جمعه ۴ خرداد ۱۴۰۳

جمعه ۴ خرداد ۱۴۰۳

درباره تکنولوژی و مهار رشد – مانتلی ریویو، برگردان: علی اورنگ

قطار سریع السیر ایستگاه تایچونگ، چین

ما در مورد معنی رشد باید روشن باشیم. رشد نوآوری، پیشرفت اجتماعی، و یا بهسازی در رفاه نیست. رشد بطور خیلی محدود تعریف شده است: افزایش در کل تولید که با قیمت های بازار (تولید ناخالص داخلی) محاسبه می شود. تولید ناخالص داخلی هیچ فرقی بین ۱۰۰ دلار گاز اشک آور و مراقبت های بهداشتی قائل نیست. این معیار قصدش محاسبه آنچه که برای مردم اهمیت دارد نیست، بلکه آنچه را که برای سرمایه داری مهم است اندازه می گیرد

من می خواهم در مورد مسئله ای که مکررا در مورد رشد سبز و مهار رشد مطرح می شود صحبت کنم. برخی از مفسرین برجسته فرضشان بر این است که صحبت اصلی در اینجا در باره مسئله تکنولوژی است، به این شکل که رشد سبز راه حل های تکنولوژیکی در رابطه با بحران های زیست محیطی ارائه می دهد در حالی که مهار رشد فقط ترویج دهنده راه حل های اقتصادی و اجتماعی است (و در تصویری کاملا نادرست از آن مهار رشد را “ضد تکنولوژی” تعبیر می کنند). این روایت اشتباه است، و حتی یک مرور سریع نوشته ها این موضوع را روشن می کند. در واقع، دانش مهار رشد تغییرات تکنولوژیکی و بهبود کارایی را شامل می شود، تا آنجا که این تغییرات از نظر تجربی امکان پذیر، از نظر زیست محیطی منسجم و از نظر اجتماعی عادلانه هستند. اما همچنین مهار رشد این موضوع را تشخیص می دهد که این به تنهایی کافی نخواهد بود: تغییرات اقتصادی و اجتماعی هم ضروری هستند، شامل عبور از سرمایه داری. بحث بنابراین در درجه اول درباره تکنولوژی نیست، بلکه در باره علم، عدالت و ساختار سیستم اقتصادی است.

امروز کاملا پذیرفته شده است که سناریوهای رشد سبز دچار مسائل پیچیده هستند. آنها با این فرضیه شروع می شوند که کشورهای ثروتمند در “مرکز” نظام جهانی باید به تولید و مصرف انبوه (“رشد”) خود در قرن حاضر ادامه دهند. اما رشد از هوا به وجود نمی آید. نیاز به انرژی دارد. کشورهای ثروتمند پیش از این حجم عظیمی از انرژی را به خود اختصاص داده اند – و در واقع چندین برابر بیشتر از بقیه جهان و بیشتر از آنچه که برای یک زندگی خوب برای همه لازم است که عرضه شود.۱

کاربرد انرژی بالا به وسیله کشورهای ثروتمند یک مسئله است، نه تنها به این علت که محیط زیست را به سوی فروپاشی می کشاند و به عبور از “مرزهای سیاره ای” دامن می زند اما همچنین دستیابی به کربن زدایی سریع را (یعنی کربن زدایی که با سهم مجاز معاهده پاریس مغایر نباشد) با مشکل جدی مواجه می کند، حتی اگر به سرعت توسعه انرژی تجدید پذیر خوشبین باشیم.۲ برای حل این مسئله، سناریوهای رشد سبز به مفروضات عمیقا غامض روی آورده اند.۳

سناریوهای رشد سبز با علم غیر مسئولانه رفتار می کنند، تمهیدات باورنکردنی غیرعادلانه ای را برعهده می گیرند، و با آینده بشریت (و همه حیات در زمین) قمار می کنند

