شنبه ۲ تیر ۱۴۰۳

شنبه ۲ تیر ۱۴۰۳

سیر اعتراضات در خارج کشور و چالش بزرگ جمهوری خواهان – فرخ نگهدار

در خارج کشور در طیف گسترده ای از نیروهای اپوزیسیون تلاش ها برای معرفی نهادی برای نمایندگی یا سخنگویی معترضان شتاب داده‌اند. هم‌همزمان کنندگان و یکی‌کنندگان توئیت تبریک سال نو مسیحی ۶ نفر، و برنامه عمل آنها، را به همین قصد در ویترین گذاشتند. و این در حالیست که معتبر ترین چهره های سیاسی، وفادارترین نمایندگان کارگران، معلمان، دانشجویان، محبوب ترین فیلم سازان، هنرپیشگان، شریف ترین وکلای مدافع، شجاع ترین روزنامه نگاران، مردمی ترین ورزشکاران، سرسخت ترین پیکارگران حقوق زن، هر یک با برنامه عمل مشخص به زندان افکنده شده اند و نهاد زندان را به همایشگاه صالح ترین چهره ها و سخنگویان جنبش های مدنی و سیاسی کشور بدل کرده‌اند. چالش بزرگ جمهوری خواهان در خارج کشور امروز تصمیم بگیرند بین این دو نهاد، و بین این دو برنامه عمل، کدام را تقویت کنند

پس از آغاز جنبش زن زندگی آزادی، در خارج کشور نیز موج اعتراضی گسترده ایرانیان، در حمایت از معترضان در ایران، و علیه نظام حاکم، بر خاست.

اکنون که نزدیک به ۴ ماه از آغاز این حرکت می گذرد، کمابیش می توان با مرور مشخصه ها و سمتگیری های اصلی این حرکت ها، چشم اندازهای پیش رو و چالش های پیش روی نیروهای سیاسی مقیم خارج را تا حد ممکن شناسایی کرد.

۱- ترکیب نیروها

در این حرکت از پهلوی گرایان تا جمهوری خواهان، از فعالین حقوق بشری تا نیروهای چپ، از مبارزان جنبش زنان تا احزاب قومی، تا طرفداران حقوق اقلیت های دینی، جنسی، تا انبوه شهروندانی که فقط برای همدردی با هم میهنان خود در ایران به تظاهرات می آیند حضور دارند. کاهش شمار شهروندانی که فقط برای همبستگی می آمدند و هیچ نوع تعلق سیاسی نداشتند و افزایش حضور برخی گرایش های معین در اغلب شهرها گزارش شده است.

۲- شعارها

طی این سه ماهه صدها تجمع و راهپیمایی بزرگ و کوچک در جای جای جهان در حمایت از «زن زندگی آزادی» برگزار شده و طیفی از شعارها هم در آن از سوی تظاهرات کنندگان تکرار شده است. در نخستین اجتماعات، که بیشترین جمعیت را هم داشت، پر تکرارترین شعار همان «زن زندگی آزادی» بود. اما در کنار آن شعار «آزادی آزادی آزادی»، «مهسا امینی» «مرگ بر دیکتاتور» «مرگ بر خامنه ای» «مرگ بر جمهوری اسلامی» از بقیه شعارها پر طنین تر بوده است. پس از دو اعدام اخیر «اعدام نکنید» به شکل های مختلف و به وسعت ابراز شده است. در آخرین تظاهرات لندن شعار «رضا شاه روحت شاد» و «مرگ بر سه فاسد – ملا چپی مجاهد» مورد استفاده بود.

۳- پرچم ها

در آغاز تظاهر کنندگان خیلی به ندرت از نماد پرچم برای بیان هستی و هویت بهره می جستند. اما پرچم سه رنگ بی هیچ نقشی روی آن، با نماد شیر و خورشید، با نقش خورشید در میانه، با شعار زن زندگی آزادی روی آن، دیده می شدند اما به ندرت.

اما بررسی ویدئوها از ابتدا تا امروز نشان می دهد که به تدریج شمار سایر پرچم ها یا داوطلبانه و یا به علل دیگر، کمتر شده و شمار پرچم ها با نقش شیر و خورشید افزایش یافته است. در تظاهرات اخیر لندن تقریبا از هر ۴ یا ۵ نفر یکی خود را در این پرچم پیچیده بود.

۴- مطالبات

هیچ کس نمی تواند بگوید عموم شرکت کنندگان در این اعتراضات چه مطالبه ای از حکومت ها داشته اند. شواهد نشان نمی دهد که جمعیت ها مطالبه ای از جمهوری اسلامی داشته باشند، حتی به تلویح. اما در سخنرانی ها مکرر از دولت های اروپایی و امریکا مطالبات معین درخواست شده است. اهم این مطالبات عبارت است از «فراخواندن سفرا از ایران» «قطع هرگونه مذاکره»، «بستن سفارتخانه های ایران در کشورهای مختلف»، «تحریم عوامل حکومت» «تروریستی شناختن سپاه پاسداران».

۵- سازماندهی

در یک ماهه اول اجتماعات و راهپیمایی ها در شهرهای مختلف فاقد تدارکات میدانی و مرکزی بود و سازماندهی ها و هماهنگی ها عمدتا به مدد شبکه اجتماعی صورت می گرفت. در تظاهرات ۲۲ اکتبر در برلین اما یک شبکه توانمند، مرکب از انبوهی از فعالین میدانی، با مرکزیت معین برای تصمیم گیری، مدیریت مالی، تدارکات، و کنترل دست اندر کار بوده اند.

در این اواخر در برخی شهرهای بزرگ اجتماعات به صورت مشهود سازمان یافته تر و در عین حال کنترل شده تر برگذار می شوند و تمایل به سمت طیف معینی از نیروها آشکار است.

۶- سخنگویی / نمایندگی

از همان ابتدا جنبش زن زندگی آزادی مورد حمایت تمام گروه های سیاسی و چهره های سرشناس مخالف حکومت قرار گرفت. با این همه تا کنون هیچ نشانه ای از داخل کشور دیده نشده است که نشان دهد مبارزانی که در جای جای ایران در خیابان ها، در دانشگاه ها، بر سر مزار جانباختگان، یا هر جای دیگر برآمد می کنند هیچ نامی یا نشانی در حمایت و تائید از هیچ گروه و گرایش، یا در حمایت از این یا آن فرد سرشناس، دیده یا شنیده نشده است.

اما این حرف به هیچ وجه به معنای ناشنیده ماندن یا بی تاثیر بودن موضع گیری ها و تحرکات چهره هایی نیست که در شبکه اجتماعی فالوئرهای میلیونی دارند، یا به تلویزیون های فارسی زبان دسترسی دارند.

شاید، هم همزمان کنندگان و یکی کنندگان توئیت تبریک سال نو مسیحی، با همین معیار نام این ۶ نفر را در ویترین گذاشتند.

۷- چشم اندازها و ظرفیت ها

در عرصه بین المللی با سمت گیری یک سویه جمهوری اسلامی به سمت همگرایی استراتژیک با روسیه، برجام رها شد و تمام قدرت های غربی به سیاست فشار حداکثری علیه جمهوری اسلامی ایران پیوستند و حمایت حداکثری از نیروهای مخالف حکومت ایران، در دستور قرار گرفت.

در داخل کشور گرچه اعتراضات در شکل خیابانی محدودتر شده است، اما از آنجا که هیچ تدبیری از سوی حاکمیت برای کاهش نارضایی ها صورت نگرفته است، از آنجا که وضعیت اقتصادی کشور قطعا رو به وخامت بیشتر می رود، در روندهای پیش رو خیزش های برخاسته از تنگدستی و سفره های خالی زحتمکشان ناگزیر خواهد بود.

حکومت با وسواس بسیار هر حرکت یا صدا با طعم و بوی نمایندگی اعتراضات و مطالبات مدنی و سیاسی را شناسایی کرده و به زندان می فرستد. این مقابله ادامه خواهد یافت. این حرکت، اما بیش از آنکه فعالیت میدانی را محدود کند به بالا رفتن اعتبار و جایگاه چهره دستگیر شده در جامعه بحران زده ما منتهی می شود.

هم اکنون معتبر ترین چهره های سیاسی، وفادارترین نمایندگان کارگران، معلمان، دانشجویان، محبوب ترین فیلم سازان، هنرپیشگان، شریف ترین وکلای مدافع، شجاع ترین روزنامه نگاران، مردمی ترین ورزشکاران، سرسخت ترین پیکارگران حقوق زن، را حکومت به زندان افکنده است.

زندان اوین، و دیگر اسارت گاه ها، امروز به همایشگاه صالح ترین چهره ها و سخنگویان جنبش های مدنی و سیاسی کشور تبدیل شده و خواهد شد. سیاست سرکوب می رود که زندان سیاسی را به خانه امید و صدای راستین تمام ملت بدل کند.

۸- تصمیم سرنوشت ساز

در خارج کشور در طیف گسترده ای از نیروهای اپوزیسیون تلاش ها برای معرفی نهادی برای نمایندگی یا سخنگویی معترضان شتاب گرفته و وسعت خواهد گرفت.

