پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۳

پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۳

بفهمی نفهمی کمی جنوبیم – محمود طوقی

اهل شرق زمینم

اما بفهمی نفهمی کمی جنوبی ام

 

از شرجی و شط چیز زیادی نمی دانم

اما هر نخل سوخته را که می بینم

دلم برای تنهایی آدمی می سوزد

 

رابطه خوشی هم با ماهیگیری ندارم

اما تادلتان بخواهد رفیق ماهیگیر دارم

و گه گاه که فرصت و حوصله ای باشد

در قهوه خانه های لب شط

برای ملاحان پیر چند شعری از فائز می خوانم

 

فائز شاعر نبود

ماهیگیر بود

دلش که می گرفت

در قهوه خانه های کنار شط می نشست

 و از اندوه آدمی حرف هایی می زد

 

با گرما  هم بیگانه ام

و هر شب منتظرم تا باد شمال بیاید و

من در آستانه پنجره بایستم

وبه ناهید بگویم:

چه باد خنکی

نگاه کن!

بادشمال می آید

پنداری بوی حمید را از شمال زمین با خود می آورد

و ناهید هم مثل همیشه می پرسد

چرا فکر می کنی ای امید همه بی پناهان در دعا های شبانه مادرت

باید آدمی از جنس حمید اشرف باشد

و من هم مثل همیشه می گویم

توضیحش برایم  مشکل است

اما من فکر می کنم

آن که می آید و بقول فروغ خواهر ناکامم

سینمای فردین را بین همه به تساوی تقسیم می کند

آدمی باید باشد

 به سختی فولاد به طعم عسل

 

اهل شرق زمینم

اما بفهمی نفهمی کمی جنوبیم .

https://akhbar-rooz.com/?p=37751 لينک کوتاه

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز


0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x