وظیفه ی ملی – مسئولیت جهانی – ف. تابان

درباره ی بعضی شعارها در تظاهرات مردم

طرح برخی شعارها در جنبش آزادی خواهانه ی مردم ایران که به تدریج دارند جا باز می کنند و از جمله طنین سنگینی در تظاهرات روز قدس در ایران داشتند، با واکنش های انتقادی مواجه شده است که با برخی از آن ها، من نیز موافقم و در این مقاله کوشیده ام استدلال های خود را به بحث بگذارم.
می دانم که در شرایط هیجانی فعلی، طرح این مباحث، چه بسا موجب موجی از اتهامات شود که نمونه هایی از آن را در همین سایت اخبار روز در واکنش به بیانیه ی کمیته ی کارگری دفاع از آرای مردم ایران دیدیم. متاسفانه برخی محافل و گروه های فشاری که سرمنشا آن ها ناشناخته هم نیست، با سوار شدن بر موج ناسیونالیسمی که مردم به جان آمده ی ایران را فرا گرفته است، می کوشند از تنفری که این حکومت در مردم ایران ایجاد کرده است، سوءاستفاده کنند و جنبش مردم ایران را به راه هایی بکشانند که به سود این جنبش نیست. ایستادن در برابر موج همیشه سخت تر از همراه شدن با آن است. اما گاه باید این سختی را پذیرفت. برای چپ دموکرات و عدالت جوی ایران، اعتراض و انتقاد نسبت به سیاست هایی که نتیجه شان کشاندن جنبش دموکراتیک و مردمی ایران به بستر تخاصم با مردم دیگر کشورها و نادیده گرفتن تعهدات جهانی مردم ایران به بهانه ی «ناسیونالیسم آریایی» است، از اهمیت بسیار اساسی برخوردار است.

این نکته را نیز در آغاز این بحث مایلم به طور اکید خاطرنشان کنم که برای من طرح شعارهایی که در پایین مورد بحث قرار گرفته اند، در برابر شعارهای بلندگوهای دولت کودتا قابل فهم است. وقتی از این بلندگوها فریاد «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» سر داده می شود، مردم ایران پاسخ های مخالف خود را به آن ها می دهند، که بیشتر از هر چیز نشانه ی مخالفت با حکومت کودتا و سیاست های آن است. اما سخن بر سر این است که چنین شعارهایی به مشخصه های جنبش دموکراتیک مردم ایران تبدیل نشوند. در شرایطی که امروز جهانیان چشم به ایران دوخته اند، باید حساسیت های کافی در طرح پیام ها و شعارهایی که از ایران به گوش جهانیان می رسد، رعایت شود.

درباره ی شعار مرگ بر روسیه

دولت روسیه، به ویژه در جریان انتخابات دهم ریاست جمهوری و کودتای انتخاباتی بعد از آن، سیاستی تماما مخالف منافع مردم ایران در پیش گرفته و با حمایت از حکومت کودتایی و پشیتیبانی های پنهان و آشکار از سرکوبگران مردم، به حق خشم آزادی خواهان ایرانی را متوجه ی خود کرده است. این سیاست، ادامه ی همان سیاستی است که دولت های روسیه، چین و برخی دیگر از دولت های جهان در طی سال ها دنبال کرده اند و نه تنها هرگز از اعتراضات مردم ایران در جهت نقض حقوق بشر در کشور خود پشتیبانی نکرده اند، بلکه در هر عرصه ی بین المللی با حمایت های گاه پنهان و بیشتر آشکار خود از حکومت ایران، مانع تصمیمات موثر جامعه ی جهانی علیه سیاست سرکوب و نقض حقوق مردم ایران شده اند. در قبال این حمایت ها، آن ها دست بازی در غارت منابع ملی کشور ما یافته اند که رژیم حقوقی دریای خزر و امتیازات سخاوتمندانه ای که دولت احمدی نژاد به دولت روسیه داده است، تنها یک نمونه ی آن است. منافع اقتصادی فراوانی که دولت های روسیه و چنین در قبال حمایت از حکومت ایران به دست می آورند و امتیازات گزافی که می گیرند، بر همگان آشکار است. سیاست کینه توزانه و مملو از دشمنی آن ها با مردم ایران نیز بر هیچ ایرانی پوشیده نیست.
آیا شعار «مرگ بر روسیه»، «مرگ بر چین» و مرگ بر هر دولت دیگر که در تظاهرات مردم به گوش می رسد، پاسخ مناسبی به این سیاست مداخله جویانه و ضد مردم ایران است؟
«مرگ بر روسیه»، یعنی «مرگ بر روسیه». چنین شعاری را نمی توان به دلبخواه خود تفسیر کرد. چنین شعاری نه تنها متوجه ی مخالفت و دشمنی با دولت روسیه، بلکه همچنین اعلام جنگ با مردمان این کشور و خود این کشور است. درست همان طور که نمی توان شعار «مرگ بر ایران» را متوجه ی حکومت ایران دانست و از مردم ایران خواست نسبت به آن واکنش منفی نشان ندهند. چنین شعارهایی در خدمت جلب حمایت مردم روسیه و چین و کشورهای مشابه از جنبش دموکراتیک مردم ایران نیست، بلکه به دشمنی بین ملت ها دامن می زند. در شرایطی که مردم ایران در مبارزه ی سخت و جان فرسای خود با حکومت ولایت فقیه، به حمایت های گسترده ی جهانی نیاز دارند و این حمایت را در درجه ی اول در میان مردم و افکار عمومی کشورهای دیگر می جویند، شایسته نیست، با طرح شعارهای نابخردانه، به تلاش برای جلب حمایت های بین المللی به نفع مردم ایران لطمه زد. جنبش مردمی در ایران باید با انتخاب سیاست های دقیق تر، افکار عمومی در روسیه و چین و جاهای دیگر را خطاب قرار دهد و از آن ها بخواهد که دولت های خود را برای قطع حمایت های خود از حکومت ایران تحت فشار بگذارند. رهبران روسیه می توانند شعارهایی نظیر «مرگ بر روسیه» را در نزد افکار عمومی کشور خود دستاویز کنند و مدعی شوند جنبش مخالف حکومت در ایران، دشمن این کشور است و از این رو حمایت خود از دولت کودتا را توجیه و آسان تر سازند. چنین شعارهایی در بهترین حالت پاسخی کور و غیرسیاسی به دخالت های دولت روسیه در ایران است که نتیجه ی مطلوب را در بر نخواهد داشت و در بدترین حالت، در خدمت منافع محافلی قرار می گیرد که می کوشند کشور ما را در مناسبات بین المللی آلت دست سیاست های معینی سازند.
نظیر همین لطمات را کشور ما در دشمنی های بی رویه ی آیت الله خمینی و – نیز چپ های دهه های چهل و پنجاه – با دولت آمریکا دیده است. در آن دوران نیز که دولت آمریکا با خواست های مردم ایران مخالفت می کرد، سیاستمداران و جریان هایی بودند که بسیار بهتر از طرفداران دامن زدن به دشمنی ها عمل کردند و می کوشیدند با کاهش خصومت ها و متعادل ساختن روابط؛ مانع کاربرد همه ی امکانات دول خارجی علیه انقلاب ایران شوند. تسخیر سفارت آمریکا در تهران، نقطه ی پایانی بر این تلاش ها بود. اما اکنون ما می دانیم که دامن زدن به سیاست دشمنی با آمریکا به مردم و کشور ما کمک نکرد.