به نظر می رسد مهم ترین تلاش ها برای این نهاد سازی بر پایه همگرایی احزاب و گرایش های تاریخا شکل گرفته در جامعه سیاسی ایرانی نیست و برپایه همگرایی پر طرفدارترین چهره های مخالف حکومت، در کنار شاهزاده رضا پهلوی، پیش برده می شود.

برنامه عمل مشترک این چهره ها در گام اول متقاعد کردن دولت ها در اروپا و امریکا به بستن سفارتخانه ها، قطع دیپلماسی، تروریست شناختن سپاه، قطع هرگونه رابطه فرهنگی، ورزشی، بیرون کردن جمهوری اسلامی از نهادهای بین المللی و اقدامات مشابه است. آنها اعلام می کنند که این برنامه مقدمه ایست برای سرنگون کردن تمامیت جمهوری اسلامی.

تلاش های فوق نیروها و گرایش های تاریخا شکل گرفته ایرانی را در خارج کشور در برابر یک چالش بزرگ قرار داده است: با این نهاد سازی و با این برنامه عمل چه باید کرد؟

۱- آیا از این نهاد سازی و رهبری آن باید حمایت کرد؟

۲- آیا باید برنامه عمل را پی گرفت، اما تشکل و استقلال خود را حفظ کرد؟

۳- یا، نه برنامه را بپذیریم و نه این پیشگامی را و همچنان برای تقویت اعتبار چهره های جامعه سیاسی و مدنی در داخل کشور و هماهنگی و همگرایی آنان تلاش کنیم؟

تصمیم گیری در این زمینه مهم ترین چالشی است که در وضع فعلی فرا روی همه طیف های جمهور خواه در خارج کشور قرار گرفته است. تمام آنها تا قبل از آغاز جنبش زن زندگی هیچگاه کوچکترین اعتقادی به همگرایی با پهلوی گرایی نداشته و هرگز از قطع دیپلماسی حمایت نکرده و آن را مقدمه جنگ شناخته اند. آنها همیشه با تکیه بر فشار خارجی برای سرنگونی مخالفت کرده اند. از زمره این نیروها می توان از حزب چپ ایران (فدائیان خلق)، سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)، اتحاد جمهوری خواهان ایران، همبستگی جمهوری خواهان ایران، طیف فعالین ملی مذهبی، فعالین نهضت آزادی و جبهه ملی ایران، حزب توده ایران، سازمان کارگران انقلابی، سازمان اتحاد فدائیان و تشکل های مشابه نام برد.

فرخ نگهدار – لندن – شنبه

۱۴ ژانویه ۲۰۲۳

۲۴ دیماه ۱۰۴۰۱

https://akhbar-rooz.com/?p=189336 لينک کوتاه

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
39 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
Kourosh
Kourosh
1 سال قبل

پاسخ آقای کهنسال، با درود،

بدون شک این شعار در دست خانم یاسمین پهلوی و هر کس دیگری خطا میباشد و نتیجتا باید با آن و هر شعار دیگری که تفرقه ایجاد کند، چه از طرف سامانه ی پادشاهی و چه جمهوری خواهان، مخالفت کرد. طبیعتا طرح چنین شعار هایی به جای اتحاد و ائتلاف برای سرنگونی رژیم جنایتکار اسلامی، باعث تفرقه بین ایرانیان میشود. اما اصل مطلب این است که ما بدون یک اتحاد فراگروهی و فراجناهی، فقط به طول عمر حکومت جنایتکار اسلامی می افزاییم. بدون چنین اتحادی و
با طرد یکدیگر پیروز نخواهیم شد.

امیر ایرانی
امیر ایرانی
1 سال قبل
پاسخ به  Kourosh

روش آخوندی انشاالله گربه است را باید کنار گذاشت
حرکات انقلابی ریشه در تحولات داخل کشور دارند که مردمان با پوست و استخوان خود شرایط را حس می کنند و اقدام به مبارزه می کنند
همین که در این بازی من وکالت می دهم ذهن را از داخل به خارج برده بزرگترین خدمت به حکومت حاکم است.
اینکه فردی می گوید به من وکالت بدهید تا نماینده شما باشم که با جهانیان وارد مذاکره شوم باید به این یارو گفت
جهانیان شرایط را با معیار خودشان و منافع خودشان تعریف می کنند وقتی ببینند حکومت دیگر رفتنی است وارد گفتگو با نیروی اصلی می شوند.
آنها هوشیار هستند و وزن نیروها اپوزیسیون را تا حدودی می دانند و می دانند کدام بازی اپوزیسیونی، دکان است و کدام تاثیرگذار اصلی است وقتی می بینند فردی دلقک گونه می گوید مرا وکیل خود کنید تا چه بکنم و چه نکنم آنها می گویند این یارو متوجه نیست که وکیل شدن مردم در امر یک تحول انقلابی یک پروسه دراز مدت است اینکه گروهی دلقک وار دلقکی را کوک می کنند که تو وکیلی شو این بازی ها این دلقک ها کودکانه می بینند
و سرگرمیست برای گروه های خاص فرصت طلب.

مهدی حکیم
مهدی حکیم
1 سال قبل

سلام آقای نگهدار
گلایه دارم از شما و سایر دوستان با نظرات مختلف اما با هویت سیاسی و تاریخی مشخص از جمهوریخواه چپ گرفته تا تحول طلبان و ملی گریان که در این روزهای حساس میهن کم کار شده اید و در حاشیه حرکت می کنید. این فقط گلایه من نیست و سوال طیف وسیعی از هم میهنان داخل کشور نیز هست.
این استدال مد روز که این جنبش نوین است و ساختارهای سنتی و تاریخی بستر سیاسی ایران رو دیگر بر نمی تابد چندان اقناع کننده نیست چرا که چی کهنه تر سلطنت و آقای رضا پهلوی آنهم با آن سابقه تاریخی؟ پس چرا رسانه های مدعی این نوگرایی اینچنین روز شب در پی رهبر سازی و آلترناتیو تراشی دور این محور هستند؟
چنانچه در نوشته اشاره کردید جهت دادن آشکار و عیان به خیزش مردم به جان آمده از ظلم حکومت خصوصا در خارج از کشور و نیز همهمه قطع ارتباط سیاسی و …نشان از اکراین نیزه کردن ایران و زلنسکی تراشی برای آن جهت دستیابی به اهدافیست که غرب بعد از نا امیدی از برجام به این وسیله روی آورده است و از این روست که در این مجموعه حضور فعال نیروهای سیاسی هویت دار و تاریخا شکل گرفته را مانعی در راه شکل گیری این وسیله می داند.
و از اینروست که امروزه شرایط پرتب و تاب و حساس میهن تلاش و حضور بیشتری از نیروهای هویت دار می طلبد که اگر هم در نظرات مختلفند ولی مستقل و روی پای خود در کنار مردم ایران ایستاده اند.

سعید رضا
سعید رضا
1 سال قبل

به آقای محققی گرامی,
مبارزه سیاسی و سیاست ورزی بی در و پیکر نیست. به نظر من اولین وظیفه نیروهای چپ به معنای تمامی آزادیخواهان، عدالتخواهان و برابری طلبان همگرایی و ایجاد ثقل لازم برای تاثیر حداکثری بر حوادث سیاسی و اجتماعی و حتی فرهنگی است. قبل از اینکه چنین ثقلی ایجاد شده باشد حتی فکر نزدیک شدن به نیروهای راست جامعه تفکری به غایت اشتباه، خطرناک و وحدت شکن است.
دوست گرامی نظرات من به شما که برای عبور از جمهوری اسلامی تلاش میکنید بمراتب نزدیکتر از فرخ نگهدار است، اما رضا پهلوی و هواداران فاشیستش نیروهای کلاسیک راست نیستند، بلکه مزدوران حداقل جناحی از غرب و کاملا اولترا راست میباشند. شما فقط کافی است شعاری که حتی همسر گرامی آقای را پهلوی نیز انتشار دادند یعنی “مرگ بر سه مفسد، ملا، چپی مجاهد” را چند بار با صدای بلند برای خود تکرار کنید، آنگاه متوجه نیت پنهان شاه الهی ها و خانواده محترم پهلوی در موج سواری بر انقلاب زن زندگی آزادی خواهید شد. هرگاه در راه همگرایی و همصدایی نیروهای چپ (آزادیخواه، عدالتخواه و برابری طلب) جامعه گام بردارید در کنارتان هستم.