اول، آنها فرض را بر این می گذارند که ما می توانیم از محدودیت هایی که موافقتنامه پاریس وضع کرده است جهش کنیم و با اتکا به گسترش انبوه تکنولوژی انتشار منفی گازهای گلخانه ای در آینده (از طریق عمدتا انرژی زیستی  با جذب و ذخیره سازی کربن)، کربن اضافی را از جو زمین بیرون بکشیم. دانشمندان در مورد این روش بطور جدی اخطار داده اند. روش انرژی زیستی با جذب و ذخیره سازی کربن احتیاج به زمین های وسیعی برای سوخت های گیاهی تک کشت دارد، حدودا سه برابر مساحت هندوستان، که عمدتا از جنوب جهان باید برداشت شود، و منجر به تشدید جنگل زدایی، زوال خاک، ورشکستگی آبی، از دست دادن تنوع زیستی، و دیگر خسارات زیست محیطی می شود، در حالی که دسترسی غذایی را محدود می کند. اتکا به این روش غیر عادلانه و از نظر زیست محیطی مخرب است. همچنین پرمخاطره است، چرا که اگر، به هر دلیل تکنولوژیکی یا سیاسی، این طرح در آینده قابل بهره برداری نباشد، ما خود را در مسیر گرمایش بالا گرفتار خواهیم کرد که رهایی از آن غیر ممکن خواهد بود.۴

فرض عمده دوم در سناریوهای رشد سبز بر این است که بهسازی در کارایی آنقدر عمیق خواهد بود که در عمل بطور ریشه ای تولید ناخالص داخلی را از به کارگیری انرژی جدا می کند. مسئله اصلی در اینجا این است که درجات مفروض جدایی مصرف انرژی از تولید ناخالص داخلی را پژوهش های تجربی پشتیبانی نمی کنند – این فرضیات کاملا با دستاوردهای ثبت شده که نتیجه تلاش های استثنایی بوده اند فاصله دارند. بعلاوه، پژوهش های تجربی نشان می دهد که در یک اقتصاد مبتنی بر رشد، دستاوردهای ناشی از بهسازی در کارایی احتمالا تبدیل به اهرمی برای توسعه فرایندهای تولید و مصرف می شود، که کاهش مطلق استفاده از انرژی یا مواد را بطور جدی مختل می کند.۵ بطور خلاصه، بهسازی در کارایی اهمیت دارد، اما در اقتصادی که بر مبنای رشد و انباشت سازماندهی شده باشد نتایجی را که ما به آن نیاز داریم ارائه نمی دهد. بنابراین مسئله عمدتا تکنولوژی نیست، بلکه اهداف اقتصادی است.

ما نیاز به حرکت به سوی انرژی تجدید پذیر هستیم. اما کاربرد انرژی بالای غیرضروری در کشورهای ثروتمند به منزله آن است که حرکت به سوی انرژی تجدید پذیرآهسته تر خواهد بود و هزینه های اجتماعی و زیست محیطی بالاتر خواهد بود

نکته سوم اینکه سناریوهای رشد سبز در کشورهای ثروتمند سطح بالای مصرف انرژی را با محدود کردن مصرف انرژی، و بنابراین توسعه، در جنوب جهان حفظ می کند- در مواردی محدودیت های تحمیلی بر جنوب جهان در سطوحی هستند که پایین تر از آنچه که حتی برای نیازهای اولیه لازم است می باشد.۶ این روش بطور مشخص غیراخلاقی و ناعادلانه است (اصطلاح اکوفاشیسم به ذهن خطور می کند)، و به وضوح برای مذاکره کنندگان جنوب جهان غیر قابل قبول است. بعلاوه، باید به این نکته توجه داشت که دستیابی و حفظ یک اقتصاد بدون کربن برای کشورهای ثروتمند با میزان مصرف انرژی موجودشان (و کاربرد اتومبیل) احتیاج به استخراج قابل ملاحظه ای از مواد برای همه ساختارهای انرژی و باتری ها دارد، که عمدتا از طریق زنجیره های تامین از جنوب جهان به دست می آید که بیش از آن در  بسیاری از موارد از نظر اجتماعی و زیست محیطی مخرب هستند. البته ما نیاز به حرکت به سوی انرژی تجدید پذیر هستیم. اما کاربرد انرژی بالای غیرضروری در کشورهای ثروتمند به منزله آن است که حرکت به سوی انرژی تجدید پذیرآهسته تر خواهد بود و هزینه های اجتماعی و زیست محیطی بالاتر خواهد بود.

بطور خلاصه، سناریوهای رشد سبز با علم غیر مسئولانه رفتار می کنند، تمهیدات باورنکردنی غیرعادلانه ای را برعهده می گیرند، و با آینده بشریت (و همه حیات در زمین) قمار می کنند. این رفتار غیر مسئولانه فقط به خاطر حفظ و ابقا کل تولیدات در حال افزایش کشورهای ثروتمند، که حتی نیازی به آن نیست، می باشد. در ادامه این نوشته به آن خواهیم پرداخت.

