یکشنبه ۲۶ فروردین ۱۴۰۳

یکشنبه ۲۶ فروردین ۱۴۰۳

شب های میگون – خسرو باقرپور


 
فدای صورتِ چون قرص ماهت
امان از آن سگِ مستِ نگاهت!

سیه مستم کند شب های میگون؛
در آمیزد چو با چشمِ سیاهت.
***
عجب نهرِ پُر آبی داره میگون!
عجب ودکایِ نابی داره میگون!

اگر ساغر ز دستانِ تو گیرم،
سیه مستِ خرابی داره میگون!
***
پناهم بی تو و میگون، همه پوچ
نگاهم سرد و مات و دیده ام لوچ!

چو رویایِ غریبِ یک پرنده؛
همه کوچم، همه کوچم، همه کوچ.
***
ببندم چشمِ بی خوابِ پُر از خون
بخوابم تا ببینم خوابِ میگون

پَرَم مستانه در نهرِ پُر آبش؛
چو می خوانی تو: “سر اومد زمستون!”

اسن. آخر اردیبهشت ۱٣۹۶
تصویر متن: میگون

https://akhbar-rooz.com/?p=33452 لينک کوتاه

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز


0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x