حق همچو آفتاب هویدا و روشن است
گر من نبینمش گنه از دیده من است

جبهه فراگیر ملی از نیروهای آزادیخواه، عدالتخواه و برابری طلب تنها راه تضمین آزادی و برابری در ایران

بهرنگ
بهرنگ
1 سال قبل

“در تظاهرات اخیر لندن تقریبا از هر ۴ یا ۵ نفر یکی خود را در این پرچم پیچیده بود”از متن مقاله یعنی از حدود بیست پنج هزار شرکت کننده تظاهرات لندن بیست هزار حامیان پرچم شیر خورشید بوده اند.”
با درود به آقای محققی که شیوایی قلمش انکار کردنی نیست.اما در باره این متن مایلم برداشتم را در چند مورد مطرح کنم.
۱_اگر قرار است مثلا از هر ۵ نفر یک نفر خود را در پرچم بپیچد، می توان نتیجه گرفت در واقع یک پنجم کل شرکت کنندگان در تظاهرات لندن حامیان این پرچم هستند و این تعداد یعنی ۵ هزار نفر نه ۲۰ هزار نفر. گویا در محاسبه دچار اشتباه شده اید.
۲_ نتیجه ای که از فراز دوم انتخابی از متن آقای نگهدار گرفته اید، به نظر می رسد واقعبینانه نباشد. چرا که اینطور نیست که ایشان همه ی مردمی را که با نیت حمایت از جنبش اعتراضی داخل از استراحت و تفریح آخر هفته ی خود می زنند و در تظاهرات ها شرکت می کنند متهم به داشتن رابطه ی شبان رمگی کرده باشند.ولی مگر می توان انکار کرد که در میان مدعیان رهبری و رهبرتراشی، افراد و جریاناتی هستند که رابطه ی شبان رمگی را در لباسی دیگر برای آینده ی مردم ایران می خواهند؟
شما واقعا ادعای جمهوری خواهی رضا پهلوی را باور می کنید؟ البته که نباید قصاص قبل از جنایت کرد ولی ایشان در چارچوب قبول جمهوری خواهی که اس و اساسش تحزب و پایبندی به دموکراسی است، آیا می پذیرد در یک میز گرد با مخالفان جمهوری خواهش در صورتی که ایشان رعایت کنند، حتما حرمت را هم نگاه خواهند داشت، بنشیند و به انتقاداتشان پاسخ بدهد؟ آیا حالا که به جای رژیم پادشاهی، جمهوریت را قبول کرده، می پذیرد صادقانه به نقد عملکرد پدر و پدربزرگش بپردازد؟ نمی شود که مبرا از هر گونه خطا بوده باشند.
۳_ در فراز سوم انتخابتان هم به نظر می رسد که یک واقعیت مسلم را انکار می کنید.
واقعا مگر غیر از این بوده که تقریبا اکثریت جریانات جمهوری خواهی که نام برده شده دارای چنین باوری بوده اند؟ یعنی ضمن این که طرفدار همگرایی با پهلوی گرایی نبودند، خواهان این هم نبوده اند که دیپلماسی را قطع کنند و تکیه بر فشار خارجی برای سرنگونی را هم رد کنند؟
ولی با این همه به گمانم این ایراد اساسی بر جریانات جمهوری خواه اعم از چپ و ملی و دموکرات وارد است که چرا هنوز نتوانسته اند به صورتی جدی روی یک برنامه ی حداقلی با هم به وفاق برسند؟

Kourosh
Kourosh
1 سال قبل

برای سرنگونی حکومت جنایتکار اسلامی نیاز به تک تک ایرانیان با هر نظر و ایدئولوژی ، جمهوری خواه و پادشاهی خواه و…میباشد. عدم اتحاد فقط طول عمر حکومت جنایتکار اسلامی را بیشتر می‌کند. پس زنده باد اتحاد جمهوری خواهان و پادشاهی خواهان جهت سرنگونی رژیم جنایتکار اسلامی.
هر که تفرقه افکنی می‌کند، مشکوک است.

کهنسال
کهنسال
1 سال قبل
پاسخ به  Kourosh

ممنون میشوم اگر نظر خود را نسبت به فتوای اخیر “ملکه ” آینده ایران؛ یاسمین پهلوی اعلام دارید(مرگ بر۳ مفسد؛ ملا؛ چپ و مجاهد). ایشان با این فتوای خود روی جنایتکارانی مانند شاه و خمینی را سفید کرد!!؟؟
یاسمین خانم چندی پیش “فرموده” بودند: “مارکس و لنین و… که مدتها پیش مردند؛ حالا باید برویم سراغ آن چپهایی که زنده اند” . 
راستش  یاسمین پهلوی ومادر شوهرشان از خود شازده رک تر هستند. فرح دیبا هم؛ نور پهلوی نوه گرامی را کاندید نموده اند. 
سلامت و شاد باشید.

امیر ایرانی
امیر ایرانی
1 سال قبل
پاسخ به  کهنسال

ظاهرن زن و شوهر تقسیم وظایف کردند
شوهر به زنش گفته: ای زن من نمی تواند در همین ابتدا خودم را لو بدم که چه در سر دارم
تو آزادی که نیت اصلی امان به زبان بیاوری
اما طوری رفتار کن که نظراتت نظر خودت است نه شوهر دلبندت
اما زن بدان اگر به تخت رسیدم چه ملکه ای می شوی دمار از همه آنهایی که پدرم را انداختن بیرون در خواهیم آورد

peerooz
peerooz
1 سال قبل

میگویند”قربان عقل اخر مسلمان”. و یا اینکه “ابله دو بار میخندد, اول با خنده دیگران و سپس زمانی که معنی جوک را در یافت.” ولی اصل مطلب در مورد من فرقی نمیکند. 

جناب نگهدار میفرمایند ” تصمیم گیری در این زمینه مهم ترین چالشی است که در وضع فعلی فرا روی همه طیف های جمهور خواه در خارج کشور قرار گرفته است.”, گوئی که صفر “همه طیف های جمهور خواه در خارج کشور”, رقمی هستند که در شمار اعداد به حساب آیند. 

“مهم ترین چالش” برای ایرانیان داخل و خارج  در درجه اول رؤیای اتحادی است که دست نایافتنی ست. پس از آن, سر گنده زیر لحاف, “دست خارجی” ست که “پیر و پاتال های فرسوده بالای هفتاد و پنج سال” نفوذ آنرا به خوبی درک کرده بودند, نفوذ همان هیولایی که اکنون روسیه را به باتلاق اوکراین افکنده و عراق و افغانستان را شخم زده است.

بعضی ها که با یک قاشق آب به شنا افتاده و دائما از دهه هشتادی ها صحبت میکنند نمیدانند که جنبش کنونی با مقیاس بسیار دور هم قابل مقایسه با جنبش های مشروطه و ملی کردن نفت و انقلاب ۵۷ نیست که پس از فرونشستن گرد و غبار آن جنبش ها, متاسفانه دریافتیم که “چون طفل نی سوار به میدان روزگار, در چشم خود سوار ولیکن پیاده بوده ایم”.

یعنی از انقلاب مشروطیت تا کنون تمام جنبش ها و قیام هاو تغییرات حکومتی ایران, با توطئه های دولت فخیمه و تخم و ترکه آن, شاه خور و ملا خور شده اند. امید که این بار ورق برگشته و ملت به دست خود و نفع خود پیروز شود چون مشکل بتوان با دست زدن به دامن سران کشورهائی که مسبب این بدبختی ها بوده اند به چنین هدفی رسید. این دایه های مدعی, هرگز مادر مهربانی نبوده و نخواهند بود.

ولی خب, باکی نیست.”شاهزاده و مصی علینژاد در راهند!

امیر ایرانی
امیر ایرانی
1 سال قبل
پاسخ به  peerooz

باید گفت در این صد وچند سال اخیر
ذهنیت هوشمندان ایرانیانی خاص لباس ایران خانم که مورد نیازش و برازنده اش است را خوب تشخیص داده ومی دهد که حاصل این تشخیص لباسی زیبا و شکیل بوده که طراحیش ناشی از شناخت روند تحولی ساختار اجتماعی جامعه ایران بوده اما پوشیدن این لباس با تحقق آزادی و دمکراسی میسر می شد و می شود. تجربه تاریخی به ما می گوید برای تحقق پوشاندن لباس شکیل و زیبا که دل همه زیبا شناسان را برباید تلاش ها و اقدامات تحول خواهی توسط ایرانیان هوشمند انجام گرفت و خواهد گرفت ؛
اما در بزنگاه هایی توسط حامیان استبداد خواهان داخلی
-که این استبداد خواهان خود را حافظ فرهنگ دینی استبداد پرور یا حافظ نظام سیاسی سنتی سلطنتی استبداد خواه و یا خود را حافظ سبک های نگرشی ایده لوژیکی خاص با بنمایه استبداد خواهی می پنداشته و می پندارند-
پوشاندن این لباس زیبا در همان اتاق پرو با مانع روبرو می شد و حتا استبداد خواهان تلاش می کردند لباس زیبا را پاره کنند و برای همیشه از بین ببرند اما از انجا که لباس زشت استبداد خواهان از هر گروهی که بودند و هستند کریه منظری اش دیگر به حالت تهوع رسیده،
لباس زیبای ایران خانم جلوگیریش را به رخ دوستداران لباس کریه منظر می کشاند و لباس زیبای ایران خانم به تنش پوشانده می شود.
از آنجا که بیگانگانی که بقای خود را در این می بینند که نباید لباس های زیبا دیگران مد زیبا خواهان منطقه شود به کمک استبداد خواهان داخلی می آیند و….
اما در نهایت زیبا شناسان چیره می شوند لباس زیبای ایران خانم را بر تنش می کنند و با دلربیایش دل زیبا شناسان منطقه را می رباید منطقه هم بگونه ای دگر می شود

peerooz
peerooz
1 سال قبل
پاسخ به  امیر ایرانی

انشاالله.