ما به گسترش سریع انرژی تجدیدپذیر، بهسازی در کارایی، و انتشار فناوری پیشرفته (اجاق های القایی، لوازم خانگی کارآمد، پمپ های حرارتی، قطارهای برقی، و غیره) نیاز داریم. اما ما همچنین به این احتیاج داریم که کشورهای ثروتمند مصرف انرژی انبوه و مواد را به شدت کاهش دهند

اقتصاددانان زیست محیطی این را گوشزد می کنند که وقتی ما فرضیات خود را درباره تحولات تکنولوژیکی به سطوحی تقلیل می دهیم که، به گفته فیزیکدان و اقتصاددان زیست محیطی جولیا اشتاین برگر، “غیر – دیوانه” هستند، و وقتی که ما ایده حفظ رشد اقتصادی در کشورهای ثروتمند با هزینه پرداختی به وسیله جنوب جهان را رد می کنیم، آشکار می شود که اتکا به تغییرات تکنولوژیکی برای حل بحران های زیست محیطی به تنهایی کافی نیست. بله، ما به گسترش سریع انرژی تجدیدپذیر، بهسازی در کارایی، و انتشار فناوری پیشرفته (اجاق های القایی، لوازم خانگی کارآمد، پمپ های حرارتی، قطارهای برقی، و غیره) نیاز داریم. اما ما همچنین به این احتیاج داریم که کشورهای ثروتمند مصرف انرژی انبوه و مواد را به شدت کاهش دهند، سرعت این کاهش باید بیشتر از آنچه که بهسازی در کارایی به تنهایی می تواند ارائه دهد، باشد. برای دستیابی به آن، کشورهای ثروتمند باید رشد اقتصادی را به عنوان یک هدف رها کنند و برای کاهش مازاد در مصرف انرژی و مواد فعالانه اشکال تولیدی را که کمتر ضروری هستند تقلیل دهند.۷

این نکات ما را به موضوع مهمی می رساند. ما در مورد معنی رشد باید روشن باشیم. رشد نوآوری، پیشرفت اجتماعی، و یا بهسازی در رفاه نیست. رشد بطور خیلی محدود تعریف شده است: افزایش در کل تولید که با قیمت های بازار (تولید ناخالص داخلی) محاسبه می شود. تولید ناخالص داخلی هیچ فرقی بین ۱۰۰ دلار گاز اشک آور و مراقبت های بهداشتی قائل نیست. این معیار قصدش محاسبه آنچه که برای مردم اهمیت دارد نیست، بلکه آنچه را که برای سرمایه داری مهم است اندازه می گیرد. البته، آنچه که برای سرمایه داری اهمیت دارد برای جوابگویی به نیازهای انسان نیست، یا برای دستیابی به پیشرفت های اجتماعی، بلکه برای به حداکثر رساندن و انباشت سرمایه است. اگر پیشرفت اجتماعی و رفاه اهداف ما هستند، ارزش بازاری کل تولید نیست که مهم است بلکه آنچه که ما تولید می کنیم (گاز اشک آور یا بهداشت و درمان؟)، و اینکه مردم به کالاها و خدمات ضروری دسترسی دارند (آیا بهداشت و درمان همگانی است یا خصوصی؟). برای تفکر سوسیالیستی این یک موضوع بنیادی است.

در سیستم سرمایه داری، کالاهای ضروری کم تولید می شوند (مثل وسیله نقلیه عمومی) و یا قیمتشان آنقدر بالا تعیین می شود که خانوارهای طبقه کارگر نمی توانند آن را تقبل کنند (مسکن، بهداشت و درمان، تحصیلات دانشگاهی، و غیره). این وضعیت این را توضیح می دهد که چگونه حتی در کشورهای ثروتمند، علیرغم سطح بالای تولید، بسیاری از مردم عادی قادر به تامین حداقل نیازشان نیستند. در آمریکا، ۲۵ در صد از مردم در مساکن غیر استاندارد زندگی می کنند و نزدیک به نیمی از مردم از عهده  هزینه های خدمات بهداشتی بر نمی آیند. در انگلستان، ۴.۳ میلیون کودک در فقر بسر می برند. چرا؟ چون نیروهای تولید به جای منافع مردم در خدمت منافع سرمایه هستند.