جنبش دموکراتیک ایران در برابر دولت روسیه چه سیاستی را باید در پیش گیرد؟
جنبش دموکراتیک مردم ایران و به ویژه رهبران آن باید از دولت روسیه در هر فرصت و به روشنی بخواهند، که به سیاست های مداخله جویانه ی خود در ایران پایان دهند، دست از حمایت از حکومت کودتایی در ایران بردارند و حق مردم ایران را برای تعیین سرنوشت خود رسما و آشکارا به رسمیت بشناسند. چنین مشی نه تنها در مورد روسیه و چین، بلکه در مورد هر کشور دیگری باید دنبال شود، اما از آن جا که در حال حاضر به خصوص این دو کشور، با پشتیبانی های بی دریغ خود از حکومت ایران، به تثبیت حکومت کودتا و سرکوب مردم ایران کمک می کنند، جنبش دموکراتیک مردم ایران و رهبران و همه ی اجزای آن محقند، بیش از همه رهبران و دولت های این دو کشور را مورد انتقاد و بازخواست قرار داده و خواهان پایان دادن به دخالت های آنان در کشور ما و قطع حمایت از دولت کودتا شوند.
در عین حال این جنبش و رهبران آن، نباید دشمنی ها را دامن بزنند و با سیاست های نسنجیده، هیچ دولتی و به ویژه دولت روسیه را که به علت موقعیت جغرافیایی و ژئوپلتیک می تواند تاثیرهای مخربی در جهت گیری های کشور ما داشته باشد، به دشمنی بیشتر تحریک کنند.
از این رو آقای موسوی و دیگر رهبران جنبش، باید سیاست خردمندانه ای در این جهت در پیش بگیرند و روشن کنند که مردم ایران هیچ دشمنی با هیچ کشور دیگری و از جمله روسیه ندارند و خواهان دوستی، روابط متقابل و احترام دو جانبه با هر کشور و دولتی هستند که متقابلا به چنین شروطی احترام می گذارند. مشی رهبران جنبش مردم باید این باشد که بکوشند دولت روسیه، چین و هر دولت دیگری را از پشتیبانی از حکومت کودتایی ایران منصرف کرده و حکومت غاصب ایران را در عرصه ی جهانی بیش از پیش منزوی سازند. چنین سیاستی در خدمت تقویبت جنبش دموکراتیک مردم ایران قرار می گیرد.

نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران!
کینه ی مردم ایران نسبت به حزب الله لبنان و گروه های مسلح فلسطینی و لبنانی وابسته به حکومت ایران، کینه ای قابل فهم و به تاکید می گویم، قابل ستایش است. این گروه ها نه تنها نسخه های عربی حکومت اسلامی ایران هستند و تلاش می کنند در سرزمین های خود همان جهنمی را برقرار کنند که جمهوری اسلامی در ایران بر قرار کرده، بلکه از این جهت که بازوهای مسلح جمهوری اسلامی در منطقه ی خاورمیانه هستند و میلیاردها دلار ثروت مردم ایران تاکنون خرج آن ها شده است، مورد نفرت ایرانیان قرار دارند و مردم ایران در چنین نفرتی محق هستند.
شعارهایی نظیر «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» در اساس خود بیان این نفرت و اعتراض به حکومت ایران و حمایت های بی دریغ آن از این نیروهای ضددموکراتیک و مخالف صلح در خاورمیانه است.
اما باید هشیار بود شعارهایی که گفته می شود دست مایه ی کسانی نشود که سال هاست می کوشند به نفرت ملی در میان ایرانیان و نفرت ملی بین مردم ایران و مردم کشورهای منطقه دامن بزنند و «عرب ستیزی» را به یکی از خصوصیات ما ایرانیان تبدیل کنند. در جنبش مردمی ایران نباید این معادله شکل بگیرد که حماس با مردم غزه، و حزب الله با مردم لبنان، یکی است. نتیجه ی چنین جهت گیری با هر هدفی که صورت گیرد، تنها رو در رو قرار دادن ملت های منطقه در برابر هم است. کسانی که آتش این تمایلات را گرم می کنند، همان هایی هستند که مردمان ایران را نیز به نام فارس و ترک و کرد در برابر هم قرار می دهند و به نقار ملی دامن می زنند. متاسفانه سیاست های فاجعه بار جمهوری اسلامی چنان بلایی بر سر کشور ما آورده است که این نوع سیاست ها امروز در کشور ما و حتی در جنبش دموکراتیک مردم ما خریداران زیادی یافته است.
سیاست های «ضداسرائیلی» حکومت ایران، موجب شده است کسانی چون احمدی نژاد خود را قهرمانان مبارزه با اسرائیل معرفی کرده و در میان توده های گسترده ی مردم عرب، محبوبیت پیدا کنند. جنبش دموکراتیک مردم ایران و به ویژه رهبران آن، باید در حد امکانات خود این دروغ بزرگ را که احمدی نژاد و خامنه ای مدافع منافع مردم عرب هستند، فاش کنند و به تقویت سیاست صلح جویانه در بین ملت های منطقه کمک کنند.