هرمز همتی
هرمز همتی
1 سال قبل
پاسخ به  peerooz

پیروز گرامی همیشه از نثر ویژه و احاطه شما بر ادبیات لذت برده ام.
همینطور از تشبیهات و استعاره های شما.
عبارت خیلی گویائی بود: بعضی ها که با یک قاشق آب به شنا افتاده

Sorab
Sorab
1 سال قبل

دشمنان نیروهای مترقی وملی ازجمله سلطنت طلبان و مجاهدین و تجزیه و مصی علینژاد هاو اسماعیلیون ها و نئولیبرالهای داخلی از حمایت کامل آنگلوساکسونها و ناتو واسرائیل و عربستان سعودی برخوردارند.تمام تلاش غرب اینستکه نیروهای مرتجع را به بعنوان رهبر به مردم و جهان غالب کنند.و انقلاب مخملی از نوع اوکراین راه بیاندازند در غیر این صورت سوریه سازی کنند.اشتباه است که اگر وضعیت کنونی ایرانرا در چار چوب بحران کنونی جهان نبینیم.باید در برابر دخالت نیروهای خارجی در ایران ایستاد ،در عین حال که از خواستهای اقتصادی و سیاسی مردم علیه نئولیبرالهای داخلی با ریش وپشم و بی ریش کوتاه نیامد.ریشه مرتجعین در داخل در ساختار نئولیبرالیزم است.

هرمز همتی
هرمز همتی
1 سال قبل

آقای نگهدار شما دارای تجربه سیاسی زیادی هستید و واقعا جای تعجب دارد که به چه دلیل یک نکته کلیدی را در ارتباط با ایران در نظر نمی گیرید.آن نکته کلیدی هم موقعیت ژئوپلیتک ایران است.

می گوئید که :غرب محض آغاز جنگ اوکراین برای جایگزین پیدا کردن برای نفت روسیه سراغ ونزوئلا رفت و ونزوئلا با درک وضعیت جدید، و به دلیل درهم‌تنیدگی کمتر با روسیه، به موقع تصمیم گرفت راهگشایی کند و این تصمیم کار کرد.

اقای نگهدار واقعا شما اطلاع ندارید که ونزوئلا یکی از نخستین کشورهائی بود که پیوستن لوهانسک و دونتسک به روسیه را برسمیت شناخت؟

آیا این رویه ونزوئلا خوشایند غرب بوده است؟

مسئله اصلی در ارتباط با ایران، موقعیت ژئوپلیتیک و موشک های ایران است.

امیر ایرانی
امیر ایرانی
1 سال قبل

درون کشور چه می گذرد
برون کشور چه می گذرد
اصل درون کشور است
برون کشوری ها توهمات و آرزوهای خود را در دنیایی آزاد و در آسایش خواهان هستند
بگذریم از آن برونیان که حمایت از درون کشور را وظیفه ملی میهنی خود می دانند.
درون کشوری ها مبارزات خود را بدون بازی های برون کشوری پی می گیرند
و در بزنگاه هایی ضربه اساسی را بر پروژه ولایتمداران استبداد خواه ولی ساز وارد می کنند آنهم ولایتمدارانی که در پی تراشیدن ولی فقیه مورد نظر خود هستند.
در درون کشور و در درون بیت با حوارینشان یک سردرگمی ایجاد شده و شوکه از ضربه اخیر اعتراضی که این ضربه توانست کلیت حاکمیت و کلیت مدیریت یک دست شده
را به چالش بکشد و اثر گذاری این کلیت یکدست برای دوره انتقالی رهبری را بی اعتبار کنند. وقتی در درون کشور و در درون حاکمیت یک ضربه اساسی به پروژه مورد نظر رهبر سازیش وارد شده است حاکمیت دچار یک ندانم کاری و چه کنم و چه کنم شده است
در این شرایط احتیاج به تنفس دارد تا ببیند می تواند از این شرایط رهایی یابد یا خیر،
بهترین حالت برای حاکمیت اینست که محوریت مبارزه و بحث های براندازانه از درون کشور به برون کشور انتقال یابد و نیروهای درون کشور که بخشی از آنها درون حکومتی های قبلی بودند به حاشیه روند و اقداماتشان بی تاثیر و….

ابوالفضل محققی
ابوالفضل محققی
1 سال قبل

 

آقای نگهدار و نصحیت به جمهوری خواهان

نگاهی کوتاه بر مقاله چاپ شده در سایت اخبار روزبقلم آقای فرخ نگهدار زیر عنوان “سیر اعتراضات درخارج کشوروچالش بزرگ جمهوری خواهان .”

 برای من که اکثریت قریب به اتفاق نوشته هایم فراخوان جریان های سیاسی به اتحاد پیرامون مبارز برای سرنگونی جمهوری اسلامی است . نوشته آقای نگهدار بیانیه وهشداری است درجهت خلاف اتحاد و شکل گیری یک اپوزیسیون متحد خارج از کشو ر.

نوشته ایکه از شروغ تا پایان تلاش می کند!  همایش وسیع ایرانیان را که با شعار “زن ،زندگی،آزادی ” که منبعث از شهامت مبارزان جوان ایرانی وتاثیر آن بر عواطف واحساسات لگد کوب شده چهل سال مردم ایران است را زیر سئوال ببرد و آن را در خدمت به گروه خاصی قرار دهد. تجمعاتی که شاه بیت آن ها آزادی ،حق طلبی وبرکناری حکومت آخوندی و نهایت بر پائی حکومتی بر اساس انتخابات آزاد ودموکراتیک است را مخدوش نماید.

میلیون ها ایرانی با همین دیدگاه وبا عشق به ایران آزاد در سرما .گرما بخیابان های دولت متبوع خود آمدند ومی آیند! تا توجه جهانیان وباشندگان آن کشور ها را بحمایت از جنبش انقلابی ابران جلب کنند .کاری بس عظیم بیرکت صفوف میلیونی که هرروز بر نقش تاثیر گذار آن افزوده می شود .

اما روایت آقای نگهدار از لون دیگر است.ایشان با نگاهی اجمالی وهدف دار .حرکت این جمعیت میلیونی را از محتوی اصلی خارج ساخته و به اجماعی سازمان دهی شده توسط یک گروه مشخص برای هدفی مشخص تقلیل می دهند .

توهین آشکار به میلیون ها ایرانی تحصیل کرده ،صاحب فکر واراده مستقل که از ویژگی های حداقل سی،چهل سال زندگی در یک محیط[УзМ۱]  آزاد ودموکراتیک است.چه می شود کرد با رهبرانی که هنوز بخود اجازه می دهند جای دیگران فکر کنند !متهم کنند !  یاد آوری نمایند چیزی که شما در آئینه نمی بینید آنها در خشت خام می بینند .

روح تمامی نوشته حتی آخرین پارگراف هم دادن رهنمودی از موضع یک عقل کل به جمعی است که ممکن است مرعوب جنبش و اتحاد شکل گرفته توسط کسانی که ایشان صلاحیت آن ها را  تائید نمی کنند! شوند واز جاده عقل خارج شده ، تن به اتحادی بدتر از ماندن حکومت اسلامی براریکه  قدرت شوند .

من ناگزیرم چند پارگراف از نوشته ایشان را درج کنم تانشان دهنده دقیق صغرا کبرا کردن ایشان برای رسیدن به نتیجه مطلوب که همانا جلوگیری از شکل یافتن اتحادی گستر ده تر بر علیه جمهوری اسلامی باشد را نشان دهم .

“در آغاز تظاهر کنندگان خیلی به ندرت از نماد پرچم برای بیان هستی و هویت بهره می جستند…. اما پرچم ها با نقش شیر و خورشید افزایش یافته است. در تظاهرات اخیر لندن تقریبا از هر ۴ یا ۵ نفر یکی خود را در این پرچم پیچیده بود”از متن مقاله یعنی از حدود بیست پنج هزار شرکت کننده تظاهرات لندن بیست هزار حامیان پرچم شیر خورشید بوده اند. نمود سلطنت طلبان. ایشان با عبوراز این شکل. به محتوی این راهپیمائی های نیز گریزی زده می نویسند

“در یک ماهه اول اجتماعات و راهپیمایی ها در شهرهای مختلف فاقد تدارکات میدانی و مرکزی بود و سازماندهی ها و هماهنگی ها عمدتا به مدد شبکه اجتماعی صورت می گرفت. در تظاهرات ۲۲ اکتبر در برلین اما یک شبکه توانمند، مرکب از انبوهی از فعالین میدانی، با مرکزیت معین برای تصمیم گیری، مدیریت مالی، تدارکات، و کنترل دست اندر کار بوده اند.