مهار رشد فراخوانی برای کاهش همه اشکال تولید نیست. بلکه فراخوانی است برای کاهش اشکالی از تولید که از نظر زیست محیطی مخرب و از نظر اجتماعی غیر ضروری هستند

مهار رشد فراخوانی برای کاهش همه اشکال تولید نیست. بلکه فراخوانی است برای کاهش اشکالی از تولید که از نظر زیست محیطی مخرب و از نظر اجتماعی غیر ضروری هستند، مثل خودروهای اسپرت، جت های خصوصی، عمارت های مجلل، روندهای بالای مد، تسلیحات، صنایع گوشت (تولید گوشت انبوه)، کشتی های تفریحی، سفرهای هوایی تجاری، و غیره، در حالی که آگهی های تبلیغاتی باید متوقف شوند، طول عمر محصولات افزایش داده شود (ممنوعیت منسوخ شدن برنامه ریزی شده و معرفی گارانتی اجباری طولانی مدت و حق تعمیر)، و قدرت خرید ثروتمندان بطور قابل ملاحظه ای کاهش داده شود. به عبارت دیگر، اشکالی از تولید مورد هدف قرار بگیرند که عمدتا در اطراف انباشت سرمایه و مصرف نخبگان سازماندهی شده اند. در گیرودار بحران های زیست محیطی، آیا باید خودروهای اسپرت و عمارت های مجلل ساخت؟ آیا برای حمایت از مصرف و انباشت ناپسند نخبگان باید انرژی را به آن سو منحرف کنیم؟ نه. این یک نابخردی است که فقط سرمایه داری می تواند آن را دوست داشته باشد.

همزمان، پژوهش مهار رشد خواستار در پیش گرفتن خط مشی قوی اجتماعی است که نیازها و رفاه انسانی، همراه با خدمات اجتماعی همگانی، دستمزد کافی برای امرار معاش، تضمین شغلی، کاهش ساعات کاری، دموکراسی اقتصادی، و کاهش رادیکال نابرابری را تامین کند.۸ این معیارها بیکاری و عدم امنیت اقتصادی را از میان بر می دارد و شرایط مادی را برای زندگی مناسب همگانی تضمین می کند – این یعنی اصول بنیادی سوسیالیسم. این پژوهش خواهان پیشرفت در کارایی است، بله، اما همچنین تحولی به سوی کفایت، عدالت، و یک اقتصاد دموکراتیک پسا سرمایه داری، طوری که تولید در خدمت رفاه همگان باشد، همانطور که پیتر کروپوتکین به خوبی گفت، به جای اینکه در خدمت انباشت سرمایه باشد.

پژوهش مهار رشد خواستار در پیش گرفتن خط مشی قوی اجتماعی است که نیازها و رفاه انسانی، همراه با خدمات اجتماعی همگانی، دستمزد کافی برای امرار معاش، تضمین شغلی، کاهش ساعات کاری، دموکراسی اقتصادی، و کاهش رادیکال نابرابری را تامین کند

مزیت این دیدگاه (مهار رشد) باید بلافاصله برای سوسیالیست ها روشن باشد. سوسیالیسم اصرار دارد که تحلیل خود را بر اساس واقعیت مادی جهان اقتصاد بگذارد. سوسیالیسم اصرار بر علم و عدالت دارد. بله، سوسیالیسم تکنولوژی را می پذیرد – و با قاطعیت اعلام می کند که تکنولوژی را بهتر از سرمایه داری مدیریت می کند – اما چشم اندازهای سوسیالیستی در زمینه فناوری باید مبتنی بر تجربه، از نظر زیست محیطی منسجم، و از نظر اجتماعی عادلانه باشد. آنها بطور موکد نباید متکی به حدس و گمان یا توهم، و بدتر از آن ادامه نابرابری های استعماری باشند. اما چشم اندازهای رشد سبز این ارزش های محوری سوسیالیستی را تضعیف می کند.

