جمعه ۲۵ خرداد ۱۴۰۳

جمعه ۲۵ خرداد ۱۴۰۳

به صلیب کشیده شدن جولیان آسانژ – کریس هجز، ترجمه ی: علی اورنگ

The Crucifixion of Julian Assange – by Mr. Fish

همه ما که جولیان را می شناسد و تحسین می کند عذاب طولانی۱۷ او و خانواده اش۱۸ را  تقبیح می کند. بله، ما در خواست می کنیم که بسیاری از بی احترامی ها و بی عدالتی هایی که در حق او شده است خاتمه یابد. بله، ما به شجاعت و صداقت او احترام می گذاریم. اما نبرد برای آزادی جولیان همیشه به مراتب بیشتر از اذیت و آزار یک ناشر بوده است. مهمترین نبرد۱۹ برای آزادی مطبوعات و حقیقت در عصر ماست. و اگر این نبرد را ما ببازیم، نه فقط برای جولیان و خانواده اش ویرانگر خواهد بود، بلکه برای همه ما

این خطابه ای است که من در ۲۰ اوت در اسلو، نروژ در کولترکرکن جاکوب (کلیسای فرهنگ سنت جیمز) ارائه دادم. لیو اولمن، هنرپیشه و کارگردان سینما، جملات کتاب مقدس را خواند. این خطابه را به آموزگار خود، بیشاپ کریستر استندهال۱، در مدرسه علوم دینی دانشگاه هاروارد اهدا می کنم.

پیامبران معروفند که افراد دشواری هستند. آنها چون فرشتگان منزه نیستند. آنها افرادی هستند که در عذاب اند، همانطور که خاخام آبراهام هرشل می نویسد، “روح و جانشان” در خطر است. پیامبر از عذاب انسان متاثر است. پیامبران طالع بین نیستند و آینده را غیب گویی نمی کنند. بی عدالتی، برای پیامبر، “نسبت وعظمت قریبا سیاره ای به خود می گیرد.” پیامبری، که خشمی غیرطبیعی او را لبریز کرده است، “ترحم الهی” را شاهد می گیرد. هرشل می نویسد۲،  “خداوند با کلمات پیامبر خشمگین می شود.” او بی پروا در کنار کسانی که در زمین به صلیب کشیده شده است، می ایستد، حتی اگر این حرکت منجر به نابودی آنها شود. “در حالی که جهان در آرامش و خواب است،” هرشل می نویسد، “پیامبر طوفان باد را از بهشت حس می کند.” پیامبر به جامعه اش “نه” می گوید، “عادات و فرضیات، خشنودی از خود، خودسری، و سنکرتیسم (اختلاط فرهنگی) را محکوم می کند.” و پیامبر “اغلب مجبور می شود که کاملا برخلاف علائق قلبی اش موعظه کند.”

پیامبران به عدالت معتقدند حتی وقتی که جهان پیرامون آنها بگوید که عدالتی وجود نخواهد داشت. اعتقاد آنها به عدالت به این خاطر نیست که می خواهند از واقعیت پیشی بگیرند. بلکه آنها ناگزیر شده اند که بر علیه آن وارد عمل شوند، هرچقدر هم زندگی برایشان سخت شود از سکوت کردن امتناع می کنند. آنها تحت تاثیر آنچه که رینهولد نیبور آن را “دیوانگی رفیع روح” خطاب میکند، هستند، چون “چیز دیگری به جز آن دیوانگی رفیع بر علیه قدرت های بدخواه و شیطانی در مقامات بالا پیکار نمی کند.”  این دیوانگی خطرناک است، اما واجب است چرا که بدون آن “حقیقت دفن می شود”. نیبور ادامه می دهد، لیبرالیسم،

“فاقد روحیه وجد و شور، و حتی شاید تعصب، است، که برای تغییر جهان از مسیر فرسوده اش بسیار ضروری است. افکار لیبرالیسم بطور افراطی روشنفکرانه است و برای آنکه یک نیروی موثر تاریخی شود با کمبود عاطفی بزرگی مواجه است.” 

اما همانطور که کشیش آمازیا در مورد پیامبر عاموس می گوید،

“زمین قادر به تحمل همه کلماتش نیست‌.”

پیامبران کتاب مقدس (الیاس، عاموس، ارمیا، ایسایا) معتقد بودند که هرچه زندگی کردن برای آن ارزش دارد مردن هم برایش ارزش دارد. دشمن آنها نه تنها مبتلا به بدنامی، خواری، بی عدالتی بود، بلکه از یک زندگی تهی شده از معنا رنج می برد. “تو باید برای مرگ آماده باشی پیش از آنکه آغاز به زندگی کردن کنی،” آیکون حقوق مدنی “فرد شاتلزورت” گفت. پیامبران را نمی توان ترساند. آنها را نمی توان خرید. آنها سرسختانه غرق اعتقاداتشان هستند. جیمز بالدوین، که خودش یک پیامبر بود، این را درک می کند. او می نویسد:

“در نهایت، هنرمندان و  انقلابیون طوری عمل می کنند که باید عمل کنند، و هزینه ای که باید به خاطر آن عملکرد بپردازند می پردازند چرا که آنها شیفته اعتقادشان هستند، اعتقادی که از آن پیروی نمی کنند بلکه به وسیله آن کنترل می شوند. در غیر این صورت، آنها هرگز نمی توانند، زندگی که موظف به هدایت آن هستند، نه تنها بپذیرند، بلکه تحمل کنند.”

