پنجشنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۳

پنجشنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۳

تکامل موجودات زنده امری حتمی و قطعی است! – محمدعلی مهرآسا

شرکت کتاب در لوس آنجلس کتابی را به چاپ سپرده و در دسترس عموم قرار داداه است به نام و تحت عنوان «چرا به دنیا آمده ایم» تألیف آقای دکتر «هوشیدر مطلق» که نوشته اند استاد سابق دانشگاه های امریکا بوده است. آنگونه که از تعریف و معرفی کتاب مستفاد می شود کتاب در اثبات پرستش خدای نادیده و ناپیدائی است که حدود سه هزار سال پیش قوم یهود آن را ساخته اند ولی نتوانسته اند یک بار او را به ما نشان دهند. تنها بسیار توصیفها از کرامات و اوصاف او می کنند و می گویند، که دوست دارند همان صفات – البته نیکوهایش – را ما آدمیان داشته باشیم. خدا قادر است، خدا مهربان است، هخدا رحیم است، خدا قسیم و جسیم است و خدا این جهان و کائنات را ساخته است- البته بدون ارائه ی هیچ دلیلی- خدا میلیونها جاندار مختلف را به جهت شناخت خود به وجود آورده است که می دانیم ۷۰% آنها مضرند. و جز علف خواران بقیه همه همدیگر را به نسبت نیرومندی شان می درند و از گوشت بدن همدیگر تغذیه می کنند. حتا انسان درنده خوتر از هر حیوان وحشی است! از سوی دیگر خدا قهار است خدا جهنم برای سوزاندن آدمیان دارد و خدا با گرزهای هزار منی بر سر ناباوران می کوبد!

خدا برای بعد از مرگ آدمیان خوب و نیکوکار بهشتی ساخته است که در آن علاوه بر نهرهای آب خنک و گوارا، جویهای عسل و شیر و شراب نیز جاری است و شما هر آن مایل باشید می توانید از این همه شراب و شیر و عسل بنوشید و بخورید. درضمن در این بهشت میلیاردها حوری خوشگل و آزاد وجود دارند تا شهوت شما را فرو نشانند. یعنی برخلاف دستورهای زمینی ادیان، شراب خواری و فاحشه بازی در بهشت خدا کاملاً روا و حلال و رایج است.

خوب کسی از این شیادان بهشت ساز نباید بپرسد این جویهای شیر و عسل و شراب، سرانجام به کدام دریا و دریاچه و اقیانوس می ریزند؟ از کجا سرچشمه می گیرند؟ و از همه مسخره تر عسل با آن غلظتش چگونه در جوی مثل آب روان است؟ پس معلوم می شود دکان بقالی و مغازه الله نیز جز مواد تقلبی و غیر عادی و حتا سمی را به مردگان بشر هدیه نمی دهد!!

به حقیقت سوگند از فلسفه دین مسخره تر من در عالم پندار چیزی سراغ ندارم. چرا این الله، و این آفریدگار شراب و شیر و عسل را در خّم و ظرف قرار نداد و آنها را در جویهای خاکی و یا سنگی ریخت؟ یا اصولاً منبع این شیر و عسل و شراب کجا است و از چه جائی این جویها سرچشمه می گیرند و به کجا ختم می شوند؟ از روی همین بدیهی هاست که معلوم می شود بنیان دینها بر روی دروغ و خدعه نهاده شده است. باید پرسید این همه دروغ و لیچار را از کجا و از چه منبعی گرفتید و تحویل آدمیان نادان چند هزار سال پیش دادید؟

خلقت بشر در نظر ادیانی که به آسمانی شهره اند و با اوصافی که آنها ارائه می دهند، هیچ دلیل فلسفی و عقلی و علمی ندارد. خلقت کائنات نیز امری خودکار و طبیعی است و هیچ خالقی برای آن وجود نداشته است. علت این که ستاره ها و سیاره ها به صورت و شکل کروی اند این است که ذرات به وجود آورنده آنها از همان ابتدا در حال چرخش به دور خود بوده اند و همین چرخش در سیر زمان آنها را به هم وصل کرده و میلیاردها عدد کره مختلف الحجم را با اندازه های گوناگون به وجود آورده اند. به طور یقین به خاطر حرکت این ذرات با آن سرعت، نتیجه کار جز جسم کروی هیچ شکل و شمایلی دیگر به وجود نمی آمد. و امکان نداشت این کرات مکعب و یا مخروط شوند. در ضمن کائنات لایتناهی است و هیچ انتهائی برایش نمی توان تصور کرد.

