شده و اقتصاد بزرگترین کشورهای سرمایه داری با بزرگترین بحران قرن مواجه گردیده است. بسیاری از متخصصین اقتصاد جهانی معتقدند که این بحران در تاریخ معاصر ما یکی از بدترین بحران هایی است که بشر در یک سده گذشته با آن مواجه شده و برخی آنرا حتی از بحران بزرگ قبل از جنگ جهانی دوم نیز مصیبت برتر ارزیابی می کنند.

علاوه بر پیامدهای اقتصادی این بحران که احتمالا بیشتر از ۲۰ در صد از نیروی شاغل در همه کشورهای سرمایه داری را بیکار کرده و به کوچک شدن اقتصاد در همه این کشورها منجر می شود، پیامدهای روحی و روانی این بحران از جمله اندوه و سرخوردگی و استیصال و ناتوانی مردم در تامین نیازهای اولیه زندگی و عوارض ناشی از آن شرایط جدیدی را بوجود آورده و می آورد که در تصمیم گیری های مردم در زندگی آینده آنها بسیار مهم است. مردم به دنبال راهی برای نجات هستند.

این شرایط گرچه آشکارا گواهی بر ناتوانی نئولیبرالیسم و سرمایه داری افسار گسیخته قانون گریز از هر قید و بندی را برای زندگی مردم نشان می دهد و بسیاری تصور می کنند که پایان دوران نئولیبرالیسم فرا رسیده است اما از جهتی می تواند برای بشریت فاجعه آفرین بوده و جوامع بشری را به دنبال ناجی هایی ببرد که از جنس همان هایی هستند که در گذشته با وعده های بزرگ و دروغ موفق شده اند که مردم مستاصل را در ابعاد میلیونی سازماندهی کرده، به میدان بیاورند و دمکراسی و حکومت قانون را تعطیل کنند. البته کمک باندهای مافیایی و گروه های شبه فاشیستی در منزوی کردن مخالفین و سرکوب هر صدای مخالف در شکل گیری این پدیده های فاشیستی  نقش مهمی ایفا کرده است. آنچه امروز موجب نگرانی است نشانه هایی از سازمان دادن چنین گروهایی است که این روزها به عنوان حمایت از ترامپ و و سیاست های او و به اعتراض به در خانه ماندن و قرنطینه به خیابان ها آمده اند.  

خطری جدی دمکراسی در آمریکا را تهدید می کند. اگر گروه های شبه فاشیستی خیابان ها را اشغال کرده و کم کم وارد عمل شوند و اگر طرفداران دمکراسی و حکومت قانون به طور جدی خود را ساماندهی نکرده  و نتوانند جلوی این اقدامات تحریک آمیز و خطرناک در کشور را  بگیرند، فردا دیگر خیلی دیر است و دیگر نمی توان جلوی آن ها را گرفت.

آینده کشور و دمکراسی و حکومت قانون در خطر جدی است. مطمئنا حضور این گروه ها و تهدیدات آشکار ترامپ و هواداران او علیه مخالفین و رسانه ها اگر به خانه نشینی هواداران دمکراسی منجر گردد، کم کم شاهد حضور بیشتر آنها و شاهد تقابل و در گیری های شهری خواهیم بود. این وظیفه شهروندی همه ماست که از حکومت قانون و دمکراسی در آمریکا دفاع کنیم و اولین قدم آن بیرون کردن ترامپ از کاخ سفید است و حمایت از بایدن و باز پس گرفتن سکان ریاست جمهوری در امریکا و بیرون کردن راست افراطی در کشورهای اروپایی از قدرت سیاسی.
این خطر گرچه امروز چهره خود را در آمریکا نشان می دهد ولی به سرعت می تواند به تقویت گروه های دست راستی و فاشیست در اروپا نیز منجر گردیده و به سرعت جهانی شود.

خطر سر برآوردن شکلی از فاشیسم در امریکا، نه فقط خطری برای دمکراسی و حکومت قانون در امریکا و شهروند آمریکایی است که خطری است برای همه دمکراسی های لیبرال و واقعا موجود در جهان ، برای همه نظام های سوسیال دمکراسی و همه باورمندان به سوسیالیسم و دمکراسی های مشارکتی و همه بشریت.

غفلت نباید کرد.

رضا فانی یزدی – ۱۹ آوریل ۲۰۲۰  

https://akhbar-rooz.com/?p=26645 لينک کوتاه

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
1 دیدگاه
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
کیا
کیا
4 سال قبل

این تحلیل بر پایه تعدادی افراد در آمریکا ،نادیده گرفتن نصفه دیگر که دمکرات ها و بخصوص سوسیالیست های مخالف است ،چندان واقعی به نطر نمی اید!
از طرفی بحران کرونا سر مایه داری را به مشکل ککشانده است و از طرف دیگر راهی برای سوسیالیسم گشوده است .
مسلما سرمایه داری به سادگی عقب نمی کشد و در حال استفاده از امکان کنترل انسان هاست تا موقیت جدیدی را برای خود تعریف کند،از طرف دییگر سوسیالیست ها هم در تحرک هستند ،حال جریان به چه شکل ادامه می یابد را همین الان میتوان دید!
شعل های کوچک،در خدمت هلدینک ها،تولید با تامل و بیش بینی و اتو ماتیک و مسلما افزایش لشگر بی کاران که با کمک های دولتی بخور ونمیر به زندگی ادامه دهند.
تولید کانون های مبارزه با بحران های مالی و ثطبیعی و تقویت بین المللی آن!

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز


1
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x