قدرتمندان و ثروتمندان جنگ بر علیه پیامبر را شروع می کنند. آنها به پیامبر تهمت می زنند و او را تحقیر می کنند. آنها سلامت عقل و انگیزه های پیامبر را به زیر سوال می کشند. آنها گذران زندگی را برای پیامبر با محروم کردن او از منبع معاش دشوار می کنند. آنها کسانی را که از پیامبر حمایت می کنند تنبیه کرده و به حاشیه می رانند. آنها صدای پیامبر را، از طریق سانسور، حبس و غالبا قتل، ساکت می کنند. فهرست پیامبران شهید طولانی است. سقراط. ژاندارک. ایزاک بابل. فدریکو گارسیا لورکا. مالکوم ایکس. مارتین لوتر کینگ جونیور. ویکتور خارا. کن سارو ویوا.

حقیقت پیامبر را چنان مجذوب خود می کند که هیچ چیز به جز مرگ نمی تواند او را از آن جدا کند. در حقیقت پیامبران خدا را پیدا می کنند. 

“کسی که احترام محض برای حقیقت قائل باشد هرگز نمی تواند از خدا و رحمت او خیلی دور باشد،”

سیمون ویل می نویسد.

“مسیح دوست دارد که ما حقیقت را بر او ترجیح دهیم چرا که، قبل از مسیح بودن، او خود حقیقت است. اگر فرد برای رفتن به طرف حقیقت از او دور شود، قبل از اینکه از او دور شود به بازوان او می افتد.”

چه کسانی عیسی را به صلیب کشیدند؟ مذهب سازمان یافته. سیاست سازمان یافته. بیزینس سازمان یافته. دژخیمان عوض نشده اند. آنها به سادگی روایت را عوض کردند، پیام مسیح را جعل کردند، همانطور که شاعر لنگستون هیوز می نویسد:

گوش بده مسیح*
تو روزای خودت خیلی خوب بودی، به گمونم –
ولی دیگه دورت سر اومده
…اونا بردنت بالا بالاها، یه قصه بزرگ ازت ساختن
که بهش میگن انجیل
اون دیگه الان مرده،
پاپ ها و کشیشا
از اون خروار خروار پول به جیب زدن
اونا تو رو گرون فروختن

به پادشاها، ژنرالا، دزدا، آدم کشا –
به تزار و قزاقاش
به کلیسای راکفلر
به روزنامه عصر یه شنبه
تو دیگه به هیچ دردی نمی خوری
گرو دستشون شدی
تا تسلیمت کنن و نوکریشونو بکنی

هانیبال، ژنرال کارتاژی، که به شکست دادن جمهوری روم در جنگ دوم پونیک نزدیک شده بود، در ۱۸۱ پیش از تولد مسیح در تبعید در حالی که سربازان روم به محل اقامتش در بیتینیا (ترکیه فعلی) نزدیک می شدند دست به خودکشی زد. این رویداد سی سال بعد از اینکه هانیبال ارتش اش را در سراسر کوه های آلپ هدایت کرده و سپاه روم را از پا درآورد، به وقوع پیوست. روم فقط وقتی توانست خود را از شکست نجات دهد که تدابیر جنگی ارتش هانیبال را تکرار کرد.

مهم نبود که بیش از ۲۰ کنسول روم** از مقطع تهاجم هانیبال عوض شدند. مهم نبود که برای چندین دهه در تعقیب هانیبال بودند و او مجبور بود که بطور دائم در حال فرار باشد، و همیشه دور از دسترس مقامات روم بماند. آنچه که اهمیت داشت این بود که او روم را تحقیر کرد. او افسانه قدرت مطلق روم را در هم ریخت. و زندگی اش را در این راه از دست داد. سال ها بعد از رفتن هانیبال، رومیان هنوز راضی نبودند. ۱۴۶ سال پیش از میلاد مسیح، آنها با انتقام آخرالزمانی با ویران کردن کارتاژ و فروش مردمی که از آن ویرانی جان سالم بدر برده بودند، در بازار بردگان، کار را تمام کردند. مارکوس پورکیوس کاتو احساسات امپراتوری را اینطور خلاصه کرد: کارتاژ باید نابود شود. هیچ چیز درباره امپراتوری، از آن زمان تا بحال، عوض نشده است.

قدرت های امپراتوری آنهایی را که کارهای غیر اخلاقی و پلید امپراتوری را افشاء می کنند، نمی بخشند. امپراتوری ها ساختارهای شکننده ای هستند.  منبع قدرت آنها همانقدر که از ادراک قدرت است از قدرت نظامی هم است. ارزش هایی که آنها مدعی حمایت و حفاظت آنها هستند، معمولا تحت عنوان برتری تمدنی شان، نقابی است برای تاراج، فساد، دروغ، استثمار کارگر ارزان، خشونت بدون تبعیض علیه مردم بیگناه و ترور دولتی.

امپراتوری فعلی آمریکا، که ذخایر عظیمی از اسناد سری اش بi وسیله ویکی لیکس انتشار یافت، به همین دلیل، جولیان آسانژ را تا زمانی که زنده است اذیت و آزار خواهد کرد. مهم نیست که چه کسی رئیس جمهور یا حزب سیاسی آمریکا باشد. امپریالیست ها همیشه با یک صدای مستبدانه صحبت می کنند.

