جمعه ۱ تیر ۱۴۰۳

جمعه ۱ تیر ۱۴۰۳

از انگشتانم بپرس – خسرو باقرپور


 با چشم دل ببین این خونِ گرم را
که اینگونه بی مهار
و هر بار
بی قرار
از انگشتانم بر برف فرو می چکد.

بیرون تابستان است،
من در خانه مانده ام
و در برف می روم.
خون از انگشتانم بر برف می چکد،
پامچال های بنفش بر برف می رویند.
می روم تا دیوارِ رو به رو،
رد گل ها را می گیرم،
باز می گردم،
و گوش می کنم به پچ پچه ی پامچال ها.


اسن. میانه ی خرداد ۱٣۹۵

https://akhbar-rooz.com/?p=33595 لينک کوتاه

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز


0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x