مردم ایران هم مسئولیت جهانی دارند
برای ادامه ی این بحث به عنوان نمونه به آخرین اعلامیه ی حزب مشروطه ی ایران اشاره می کنم که تحت عنوان «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران»، به مناسبت تظاهرات روز قدس منتشر شده است. در این اعلامیه گفته شده است:
«جنبش سبز در این تظاهرات چرخش خود را به ناسیونالیسم ایرانی، به تعهد به ملت ایران و قرار دادن کشور و مردم بالا‌تر از هر ایدئولوژی دینی یا سیاسی، کامل کرد. شعار‌هائی مانند نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران، آن هم در روز به اصطلاح قدس نشان داد که زنجیر فلسطین و خاور‌میانه از تفکر سیاسی ایرانیان باز شده است».
آیا مردم ایران باید چنین حرف هایی را سرمشق قرار بدهد؟ ایا میهن دوستی و ناسیونالیسم به معنای انکار مسئولیت های جهانی است؟ آیا در دورانی که جهان بیش از پیش همبسته و یگانه می شود، می توان دیواری دور ایران کشید و خوشبختی خود را بی اعتنا به سرنوشت دیگران در این چهاردیواری جستجو کرد؟ آیا موضوع خاورمیانه، صلح اعراب و اسرائیل به مردم ایران مربوط نیست؟ آیا نقض حقوق بشر در فلسطین مساله ای است که به مردم ایران ربطی ندارد، آیا ما باید چشم های خود را بر کشتار مردم اسرائیل توسط بمب گذاران حماس ببندیم؟
ده ها سوال از این دست باید برای رسیدن به تفاهم و درکی مشترک از مسئولیت های ملی و جهانی ایرانیان، مورد گفتگو قرار گیرند.

منطقه ی خاورمیانه درگیر جنگ ها، مشکلات و مصائب بسیاری بوده است که لاجرم سرنوشت کشورهای آن را در پیوند تنگاتنگی با یکدیگر قرار داده است. آن چه در فلسطین، عراق، و اندکی دورتر در افغانستان و پاکستان می گذرد، بی تاثیر بر سرنوشت مردم ایران نیست. حضور نیروهای خارجی در منطقه، رشد و گسترش تروریسم اسلامی، بطور مستقیم کشور ما را تحت تاثیر قرار می دهد و گاه حتی با مخاطرات سخت مواجه می سازد.
من در اینجا با توجه به حساسیت هایی که وجود دارد، از واژه هایی به نام همبستگی بین المللی و نگرش انترناسیونالیستی که به اعتقاد من همواره باید نیروی چپ به آن وفادار بماند، صحبتی نمی کنم، اما می خواهم از مسئولیت جهانی مردم ایران سخن بگویم.
اگر از جنبه های معین تاثیرات مناقشه ی اعراب و اسرائیل بر وضعیت کشور خود بگذریم، آیا نباید تصریح کنیم که تک تک مردمان ایران که به حقوق و مسئولیت های خود آگاه هستند، مانند مردمان همه ی کشورهای جهان، نسبت به سرنوشت پیرامون خود تعهد و مسئولیت دارند و در صدر این مسئولیت ها، تعهد به صلح جهانی قرار دارد؟ ما نمی توانیم در مورد سرنوشت صلح اعراب و اسرائیل از خود سلب مسئولیت کنیم، اما در همان حال از مردم دیگر کشورها انتظار داشته باشیم در مناقشه ی اتمی جمهوری اسلامی با جامعه ی بین المللی، به نفع منافع مردم ایران وارد عمل شوند و دخالت کنند، جلوی جنگ و یورش نظامی به ایران را بگیرند و مانع از آن شوند که رودرویی غرب با حکومت ایران، به نقض منافع مردم کشور ما بیانجامد.
ما مردم ایران نمی توانیم بر کشتار مردم در غزه و فلسطین و اسرائیل و هر کجای دیگر چشم ببندیم، اما در همان حال از مردم کشورهای دیگر انتظار و تقاضا داشته باشیم که نسبت به کشتار هموطنان ما توسط دولت دیکتاتوری و نقض حقوق بشر در ایران به اعتراض برخیزند و از حکومت ایران بخواهند که به این رفتار بی شرمانه پایان دهد.
آن چه که به ما حق می دهد از افکار عمومی جهانی پشتیبانی از مبارزات دموکراتیک خود را طلب کنیم، مسئولیت متقابلی است که در برابر دیگران بر دوش خود حس می کنیم و به همین جهت خود نیز باید به این مسئولیت جهانی مقید و پای بند بمانیم. این مسئولیت، با دخالت گری متفاوت است و حمایت از هر راه حل دموکراتیک و صلح جویانه در هر نقطه از جهان را توسط سازمان های بین المللی تعقیب می کند.
همینجا باید تاکید کنم که حکومت اسلامی ایران نمونه ای از «مسئولیت جهانی» را به نمایش گذاشته است که بسیاری از مردم ایران را از چنین حساسیت هایی روی گردان کرده است.
رهبران و سیاستمداران باید به طرح اهداف و شعارهایی بپردازند که همبستگی میان ملت ها را تقویت کند و به مردم یآدآوری کنند، که آن ها در جهان خود تنها نیستند. چنین سیاست و نحوه ی تفکری امروز بیش از همه به نفع مردم ایران است که در مبارزه ی مرگ و زندگی خود با حکومت اسلامی به این حمایت های جهانی و بین المللی نیاز وافر دارند.

جنبش دموکراتیک ایران باید رویه ای را در پیش بگیرد که ضمن پرهیز حداکثری از ایجاد دشمنی و رو در رویی به ویژه با مردمان کشورهای دیگر، بکوشد وسیع ترین حمایت های بین المللی را جلب کند و در میان دولت ها، دشمنی ها را به حداقل برساند تا راه را بر پیروزی بر استبدادی دینی هموارتر سازد. هوشمندی در انتخاب شعارهایی که جنبش مردمی را هر چه بیشتر تقویت کند و حکومت استبدادی را هر چه بیشتر منزوی و تنها سازد – نه تنها در ایران، بلکه در سطح جهان – یکی از شروط پیروزی در این مبارزه است.