جولیان، به این دلیل، دستخوش یک مرگ تدریجی است. هفت سال در سفارت انگلستان در لندن به دام افتاده بود. چهار سال در زندان بلمارش. او پرده۳ را از طرح های امپراطوری آمریکا، کشتار۴ همه جانبه غیرنظامیان در عراق۵ و افغانستان۶، دروغ ها۷، فساد۸، سرکوب۹ بی رحمانه آنهایی که سعی در گفتن حقیقت دارند، برداشت. امپراطوری مصمم است که او را تنبیه کند. او باید سرمشقی باشد برای هرکسی که ممکن است در فکر انجام کاری باشد که او انجام داده است.

جولین گزینه های دیگری هم داشت. نبوغ او و توانایی هایش در زمینه برنامه ریزی کامپیوتر و رمزنگاری می توانست او را در مناصب و پاداش های مالی بالا به وسیله آژانس های امنیتی، پیمانکاران خصوصی و یا سیلیکون ولی قرار دهد. اگر او می خواست که در خدمت امپراتوری باشد می توانست زندگی خیلی راحتی داشته باشد. روح او، همانطور که کریستوفر مارلو در کتاب دکتر فاستوس۱۰ به ما نشان می دهد، پژمرده شده و می مرد، مثل روح آنهایی که خود را به قدرت فروختند، اما جوایز مادی اش قابل توجه می توانست باشد. او فردی موفق محسوب می شد، حداقل موفقیتی که معیار قدرتمندان و ثروتمندان بود.

شیطان با تقدیم قدرت به عیسی او را وسوسه کرد، “سلطنت بر همه ممالک دنیا،” قدرتی توام با شکوه و جلال و نفوذ. 

“اگر تو مرا پرستش کنی،” شیطان می گوید

“همه اینها را به تو خواهم داد.”

این وسوسه بیماری مهلک آنهایی است که در خدمت قدرت اند و در خدمت غرور و حرص و طمع که، همانطور که پیامبر عاموس می گوید،   

“حکمرانی خشونت” را تسریع می کنند.

با این وجود این نیروهای بدخواه خطرناکترین آنها نیستند.

“وقتی که من یک خاخام در جامعه یهودی در برلین تحت رژیم هیتلر بودم… مهمترین درسی که تحت آن شرایط غم انگیز یاد گرفتم این بود که تعصب و تنفر مبرم ترین مسائل نیستند، خاخام یواخیم  پرینز می گوید:

“مبرم ترین و ننگین ترین، شرم آورترین، غم انگیزترین مسئله سکوت است.”

مصلوب شدن جولیان یک نمایش عمومی است. پنهانی نیست. علیرغم آن، ما به آن منفعلانه نگاه می کنیم. برای اعتراض به خیابان ها نمی ریزیم. ما دژخیمان۱۱ را محکوم نمی کنیم، شامل دونالد ترامپ و جو بایدن. با سکوتمان به مصلوب شدن او رضایت می دهیم. دبلیو. اچ. اودن در “موزه هنرهای زیبا” می نویسد:

درباره‌ی درد هرگز نغلزیدند***

دیرینه نگارگران بزرگ؛

چه نیک دریافتند جایگاه انسانی آن را

و چگونگی رخدادش را

آن‌گاه که دیگری آسوده می‌خورد و می‌آشامد

یا پنجره‌ای می‌گشاید

یا نابردبارانه در پیش می‌گیرد

راه خویش را.

چه نیک نقش بستند

پارسایان سالخورده را در انتظار معجزه‌ی میلاد

آن گاه که کودکان، بی‌اعتنا

بر برکه‌ی یخ‌بسته‌ی بیشه‌زار می‌خرامیدند.

نگارگران زبردست هرگز از یاد نبردند

آن گاه که مسیحا را

بر صلیب برکشیده بودند

سگ‌ها سگانه می‌زیستند

و اسب دژخیم پشتش را که می‌خارید

به درختی می‌مالید آن سوتر.

بنگرید «ایکاروس» بروگل را

چه آسان همه بی‌اعتنایند به فاجعه

و چه آسان از آن روی‌برگردان:

شاید کشتکار صدای برخوردی را شنیده بود به آب

و نیز فریاد فراموش‌شده‌ای را،

مگر چه بود

که بخواهد دست کشد از شخم زدن؛

آفتاب نیز بی‌اعتنا

بر پاهایی که فرومی‌رفتند در دریا

می‌تابید؛

بی شک سواران سبکبار کشتی اشرافی

رخداد خارق‌العاده را دیده بودند:

پسری کز آسمان فرو می‌افتاد؛

لیک کشتی‌شان می‌بایست جایی می‌رفت

و آرام آرام دور گشتند.

فداکاری، از خودگذشتگی، بهای پرداختی برای زهد و پارسایی است. اما افراد معدودی آمادگی پرداخت آن هزینه را دارند. ما ترجیح می دهیم وقتی که درد را می بینیم از آن روی برگردانیم، وقتی که پسری از آسمان فرو می افتد. و آن بی تفاوتی ماست، و بی تفاوتی ما، مشارکت ماست که همه پیامبران را محکوم می کند. 