ما بوضوح شاهد حرکت دوگانه کارایی به اضافه کفایت در سناریوهای منتشر شده پسا رشد و مهار رشد اقتصاد کلان هستیم. مدل مهار رشد یورو گرین (اروپای سبز)، برای مثال، نقطه شروعش سناریوی روال معمول (business – as – usual) است، و بعد معیارهای کارایی را به آن اضافه می کند (شامل چیزهایی مثل قیمت کربن، بهبود کارایی، نوآوری، برقی شدن خودروها و لوازم منزل، انتقال انرژی تجدید پذیر، و غیره)، و مهمتر از همه سیاست های اقتصادی و اجتماعی تحول آفرین به آن اضافه می شود (کاهش در تولیدات غیر ضروری، کار هفتگی کوتاه تر، ضمانت کاری، مالیات بر ثروت، و غیره.)، تا به نتایج مطلوب برسد.۹ همان دیدگاه دوگانه را مدل رشد پایین (Low Grow) بکار گرفته است.۱۰ در واقع، این حتی در مورد مطالعه اصلی مدل جهان۳ MIT در دهه ۱۹۷۰ “سناریو تثبیت” درست است: اول معیارها را از سناریو “تکنولوژی فراگیرنده” مستقر می کند و بعد به آن تثبیت تولید را اضافه می کند.

ما می توانیم همان اصول را در مطالعه ای که اخیرا روی کربن زدایی بخش حمل و نقل در کشورهای ثروتمند در نشریه طبیعت (Nature) منتشر شده است به بینیم. نویسندگان این مطالعه می نویسند: “ما نتیجه میگیریم که، علاوه بر انجام تغییرات مربوط به کاهش انتشار کربن در طراحی خودروها، یک کاهش سریع و در مقیاس بزرگ در استفاده از اتومبیل برای دستیابی به بودجه کربن پایدار و اجتناب از تقاضای انرژی بالا ضروری است”.۱۱ به عبارت دیگر، ما احتیاج به انتقال به خودروهای برقی داریم – اما همزمان ما نیاز به کاهش تدریجی صنایع اتومبیل هم داریم، در حالی که برای تضمین تحرک برای همه مردم گزینه های وسایل نقلیه عمومی را بهبود و توسعه می دهیم. کارایی، بله. نوآوری تکنولوژیک، بله. اما کفایت و تساوی حقوق همچنین.

این دیدگاه همچنین در سناریوهای مدل “انرژی زندگی مناسب” بکار گرفته شده است، که سنگ محکی برای پژوهش های مهار رشد شده اند.۱۲ این سناریوها بهسازی قوی در کارایی و تکنولوژی پیشرفته را در نظر می گیرند، در حالی که همچنین تولید را حول و حوش کفایت و نیازهای انسانی سازماندهی می کنند، و نابرابری را بطور چشمگیری کاهش می دهند.۱۳ نتایج نشان می دهد که اگر ما این دیدگاه دوگانه را در نظر بگیریم (نوآوری تکنولوژیک و کفایت)، این امکان وجود دارد که استانداردهای زندگی مناسب را برای ده میلیارد مردم جهان تضمین کنیم – یعنی بیشتر از بالاترین رقم پیش بینی شده برای اواسط قرن حاضر – در حالی که مصرف انرژی را کاهش داده و با سرعتی کربن زدایی را کاهش دهیم که خیز درجه حرارت به کمتراز۱.۵ درجه سانتیگراد در پایان قرن محدود شود. یک تذکر کوتاه: همه این مدل ها نقاط ضعف خود را دارند، و پژوهشگران در حال ایجاد نسل جدیدی از این مدل ها هستند که جوابگوی خط مشی های مهار رشد با دامنه جامع تر باشد، و استراتژی های استعمار زدایی و همگرایی رادیکال شمال -جنوب در اقتصاد جهان را شامل باشد.۱۴      

بنابراین، بحث عمومی درباره مهار رشد روی یک دوگانگی نادرست بنا شده است. تضاد واقعی بین تکنولوژی و ضد تکنولوژی نیست. تضاد بر سر این است که چگونه تکنولوژی تصور می شود و شرایطی که به کار گرفته می شود. پژوهش های مهار رشد خواهان کاربرد دیدگاه علمی تر (و عادلانه تر) به چشم اندازهای تکنولوژیکی می باشد.

اما پیشرفت تکنولوژیکی را چگونه باید دید؟ در گفتمان رسانه ای رشد سرمایه داری اغلب با پیشرفت تکنولوژیکی ترکیب شده است – یا حتی به عنوان یک ضرورت دیده شده است. اما یک بار دیگر این یک تفکر سطحی است.