در این اواخر در برخی شهرهای بزرگ اجتماعات به صورت مشهود سازمان یافته تر و در عین حال کنترل شده تر برگذار می شوند و تمایل به سمت طیف معینی از نیروها آشکار است…..به نظر می رسدتلاش ها برای این نهاد سازی بر پایه همگرایی احزاب و گرایش های تاریخا شکل گرفته در جامعه سیاسی ایرانی نیست و برپایه همگرایی پر طرفدارترین چهره های مخالف حکومت، در کنار شاهزاده رضا پهلوی، پیش برده می شود.

هیچ کس نمی تواند بگوید عموم شرکت کنندگان در این اعتراضات چه مطالبه ای از حکومت ها داشته اند. شواهد نشان نمی دهد که جمعیت ها مطالبه ای از جمهوری اسلامی داشته باشند، حتی به تلویح. اما در سخنرانی ها مکرر از دولت های اروپایی و امریکا مطالبات معین درخواست شده است. اهم این مطالبات عبارت است از «فراخواندن سفرا از ایران» «قطع هرگونه مذاکره»، «بستن سفارتخانه های ایران در کشورهای مختلف»، «تحریم عوامل حکومت» «تروریستی شناختن سپاه پاسداران”همان مقاله

نوشته ای که قدم بقدم حمایت وسیع وتاثیر گذار نیروی میلیونی خارج از کشور را از محتوا خارج می سازد طوری که حتی اختیار شعار های خود را نیز ندارند و تماما صادر شده از مرکزی معین است .پیش زمینه برای نشان دادن این که دیگر این مردم نیستند که سپاه پاسداران را نیروئی تروریستی می دانند و تحریم عوامل حکومت را خواهانند .بلکه این سخن ران ها هستند که حرف وشعار در دهان مردم می نهند.

گفتن وزدن چنین اتهامی بر مردمی که از کار، زندگی ،تعطیلات آخر هفته خود می گذرند وگاه سختی یک مسافرت طولانی را بخاطر عقیده خود وحمایت از جنبش انقلابی داخل بجان می پذیرند توهینی آشکار و تداعی کننده همان رابطه شبان با گوسفندان حکومت اسلامی است .

کاراکتر وعادت باقی مانده همان رهبری برجمعی است که یکشبه از تقابل با حکومت اسلامی به حمایت از خمینی رسیدند. “از جمله خود من در همان جمع” رهبرانی که همه چیز را توطئه می دیدند. اکنون هم این تجمع مخالفان را ” تلاشی می دانند برای کنار نهادن همگرائی احزاب وگرایش های تاریخا شکل گرفته آن ها در جامعه سیاسی ایران”

 !تنها یک سوال؟  این احزاب تاریخی  چه میزان تلاش کردند که نیروی مثبت ،تاثیر گذار ، وسازمانده در این همگرائی برعلیه جمهوری اسلامی باشند ؟ چگونه میتوان از توطئه بر علیه آن ها گفت در حالی که هنوز دل یک دله نکرده وبرخی دلخور از شعار ها وخواست های معترضان بر علبه سپاه پاداران هستند؟ شعار خود را بجای تمرکز روی مرگ بر دیکتاتور بر روی شاه فرضی استوار کرده اند .در بدبینانه ترین حالت  در این مرحله آقای رضا پهلوی خواهان سلطنت نیست.وبنا بگفته خود جمهوری را ترجیح می دهد. (اله بئله)که هستی وخود نمی دانی . برهمین اصل خواهان  کنار نهادن رضا پهلوی از این همگرائی هستید.

داستان غربی است .سرانجام بند پابانی و نتیجه گیری و دستور العمل زیرگانه البته یا چاشنی این که من صلاح کار را بهتر می دانم چه عرصه اتحاد باشد .چه طرح خواست وشعار علیه جمهوری اسلامی چنین بر نوشته حکومت اسلامی شاد کن خود نقطه پایان  می گذارند.

از احزلب وسازمان هائی که اسامی آن ها را ردیف کرده اند، می خواهند و تکید می کنند. مبادا تزلزلی در فکر وعملشان پیدا شود ومرعوب وضعیت حاضر شوند . تاکید بر نگهداشتن سپر تفرقه می کنند و مقابله با افزایش فشارهای خارجی بر جمهوری اسلامی.  

“تصمیم گیری در این زمینه مهم ترین چالشی است که در وضع فعلی فرا روی همه طیف های جمهور خواه در خارج کشور قرار گرفته است. تمام آنها تا قبل از آغاز جنبش زن زندگی هیچگاه کوچکترین اعتقادی به همگرایی با پهلوی گرایی نداشته و هرگز از قطع دیپلماسی حمایت نکرده و آن را مقدمه جنگ شناخته اند. آنها همیشه با تکیه بر فشار خارجی برای سرنگونی مخالفت کرده اند. از زمره این نیروها می توان از حزب چپ ایران (فدائیان خلق)، سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)، اتحاد جمهوری خواهان ایران، همبستگی جمهوری خواهان ایران، طیف فعالین ملی مذهبی، فعالین نهضت آزادی و جبهه ملی ایران، حزب توده ایران، سازمان کارگران انقلابی، سازمان اتحاد فدائیان و تشکل های مشابه نام برد” همان مقاله

 باز هم بگوئید چرا این جریان های سنتی چرا جائی نه در اتحاد ها ونه در جنبش ندارند؟ ابوالفضل محققی

 [УзМ۱]

محسن کوشا
محسن کوشا
1 سال قبل

آقای محققی
در مورد نوشته ی آقای نگهدار که بر اساس مواصع ایشان برای برای توجیه پای بندی خود به «تفییر در حکومت خلافت اسلامی » هر چه خواسته تا بحال کرده ست و به دیگر نیروها ی سیاسی هم نسبت های مختلف داده ست .
نیازی به بحث خاصی نمی بینم. چون کیست که در جنبش آزادیخواهانه مردم ایران با حمایت های ایشان از حکومت کودک کش داعش ایران آشنا نباشد.

ولی چون مواضع شما را شاید بعضی از دوستان ندانند.
لازم می بینم که یادداشتی را که در صفحه فیس بوک شما گذاشتم را این جا هم بگذارم .
چون راستش نه از حامیان حکومت ولایت فقیه دل خوشی دارم و نه از کسانی که برای طرفداران حکومت دیکتاتوری پادشاهی به اشکال مختلف مجانی تبیلیغ می کنند و به تمام جان هائی که در این ۱۰۰ سال برای آزادی ، استقلال و پیشرفت و عدالت اجتماعی ایران از جان مایه گزاردند به نوعی غم انگیز دهن کجی می نمایند.
چنین نوشتم:
[ واقعیت این ست که میلیونها ایرانی خارج از کشور سرکوبگر نبوده و نیستند.
پس اتحاد بین اقلیتی مدعی سیاسی و اجتماعی برای رسیدن به حکومتی با رای مردم و بدون دخالت متهمان سرکوبگری لازم ست.
در این مورد اراده ای وجود دارد که می خواهد قضیه ی «متهمان سرکوبگری» با سکوت برگزار شود چرا؟

ولی وجود و حضور دائمی جنبش دادخواهی قربانیان حکومت فاشیستی که هرگز شامل مرور زمان نمیشود اجازه ی چنین حاتم بخشی را نخواهد داد .

کما اینکه هنوز متهمان جنگ دوم جهانی ، حکومت نظامی های آرژانتین و شیلی دستگیر می شوند و ایران نیز استثناء نیست. البته این موضوع بسیار حساس ست و کار حقوق دانان و وکلا ست.

در هر صورت اتحاد طرفداران حکومت های تمامیت خواه با دموکرات ها، چپ ها و دیگر نیروها کار ساده ای نیست و اصرار غیر منطقی این نوع «همه با هم » واقعا سئوال انگیز ست. در حالیکه شاهدوستان هرگز عملکرد استبدادی حکومت های پهلوی را نه تنها محکوم نمی کنند .
بلکه در نهایت نخوت و عقب ماندگی برای دگر اندیشان ملی ، مذهبی و چپ خط و نشان می کشند. واقعا وحشتناک ست !!
کسانی که با این دست رفتار و پندار عقب مانده مماشات می کنند عملا برای بازسازی نوع دیگری دیکتاتوری زمینه فراهم می کنند.

فرخ نگهدار
1 سال قبل

آقای ابوالفضل محققی گرامی!
در انتهای یادداشت نوشته‌ام که جمهوری خواهان، از هر رنگی، را سه راه در پیش است و همه درگیر این چالش بزرگ که کدام راه بروند.
مطلعم که شما نه تنها تصمیم خود را گرفته‌اید و کامل پیوسته‌اید، بلکه به هرکس که تامل کند و پرسش هم سرکوفت می‌زنید که چرا تفرقه افکنی می‌کنید. به ره افتاد کاروان.
کمترین نشانه دموکراسی خواهی این است که برای تصمیم هر ایرانی برای پیوستن یا نپیوستن به کاروان شما احترام بگذارید و بگذارید دیگران هم هر طور که خواستند تصمیم بگیرند. کار ایشان را به خودشان واگذار کنید و فقط آرزوی سلامت بدرقه راهشان کنید.
ما این روزها کم نمی‌شنویم از یاران شما انگ فاسد و مفسد را بر دیگرانی می‌زنند که همراهشان نیستند. هنوز به نوفل لوشاتو نرفته همراهان تان گشت ارشاد ساخته و بهشت اجباری راه انداخته‌اند. و شما نه تنها سکوت می‌کنید بلکه دیگران را کپک زده و ورشکسته و …می‌خوانید.
انتظار از شما این نبود و نیست که یک منتقد سرسخت اما وفادار صاحبان قدرت در جریانی باشید که به آن پیوسته‌اند. با فداییان هم که بودید چنین پیشینه‌ای نداشتید و بیشتر نقاط قوت بالا در ذهنتان بود. اما انتظار حداقل از شما این است که حالا که به پهلوی سالاران، که از برکات «حمایت مردمی» و نعمات «جامعه بین‌المللی» برخوردارند، پیوسته‌اید، دست کم حق و حرمت بی کس کارانی را نگاه دارید که از این خان نعمت و قدرت خود را محروم کرده و عزم کرده‌اند فقط و فقط روی پای خود بایستند حداقل اینقدر نامنصفانه و بیرحمانه بر سرشان نکوبید.