“اما صلح چه بهایی دارد؟” کشیش رادیکال پدر دانیال بریگان۱۲، که در خلال جنگ ویتنام به خاطر آتش زدن۱۳ سوابق مشمولین دو سال در زندان فدرال گذراند، در کتابش “هیچ مانعی سد راه شجاعت” سوال می کند:

“من وقتی که به هزاران انسان خوب، نجیب، و صلح دوستی که می شناسم فکر می کنم، در شگفتم. چند نفر از آنها به آن مرض بیهوده عادی بودن مبتلا هستند که، حتی وقتی اعلام حمایت از صلح می کنند، دستهایشان با یک اسپاسم غریزی … به طرف آسایششان، خانه شان، ایمنی شان، درآمدشان، آینده شان، برنامه هایشان دراز می شود – آن پنج ساله ادامه تحصیل، آن ده ساله رشد شغلی، آن برنامه بیست ساله رشد خانوادگی و وحدت، آن برنامه پنجاه ساله زندگی نجیبانه و مرگ طبیعی محترمانه. ‘البته، بگذارید که صلح داشته باشیم،’ ما فریاد می زنیم، ‘اما همزمان بگذارید که زندگی عادی داشته باشیم، بگذارید که هیچ چیز از دست ندهیم، بگذارید زندگی ما دست نخورده بماند، بگذارید که با زندان، شهرت بد، اختلال در روابط غریبه باشیم.’ و از آنجا که ما باید به این دست یابیم و از آن نگهداری کنیم، و از آنجا که به هر بهایی امیدهای ما باید روی برنامه پیش برود، و از آنجا که بی سابقه است که در راه صلح شمشیری فرود آید و آن وب ظریف و حیله گرانه ای که زندگی ما ساخته است فرو بپاشد، از آنجا که بی سابقه است که انسان های خوب متحمل بی عدالتی شوند یا خانواده ها از هم جدا شوند یا آنها بدنام شوند – به خاطر این ما فریاد می کشیم صلح و فریاد می کشیم صلح، و صلحی وجود ندارد. صلحی وجود ندارد چون صلح طلب وجود ندارد. سازندگان یا خالقین صلح وجود ندارند چون برقراری صلح هزینه اش حداقل به اندازه برپا کردن جنگ است – به همان اندازه بحرانی، به همان اندازه مخرب، به همان اندازه مستعد یا متمایل به آوردن رسوایی و زندان و مرگ.”

پذیرش و تحمل سختی ها و زندگی در محور حقیقت، درباره جستجوی خوشبختی نیست. درباره توهم۱۴ پیشرفت اجتناب ناپذیر انسان نیست. درباره دستیابی به ثروت، شهرت یا قدرت نیست. مستلزم فداکاری است. درباره همسایه ماست. ارگان های امنیتی کشور تو را زیر نظر دارند و آزار۱۵ می دهند. در مورد فعالیت های تو پرونده های عظیمی۱۶ گردآوری می کنند. آنها زندگی تو را مختل می کنند. آنها تو را به زندان می اندازند، حتی وقتی که، مثل جولین، مرتکب جنایتی نشده باشی. روایت جدیدی نیست. بی تفاوتی ما به شیطان هم تازگی ندارد؛ شیطان محسوس را در مقابل خود می توانیم ببینیم. 

در مطالعه کتاب مقدس عبری ما روایت پیامبر ارمیای نبی را می شنویم. او، مثل جولیان، فساد و حرص جنگیدن به وسیله قدرتمندان را افشا کرد. او از در پیش بودن فاجعه ای اجتناب ناپذیری که به خاطر زیر پا گذاشتن پیمانی که با خدا بسته شده است هشدار داد. او بت پرستی، فساد پادشاهان، کشیش ها و پیامبران کاذب  را محکوم کرد. ارمیای نبی دستگیر شد، کتک خورد و تحت پیگرد قرار گرفت. او از ایراد خطبه ممنوع شد. به جان او سوء قصد شد. بعد از فتح مصر به وسیله بابلیان، یهودیه خود را برای جنگ آماده کرد، ارمیای نبی پندی داد که در آن به پادشاه اخطار می دهد صلح را حفظ کند. پادشاه صدقیا آن را رد کرد. بابلیان اورشلیم را محاصره کردند. ارمیای نبی دستگیر و زندانی شد. بعد از تسخیر اورشلیم او بوسیله بابلیان آزاد شد اما به مصر تبعید شد، جایی که، بر طبق سنت کتاب مقدس، سنگسار شد.

ارمیای نبی، مثل جولیان، این را درک کرد که جامعه ای که توانایی گفتن حقیقت را منع کند توانایی زندگی عادلانه را خاموش می کند. 

بله، همه ما که جولیان را می شناسد و تحسین می کند عذاب طولانی۱۷ او و خانواده اش۱۸ را  تقبیح می کند. بله، ما در خواست می کنیم که بسیاری از بی احترامی ها و بی عدالتی هایی که در حق او شده است خاتمه یابد. بله، ما به شجاعت و صداقت او احترام می گذاریم. اما نبرد برای آزادی جولیان همیشه به مراتب بیشتر از اذیت و آزار یک ناشر بوده است. مهمترین نبرد۱۹ برای آزادی مطبوعات و حقیقت در عصر ماست. و اگر این نبرد را ما ببازیم، نه فقط برای جولیان و خانواده اش ویرانگر خواهد بود، بلکه برای همه ما. 

