پنجشنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۳

پنجشنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۳

گزارشی از پنجاه و یکمین جشنواره بین المللی فیلم رتردام- هلند – محمود زهرایی

۲۶ ژانویه تا ۶ فوریه – پنجاه و یکمین جشنواره فیلم رتردام همچون دو سال گذشته در میان تدابیر و کنترل های شدید بهداشتی مربوط به همه گیری کرنا، برگزار شد. دست اندرکاران فستیوال از چندین ماه قبل برنامه های وسیعی را تدارک دیده بودند تا بعد از دو سال عدم حضور تماشاچی در سالن های اکران فیلم، فستیوال امسال را با حضور تماشاگران و با همان شور و هیجان سالهای قبل برگزار کنند، اما موج جدید کرونا و تدابیر سخت گیرانه دولت هلند که کشور را از چند ماه قبل از آغاز جشنواره در تعطیلی کامل فرو برده بود، این امکان را از آنها و تماشاگران مشتاق، گرفت و جشنواره امسال هم در سکوت و بدون هیجان برگزار شد. تا تماشاگران برای سومین سال متوالی فیلمهای فستیوال را در خانه و از صفحه کوچک کامپیوتر یا لپ تپ خود، ببینند.

در جشنواره امسال فقط بخش کوچکی از فیلمها برای عموم نشان داده میشد و فیلمهای بخش های مختلف مسابقه فقط برای فیلمسازان و خبرنگاران نمایش داده میشد.

فیلم افتتاحی جشنواره امسال  فیلم آمریکایی پلیز بیبی پلیز ساخته آماندا کرامر، بود.

ببر، جایزه اصلی جشنواره، به فیلم پاراگویی EAMI ساخته پاز انسینا، تعلق گرفت.

از ایران تنها فیلم “جاده خاکی”، ساخته پناه پناهی در بخش جایزه مردمی (publiekprijs) به نمایش درآمد.

در فیلم جاده خاکی که اولین فیلم بلند پناه پناهی، فرزند جعفر پناهی کارگردان تاثیرگذار سینمای ایران هست، حسن معجونی در نقش پدر و پنته آ پناهی ها در نقش مادر حضور دارند. همچنین نقش دو برادر را رایان سرلک و امین سیمیار ایفا میکنند.

 فیلم جاده خاکی که جوایز بین المللی متعددی از جمله جایزه بهترین فیلم شصت و پنجمین جشنواره فیلم لندن را از آن خود کرده، داستان سفر جاده ای خانواده ای چهار نفره به همراه سگی بیمار، به سوی مرزهای غربی کشور برای خروج پسر بزرگ خود، از کشور است. علت فرار مشخص نیست و نمیدانیم این پسرسیاسیست، بدهکار است و یا از سربازی فرار میکند. حالت افسرده و عصبی او، سکوت و کارهای غیر پیش بینی اش طی این سفر، هیچ کمکی به انگیزه این فرار نمیکند.

فیلم با حرکت انگشتان دست کودک خردسال خانواده، رایان، بر روی کیبورد پیانویی که روی گچ پای شکسته پدر خانواده نقاشی شده، شروع می شود و همراه آن آهنگ گوشنواز پیانو را می شنویم. هرچند فیلم با دیالوگهای معمول و روزمره ایرانی به همراه شبرین زبانی پسربچه خانواده، رایان، بیننده را در لحظات بی شماری می خنداند، اما در  ادامه سفر، مرگ سگ بیمار ، تلخی مهاجرت و کندن از خانه پدر و مادری، بیننده را با اشکی در چشمان و سئوالی بی جواب برای اینهمه دربه دری ها، تنها می گذارد.

 نماهای بی نظیر از طبیعت زیبا و وسعت بیکران جاده و کوهها، بر فضای تنگ و محدود ماشین سایه می اندازد و بیننده را با دو وجه متضاد این فیلم روبرو می کند. فضاهایی که هم لازم است و هم طرب انگیز.

نکته استثنایی و تاثیرگذار فیلم، استفاده و انتخاب هوشمندانه از برخی ترانه های مردمی خاطره انگیز است که هم باعث تلطیف و سرخوشانه کردن فضای فیلم میشود و هم بیننده را به مفهومی که کارگردان در طلب القاء آنست، نزدیک می کند. پرسون پرسون دلکش، سوغاتی هایده، دیار شهرام شپ پره و شب زده ابی، ترانه های زینت بخش این فیلم هستند.

سکانس سیگار کشیدن مادر و پسر و سیب خوردن پدر و پسر از فصل های تاثیر گذار فیلم بود. فرصت های کوچکی که در جامعه پر تلاطم و پرمشغله، از این خانواده و شاید بسیاری از خانواده های ایرانی، دریغ شده است.

برنده جایزه مردمی فستیوال امسال، فیلم ایتالیایی فریکس آوت، ساخته گابریل مانتی، بود.

خبرنگار آزاد – محمود زهرایی

https://akhbar-rooz.com/?p=140866 لينک کوتاه

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز


0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x