ابوالفضل محققی
ابوالفضل محققی
1 سال قبل
پاسخ به  فرخ نگهدار

آقای فرخ نگهدار گرامی!من قبل از اینکه به سه راه پیشنهادی شما به جمهوری خواهان بپردازم.مایلم بار دیگر براین شیوه بر خورد نادرست ومتاسفانه جا افتاده در شما ایراد بگیرم . بر شیوهای که هرکس با شما نیست وبرخلاف نظرات شماست ! فردی خارج شده از دایره اعتبار و وابسته به اصحاب قدرتی است که از نعمات چنین پیوستنی بهره می گیرد .

 درگذشته این افراد با فرهنگ مسلط جزب توده افرادی بودند وابسته به امپریالسیم وسازمان های جاسوسی غرب. از دکتر قاسملو گرفته تا کوچکترین فرد سازمانی که شما رهبری آن را بر عهده داشتید .حال نیز بر باقیمانده آن خط می دهید .

بر پایه چنین نگاهی است که مرا نخست از جرگه جمهوری خواهی بیرون می گذارید وسلطنت طلب می کنید و سپس بر پایه همین استدلال می نویسید “ مطلعم که شما نه تنها تصمیم خود را گرفته‌اید و کامل پیوسته‌اید.”

این کدام دستگاه اطلاعاتی است که چنین با اطینان از بیعت من بشما اطلاع می دهد که من خود خبر از این پیوستن ندارم .

من فردی هستم آزاد جمهوری خواه که تنها زیر پرچم حقیقت و اتحاد برای سرنگونی جمهوری اسلامی سینه می زنم .

 شما متاسفانه باز بهمان سیاق  گذشته و مالوف خود عمل می کنید . سال ها تلاش صمیمانه من بر اتحاد تمامی نیرو ها برای یک میثاق ملی  را زیر سوال میبرید زیرکانه.من را بهره گیر خان نعمت وقدرت پهلوی سالاران متهم می کنید .

خود را عیاری که آگاهانه خویشتن را از این نعمت محروم کرده وتنها دل به رهبری به تاکید شما “آقای”.خامنه ای که در او بعد این همه جنایت وفساد و نوچه پروری وتملق پذیری ظرفیت تغیر می بینید بسته اید. بری از خوان نعمت “آقا”.

 می نویسید “اما انتظار حداقل از شما این است که حالا که به پهلوی سالاران، که از برکات «حمایت مردمی» و نعمات «جامعه بین‌المللی» برخوردارند، پیوسته‌اید، دست کم حق و حرمت بی کس کارانی را نگاه دارید که از این خان نعمت و قدرت خود را محروم کرده و عزم کرده‌اند فقط و فقط روی پای خود بایستند.”

 شرم دارم چیزی بنویسم برچنین اتهامی که آگاهانه کار وعمل مستقل افراد را زیر سوال می برند وجائی برای آزاد اندیشی افراد نمی گذارند .تفکری که تخم بد بینی و توطئه چینی را در سازمان فدائیان چنان رشد داد که سر انجام کار این شد که هست .

من نقش باند بازی ،اتهام زنی،شخصیت کوبی،قدرت جوئی،جایگاه گیری  را در سازمان فدائی مهم تر از اختلاف ائیدولوژیکی میدانم که هنوز نمی دانید چه میخواهید.امری که یکی از دلایل اصلی جدا شدن بسیاری از کسانی شد که در این گروه بندی ها جا نمی گرفتند.

حس رهبری و منیت که حتی درهمن سه پیشنهاد شما برای امر اتحاد ها “البته اتحاد شکنی ” کاملا خود را نشان می دهد و من بدرستی بر این نکته با شناختی که از شما دارم انگشت نهادم .

 سه پیشنهاد می کنید که روح وهدف اصلی شما همان پیشنهاد سوم است .جریانهائی  با گرایش های مختلف از نهضت آزادی وجبهه ملی “طرفدار خمینی”. فعالین ملی مذهبی” اصلاح طلب” سازمان کارگران انقلابی”حکومت کارگری ،دهقانی”  و نهایت حزب چپ ،اکثریت،اتحاد جمهوری خواهان را یک جا کرده . دستشان را در پوست گردو می گذارید.

می نویسید” تمام آنها تا قبل از آغاز جنبش زن زندگی هیچگاه کوچکترین اعتقادی به همگرایی با پهلوی گرایی نداشته و هرگز از قطع دیپلماسی حمایت نکرده و آن را مقدمه جنگ شناخته اند. آنها همیشه با تکیه بر فشار خارجی برای سرنگونی مخالفت کرده اند.” تکید یا تهدیدی که نتوانند موضع قاطع وروشن بگیرند.مبادا متهم به موارد ذکر شده توسط شما شوند.

 به این می گویند دمکراسی زیرکانه فرخ نگهدار که اساسش از اول بر پایه اتهام زنی است .۱ گویا جبهه  شکل گرفته در خارج که آقای رضا پهلوی هم فردی از آن است هدفش بوجود آوردن رهبری در خارج است نه داخل . هیچ کجا ودر هیچ سندی جز تاکید بر رهبری داخل در این ائتلاف نمی بینید .اما چه باک از ذهن ونیت خوانی آقای نگهدار.

 ۲ایجاد چنین فضائی که گویا حرکت در جهت اتحاد معادل نسبت های داده شده ایشان است که در بالا ذکر شد.

جناب نگهدار شرکت در اتحاد با ائتلاف شکل گرفته در خارج معادل سلطنت طلبی نیست !معادل بهره گرفتن از نعمت وتکیه بقدرت نیست! لطفا دست بر دارید از مطلع بودن بی سند و اتهام زنی .از نظر من احترام به عقیده دیگری  چیزی جز بر خورد با نوشته ،گفته وعمل او نیست .

تنگ چشمان نظر به میوه کنند

 ما تماشا گران بستانیم با احترام ابوالفضل محققی

peerooz
peerooz
1 سال قبل

تنگ چشمان نظر به میوه کنند
 ما تماشا گران بستانیم 

جناب محققی,
با عرض معذرت بسیار و تصدیق فرمایش شما, در حالی که ۵۰ – ۴۰ سال گذشته شما و جناب نگهدار مشغول تماشای میوه و بستان بده اید, رندان ریشه درختان را هم کنده اند. شاید زنده یاد ایرج میرزا درست  میگوید که: 
دو نفر دزد خری دزدیدند
سرِ تقسیم به هم جنگیدند
آن دو بودند چو گَرمِ زَد و خورد
دُزدِ سِوُّم خَرشان را زَد و بُرد

Sorab
Sorab
1 سال قبل

آقای محققی فراموش نکن که انقلابات مخملی بر پایه نارضایتی واقعی مردم شکل می‌گیرد . مردمی ناراضی که نه برنامه مشخص وروشن سیاسی دارند ، نه تشکیلات قوی مردمی ، نه برنامه روشن اقتصادی و نه رهبری مردمی و صادق و شرافتمندانه براحتی ملعبه دست قرار میگیرند. اکنون تمامی غرب و بلندگوهای شان مانند بی بی سی و ایران اینترنشنال سعودی و منوتو و العربیه و…از نیروهای سلطنت‌ طلب و مجاهدین و تجزیه طلبان و نئولیبرالهای داخلی با ریش وپشم و اسماعیلیون ها و مسیح علینژادها و رویا حکاکیانهای صهیونیست حمایت کرده و خوراک ذهنی مردم را تهیه می‌کنند.شما زنگ خطر جنگ داخلی و تجزیه ایران و فروپاشی را نمیشنوید .وضعیت کنونی کشور عزیزمان ایران را باید در رابطه با حوادث بسیا خطرناکی که در جهان میگذرد نیز باید دید. غرب اکنون بشدت از باصطلاح “اپوزیسیون” در خارج حمایت می‌کند و دارد آلترناتیو سازی می‌کند.در اینجا چپها و نیروهای دلسوز مردم چرخ پنجم کالسکه هستند ، یا در سایه قرار گرفته‌اند.مراقب باشیم

ahmad
1 سال قبل

سلام آقای فرخ نگهدار
متاسفانه جریانات سیاسی که اسم بردید تا امروز نتوانستند یک جبهه تشکیل دهند. زن ، زندگی‌، آزادی معنایی ندارد. تلویزنهای فارسی زبان خارج کشور در جهت تبلیغ رضا پهلوی، تحریم ایران از طرف آمریکا و اروپا،… تبلیغ میکنند از جنایت و خیانت‌های حکومت پهلوی هیچ حرفی‌ نمیزنند. در همین زمان اسرائیل و آمریکا در حال آماده شدن برای حمله نظامی به ایران هستند و هیچ جریانی هیچ موضعی در این مورد نمیگرد. متاسفانه اگر در این ایران تغییری رخ دهد باز جریانات سیاسی چپ وقتی‌ وارد ایران شوند به جان هم خواهند افتاد.