     از : مینا

عنوان : گنگ و نامفهوم
ضمن عرض درود خدمت آقای بامدادان و تحلیل بسیار درست و منطقی ایشان باید بگویم که مطالب آقای قاسمپور بسیار گنگ و نامفهوم است. بنظر میآید که ایشان صرفاْ برای پاسخگویی یه آقای بامدادان مطلبی را سر هم کرده اند.
۱۶۹۰۱ – تاریخ انتشار : ۱۰ مهر ۱٣٨٨       

     از : محمد رضا قاسمپور

عنوان : این علمی نیست
اقای بامدادان دوست عزیز متاسفانه این شیوه ارائه طریق نیست.لطفا” توجه بفر مائید ۱- شعار هم می تواند نشانه ایده ئولوژی جنبش باشد هم می تواند در زمانبدی ای که شما هم ذکر کردید به شعار جنبش تبدیل شود یا به آن تحمیل شود شعار مرگ بر آمریکا هم بازتاب خشم بیست و پنج ساله ملت بود که مرگ بر اسرائیل هم به آن افزوده شد.۲- این درست نیست که تصور کنیدچند کتاب منتشر شده در باره مشروطیت فقط در گنجینه شما قابل دسترس باشد و دیگری با بیش از سی سال سابقه فعالیت سیاسی به آن دسترسی نداشته باشد.۳-اگر ازیک نقد تحلیل گرانه که بدون حساسیت نسبت به موضع گیری ج۰ا از موضع درستی بیان شده بتوان به سوابق کهنه اندیشی و سایر دشنام های سیاسی ابراز کننده آن دست یافت در مورد ابراز نظر شما هم می توان پیش داوری های بسیاری ردیف کرد کما انکه نمونه هائی از ان در همین یادداشت ها می توان دید.۴ -اگر دموکراسی – حقوق بشر و….را اندیشمندانی که نام بردید به ایران آوردند این نوع بر خورد بویژه دشنام های سیاسی در قالب جملاتی کلی و شعاری برای بستن دهان دیگران نیز اموزش ماندگار همان چپ سنتی ،ارتدوکس ،استالینستی و یا هر لقب دیگری که دوست دارید به آنها اعطا کنید می باشد.۵- تصور نمی کنم هیچ چپ نواندیش ،سنتی ، نیمه مدرن و مدرن ، تحولات صورت گرفته را ندیده باشد و امروز روسیه سرمایه داری را آمال خود بداند .شما که ایشان را متهم به خاک گرائی روسی نکرده اید که ایشان روسیه حال و گذشته را به یکسان بپرستد. ایا با این نقد ها می توان به دموکراسی چپ نوین رسید؟ امیدوارم در یاد داشتی مستقل بتوانم برخی از مشکلات ریشه دار در فرهنگ سیاسی فعالان ایراندوست و آزادیخواه رابیان کنم.هرچند دیگران بسیار گفته اند.پایدار باشید
۱۶٨۴٨ – تاریخ انتشار : ٨ مهر ۱٣٨٨       

     از : حسین حردان

عنوان : مشکلات ما داخلی ست
مشکلات ما درونی ست و نیاز ما طرح شعارهای متناسب با این مشکلات داخلی است. به میان کشیدن شعارهائی شبیه نه غزه و نه لبنان…. انحراف از مسائل داخلی را موجب می شود و در نتیجه به شکاف عمیق در جنبش خواهد رسید. در این میان تنها نیروهای ناسیونالیست و افراطیون عرب ستیز فاقد هرگونه مشروعیت، که در آرزوی بازسازی و تقویت عرب ستیزی در ادبیات سیاسی ایران هستند،می توانند از این وضع بهره برداری کنند.
۱۶٨۲۰ – تاریخ انتشار : ۷ مهر ۱٣٨٨       

     از : بهرام رهبری

عنوان : جنبش نیاز به شعار محوری دارد
*****************************

شعارهای پراکنده و فرعی توان جنبش را به هرز می برد

رهبران و پیشگامان جنبش باید به یک شعار محوری بر اساس خواست اصلی مردم
مردم دست یافته و آن را میان مردم همه گیر کنند
مانند

آزادی,دموکراسی این است شعار ملی
حکومت مذهبی نمی خواهیم نمی خواهیم
دیکتاتوری مرده باد دموکراسی زنده باد
دیکتاتوری مرده باد آزادی پاینده باد
۱۶۷۶۱ – تاریخ انتشار : ۵ مهر ۱٣٨٨       

     از : جیج غانی

عنوان : آزادی برای برخی یعنی دم فروبستن!
سایت محترم اخبار روز این حاشیه نویسی بدون سانسور در سایت شما برای من بسیار آموزنده است.
در این بخش است که بوضوح می بینیم برخی از هم میهنان ما از همین آزادی مطلق در سایت اخبار روز برای مرعوب نمودن دیگران و حتی سانسور دیگران استفاده می فرمایند.
این دسته از هم میهنان ما بر این باورند که به دلائل بیشمار شما و من نوعی حق هیچ گونه اظهار نظری حتی نسبت به “رنگ سبز” نمی باشیم!
سئوال من از خوانندگان این صفحات اینست که این جماعتی که هنوز در قدرت هم نیستند و اینگونه شما و من نوعی را در ابراز نظرات خود “تقبیح” می فرمایند اگر روزی بقدرت برسند با ف. تابان نوعی چه خواهند کرد.
آزادی بی قید وشرط سیاسی تنها راه اصلاح و باز اصلاح یک جامعه است. این هم میهنان سانسور چی از نظر من بهتر است که بجای منع دیگران از اظهار نظر، به ارائهء نظرات مشعشعانهء سبز خویش در حمایت از بخشی از نظام در قبال بخش دیگر نظام بپردازند تا خوانندگان این صفحات بهتر بدانند که با چه بخشی از جامعهء ایران طرف هستند.
آقای تابان، سایت اخبار روز دستتان درد نکند، موفق باشید.
۱۶۷۴۷ – تاریخ انتشار : ۵ مهر ۱٣٨٨       