 خلقت موجود زنده نیز کاری تصادفی است و دلیل اصلی اش وجود آب در زمین و تابیدن نور خورشید بر زمین و به داخل این آب بوده است.  چرا در کره ماه موجود زنده وجود ندارد؟

 خلقت موجود جاندار از توی دریاها و اقیانوسها آغازیده است. در طول زمان اتمهای درون آب به هم پیوستند و مولکولها را به وجود آوردند. مولکولهای درون آب نیز در درازای میلیاردها سال به هم پیوستند و اجسام گوناگونی ساختند. از آنجمله ازت و هیدروژن و اکسیژن، اسیدهای آمینه را درست کردند که پایه پیدایش مواد آلی و پروتئینی شد و از همین مواد نخستین سلول یا آمیب زنده به وجود آمد. و البته در گذشت زمان راه تکامل پیش گرفت و انواع جانوران آبزی درست شدند. سرانجام نوعی ماهی بالدار در اثر تکامل جانداران آبزی تولید شد و بیرون جست و در زمین ماند و پس از چند نسل به اکسیژن هوا عادت کرد و موجود زنده ی زمینی شد. در درازای زمان از تکامل آنها بر روی زمین جانوران خشکی نیز به وجود آمدند. خلقت تمام جانداران بر روی همین نظریه تکامل داروین است. تئوری داروین امروز اثبات شده است و تنها جاهلان در انکارش مصرند. این تئوری امروز به صورت قانون درآمده است و به اثبات رسیده است. پس سخن سه هزار سال پیش کتاب  تورات از خلقت آدمی که به صورت مسخره از درست کردن مجسمه آدم از خاک زمین سخن می گوید؛ هجو و ناپذیرفتنی است. گرفتاری در چنین ادعائی این است که از چگونگی به وجود آمدن دیگر جانداران سخنی در تورات نیست. پس به یقین خلقت انسان به فُرم توراتی یک یاوه بیش نیست. زیرا تمام چهارپایان مانند انسان شُش، کبد روده معده آلت  تناسلی و دستگاه های دفع مواد زائد دارند و برحسب نوع تغذیه شان دستگاه گوارش آنها تغییراتی نسبت به انسان پیدا کرده است. امروز بر این عقیده اند که انسان آخرین موجود تکاملی است و اعضای بدنش نسبت به سایر استخوان داران کاملتر است.

انسان نیز تنها به این سبب که در سیر تکاملی جانداران به چنین شکل و هیبتی رسیده است و مغزی کاملتر از دیگر جانداران پیدا کرده که می تواند بیندیشد و تصمیم بگیرد، اشرف مخلوقات شده است.

البته هیچ معلوم نیست که ما بر دیگر جانداران شرف داشته باشیم. چون آنان هیچگاه در تاریخ جنگهائی چنین موحش به وجود نیاورده اند و جنگ بین المللی راه نینداخته اند و میلیونها از آدمیان و همنوعان خود را نکشته اند. این تنها آدمی یعنی اشرف مخلوقات است که ده میلیون- ده میلیون از همردیفها و همشکلهای خود را می کشد و اموالشان را به غارت می برد تا سهم خودش بیشتر شود.

تمام حیواناتی که ما به نام وحوش از آنها نام می بریم، هیچ یک به اندازه آدمی وحشی نیست. زیرا همان وحوش تا گرسنگی غالب نشود به شکار و کشتن دیگر حیوانات مبادرت نمی کنند و زمانی که سیرند هیچ توحشی از خود بروز نمی دهند. حتا آن حمله به دیگر حیوانات نیز به باور من نباید به توحش تعبیر شود. زیرا طبیعت اینها را گوشتخوار آفریده است و غیر از گوشت هیچ ماده ای نمی توانند بخورند که زنده باشند. زیرا اگر گوشت به دست نیاورند و بخورند، خود از گرسنگی می میرند. متاسفانه در آن بیابانها نه دکان قصابی وجود دارد و نه این گوشتخواران پول برای خریدن گوشت را دارند!! بنابراین حمله اینها به گاو و گور خر و آهو و دیگر علفخواران تنها برای ادامه بقا و تداوم زندگانی است. تنارع بقا یک امر الزامی بوده و نمی توان جلو آن را گرفت. علفخواران از گیاه زمین می خورند چون طبیعتشان چنین درست شده که علفخوار باشند. پس گوشتخواران نیز شکار کردن و خوردن دیگر حیوانات بویژه همین علف خواران برایشان امری طبیعی است و خلاف طبیعت و خلقت آنها نیست.