ستمگران، از زمان های مقدس تا بحال، حکم قانون را منحرف یا معکوس کرده اند. آنها قانون را تبدیل به ابزاری برای بی عدالتی کرده اند. جنایت هایشان را با مشروعیت کاذب می پوشانند. از زرق و برق های دادگاه ها و محاکمات برای پنهان کردن جنایاتشان استفاده می کنند. افرادی که مثل جولین آن جنایات را برای مردم افشا می کنند خطرناک هستند، چرا که بدون مستمسک مشروعیت ستمگر اعتبارش را از دست می دهد و  به جز ترس، تهدید و خشونت در زرادخانه اش چیز دیگری ندارد.                        

کمپین طولانی بر علیه جولین و ویکی لیکس دریچه ای است بر فروپاشی حاکمیت قانون، خیزش آنچه که فیلسوف سیاسی شلدون وولین آن را نظام “رژیم تمامیت خواهی وارونه” خطاب۲۰ می کند، شکلی از تمامیت خواهی که افسانه های دموکراسی قدیمی سرمایه داری را حفظ می کند، شامل نهادها، شمایل نگاری، نمادهای وطن دوستی و رتوریک هایش (لفاظی)، اما ساختار و کنترل درونی را در اختیار شرکت های چند ملیتی گذاشته است.

در طی رسیدگی به استرداد جولیان تحت نظارت قاضی ونسا باریستر من در دادگاه لندن بودم، نسخه به روز شده ای بود از ملکه قلب ها در “آلیس در سرزمین عجایب،” آنها خواستار حکم قبل از اعلام رای هیئت منصفه بودند. یک نمایش مسخره قضایی بود. هیچ مبنای قانونی برای نگهداری جولین در زندان وجود نداشت. هیچ مبنای قانونی برای محاکمه او وجود نداشت، یک شهروند استرالیایی تحت قانون جاسوسی آمریکا به دادگاه کشانده شده بود. سازمان سیا از طریق کمپانی اسپانیایی، یو سی گلوبال، که قرارداد نصب سیستم امنیت سفارت را به عهده گرفته بود، از جولین جاسوسی۲۱ می کرد. این جاسوسی شامل۲۲ ضبط مکالماتی که حق ویژه جولین با وکلای خودش در مورد دفاعیاتش بود می شد. این  عمل به تنهایی رسیدگی به محاکمه او را باطل می کرد. جولین در یک زندان با امنیت بالا نگهداری می شود طوری که آنهایی که او را به اسارت گرفته اند، همانطور که نیلز ملزر، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور شکنجه تایید کرد۲۳، به توانند به بدرفتاری تحقیرآمیز و شکنجه او ادامه دهند به این امید که منجر به از هم پاشیدگی روانی او، شاید هم فیزیکی او، به شود. 

دولت آمریکا به جیمز لوئیس، وکیل دعاوی لندن، رهنمود می داد. لوئیس این رهنمودها را به ونسا باریت سر قاضی رسیدگی به پرونده جولیان منتقل می کرد. ونسا باریستر آن رهنمودها را به عنوان تصمیم قانونی اش قبول می کرد. یک پانتومیم قضایی بود. لوئیس و قاضی رسیدگی به پرونده اصرار داشتند که آنها قصد جرم انگاری روزنامه نگاران و محدود کردن آزادی بیان  را نداشتند در حالی که مشغول بوجود آوردن چارچوب قانونی برای جرم انگاری روزنامه نگاران و محدود کردن مطبوعات بودند. به همین دلیل دادگاه لندن سخت در تلاش بود که موضوعات مطرح شده در دادگاه را از مردم به پوشاند؛ دسترسی به دادگاه را  محدود به تعداد انگشت شماری از ناظران کرد و دسترسی آنلاین را مشکل، و بعضا غیر ممکن، کرد. دادگاه، با نمایشی پر زرق و برق، مثال خوبی از یک سیستم قضایی انگلستان نبود و میدان لوبیانکا**** را بیاد می آورد. 

پیامبران خواهان عدالت در یک دنیای ناعادلانه هستند. آنچه که آنها می خواهند درخواستی افراطی نیست. در واقع در طیف سیاسی خواسته آنها محافظه کارانه محسوب می شود؛ یعنی بازگرداندن حکومت قانون. این خواسته ساده و بنیانی است و در یک دموکراسی رایج نباید تحریک آمیز باشد. اما تلاش برای زندگی توام با حقیقت در یک نظام استبدادی نقطه اوج سرکشی است. این حقیقت آنهایی را که در قدرت هستند به وحشت می اندازد.

معماران امپریالیسم، کارفرمایان جنگ، قانونگذاران تحت کنترل شرکت ها، شعبات قضایی و اجرایی دولت و مشاوران متملق۲۴ آنها در رسانه ها، مشروعیت قانونی ندارند. این حقیقت ساده را بگو و تو به حواشی دنیای رسانه ای ،مثل خیلی از ما، طرد می شوی۲۵. این حقیقت را اثبات کن، مثل جولین، چلسی منینگ، جرمی هاموند و ادوارد اسنودن که به ما اجازه دادند که نظری به کارهای درونی قدرت بیفکنیم، تو را تعقیب کرده۲۶ و به بند می کشند.