     از : طالب ک

عنوان : ایا شما میهمان دائی یوسف بوده اید
سلام به شما وتندرستی وسلامنی برای اقای تابان
اقای تابان ای کاش می نوشتید جه کسانی خواهان شعارهای نا سیونالیستی هستند وجه کسی حکم دمکرات بودن وعدالت حویی شما را داده است .
ویا از کجا فهمیدید که دمکرات وعدالت خواه شده اید.
مثاله روشن است که علایق مشترک نگرانیهای مشترک می اورد.و راه حل مشترک
می طلبدو در نهایت سرنوشت مشترک.
واقعیت این است که هرچه دشنام ا ست نثار حکومت است و ان که باد می کارد
طوفان درو میکند.
اقای تابان مردم باورهای ریشه ای رزیم را هدف گرفته اند گلادیاتور نشوید.
۱۶۷۴۵ – تاریخ انتشار : ۵ مهر ۱٣٨٨       

     از : کارگر

عنوان : با درود به جناب مزدک بامدادان
با دورد فراوان خدمت هموطن گرانمایه مزدک بامدادان باید بگویم که از نوشته شما بسیار لذت بردم و بسیار آموختم. شما به بهترین نحو و مستدلترین روش مسئله را ارزیابی کرده اید. این سخن شما که ” شعارهای سیاسی نه بازگو کننده کننده راهبردهای دراززماننند، و نه بازتاب جهانبینی یک جنبش، بلکه واکنش و یا درخواست مردم هستند” جان کلام بود برای شعار نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران. برای شما آرزوی موفقیت دارم. امیدوارم که باز هم شاهد نوشته های شما باشم. از آقای تابان نیز نهایت تشکر را مینمایم. ایشان هم در مقاله خود به مطالبی اشاره کرده اند که بسیار قابل اندیشدن است. مطالب آقای تابان به مراتب منطقی تر و مستدل تر از آن گروه مجهول الهویه ای بود که چند روز پیش تحت عنوان “کمیته کارگری دفاع از آرای مردم” مطلبی را در این سایت منتشر کرد.
۱۶۷٣۰ – تاریخ انتشار : ۴ مهر ۱٣٨٨       

     از : مزدک بامدادان

عنوان : نگاه کهنه به جهان نوین
آقای تابان گرامی،

در اینکه ما مردم ایران تافته جدابافته نیستیم و بخشی از جامعه بزرگ جهانی بشمار می رویم، سخنی نیست. در اینکه ستم رفته بر سر مردم فلسطین و لبنان جان هر انسان آزاده ای را بدرد می آورد هم، سخنی نیست. نگاه شما به یک جنبش نوین که هم در ساختار و هم در ابزارهای بکار رفته ریشه در سده بیست و یکم دارد، نگاه یک چپگرای کهنه اندیشه سده بیستمی است. من از آنجایی که خود را به آرمانهای چپ نوین، و سوسیالیسم انسانی پایبند می دانم و رهائی انسان ایرانی را در گرو رهائی انسان جهانی می بینم، نمی توانم در برابر سخنان کسانی مانند شما، که بنام چپ و بنام سوسیالیسم اندیشه های خاک خورده و کهنه را با بسته بندی های نو بخورد جوانان ایرانی می دهند، خاموش بنشینم، چرا که چنین سخنانی در پایان کار به اندیشه سوسیالیسم انسانی و گرایش چپ راستین آسیب خواهند رسانید.

نخست آنکه برای ما رخدادهای فلسطین و غزه باید به همان اندازه دردناک باشد، که رخدادهای چچن و داغستان و سومالی و سودان و روآندا و کنیا. اگر درد ما درد انسانها است، چرا باید فلسطین و لبنان تافته جدابافته باشند، جز این است که گفتمان همبستگی با فلسطین یکی از زیرگفتمانهای گفتمان ضدامپریالیستی چپ کهنه اندیش دهه چهل خورشیدی بوده است، که صهیونیسم را نوکر زنجیری امپریالیسم می دانست؟

دوم اینکه شعارهای سیاسی نه بازگو کننده کننده راهبردهای دراززماننند، و نه بازتاب جهانبینی یک جنبش، آنها “واکنش” و یا “درخواست” هستند. اگر کودتاگران تقلب می کنند، مردم فریاد می زنند “رأی منو پس بده”، اگر دولت راهپیمایان را دستگیر می کند، آنها شعار می دهند “زندانی سیاسی، آزاد باید گردد” و …. .
پس اگر دولت ایران سرمایه های ملی ما را، آنهم در شرایطی که بیش از نیمی از مردم کشورمان در آتش تنگدستی می سوزند و لشگری از کارتن خوابها در خیابانهای تهران و کلانشهرهای ایران روانند و دخترکان ایرانی در دوبی بفروش می روند و … در لبنان و غزه آتش می زند، در خواست راهپیمایان “باید” این باشد که این سرمایه ها نه در غزه و نه در لبنان، که در ایران به کار روند و گره از درد مردم ایران بگشایند. شما با بهره گیری از کدام دانش زبان شناسی توانسته اید از دو واژه “نه غزه” و “نه لبنان” دشمنی با مردم این دو کشور و “عربستیزی” بیرون بکشید؟

از آن گذشته چرا شیپور را از سر گشاد آن می نوازید؟ این درست که درگیریهای خاورمیانه به ما نیز مربوط می شوند، ولی تنها راه کنشگری سودمند در این درگیریها برخورداری از یک رژیم دموکرات و گیتیگرا در ایران است. تنها یک رژیم ایرانگرا که سود و زیان ایران و مردم آنرا برتر از هر چیز دیگری در جهان بداند، خواهد توانست در این درگیریها نقش سازنده ایفا کند. آری! آشتی میان اعراب و اسرائیل، در دراززمان بسود ما ایرانیان نیز خواهد بود. ولی برای رسیدن به این آشتی و پایان بخشیدن به جنگی که هرگز جنگ ما نبوده است، نباید آتش به خرمن سرمایه های خود بزنیم و انگشت سرزنش بسوی جوانان پاکباخته ای دراز کنیم که تنها و تنها خواهان بهره مند شدن از سرمایه های ایرانی در درون ایران هستند.

