یکشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۳

یکشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۳

دیدار با تاریخ – مرضیه شاه بزاز

پای تا سر در استتار، در را بسته
تا فرزندان ناخلف را آبرو بر باد ندهی
گیرم که بر آب وآتش پرده کشی
با دو زبانه ی سمجِ همیشه شعله ور چه میکنی؟

به  پرنده ای که در سپیده بال می سوزد
به تلاشی ستاره ای بیتاب که بیهنگام
به لبخند آفتابگردان در آینه ی خورشید
به رنگین کمانِ باغ، به خوشه های سنگینْ بار
به لبه ی این پرتگاهِ همه دیوانه یا موذی
به چشم انداز
از بام خانه، بی دریچه نگاه کن
و با دستهای زمخت 
به بذرِ اندوه، بیش از این، آسمان را شخم مزن
که چون پدرم، نیز تو در اندوه زار به اشتباه
داس را بر جوانه و نهال میگماری.

بر دو چشم آن پیرِ دروازه بان
کسوفی نشانده ای نیمه تمام 
راه راهِ نیلوفر، جامه اش 
بزیرش مرداب.
آی ناهیدِ خانه گم کرده
سوارانِ زیرک، شانه ی آفتاب بر یال برکشند وُ
جامه به خشم پاره کنند، از مرداب بگذرند.

باری  به انتظار دروی ناکاشته ها 
بیهوده بر من نهیب مزن    
بر خانه و ایوان عتیق تو،
من تازه رسیده ای هستم
میزبانم ترشروی!
آن جامی که ننوشیده  خود 
چگونه میهمانم کند؟

* * *

به گردش شبانه،‌ دیشب
بر گردنه ی پر پیچ و تاب نفسگیر
بر ویرانیِ قلعه ای کهن و نمور
زانو زدم 
خانه آشوب شد
سیمرغ 
بال گشوده، 
بر فرازِ دشتهای باز اوج گرفت.

باید می دانستی  که  نوزادان نیز
روزی، 
مادرانی گستاخ می گردند
با پستانهای سرشار!

 آتلانتا، ماه مه ۲۰۲۱

divanpress.com


https://akhbar-rooz.com/?p=113737 لينک کوتاه

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز


0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x