در اکتبر ۲۰۱۰، ویکی لیکس سیاهه های جنگ عراق را منتشر ساخت. سیاهه های جنگ جنایت های متعدد جنگی آمریکا را توضیح می دهد۲۷ – شامل۲۸ ویدئوهای به گلوله بستن۲۹ دو روزنامه نگار رویتر و ده فرد غیرنظامی دیگر در ویدیوی ” تلفات ناشی از آتش خودی،” شکنجه۳۰ روتین زندانیان عراقی، پنهان کردن۳۱ مرگ هزاران نفر غیر نظامی و کشتن۳۲ حدود ۷۰۰ نفر غیر نظامی که به پست های بازرسی آمریکایی ها بیش از حد نزدیک شده بودند. وکلای قوی حقوق مدنی لن وینگلاس و دوست خوب من مایکل راتنر۳۳ – که من او را برای دیدار جولین در سفارت اکوادور همراهی کردم – در یک آپارتمان استودیو در مرکز لندن جولیان را ملاقات کردند. کارت های بانکی شخصی جولین مسدود شده بودند. سه لپ تاپ رمزگذاری شده همراه با اسنادی که به تفصیل جنایات جنگی آمریکا را شرح می دادند از چمدان او در مسیر لندن ناپدید شده بودند. پلیس سوئد در حال ساختن پرونده ای بر علیه او بود که، همانطور که رانتر هشدار داد، در شرف استرداد جولین به آمریکا بود.

“ویکی لیکس و تو به شخصه با نبردی مواجه هستید که هم حقوقی و هم سیاسی است، “وینگلاس به جولین گفت.

“همانطور که از پرونده اسناد پنتاگون آموختیم، دولت آمریکا دوست ندارد حقیقت بیرون بیاید. و دوست ندارد که تحقیر شود. مهم نیست که نیکسون یا بوش یا اوباما، جمهوری خواه یا دموکرات در کاخ سفید باشند. دولت آمریکا تلاش خواهد کرد که از انتشار اسرار زشتش جلوگیری کند. و اگر آنها مجبور باشند که تو را همراه با متمم اول قانون اساسی و حقوق ناشران از بین ببرند، آنها مایل به انجام آن خواهند بود. ما معتقدیم که آنها به دنبال ویکی لیکس و تو، جولین، به عنوان ناشر، خواهند آمد.” 

“برای چه به دنبال من می آیند؟” جولین پرسید.

“جاسوسی،” وینگلاس ادامه داد.

“آنها بردلی منینگ را به خیانت تحت قانون جاسوسی ۱۹۱۷ متهم کردند. ما فکر نمی کنیم که این قانون شامل او به شود چرا که او جاسوس نیست بلکه افشاگر است. و ما فکر نمی کنیم شامل تو هم بشود چرا که تو یک ناشر هستی. اما آنها سعی خواهند کرد که منینگ را مجبور کنند که تو را به عنوان همدستش پیشنهاد کند.

برای چه به دنبال من هستند؟”

سوال این است.

آنها به خاطر شرارت های جولین در پی او نیستند، بلکه  به خاطر پرهیزکاری اش او را می خواهند.

بعد از اینکه او بیش از ۱۵۰۰۰ مرگ گزارش نشده غیر نظامیان عراقی را افشا کرد۳۴ به سراغ او آمدند؛ چون او شکنجه و بدرفتاری ۸۰۰ مرد و پسر، بین ۱۴ ساله تا ۸۹ ساله، را در گوانتانامو افشا کرد۳۵؛ چون او افشا کرد۳۶ که هیلاری کلینتون در سال ۲۰۰۹ به دیپلمات های آمریکایی دستور داد که از دبیر کل سازمان ملل بان کی-مون دیگر نمایندگان چین، فرانسه، روسیه، و انگلستان جاسوسی کنند، که شامل بدست آوردن دی ان ای، اسکن عنبیه چشم، اثر انگشت، رمز های عبور شخصی بود (بخشی از طرح طولانی نظارت غیر قانونی که شامل استراق سمع دبیر کل سازمان ملل کوفی عنان در هفته های منتهی به حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳)؛ چون او باراک اوباما، هیلاری کلینتون و سیا که از کودتای نظامی سال ۲۰۰۹ در هندوراس حمایت کردند و رئیس جمهور، مانوئل زلایا را که بطور دموکراتیک انتخاب شده بود برکنار کرده و رژیم نظامی آدمکش و فاسد را جانشین او کردند را افشا کرد؛ چون او جرج دبلیو بوش، باراک اوباما و ژنرال دیوید پترائوس را افشا کرد که جنگی را در عراق پیگیری کردند که مطابق پسا – قوانین نورنبرگ به عنوان جنگ جنایی تجاوزکارانه تعریف شده است، یک جنایت جنگی؛ آنها اجازه  صدها ترور هدفمند۳۷ را صادر کرده اند، شامل شهروندهای آمریکایی در یمن، و بطور مخفیانه با موشک، بمب، پهباد به یمن حمله کرده اند۳۸، و تعداد زیادی از غیر نظامیان را کشته اند؛ چون جولین متن سخنرانی های هیلاری کلینتون را که برای گولدمن ساکس ارائه داده بود افشا کرد. کلینتون ۶۷۵۰۰۰ دلار از گولدمن ساکس دریافت کرده بود، پولی که فقط آن را می توان رشوه در نظر گرفت، و بطور خصوصی به سران کورپورتها اطمینان داد۳۹ که او از خواسته آنها پیروی خواهد کرد در حالی که همزمان قول بهسازی و تعدیل امور مالی را می داد؛ چون او افشا کرد۴۰ که چگونه سیا و آژانس امنیت ملی  با استفاده از ابزار هک کردن به طور کامل به دولت اجازه می دهد که بر تلویزیونها، کامپیوترها، تلفن های هوشمند و نرم افزارهای ضد ویروس ما نظارت کند، به دولت اجازه می دهد که مکالمات، تصاویر، اس ام اس های شخصی، حتی اپلیکیشن های رمزگذاری شده  را ضبط  و نگهداری کند.