peerooz
peerooz
1 سال قبل

حدود ۱۱۵ -۱۱۰ سال پیش مردم به رهبری سران مشروطه به پا خاستند تا سلطنت مطلقه را به سلطنت مشروطه تبدیل کنند. دولت فخیمه بریتانیایی کبیر نیز برای مقابله و جلوگیری از نفوذ روسیه, در سفارت خود دیگ های پلو راه انداخت و سر انجام با دستیاری سید ضیاء, رضا خان قزاق را بر تخت سلطنت نشاند و ۱۶ -۱۵ سال بعد او را به علت تمایل به آلمان, به جزیره موریس فرستاد و به کمک فروغی پسر او را برهمان تخت سلطنت نصب کرد.

حدود ده سال بعد که ملت به رهبری مصدق جهت ملی کردن صنعت نفت قیام کرده بود دولت فخیمه به یاری آمریکا مصدق را زندانی و شاه را مجددا بر تخت نشاند.

۳۷ سال بعد که باز مردم جهت آزادی و استقلال انقلاب کرده و تاریخ مصرف شاه تمام شده بود, این بار نیز میراث خوار دولت فخیمه, انقلاب را ملا خور کرده و خمینی را با ایر فرانس به تهران آورد و ژنرال هویزر ارتش را بیطرف نمود. از مداخلات روسیه هم حرفی نمیزنم که بازی را باخته و اکنون مقام معظم رهبری! و پوتین در صدد اصلاح این نقیصه اند!

این تاریخ اجمالی صد و خرده ای سال تاریخ اخیر ایران است. امید که “گذشته چراغ راه آینده” نبوده و اوضاع چنان گردد که جناب نگهدار فرموده اند, “اگر موافق تدبیر او شود تقدیر”. 

میر
میر
1 سال قبل

جناب فرخ نگهدار میگوید : (با این همه تا کنون هیچ نشانه ای از داخل کشور دیده نشده است که نشان دهد مبارزانی که در جای جای ایران در خیابان ها، در دانشگاه ها، بر سر مزار جانباختگان، یا هر جای دیگر برآمد می کنند هیچ نامی یا نشانی در حمایت و تائید از هیچ گروه و گرایش، یا در حمایت از این یا آن فرد سرشناس، دیده یا شنیده نشده است. ) ولی اگر دقت کنند در مخالفت با حومت سلطنتی شعار زیاد داده شده. (مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر) یا (نه سلطنت نه رهبری دموکراسی برابری). امیدوارم ایشان نشنیده باشند. نه اینکه خودشان را به نشنیدن زده باشند.

فرخ نگهدار
1 سال قبل
پاسخ به  میر

میر گرامی!
ما هر دو یک حرف می زنیم. هر دو می گوئیم هیچ شعاری در حمایت از هیچ شخص و یا جریان معینی گزارش نشده است. شما اضافه می کنید شعارهایی در مخالفت با شاه و رهبری داده شده است. صد در صد تائید می کنم.

مهرداد
مهرداد
1 سال قبل

پس از گذشت چند نسل، چرا اصلا این نهاد سازی در خارج باید بر اساس “همگرایی احزاب و گرایش های تاریخا شکل گرفته” انجام پذیرد؟ مگر غیر از این است که این احزاب “تاریخا شکل” گرفته از جمله ان چند حزب مذکور چپ در آخر مقاله به خاطر چسبیدگی به آرمان های عقب افتاده قرن پیش بی تاثیرفرتوت، و سترون شده، یا دیگران چون مجاهدین و سلطنتی های خرافاتی همگی بی مورد بودنشان را به اثبات رسانیده اند؟ مگر غیر از این هست که همین بی عملی و گاها سمتگیری شماها با رژیم در دهه های گذشته نسل جوان را از ان تاریخ منفصل کرد و بعضی از آنان را به سبد پهلوی ها پرت کرد؟

کل مقاله در چند سطر و چند سؤال آخر خلاصه میشود. بر فرض اگر جواب به سؤال اول “نه” باشد و به سؤال دوم “آری” با اتکا به آن چند حزب رقیق و بی رمق چطور میخواهید در خارج کشور کمپین ضد اعدام پیش ببرید؟ 

کاش آقای نگهدار قبل از طرح حساب گرایانه آلترناتیو سوم، میپذیرفت که ان احزاب و نسلشان رو به آاتمامند و آب پاکی را روی دستشان میریخت. حد اقل ایشان بر خلاف ان چند حزب مستاصل از پرخاش به علینژاد ها اجتناب میکند، چون به خوبی میداند با وضیت کنونی، هتاکی افراد بالای هفتاد و پنج سال به جوان تر های فعال و مصمر ثمر جایز نیست. 

فرخ نگهدار
1 سال قبل
پاسخ به  مهرداد

قبول دارم که بسیاری در خارج کشور در جهت همگرایی کوشیده اند و ثمری نگرفته اند. فرقی نمی کند پهلوی خواه باشند یا جمهوری خواه. تلاش برای همگرایی اگر برای طرح ترویج یک گفتمان سیاسی معین باشد، اگر مقصود روشنگری و به ژرفا بردن سیاست باشد، بسیار هم موثر است و در رگ و پوست جامعه سیاسی رسوخ می کند. و اگر برای آلترناتیو ساختن برای جایگزینی رژیم باشدف کارش یا به کساد می کشد و یا به توسل به منابع قدرت و ثروت که بی شما نمی شود.
تلاش اصلی اما در ایران جاریست و حکومت غدار هم هر صدایی که بلند شود را می گیرد و به زندان می کشد. قبلا بسیاری از چهره ها را پنهانی می کشت. حالا زورش به این کار کمتر میرسد.
به اشاره نوشتم که جنبش ها و جوشش ها مدنی ایران، در عرصه های مختلف و در جاهای مختلف خرد خرد منسجم شده و حول صداها و چهره های خود گرد آمده اند. پر اثرترین هاشان هم اکنون در بندند یا تهدید به حبس می شوند. اما شما خوب تصدیق می کنید که نه حبس و نه تهدید به حبس هیچ کدام نه ذره ای از اعتبار آن پیشگامان کاسته است و جامعه سیاسی و مدنی ایران نسبت به انان کم توجهی می کند. اتفاقا شما حتما تائید می کنید که بسیاری از طبالانی که در خارجه در صحنه هستند نمی توانند برای کسب اعتبار و مشروعیت بر آن گوهرهایی که در اسارت هستند ادای احترام و پیک حمایت نفرستند.
بنابراین نخستین پرسش این است که آیا در خارجه می توان آلترناتیو ساخت و بر حمایت میدانی دولت های منطقه و قدرت های بزرگ در اروپا و امریکا برای سرنگون کردن حکومت متکی نشد؟ برخی می گویند: آری میتوان ساخت و متکی نشد. اما در عمل می بینند که در عرض این ۴۰ سال یک قدم جلو نرفته و امیدی نیافریده اند. برخی دیگر می گویند آری. میتوان ساخت. اما باید متکی شد. امروز فعال ترین نیروهای صاحب صدا و پرتوان برای سازمان گری ایرانیان مقیم خارج کشور همین نیروهای دسته دوم هستند.
هم از این روست که امروز ذهن یکایک کسانی که در تشکل های تاریخا شناخته شده ایرانی فعالند مشغول پاسخ یابی برای همین پرسش است. من هر کس را سراغ می گیرم می بینم که ذهنش متوجه یکی از آن سه انتخابی است که در انتهای یادداشت آمده

مهرداد
مهرداد
1 سال قبل
پاسخ به  فرخ نگهدار

پاسخ منفی است: آلترناتیو سازی در خارج فقط یک مضحکه است و شدنی نیست، اگر شما و همفکران با این موافقید، دلیل این همه نگرانی و اتلاف انرژی برای مخالفت با سلطنتی ها چیست؟ هم من و هم شما میدانیم سقوط رژیم هنوز در افق نیست و خییزش کنونی پر اعتلا تر و رادیکال تر خواهد شد. بنابراین با گذشت زمان و گذر عمر و اتمام ان نسل، تاثیر و نفوذش نیز از بین خواهد رفت. تا پنج سال دیگر از این حزب چپ، اکثریت، توده، راه کارگر، غیره، چه باقی خواهد مند که نقاش دوباره چپ نون ایران باشند؟ این نحوه نگرش شما با ان چپ ها به مجاهدین و سلطنتی ها همان مشروعیت و مجوز را میدهد که خود را آلترناتیو معرفی کنند.

