پنجشنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۳

پنجشنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۳

چپ نمایی در زمینه سلامت، سوالهای سخت از پزشکیان – مزدک دانشور

اعتراضات پاییز و زمستان ۱۴۰۱ و فرونشستن آن بر من، همچون بسیاری از نیروهای چپ، فرصتی بود که به بازخوانی و تامل در آنچه گذشت و در آنچه خواهد آمد بپردازیم. در این تامل به این نتیجه رسیدم که پدیدار شدن نیروهای فاشیست و راست افراطی در مصادره اعتراضات به خصوص در خارج از کشور، بیش از آنکه توان تشکیلاتی سلطنت طلبان را برساند، نشانه هایی از استیصال در جامعه ماست. پدیدار شدن انگاره های موعودگرایانه که کسی می آید و ما را با کمترین هزینه و درد از دست «این ها» نجات می دهد، نشانگر جامعه ای است که به توان خود ناآشناست. استیصال آنچنان زمین گیرش کرده که فقط می تواند دهان به ناسزا و نفرین باز کند و در انتظار موعود بنشیند.

اما با ظاهر شدن اصلاح طلبان در انتخابات زودهنگام و تغییر ناگهانی برخی افرادی که تا دیروز چنان از مهسا و نیکا صحبت می کردند که فکر می کردی خویشاوند درجه یک آن نازنینان هستند، به سمت اصلاح طلبی؛ انگاره های بدبینانه مرا تایید کرد. در حقیقت ناگزیری های تاریخی چنان برخی از عزیزان مرا در خود فشرده است که در چهره هرکسی که می آید و چند کلامِ مساعد می زند، نجات بخشی می بینند. یا به قول سیدعلی صالحی، شاعر نیک اندیش ما: «فکر می کنند که هرکس از آب سخن می گوید، حتمن از اولیای باران است!»

در راستای همین گرایش تازه به اصلاح طلبی در بخشی از طبقه متوسط، یکی از دوستان خوب من یک بخش از مناظره پزشکیان را برای من فرستاد که در آن از مخالفتش در کالایی سازی بهداشت و سلامت سخن می گفت. سخنان او به نظرم چپ نمایانه و حتی تخیلی آمد.

من در انتظار روزی هستم که یک چپگرا نیز در یک انتخابات آزاد بتواند در میان کاندیداها بنشیند و با آنها محاجه کند و تقلبی بودن برنامه های آنها را در یک برنامه زنده به رخ بکشد. اما تا آن زمان به عنوان فردی که سالهاست نظام سلامت ایران را رصد می کنم، از جانب چپ سوالاتی را مطرح می کنم تا میزان تخیلی بودن آن مشخص شود. و از آنجا که فرصت انتخابات محدود است، این سوالات را از تاریخ شروع می کنم تا ریشه های چپ ستیز پزشکیان را بهتر نشان دهم.

۱. اجازه بدهید به اواخر اردیبهشت ۱۳۵۹ بروم. هاشمی رفسنجانی به دانشگاه تبریز رفته است. چند دانشجوی چپگرا سوالاتی را مطرح می کنند. اما رفسنجانی جوابی برای آنها ندارد. جلسه برهم می خورد و رفسنجانی که برتری نیروهای چپ را در دانشگاه می بیند برنامه «حسن آیت» را کلید می زند. انجمن های اسلامی با حمایت نیروهای مسلح به دانشگاه می ریزند و دفاتر سازمانهای چپ را برهم می ریزند و آنها را اخراج می کنند. پزشکیان در آن موقع به همین هیات رقیب فعلی اش (و احمدی نژاد در آن دوره) بود. با صورت دژم و ریش به هم ریخته و تسبیح و انگشتر عقیق و یقه بسته. او باید پاسخ بدهد که در آن موقع با دانشجویان چپگرا چه کرده است. در کدام کمیته شورای انقلاب فرهنگی بوده و در خشونت ها چه نقشی داشته است.

۲. علاوه بر این مگر نیروهای مارکسیست بیشترین نزدیکی را در رویکرد اقتصادی او به بهداشت و سلامت نداشتند؟ اصلا مگر اصل ۲۹ قانون اساسی (در زمینه حق سلامت) و اصل ۴۴ قانون اساسی (در زمینه دولتی بودن بیمه ها) پیشنهاد این نیروها نبود؟  پس چرا آقای پزشکیان دانشجویانی که از نظر فکری به او نزدیک بودند و حاضر به همه گونه فداکاری برای بیماران و محرومان بودند را از دانشگاه اخراج کرده و یا آنها را به دستگاههای اطلاعاتی تازه تاسیس معرفی کرده است؟

۳. پزشکیان ورودی قبل از انقلاب به رشته پزشکی است. یعنی با رانت رزمندگان و بسیجیان و …به دانشگاه قدم نگذاشته است. اما باید پاسخ بدهد که چگونه پس از فارغ التحصیلی در سال ۱۳۶۴ به تدریس فیزیولوژی در دانشگاه تبریز پرداخته است؟ چگونه یک دکتر عمومی طرح نرفته به سرعت به عنوان مربی در دانشگاه پذیرفته می شود؟ آیا پذیرش دوره های تخصصی و فوق تخصصی ایشان به سابقه رزمندگان ایشان مربوط است؟ آیا دوره هایی که در هاروارد و تایلند دیده است به خاطر شایستگی های دانشگاهی اش بوده است و در آزمونی برای آن شرکت کرده است؟ من سوالی در مورد ریاست دانشگاه تبریز ندارم چون شکی ندارم که این مناصب را جز با نزدیکی به اصحاب قدرت (احتمالا اینجا دکتر مرندی) نمی توان به دست آورد.