شما نیز مانند همه چپگرایان کهنه اندیش (و همچنین قبیله گرایان) از ناسیونالیسم ایرانی می ترسید و دیگران را نیز از آن می ترسانید. شاید شما ندانید که پای واژه هایی چون حقوق بشر و برابری و آزادی و رهائی زنان و سوسیالیسم و … را برای نخستین بار پیشروان همین ناسیونالیسم بود که از یکسدوپنجاه سال پیش اندک اندک به ادبیات سیاسی ایران باز کردند، ولی این “ندانستن” شما نباید پایه ای برای تاختن به ناسیونالیسم پیشروی آخوندزاده ها و کرمانیها و عشقیها و فرخیها و ارانیها و کسرویها و … شود، به کسانی که تک تک واژه هایی را که شما امروز می ستائید، بر زبان پیشینان “چپ” شما گذاشتند.
یکبار در نوشته ای آورده بودم «”چپ” کهنه اندیشی که هنوز از کوچه پسکوچه های تنگ و تار انترناسیونالیسم استالینی راهی به شاهراه فراخ “خودیابی ملی” نجُسته است، به بهانه اینکه دربند انسان است و نه خاک، کیستی اش را به همه جهان می گستراند» با چنین نوشته های کار من در آوردن نمونه های گویا و آشکار آسانتر می شود.

آقای تابان!
هر جنبشی نیاز مند خرده گیری و خرده گیران است، تا به بیراهه نیفتد،

خرده بگیرید، ولی از دادگری دور نشوید!

با سپاس فراوان،

شاد زی،
دیر زی،
مهرافزون!
۱۶۷۲۷ – تاریخ انتشار : ۴ مهر ۱٣٨٨       

     از : آزاده سپهری

عنوان : جالب بود
مطلب خوبی بود. خسته نباشید.
۱۶۷۲۴ – تاریخ انتشار : ۴ مهر ۱٣٨٨       

     از : محمد رضا رقابی

عنوان : آقای تابان عزیز ،این ملت در این نیم قرن گذشته بسیاری از راهبران را تجربه کرده و توصیه ها را بکار بسته و وستحضرید که چه فاجعه ای بر ایشان رفته اجازه دهید این بار خودشان تصمیم بگرند و عمل کنند…
آقای . تابان کاشکی این نظر را خیلی پیش ها میفرمودی که شعار مرگ بر امریکا گوشها را کر میکرد”البته که بنده هم بی سهم نبودم…”. یعنی این توضیحات شما استثنا ئی را شامل نمیشد…، واقعا نظر و توصیه شما جهان شمولی میگردید و این توضیحات عدیده تان…
بنده فکر میکنم بدون این مقاله جنابعالی و توضحیات به ملل چین و روسیه و…احیانآ ملل دیگر آنان خوب میدانند و بسیار بیش از جنابعالی و بنده و دیگران مستحضرند که این شعارها مشمول آنان نیست و و و…
شاهد مثال بسیار ساده و پیش افتاده آنکه زمانیکه با تآسف فراوان جنگ ایران و عراق در جهت نابودی وجنایت و امحائ انسانها و ثروتشان ووو…”حتی نه شعار مورد اعتراضی جنابعالی…” در منتهای شدت و حدت میان دو دولت…در جریان بود بنده به چشم میدیدم که مهاجرین فراری این دو ملت چگونه در غربت ِمشترک! چگونه در منتهای دوستی و تفاهم با یکدیگر در تفاهم بودند و زیبا تر و انسانی تر اینکه چگونه به یکدیگر در بر خورد به موانع به سهم خویش و در موضع مناسب کمک میکردند…
بدون اینکه سعادت خواندن این مقاله مستدل و منطقی و نصیحت گونه شمارا مثل بنده داشته باشند…البته توضیح واضحات اینکه آن جنگ بود و این فقط شعار است.
بهر حال نگران نباشید و بدانید آن ملتی که تاریخ وطن را بدوش دارد، خوب میداند در آن شرایط اجتماعی و سیاسی امور را چگونه بر گزار کند…
توضیح اینکه در این زمینه و مقاله قبلی بنده نظر دیگری ابراز داشته بودم که متاسفانه و علی رغم سعه صدر بر گزار کنندگان این سایت با تعجب سانسور شده است که امیدوارم تجدید نظر شود .متشکرم
۱۶۷۱۶ – تاریخ انتشار : ۴ مهر ۱٣٨٨       

     از : وارطان

عنوان : وظیفه ی ملی – مسئولیت جهانی
آقای تابان مطلب شما دقیق است.
این هم شمه ای از شعارهای شعار نویسان جنبش سبز که در یکی از سایتهای آنها درج شده:
چه غزه چه ایران/ بپاخیزید دلیران،
امان از این جنایت/ غزه بیا حمایت،
فلسطین، ایران است، استبداد، ویران است
رای ما خون شده، ایران فلسطین شده

موفق باشید
۱۶۷۱۵ – تاریخ انتشار : ۴ مهر ۱٣٨٨       

     از : کریم ن

عنوان : جانم فدای کدام ایران؟
شعار جانم فدای ایران یک شعار توخالی و بی محتوی است.
جانم فدای کدام ایران؟. ایرانی که زندان ملیت های غیر فارس است که حتی نمیتوانند به زبان مادری خود تحصیل کنند؟ ایرانی که هر چه در گذشته آن نگاه میکنید جز دیکتاتوری و کشت و کشتار و تجاوز نمیبینید؟ ایرانی که اگر کشور های دیگر مرزهای خود را به روی جوانان آن باز کنند خالی از سکنه میشود؟
از تجربه انقلاب بهمن عبرت نگرفته اید که به اصطلاح روشنفکران خیلی روشن بین چشم بسته دنبال یک شعار مسخره و مبهم به اسم جمهوری اسلامی افتادند و این بر سر همه آمده است؟ شعار های بی سر و ته و بی محتوی مثل جانم فدای ایران و یا جمهوری ایرانی مردم را به جائی نمیرساند. بایستی با شعار هائی که همه مردم ساکن ایران را در بر میگیرد و در عین حال ما را با دنیای مدرن و آزاد و دموکرات پیوند میدهد همراه شد.
۱۶۷۱۰ – تاریخ انتشار : ٣ مهر ۱٣٨٨       