جولیان حقیقت را افشاء کرد. او به افشاگری حقایق آنقدر ادامه داد که دیگر تردیدی بر بومی بودن عدم مشروعیت، فساد و کذبی که طبقه حاکمه جهانی را تعریف می کند، وجود نداشت و به خاطر این حقایق آنها در پی جولین آمدند، همانطور که آنها به دنبال همه کسانی آمده اند که جرات برداشتن نقاب قدرت از چهره آن را داشتند. “رزای سرخ را هم حالا از دست داده ایم،” برتولت برشت بعد از کشته شدن رزا لوکزامبورگ نوشت. 

“او به فقرا گفت که زندگی درباره چیست، و بنابراین ثروتمندان او را ربودند.”

ما یک کودتای کورپورتی (شرکتی) را تجربه کرده ایم، جایی که فقرا و مردان و زنان زحمتکش به بیکاری و فقر کشانده شده اند ، جایی که جنگ، سفته بازی مالی و نظارت داخلی تنها بیزینس دولتی است، جایی که حتی دیگر حقوق مربوط به حکم احضار به دادگاه وجود ندارد، جایی که، ما، به عنوان شهروندان، چیزی به جز کالاهایی برای نظام قدرت کورپورت نیستیم، وجود ما صرفا برای بهره برداری، سرکیسه کردن و دور انداختن می باشد.

امتناع کردن از: مبارزه، حمایت از ضعیفان، ستمدیدگان و دردمندان، نجات سیاره از نابودی زیست محیطی، تقبیح جنایات طبقه حاکمه داخلی و جهانی، درخواست عدالت، زندگی کردن در حقیقت، مثل دچار شدن به نفرین قابیل و حمل علامت قابیل است. قدرتمندان باید خشم ما را احساس کنند، و این به منزله فعالیت های دائمی نافرمانی مدنی انبوه است، به منزله فعالیت های دائمی اخلال سیاسی و اجتماعی است، چرا که سازماندهی قدرت از پایین تنها قدرتی است که ما را نجات خواهد داد و تنها قدرتی است که جولین را آزاد  خواهد کرد. سیاست یک بازی ترساندن است. وظیفه اخلاقی و مدنی ما این است که آنهایی را که در قدرت هستند عمیقا به ترسانیم.

طبقه حاکم جنایتکار همه ما را در چنگال مرگ گرفتار کرده است. قابل اصلاح نیست. حکومت قانون را لغو کرده است. حقیقت را می پوشاند و تحریف می کند. در پی تحکیم قدرت و ثروت تکاندهنده اش است. اما برای دستیابی به آن، ما باید، همانطور که جولین انجام داده است، به شیوه همه پیامبران، صلیب را برداریم و وزن مهیب آن را بر دوشمان تحمل کنیم. 

“این صلیبی است که ما باید در راه آزادی مردم خود بر دوشمان حمل کنیم…” مارتین لوتر کینگ جونیور به ما یادآوری می کند:

“صلیبی را که ما حمل می کنیم بر تاجی  که بر سر داریم مقدم است. برای مسیحی بودن، فرد باید صلیب را بردارد، با همه حجم آزار دهنده و مملو از تشنج و آن را حمل کنیم تا علائمش روی ما بماند و ما را از گناهان ما رها کند، به آن روش عالی تری که از طریق رنج کشیدن میسر است…وقتی که من صلیب را برداشتم، معنی آن را درک کردم… صلیب آن چیزی است که تو حمل می کنی، و در نهایت در زیر آن می میری.”

 “امید دو دختر زیبا دارد،” آگوستین می نویسد:

“اسم آنها خشم و شجاعت است؛ خشم بر علیه اوضاع به اشکالی که هستند، و شجاعت دیدن اینکه اوضاع به اشکالی که هستند باقی نمی مانند.”

کسانی که به اعتقاداتشان با خلوص نیت و بطور دائم، به حقیقت، پایدار می مانند، آنطور که امیل دورکیم آن را درک می کرد، فقط کسانی نیستند که حقایق جدیدی را که دیگران آن را نمی فهمند می بینند، بلکه مردان و زنانی هستند، که مجذوب جنون والایی شده اند، که نیروی متعالی آنها را حرکت می دهد و به آنها اجازه تحمل رنج های هستی را می دهد یا اجازه می دهد بر آنها غالب شوند.

دوست من جولین در حال رنج کشیدن است. او به خاطر گناهان و بی تفاوتی ما رنج می کشد. همانطور که خاخام هشل یادآوری می کند، “بعضی ها مقصرند، اما همه مسئول هستند.” دو گزینه وجود دارد. ما در سمت حقیقت، برای جولین و آزادی او می ایستیم. ما شجاعت مسئولیت پذیری را پیدا می کنیم، صلیب را بر می داریم. یا اینکه ما همدست شب تیره ستم کورپورت هستیم که همه ما را در تاریکی فرو خواهد برد.

“خدای رحمت و خدای عظمت

قدرتت را در مردمت جاری ساز

تاج داستان کلیسای باستانی ات را، 

شکوفه اش را به گلی با شکوه تبدیل کن.