بله، ما احتیاج به نوآوری برای حل بحران زیست محیطی داریم. ما احتیاج به پنل های خورشیدی بهتر، عایق کاری بهتر، باتری های بهتر، بازیافت بهتر، روش های تولید آهن بهتر، و غیره داریم. اما نیاز به رشد انبوه برای دستیابی به آنها نداریم. اگر منظور رسیدن به انواع خاصی از کارایی می باشد، باید مستقیما آنها را مورد هدف قرار داد، به جای رشد بی رویه کل اقتصاد و امیدواری به این که بطور سحرآمیزی نوآوری مورد نیاز را ارائه خواهد دهد. آیا واقعا منطقی است که صنایع پلاستیک، گوشت و تبلیغات را برای دستیابی به قطارهای کارآمد تر توسعه دهیم؟  آیا رشد چیزهای کثیف برای دستیابی به چیزهای تمیز قابل توجیه است؟ ما باید باهوش تر از این باشیم. نوآوری های ضروری را می توان مستقیما از طریق سرمایه گذاری عمومی در نوآوری بدست آورد، در حالی که همزمان اشکال غیر ضروری تولید را کاهش داد. در واقع، قبلی به وسیله بعدی فعال می شود. برای مثال، دانش مهندسی در زمینه توسعه الگوریتم های تبلیغاتی را می توان برای توسعه انرژی های تجدید پذیر و سیستم های حمل و نقل  دوباره بسیج کرد.

الزامات رشد سرمایه داری اغلب پیشرفت تکنولوژیکی را محدود می کند. در سیستم سرمایه داری، شرکت ها نوآوری را اطراف اهداف و نیازهای ضروری اجتماعی سازمان نمی دهند، بلکه حول آنچه که در خدمت رشد و سود آنها می باشد سازمان می دهند

بعلاوه، ما باید توجه داشته باشیم که الزامات رشد سرمایه داری اغلب پیشرفت تکنولوژیکی را محدود می کند. در سیستم سرمایه داری، شرکت ها نوآوری را اطراف اهداف و نیازهای ضروری اجتماعی سازمان نمی دهند، بلکه حول آنچه که در خدمت رشد و سود آنها می باشد سازمان می دهند. بنابراین ما کارآیی را برای به حداکثر رساندن استخراج سوخت فسیلی بدست می آوریم، یا برای به حداکثر رساندن “منسوخ شدن برنامه ریزی” شده، اما نوآوری در حوزه هایی که به طور آشکار ضروری ولی کمتر سودآور اند (مثل انرژی تجدید پذیر) یا اصولا سودآور نیستند (مثل وسیله نقلیه عمومی، محصولات قابل تعمیر، یا دارو برای امراض مناطق گرمسیر) کمتر وجود دارد.۱۵  بعلاوه، حتی وقتی که نوآوری ها از نظر اجتماعی مفید اند، اغلب آنها در بند حق اختراع (پتنت) گرفتار می شوند که مانع از انتشار سریع آن می شود (مثل واکسن های کووید ۱۹ و تکنولوژی باتری).

در یک سناریوی سوسیالیسم دموکراتیک، میتوان بر این محدودیت ها فائق آمد. ما می توانیم برای خدمت به جامعه و محیط زیست (به جای سود بردن)  نوآوری را آزاد کنیم، مستقیما روی نوآوری هایی که  به فوریت احتیاج داریم سرمایه گذاری کنیم، و انتشار سریع تکنولوژی های ضروری را تضمین کنیم.

باید از مطالب بالا روشن باشد که برای بهترین درک از مهار رشد آن را باید به عنوان عنصری از درون یک مبارزه گسترده تر برای تغییرات اکو سوسیالیستی (و ضد امپریالیستی) دید. ما باید به کنترل دموکراتیک روی سرمایه، تولید، و نوآوری دست یابیم، همچنین آن را حول اهداف اجتماعی و زیست محیطی سازمان دهیم. این مستلزم تامین و بهبود اشکال ضروری زیست محیطی و اجتماعی می باشد در حالی که تولیدات مخرب و غیر ضروری کاهش می یابد.                                             