به وجود آمدن ما آدمیان نیز هیچ دلیل خاص فلسفی ندارد و حاصل یک پدیده اتفاقی است. پس ما چیزی بیشتر از دیگر موجودات زنده به آفریدگار وهمی بدهکار نیستیم تا با عبادت نماز و تحمل گرسنگی روزه و درویشی و بی غذائی بخواهیم طلب خدا را باز پس دهیم. تمام عباداتی را که به دستور خدا نسبت می دهند، همه ساخته و فرموده آدمیانی است که خود را پیامبران معرفی کرده اند. و آنچه که دستور داده اند همه موهوم و همانند وجود خدایشان بی ربط بوده و نه تنها لازم نیست، بل خدائی هم وجود ندارد که برایش خود را در زحمت عبادت اندازیم. اگر نوعی از گوریلها تکامل نیافته بودند آدمی وجود نداشت و لاجرم عبادتی نیز لازم نبود. کما اینکه هم اکنون نیز هر نوع عبادتی برای موجودی خیالی و وهمی و نادیده و نا ملموس وقت تلف کردن و خود را تحمیق کردن است.

جناب دکتر هوشیدر مطلق – که نمی دانم دکترایش در چه رشته ای است – چون به دین بهائی پای بند است و این دین قرن نوزدهم میلادی را جانشین دیگر ادیان سامی می شناسد و به آن صمیمانه و متعصبانه باور دارد، می خواهد ثابت کند که پیدایش انسان مطابق قانون داروین نیست بل خدائی برای شناخت خودش این موجود را آفریده است. بهائیان و باورمندان به بهاءالله یا میرزا حسینعلی نوری، اگریک ملیون کتاب نیز در مورد طبیعت بخوانند سخن دانشمندان را نمی پذیرند و به همان نوشتارهای تورات و انجیل و قرآن که در کتابهای دین خودشان نیز رو نویسی شده و  آمده است، باور عمیق دارند. زیرا علاقه و تعصبشان نسبت به دین اواخر قرن نوزدهم بسیار بیشتر از باور به دانش و زحمات دانشمندان علوم جدید است. یک نفر بهائی دیگری به نام حقیقی یا ساختگی ی «دکتر ارشمیدس منجذب»  کتابی به زبان انگلیسی نوشته و خانمی بهائی به نام « باهره سعادت» آنرا به فارسی برگردان کرده و در دسترس خدا باوران قرار داده است. کتاب سراسر در مورد ایمان به خدای موهوم است تا خوانندگان با قبول پیامبران پیشین، پیامبر بودن میزا حسینعلی نوری مازندرانی را به عنوان پیامبر همان خدا باور داشته باشند و به آئینش پیمان  بندند و بگروند.

 داروین هفت سال پیش از ظهور دین بابی و بهائی و پیامبر شدن جناب حسینعلی نوری مازندرانی یعنی بهاءالله، راز خلقت آدمیان را فاش کرد و نشان داد که خدای مجسمه ساز یک وهم و تخیّل است و خدا سازی یک حقه بازی و شیادی است و وجود انسان نتیجه تکامل حیوانات از یک تک سلولی است.

خدا یا الله و یا یهوّه و پدر آسمانی و دیگر نامهای در همین ردیف که به موهومات نسبت داده اند، یک توهم بیش نیست و روشن و بدیهی است که چنین نادیده ای وجود ندارد. مسلم بدانید اجسام موجود باید نمایان و دیدنی و حتا در دسترس دستکم خواص باشند و گرنه سازندگان و به همان طریق باورمندانش دروغگویانی مکارند.

اما متاسفانه این خالق ساخته ی آدمی به هیچ وجه حاضر نیست نشانی از خود به این آفریننده عاقل و هوشیارش ارائه دهد تا این مخلوق از حالت انکار به در آیند و یا دستکم از تردید و دودلی دست بردارند.

فردوسی می فرماید:

به بینندگان آفریننده را                                  نبینی مرنجان دو بیننده را

وبعد می فرمایذ:

خرد گر سخن برگزیند همی                           همان را گزیند که بیند همی

یعنی خرد و شعور آدمی به چیزی باور دارد و چیزی را می پذیرد که آن را با چشمهایش ببیند! و از سوی دیگر می فرماید با چشمهایت خدا را نخواهید دید؛ پس خود را در زحمت میفکن!!

نتیجه ی این معادله چه می تواند باشد؟! موجود نبود خالق و الله و یهّوّه و آفریدگار و دیگر نامهائی که برای این مخلوق موهوم ساخته اند.

https://akhbar-rooz.com/?p=44398 لينک کوتاه

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز


0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x