به ما معرفت عطا کن، به ما شجاعت عطا کن، 

برای رویایی با این ساعت

برای رویارویی با این ساعت

آمین”

منبع:

https://mronline.org/2023/08/22/the-crucifixion-of-julian-assange/

* ترجمه شعر از احمد شاملو

**کنسول ها دو کلانتر در روم باستان بودند که هر ساله انتخاب می شدند و مشترکا اقتدار عالی مدنی و نظامی را اعمال می کردند. کنسول روم پس از دیکتاتوری مهمترین منصب در جمهوری روم محسوب می شد.

*** ترجمه شعر از محمد رجب‌ پور

**** ساختمانی در ضلع شرقی میدان لوبیانکا که سازمان امنیت اتحاد جماهیر شوروی در آنجا پایه گذاری شد.

Notes

۱. https://en.wikipedia.org/wiki/Krister_Stendahl

۲. https://www.plough.com/en/topics/faith/what-are-prophets-for

۳. https://wikileaks.org/wiki/Leaked_Files

۴. https://www.thebureauinvestigates.com/projects/iraq-war-logs

۵. https://wikileaks.org/irq/sort/type/criminal_event_0.html

۶. https://www.wikileaks.org/wiki/Afghan_War_Diary,_2004-2010

۷. https://www.theguardian.com/us-news/2020/jun/15/all-lies-how-the-us-military-covered-up-gunning-down-two-journalists-in-iraq

۸.https://wikileaks.org/wiki/Corruption_exposed_at_network_of_22_US_and_Canadian_children%27s_hospitals

۹. https://wikileaks.org/wiki/WikiLeaks:Submissions#Suppression_of_free_speech_and_a_free_press

۱۰. https://www.britannica.com/topic/Doctor-Faustus-play

۱۱. https://scheerpost.com/2021/12/13/hedges-the-execution-of-julian-assange/

۱۲. https://www.commondreams.org/views/2016/05/09/bearing-cross-life-and-death-daniel-berrigan

۱۳. https://youtu.be/f5qGuYxN7lQ

۱۴. https://www.amazon.com/Death-Liberal-Class-Chris-Hedges/dp/1568586795

۱۵. https://chrishedges.substack.com/p/the-chris-hedges-report-podcast-with-482#details

۱۶. https://chrishedges.substack.com/p/the-democratic-partys-crucifixion

۱۷.https://www.ohchr.org/en/press-releases/2020/12/united-kingdom-un-expert-calls-immediate-release-assange-after-10-years

۱۸. https://chrishedges.substack.com/p/the-chris-hedges-report-podcast-with-5bc#details

۱۹.https://consortiumnews.com/2021/10/28/chris-hedges-the-most-important-battle-for-press-freedom-in-our-time/

۲۰. https://www.youtube.com/watch?v=YjfKosDBOzQ&t

۲۱.https://english.elpais.com/international/2023-07-18/spanish-company-that-spied-on-assange-allegedly-informed-cia-about-meetings-held-by-latin-american-leaders.html

۲۲. https://thegrayzone.com/2020/05/14/american-sheldon-adelsons-us-spy-julian-assange/

۲۳. https://www.republik.ch/2020/01/31/nils-melzer-about-wikileaks-founder-julian-assange

۲۴. https://chrishedges.substack.com/p/journalists-abandoned-julian-assange

۲۵. https://chrishedges.substack.com/p/the-democratic-partys-crucifixion

۲۶.https://theintercept.com/2014/02/18/snowden-docs-reveal-covert-surveillance-and-pressure-tactics-aimed-at-wikileaks-and-its-supporters/

۲۷. https://www.thebureauinvestigates.com/projects/iraq-war-logs

۲۸. https://collateralmurder.wikileaks.org/

۲۹. https://www.youtube.com/watch?v=O5HCZfAWCjE&t=60s

۳۰. https://wikileaks.org/gitmo/

۳۱. https://www.aljazeera.com/amp/news/2010/10/23/iraq-files-reveal-checkpoint-deaths

۳۲. https://www.aljazeera.com/amp/news/2010/10/23/iraq-files-reveal-checkpoint-deaths

۳۳. https://en.wikipedia.org/wiki/Michael_Ratner

۳۴. https://amp.theguardian.com/world/2010/oct/22/true-civilian-body-count-iraq

۳۵. https://wikileaks.org/gitmo/

۳۶. https://www.theguardian.com/world/2010/nov/28/us-embassy-cables-spying-un

۳۷. https://wikileaks.org/cia-hvt-counterinsurgency/press-release.html

۳۸ https://www.theguardian.com/world/2010/dec/03/wikileaks-yemen-us-attack-al-qaida

۳۹. https://theintercept.com/2016/10/07/excerpts-of-hillary-clintons-paid-speeches-to-goldman-sachs-finally-leaked/

۴۰. https://wikileaks.org/ciav7p1/

درباره کریس هجز 

کریس هجز،روزنامه نگار برنده جایزه پولیتزر، برای پانزده سال گزارشگر خارجی نیویورک تایمز بود که به عنوان رئیس دفتر روزنامه در خاورمیانه و رئیس دفتر در بالکان مشغول به کار بود. 

رژیم تمامیت خواه totalitarian

وارونه inverted 

https://akhbar-rooz.com/?p=215304 لينک کوتاه

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز


0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x