جنبش خارج کشور آلترناتیو نمیشود، ولی همه با تمام قوا از کوشش های بین المللی در محکومیت رژیم حمایت میکنیم، حتی به قیمت ایستادن پشت حامد ها و مسیح ها.

دارا گلستان
دارا گلستان
1 سال قبل

قصم غلط است و منظور قسم است

دارا گلستان
دارا گلستان
1 سال قبل

آقای نگهدار
“چرا در وین توافق می شود؟” نشد؟، چرا خامنه به نصایح دلسوزانه شما جواب نداد و ….. چون شما(علتش را نمیتوانم رویش “قصم” بخورم)، اما در زمان حال زندگی نمیکنی و یا اگر میکنی واقعیت را نمیپزیری.برای نمونه میگویید “این نیروها می توان از حزب چپ ایران (فدائیان خلق)، سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)، اتحاد جمهوری خواهان ایران، همبستگی جمهوری خواهان ایران، طیف فعالین ملی مذهبی، فعالین نهضت آزادی و جبهه ملی ایران، حزب توده ایران، سازمان کارگران انقلابی، سازمان اتحاد فدائیان و تشکل های مشابه نام برد.”
گروه هایی که نام برده اید فاقد اعتبار و وجهه… در میان حتی بسیاری از اعضائ سابق خودشان هستند چه برسد به جنبش زن زندگی آزادی. نفرات عضو در مجموع این نامها چنان و چندان قلیل و سالمند هستند که فقط میتوانند خاطرات تلخ دوران جنگ سرد را روی دیوار یک موزه تصویر کنند.
و برای شما باید بسیار دردناک باشد که هیچ جمعی نباید و نمیتواند مورد اعتماد میلیونی فرار بگیرد مگر اینکه آقای رضا پهلوی در آن جمع حضور داشته باشد.
آقای نگهدار خامنه ای دلواپس زیاد دارد و یکی بیشتر چاره نیست.

کیا
کیا
1 سال قبل

“آخرین تظاهرات لندن شعار «رضا شاه روحت شاد» و «مرگ بر سه فاسد – ملا چپی مجاهد» مورد استفاده بود.”
جناب نگهدار !
شما بخوبی می دانید که تاریخ تکرار نخواهد شد مگر در شکل مخالفش!
حال تکیه بر اینکه طرفداران پهلوی برجسته اند واحزاب و سازمان‌های جمهوری خواه هم با پهلوی موافق نبودند ، و سمت‌گیری جمهوری اسلامی بطرف روسیه” الیگارش” است چه چیزی را با زیرکی میخواهید بیان کنید!؟

باید چشمانمان را بر اینهمه بی‌عدالتی ،کشتار ،غارت و عقب ماندگی از جهان و زمان ببندیم چون پهلوی ها در خارج خیلی شلوغش کرده اند با اینکه وزنه ای در جامعه داخل کشور نیستند!؟

peerooz
peerooz
1 سال قبل
پاسخ به  کیا

جناب کیا,
خداوند از دهان شما بشنود که ” تاریخ تکرار نخواهد شد مگر در شکل مخالفش!” ولی جمله معروف و منسوب به مارک تواین میگوید “History Doesn’t Repeat Itself, but It Often Rhymes”. گرچه تاریخ تکرار حوادث نیست ولی آنها اغلب هم قافیه اند. خدا نکند که حوادث صد سال اخیر دو باره و سه باره تکرار شود. 

کیا
کیا
1 سال قبل
پاسخ به  peerooz

من معتقدم که سلطنت دیگر در ایران جایی ندارد ولی با فرض محال که دوباره بر قرار شود سلطنت نمی‌تواند مانند قبل با دیکتاتوری محض ادامه یابد و این همان تکرار حوادث با قافیه ” اغلب” است که شما عنوان می کنید.

Isak Bath Ewaz
Isak Bath Ewaz
1 سال قبل

تشکیل دولت موقت در خارج از کشور و فراخوان اپوزیسیون خارج برای تشکیل مجلس موسسان گام های دمکراسی پایدار در ایران را شتاب خواهد داد.

هرمز همتی
هرمز همتی
1 سال قبل

آقای نگهدار شما می گوئید که چون جمهوری اسلامی سیاست یک طرفه داشت و به سمت روسیه رفت ، برجام رها شد و دولت های غربی سیاست فشار حداکثری را در پیش گرفتند.

اما خبرها را که می خواندیم وضع خلاف این تصویری است که شما می دهید.

جمهوری اسلامی همیشه دنبال مذاکره با غرب بوده و هست.همین امروز هم بخصوص وزیر امور خارجه این طور عنوان می کند که ما دنبال مذاکره هستیم و در حال رسیدن به نتیجه هستیم.

اما دولت های غربی بعد از شروع اعتراضات در ایران تمایل کمتری نشان دادند برای مذاکره و فشار را بیشتر کردند و از جنبش اعتراضی در ایرا ن حمایت کردند.

روشن است که مناسبات رژیم جمهوری اسلامی با روسیه هم برای دولت های غربی مطلوب نیست.

یعنی واقعیت موجود ، خلاف آن تصویری است که شما ارائه می دهید.

نیک
نیک
1 سال قبل
پاسخ به  هرمز همتی

آقای همتی شما فکر میکنید جمهوری اسلامی اعلام میکند که خیر ما اهل مذاکره نیستیم و لطفا به ما حمله کنید؟ البته که مدعی میشوند که اهل منطق و بحث مذاکره هستند! اما منظور از مذاکره برایشان آن است که غرب تحریم ها را بردارد و اجازه دهند اینان هر آنچه میخواهند بکنند. 

فرخ نگهدار
1 سال قبل
پاسخ به  هرمز همتی

جناب هرمز همتی عزیز
شکی نیست که جمهوری اسلامی واقعا و صمیمانه خواستار احیای برجام است. اما تمایل و تعجیل غرب برای احیای برجام تا زمانی بود که هنوز جنگ اوکراین شروع نشده بود. تلاش و خواست غرب این بود که امضای برجام و رفع تحریم ها راه همپیوندی ایران و غرب را همار و راه همگرایی ایران و روسیه را دشوار کند. ظریف زمانی زدند که غرب مشتاق توافق بود. آنها ظریف را به خاطر مخالفت با برجام نزدند. او را زدند چون اگر ظریف-روحانی کار را تمام می کردند حذف آن گرایش در انتخابات ناممکن یا هزینه‌اش کمرشکن می‌شد. آنها فقط می‌خواستند دولت را خودشان بگیرند که هم روند جانشینی خامنه‌ای امن تر سود و هم اعتبار و فوائد رفع تحریم‌ها به حساب آنها ریخته شود.
اما توافق در نیمه دوم سال ۱۴۰۰، زمانی که دولت رئیسی مستقر سده، به شرطی صورت میگرفت که یا حمله روسیه به اوکراین صورت نمی‌گرفت و یا ایران وارد همکاری با روسیه و جانب‌گیری در جنگ اوکراین نمی‌شد.
توجه کنیم که ونزوئلا هم دقیقا مثل ایران هم درگیر تنش داخلی و ویرانی اقتصادی بود و هم زیر سنگین‌ترین فشارها از سوی بلوک غرب. اما به محض آغاز جنگ اوکراین غرب برای جایگزین پیدا کردن برای نفت روسیه سراغ ونزوئلا رفت و ونزوئلا با درک وضعیت جدید، و به دلیل درهم‌تنیدگی کمتر با روسیه، به موقع تصمیم گرفت راهگشایی کند و این تصمیم کار کرد.

peerooz
peerooz
1 سال قبل
پاسخ به  فرخ نگهدار

جناب نگهدار,
“چون تو دانائی نمیداند مگر” از لحظه ای که ترامپ به توصیه داماد یهودی خود برجام را ملغی کرد برجام وفات یافت و اسرائیل بر قبر آن گماشته شد؟ و رحمه الله علیه.

هرمز همتی
هرمز همتی
1 سال قبل
پاسخ به  فرخ نگهدار

آقای نگهدار ، ونزوئلا جزو نخستین کشورهائی بود که پیوستن لوهانسگ و دونتسک به روسیه را به رسمیت شناخت.اما باز هم غرب بود که به سراغ ونزوئلا رفت.نه اینکه ونزوئلا راهگشائی کند.
این همان ونزوئلائی بود که غرب می خواست در آنجا گوایدو را مصدر امور کند.

در مورد ایران مسئله پهپا دها ربطی به متن برجام ندارد.
در یک پیوستی که آمریکا ضمیمه کرده است به قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت، اشاره ای به منع صدور اسلحه شده است که اصلا ربطی به مسئله هسته ای ندارد.
ممنوعیت هم گویا تا اکتبر ۲۰۲۳ در نظر گرفته شده است.برخی از اصلاح طلبان در داخل کشور هم روی این مورد تمرکز می کنند.
اما مسئله این است که در متن اصلی قطعنامه ۲۲۳۱ اشاره ای به پهپادها نشده است.

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز

39
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x