یکشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۳

یکشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۳

پست تر از “خوک پیرون” نباشیم – دکتر سعیدرضا راد

پیرون از فیلسوفان شکاک یونان باستان بود و عقیده داشت که خوشبختی انسانها، تنها در بستر لاقیدی مطلق آنان، میسر میگردد. او در تمثیلی گفته است:

یک کشتی در دریایی طوفانی به گردآبی هولناک و ویران کننده گرفتار شده بود. موجهای خشم آلود دریا از هر سو بر آن سیلی می‌نواختند و هر لحظه بیم آن میرفت که درهم شکند و دریا، کشتی و هر آنچه در اوست را به کام مرگ و نیستی فرو کشد.
همه مردان، زنان و حتی کودکان در جنب و جوش بودند و هر یک به سهم خویش در تلاش و تکاپو، تا شاید بتوانند، راه نجاتی برای خود و جمع پیدا نمایند.

تنها یک خوک !!! که در گوشه ای از کشتی بسته شده بود، بی توجه به اطراف و بی خیال از آنچه در پیرامونش میگذشت، آرام و بی دغدغه، مشغول ارتزاق خویش بود.

در پیرامون ما نیز همواره آدمهایی وجود دارند که آشکار یا پنهان، نگرشی همانند “خوک پیرون” را در درون ضمیر خویش حمل مینمایند. برای این دسته از آدمها، درد و رنجی که روز و شب نوجوانان، جوانان، زنان و مردان کشور تحمل می‌کنند و همچنین ستم و بی عدالتی که بر زحمتکشان اعم از مزد بگیران، کارگران، کارمندان … و تمامی اقشار دیگر جامعه در سیستمی استبدادی روا میگردد، امری شخصی است که اصولا به آنها، هیچ ربطی ندارد.

ما هر روز با تعدادی از اینگونه افراد در اجتماع، محیط کار و زندگی برخورد میکنیم. آدمهایی که خوشبخت بودن و شاد بودن را در بیخیالی و عدم تعهد به جامعه و دیگر انسانها جستجو میکنند. آدمهایی که خوش بودن در لحظه را عین خوشبختی و بر دوش دیگران سوار شدن و از ثمره زحمت دیگران ارتزاق کردن را عین زرنگی و زندگی سعادتمند میدانند. آدمهایی که در مانداب های ناچیز زندگی خود دست و پا میزنند و جز کرانه های آن، کرانه دیگری را برای خود متصور نیستند. آدمهای کوته فکری که چون بالاتر از اندیشه حقیر خود را ادراک نمیکنند، وجود ارزشهای والاتر را در بیرون از محدوده حقیر ذهن خویش، منکر میگردند.

آنان غافل از این هستند که سعادت واقعی بشری، در ورای این نگرش کوته بینانه و فقط بر قله رفیع زندگی اجتماعی میدرخشد. آنها نمیدانند یا نمیخواهند بدانند که خوشبختی و بهروزی انسانها و از جمله خودشان، جز با تلاش و کوششی همگانی برای رسیدن به آن خوشبختی جمعی، میسر نیست.

هر گاه بخواهیم در یک جامعه استبداد زده و رو به افول، مانند آنچه دهه هاست توسط جمهوری اسلامی در میهنمان بر پا گشته است “خوک پیرون” نباشیم، هیچ چاره و راه رستگاری دیگری به جز شرکت فعال در مبارزه ای عملی و جدی با غول استبداد حاکم، برای احقاق حقوق تمامی انسانها در مسیر بهروزی و حصول سعادتی اجتماعی، نخواهیم داشت.

همانگونه که از داستان تمثیلی “پیرون” قابل استنتاج است، دو گروه  از آدمها، یعنی کوشندگان راه آزادی و عدالت اجتماعی و عافیت طلبان گوشه نشین “قشر خاکستری”، در طی تاریخ همواره وجود داشته و قابل تمایز و ارزش گذاری نیز بوده اند.
اما “پیرون” نیز در تمثیل خود از کشتی طوفان زده نتوانسته است تا از وجود گروه سومی از آدمها “قشر سیاه” در حیطه عمل اجتماعی رونمایی نموده و خصلتهای به غایت ضد انسانی آنان را به تصویر بکشد.

گروه سوم یا “قشر سیاه” آنانند، که نه به خاطر وابستگی مستقیم و یا غیر مستقیم به اربابان زر و زور و تزویر و نه بخاطر بی عملی و عافیت طلبیشان، بلکه بواسطه اعمال و گفتار سخیف خود در محیط های اجتماعی، قطعا در مقامی پست‌تر از “خوک پیرون” در داخل کشتی طوفان زده، قابل طبقه بندی میباشند.

این گروه از آدمها، گر چه در اجتماع اندک هستند، ولی به هیچ عنوان آرام و بی صدا نیستند. آنان موجوداتی هستند که نه تنها در مبارزه درخشان انسانها برای رسیدن به آزادی و عدالتی همگانی شرکت نمیکنند و نه تنها همچون “خوک پیرون” در گوشه عافیت صرفا مشغول ارتزاق خویش نمیباشند، بلکه با انتشار مداوم انرژی منفی در میدان مبارزات حق طلبانه اجتماعی، سر گرم یاس پراکنی و تضعیف روحیه مبارزان در میدان کارزار میباشند.