۴. ایشان مدعی است که طرح پزشک خانواده را در دولت اول خاتمی (۱۳۷۸) تهیه کرده است. ایشان باید توضیح بدهد که چگونه معاون بهداشتی طرح درمانی تهیه کرده است. دوم اینکه باید توضیح بدهد که اگر خودش طراح این برنامه بوده چرا پس از رسیدن به وزارت (در سال ۱۳۸۰) این طرح را دنبال نکرده است؟ علاوه بر این ایشان باید پاسخگو باشد که با طرح خودگردانی بیمارستانها، طرح یاس و برون سپاری و پیمان سپاری خدمات بهداشتی (واکسیناسیون و…) چه نسبتی داشته است و چرا در دوران وزارت او این طرحها ادامه پیدا کرده است؟

۵. ایشان باید توضیح بدهد که وقتی در مجلس بوده در رابطه با تفسیر مخالف نص اصل ۴۴ چه کرده است؟ اصلی که بر دولتی بودن بیمه های سلامت تاکید داشته است، دچار تغییرات غیرقانونی شده بود و ایشان به عنوان نماینده مردم چه تذکرات قانونی برای حفظ و نگهداری بیمه های سلامت در زیر چتر دولت داده بود؟ آن موقع هم ایشان به غیرکالایی بودن حقوق سلامت باور داشتند؟

۶. ایشان باید توضیح بدهد که وقتی دوستان جراحش طرح تحول سلامت را روی میز گذاشتند و توزیع پول را به نفع ۱۰ درصد مشاغل بیمارستانهای دانشگاهی و دولتی تضمین کردند، ایشان چه واکنشی داشتند. وقتی نتایج این برنامه نئولیبرال مشخص شد؛ آیا در کنار دوستان جراحشان در بیمارستان هزارتختخوابی ایستادند یا در کنار پرستاران و دیگر اقشار محروم و زحمتکش؟

۷. ایشان باید به مخاطبانش توضیح بدهد که وقتی دستور عدم واردات واکسن های آمریکایی و انگلیسی از بالا صادر شد، ایشان به قسم پزشکی شان وفادار ماندند؟ ایشان به عنوان نماینده مجلس و یک پزشک معروف و صاحب صدا به صاحبان امر تذکر دادند یا ساکت ماندند؟ این شرافت پزشکی که اینقدر به آن می بالند را در بزنگاههایی که مردم به آن نیاز داشتند به کار گرفتند و یا فقط پز آن را می دهند؟

۸. ایشان باید توضیح بدهد که با حضور نئولیبرالهای افراطی چون آخوندی و فاضلی و جلایی پور در تیم خودش، چگونه می خواهد برنامه های چپگرایانه در زمینه سلامت را اجرا کند؟ ایشان که در مناظره ها حل همه مشکلات را به دست بازار می دهد، باید توضیح بدهد که چگونه می توان در کنار بازار دور نظام سلامت را دیوار کشید و از کالایی شدن آن جلوگیری کرد؟

۹. در آخر اینکه یک خواهش شخصی هم از ایشان دارم. آیا امکان دارد از دکتر محمد فاضلی، نواده فاضل نراقی، بپرسند که وقتی در آبان ۹۸ مردم را سلاخی می کردند، ایشان در چه جایگاهی بودند؟ آیا آن موقع هم میکروفن را به میدان پرت و رگ گردن برجسته می کردند؟

بسیاری از سوالات من تخصصی است. یعنی می خواهم بدانم پزشکیان با نظام بیمه تکمیلی و خصوصی، هزینه های پرداخت از جیب، نظام پرداخت مبتنی بر خدمات و نظام تقسیم منابع مالی در بیمارستانهای دولتی و دانشگاهی چه می کند؟ اما این ها سوالاتی نیست که بتوان در یک مناظره تلویزیونی پرسید، بلکه نیاز به کارگروههای تخصصی است. 

با این همه، این سوالهایی که پرسیدم را چپ های پشیمانی چون فرخ نگهدار و ملیحه محمدی از پزشکیان نمی پرسند. بخشی به خاطر اینکه نگاه انتقادی اش را از دست داده اند. بخشی به خاطر اینکه سواد تخصصی ندارند. سال ها در خارج ماندن و نقش سیاسی خود را در حمایت از این و آن دیدن نتیجه اش همین نابینایی اکتسابی می شود. قصد توهین ندارم. اما به نظرم نقطه قوت چپ دیدگاه انتقادی اش است که متاسفانه چپ پشیمان آن را از دست داده است و به گرم کردن تنور انتخابات مشغول…

و این نگرانی می ماند که وقتی ما این سوال های سخت را نپرسیم، دو دهه دیگر آیا این امکان وجود ندارد که سعید جلیلی را بزک کنند و با چهره ای جذاب و شیک در مقابل یکی بدتر از خودش بنشانند و ما را به دوقطبی بد و بدتر مشغول؟ درست مثل احمدی نژاد بوتاکس زده و چهره بازکرده؟ لطفا این را چپ پیشمان پاسخ بدهد که یارانه های نقدی احمدی نژاد را تحسین می کرد و آن را چپگرایی می دانست!!

https://akhbar-rooz.com/?p=245209 لينک کوتاه

1.8 5 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

خبر اول سايت

آخرين مطالب سايت

مطالب پربيننده روز


0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x