سرانجام، باید این نکته را یادآوری کرد که درک ما از آنچه که ما آن را تکنولوژی می دانیم نباید محدود به ماشین آلات پیچیده باشد. بعضی اوقات تکنولوژی های ساده تر موثرتر، کارآتر، و دموکراتیک ترند: دوچرخه، برای مثال، تکنولوژیی به غایت پرقدرتی برای کمک به کربن زدایی حمل و نقل شهری است، و روش های اگرواکولوژیکی (بوم شناسی کشاورزی) برای بازیابی باروری خاک حیاتی است. بعلاوه، قدرت تکنولوژی های اجتماعی (اینترنت و موبایل) نباید دست کم گرفت. نقل قولی از یک نمونه کلاسیک از ادبیات سوسیالیست فمینیست: ماشین های ظرفشویی و لباسشویی اهمیت زیادی در آزاد کردن مردم (به ویژه زنان) از کار دارند، اما همچنین مراکز مراقبت از کودکان و آشپزخانه های گروهی (در مدارس، کلیسا، محیط کار و غیره) اهمیت دارند. ما باید مراقب باشیم که چشم اندازمان از تکنولوژی با فرضیات و جهان بینی سرمایه داری آلوده و محدود نشود. تکنولوژی بهتر امکان پذیر است.

منبع: مانتلی ریویو

نویسنده: جیسون هیکل پروفسور در موسسه علوم محیطی و تکنولوژی (ICTA-UAB) و دپارتمان انسان شناسی اجتماعی و فرهنگی در دانشگاه خودگردان بارسلونا است. او نویسنده کتاب، شکاف: یک راهنمای کوتاه به نابرابری جهانی و راه حل های آن و کتاب، کمتر بیشتر است: چگونه مهار رشد جهان را نجات خواهد داد، است.

Notes

  1. Joel Millward-Hopkins, Julia K. Steinberger, Narashima D. Rao, and Yannick Oswald, “Providing Decent Living with Minimum Energy,” Global Environmental Change 65 (2020).
  2. Jason Hickel, “Quantifying National Responsibility for Climate Breakdown: An Equality-Based Attribution Approach for Carbon Dioxide Emissions in Excess of the Planetary Boundary,” Lancet Planetary Health 4, no. 9 (2020): e399–e404.
  3. Jason Hickel et al., “Urgent Need for Post-Growth Climate Mitigation Scenarios,” Nature Energy 6, no. 8 (2021): 766–۶۸. A free PDF of this article is available at jasonhickel.org/research.
  4. For references, see citations in Hickel et al., “Urgent Need for Post-Growth Climate Mitigation Scenarios.” This text also addresses problems with scaling direct air carbon capture and storage.
  5. For references, see citations in Hickel et al., “Urgent Need for Post-Growth Climate Mitigation Scenarios.” See also Anne Berner, Stephan Bruns, Alessio Moneta, and David I. Stern, “Do Energy Efficiency Improvements Reduce Energy Use? Empirical Evidence on the Economy-wide Rebound Effect in Europe and the United States,” Energy Economics 110 (2022).
  6. Jason Hickel and Aljosa Slamersak, “Existing Climate Mitigation Scenarios Perpetuate Colonial Inequalities,” Lancet Planetary Health 6, no. 7 (2022): e628–e631.
  7. Lorenze Keyßer and Manfred Lenzen, “۱.۵ °C Degrowth Scenarios Suggest the Need for New Mitigation Pathways,” Nature Communications 12, no. 1 (2021).
  8. Jefim Vogel et al., “Socio-Economic Conditions for Satisfying Human Needs at Low Energy Use,” Global Environmental Change 69 (2021).
  9. Simone D’Alessandro, André Cieplinski, Tiziano Distefano, and Kristofer Dittmer, “Feasible Alternatives to Green Growth,” Nature Sustainability 3, no. 4 (2020): 329–۳۵.
  10. Peter Victor, Managing without Growth (Cheltenham: Edward Elgar, 2018).
  11. Lisa Winkler, Drew Pearce, Jenny Nelson, and Oytun Babacan, “The Effect of Sustainable Mobility Transition Policies on Cumulative Urban Transport Emissions and Energy Demand,” Nature Communications 14, no. 1 (2023).
  12. Millward-Hopkins, Steinberger, Rao, and Oswald, “Providing Decent Living with Minimum Energy.”
  13. Joel Millward-Hopkins and Yannic Oswald, “Reducing Global Inequality to Secure Human Wellbeing and Climate Safety,” Lancet Planetary Health 7, no. 2 (2023): e147–e154.
  14. Jason Hickel, “How to Achieve Full Decolonization,” New Internationalist, October 15, 2021.
  15. Brett Christophers, “Fossilised Capital: Price and Profit in the Energy Transition,” New Political Economy 27, no. 1 (2021): 146–۵۹.

https://akhbar-rooz.com/?p=212158 لينک کوتاه

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز


0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x