آنها سعی میکنند با گفتار و کردار خویش نیروهای فعال در نبرد اجتماعی را تحقیر کرده، به تمسخر و ریشخند گرفته و تا میتوانند بذر یاس و ناامیدی بیفشانند.

این گروه اندک که مطمئنا جایگاهی پست تر از “خوک پیرون” در کشتی طوفان زده را بخود اختصاص میدهند، با تقدیس بی عملی و خاک پاشیدن بر چشم مردم در تلاشند تا ترس و پاسیفیسم مبارزاتی خود را به انحاء مختلف تئوریزه و به اجتماع تزریق نمایند. آنها شارلاتانهایی هستند که در صددند تا از ورود دیگران به مبارزه جدی علیه بی عدالتی و استبداد به انحاء مختلف، جلوگیری نمایند.
این گروه از آدمها، اگر چه در راستای عملکرد تخریبی و لجن پراکنی خود علیه نیروهای مبارز و در صحنه، حرف مفت زیاد میزنند، ولی به هیچ وجه مفت حرف نمیزنند.

زن زندگی آزادی

https://akhbar-rooz.com/?p=199848 لينک کوتاه

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
3 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
peerooz
peerooz
1 سال قبل

تصحیح,
با عرض معذرت از املاء غلط نام جناب دکتر سعید رضا راد.

peerooz
peerooz
1 سال قبل

جناب دکتر سعید رضا زاده در باره اوضاع ایران میفرمایند “در پیرامون ما نیز همواره آدمهایی وجود دارند که آشکار یا پنهان، نگرشی همانند “خوک پیرون” را در درون ضمیر خویش حمل مینمایند. برای این دسته از آدمها، درد و رنجی که روز و شب نوجوانان، جوانان، زنان و مردان کشور تحمل می‌کنند و همچنین ستم و بی عدالتی که بر زحمتکشان اعم از مزد بگیران، کارگران، کارمندان … و تمامی اقشار دیگر جامعه در سیستمی استبدادی روا میگردد، امری شخصی است که اصولا به آنها، هیچ ربطی ندارد.”. و بقیه ماجرا.

البته انشاء نویسی ایشان بی عیب است ولی به گمانم ایشان جامعه نئو لیبرالی آمریکا را با ایران قاطی کرده اند. گرچه در ایران نیز چنین اقلیتی وجود دارد ولی فرهنگ ایران فرهنگی مذهبی ست و معتقد به “وتعز من تشاء وتذل من تشاء”در آیه “بگو بار خدایا تویى که فرمانفرمایى هر آن کس را که خواهى فرمانروایى بخشى و از هر که خواهى فرمانروایى را باز ستانى و هر که را خواهى عزت بخشى و هر که را خواهى خوار گردانى همه خوبیها به دست توست و تو بر هر چیز توانایى”.

آیا ممکن است فرهنگ سرمایه داری نیز ریشه مذهبی داشته باشد؟ نمیدانم.

آذرخش
آذرخش
1 سال قبل

به نظر بنده ؛؛خوک پیرون؛؛از همه آن آدمهای داخل کشتی باهوش تر!!ومآل اندیش تر بود
چونکه می دانست اگر این آدمها اگر راهی برای نجات پیدا کردند، اوهم نجات پیدا می کند!!
جماعتی در جامعه ما اینگونه فکر می کنند،پعنی پیرو مکتب ؛؛پیرونیسم ؛؛هستند.کاریشون هم نمیشه کرد.
و اما آن ابلهان داخل کشتی اگر بطور جمعی خرد و نیروی خود را به کار می گرفتند، شانس نجاتشان بیشتر بود.
امروز در خبر آمده دو دختر دانشجوی دانشگاه قدسیه ساری با گذشتن از سدّ حراست که به علت بی حجابی مانع ورود دانشجویان شده بود باعث شدند تا همه دانشجویان وارد دانشگاه شوند.آن دو دختر بازداشت شدند.
آیا بقیه دانشجویان ؛؛خوک پیرون ،؛؛بودند؟؟
همه دانش آموزان، همه کارگران، همه معلمان ، همه اصناف که در تظاهرات و اعتصابات شرکت نمی کنند ؛؛خوک پیرون؛؛هستند.
نعوذ بالّله!!

این جملات از علی میر سپاسی نقل میشود:
جامعه شناسی به انسان می پردازد، انسانی در گیر در زندگی روزمرّه ودر میانهٔ روابط ونهاد های اجتماعی، که قادر است جامعه را متحول کند، نه انسان متعالی و آرمانی….

دلیلی که هابر ماس برای تأ خیر شکل گیری دموکراسی در آلمان نسبت به انگلیس و فرانسه عرضه می کند این است که
حوزه عمومی در آلمان بی نهایت ضعیف است…
کدام حوزه عمومی ، کدام تشکّل ، کدام رهبری،کدام پایمردی در رهبری وجود دارد که؛ قشر خاکستری را به خوک تشبیه می کنید؟؟
در جنگ های قدیم رسم بود که پادشاه با خَدَم و حَشَم ، با خواجگان و غلامان با اهل و عیال و شعرا و قصیده سرایان در پیشاپیش لشکر حرکت می کردند، تا سربازان بدانند که تنها نیستند و رشادت بیشتری به خرج دهند.
حال پیشاهنگی پیشکش
منتظر تحول خارق العاده که نیستید انشاالله!!
کنار کشتی نشستن فایده ای ندارد…..!!
باید ظرفیت سازی کرد و با آن ظرفیتها حرکت کرد.

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز


3
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x