     از : هوشمند

عنوان : شعارهای ما از فرط عصبانیّت از وطن فروشیست
اینکه رئیس جمهور روسیه از بی کفایتی حاکمان ایران استفاده کرده درتقسیم سخاوتمندانه ی دریای خزربین مشترک المنافعانش، تدابیرعالی به کار می بندد، ایرادی بر وی وارد نیست. بدیهیست که او منافع کشور خودش را در نظر میگیرد. ولادیمیرخوب میداند که باید بجنبد چون شرایط فعلی ممکن است بیش ازاین نپاید. ازفعّالیّتها وموضع گیریهایش نیز اینطور برمی آید که از هیچ تلاشی درحفظ وتداوم این شرایط طلائی برای کشورش دریغ نمیکند. خوش به حال روسها با چنین حاکمان دلسوزی، مال ما که برای همه مادرند برای ما زن بابا!
واقعیت این است که این شعارها ریشه در دل چرکینی ایرانیان دارد زیرا می بینند که منافع آن کشورها شده است ضامن تداوم دیکتاتوری در ایران ! وگرنه بدیهیست که هرکسی سنگ منافع ملّی خودش را به سینه میزند، هم حماس سنگ غزه را به سینه میزند هم حزب الله سنگ لبنان را،… اینها همه طبیعی است فقط ما استثنا هستیم! ایرانی از آن روزی میترسد اینهمه که حاکمین ایران سنگ عربها را به سینه می زنند وبا آنها اختلاط ومبادله ی نیرو! دارند، فردا بعید نیست به یک تکّه از خاک ایران هم پرچم فلسطین بکوبند و به عنوان “سرزمینی مستقل فلسطین” از کیسه ی خلیفه ببخشند اسمش را هم بگذارند رأفت اسلامی!
البتّه به نظر این حقیر ما نباید نگران باشیم، تاوقتی جمهوری اسلامی حاکم است فلسطینی ها هم تمایلی به زندگی در ایران ندارند حتّی آنها هم فهمیده اند که زندگی تحت دیکتاتوری نعلین از هم جواری با اسرائیل عذاب آورتر است لذا فعلاً همان تو پاکتیهای میلیون دلاری کفایت میکند، خلیج عربی هم که تقریباً جا افتاده، تنب بزرگ و تنب کوچک و ابوموسی هم که پیشکش ولایت مطلقه، مافیای نفتی هم که خرش از همه سریع ترمیرود.
به هر حال با این همه اختلاف نظرهائی که ما با هم داریم به نظر می آید مسائل خودمان به این سادگیها قابل حل نیست امّا جهت حل مسئله ی فلسطین پیشنهاد میشود رئیس جمهوربسیاربسیاردلسوز فلسطینی ها یمان را برای آن عزیزان پست سفارشی کنیم. تنها اشکالش آنست که این تحفه به احتمال زیاد برگشت میخورد. بالاخره از قدیم گفته اند مال بد بیخ ریش صاحبش.
۱۶۷۰۹ – تاریخ انتشار : ٣ مهر ۱٣٨٨       

     از : بهرام

عنوان : چرا به شما بر می خورد؟
آقای تابان، چرا عشق مردم ایران به کشورشان برای شما باعث دلنگرانی می شود؟ مگر مردم روسیه رئیس کشورشان را خود انتخاب نکرده اند؟ مگر دولت روسیه مسئولیت ندارد؟ استعمار روس برایند تفکر ملت روس است و اگر روس ها خیلی ادعا دارند یکبار بیایند در خیابان و بگویند که دولت شان نباید از رژیم اسلامی پشتیبانی کند. این چه طرز انترناسیونالیسم است آخر؟ چرا انترناسیونالیسم چپ های ایرانی همیشه به ضد ایران تمام می شود ولی انترناسیونالیسم روسی عکس برگردان ناسیونالیسم روسی ست؟ ای کاش شما رفقا در این زمینه هم اندکی روسی بودید، چرا که اگر بودید، وضع ما امروز خیلی بهتر از این ها بود.
به هر حال، روسیه در ایران به انتهای خط اش رسیده است، همچنانکه اسلام، و این مسلما برای برخی نیروها بسیار نگران کننده است!
۱۶۷۰۷ – تاریخ انتشار : ٣ مهر ۱٣٨٨       

     از : بهرام رهبری

عنوان : شعار محوری
*****************************
*****************************


خواست اساسی مردم چیست و شعار محوری مردم چه باید باشد

باید یک شعار محوری و مرکزی را دنبال کنیم
بدون داشتن این خواست وشعار محوری جنبش مردم ایران بصورت کور
و بدون جهت مشخص حرکت کرده و توانمندی لازم را نخواهد داشت و ضربه پذیر خواهد گشت

در جنبش مشروطیت خواست اساسی تغییر حکومت استبدادی به مشروطه و شعار محوری , ایجاد مجلس شورای ملی بود

در دوره مصدق خواست اساسی کوتاه کردن دست بیگانگان در سرنوشت ملی و شعار محوری , ملی کردن صنعت نفت بود

در زمان انقلاب پنجاه وهفت خواست اساسی آزادی و عدالت اجتماعی و شعار محوری , مرگ بر شاه بود

در جنبش کنونی- مردم با همه تار و پود این نظام مخالفند وخواست اساسی آنان یک مردمسالاری فرادینی است

شعار محوری ما هم اکنون باید این خواست اساسی را پاسخگو باشد

چند شعار پیشنهادی

حکومت مذهبی نمی خواهیم نمی خواهیم

جمهوری اسلامی نمی خواهیم نمی خواهیم

ولایت فقیه نمی خواهیم نمی خواهیم

مردم سالاری خواست ماست

دموکراسی آزادی , این است شعار مردم

****************************
۱۶۶۹۷ – تاریخ انتشار : ٣ مهر ۱٣٨٨       

     از : Hamid H

عنوان : وظیفه ی ملی – مسئولیت جهانی
جالب است که در همه سی‌ سال گذشته که در نماز‌های جمعه شعار مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسراییل، و مرگ بر انگلیس داده میشد هیچ یک از این به اصطلاح اینترنسینلیست‌های ایرانی‌ صدایشان در نیامد و کسی‌ به این کشف مهم نرسید که گویا مرگ بر فلان کشور معنایش میتواند اعلام جنگ به مردم آن کشور باشد ولی‌ در چند روز گذشته همه این اینترنسیلیست‌ها یک مرتبه متوجه شدند که شعار مرگ بر روسیه درست نیست. واقعا شما فکر می‌کنید با این ژست‌ها کسی‌ باورش میشود که شما مبارز راه آزادی هستید؟ مردم ایران بسیار روشن تر از آنند که مقاصد شما را نبینند.
۱۶۶۹۴ – تاریخ انتشار : ٣ مهر ۱٣٨٨       

     از : یک بام و دو هوا

عنوان : شما می گویید یک دزد به خانه تان آمده و آشکارا غارت می کند حق ندارید داد بزنید آی دزد چون ممکن است دزد با شما دشمن شود۰
مرگ بر آمریکا هم یعنی مرگ بر آمریکا۰
یعنی دشمنی با مردم دموکرات و آزادیخواه آمریکا
یعنی دشمنی با مردمی که حتی وقتی دولتشان به کشورهای دیگر حمله میبرد اقلا افرادی از آن با این حمله مخالفت شدید می کنند و دولتشان را عوض می کنند۰
یعنی دشمنی با ملتی که در مدار آن اگرچه دیکتاتوری هایی مثل مصر و عربستان وجود دارند دموکراسی های مدرنی مثل ژاپن و ترکیه و کشورهای اروپای غربی و سنگاپور و تایوان و کره جنوبی هم وجود دارند۰
اما حتی یک کشور در مدار شوروی سابق و روسیه وجود ندارد که در آنها سابقه وحشتناکی از تجاوز به حقوق بشر نباشد۰
شما مارکسیست های هوادار روس و یا سمپات روس و یا دل نگران روس و یا دلخور از نشستن گرد و غبار به ذهن روسها به خاطر این شعار مردم که عکس العمل طبیعی هر ملتی است در پاسخ به سیاست های تجاوزکارانه و منفعت پرستانه و مداخله گرانه و پشتیبانی کننده از کودتاچیان (به کرات در سی سال گذشته) وقتی که مرگ بر آمریکا می گفتند پرچم آمریکا آتش میزدند به سفارت خانه حمله و گروگان گرفتند آیا یکبار حتی یک کمونیست به این کار زشت و تحریک آمیز اعتراض کرد؟
آیا همه چپ ها به بازرگان حمله نبردند و او را سازشکار و امیر انتظام را جاسوس ننامیدند؟
شما و بقیه چپ ها سیاست یک بام و دو هوا دارید۰ به همین دلیل سخن امروزتان کسی باورنمی کند۰
شما باز گول حزب توده را خوردید یا تقسیم وظایف کردید چون حزب توده رسواست شمارا جلو فرستاده تا روسیه را اززیر فشاری که حاصل سیاست استعماری آن است نجات دهید۰
چرا به روسیه فشار نمی آورید دست از حمایت از ج ا بردارد؟
سهم ایران از خزر را برگرداند؟
شما می گویید یک دزد به خانه تان آمده و آشکارا غارت می کند حق ندارید داد بزنید آی دزد چون ممکن است دزد با شما دشمن شود۰
شما که مسئول اخبار روز هستید یکبار هم شده این نوشته را مثل کیهان فورا پاک نکنید ۰ اگر هم توهین آمیز است مثل ده ها نظر دیگر که توهین مستقیم به بازرگان و بنی صدر و سحابی و سروش و بهنود و زید آبادی و گنجی و ۰۰۰۰ است و شما آنها را گشاده دستانه منتشر می کنید نگه دارید و به آن جواب دهید۰
دموکراسی نوین یعنی حمایت از اقلیت و حقوق اقلیت نه به رخ کشیدن اکثریت و خفه کردن آنها۰
۱۶۶۹٣ – تاریخ انتشار : ٣ مهر ۱٣٨٨       

https://akhbar-rooz.com/?p=9046 لينک کوتاه

0 0 رای ها
امتياز بدهيد!
نظری بنويسيد
Notify of
guest
0 نظرات
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز

حمید اشرف و فدائیان در ائینه ی «نوارهای گفتگوی دو سازمان»
حمید اشرف و فدائیان در ائینه ی «نوارهای گفتگوی دو سازمان»
بر فراز 45 سالگی سياهکل - بهزاد کريمی
بر فراز 45 سالگی سياهکل - بهزاد کريمی

آرشيو اسناد اپوزيسيون ايران

تبليغات خود را می توانيد اينجا نشان دهيد
تبليغات خود را می توانيد اينجا نشان دهيد
0
اگر در مورد اين مقاله نظری داريد، لطفا کامنت بگذاريدx

آگهی در ستون نبليغات

آگهی های دو ستونه: یک هفته ۱۰۰ یورو، یک ماه ۲۰۰ یورو آگهی های بیش از ۳ ماه از تخفیف برخوردار خواهند بود

حساب بانکی اخبار روز

حساب بانکی اخبار روز:int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXXنام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More

آگهی در ستون تبليغات

آگهی یک ستونه یک هفته ۷۵ یورو، یک ماه ۱۵۰ یورو آگهی های بیش از ۳ ماه از تخفیف برخوردار خواهند بود

حساب بانکی اخبار روز

int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXXنام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More

آگهی ها در لابلای مطالب برای يک روز

یک ستونه: ۲۰ یورو دو ستونه: ۳۰ یورو سه ستونه: ۵۰ یورو

حساب بانکی اخبار روز

int. Bank Account Number IBAN: DE36 3705 0198 0026 0420 36 SWIFT- BIC: COLSDE33XXXنام دارنده حساب: Iran-chabar نام بانک: SparkasseKoelnBonn Koeln- Germany

Read More